توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشایی که مترادف متضاد شبکه معنایی گسترش واژه بکار رفته باشد

    1 بازدید

    انشایی که مترادف متضاد شبکه معنایی گسترش واژه بکار رفته باشد را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    انشا کاربرد واژگانی مترادف، متضاد، شبکه معنایی گسترش واژه و تنوع افعال - درس کده

    به دلخواه موضوعی را برگزینید و به هنگام نگارش از همه گونه های کاربرد واژگانی مترادف، متضاد، شبکه معنایی گسترش واژه و تنوع افعال بهره بگیرید

    در این مطلب از سایت درس کده برای شما انشا صفحه ۳۱ کتاب مهارت های نوشتاری نهم را آماده کرده ایم

    انشا صفحه ۳۱ درس ۲ کتاب مهارت های نوشتاری نهم:

    موضوع انشا: گردش ایام

    روز ها سال ها و ماه ها در پی هم می آیند و میروند و ما هر روز پیر تر میشویم و از جوانی ما فقط یاد و خاطره میماند به قول صاعب تبریزی:
    آنچنان کز رفتن گل خار میماند به جا/از جوانی حسرت بسیار میماند به جا

    مثلا همین بهار که شد درختان از خواب زمستانی بیدار شدند هوا دلپذیر شد گر کدورت ها را کنار زدیم همه لباس تازه به تن کردند حتی درختان ما آنقدر سرگرم کار و مساعل بودیم که زیبایی بهار را فراموش کردیم
    تا به خود آمدیم تابستان با روز های گرم و پر حرارت رسید و میوه ها هم رسیدند
    هندوانه خربزه طالبی سیب گلابی هلو و یک باره دیدیم پاییز با تن پوش زرد هوهو کنان از راه رسید و لباس درختان را عوض کرد برگ های خسته زیر پای مسافران خش خش کرد تا آمدیم با پاییز و هنر نمایی اش چای و قهوه ای بنوشیم فراش زمستان آمد و چای را برد و گفت یخ کرده است عوضش میکنم
    سماور و بخاری را روشن کردیم از پنجره کنار در خانه که نگاه کردم همه جا از قوی سفید پر بود شاید هم اردک ها و مرغابی های سفید تا در را باز کردم که به آن ها آب و دانه ای تعارف کنم پر کشیدند به اوج آسمان و مهاجرت را آغاز کردند
    حالا آغاز بهار دیگری بود و شکوفه ها و پرستو های کوچک آمدند

    واژه های مترادف:یاد و خاطره -سال و امسال
    واژه های متضاد: گل و خار -پیری و جوانی-آمدت و رفتن
    شبکه معنایی:روز – ماه – سال-بهار-تابستان-پاییز -زمستان/هندوانه-خربزه-طالبی-سیب-گلابی-هلو
    گسترش واژه:روز های گرم و پر حرارت-هوهو کنان-هنر نمایی-خش خش-دلپذیر-گرد کدورت ها-برگ های خسته
    تنوع افعال: می آیند-میروند-می ماند-آمدیم- شد-کنار زدیم-رسید-عوض کرد-روشن کردیم-نگاه کردم-اغاز کردند-پر کشیدند-بود-است-فراموش کردیم

    پایان انشای صفحه ۳۱ کتاب مهارت های نوشتاری کلاس نهم

    منبع مطلب : darskade.ir

    مدیر محترم سایت darskade.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا صفحه 31 کتاب مهارت های نوشتاری نهم

    انشا صفحه 31 کتاب مهارت های نوشتاری نهم

    انشا درباره روز اول مدرسه پایه نهم صفحه ۳۱

     انشایی با موضوع آزاد با استفاده از همه ی گونه های کاربرد واژگانی

    موضوع انشا : روز اول مدرسه

    مقدمه : به احتمال زیاد اغلب شما با شنیدن عبارت (( روز اول مدرسه )) یاد خاطرات خود می افتید و این را هم باید گفت که هر فرد خاطره ای مختص خود را دارد و اجتماع این خاطرات رنگارنگ کلمه ی نوستالژی را به وجود می آورد.

    بدنه : نوستالژی هارمونی ناراحتی و لذت و خوشحالی است ! ، ناراحتی و افسوس از گذر زمان مخصوصا دوران کودکی و احساس لذت و خوشحالی از به یاد آوردن خاطرات شیرین حتی با دیدن یک عکس قدیمی یا حتی یک عبارت مانند (( روز اول مدرسه )).

    روز اول مدرسه پر از پیش هم قرار گرفتن تناقض هاست! ، در یک طرف دانش آموزی خوشحال ، مشتاق و با نشاط نشسته است در حالیکه در طرف دیگر دانش آموزی غمگین و نگران نشسته است ؛ در یک طرف دانش آموزی با دوست جدید خود گرم صحبت است و در طرف دیگر چشمان دانش آموزی خیره به پدر و مادرش است که مبادا او را در این جای ناشناخته رها کند!

    روز اول مدرسه عبارتی آشنا برای پیر و جوان است ، جهنم و زندانی برای افراد تنبل است ، در حالیکه بهشت و راه آزادی و نجاتی برای فرد سخت کوش و درس خوان است ؛ هدف مدارس یکی است و آن تعلیم و تربیت است ، اما مدارس بزرگ و کوچک دارند ، دولتی و غیردولتی دارند ، بالاشهر و پایین شهر دارند و… .

    نتیجه : از همان روز اول هم کسانی هستند که به فکر نقشه ی فرار اند و این موضوع در آینده ی آن ها بسیار تاثیر گذار است ، ولی این را بدانید که از قدیم گفته اند ، هر کس بخواهد ، درسش را می خواند و هیچ چیز جلودارش نیست ، ولی اگر بخواهد… !

    پایان انشای صفحه ۳۱ کتاب مهارت های نوشتاری کلاس نهم

    به دلخواه موضوعی را برگزینید و به هنگام نگارش از همه گونه های کاربرد واژگانی مترادف، متضاد، شبکه معنایی گسترش واژه و تنوع افعال بهره بگیرید

    منبع مطلب : 7sc.ir

    مدیر محترم سایت 7sc.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا مهارت های نوشتاری نهم

    موضوع انشا: گردش ایام

    روز ها سال ها و ماه ها در پی هم می آیند و میروند و ما هر روز پیر تر میشویم و از جوانی ما فقط یاد و خاطره میماند به قول صاعب تبریزی:
    آنچنان کز رفتن گل خار میماند به جا/از جوانی حسرت بسیار میماند به جا

    مثلا همین بهار که شد درختان از خواب زمستانی بیدار شدند هوا دلپذیر شد گر کدورت ها را کنار زدیم همه لباس تازه به تن کردند حتی درختان ما آنقدر سرگرم کار و مساعل بودیم که زیبایی بهار را فراموش کردیم
    تا به خود آمدیم تابستان با روز های گرم و پر حرارت رسید و میوه ها هم رسیدند
    هندوانه خربزه طالبی سیب گلابی هلو و یک باره دیدیم پاییز با تن پوش زرد هوهو کنان از راه رسید و لباس درختان را عوض کرد برگ های خسته زیر پای مسافران خش خش کرد تا آمدیم با پاییز و هنر نمایی اش چای و قهوه ای بنوشیم فراش زمستان آمد و چای را برد و گفت یخ کرده است عوضش میکنم
    سماور و بخاری را روشن کردیم از پنجره کنار در خانه که نگاه کردم همه جا از قوی سفید پر بود شاید هم اردک ها و مرغابی های سفید تا در را باز کردم که به آن ها آب و دانه ای تعارف کنم پر کشیدند به اوج آسمان و مهاجرت را آغاز کردند
    حالا آغاز بهار دیگری بود و شکوفه ها و پرستو های کوچک آمدند

    واژه های مترادف:یاد و خاطره -سال و امسال
    واژه های متضاد: گل و خار -پیری و جوانی-آمدت و رفتن
    شبکه معنایی:روز – ماه – سال-بهار-تابستان-پاییز -زمستان/هندوانه-خربزه-طالبی-سیب-گلابی-هلو
    گسترش واژه:روز های گرم و پر حرارت-هوهو کنان-هنر نمایی-خش خش-دلپذیر-گرد کدورت ها-برگ های خسته
    تنوع افعال: می آیند-میروند-می ماند-آمدیم- شد-کنار زدیم-رسید-عوض کرد-روشن کردیم-نگاه کردم-اغاز کردند-پر کشیدند-بود-است-فراموش کردیم

    انشا شماره ۱ : انشا درباره فصل زمستان به زبان عادی و ادبی:

    ———————————————————–

    نوشته درباره زمستان به زبان ادبی:

    من فصلی که زمین پیراهن سفید خود را بر تن میکند را دوست میدارم در این فصل سنگ ها از به خود لرزیدن می شکنند و اشک شوق ابر ها همانند گلوله های آبی بر زمین می افتند و رفت و امد را بر مردم سخت می کنند و تمام این ها دلالت بر وجود آفریننده ی هستی لا ینتها است
    فصل سفید می آید و سیاهی ها را از هوا ناپدید میکند و هنگامی که ابرهای سیاه پوش و ابستن برف و باران او نیستند آسمان مانند چلچراغی روشن میشود  بعضی ها از فصلی که درختان مو های بلند و سرسبز دارند خوششان می آید و بعضی ها فصلی که درختان به خواب می روند را دوست میدارند

    و باز هم همه ی این ها نشانه هایی هستند از آفریننده ای ماهر و زبردست که این ها را بر تابلوی طبیعت نقش کرده پس چه خوب است که ما با چشم دل به این اثر زیبای خداوند نگاه کنیم و از ان لذت ببریم

    نوشته درباره زمستان به زبان عادی:

    من زمستان را خیلی دوست دارم در زمستان هوا سرد میشود و برف یا باران از آسمان می بارد و رفت و آمد در داخل شهر و اطراف آن با مشکل رو به رو میشود ولی با این حال همین اندازه که می دانم فصل زمستان هم مثل بقیه ی فصل ها نشانه ای از عظمت خدای بزرگ است باعث آرامش من می شود

    در فصل زمستان هوا خیلی پاک و صاف می شود و در زمانی که ابر ها نیستند موقع شب ستاره ها  درخشندگی خاصی پیدا می کنند و این زمان بهترین موقع برای دیدن سیاره ها  ستارگان و سایر صور فلکی است
    بعضی ها فصل بهار و تابستان را دوست دارند و از فصل پاییز و زمستان خوششان نمی اید اما برای من هر فصلی نشانه ای است از شاهکار طبیعت و آفریننده ی آن و این طبیعت گوشه ای از قدرت خداوند تواناست پس چه خوب است ما هم در هر فصل با نگاهی قدر شناس کمال لذت را از زیبایی های آن ببریم

    این ضرب المثل زمانی استفاده میشود که بخواهیم بگوییم بالاخره روزی هم کار تو به من می افتد و به من نیازمند خواهی شد

    باز آفرینی و انشا:

    یکی بود یکی نبود در روزگاران قدیم ،دو بازرگان کهنه کار و سرد و گرم روزگار چشیده بودند که همکاری و دوستی آنها بین مردم ضرب المثل بود.یکی از آنها مهدی و  دیگری پژمان نام داشت.

    روزی مهدی همه ی دارایی اش را به کالا تبدیل و بار کشتی کرد تا در سرزمین های دور بفروشد و سود زیادی نصیبش شود.

    از قضا طوفان گرفت و کشتی مهدی به همراه دارایی اش از بین رفت و او فقیر و بیچاره شد نزد دوستش پژمان آمد و از او درخواست کرد تا مبلغی به او قرض بدهدت ا دوباره بتواند به تجارت بپردازد

    اما پژمان در پاسخ به مهدی گفت که اگر تاجر بودی همه ی دارایی خود را جمع نمی کردی که یک باره آن را از دست بدهی و مهدی را از خود دور کرد.

    مدتی بدین منوال گذشت  مهدی از آنجا که مرد با تجربه ای بود به هر زحمتی که بود مقام و اموال از دست رفته خود را بازیافت

    روزی پژمان پشیمان و دلخسته پیش مهدی آمد و گفت:

    پس از بیرون کردن تو دزد به انبار من دستبرد زد و الان چیزی ندارم به جز حسرت و پشیمانی واز تو کمک می خواهم

    مهدی گفت: شنبه به جمعه نمیرسد همان گونه که کوه به کوه نمی رسد،اما آدم به آدم می رسد

    انشا شماره ۱ درباره تلفن همراه : (طنز)

    تلفن همراه را از این نظر تلفن همراه مینامند که همه جا با ماست از جمله خانه خیابان صف اتوبوس و …. تلفن همراه هرچه بزرگتر و به سایز نان بربرس نزدیک تر باشد ما را  با کلاس تر با اهمیت تر و مهم تر جلوه میدهد زیرا در دستان ما جا نمیشود و دیگران را وادار میکنند جور دیگری به ما بنگرند

    میتوان با آن پیامک های درشت ریز چاق لاغر یا بدون متن بدهیم و به اصطلاح دوستان را سر کار بگذاریم و از دور تفریح گنیم و بخندیم!!!

    توجه داشته باشید هیچ وسیله دیگری همچنین قابلیتی ندارد تلفن همراه با اعتماد ترین و رازدارترین دوست ما در دنیاست زیرا رمز و قفل دارد و برای حفظ راز های ما تا جای ممکن ایستادگی میکند

    ممکن است با چکش له شود ولی چیزی را لو نمیدهد و به اصطلاح نم پس نمیدهد تلفن همراه به ما این امکان را میدهد که در این بودن نباشیم و در عین همراهی با دوستان جدا از آن ها و با تلفن همراه خود مشغول بازی باشیم

    خوبی دیگر تلفن همراه این است که هر گاه کسی با ما کار داشت به راحتی میگوید مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد پیام شما از طریق سرویس صوتی به مخاطب اطلاع داده میشود برای کاستن از هزینه های تماس گاهی بهتر است بگوییم شارژم داره تموم میشه با من تماس بگیر و یا اگر نخواهیم تماس بگیریم میگوییم شارژم تمام شده بود

    تلفن همراه همبازی خوبی هم هست و گاهی میتوان از صبح سحر تا بوق سگ با آن بازی کنیم تا خوابمان ببرد پس تلفن همراه همراه همیشگی ما بهترین همبازی و رازدار ماست و کم خرج و با اعتماد و بهترین دوست ماست.

    انشا شماره ۱ درباره تلفن همراه : ( غیر طنز)

    اگر سی سال پیش به کسی میگفتید وسیله ای ساخته خواهد شد که بدون اینکه به سیم وصل باشد با آن میتوان ازتباط برقرار کرد بی شک به شما میخندید و با تعجب به شما نگاه میکرد

    اما امروزه یکی از مهمترین وسایل ارتباطی تلفن همراه است و بسیاری از بخش های زندگی ما به ان گره خورده است از پرداخت فیش های آب و برق گرفته تا تماشای تلوزیون و انجام کار های بانکی از طریق تلفن همراه میسر استشماره صد ها و هزاران نفر از دوستان و همکاران را میتوان در آن ذخیره و نگه داری کرد میتواند مانند یک منشی یادداشت ها را برای ما به خاطر بسپارد و در صورت لزوم به ما یاد آوری کند

    تقویم قرآن و انواع کتاب ها را میتوان در آن نگه داری کرد و به راحتی میتوان از آن در هر جایی بهره برد و چون اندازه ی آن کوچک است ما را از نگه داری قفسه های بزرگ و کتاب های قطور بی نیاز میکند

    با تلفن همراه در هر لحظه میتوانیم به دوستان و آشنایان خود دسترسی داشته باشیم و از اخرین اخبار جهان مطلع شویم اما این وسیله با ویژگی منحصر به فرد مضراتی هم دارد:

    این دستکاه ممکن است ما را از جمع دوستان و اشنایان دور و منزوی کند و در حالی که در کنار آن ها هستیم از آن ها غافل باشیم

    و ضعیفی چشم و امواج سرطان زا و …..

    تلفن همراه زندگی امروزه را از خیلی از جهات راحت تر کرده است اما باید توجه داشته باشیم که بیش از حد از آن استفاده نکنیم و همیشه اعتدال را رعایت کنیم

    فضاپیما:

    چیزی در فضا در حال حرکت است.. بی شک یک فضاپیماست کارکنان آن مثل یک ماشین کوکی گویا از قبل برنامه ریزی شده اند و به طور منظم مشغول انجام کار هستند

    از طریق بلندگو اطلاع میدهند که به زودی در سطح کره ماه توقف میکنند اینک زمان آن فرا رسیده است که از فضاپیمایی که مدت زیادی در فضای کوچک آن زندگی کرده اند خارج شوند

    اما فضای ماه ناشناخته و جدید است کمی متعجب و نگرانند چه کسی حاظر است به عنوان اولین نفر از فضاپیما خارج شود و روی سطح ماه قدم بگذارد؟

    زمان پرتاب فرا رسیده بود و من حسی غیر قابل توصیف داشتم حسی که با ترس و هیجان آمیخته شده بود
    باورم نمیشد دقایقی دیگر به آرزوی همیشگی خودم که از دوران کودکی ام با من بود میرسیدم
    وقتی موتور ها روشن شدند بی اختیار فریاد زدم همه این رفتار ها طبیعی بود چون همه فضا نوردان هنگام پرتاب احساساتی میشوند
    و در آن لحظه باور هر چیزی برای من دشوار بود نگاهی به اطراف انداختم رو به روی من چراغ ها رادار ها و سیستم های کنترلی و دکمه های زیادی وجود داشت
    که خیلی پیچیده بودند و من از آن ها اطلاعات زیادی نداشتم به همین دلیل کنجکتو شدم و یکی را بی اختیار فشار دادم ولی ناگهان با سر به دیواره فضاپیما خوردم و فریاد زدم چون سرم درد گرفته بود

    همانطور که داخل فضاپیما معلق میچرخیدم و به این سو و آن سو میرفتم دوستانم کمکم کردند سر جایم بنشینم و بلا فاصله مشغول بررسی رادار ها شدم چون من و دوستانم یک تیم تحقیقاتی هستیم که قرار است به کره ماه سفر کنیم
    سرانجام پس از چهار شبانه روز سفر در فضا بر روی کره ماه قدم گذاشتیم و این لحظه خیلی شکوهمند و زیبا بود چون ما بر روی کره ای قدم گذاشتیم که صد ها هزار سال خشک و بی روح بوده است
    من و دوستانم روی ماه قدم میزدیم و با هر قدمی که بر میداشتیم نظاره گر حفره هایی بودیم که بعضا بزرگ یا کوچک بودند
    بر روی این کره سرد سنگ های عجیب و غریبی پیدا میشد و خاک ماه تقریبا یک رنگ و در همه جا خاکستری بود صدا به راحتی منتقل نمیشد و سطح ماه مکانی خاموش و تاریک و بیصدا بود و این جا ترس و خوشحالی با هم پیوند خورده بودندمن و دوستانم سه ساعت بر روی کره ماه پیاده روی کردیم ولی اکنون دیگر زمان بازگشت فرا رسیده است و تحقیقات ما نیز کامل شده است و حال میلیون ها نفر در زمین منتظر ما هستند و ما در حال انجام مقدمات بازگشتیم……………………………………………………..

    منبع مطلب : mbketab.blogfa.com

    مدیر محترم سایت mbketab.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    سارا : خیلی خوب بود

    😎😎😎 : بد نبود ولی باید زیر کربنات متضاد و گسترش. و اینا خط میکشید

    ناشناس : عالی بود انشا ولی درحد دانش آموز نیست😀 خیلی لذت بردم از خوندن ولی معلومه یک شاعر نوشته

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    هادی هستم 2 روز قبل
    0

    انشای

    1
    هادی هستم 2 روز قبل

    ملنگ

    سوگل 6 روز قبل
    0

    عالی

    مهسا 13 روز قبل
    0

    راستش وبگم خوب بود اما زیاد به دلم نبود فک کنم خودم ذهنم مخ تره 🤪😀

    0
    مهسا 13 روز قبل

    والا😋😉

    همایون 14 روز قبل
    0

    اوکه بود

    همایون 14 روز قبل
    -2

    اوکه بود

    مهدی 15 روز قبل
    0

    خیلی انشاء خوبی است

    ناشناس 15 روز قبل
    0

    عالی

    🙃علیرضا از تهران 😂 20 روز قبل
    0

    خدایی برای ی تقلب عالی بود قشق کردم 😂

    علی 20 روز قبل
    0

    خوب بود

    ناشناس 20 روز قبل
    0

    عالی بود مرسی از خوندنشون لذت بردم😎

    دبیرفارسی 23 روز قبل
    0

    عالی ممنون از راهنمایی تون به نظر من انشا از روی این سایت ها ننویسید خودتون برید بخونید واز روی این ها یادبگیرید تمرین کنید با اروزی موفقیت

    دبیرفارسی 23 روز قبل
    0

    عالی ممنون از راهنمایی تون به نظر من انشا از روی این سایت ها ننویسید خودتون برید بخونید واز روی این ها یادبگیرید تمرین کنید با اروزی موفقیت

    ناشناس 23 روز قبل
    0

    عالی

    A 1 ماه قبل
    0

    ممنون

    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    عدللللیییییییی

    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    اصلا خوب نبود

    نگار 7 ماه قبل
    2

    پاییز زیبا و قشنگ است در پاییز هوا نه سرد ونه گرم است در پاییز حیوانات به خواب زمستانی میروند تادر بهار بیدار شوند ماهم با لباس های گرم به استقبال پاییز میرویم

    کلمات متضاد

    خواب =بیدار

    گرم =سرد

    زمستان =بهار

    هژیر 11 ماه قبل
    2

    خیلی خوبه

    K 12 ماه قبل
    2

    خوب بود

    محمدرضا 1 سال قبل
    0

    هله دان دان دان دان هله یه دانه یه دانه آخه نامهربان مال آبادانه یدانه اره هله یه دان مال ابادانه بیا وسط تعارف نکن . نیناش ناش نیناش ناش نیناش ناش نیناش ناش

    0
    خخخ 13 روز قبل

    چته وااااااا

    ناشناس 1 سال قبل
    4

    عالی بود انشا ولی درحد دانش آموز نیست😀 خیلی لذت بردم از خوندن ولی معلومه یک شاعر نوشته

    خوب 1 سال قبل
    0

    خوب است

    سحر 1 سال قبل
    1

    سلام من‌ یه انشا درباره ی فصل پاییز میخوام و مترادف و متضاد و شبکه ی معنایی و گسترش واژه و تنوع افعال درش به کار برده باشد ممنون

    Barron 1 سال قبل
    2

    Laik

    👍❤️ 1 سال قبل
    0

    🌹❤️

    😎😎😎 1 سال قبل
    1

    باید زیر کلمات متضاد ،سترگ و اینا خط میکشید

    1
    تتلو 22 روز قبل

    آره راست میگه

    1
    مهدی 12 ماه قبل

    اره

    😎😎😎 1 سال قبل
    4

    بد نبود ولی باید زیر کربنات متضاد و گسترش. و اینا خط میکشید

    علی 1 سال قبل
    3

    لطفا جواب نظر ها را بدید

    علی 1 سال قبل
    0

    خوب بود خواهش در مورد مو ضوعات پیگیری هم بنویسد مثل پاییز زمستان و.....

    1
    تتلو 22 روز قبل

    نه نمینویسیم

    سارا 1 سال قبل
    4

    خیلی خوب بود

    آوا 1 سال قبل
    1

    نمیدونم😐😂

    😎 1 سال قبل
    0

    عالیه

    مهدی 1 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    1
    ناشناس 29 روز قبل

    او کیه

    1
    ناشناس 29 روز قبل

    او کیه

    برای ارسال نظر کلیک کنید