توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    اساسی ترین عامل پیدایش شعر علوم فنون دهم

    1 بازدید

    اساسی ترین عامل پیدایش شعر علوم فنون دهم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    نمونه سوال علوم وفنون دهم انسانی خرداد97

    در ابیات زیر جناس را مشخّص کنید و انواع آن را بنویسید.

    ای مرغ اگر پری به سر کوی آن صنم   /    پیغام دوستان رسانی بدان پری

    به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق   /    مژه بر هم نزند، گر بزنی تیر و سنانش

    زد به دلم در آتشی، عشق بتی که نام او   /    زُهره و آفتاب را زَهره به آب می کند.

    گر مرا او این نظر بودی مدام   /      چون ندیدی زیر مشتی خاک، دام

    منبع مطلب : www.farsialipour.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.farsialipour.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سعید جعفری

    شعر و موسیقی هر دو برای برانگیختن حس و حال عاطفی به کار می روند. حالت هایی چون اندوه، شادی، امید و یأس، حیرت و تعجّب، نمودهای عاطفه اند که شاعر می کوشد آنها را به دیگران انتقال دهد. اساسی ترین عامل پیدایی شعر، عاطفه است.

    ۱ـ شعر و موسیقی هر دو برای برانگیختن حس و حال عاطفی به کار می روند.

    ۲ـ اساسی ترین عامل پیدایی شعر چیست؟ عاطفه

    شاعر برای انتقال عاطفه خود به دیگران از زبان کمک می گیرد و واژه هایی را بر می گزیند که با قرار گرفتن در کنار هم، آهنگی خاص را پدید آورند؛ بنابراین، وزن و آهنگ، به انتقال بهتر احساس و عاطفه کمک می کند.

    ۳ـ شاعر برای انتقال عاطفه خود به دیگران از چه چیزی کمک می گیرد؟زبان

    ۴ـ وزن و آهنگ، به انتقال بهتر احساس و عاطفه کمک می کند.

    ۵- تفاوت وزن و آهنگ در چیست؟ – وزن همان چینش هماهنگ هجاهای کوتاه و بلند است؛ اما آهنگ، بدیع لفظی است: آرایه هایی همچون جناس، واج آرایی، سجع … .

    در نمونه زیر، وزن و آهنگ کوبنده و کوتاه، بار حماسی فضای شعر را غنی تر می سازد؛ یعنی وزن و آهنگ با محتوا هماهنگی کامل دارند:

    خروش آمد و ناله کرّنای / دم نای رویین و هندی دَرای

    زمین آمد از سُمِ اسپان به جوش / به ابر اندر آمد فغان و خروش

    چو برخاست از دشت گَرد سپاه / کس آمد بَرِ رستم از دیدگاه

    که آمد سپاهی چو کوهِ گران / همه رزمجویانِ کُندآوران

    ز تیغ دلیران هوا شد بنفش / برفتند با کاویانی درفش

    برآمد خروش سپاه از دو روی / جهان شد پر از مردم جنگجوی (شاهنامه، فردوسی)

    خروش: فریاد / کرّنا: نی جنگی / دم: صدای / نای: نی / رویین:‌ ساخته شده از روی / دَرای: زنگ / گران: سنگین / کُندآوران: پهلوان / تیغ: شمشیر / کاویانی: پادشاهی / درفش: پرچم

    گوشزد: وزن بیت بالا «ت تن تن / ت تن تن / ت تن تن / ت تن» یا «دا دام دام / دا دام دام / دا دام دام / دا دام»

    عوامل تأثیر گذار در وزن: نسبت هجای کوتاه و بلند / تعداد هجاهای هر پایه آوایی / تعداد پایه های آوایی/

    ۶ـ وزن و آهنگ کدام بیت کوبنده و کوتاه است؟

    ۷ـ منظور از کوبنده و کوتاه چیست؟ – پایه آوایی کوتاه است. تعداد پایه های آوایی کم است. هجاهای کوتاه زیاد است.

    درباره تأثیر وزن در شعر، می توان گفت پس از عاطفه مهم ترین و مؤثرترین عامل، «وزن» است. بدون وزن، کمتر می توان عواطف را برانگیخت؛ اصولاً انتظاری که آدمی از شعر دارد، این است که بتواند آن را زمزمه کند و علّت اینکه شعر را بیشتر از نثر می خواند، همین شوق به زمزمه و آوازخوانی است. وزن در شعر، جنبه تزیینی ندارد؛ بلکه جزءِ طبیعت شعر است و برای نشان دادن عواطف، نمی توان از آن چشم پوشید.

    ۸ـ پس از عاطفه مهم ترین و مؤثرترین عامل، در شعرانگی شعر چیست؟وزن

    ۹ـ وزن در شعر، جنبه تزیینی ندارد؛ بلکه جزءِ طبیعت شعر است و برای نشان دادن عواطف، نمی توان از آن چشم پوشید.

    چنان که گفتیم، وزن یکی از مهمترین ارکان شعر است و این موضوع به خوبی نشان می دهد که گوش نوازی و خوش آهنگی چه تأثیری بر انسان دارد؛ حتّی بیشتر کتابهای مقدّس نیز از کشش و جاذبه آهنگ و کلام موزون، بهره گرفته اند.

    در نمونه زیر، سعدی سخنِ خود را با وزن و آهنگی درآمیخته است که به آسانی، حالت شادی و نشاط درونی او را به خواننده منتقل می کند.

    ما همه چشمیم و تو نور ای صنم / چشم بد از روی تو دور ای صنم

    روی مپوشان که بهشتی بود / هر که ببیند چو تو حور ای صنم

    حور خطا گفتم اگر خواندَمَت / ترک ادب رفت و قصور ای صنم

    تا به کرم خرده نگیری؛ که من / غایبم از ذوق حضور ای صنم

    سعدی از این چشمه حیوان که خورد / سیر نگردد به مرور ای صنم (سعدی)

    صنم: بت / حور: حوری، زنان بهشتی / قصور: کوتاهی / خُرده: عیب / ذوق: / حضور: حاضر بودن

    گوشزد: وزن بیت بالا «تن ت ت تن / تن ت ت تن / تن ت تن» یا «دام دا دا دام / دام دا دا دام / دام دا دام»

    ۱۰ـ کدام بیت حالت شادی و نشاط درونی را به خواننده منتقل می کند؟

    وزن، ادراکی است که از احساس نظم حاصل می شود. وزن، امری حسّی است و بیرون از ذهن کسی که آن را در می یابد، وجود ندارد؛ وسیله ادراک وزن، حواس ما است؛ مثلاً چرخی که می گردد، حرکتی مداوم دارد، امّا وزن ندارد. حال اگر نشانه ای در یک نقطه چرخ باشد که هنگام حرکت آن دیده شود، از دیدن بازگشت های پیاپی آن، ادراک وزن حاصل می شود.

    همچنین گردش چرخهای دوچرخه هیچ نوع وزنی ندارد؛ امّا از توجّه به حرکت پای دوچرخه سوار و بازگشت متوالی آن به نقطه پایین، وزنی ادراک می کنیم.

    مولوی هم در نمونه زیر، از این ویژگی آوایی و تکرار منظّم موسیقی به خوبی بهره گرفته است. تناسب و همسویی وزن و عاطفه، بر قدرت اثرگذاری این سروده، افزوده است:

    مرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم / دولت عشق آمد و من، دولت پاینده شدم

    دیده سیر است مرا، جان دلیر است مرا / زَهره شیر است مرا، زُهره تابنده شدم

    گفت که سرمست نه ای، رو که از این دست نه ای / رفتم و سرمست شدم وز طربآکنده شدم

    گفت که تو شمع شدی، قبله این جمع شدی / جمع نیم، شمع نیم، دود پراکنده شدم

    گفت که شیخی و سری، پیشرو و راهبری / شیخ نیم، پیش نیم، امرِ تو را بنده شدم

    شُکر کند چرخ فلک، از مَلِک و مُلک و مَلَک / کز کرم و بخشش او روشن و بخشنده شدم (غزلیات شمس، مولوی)

    دولت: حکومت / پاینده: پایدار / زَهره: جرئت، دلیری / زُهره: ستاره ناهید / تابنده: تابان / سرمست: سرخوش؛ بانشاط، می زده/ دست: صنف / طرب: شادی/ آکنده: پر/ نیم: نیستم / سر: رئیس / پیشرو: پیشوا / راهبری: رهبر/ چرخ: گردش / فلک: آسمان / مَلِک: پادشاه /  مُلک: سرزمین / مَلَک: فرشته

    گوشزد: وزن بیت بالا «تن ت ت تن / تن ت ت تن // تن ت ت تن / تن ت ت تن» یا «دام دا دا دام / دام دا دا دام // دام دا دا دام / دام دا دا دام»

    توجّه به فضای عاطفی و آهنگ متن، سبب کشف لحن می شود. تشخیص لحن مناسب هر متن، خواندن را دلنشین تر و درک محتوا را آسان تر می سازد.

    ۱۱ـ لحن چیست؟ – منظورِ ما از «لحن» فضاسازی در بافتار آوایی سخن است. لحن، گرفتن نبض متن است. لحن می تواند: حماسی، داستانی – روایی، گفت وگو، طنز، میهنی، ستایشی، تعلیمی …. باشد.

    خودارزیابی

    ۱) نمونه های زیر را بخوانید؛ آنها را از دید آهنگ و موسیقی با هم مقایسه کنید و تفاوت آنها را بیان کنید.

    الف)

    ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود / وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود

    محمل بدار ای ساربان، تندی مکن با کاروان / کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می رود (سعدی)

    ساربان: اشتربان؛ شتردار / دلستان:‌ دلبر / محمل:‌ کجاوه

    وزن: «تن تن ت تن/ تن تن ت تن // تن تن ت تن / تن تن ت تن» یا «دام دام دا دام/ دام دام دا دام/ دام دام دا دام/ دام دام دا دام»

    وزن شعر تا اندازه ای شاد و شادی انگیز است؛ شعر داری آهنگ درونی و قافیه میانی است؛ ولی درون مایه شعر غم انگیز است و درباره فراق یار سروده شده است؛ ازین رو وزن و درون مایه شعر با هم هماهنگی کامل ندارند.

    ب)

    مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم / جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها

    شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها (حافظ)

    جانان: دلبر / عیش: خوشگذرانی / دم: لحظه / جرس: زنگ / محمل: کجاوه / هایل:‌ ترس‌آور؛ هولناک /

    وزن: « ت تن تن تن/ ت تن تن تن / ت تن تن تن / ت تن تن تن» یا « دا دام دام دام/ دا دام دام دام/ دا دام دام دام/ دا دام دام دام»

    درون مایه شعر درباره ترس و هراس از مراحل رهروی است و وزن و آهنگ شعر ملایم و همراه با کشش است.

    پ)

    بیا تا همه دستِ نیکی بریم / جهانِ جهان را به بد نسپریم

    نباشد همی نیک و بد پایدار / همان به که نیکی بود یادگار (فردوسی)

    جهان: عالم / جهان: جهنده / سپردن: طی کردن / به: بهتر

    وزن: «ت تن تن / ت تن تن / ت تن تن / ت تن» یا «دا دام دام / دا دام دام / دا دام دام / دا دام»

    وزن و آهنگ کوبنده و کوتاه است و لحن آن حماسی و اندرزی است. درون مایه شعر «ناپایداری جهان و پایداری نیکی» است.

    ت)

    ای مِهر تو در دلها، وی مُهر تو بر لب ها / وی شور تو در سرها، وی سرّ تو در جانها

    تا خار غم عشقت، آویخته در دامن / کوته نظری باشد، رفتن به گلستان ها

    گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید / چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان ها

    گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش / می گویم و بعد از من، گویند به دوران ها (سعدی)

    مهر: عشق / مُهر: / شور: شوق، هیجان / سرّ: راز / طلب: خواستن / شاید: شایسته است / سهل: آسان / دوران: روزگار

    وزن: « تن تن ت / ت تن تن تن// تن تن ت / ت تن تن تن» یا « دام دام دا / دا دام دام دام// دام دام دا / دا دام دام دام »

    وزن: هر مصراع به دو لخت می شود؛ ازین رو شعر شادی آور و رنگی است. در بیت نخست واژه ها آهنگین هستند. درون مایه شعر عشق و شیفتگی به یار و دشواری های راه عشق است. لحن این شعر تغزلی و عاطفی است.

    ۲) نمونه های زیر را بخوانید و درباره تفاوت عواطف و حسّ و حال حاکم بر فضای شعر، گفت وگو کنید.

    الف)

    ای نفَس خرّم باد صبا / از برِ یار آمده ای، مَرحبا

    قافله شب، چه شنیدی ز صبح / مرغ سلیمان، چه خبر از سبا؟

    بر سرِ خشم است هنوز آن حریف / یا سخنی می رود اندر رضا؟ (غزلیات، سعدی)

    نفس: دم / خرّم:‌ سرسبز / باد صبا: / بر: / مرحبا: آفرین / سبا: نام یک شهر/ حریف: / رضا: خرسندی

    وزن: «تن ت ت تن / تن ت ت تن / تن ت تن» یا «دام دا دا دام / دام دا دا دام / دام دا دام»

    تعداد هجاهای کوتاه آن بسیار است و تعداد پایه های آوایی کم است؛ ازین رو وزن شعر بسیار شادی آور و طرب انگیز است. درون مایه شعر خبری خوش از یار است؛ برای همین درون مایه شعر و وزن و آهنگ کاملا همسو هستند. لحن این شعر تغزلی و عاشقانه است.

    ب)

    زین درد، خون گریست سپهر و ستاره هم / خون گشت، قلب لعل و دلِ سنگ خاره هم

    بر سر زدند از الَم زاده بتول / تنها همین نه مریم و هاجر، که ساره هم

    بستند راه مهلت او از چهار سو / تنها نه راه مهلت او، راه چاره هم

    کردند قتل عام به نوعی که شد قتیل / از کودکان آل نبی، شیرخواره هم

    بر قتل شیر خواره نکردند اکتفا / تاراج برده اند ز کین، گاهواره هم

    بر خور نشست از اثر نعل میخ کوب / تنها نه نقش ماه، که نقش ستاره هم

    آن پیکر شریف چو بر روی خاک ماند / بر روی او پیاده گذشت و سواره هم

    زین نظم، شد گشوده به رویم درِ الَم / بر قلب من نشست، ز مَرْهَم، هزار هم (فدایی مازندرانی)

    گریست: گریه کرد / سپهر: آسمان / لعل: سنگ قیمتی / سنگ خاره: سنگ پا / الم: درد / بتول: پاکدام / قتیل: کشته / اکتفا: بسنده / کین: انتقام / گاهواره: گهواره / خور: خورشید

    وزن: « تن تن ت / تن ت تن ت/ ت تن تن ت/ تن ت تن» یا «دام دام دا / دام دا دام دا/ دا دام دام دا/ دام دا دام»

    وزن بسیار سنگین و غم انگیز است. درون مایه شعر نیز سوگواری برای جان باختن خاندان پیامبر است؛ ازین رو وزن و درون مایه هماهنگ هستند. آهنگ شعر نیز سنگین و اندوه آور است. لحن مناسب این شعر عاطفی و غم انگیز است.

    پ)

    معشوقه بسامان شد، تا باد چنین بادا / کفرش همه ایمان شد، تا باد چنین بادا

    ملکی که پریشان شد، از شومی شیطان شد / باز آنِ سلیمان شد، تا باد چنین بادا

    یاری که دلم خَستی، در بر رخِ ما بستی / غمخواره یاران شد، تا باد چنین بادا

    زان خشم دروغینش، زان شیوه شیرینش / عالم شکرستان شد، تا باد چنین بادا

    عید آمد و عید آمد، یاری که رمید آمد / عیدانه فراوان شد، تا باد چنین بادا (مولوی)

    بسامان: سر و سامان گرفته/ ملک: / آن:‌ مال / خستن: زخمی کرد / شکرستان: نیشکر زار/

    وزن: « تن تن ت / ت تن تن تن// تن تن ت / ت تن تن تن» یا « دام دام دا / دا دام دام دام/ دام دام دا / دا دام دام دام »

    وزن: هر مصراع به دو لخت می شود؛ ازین رو شعر تند، شادی آور و رنگی است. بیت ها همه دارای ردیف طولانی هستند برای همین آهنگ شعر را افزایش می دهند. درون مایه شعر عشق و شیفتگی به یار و وصال است. ازین رو کاملا وزن و آهنگ و درون مایه شعر هماهنگ و همسازند و شور و شوق عارفانه را به خواننده منتقل می کنند. لحن این شعر نیز باید تغزلی و عاشقانه باشد.

    ت)

    دیو پیش توست پیدا، زو حذر بایدت کرد / چند نالی تو چو دیوانه ز دیو ناپدید

    چون نخواهی کت ز دیگر کس جگر خسته شود / دیگران را خیره خیره دل چرا باید خَلید

    برگُزین از کارها پاکیزگی و خوی نیک / کز همه دنیا گُزینِ خلقِ دنیا این گزید

    نیکخو گفته است یزدان، مر رسول خویش را / خوی نیک است ای برادر، گنج نیکی را کلید (ناصرخسرو)

    حذر: پرهیز / کت: که تو / خسته: زخمی / خیره خیره: بیهوده / خلیدن: زخمی کردن / گزین: گزیده / خلق: مردم

    وزن: « تن تن ت / تن ت تن ت/ ت تن تن ت/ تن ت تن» یا «دام دام دا / دام دا دام دا/ دا دام دام دا/ دام دا دام»

    وزن بسیار سنگین و خشک است. هجاهای بلند آن زیاد است. سراینده در این سروده به خواننده پند می دهد؛ ازین رو وزن و درون مایه هماهنگ اند. آهنگ شعر نیز سنگین و رسمی است. لحن مناسب این شعر اندرزی و آموزشی است.

    منبع مطلب : www.jafarisaeed.ir

    مدیر محترم سایت www.jafarisaeed.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    علوم و فنون ادبی ۱ (سعید جعفری)

    ستایش: ای بی نشان

    ۱- ای بی نشانِ محض، نشان از که جویمت؟           گم گشت در تو هر دو جهان، از که جویمت؟

    قلمرو زبانی: ای: یا /  نشان: نشانه / محض: ناب / جهش ضمیر (نشانت را از که جویم)/ جستن: جستجو کردن (بن ماضی: جست؛ بن مضارع: جو) / دو جهان: دنیا و آخرت / پرسشی انکاری در سراسر شعر / قلمرو ادبی: واژه آرایی: نشان / قالب: غزل / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (رشته انسانی) / ردیف: از که جویمت؟ / لحن: لحن ستایشی /

    بازگردانی: ای خداوند بی نشانه، نشانه ات را از چه کسی بجویم؟ دنیا و آخریت در تو گم شد، از چه کسی تو را بجویم؟

    پیام: ناتوانی در شناخت یزدان

    لحن ستایشی: ستایش مخصوص خداوند است و شاعر یا نویسنده در سروده یا نوشته خود، خداوند را که خالق بی همتا، قادر بی نظیر و صاحب الطاف فراوان است، می ستاید.

    ۲- تو گــم نه ای و گـمشدۀ تو منم ولیــک               نایافت یافت می‌نتوان، از که جویمت؟

    قلمرو زبانی: مرجع تو: یزدان / نه ای: نیستی / ولیک: ولی / نایافت: نایافته؛ صفت مفعولی کوتاه / می نتوان: نمی توان / لحن: پرسشی انکاری در مصراع دوم / قلمرو ادبی: واژه آرایی: تو /  واج آرایی «ت» /

    بازگردانی: تو ناپیدا و گم شده نیستی و من گمشدۀ توام(وجود من بی ارزش و هیچ است نه تو)؛ ولی نمی‌توان نایافته (خدا) را یافت، از چه کسی تو را بجویم؟

    پیام: ناتوانی در شناخت یزدان

    ۳- پیــدا  بســـی  بجُســتمت  امّا نیافــتم                  اکنون مرا بگو که نهان، از که جویمت؟

    قلمرو زبانی: بسی: بسیار / از که جویمت؟: از چه کسی سراغ تو را بگیرم / قلمرو ادبی: پیدا، نهان: تضاد /

    بازگردانی: ای خداوند بی نشانه، تو را آشکارا بسیار جستجو کردم؛ اما نیافتمت. حالا به من بگو که پنهانی تو را از چه کسی جستجو کنم؟

    پیام: ناتوانی در شناخت یزدان

    ۴- چون در رهت یقین و گمانی همــی رود              ای برتر از یقین و گمان، از که جویمت؟

    قلمرو زبانی: چون: هنگامی که / رهت: راه تو / یقین و گمان رفتن: یقین و گمان پیش آمدن / قلمرو ادبی: واژه آرایی: یقین و گمانی

    بازگردانی: هنگامی که که در راه تو یقین و گمان پیش می آید، ای کسی که برتر از یقین و گمانی، تو را از چه کسی بجویم.؟

    پیام: برتری خدا از یقین و گمان بشر

    ۵- در جست و جوی تو، دلم از پرده اوفتاد              ای در درون پردۀ جــان، از کــه جویمت؟

    قلمرو زبانی: اوفتاد: افتاد / قلمرو ادبی: دل: مجاز از وجود / واژه آرایی: پرده / از پرده اوفتادن: کنایه از رسوا شدن / پرده جان: اضافه تشبیهی / واج آرایی «ر»

    بازگردانی: در جست و جوی تو، دلم رسوا شد. ای کسی که در درون پردۀ جان ما جای داری، تو را از چه کسی بجویم؟

    پیام: ناتوانی در شناخت یزدان

    ۶- عطّار اگرچــه یافت به عینِ یقـین تو را              ای بس عیان به عینِ عیان، از که جویمت؟

    قلمرو زبانی: عین: چشم / بس: بسیار / عیان: آشکار / قلمرو ادبی: عطار: تخلص؛ نام هنری / واژه آرایی: عین، عیان / عین، عیان: جناس / واج آرایی: «ع» /

    بازگردانی: اگرچه عطّار به چشم یقـین تو را پیدا کرد، ای کسی که بس آشکار هستی، با چشم سر، تو را از چه کسی بجویم؟

    پیام: ناتوانی حواس ظاهری در شناخت یزدان

    عطار نیشابوری

    منبع مطلب : oloomofonoon1.blogfa.com

    مدیر محترم سایت oloomofonoon1.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید