توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا درباره ی سرگذشت یک رود کلاس پنجم

    1 بازدید

    انشا درباره ی سرگذشت یک رود کلاس پنجم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    انشاء از زبان رود (مطالعات پنجم)

    این انشاء رو سارا طویلی عزیز برام نوشته (پنجم پامچال)

    منبع مطلب : nargesclas.blogfa.com

    مدیر محترم سایت nargesclas.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا در مورد سرگذشت یک رود از زبان خودش

    انشا سرگذشت یک رود از زبان خودش

    انشا از سرگذشت یک رود از زبان خودش

    انشا سرگذشت یک رود از زبان رود و آلودگیش

    در دریای نیلگون و پهناور خوش بودم. پولکهای لیز و براق ماهی هارا نوازش میکردم. با باد موج می شدم و با آفتاب، بخار. تا این که از دریادل کندم و به آسمان پیوستم و همچون پنبه حلاجی شده در آسمان پهناور گسترده شدم. باد مرا می راند تا به آسمان خشکی ها رساند. آنگاه مرا چنان کوبید که برق از سرم پرید و من غریدم و قطره قطره باریدم.

    باریدم و باریدم. انگشتانم را به خاککوبیدم. خاک را شکافتم و شکافتم و به اعماق فرو می رفتم و فرو می رفتم تا اینکه سرم خورد به سنگ، آنگاه سفره آبی شدم در زیر زمینو جریان داشتم و در حرکت بودم تا به شکافی رسیدم و بیرون جستم و چشمه شیرینی شدم تا از من بنوشند و زنده بمانند و حیات بیابند.

    آنگاه جاری شدم و به تکاپو افتادم، رود شدم، رگهای حیات زمین شدم. حرکت میکردم و می رفتم شاد بودم ماهی های آزاد در آغوشم جست و خیز می کردند سنگها را قلقک میدادم، بوته های اطرافم را شاداب می کردم.

    کودکان در دامنم آب تنی می کردند و گوسفندانو چهارپایان از آبم سیراب می شدند. چه لذت بخش بود حیات بخشیدن و تمیز کردن. هر کجا پا میگذاشتم پاک میکردم و زندگیمی بخشیدم اما ناگهان حالم بد شد، خیلی بد؛ بد تر از آنکه فکرش را کنی، داشتم کم کم سیاه و بد بو میشدم، ماهی ها در آغوشم جان دادند و دیگر هیچ کس از من نمی نوشید .

    دنبال این بودم که چه شده حالم چنین بد شده. دیدم این انسانهایی که من به آنها حیات می بخشم ، دارند زندگی را از من میگیرند ، این انسان هایی که برایشان پاکی به ارمغان می آورم آلوده ام می کنند. آنها لوله های فاضلاب را به سمت من هدایت کردند و فاضلاب بیمارستان ها و کارخانه ها و شهر ها را به خوردم دادند.

    من دیگر رودنبودم. فاضلاب بودم که همه از من گریزان بودند. دوست داشتم فرار کنم از این آدم ها و خودم را برسانم به دریا تا دوباره زنده شوم پاک شوم زلال شوم، اما نه، اگر می رفتم به دریا، دریا چه می شد؟ آن هم آلوده می شد ، ماهی های دریا می مردند ، دریا می مرد.

    نه پای رفتن داشتم نه دل ماندن. تا اینکه احساس کردم دارد حالم خوب می شود. سبک شده بودم. داشتم بالا می رفتم. بله آفتاب به دادم رسید. بر من آنقدر تابید تا بخار شدم و به آسمان رفتم.
    از آن بالا زباله های بر جای مانده را دیدم که داشت زمین را خفه می کرد. دلم به حال زمین سوخت.

    از آدمهای روی زمین دلخورم، دوست ندارم ببارم. دوست دارم همین بالا بمانم. اما چه می شود کرد دوستم زمین به من احتیاج دارد پس خواهم بارید.

     انشا درباره سرگذشت یک رود از زبان خودش _ اختصاصی _ نویسنده: دانشچی

    منبع مطلب : www.daneshchi.ir

    مدیر محترم سایت www.daneshchi.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درسی فا

    فعالیت صفحه 31 درس 6 مطالعات اجتماعی پنجم

    جواب فعالیت صفحه 31 درس 6 مطالعات اجتماعی پنجم

    11- چرا آب بعضی از رودهای کشور ما برای کشاورزی مناسب نیست ؟

    پاسخ:

    به دلیل اینکه بعضی از رودها فصلی هستند و همچنین از نمکزار ها عبور میکنند و آب شور میشود و برای کشاورزی مناسب نیست.

    منبع مطلب : darsifa.blog.ir

    مدیر محترم سایت darsifa.blog.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    خانم حداد 11 روز قبل
    1

    عالی تر از این نديدم 🤐🤨

    👈❤️زیبا جان ❤️👉 12 ماه قبل
    -1

    عالیییییییییییییییه فقط شما جواب پیام هامون را نکیبینید که چی نوشتیم و اگه نظر میخوای چرا نمیبینی ما که بهت نظر میدیم من هم بهت نظر دادم اما نمیبینی

    مهدی 2 سال قبل
    -2

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید