توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    آرایه های ادبی درس آزادگی فارسی هشتم

    1 بازدید

    آرایه های ادبی درس آزادگی فارسی هشتم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    درس هشتم « آزادگی »فارسی هشتم

    1.تاریخ ادبیات


    نورالدین،عبدالرحمان جامی،بزرگترین شاعر و نویسنده عارف قرن9 ه.ق (اهل خراسان)است.وی در شهرهای هرات و سمرقند به کسب علم و ادب پرداخت و در علوم ادبی،دینی و تاریخی به کمال رسید.پس از آن به عرفان روی آورد و از عارفان بزرگ گردید.


    جامی در آثار خود از دو شاعر بزرگ و نامی پیروی کرده است:

    کتاب بهارستان که به پیروی از سبک نگارش گلستان سعدی،به نظم و نثر نوشته شده است.کتاب هفت اورنگ(سَلامان و اَبسال،یوسف و زلیخا،لیلی و مجنون،خِردنامه اسکندری،سلسلةُ الذَهَب،تُحفَةُ الاَبرار و سُبحَةُ الاَبرار)را به تقلید از پنج گنج حکیم نظامی در قالب مثنوی سروده است.

    دیگر آثار جامی عبارتند از:

    دیوان اشعارکتاب نَفَحات الاُنس به نثر که در مورد حالات و وقایع زندگی عارفان بزرگ نوشته شده است.


    2.تحلیل محتوایی و ساختاری

    این درس از کتاب سبحةُ الاَبرار(یکی از منظومه های هفت اورنگ)انتخاب شده است.شاعر با استفاده از روش مناظره به بیان نکته ای اخلاقی می پردازد.او معتقد است که آزادگی یعنی زیر منّتِ انسان هایی چون خود نرفتن،بالاترین نعمت الهی به بندگان است.


    به همین منظور،دو شخصیت داستان؛پیر خارکش و جوان را در فضا،مکان و زمانی نامعلوم به گفت و گو در می آورد و در نهایت پیر خارکش بر جوان برتری می یابد.


    شعر آزادگی،در قالب مثنوی است و به روایت حکایتی کوتاه می پردازد.پس بنا به نوع شخصیت و سخن او،باید با حالتی پندآمیز،نقل قول یا غرور و تحقیر خوانده شود.


    در این شعر،از واژه های کهن استفاده شده است.این واژه ها چند دسته هستند:


     واژه هایی که امروزه کاربرد ندارند: دَلق،جَیب


    واژه هایی که امروزه با معنای دیگری به کار می روند: نوازنده،دولت


    در این شعر از واژه های مخفف زیادی استفاده شده که عبارتند از: کِای،خموش،زین سان،زین.


    نکته دیگر استفاده از فعلها به شیوه قدیمی است: همی بُرد:می بُرد ـ بنهادی:نهاده ای


    به علاوه اگرچه از آرایه های زیادی استفاده شده اما شعر را از حالت روان و قابل فهم خارج نکردهاست.از این رو به اشعار روان و زیبای سعدی می مانَد.


    3.معنی واژه ها،نکات دستوری و آرایه ها

    خارکش پیری با دلق درشت / پشته ای خار همی برود به پشت
    خارکش :اسم مرکب ، خارکش پیری:پیرمرد خارکشی،صفت(خارکش)جلوتر از موصوف(پیر)آمده است.به علاوه واژه(پیر)صفتی است که جانشین اسم شده(مرد پیرِ خارکش=خارکش پیری)/دلق درشت:لباس پشمی خشن و فقیرانه/پُشته:توده/همی بُرد:می بُرد(ماضی استمراری )/خارکش،خار:مراعات نظیر،بین پشت و پشته :جناس ناقص افزایشی

    پیرمرد خارکشی که لباس پشمی کهنه ای پوشیده بود،توده ای خار را روی پشتش حمل می کرد.

    لنگ لنگان قدمی برمی داشت / هر قدم دانه شکری می کاشت
    لنگ لنگان:(قید حالت)آهسته آهسته/دانه شُکری: اضافه تشبیهی(شُکر به دانه تشبیه شده که کاشته می شود) قدمی و دانه :مفعول

    آهسته آهسته راه می رفت و هر قدمی که بر می داشت،خدا را شکر می کرد.

    کای فرازنده این چرخ بلند / وی نوازنده دل های نژند
    کِای:مخفف که اِی/فرازنده:آفریننده(صفت فاعلی جانشین موصوف)/چرخ بلند: استعاره ازآسمان/وی:مخفف وَ اِی/نوازنده:صفت فاعلی یعنی محبت کننده،مهربان/دلهای نژند:انسانهای غمگین . واژه آرایی« ن»

    با خود می گفت:ای خدای آفریننده این آسمان با عظمت و ای مهربانی کننده به انسانهای غمگین،

    کنم از جیب نظر تا دامن / چه عزیزی که نکردی با من
    جیب:یقه،در این جا:بالا/دامن:پایین لباس،در این جا:پایین/جیب،دامن:مراعات نظیر/عزیزی:عزت/نظر:نگاه/جیب تا دامن :مجازا تمام وجود ( مجاز جز به کل) تا ،با جناس ناقص حرفی

    از سر تا پای خودم را که نگاه می کنم،می بینم که چه قدر به من عزت و سربلندی داده ای.

    در دولت به رخم نگشاید / تاج عزت به سرم بنهادی
    در دولت گشودن : کنایه از خوشبختی ، دولت:اقبال و بخت/رُخ:چهره/تاج عزت:تشبیه دارد(عزت به تاج تشبیه شده)،بین تاج و سر : تناسب (مراعات نظیر)

    درِ خوش بختی را به سوی من باز کرده ای(مرا خوش بخت کرده ای) و تاج عزت رابر سرم گذاشته ای(مرا عزت داده ای).
    حد من نیست جنایت گفتن / گوهر شکر عنایت سفتن

    ثنا:ستایش کردن/گوهر شُکر عطایت سُفتَن: کنایه از سپاسگزاری ،گوهر شکر :اضافه تشبیهی (شکر نعمت به سُفتنِ مروارید) سفتن: سوراخ کردن

    من در حد و اندازه ای نیستم که تو را ستایش کنم(توانایی ستایش تو را ندارم) و نمی توانم (مروارید عطا و بخشش تو را سوراخ کنم)تو را شکر بگویم.

    نوجوانی به جوانی مغرور/ رخش پندار همی راند ز دور
    رخش:اسم اسب رستم،در این جا اسب/پندار:فکر و خیال/رخش پندار:اضافه تشبیهی (خیال به اسب)/ همی راند: می راند(ماضی استمراری) ویژگی سبکی/ز:مخفف از،پندار :بن مضارع از مصدر پنداشتن

    از دور،نوجوانی که به جوانی خود مغرور بود،در حالی که خیالاتی را در ذهن خود می پروراند،

    آمد آن شکرگزاری به گوش /گفت کای پیر خرف گشته خموش

    شکرگزاریش:ش به گوش پیرمرد بر می گردد و نقش مضاف الیه دارد/خِرِف:خِرِفت و کم عقل/پیر خرف گشته : ترکیب وصفی /خموش:ساکت شو

    صدای(شکرگزاری و درد دل با خدا)پیرمرد که به گوشش رسید،رو به پیرمرد کرد و گفت:«ای پیرمرد کم عقل،ساکت شو.

    خار بر پشت، زنی زین سان گام/دولتت چیست؟ عزیزیت کدام؟
    زنی...گام:راه می روی/زین سان:این طوری(با حالت تحقیر) دولت : به معنای خوشبختی که امروزه معنای هیئت اداره کننده کشور می باشد.

    این طوری،خار بر پشت راه می روی و این حرفها را می گویی؟بخت و اقبال چیست؟عزت کدام است؟(یعنی تو اقبال و عزت نداری)

    عزت ازخواری نشناخته ای/عمر درخار کشی باخته ای
      عزت،خواری:تضاد/نشناخته ای:نفهمیده ای/عمر در کاری باختن:کنایه از برای کاری عمر را هدر دادن/خوار،خار:جناس/عزت وعمر : مفعول

    تو فرق سربلندی و خواری را نفهمیده ای و عمرت را در راه خارکشی(حمل خار)هدر داده ای.»
    پیر گفتا که چه عزت زین به / که نیم بر در تو بالین نه

    گفتا:به او پاسخ داد/زین:از این/به:بهتر است/نیَم:نیستم/در:خانه/بالین:بستر،رخت خواب/بالین نِه:در این جا یعنی گدا کنایه از محتاج بودن

    پیرمرد پاسخ داد:«چه عزتی از این بالاتر که بر در خانه تو گدایی نمی کنم(به تو نیازمند نیستم).

    کای فلان چاشت بده یا شامم / نان و آبی که خورم و آشامم
    فلان:ضمیر مبهم،فلانی/چاشت:میان وعده صبح،در این جا:صبحانه/چاشت،شام:تضاد/نان و آب : مجاز جز به کل یعنی غذا/م در شامم: شام را به من بده متمم است

    و به دیگران نمی گویم که فلانی به من صبحانه یا شام بده و نانی بده که بخورم یا آبی بده تا بیاشامم.

    شکر گویم که مرا خوار نساخت/ به خیس چون تو مرا گرفتار نساخت
    خسی چون تو:تشبیه دارد(نوجوان به خس)/تو:به نوجوان بر می گردد/نساخت:نکرد

    خدا را شکر می کنم که مرا پست نکرد و به انسان پستی مثل تو گرفتار نکرد(مرا به آدم پستی مثل تو نیازمند نکرد).

    داد با این همه افتادگی ام/عز آزادی و آزادگی ام
    افتادگی:فروتن،در این جا:ناتوانی/عِزّ:عزّت و سربلندی/آزادی،آزادگی:جناس ناقص افزایشی و تناسب

    با این همه ناتوانی جسمی که دارم مرا آزاد و سربلند ساخته است.»

    منبع مطلب : asemaneab94.blogfa.com

    مدیر محترم سایت asemaneab94.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    متوسطه ای ها

    شامل معانی واژه ها _ معنای ابیات _قافیه و ردیف هر بیت _ آرایه های ادبی _ تاریخ ادبیات

    معنای واژه ها:

    خارکش :کسی که هیزم و خار برای سوزاندن جمع آوری می کند.
    دلق:لباس پشمی که فقیران می پوشیدند.
    لنگ لنگان:در حالی که پای او می لنگید.
    پشته خار :دسته ای خار که روی شانه و پشت خود آن را حمل می کنند.
    چرخ بلند:استعاره از آسمان است .
    نژند:اندوهیگن و غمناک
    دولت:سعادت
    حد:اندازه ،مقدار
    گوهر :از سنگ های قیمتی
    خار :بوته ی تیغ
    فرازنده :بالا برنده
    نوازنده :نوازش کننده
    جیب :گریبان ،یقه
    بنهادی :قرار دادی
    ثنا:ستایش،شکرگذاری
    عطا :بخشش
    سفتن:سوراخ کردن
    رخش:نام اسب رستم
    خرف:کم عقل
    خواری :پستی و حقارت
    خس:شخص پست و فرومایه ،ناچیز
    چاشت :صبحانه
    افتادگی :فروتنی ،تواضع
    آزادگی :جوانمردی ،اصالت
    مغرور :از خود راضی
    پندار:گمان ،خیال
    عزت :سرافرازی،سربلندی
    بالین:بستر ،بالش،آن چه در وقت خواب زیر سر می نهند.
    حرص:آز و طمع
    شام :وعده غذایی که شب خورده می شود.
    آزادی :رهایی


    معنای ابیات:

    بیت اول :خارکش پیری با دلق درشت /پشته ای خار همی برد به پشت

    قافیه:درشت ،پشت
    ردیف :ندارد

    دلق درشت :(ترکیب وصفی )
    درشت:ضخیم

    آرایه تناسب بین خارکش ،خار و پشته
    آرایه جناس :پشت و پشته
    همی برد :می برد (ماضی استمراری)

    معنی بیت :خارکش پیری با لباس کهنه ،پشته ای خار بر دوش خود گذاشته بود و آن را حمل می کرد.


    بیت دوم :لنگ لنگان قدمی بر می داشت /هر قدم دانه ای شکری می کاشت

    قافیه:برمی داشت ،می کاشت
    ردیف:ندارد

    لنگ لنگان:قید حالت
    آرایه تشبیه  (دانه ای شکر )
    شکرگذاری را به کاشتن دانه تشبیه کرده است.
    مشبه :شکر      مشبه به :دانه

    معنی بیت :در حالی که می لنگید و به آرامی راه می رفت ،در هر قدم خدا را سپاس می گفت .


    بیت سوم :کای فرازنده ی این چرخ بلند /وی نوازنده ی دل های نژند

    قافیه:بلند،نژند      ردیف :ندارد

    کای:مخفف که ای
    فرازنده :صفت فاعلی (فراز +نده)
    نوازنده :صفت فاعلی (نواز +نده)
    وی: و  ای
    دل های نژند:ترکیب وصفی
    چرخ بلند :استعاره از آسمان

    آرایه ترصیع

    معنی بیت :ای خدایی که این آسمان را برافراشته ای و ای کسی که آرامش دهنده ی دل های غمگین هستی .


    بیت چهارم:کنم از جیب نظر تا  دامن /چه عزیزی که نکردی با من

    قافیه :دامن ،من     ردیف :ندارد

    فعل :نظر کنم
    متمم:جیب
    متمم:دامن
    حروف اضافه:من ،از ،تا

    کنایه (از جیب تا دامن نظر کردن):کنایه از به احوالات خود  نظر کردن است.

    معنی بیت چهارم :وقتی که از سر تا پای خودم را نگاه می کنم ،می بینم که همه نوع بزرگواری و ارجمندی را به من بخشیده ای .


    بیت پنجم:در دولت به رخم بگشادی /تاج عزت به سرم بنهادی


    قافیه :بگشادی ،بنهادی  
    ردیف :ندارد

    آرایه های (تشبیه _ترصیع _تناسب)

    تاج عزت :اضافه ی تشبیهی
    عزت به تاج تشبیه شده.
    مشبه :عزت    مشبه به :تاج

    تناسب :بین تاج و سر
    ترصیع

    معنی بیت پنجم:در خوش بختی  و سعادت را در مقابل چشمان من باز کردی و ارجمندی و بزرگی را مانند تاجی بر سر من نهادی.


    بیت ششم :حد من نیست ثنایت گفتن /گوهر شکر عطایت سفتن

    قافیه :گفتن ،سفتن    
    ردیف :ندارد

    ثنایت:ترکیب اضافی(ثنا+تو)
    عطایت:ترکیب اضافی(عطا +تو)

    معنی بیت ششم :خدایا  من کوچک تر  از آن هستم که حمد و سپاس تو را بگویم .شکر گزاری تو مانند سوراخ کردن مراورید سخت و دشوار است که من شایستگی آن را ندارم


    بیت هفتم :نوجوانی به جوانی مغرور /رخش پندار همی راند ز دور
     
    قافیه:مغرور ،دور  
    ردیف :ندارد

    رخش:نام اسب رستم است اما در این جا به معنی اسب (رخش مجاز اسب)

    همی راند :ماضی استمراری

    آرایه های تشبیه و واج آرایی
    رخش پندار :اضافه تشبیهی
    خودپسندی به اسبی مانند شده

    مشبه :پندار    مشبه به :رخش

    واج آرایی :بین حروف (ن ) و (ر)

    معنی بیت هفتم :نوجوانی که مغرور از جوانی خود بود ،از دور در حالی که اسب غرور و خود خواهی خود را می راند به پیرمرد نزدیک شد.


    بیت هشتم :آمد آن شکرگزاریش به گوش /گفت کای پیر خرف گشته ، خموش

    قافیه :گوش ،خموش  
    ردیف :ندارد

    شکر گزاریش:شکر گزاری او (ترکیب اضافی)
    پیر خرف :(ترکیب وصفی)

    معنی بیت هشتم :مناجات و ستایش پیر مرد به درگاه خداوند به گوش جوان رسید و گفت: ((ای پیر مرد کم عقل خاموش باش و هیچ نگو.))


    بیت نهم:خار بر پشت زنی  زین سام گام /دولتت چیست ؟عزیزیت کدام ؟

    قافیه :گام ،کدام    ردیف :ندارد

    زنی:می زنی (فعل مضارع)
    زین سان :به این صورت (با خواری و بدبختی )
    دولتت:ترکیب اضافی
    عزیزیت :عزیز بودن

    آرایه تناسب _بین عزیزی و دولت

    معنی بیت نهم: ای پیر خاکش !درحالی که با جمع اوری خار روزگار می گذرانی ،چگونه از سعادت و خوشبختی و عزیزی  دم می زنی ؟

    بیت دهم :عزت از خواری  نشناخته ای /عمر در خارکشی باخته ای

    قافیه :نشناخته
    ای ،باخته ای    ردیف :ندارد

    آرایه های تضاد و جناس
    تضاد بین عزت و خواری
    جناس بین خار و خوار

    خار و خوار :کلمات هم آوا هستند.

    معنی بیت دهم :ای پیرمرد خارکش ،تو فرق سرافرازی و پستی را نمی دانی و عمر خود را در کام جمع کردن و حمل خار ،صرف کرده ای .



    بیت های یازدهم و دوازدهم :
    پیر گفتا که چه عزت زین به /که نی ام بر در تو بالین نه

    کای فلان ،چاشت بده یا شامم/نان و آبی که خورم و آشامم

    این دو بیت موقف المعانی هستند.

    زین :مخفف از این
    به:بهتر
    نی ام :نیستم
    کای :مخفف که   ای
    خورم :بخورم (مضارع التزامی)
    آشامم:بیاشامم(مضارع التزامی)

    نی ام بر در تو بالین نه :به تو محتاج نیستم .

    آرایه های تناسب و لف و نشر
    تناسب :آب و نان ،خورم و آشامم،چاشت و شامم


    معنی بیت های یازدهم و دوازدهم :پیرمرد گفت :((چه عزتی بالاتر  از این است که بر در خانه ی تو بالش خواب نمی گذارم  و محتاج کسی مثل تو نیستم و هر صبح و شام از تو در خواست آب و نان برای خوردن و آشامیدن نمی کنم.))

    قافیه بیت یازدهم :به ،نه 
    ردیف:ندارد

    قافیه بیت دوازدهم :شامم ،آشامم    ردیف ندارد



    بیت سیزدهم :شکر گویم که مرا خوار نساخت /به خسی چون تو گرفتار نساخت

    قافیه :خوار ،گرفتار
    ردیف :نساخت ،نساخت

    مرا:من را (من :مفعول)

    آرایه های تناسب و تشبیه
    تناسب (مراعات نظیر):خوار و خس
    تشبیه :(تو) جوان به خس تشبیه شده است .


    معنی بیت سیزدهم :پیرمرد به جوان می گوید :من خدا را سپاس گزارم که من را به انسان پست و فرومایه ای مثل تو محتاج نکرده است.


    بیت چهاردهم:داد با این همه افتادگی ام /عز  ازادی و آزادگی ام

    قافیه :افتادگی ام ،آزادگی ام   
    ردیف:ندارد

    آرایه جناس _آزادی و آزادگی

    معنی بیت چهاردهم :خداوند با همه ی تنگ دستی و بیچارگی من ،عزت و ارجمندی آزادی و جوانمردی را به من بخشیده است.



    قالب شعر :مثنوی


    تاریخ ادبیات:
    نورالدین عبدالرحمن جامی
    شاعر و نویسنده معروف ایرانی در قرن نهم هجری  است.
    وی به مناسبت محل تولدش ((جام)) و نیز به سبب دوستداری شیخ الاسلام احمد جام ،جامی تخلص کرد.

    آثار:دیوان اشعار _هفت اورنگ (شامل هفت مثنوی به تقلید خمسه نظامی)،نفحات الانس و بهارستان

    پایدار باشید .

    منبع مطلب : motavasseteiha.blog.ir

    مدیر محترم سایت motavasseteiha.blog.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ترنم - درس آزادگی - فارسی پایه هشتم

    1)       خارکش پیری با دَلق دُرُشت            پشته‌ای خار همی برد به پشت

    خار: تیغ    دَلق: پوستین، جامه‌درویشی،   دُرُشت: زبر، خشن، ضخیم  همی برد: می برد ( کاربرد قدیم ماضی استمراری)

     " پشته و پشت ": آرایه ی "جناس" دارند.

     معنی بیت: خارکش پیری با لباس زبرِ فرسوده، پشته­ی خاری را بر پشت خود گذاشته و حمل می کرد. 

    2)       لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داشت            هر قدم دانه ی شکری می‌کاشت

      لنگ‌لنگان:  ، در حال لنگیدن        دانه ی شکر: شکرگزاری را به کاشتن دانه تشبیه کرده است.

     معنی بیت: در حالی که  می­لنگید و راه می­رفت؛ در هر قدم خدا را سپاس می­گفت.

    3)       کای فرازنده ی این چرخ بلند!             وی نوازنده ی دل‌های نژند!

     فرازنده:   برپا کننده  /نوازنده:  لطف کننده، // نژند: اندوهگین، پژمرده، غمناک، سرد و بی روح

     معنی بیت: ای خدایی که این روزگار و آسمان رابرافراشته ای و ای کسی که آرامش دهنده ی دلهای غمگین هستی!

    4)       کنم از جَیب نظر تا دامن                چه عزیزی که نکردی با من

     جَیب:  یقه پیراهن، گریبان                      عزیزی: ارجمندی

     "از جَیب تا دامن نظر کردن" کنایه از: "به احوالات خود نظر کردن"

     معنی بیت: وقتی که ازسر تا پای خودرا نگاه می کنم( وقتی به خودم می نگرم ) می بینم که همه نوع بزرگواری و ارجمندی را در حقّم کرده ای.

    5)       در دولت به رخم بگشادی              تاج عزّت به سرم بنهادی

     دولت: اقبال، نیکبختی، خوش بختی //  عزّت: ارجمندی، سرافرازی، عزیزی  // تاج عزّت: اضافه ی تشبیهی

     

     معنی بیت: درِ خوش بختی و سعادت را در مقابل چشمان من باز کردی و ارجمندی و بزرگی را مانند تاج  بر سر من نهادی.

    6)       حد من نیست ثنایت گفتن                گوهر شکر عطایت سُفتن

      ثنا: تمجید، تعریف، تحسین، شکر، سپاس  //  عطا: بخشش، انعام       سُفتن: سوراخ‌ کردن، ساییدن، (درباره‌ ی مروارید)

     معنی بیت: من در حدّی نیستم که بتوانم تو را ستایش کنم و از عهده ی شکرگزاری نعمت و بخشش های تو برآیم.

    7)       نوجوانی به جوانی مغرور              رخش پندار همی‌راند ز دور

     پندار: اندیشه، گمان، خیال، تصور،غرور، تکبّر

      معنی بیت: نوجوانی که مغرورِ جوانی خود بود، از دور در حالیکه اسب کبر و غرور را می راند به پیرمرد نزدیک شد. (پندار جوان مانند رخش، تند و سریع به حرکت درآمد.)

    8)       آمد آن شکرگزاریش به گوش          گفت کای پیر خِرِف گشته، خموش!

     خِرِف: مرد کم عقل و پیر

      معنی بیت: شکر گزاری پیرمرد به گوش جوان رسید و گفت: ای پیرمرد کم عقل! ساکت باش!

    9)       خار بر پشت، زنی زین سان گام          دولتت چیست، عزیزیت‌ کدام؟

     زین سان:  بدین نحو، اینگونه  // گام: قدم

     معنی بیت: خار بر پشت نهاده ای و اینگونه به سختی راه می روی! خوشبختی و بخت و اقبالت چیست وعزّتت کدام است؟

    10)    عزّت از خواری نشناخته‌ای            عمر در خارکشی باخته‌ای 

      خواری: پستی، زبونی، ذلّت

      "عزّت و خواری": آرایه ی "تضاد" //خوار و خار": آرایه ی "جناس"

     11)معنی بیت: تو هنوز تفاوت سربلندی را از ذلّت و خواری درک نکرده ای و عمرت را درخارکشی از دست داده ای.

                   پیر گفتا که: «چه عزّت زین به         که نی‌ام بر در تو بالین نه

     بالین: بالش                         

      "نی‌ام بر در تو بالین نه": کنایه از "محتاج نبودن"

     معنی بیت: پیرمرد جواب داد که چه عزّتی بالاتر از این که محتاج به کسی چون تو نیستم.

    12)    کای فلان! چاشت بده یا شامم           نان و آبی که خورم و آشامم

     چاشت: غذا و طعامی که به هنگام صبح یا نزدیک ظهر می خورند.

     معنی بیت: که ای فلانی! به من صبحانه یا شام بده و یا نانی که بخورم و آبی که بنوشم.

    13)    شکر گویم که مرا خوار نساخت        به خَسی چون تو گرفتار نساخت

     خَسی: شخص پست و فرومایه، ناچیز

     معنی بیت: خدا را سپاس می­گویم که مرا ذلیل و خوار نساخت  و به شخص پستی چون تو گرفتار و نیازمند نکرد.

    14)    داد با این همه افتادگی‌ام                 عزّ آزادی و آزادگی‌ام

     افتادگی: فروتنی تواضع، ناتوانی              آزادی: رهایی، در بند نبودن (از نظرجسمانی)

     آزادگی: حریّت، جوانمردی، نجابت، اصالت         " آزادی و آزادگی" آرایه ی جناس دارند.

     معنی بیت: خداوند مهربان با این همه ضعف و ناتوانی که دارم، به من عزّت آزادی و آزادگی را هدیه کرد.

    منبع مطلب : nasser91.mihanblog.com

    مدیر محترم سایت nasser91.mihanblog.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ارسلان : عمر:مفعول
    در: حرف اضافه
    خارکشی : متمم

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    زینب 14 روز قبل
    0

    عالی🙂

    هستی ج 5 ماه قبل
    1

    خیلی عالی بود مرسی 😀💜

    معلم کوشا 6 ماه قبل
    0

    عالی بود، تقریبا تمام نکات ذکرشده، لطفا تعداد جمله های هربیت را هم ذکر کنید. ممنون از تلاش شما برای آموزش وآگاهی نسل جوان. پایدارباشید🙏🙏

    امیرحسن گرگینی 6 ماه قبل
    2

    تشکر

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    نوجوانی به جوانی نغروز

    ترانه 1 سال قبل
    0

    به نظرم اگه معانی شعر جدا بود، معانی واژه ها جدا و همچنین آرایه های ادبی هم... بهتر بود

    ولی در کل عاااااالی🌹😍😍😍

    sssssss 1 سال قبل
    -2

    عالی هست من اول زیاد توجه نمیکردم به این اما الان که اومدم خیلی خوب بود 😊

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    نقش دستوری زیر زابنویسید الف عنر در خارکشی باخته ای

    4
    ارسلان 1 سال قبل

    عمر:مفعول<br>در: حرف اضافه<br>خارکشی : متمم

    ساجده 1 سال قبل
    0

    عالی بود

    Z 2 سال قبل
    2

    عالی بود ممنونم خیلی زحمت کشیدید مفید بود

    مهدی تیموری 2 سال قبل
    0

    ارایه بیت دهم شعر هشتم فترسی

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید