توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ارایه های درس پنجم ادبیات دهم

    1 بازدید

    ارایه های درس پنجم ادبیات دهم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    فارسی دهم معنی درس 5 صفحه 39

    معنی درس 5 صفحه 39 فارسی دهم

    آرایه های درس 5 فارسی دهم

    فارسی دهم

    فارسی دهم معنی درس:

    قالب شعر: قصیده

    رونق: فروغ روشنایی
    آرایه: گذر مرگ: کنایه از نابودی و زوال / تشخیص: گذر کردن به مرگ نسبت داده شده است / جهان: مجاز زندگی/ زمان و جهان: قافیه / رونق زمان: کنایه از روزگار قدرت و تسلط
    معنی: ای ظالمان روزی مرگ به سراغ شما هم میآید و شکوه و عظمت دورة شما هم میگذرد.

    بوم: جفد / محنت: اندوه و غم / دولت: دارایی, زمان فرمانروایی
    آرایه: بوم: نماد نحسی و شومی / اضافه تشبیهی: بوم محنت / تلمیح: بوم محلت…(اشاره دارد به اعتقادی عامیانه دربارة نحس بودن جفد: گذشتگان می پنداشتند که عبور جغد از کاشانه ای باعث ویرانی آن میگردد.)
    معنی: غم و ناراحتی، جفد شوم و نحس و ویرانگری است که خانه شما را نیز خراب خواهد کرد.

    اجل:مرگ

    آرایه: اضافه تشبیهی

    کنایه از کشنده/ مراعات نظیر: (گلو ،حلق, دهان) / خاص و عام: مجاز از همة مردم / تضاد: (خاص ،عام) / تلمیج: بیت اشاره دارد به آیه ۱۸۵ سوره آل عمران: «کلٌ نفس ذانقةٌ الموت» (هر انسانی طعم مرگ را می چشد)
    معنی: مرگ چون آبی است که در گلو گیر کند. منتظر باشید به سراغ شما نیز خواهد آمد.

    چون: وقتی که / به جهان در: در جهان (دو حرف اضافه برای یک متمم) / بقا: جاودانگی، ماندگاری / داد: عدل / بیداد: ظلم و ستم / بگذرد: تمام می شود.
    آرایه: تضاد: (داد، بیداد)؛ (عادلان، ظالمان) / واج آرایی: تکرار واج (د) و (آ)
    معنی: ای ظالمان، وقتی که عدالت انسان های عادل در جهان ماندگاری ندارد. ظلم و ستم شما نیز نمی ماند و تمام می شود.

    آب اجل, اجل (مرگ) به آب تشبیه شده است. (وجه شبه: گلوگیر بودن) / گلوگیر: در اینجا

    غرّش: نعره / عوعو: بانگ
    آرابه: استعاره: غرّش شیران؛ استماره از عدل و داد و فرمانروایی حاکمان بزرگ / استعاره: عوغو سگان؛ استعاره
    حکومت ذلت بار ظالمان و حاکمان نالایق / تضاد: (شیران، سگان) و (غرش ، عوعو)
    معنی: همانطور که فرمانروایی قدرتمندان (عادل) در کشور تمام شده ستم و بیداد ظالمانة شما نیز می گذرد و تمام می شود.

    آرایه: باد: استعاره از مرگ / مراعات تظیر: (شمع و چراغدان) / شمع: استعاره از افسانهای بزرگ / چراغدان:استعاره از قدرتمندان / کشتن: کنایه از خاموش کردن
    معنی: مرگ مانند بادی که شمع های بسیاری را خاموش کرده، سراغ چراغ عمر شما هم می آید.

    آوایه: استعاره: کاروانسرا: استعاره از دنیا و روزگار / استعاره: کاروان؛ استعاره از انسانها / تکرار: (کاروان) / استعاره: کاروان (مصرع دوم): استعاره از حکومت قدرتمندان
    معنی: در این دنیا انسان های زیادی زیسته اند و رفته اند. شما نیز نمی مانید و می روید.

    مفتخر: سربلند، صاحب افتخار / طالع: سرنوشت، بخت / مسعود: نیک بخت / اختر: ستاره
    آرایه: تلمیح: به تأثیر ستارگان و آسمان در سرنوشت انسان / مراعات نظیر: (طالع و اختران) / واج آرایی: تکرار
    سامت (ت) / گذشتن تأثیر اختران: کنایه از به پایان رسیدن بخت و اقبال / تلمیح: اشاره دارد به عقیده گذشتگان که ستارگان در سرنوشت انسان ها تاثیر دارند.

    معنی: ای انسان هایی که به خوشبختی سرنوشت خود افتخار می کنید. دوران خوش اقبالی شما نیز بگذرد.

    آرایه: تشبیه: تیر جور( جور و ستم به تیر تشبیه شده است)، (اضافة تشبیهی) / تشبیه: تحمّل به سپر مانند شده است / سپر کردن تحمّل: کنایه از مقاومت در برابر ظلم و ستم / گذشتن سختی کمان: کنایه از به پایان رسیدن ظلم / مراعات نظیر: (تیر، سپر ،کمان)
    معنی: جور و ستم شما را با تحمل و صبر خویش سپری می کنیم تا ظلم و جور شما نیز تمام شود.

    رمه: گله، گله گوسفند / گرگ طبع: درنده، گرگ صفت / شبان: چوپان / گرگی: درندگی
    آرایه: رمه: استعاره از مردم / چوپان و شبان: استعاره از حاکمان ظالم / مراعات نظیر: (چوپان، رمه، گرگ) / پارادوکس (متناقض نما): گرگ طبع بودن شبان
    معنی: ای کسی که مردم را به ظالمان سپرده ای بدان که ظلم و ستم این روزهای شما نیز می گذرد.

    منبع مطلب : dabirestany.ir

    مدیر محترم سایت dabirestany.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    بیدادظالمان درس 5 فارسی دهم

    قصیده : ( سیف فرغانی قرن هفتم و هشتم هجری) سیف ّ الدین محمد فرغانی، در سدۀ هفتم هجری، هنگامی که شهرهای بزرگ و آباد ایران، در آتش بیداد مغولان میسوخت، این شعر را سرود . سیف در این سروده، از رفتار ظالمانۀ فرمانروایان و تاخت وتاز سپاه مغول، با بیان کوبندهای انتقاد میکند.

    محتوا : 1- نقد طبقه ی مرفه و حاکم عصر شاعر (و شاید مغولان غارتگر هم) 2- نا پایداری ایام خوش آنان

       1)هم مرگ بر جهان شما  نیز بگذرد                هم رونق زمان شما نیز بگذرد .

    جهان : مجاز از " وجود و زندگی " -مرجع: " شما " طبقه ی حاکم و مرفه جامعه - رونق : فروغ ، زیبایی ، درخشش ، شکوه / زمان : زمانه ، دوران _واژه های " شما نیز بگذرد " آ رایه ی تکرار  ( ردیف)

    معنی : در نهایت ، مرگ نیز به سراغ شما خواهد آمد و رونق و شکوه دوران شما نیز روزی به پایان خواهد رسید. _  مفهوم : تاکید بر " گذرا بودن روزگار انسان های مرفه و بی درد جامعه "

        2) وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب                 بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

    بوم : جغد _ بوم : نماد " نحسی ، نا مبارکی ، شومی " _ محنت : غم و سختی و رنج _ بوم محنت : اضافه ی تشبیهی ( محنت : مشبه / بوم : مشبه به ) _ از پی آن : برای آن ، به خاطر آن _ دولت : خوش بختی ، اقبال

    بوم محنت بر آشیان کسی گذشتن : کنایه از " نابودی قدرت و اعتبار " " از بین بردن خوشبختی _ ترکیب اضافی مقلوب " آشیانه ی خوشبختی   _ دولت آشیان : نوعی تشبیه (" مشبه: دولت ( اقبال ) / مشبه به : آشیان )

     معنی:محنت و سختی ، جغد شوم ویرانگری است که به ما بسنده نمی کند شما را نیز خانه خراب خواهد کرد

       3)آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام           برحلق و بر دهان شما نیز بگذرد

    اجل : مرگ (اهمیت املایی دارد ) _ آب اجل:  اضافه ی تشبیهی ( اجل : مشبه/ آب مشبه به ) _گلوگیر : کنایه از " نابود کننده ، خفه کننده، کشنده ، آزار دهنده " صفت فاعلی مرکب مرخّم _ خاص و عام : آرایه ی تضاد ، مجاز از " همه ی مردم ، همه ی جانداران " _ گلو ، حلق ، دهان : تناسب _ آب اجل بر حلق کسی گذشتن : کنایه از" مرگ و نابوی" _ بیت تلمیح دارد به آیه ی " کلّ نفس ذائقه الموت " هر نفسی طعم مرگ را میچشد _  بیت دارای تمثیل است.

    معنی : مرگ که نابودکننده خاص و عام است روزی شما را نیز نابود خواهد کرد. _مفهوم : مرگ فراگیر است برای همه ی موجودات

       4)چون داد عاقلان به جهان در، بقا نکرد                بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

    داد : عدل و انصاف _ به جهان در: دو حرف اضافه برای یک متمم _ بقا نکرد:  باقی نماند / بیداد : ظلم و ستم

     تضاد :  (داد و بیداد    ـ      عادلان و ظالمان) -  واج آرایی ، تکرار مصوّت "ا" و صامت های " د"   و "ن "

    معنی:  وقتی که عدل و انصاف  انسان های عادل در جهان باقی نمی ماند ظلم و ستم ظالمان نیزیقیناً از بین رفتنی است.  _مفهوم : عدل و ظلم ( در این جهان ) هر دو زوال پذیر است _ ارتباط معنایی دارد با:

    1- ما بارگه دادیم این رفت ستم با ما               بر قصر ستم کاران تا خود چه رسد خذلان       (خاقانی )

    2- نماند همی نیک و بد پایدار

      5)در مملکت چو غرّش شیران گذشت و رفت             این عوعو سگان شما نیز بگذرد

    مملکت : می تواند مجاز از " دنیا " باشد/غرّش : بانگ ، فریاد ، خروش _شیران : استعاره ی مصرحه از " شجاعان و قدرتمندان" _عوعو: وق وق، " نام آوا" که بیانگر صدای سگ است. استعاره از : قدرت های ظاهری "

    _سگان :استعاره ی مصرّحه از " افراد پست فرو مایه و ظالم " _غرش و عو عو /سگان و شیران: در مفهوم تضاد به کار رفته است / کذشت و بگذرد : اشتقاق

    معنی: وقتی که بانگ و خروش انسان های شجاع گذشت و رفت  این صدای گوش خراش شما انسان های پست نیز یقینا رفتنی است. _  مفهوم : زوال پذیری شکوه و قدرت ظاهری انسان های پست و فرو مایه

    ارتباط معنایی دارد با بیت قبل.

       6)بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت           هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

    باد : استعاره ی مصرّحه از " مرگ "/ شمع : استعاره ی مصرّحه از " وجود انسان ها " _چراغدان : استعاره ی مصرحه از " زندگی و قدرت ( طبقه مرفه و حاکم )" _ شمع و چراغدان : تناسب _ باد : تشخیص ( به خاطر " کشتن " )/ باد بر شمع و چراغدان وزیدن : کنایه از " مرگ و نابودی"

    معنی : مرگ هم چو بادی است که شمع وجود انسان ها را خاموشی می کند این باد اجل شما را نیز نابود خواهد کرد _ مانند بیت چهارم تلمیح دارد به ایه ی " کل نفس ذائقه الموت " _ ارتباط معنایی دارد با :

    آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام                         بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

       7)زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت              ناچار کاروان شما نیز بگذرد

    کاروان سرا : استعاره ی مصرحه از " دنیا " / کاروان سرا و کاروان : تناسب و تکرار _ کاروان       مصراع اول ) استعاره ی مصرحه از " مردم انسان ها " _  مصراع دوم ) استعاره ی مصرحه از " عمر زندگی حکومت و قدرت "

    _واج آرایی : تکرار مصوت بلند " ا "

    معنی : انسان های زیادی به کاروان سرای دنیا آمده اند و رفته اند شما نیز ناگزیر از این دنیا خواهید رفت

    مفهوم : انسان ها همگی فانی هستند

        8) ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن                تاثیر اختران شما نیز بگذرد

    مفتخر : افتخار کننده مغرور بالنده / طالع : بخت اقبال شانس / مسعود : فرخنده نیکو با سعادت سعادتمند

    اختران: ستارگان / تاثیر اختران شما نیز بگذرد: کنایه از این که بخت نیک شما نیز به پایان خواهد رسید

    طالع و اختران : تناسب _ واج آرایی : تکرار مصوت" - " و صامت " ت "              ( در واج آرایی" واج های هم صدا یکی محسوب می شوند ) ت= ط) _ اشاره و تلمیح دارد به اعتقاد قدما که ستارگان را در تعیین سرنوشت انسان ها دخیل می دانستند

    معنی: ای کسی که به بخت نیک خود افتخار میکنی این بخت و اقبال فرخنده ی شما نیز به  پایان خواهد رسید

         9) بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم         تا سختی کمان شما نیز بگذرد

    جور : ظلم و ستم _ تیر جور : اضافه ی تشبیهی (جور : مشبه / تیر : مشبه به ) _ زتحمل سپر کنیم : تشبیه ( تحمل :مشبه/ سپر : مشبه به _ کمان : مجاز از " قدرت ،سلطه ، زور و ستم "_ سختی کمان : قدرت و سلطه فراوان _ تیر و سپر و کمان: تناسب

    معنی : با سپر صبر و تحمل در برابر ستم و ظلم تیر مانند شما ( حاکمان ) استقامت میکنیم تا اینکه دوره ی سلطه و قدرت شما نیز به پایان برسد.

         10)    ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع              این گرگی شبان شما نیز بگذرد

    تو:  منظور انسان های پستی که حاکمان ستمگر را روی کار آورده اند _ رمه : گله استعاره ی مصرحه از " مردم "   " توده مردم " _ چوپان : استعاره ی مصرّحه از " عاملان ظالم حکومت " _ گرگ طبع : گرگ صفت ، درنده خو

    چوپان گرگ طبع : نوعی تشبیه دارد ( مشبه :طبع چوپان / مشبه به : طبع گرگ / وجه شبه : درندگی و از بین بردن مردم ) _ گرگی (ی مصدری : گرگ بودن ): استعاره ی مصرحه از" ظلم و ستم  "    " رفتار ظالمانه " _ شبان : چوپان ، استعاره ی مصرّحه از " حاکمان ظالم " _ گرگ و رمه و چوپان و شبان : تناسب ( مراعات  نظیر ) _ رمه و گرگ: تضاد ( طباق ) / چوپان گرگ طبع : نوعی پارادوکس (تناقض )

    معنی : ای کسانی که مردم را به دست  حاکمان ستمگر  گرگ صفت سپرده اید( آگاه باشید ) که این ستمگری شما نیز روزی به پایان خواهد رسید.

    منبع مطلب : kelk1341.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kelk1341.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سعید جعفری

    سعید جعفری

    ۱- هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد / هم رونق زمان شما نیز بگذرد

    قلمرو زبانی: رونق: فروغ، زیبایی، شکوه / زمان: زمانه، دوران / قلمرو ادبی: قالب: قصیده / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن(رشته انسانی) / شما نیز بگذرد: ردیف/ جهان: مجاز از زندگی / مرگ بر جهان کسی گذشتن: کنایه از فرارسیدن مرگ او / مرجع شما: فرمانروایان و توانگران ستمگر /  

    بازگردانی: سرانجام مرگ به سراغ شما خواهد آمد و شکوه روزگار شما نیز روزی به پایان خواهد رسید.

    ۲- وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب  / بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

    قلمرو زبانی: وین: و این / بوم: جغد، نماد شومی / محنت: غم و اندوه / از پی: برای، به خاطر / دولت: زمان فرمانروایی، دارایی / آشیان: آشیانه / قلمرو ادبی: بوم: نماد شومی / بوم محنت: اضافه تشبیهی / بوم محنت بر آشیان کسی گذشتن: کنایه از ” نابودی قدرت و اعتبار ” / دولت آشیان: ترکیب تشبیهی

    بازگردانی: اندوه، جغد شوم ویرانگری است که به ما بسنده نمی کند شما را نیز نابود خواهد کرد

    ۳- آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام / بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

    قلمرو زبانی: اجل: مرگ (شبه هماوا: عجله) / خاص: درباریان / عام: توده مردم / حلق: گلو / قلمرو ادبی: آب اجل: اضافه تشبیهی / گلوگیر: کنایه از ” نابود کننده، خفه کننده، کشنده / خاصّ و عام: آرایه تضاد، مجاز از ” همه مردم / گلو، حلق، دهان: تناسب  / آب اجل بر حلق کسی گذشتن: کنایه از” مرگ و نابودی او” / تلمیح به آیه ” کلّ نفس ذائقه الموت ” هر نفسی چشنده مرگ است.

    بازگردانی: مرگ که نابودکننده همگان است، روزی شما را نیز نابود خواهد کرد.

    ۴- چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد / بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

    قلمرو زبانی: چون: به علت آن که / داد: عدل و انصاف / به جهان در: دو حرف اضافه برای یک متمم / بقا نکرد:  باقی نماند / بیداد: ظلم و ستم / قلمرو ادبی: داد و بیداد، عادلان و ظالمان: تضاد / واج آرایی: ” د” و”ن “

    بازگردانی: همانگونه که عدل و داد  انسان‌های دادگر در جهان باقی نمی‌ماند، پس ستم ستمگران نیز بی گمان از بین رفتنی خواهد بود.

    ۵- در مملکت چو غرّش شیران گذشت و رفت / این عوعو سگان شما نیز بگذرد

    قلمرو زبانی: مملکت: کشور /غرّش: بانگ، فریاد، خروش / قلمرو ادبی: شیران: استعاره از ” دلیران و مردان دادگر” / عوعو: واق واق، ” نام آوا”، استعاره از «قدرت‌های ظاهری» / سگان: استعاره از ” مزدوران ستمگران ” / غرش و عوعو، سگان و شیران: تضاد / گذشت و بگذرد: اشتقاق (رشته انسانی) / واج آرایی «ش»

    بازگردانی:  چون بانگ و خروش انسان‌های دلیر گذشت و رفت، این صدای گوش خراش شما انسان‌های پست نیز رفتنی است.

    ۶- بادی که در زمانه بسی شمع‌ها بکشت / هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

    قلمرو زبانی: بسی: بسیار / کشتن: خاموش کردن / چراغدان: جای نهادن چراغ / قلمرو ادبی: باد: استعاره از ” مرگ ” / شمع: استعاره از ” انسان‌ها ” / باد، شمع: تضاد(باد شمع را می‌کشد) / چراغدان: استعاره از ” زندگی و وجود / شمع، چراغدان: تناسب / باد بر شمع و چراغدان وزیدن: کنایه از ” مرگ و نابودی” / تلمیح به آیه: کلّ نفس ذائقهُ الموت (هر نفسی چشنده مرگ است.)

    بازگردانی: مرگ همچون بادی است که انسان‌ها را می‌کشد. این باد شما را نیز نابود خواهد کرد.

    ۷- زین کاروانسرا بسی کاروان گذشت / ناچار کاروان شما نیز بگذرد

    قلمرو زبانی: کاروانسرا: تیم، جایی در راه که کاروانها در آنجا اقامت می کنند / بسی: بسیار / کاروان: گروه مسافرانی که با هم سفر می‌کنند / قلمرو ادبی: کاروانسرا: استعاره از گیتی

    بازگردانی: فرمانروایی‌های بسیار در این جهان آمدند و رفتند. ناچار شما نیز روزی نابود خواهد گشت.

    ۸- ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن / تأثیر اختران شما نیز بگذرد

    قلمرو زبانی: مفتخر: سربلند، صاحب افتخار / طالع: سرنوشت، بخت / مسعود: فرخنده / اختر: ستاره / قلمرو ادبی: اختر: ستاره، استعاره از عوامل خوشبختی / تاثیر اختران شما نیز بگذرد: کنایه از این که بخت نیک شما نیز به پایان خواهد رسید / طالع، اختران: تناسب / واج آرایی «ت» / تلمیح به حدیث: الدهرُ یومان یومٌ لک و یومٌ علیک (روزگار دو روز است: روزی به سود تو و روزی به زیان تو.)

    بازگردانی: ای کسی که به بخت نیک خود می‌نازی، این بخت فرخنده شما نیز به  پایان خواهید رسید.

    ۹- بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم / تا سختی کمان شما نیز بگذرد

    قلمرو زبانی: جور: ستم / قلمرو ادبی: تیر جور: اضافه تشبیهی / از تحمل سپر کنیم: تشبیه پنهان / کمان: مجاز از ” قدرت، زور ” / سختی کمان: کنایه از توان و ورزیدگی در تیراندازی / تیر، سپر، کمان: تناسب / تیر، سپر: تضاد

    بازگردانی: با سپر بردباری و تحمل در برابر ستم و ظلم تیر مانند شما ( ستمگران) پایداری می‌ورزیم تا روزگار کشورداری شما نیز به پایان برسد.

    ۱۰- ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع / این گرگی شُبان شما نیز بگذرد

    قلمرو زبانی: تو: منظور کشورداران ستمگر / رمه: گله / طبع: سرشت (شبه هم آوا: تبع: پیروی) / سپردن: واگذار کردن (بن ماضی: سپرد، بن مضارع: سپار) / گرگی: درندگی، ستمگری / شُبان: چوپان / قلمرو ادبی: رمه: استعاره از ” توده مردم ” / چوپان: استعاره از ” کارگزاران ستمگر” / گرگ طبع: درنده خو، تشبیه / شُبان: استعاره از ” کارگزاران ستمگر ” / گرگ و رمه، چوپان، شبان: تناسب / رمه، گرگ: تضاد / چوپان گرگ طبع: گونه ای متناقض نما / گرگی: کنایه از ستمگری

    بازگردانی: ای کسانی که مردم را به دست  کارگزاران ستمگر درنده خو سپرده اید [آگاه باشید] که این ستمگری شما نیز روزی به پایان خواهد رسید.

    استعاره

    $هر گاه واژه‌ای به دلیل شباهتی که با واژه دیگر دارد به جای آن به کار رود، استعاره پدید می‌آید. استعاره گونه ای تشبیه است که در آن مشبّه یا مشبّه‌به  سترده شده باشد. اگر مشبّه بیفتد، استعاره مصرحه و اگر مشبّه‌به  بیفتد، استعاره مکنیه پدید می‌آید. به دیگر سخن، استعاره مکنیه مشبّهی است که با یکی از ویژگی‌‌های  مشبّه‌به  آمده باشد.

    $  بر کشته‌های ما جز باران رحمت خود مبار.                         ☼  معنای لفظی ← کشته: فرآورده، محصول .

      معنای استعاری ← منظور از «کشته‌» معنای لفظی آن نیست؛ بلکه مقصود «کردار بندگان» است. کردار بندگان همچون «کشته» ایشان است(مصرحه).

    %  در اضافه استعاری جزء یا ویژگی مشبّه‌به به مشبّه اضافه می‌شود. مانند: شاخه معرفت؛ معرفت مانند درختی است که شاخه‌‌ها دارد. در بنیاد این اضافه این گونه بوده است: شاخه درخت معرفت(ترکیب وصفی، اضافه استعاری نمی‌شود).

    $ استعاره‌های پرکاربرد: نرگس: چشم، سنبل: گیسو، حُقّه: دهان، کمان: ابرو، گل: چهره/گونه، لعل: لب، درّ/ مروارید: دندان، ناوک: مژه، سرو: قد، چرخ: آسمان، بت: یار/ دلبر.

    جان بخشی (انسان انگاری/ تشخیص)

    $هر گاه با نسبت دادن کنش، حالت یا صفتی انسانی به غیر انسان، به آن جلوه انسانی ببخشیم، آدم انگاری پیکر می‌پذیرد. جان بخشی گونه ای استعاره مکنیه است.

    $  طعنه بر طوفان مزن، ایراد بر دریا مگیر، بوسه بگرفتن ز ساحل موج را دیوانه کرد.

    ☼  دیوانگی و بوسه گرفتن به موج بازخوانده شده ‌است و بوسه گرفتن موج، بوسه دادن ساحل را به همراه دارد؛ پس در مصراع دوم به ساحل و موج حالت و رفتاری انسانی نسبت داده شده‌است.

    انواع اضافه: اضافه تشبیهی، اضافه استعاری، اضافه اقترانی

    شعر خوانی: همای رحمت

    ۱- علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را / که به ماسوا فکندی همه سایه‌ هما را

    قلمرو زبانی: آیت: نشانه / را: حرف اضافه / ماسوا: آنچه غیر از خداست، همه مخلوقات / رحمت: مهربانی/ فکندی: افکندی، انداختی / قلمرو ادبی: قالب: غزل / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن / قافیه: خدا را، هما را / هما: پرنده ای از راسته شکاریان، دارای جثه ای نسبتا درشت. در زبان پهلوی به معنی فرخنده است و به همین دلیل نماد خوشبختی و سعادت به شمار می‌آید، استعاره از حضرت علی؛ نماد خوشبختی / سایه بر کسی افکندن: کنایه از این که کسی را مورد عنایت قرار دادن

    بازگردانی: ای علی، ای پرنده رحمت و خوشبختی، تو چه نشانه ای از خدا هستی که سایه‌ رحمتت را بر همه جهان هستی افکنده ای.

    ۲- دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین / به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

    قلمرو زبانی: رخ: چهره / به خدا قسم: به خدا سوگند می‌خورم، حذف به قرینه معنوی / قلمرو ادبی: دل: ای دل، جانبخشی، مجاز از انسان / دل، رخ: تناسب / خدا، علی: واژه آرایی / واج آرایی: «خ»

    بازگردانی: ای دل اگر می‌خواهی خداوند را بشناسی، به حضرت علی بنگر. به یزدان سوگند که من به وسیله علی، خدا را شناختم.

    ۳- برو ای گدای مسکین در خانه‌ علی زن / که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

    قلمرو زبانی: مسکین: بدبخت و بیچاره، تهیدست / کرم: جوانمردی / را: حرف اضافه به معنای «به» / قلمرو ادبی: در خانه کسی را زدن: کنایه از سراغ کسی رفتن، از کسی یاری خواستن / نگین: مجاز از انگشتری / تلمیح به داستان حضرت علی و گدا دارد (إنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ) / گدا: واژه آرایی / نگین پادشاهی به کسی دادن: کنایه از بسیار بخشنده بودن

    بازگردانی: ای گدای تهیدست، نزد علی برو و در خانه‌ علی را بزن. زیرا او انگشتری فرمانروایی اش را از روی جوانمردی به گدا می‌دهد.

    پیام: بخشندگی حضرت علی

    ۴- به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

    قلمرو زبانی: پسر: منظور امام حسن است / قاتل: کشنده؛ منظور ابن ملجم مردای است / مدارا: خوشرفتاری / پرسش انکاری / قلمرو ادبی: تلمیح به داستان حضرت علی و ابن ملجم / که، اسیر: واژه آرایی / واج آرایی: «ک»

    بازگردانی: به جز از علی که به پسرش می‌گوید که چون قاتل من اسیر توست با اسیرت خوشرفتاری کن.

    پیام: گذشت حضرت علی

    ۵- به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب / که علم کند به عالم شهدای کربلا را

    قلمرو زبانی: آرد: به جهان می‌آورد / پسر: منظور امام حسین است/ ابوالعجایب: شگفت، شگفتی برانگیز / علم: پرچم (هم آوا؛ الم: درد)/ پرسش انکاری / قلمرو ادبی: / علم کردن: کنایه از مشهور و سرشناس کردن / تلمیح به داستان کربلا / علم، عالم: جناس ناهمسان / که نخست و دوم: جناس همسان /

    بازگردانی: به جز از علی که پسری شگفت به جهان می‌آورد و پرورش می‌دهد که شهدای کربلا را در جهان پرآوازه می‌گرداند.

    ۶- چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان / چو علی که می تواند که به سر برد وفا را

    قلمرو زبانی: «چو»ی نخست: هنگامی که / دوست: دلبر، یار / پاک: تمام / باختن: از دست دادن (بن ماضی: باخت، بن مضارع: باز) / پاکباز: آن که همه هستی خود را می‌بازد / «چو»ی دوم: مانند / را: حرف اضافه به معنای «برای» / به سر بردن: زندگی کردن/ قلمرو ادبی: «چو»ی نخست و دوم: جناس همسان / به سر بردن: ایهام  (1- زیستن ۲- سر را نزد خدا بردن)

    بازگردانی: اگر کسی از میان پاکبازان با دوست عهد ببندد، چه کسی همچون علی می تواند که وفادار بماند و برای حفظ وفاداری جان فشاند.

    ۷- نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت / متحیّرم چه نامم شه ملک لا فتی را

    قلمرو زبانی: متحیر: سرگشته / شه: شاه، منظور حضرت علی است / مُلک: سرزمین، کشور / فتی: جوان  / قلمرو ادبی: تلمیح به عبارت «لافتی إلا علی؛ لاسیف إلا ذوالفقار» (هیچ جوانمردی جز علی نیست، هیچ شمشیری جز ذوالفقار نیست.) / ملک لافتی: اضافه تشبیهی / نه، توانمش: واژه آرایی / واج آرایی «ن»

    بازگردانی: نه می‌توانم او را خدا بخوانم نه می‌توانم او را بشر عادی بگویم، سرگشته ام که شاه سرزمین جوانمردی را چه بنامم.

    ۸- چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم / که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را

    قلمرو زبانی: چه: چرا / نای: نی / نوا: آواز، سرود، آهنگ، دارایی / شوق: اشتیاق / که: زیرا / لسان غیب: لقب حافظ / نواختن: ساز زدن (بن ماضی: نواخت، بن مضارع: نواز) / قلمرو ادبی: چه، چو: جناس ناهمسان / چو نای: تشبیه، جانبخشی / نای: ایهام تناسب (۱- گونه ای ساز ۲- گلو) / دم: مجاز از لحظه / واج آرایی «ن» / نوای شوق: اضافه تشبیهی / دم: مجاز از حرف / دم نخست و دوم: جناس همسان / تناسب: نای، نوای، بنوازد، نوا / نای، نوای: جناس ناهمسان / واژه آرایی: نوا / زدن: ایهام تناسب در معنای ساز زدن با واژه «نای» و «نوا» /

    بازگردانی: چرا مانند نای هر لحظه از شوق او سخن بگویم؛ زیراکه حافظ این آهنگ را بهتر می‌نوازد و آن را بهتر بازگو می‌کند.

    ۹- «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی / به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»

    قلمرو زبانی: همه شب: سراسر شب، همه شب‌ها / آشنایی: دلبری، معشوقه ای / آشنا: عاشق، دلشده، خود حافظ / نواختن: نوازش‌ کردن، دلجویی ‌کردن / قلمرو ادبی: نسیم: نماد پیام رسانی / تضمین شعر حافظ  نسیم صبحگاهی آشنا را بنوازد: جانبخشی

    بازگردانی: سراسر شب در این امید به سر می‌برم که نسیم صبحگاهی  پیامی از دلبرم بیاورد و با این پیام از من دلجویی کند.»

    ۱۰- ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب / غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

    قلمرو زبانی: نوا: آواز / مرغ: پرنده / مرغ یا حق: گونه ای مرغ / شهریارا: ای شهریار / شهریار: نام هنری، تخلص سخنور / قلمرو ادبی: دل شب: اضافه استعاری، میانه شب، اثنای شب / دل نخست و دوم: جناس همسان / دل دوم: مجاز از انسان / دوست: دلبر؛ معشوقه

    بازگردانی: ای شهریار، از آواز مرغ یا حق بشنو که در دل شب غم دلت را به دلبرت بگویی چقدر شیرین ودلنشین است.

    سید محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار)

    منبع مطلب : www.jafarisaeed.ir

    مدیر محترم سایت www.jafarisaeed.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    معصومه نوراللهی 19 روز قبل
    0

    عالی خیلی خوبه

    هانی 20 روز قبل
    0

    این که درس ۵مهرو وفا نیست؟ 😐

    پس درس چنده؟

    من درس ۵مهرو وفا رو میخوام

    حسین 23 روز قبل
    1

    عالی بود همه چی کامل ممنون

    فاطمه 1 ماه قبل
    1

    تشکر خیلی مفید بود

    Mohad 11 ماه قبل
    0

    مرسی خیلی خوب بود 🌷

    Mohad 11 ماه قبل
    1

    خوبه🌷

    Ehsan 11 ماه قبل
    0

    خوب بود

    alice 11 ماه قبل
    0

    عااالیه ممنون^^

    هانیه 12 ماه قبل
    -1

    سلام من هم خوب یاد نگرفتم

    Çöp 1 سال قبل
    1

    عالی

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    عاالی

    شرلوک هلمز 1 سال قبل
    1

    سلام من به زودی اینکار رو می کنم تا چند ساعت دیگه

    شرلوک هلمز 1 سال قبل
    1

    خیلی خوب بود ممنون

    شهرزاد 1 سال قبل
    0

    بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنم تا سختی کمان شما نیز بگذرد .در این بیت کنایه را بیابید و مفهوم آنها را بنویسید

    محمد 1 سال قبل
    0

    عالی

    محمد 1 سال قبل
    1

    خیلی عالی

    مبینا 1 سال قبل
    0

    عالی بود

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید