توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا در مورد دستان زحمتکش پدرم

    1 بازدید

    انشا در مورد دستان زحمتکش پدرم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    انشا در مورد پدر + موضوع انشا در مورد پدر و زحماتش برای دانش آموزان

    انشا پدر, انشان در مورد پدر, انشای کوتاه در مورد پدر عزیز

    در این بخش انشا در مورد پدر و انشاهای زیبا در مورد پدر عزیز و زحمت کش را گردآوری کرده ایم. می توانید این انشاهای زیبا در مورد پدر عزیز و رحماتی که می کشد را بازنویسی کنید و از این متن های زیبا ایده بگیرید.

    موضوع انشا : در مورد پدر عزیز

    پدرم جوهره ی هستی من،من سرشار از توام،قلبت پرتپش،دستانت توانمد و نفست گرم تا ابد و یک روز دنیای من.
    ای ریشه ی گل جانم،ذهن من در دم و در آخرین دم جاریست از تو ،از نامت ،ازفکرت…
    کلامت برای جان فانی من حجت و نگاهت شیشه ی عمر من است .
    پدرم همواره ساختی مسیر عشق را برایم،ریشه دواندی در جانم،گاه همچون درختی خسته سایه شدی برای تن رنجورم،گاه همچون آبی زلال زدودی بدی ها را ز من و گاه چو خورشید شدی و سوختی و گرم کردی نفسم…
    تو ای دریای من،خورشید من،سایه پرمهرم ،مانا باشی برای من.
    پدرم ای ماه چشمانت خیره به راه من ،نور شدی در راهم ،کور شدم گاهی،چشمانت را مات کردم و دستانت را سرد گاهی،ولی دگر باره قلب مهربانت و آغوش گرمت پذیرای من خطا کرده ی بی نور شد.
    به حکم حرف دل شمس صوفی”عشق سفر است ،مسافر این سفر چه بخواهد چه نخواهد از سر تا پا عوض میشود ،کسی نیست که رهروی این راه شود و تغییر نکند.”
    من رهروی مسیر عشق تو بوده ام و هستم ،عشق تو خواه ناخواه تغییر داد من مسافر را ،با تو و با دستان تو به هر چه که باید میرسم.
    پدرم…
    زندگی گر هزار باره بود
    بار دیگر تو…
    باردیگر تو…

    انشا پدر, انشان در مورد پدر, انشای کوتاه در مورد پدر عزیز

    موضوع انشا در مورد پدر و عشق او

    پدر یعنی عشق…یعنی محبت بی منت…یعنی تمام هستیم…بهانه زندگیم.
    برای یک دخترپدریعنی همه چیزیعنی همه کس یعنی سایه سر…یعنی همدم وهمراه…یعنی کسی حق نداره به دخترم کمترازگل بگویید.
    پدربرای پسراولین قهرمان وبرای دختراولین عشق است.پدرتنهارفیقی است که می شودبدون شک روی حرفهایش حساب کرد.پدرقشنگ ترین کلمه توی دنیاست که هیچ مترادفی نمی توان برایش پیداکرد.
    یک روزبه من گفتند:(باپدرجمله بساز.)گفتم:(باپدرجمله نمی سازم دنیایم رامی سازم.)
    پدرم تنها کسی است که باعث می شودبدون شک باور کنم که فرشته هاهم می توانندمردباشند.
    پدرم من را دوست داشته باش حتی اگر لیاقت دوست داشتنت رانداشته باشم حتی اگردرتنهاییت کنارت نبودم.توتنهامردی خواهی بودکه دوست داشتنت بدون طمع است وبوسه هایت بوی گل می دهد.
    باپدرم جدول حل می کردم گفتم:(نوشته دوست.عشق.محبت وسه حرفیه که حرف اولشم(پ)وحرف آخرش هم(ر)است.)پدرم گفت:(میشه پدر.)تازه فهمیدم همه توصیف پدربوده وچقدرهم کلمه زیباوبیانگرسخنان بسیار است.
    چقدرجای سوره ای به نام(پدر)خالیست که اینگونه آغازشود:
    قسم برپینه دستانت که بوی نان می دادوقسم برچشمان همیشه نگرانت…قسم بر بغض فروخورده ات که شانه کوه رالرزاندوقسم برغربتت،وقتی هیچ بهشتی زیرپاییت نیست.

    انشا پدر, انشان در مورد پدر, انشای کوتاه در مورد پدر عزیز

    موضوع انشا در مورد خوبی های پدر

    بابا یعنی غصه ، بابا یعنی غم ، بابا یعنی درد ، بابا یعنی خستگی ، بابا یعنی تلاش ، بابا یعنی کارمند ، بابا یعنی مستاجر ، خلاصه اینکه بابا جوانی داد و پیری گرفت پس بابا یعنی تنگی نفس بابا یعنی لرزش دست و پا بابا یعنی سنگینی گوش بابا یعنی عصا و عینک بابا یعنی اه و ناله بابا یعنی نقطه شروع و پایان زندگی و شاید بابا یعنی من و تو پس بیائید از امروز برای بابا هایی که مثل بابای من است دعا کنیم تا خدا زودتر از او راضی شود و او را پیش خودش به بهشت ببرد زیرا او دیگر از نگهبانی جهنم خسته شده و از زندگی و از نفس کسیدن بیزار است او دیگر توان کار ندارد قدرت (نه) گفتن را ندارد او خسته است او شکسته است او از دیروز پشیمان است او فردا را نمی خواهد فردایی که مثل دیروز بوده فردایی که باید فردای من باشد و من پا جای پای او بگذارم بجنگم مبارزه کنم تلاش کنم به خاطر هیچ بابای من بازنده بود بازنده این جدول مارپیچ و هزار توی زندگی او برای شطرنج هروز یک حرکت کم داشت و هر وقت به پایان بازی و روز های اخر ماه می رسید انچه را در بازی های دیروز برده بود به حریف مقابلـش یعنی صاحبخانه ی جدیدمان بود می باخت و اینجا بود که باز مات میشد و ساعتها به نقطه ای خیره می ماند و ان نقطه چیزی نبود جز اینده ی من مثل گذشته ی خودش پس ما از موضوع انشا امروز نتیجه میگیریم که بابا یعنی عقده یعنی حسرت یعنی کار یعنی کسی که چشم به فردا های دور و دراز ارزو دوخته و این ارزو ها چیزی نیست جز تلف کردن عمرش و شاید امروز که من این انشا را برای شما می خوانم او هم پشت میز کارش نشسته و درباره ی بابا هایی می نویسد مثل خودش زیرا او با نوشتن یادداشتهای روزانه ی خودش را ارام میکند اجازه خانوم تموم شد.

    نویسنده: حسین پازوکی

    همچنین بخوانید : متن های زیبا در مورد پدر و مادر و عکس نوشته های عاشقانه برای پدر و مادر

    انشا پدر, انشان در مورد پدر, انشای کوتاه در مورد پدر عزیز

    موضوع انشا در مورد پدر

    ای پدرم موهای سپیدت یک دنیا خرابم می کند و آن زانوهایت که هر شب از درد برایشان آواز سر میدهی،برایم دردمند است.

    آخر ای پدرم تو را به چه مانند کنم که زیباترین تعریف تو باشد اما میدانم ان قدر از روزگار زخم ها خورده ای که التیام دادنشان کار دشواری است پدرم:
    انگاه که معلم درس بابا نان داد را برایم معنی کرد فهمیدم که نان دادن همان زندگی دادن است و نان دادن تو همان عشق اوست۰
    وچه خوب است که تو را دیدن ٬هر روز تو را شنیدن و در عشق تو و در قلب تو همیشه جاری بودن
    قهرمانم؛
    میدانی دست هایم را خیلی دوست دارم زیرا یاداور دستان پینه بسته توست
    زخم هایی که شاید هر کدامشان برای ارامشم بریده شده اند
    ای رستم شاهنامه ی زندگی ام:
    تو را در اوج خلوت و تنهایی ام صدا میزنم چون تو را بدین گونه معنا کردم

    پدر یعنی نفس یعنی صداقت
    پدر یعنی ستون صبر و طاقت
    پدر یعنی شکوهی جاودانه
    پدر یعنی نخستین عاشقانه

    انشا پدر, انشان در مورد پدر, انشای کوتاه در مورد پدر عزیز

    موضوع انشا پدر

    پدر واقعا کلمه ای زیبا که از درونش کلی معنای فداکاری و ازخود گذشتگی و صمیمیت بروز می دهد.
    پدر کسی که حاضراست حتی از هرچیزی که باعث پیشرفت و خوشحالی خودش می شود بگذرد و همه این ها را دودستی به فرزندش تقدیم کند. او همان کسی است که صورتش را با سیلی سرخ نگه میدارد تا یک وقت آبروی فرزندش جلوی دوستان به مخاطره نیفتد پدرهمیشه بدترین ها را به جان می خرد تا یک وقت اعضای خانواده اش بیهوده به چیزی که می خواهند زل نزنند و فکرشان مشغول نشود. همه می دانند همیشه غم برای پدر است و غصه برای مادر و امید هم برای فرزند است. اغلب پدرها بهترینها را برای خود انتخاب نمی خواهند تا معنی ایثار وفداکاری را عملا به فرزند نشان دهند. انها درسخت ترین شرایط زندگی چیزی را به زبان نمی اورندتاشجاعت به معنای واقعی را اموزش دهند ومحیط گرم خانه را تبدیل به غمخانه نکنند.
    پدر بارها راضی به التماس شده تا خانواده اش از کسی چیزی درخواست نکنند. قدرتمند ترین اراده ها نمی تواند اراده ی پولادین یک پدر رابرای سربلندی خانواده اش بشکند. این خاصیت را خداوند به پدر داده است تا همیشه چون کوهی استوارباشد وچون باران بخشنده وچون نسیم شادی بخش باشد
    مادران نیز نعمت های بهشتی اند چون گل لطیفند وچون دوست با محبت .خدای احساس وکوه صبر هستند چه قدر خوشحالم که دو نعمت بزرگ را در خانه ام دارم .
    اکنون که خوب فهمیدم چه نعمات بزرگی را در کنار خودم دارم بیشتر مواظبم تا دل انها را نرنجانم چون میدانم دلشان چون بلور صاف وروشن اما شکننده است اگر خدایی نکرده بشکند خانه سوت وکور می شود.

    بخوانید: انشا در مورد مادر | انشا درباره مادر فداکاری مادر خوبی های مادر انشای ساده و ادبی

    انشا پدر, انشان در مورد پدر, انشای کوتاه در مورد پدر عزیز

    موضوع انشا در مورد پدر و زحمت ها او

    همیشه گفته اند بهشت زیر پای مادران است اما این بار می گویم بهشت در دستان پدران است همان دستانی که دست های کوچک فرزندش را می گیرد و همه جا به فرزندش این امید می دهد که کوهی مثل پدرش پشتش هست تا‌ با خیال راحت فرزند‌ قدم‌ هایش را پیش ببرد در حالی که از هیچ چیز نترسد زیرا پدری دارد که مثل کوه استوار در کنارش ایستاده است پدر واقعا کلمه ای زیبا که از درونش کلی معنای فداکاری و از خود گذشتگی و صمیمیت بروز می دهد پدر همان کسی که حاضر است حتی از هر چیز ی که باعث پیشرفت و خوشحالی خودش می شود بگذرد وهمه اینها را دو دستی به فرزندش تقدیم کند او همان کسی است که صورتش را با سیلی سرخ نگه می دارد تا یک وقت آبروی فرزندش جلوی دوستان به زبان نیفتد پدر همیشه بدترین ها را به جان می خرد تا خورد خوراک و آسایش فرزندانش را تهیه کند همه ما می دانیم غم برای پدر و غصه برای مادر و امید برای فرزند است پدر همان کسی است که با آغوش گرفتن نتیجه زندگیش این حس خوب را به فرزند می دهد که در همه شرایط در کنار اوست و پا به پا یا پشت در پشت در کنار فرزندش قدم بر می دارد تا که هر وقت فرزندش پایش لغزید دستانش را بگیرد و مانع سقوط فرزندش شود اغلب پدرها بهترینها را برای خود انتخاب نمی کنند چون نمی خواهند معنی ایثار و فداکاری را عملاًبه فرزندش نشان دهد پدران در سخترین شرایط زندگی چیزی را به زبان نمی آورند تا شجاعت به معنای واقعی آموزش دهد تا محیط گرم خانه را تبدیل به غمخانه نکنند پدر بارها راضی به التماس شد تا خانواده اش از کسی چیزی درخواست نکنند قدرتمند ترین اراده نمی تواند اراده پولادین یک پدر را برای سر بلندی خانواده اش بشکند این خاصیت را خداوند به پدر داده است تا همیشه چون کوهی استوار باشد و چون باران بخشنده و چون نسیم شاد بخش باشد و در آخر تنها حرفی که بر زبانم می‌آید این است که پدر عزیزم تو را با تمام وجود دوست دارم.

    موضوع:پدرهمیشه گفته اند بهشت زیر پای مادران است اما این بار می گویم بهشت در دستان پدران است همان دستانی که دست های کوچک فرزندش را می گیرد و همه جا به فرزندش این امید می دهد که کوهی مثل پدرش پشتش هست تا‌ با خیال راحت فرزند‌ قدم‌ هایش را پیش ببرد در حالی که از هیچ چیز نترسد زیرا پدری دارد که مثل کوه استوار در کنارش ایستاده است پدر واقعا کلمه ای زیبا که از درونش کلی معنای فداکاری و از خود گذشتگی و صمیمیت بروز می دهد پدر همان کسی که حاضر است حتی از هر چیز ی که باعث پیشرفت و خوشحالی خودش می شود بگذرد وهمه اینها را دو دستی به فرزندش تقدیم کند او همان کسی است که صورتش را با سیلی سرخ نگه می دارد تا یک وقت آبروی فرزندش جلوی دوستان به زبان نیفتد پدر همیشه بدترین ها را به جان می خرد تا خورد خوراک و آسایش فرزندانش را تهیه کند همه ما می دانیم غم برای پدر و غصه برای مادر و امید برای فرزند است پدر همان کسی است که با آغوش گرفتن نتیجه زندگیش این حس خوب را به فرزند می دهد که در همه شرایط در کنار اوست و پا به پا یا پشت در پشت در کنار فرزندش قدم بر می دارد تا که هر وقت فرزندش پایش لغزید دستانش را بگیرد و مانع سقوط فرزندش شود اغلب پدرها بهترینها را برای خود انتخاب نمی کنند چون نمی خواهند معنی ایثار و فداکاری را عملاًبه فرزندش نشان دهد پدران در سخترین شرایط زندگی چیزی را به زبان نمی آورند تا شجاعت به معنای واقعی آموزش دهد تا محیط گرم خانه را تبدیل به غمخانه نکنند پدر بارها راضی به التماس شد تا خانواده اش از کسی چیزی درخواست نکنند قدرتمند ترین اراده نمی تواند اراده پولادین یک پدر را برای سر بلندی خانواده اش بشکند این خاصیت را خداوند به پدر داده است تا همیشه چون کوهی استوار باشد و چون باران بخشنده و چون نسیم شاد بخش باشد و در آخر تنها حرفی که بر زبانم می‌آید این است که پدر عزیزم تو را با تمام وجود دوست دارم.

    همچنین بخوانید : متن زیبا و جملات زیبا در وصف پدر

    منبع مطلب : www.topnaz.com

    مدیر محترم سایت www.topnaz.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا روز پدر | چند انشا کوتاه و زیبا درباره پدر

    انشا روز پدر | چند انشا کوتاه و زیبا درباره پدر

    انشا روز پدر

    چندین انشا درباره روز پدر ، اگر قصد دارید یک انشا زیبا درباره پدر و  تشکر از پدر بنویسید ما بشما در این جا با انشاهای کوتاه کمک خواهیم کرد بهترین انشا را بنویسد.

    برای تشکر از پدر این انشا زیبا را بنویسد و بهترین نمره انشا را بگیرید.

    انشا با موضوع پدر با موضوعات مختلف

    پدر یعنی عشق…یعنی محبت بی منت…یعنی تمام هستیم…بهانه زندگیم. برای یک دخترپدریعنی همه ی ی چیز یعنی همه ی ی کس یعنی سایه سر…یعنی همدم وهمراه…یعنی کسی حق نداره به دخترم کمتر از گل بگویید. پدر برای پسر نخستین قهرمان وبرای دختر نخستین عشق است. پدر تنها رفیقی است که میشود بدون شک روی حرفهایش حساب کرد.

    پدرقشنگ ترین کلمه توی دنیاست که هیچ مترادفی نمیتوان برایش پیداکرد. یک روزبه من گفتند: «باپدرجمله بساز.» گفتم:«باپدرجمله نمی سازم دنیایم رامی سازم.» پدرم تنها کسی است که باعث می شودبدون شک باور کنم که فرشته هاهم می توانندمردباشند. پدرم من را دوست داشته باش حتی اگر لیاقت دوست داشتنت را نداشته باشم حتی اگر درتنهاییت کنارت نبودم.

    توتنهامردی خواهی بودکه دوست داشتنت بدون طمع است وبوسه هایت بوی گل میدهد. باپدرم جدول حل میکردم گفتم:«نوشته دوست.عشق.محبت وسه حرفیه که حرف اولشم «پ» و حرف آخرش هم «ر» است.پدرم گفت: «میشه پدر.» تازه فهمیدم همه ی ی توصیف پدربوده وچقدرهم کلمه زیباوبیانگرسخنان بسیار است.

    چقدرجای سوره ای بنام«پدر»خالیست که این گونه آغازشود:

    قسم برپینه دستانت که بوی نان می داد

    و قسم برچشمان همیشه نگرانت…

    قسم بر بغض فروخورده ات که شانه کوه را لرزاند

    و قسم برغربتت،وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست.

    انشا با موضوع تشکر و قدردانی از پدر

    پدر را نمی توان با کلمات توصیف کرد زیرا زبان از وصف مقام پدر ناتوان و قاصر است. پدر نماد صبر و تلاش است، کسی که در لحظات دشوار زندگی همچون کوه کنار فرزندش ایستاده و برای موفق شدن او از آرزوها و رویاهایی که در سر داشته گذشته است. پدر ترکیب زیبایی از عشق و مهر و عطوفت با صبر و تلاش و قدرت است.

    او شیر مردی است که همیشه و در هر شرایطی تنها آرزویش دیدن خنده فرزندانش بوده و برای اینکه فرزندش خوب بپوشد و خوب بگردد و هیچ کم و کسری در زندگی حس نکند نیازهای خودش را فراموش کرده و لحظه به لحظه زندگی اش را با فداکاری و از خود گذشتگی سپری نموده است. پدر یعنی عشق به خانواده کاری کند.

    صبح ها، زمانی که هوا گرگ و میش است از خانه بیرون بروی و شب ها با نگاهی خسته اما پرفروغ، لبخندی به پهنای صورت و دست هایی که اثر پینه و زخم روی آن میماند به خانه برگردی. خداوند را به خاطر حضور پدر که آرامش بخش و تکیه گاه محکم من است شاکر هستم. کودکی هایم پر است از خاطرات خوشی که پدرم برایم ساخته، خاطراتی که در ذهن و قلبم حک شده.

    پدرم قهرمان من است و همیشه هم قهرمان زندگی ام باقی خواهد ماند زیرا او بود که هیچگاه نگذاشت حسرت چیزی در دلم بماند، او بود که با صبوری چیزهای زیادی به من یاد داد، او بود که با وجود خستگی های روزانه و مشغله زیاد همیشه برای من وقت داشت و به حرف هایم با دل و جان گوش داده است. پدرم …. چه بی منت و عاشقانه برای فرزندانت تلاش میکنی، دوستت دارم و دستانت را می بوسم.

    من پدرم را خیلی دوست دارم چون او بسیار مهربان است و از زمانی که به دنیا آمدم همیشه به همراه مادرم از من مراقبت کرده و هرچه نیاز داشتم برایم تهیه کرده است. پدرها از صبح خیلی زود تا شب کار میکنند و زحمت می کشند که بتوانند نیازهای فرزندان خود را تامین کنند تا آنها بتوانند درس بخوانند و در آینده فرد موفقی در جامعه شوند.

    دست پدر بخاطر کار زیاد زخم میشود و پینه می بندد اما هیچوقت شکایتی نمی‌کند و همیشه با مهربانی و محبت با فرزند خود رفتار میکند. وقتی پدرم من را بغل میکند احساس میکنم از هیچ چیز نمی‌ترسم و میتوانم در کنار پدرم از عهده هرکاری بربیایم. پدر من در طول روز سرکار است و فقط شب ها در خانه است.

    اما همان چندساعتی که به خانه می آید با خودش خنده و شادی و بازی می آورد و با اینکه بسیار خسته است در مرور درس و مشق هایم به من کمک می کند. من پدرم را که “بابا” صدایش میکنم خیلی دوست دارم و دعا میکنم همیشه سلامت باشد و سعی میکنم خوب درس بخوانم و موفق شوم تا او همیشه از من راضی باشد و به من افتخار کند.

    انشا با موضوعات مختلف درباره روز پدر

    پدر خوب و مهربان من، هرگز زحمت هایی که برایم کشیدی را فراموش نمیکنم. بخاطر خواهم داشت روزهایی که خسته از کار روزانه به خانه می آمدی و باز برایم فرصت داشتی و به رویم لبخند می زدی، مرا در آغوش می گرفتی و می پرسیدی روزم چطور بوده و من تمام روز را برایت تعریف میکردم تو صبورانه به آنها گوش می کردی.

    پدرم از تو ممنونم که در سختی ها و مشکلاتم مانند کوه پشتم هستی و حمایتم میکنی، بابت اشتباهاتم سرزنشم نمی‌کنی و به جای آن به من فرصت جبران میدهی. پدر از تو معذرت می خواهم که بعضی وقت ها از همه ی ی چیز ایراد میگیرم و فکر می کنم مرا درک نمی کنی و تو ایراد گرفتن های گاه و بی گاه مرا تحمل میکنی و خم به ابرو نمی آوری و بعد من متوجه می شوم که چقدر ناسپاس بوده ام.

    دلم می خواست می شد کم تر کار کنی و بیش تر کنارمان باشی اما می دانم این کم تر خانه بودنت هم بخاطر ما است و برای ساختن زندگی راحت برای خانواده ست که مجبوری این طور کار کنی. تو بهترین پدر دنیا هستی این جمله را هر روز به تو میگویم. تو که تمام زندگی ات را وقف ما کردی و از هیچ تلاشی برای خوشی ما دریغ نکردی و تمام مشکلات را به دوش کشیدی تا ما راحت باشیم.

    انشا با موضوع روز پدر

    بهشت زیر پای پدران نیست. اما بی ریانه برایمان زحمت می کشند. تمام طول روز کار میکند و سختی های زندگی را تنهایی به دوش میکشد تنها برای یک لبخند ما. بهشت زیرپای پدران نیست بلکه در دستان آنها است. همان دستان پینه بسته ایی که کار میکنند تا ما با اشاره ای هر وسیله ایی که دلمان می‌خواهد بخریم.

    بهشت در نگاه پدر است همان نگاه خسته ایی که ازآن ایثار و فداکاری و از خودگذشتگی می بارد، همچون ابر از وجودش می کاهد و همچون بارانی بر سرمان می بارد تا مثل بذری از دل خاک جوانه بزنیم و رشد کنیم ولی همچنان مانند ابری بالای سرمان می ماند و از دور حواسش هر لحظه به ما است.

    در سرما کنار میرود تا نور خورشید برما بتابد در گرما مانند چتری بالای سرما میماند تا از گرما دور بمانیم و در هنگام عطش همچون بارانی خنکای آب را در وجودمان تزریق می کند. پدرها در هنگام سختی اشک نمی ریزنند شیون نمی کشند بلکه عرق می ریزند، آه میکشند. پدر مانند کوهی محکم همیشه تکیه گاه میماند.

    پدر همیشه کمر خمیده ی خود را پشت لبخند محکم خود پنهان میکند. پدرها قهرمان قصه ی همه ی ی ی بچه هاهستند. مراقب قهرمان زندگیتان باشید. خیلی از پدرهای سرزمین من هم پدر هستند هم مادر. این‌ها در زندگی اسطوره اند. اسطوره هایی که هرگز در ذهن و قلب ها نمی میرند. پدرها و مادرها فرشته هایی هستند که بال ندارند.

    موضوع انشا در مورد روز پدر

    زنگ خانه مان به صدا در آمد … به ساعت نگاه میکنم، عقربه کوچک ساعت، 8 شب را نشان میدهد، او آمده است! جلوی در ایستاده و مثل همیشه صورتی مهربان و چشمانی خسته دارد، نگاهش گرم و دوست داشتنی است و دستانش پر! سریع به سمتش می دوم و میگویم: “سلام بابا… خسته نباشید”. او قهرمان زندگی من است.

    او کسی است که با اینکه بسیاری اوقات در خانه نیست اما همیشه و در هر لحظه حضورش را در کنار خود احساس می کنم و هر شب هرچه به ساعت هشت شب نزدیک تر می‌شوم شور و شوقم برای آمدنش بیشتر میشود. هر روز از صبح تا شب مشغول کار است تا خانواده اش در رفاه باشند و به قول خودش وقتی ما را شاد و سرحال میبیند خستگی اش را کاملا فراموش میکند.

    دوستم میگوید پدرش به آسمان ها رفته است و من هر وقت به ستاره ها نگاه میکنم با خودم میگویم هر ستاره حتما پدری است که به آسمان پرواز کرده است. پدر عزیزم! از اینکه هستی ممنونم و دستانت را می بوسم. امشب در این دنیای بزرگ فقط یک آرزو دارم، اینکه خداوند بابای خوبم را سال های سال سلامت نگه دارد و دستم همیشه در دستان قوی او جای داشته باشد.

    انشا خاص درباره روز پدر

    خاطراتم را که مرور میکنم و برگ برگ دوران کودکی ام را ورق میزنم، در کنار محبت و عشق بی دریغ مادرم کسی همیشه هست که آرامش را در لحظه لحظه زندگی ام تزریق کرده … کسی که قلبی به وسعت عشق دارد و آرامشی به گستردگی یک دریا. پدر …. قهرمانیست که هرگز مدالی در گردنش نینداخته اند، کوهی استوار که همیشه کنارم بوده و در دشواری های زندگی دلم قرص بوده به بودنش.

    مردی فداکار که بی هیچ منت یک عمر زحمت کشیده، رنگ موهایش به سپیدی گراییده و دستانش زبر و ضخیم شده است اما دریغ از یک بار گله یا شکایت، دریغ از حرفی که بوی منت دهد، دریغ از یک لحظه دست از تلاش کشیدن … بچه تر که بودم وقتی بیمار میشدم هیچوقت پدر در کنارم نبود، یادم هست مادر چقدر غصه من را می‌خورد.

    یادم هست پروانه وار دورم می چرخید و می‌دیدم شب تا صبح کنارم می خوابید … اما پدر هیچوقت نبود! پدر! آن روزها تو را با “نبودن” تعریف می کردم چون همیشه زمانی می آمدی که من خواب بودم و وقتی می رفتی که من هنوز بیدار نشده بودم، همیشه در سکوت خودم با تو حرف می زدم و همیشه طلبکار تو می شدم! “بابا چرا هیچوقت نیستی؟!”

    اما امروز درک می کنم که چه معنایی داشتند همه ی ی این نبودن ها! تو کار کردی و کردی تا من در رفاه بزرگ شوم، تا هیچوقت آرزوی داشتن چیزی که دوست داشتم بر دلم نماند، تا جشن تولدم را با دوستانم جشن بگیرم … تو عرق ریختی تا من راحت و آسوده باشم و بی هیچ ترس و نگرانی درس بخوانم و شاگرد اول شوم!

    آنقدر کار کردی و کردی تا کمرت خمیده شد و دستانت لرزان، چشمانت کم سو شد و قدم هایت آرام، من فدای کمر خمیده و دستان لرزانت که همه ی ی فدای راحتی های من شده است. من فدای بزرگ مرد زندگی ام شوم که با همان اندک لحظه هایی که در خانه بوده برایم زیباترین خاطرات زندگی ام را به تصویر کشیده است. دوستت دارم پدر خوبم!

    انشا احساسی درباره روز پدر

    روز پدر روزی که میتوانیم با یک هدیه از زحمات پدر خود تشکر کنیم روز پدر روزی است که بالاخره ما هم می‌توانیم پدرمان رو خوشحال کنیم و معمولاً اینکار را با خرید یک هدیه انجام می‌دهیم. ولی همه ی ی ی پدر ها بیشتر از خرید هدیه با این خوشحال می شوند که جواب زحمت های انها را بدهیم و به فکر خوبی خودمان و اینده مان باشیم.

    و ما هم در همه ی ی ی روزهای زندگیمان سعی می کنیم برای پدر خود پسر خوبی باشیم و در همه ی ی جا و در هر وقتی پدر خورد را سربلند و پیروز بکنیم. اینکارها به مراتب پدر هارا بیشتر خوشحال میکند. ولی ما باز هم برای نشان دادن علاقه و توجه مان در روز پدر برای انها یک هدیه و کادو در حد توانمان میخریم و همین کار هم انهارا بسیار زیاد خوشحال میکند.

    روز پدر روز خوبی برای قدر دانی و سپاس و تقدیر از زحماتی است که پدر در طول روز های زندگی برای ما انجام داده است زیرا پدر شخصی است که در زندگی خود از خیلی چیز ها گذشته تا ما به چیز هایی که می خواهیم برسیم و همیشه از خود فداکاری نشان داده است، روز پدر را به همه ی ی پدران زحمت کش دنیا مثل پدر خودم و تمام همکلاسی هایم تبریک میگویم.

    انشاء کوتاه درباره روز پدر

    بابا یعنی غصه، بابا یعنی غم، بابا یعنی درد، بابا یعنی خستگی، بابا یعنی تلاش، بابا یعنی کارمند، بابا یعنی مستاجر، خلاصه اینکه بابا جوانی داد و پیری گرفت پس بابا یعنی تنگی نفس بابا یعنی لرزش دست و پا بابا یعنی سنگینی گوش بابا یعنی عصا و عینک بابا یعنی اه و ناله بابا یعنی نقطه شروع و پایان زندگی و شاید بابا یعنی من و تو.

    پس بیائید از امروز برای بابا هایی که مثل بابای من است دعا کنیم تا خدا زودتر از او راضی شود و او را پیش خودش به بهشت ببرد زیرا او دیگر از نگهبانی جهنم خسته شده و از زندگی و از نفس کسیدن بیزار است او دیگر توان کار ندارد قدرت «نه» گفتن را ندارد او خسته است او شکسته است او از دیروز پشیمان است او فردا را نمی‌خواهد.

    فردایی که مثل دیروز بوده فردایی که باید فردای من باشد و من پا جای پای او بگذارم بجنگم مبارزه کنم تلاش کنم بخاطر هیچ بابای من بازنده بود بازنده این جدول مارپیچ و هزار توی زندگی او برای شطرنج هروز یک حرکت کم داشت و هر وقت به پایان بازی و روز های اخر ماه میرسید آن چه را در بازی های دیروز برده بود به حریف مقابلش یعنی صاحبخانه ی جدیدمان بود می باخت.

    این جا بود که باز مات می ‌شد و ساعتها به نقطه ای خیره میماند و آن نقطه چیزی نبود جز اینده ی من مثل گذشته ی خودش پس نتیجه میگیریم که بابا یعنی کار یعنی کسی که چشم به فردا های دور و دراز ارزو دوخته و شاید امروز که من این انشا را برای شما میخوانم او هم پشت میز کارش نشسته و درباره ی بابا هایی می‌نویسد مثل خودش زیرا او با نوشتن یادداشت های روزانه ی خودش را ارام میکند.

    انشا در مورد روز پدر همراه با عکس

    ای پدرم مو های سپیدت یک دنیا خرابم میکند و آن زانوهایت که هر شب از درد برایشان آواز سر میدهی،برایم دردمند است. آخر ای پدرم تو را به چه مانند کنم که زیباترین تعریف تو باشد اما میدانم آن قدر از روزگار زخم ها خورده ای که التیام دادنشان کار دشواری است پدرم: انگاه که معلم درس بابا نان داد را برایم معنی کرد فهمیدم که نان دادن همان زندگی دادن است و نان دادن تو همان عشق اوست.

    چه خوب است که تو را دیدن ٬هر روز تو را شنیدن و در عشق تو و در قلب تو همیشه جاری بودن قهرمانم؛ میدانی دست هایم را خیلی دوست دارم زیرا یاداور دستان پینه بسته توست زخم هایی که شاید هر کدامشان برای ارامشم بریده شده اند ای رستم شاهنامه ی زندگی ام: تو را در اوج خلوت و تنهایی ام صدا میزنم چون تو را بدین گونه معنا کردم…

    پدر یعنی نفس یعنی صداقت

    پدر یعنی ستون صبر و طاقت

    پدر یعنی شکوهی جاودانه

    پدر یعنی نخستین عاشقانه

    موضوع انشا درباره پدر برای دانش آموزان

    پدر واقعا کلمه ای زیبا که از درونش کلی معنای فداکاری و ازخود گذشتگی و صمیمیت بروز میدهد. پدر کسی که حاضراست حتی از هرچیزی که باعث پیشرفت و خوشحالی خودش میشود بگذرد و همه ی ی این ها را دودستی به فرزندش تقدیم کند. او همان کسی است که صورتش را با سیلی سرخ نگه میدارد تا یک وقت آبروی فرزندش جلوی دوستان به مخاطره نیفتد.

    پدرهمیشه بدترین ها را به جان می خرد تا یک وقت اعضای خانواده اش بیهوده به چیزی که می خواهند زل نزنند و فکرشان مشغول نشود. همه ی ی می دانند همیشه غم برای پدر است و غصه برای مادر و امید هم برای فرزند است. اغلب پدرها بهترینها را برای خود انتخاب نمی‌خواهند تا معنی ایثار وفداکاری را عملا به فرزند نشان دهند.

    انها درسخت ترین شرایط زندگی چیزی را به زبان نمی اورندتاشجاعت به معنای واقعی را اموزش دهند ومحیط گرم خانه را تبدیل به غمخانه نکنند. پدر بارها راضی به التماس شده تا خانواده اش از کسی چیزی درخواست نکنند. قدرتمند ترین اراده ها نمی تواند اراده ی پولادین یک پدر رابرای سربلندی خانواده اش بشکند. این خاصیت را خداوند به پدر داده است تا همیشه چون کوهی استوارباشد.

    مادران نیز نعمت های بهشتی اند چون گل لطیفند وچون دوست با محبت .خدای احساس وکوه صبر هستند چه قدر خوشحالم که دو نعمت بزرگ را در خانه ام دارم. اکنون که خوب فهمیدم چه نعمات بزرگی را در کنار خودم دارم بیشتر مواظبم تا دل انها را نرنجانم چون میدانم دلشان چون بلور صاف وروشن اما شکننده است اگر خدایی نکرده بشکند خانه سوت وکور می شود.

    انشا با موضوع قدردانی از پدر و مادر

    خداوند رحمان نعمت‌های‌ فراوانی را به انسان‌ها عطا نموده است، یکی از این نعمت‌‌های‌ ارزشمند و گران‌بها وجود پدر و مادر است. خداوند در وجود فرزندان، عاطفه و علاقه خاص نسبت به والدین قرار داد و این علاقه را ممکن نیست بتوان از انسان سلب نمود و هم‌چنین در آیات قرآن و احادیث درباره محبت فرزندان به پدر و مادر سفارشاتی صورت گرفته است.

    سالیانی است که شعرا و نویسندکان بزرگ و کوچک، مردمان عادی و خاص در وصف پدر و مادر، کتاب‌ها و شعرها و مقالات نوشتند اما هیچ‌گاه این توصیفات پایانی نداشته، ندارد و نخواهد داشت، چرا که وجود مقدس‌شان را پایانی نیست و اگر بخواهند در وصف‌شان گویند و کتابی بنگارند، کلمه که هیچ، زبان که هیچ، زمان هم کم می آورد و مثنوی هفتاد من کاعذ هم کاعذ پاره ای بیش نخواهد بود.

    رضایت والدین در سرنوشت دنیای انسان باعث افزایش عمر، گشایش روزی و دفع مرگ‌های‌ بد است، اگر پدر و مادر از انسان راضی باشند، نخستین هدیه‌ای که نصیب شخص می شود کسب رضایت خداست و در مرحله بعد، این رضایت والدین نقش و تأثیر مثبت و سازنده‌ ای در زندگی دنیوی افراد دارد. در حدیثی از پیامبر اکرم«ص» است که فرمودند: دعایی که پدر برای فرزند کند، همانند دعایی است که پیامبری برای امت خود نماید.

    انشا زیبا برای پدر و مادر

    بسیار روشن است که احترام به پدر و مادر در دین اسلام بسیار سفارش شده است و کسی که به پدر و مادر خود نیکی کند مورد رضایت خداوند خواهد بود، بنابراین بر همگان واجب است که در همه ی ی حال با احترام به والدین، رضایت خداوند را حاصل نمایند و حتی اگر پدر و مادر آن‌ها در قید حیات نیست با رفتن بر سر مزار آن‌ها و قرائت فاتحه، دعای پدر و مادر را بدرقه راه زندگی خود کنند.

    اگر شخصی کوچکترین نیکی و احسانی در حق انسان به جای آورد، عقل تشکر و قدردانی از او را لازم می داند حال با توجه به این که پدر و مادر از جان خود برای پرورش او مایه می گذارند، آیا جای اندکی تآمل نیست؟ اگر انسان به زحمت ها و رنج‌های‌ والدین توجه کند هرگز نیکی‌های‌ آنان را از یاد نمی‌برد. امام زین العابدین علیه السلام می‌فرماید: حق مادرت آن است که بدانی.

    او به گونه‌ای تو را حمل کرد که هیچ کس، کسی را چنین حمل نکرده است و چنان ثمره‌ای از قلبش را به تو داده است که هیچ‌کس به کسی نمی‌دهد، او با جوارحش تو را حفظ کرده و هراسی ازآن نداشته است که با وجود گرسنگی، تو را سیر و با وجود تشنگی، تو را سیراب کند و تو را بپوشاند در حالی که خود عریان است. سپاس‌گزاری از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است.

    به سلامتیت پدرم که 1000 بار

    ترک برداشتی و یک بار دم از شکست نزدی

    کهنه را پوشیدی و ذوق لباس نو را به من بخشیدی

    غرورم را خریدی و یک بار مغرورم نگشتی

    پرواز یادم دادی و پریدنم را نگریستی

    پدرم من از تو من شدم

    هستیم از توست

    دستانم را بگیر که بزرگ کودکت

    هنوز غرق در نیاز به توست

    انشا با موضوع تشکر از پدر و مادر

    ازآنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است، ‌می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست. همچنانکه هیچ کس به اندازه انها، با انسان مهربان نیست. پدر و مادر بعد از خداوند، حق حیات بر گردن فرزند دارند. این دو موجود مهربان، فرزند یا فرزندان خود را از دوران ضعف و ناتوانی انها یعنی از دوران کودکی تا زمان توانمندی یاری می‌رسانند و همه ی ی امکانات خود را سخاوتمندانه نثار فرزندان می‌کنند.

    بنابراین نقش حیاتی و ارزشمند پدر و مادر در پرورش و رشد فرزند، بر کسی پوشیده نیست و بر فرزندان لازم است که قدر زحمات پدر و مادر را بدانند. جایگاه پدر و مادر در تمام ادیان آسمانی و حتی مکاتب غیرالهی، مورد احترام و تکریم قرار گرفته است. پیامبر و اهل بیت آن حضرت و همچنین آیاتی از قرآن کریم، به طور مکرر، مقام و منزلت والدین را بیان کرده و به انسانها سفارش می‌کنند که از احترام به پدر و مادر و نیکی به انها غفلت نورزند.

    متن های زیبای تقدیر از پدر

    متن های شکرگزاری و قدردانی از پدر و مادر

    در چند سوره از قرآن کریم، نیکی به والدین، بلافاصله پس از مبحث توحید آمده است. اهمیت این موضوع تا بدان پایه است که در روایات اهل بیت پیامبر «ص» توصیه شده که حتی اگر پدر و مادر کافر باشند، رعایت احترامشان لازم است. در سوره انعام قسمتی از آیه 151 می خوانیم : چیزی را شریک خدا قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید…

    ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ

    ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ

    ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻪ ﺑﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺷﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﯽ

    و ﺍﺯ ﻧﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

    ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ

    ﻣﺜﻞ ﻣﺪﺍﺩ ﺭﻧﮕﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ

    ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

    ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻭﻟﯽ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ

    ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﯼ

    ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

    ﮐﺎﺵ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ

    ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﻗﻨﺪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ

    ﭼﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﮑﻨﻨﺪ

    ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

    انشا چهارم درمورد پدر و مادر

    احترام گذاشتن به پدر و مادر فقط به این نیست که پاهامون را جلوی انها دراز نکنیم، جلوتر از انها حرکت نکنیم، جلو پاهایشان بلند بشویم، در اتاق و خودرو را براشون باز کنیم و … همه ی ی‌ی این ها کارهای خوبی‌اند ولی اگر طوری باشیم که هر کس ما را دید با لحنی آمیخته به ستایش و احترام بگویداین فرزند فلانی است یا این که:این هرچه دارد از پدر و مادرش دارد.

    به نظرم این بهترین تعریفی است که مردم می‌توانند از پدر و مادرهامون بکنند و بهترین احترامی است که ما تقدیم آنها کرده‌ ایم. کارهایی که ما در ارتباط با پدر و مادرهامون انجام میدهیم، ریشه در تربیت ما دارد. ریشه در صفاتی دارد که ما بر اساس انها بار آمده‌ایم و شکل گرفته‌ایم. حتی اگر محل زندگی و شهر و همسایه‌هامون را عوض کنیم نمی‌توانیم و نباید صفات مثبتی که پایه‌های‌ تربیت خانوادگی ما است از دست بدهیم.

    متن هایی زیبا برای تشکر از پدر و مادر

    متن تشکر از پدر و مادر

    آنهایی که با یک تغییر آب و هوایی همه ی ی‌چیز را از دست می دهند حتی پدرشون را نه تنها با نام کوچک بلکه به صورت نصف و نیمه صدا می‌زنند و این را حمل بر صمیمیت می‌کنند با این کارشون نشان می‌دهند که در رنگ‌پذیری و هم‌رنگ جماعت شدن و حتی از جماعت هم جلو افتادن، رکوردشکن هستند. اگر در احترام گذاشتن ما به پدر و مادرهامون:

    زمان و مکان یا شرایط اقلیمی و آب و هوایی یا نوع لباسی که می پوشیم یا مبلی که روش مینشینیم و یا خوراکی‌ ای که می خوریم و یا دوست و رفیقی که انتخاب کرده‌ایم و یا زبانی که یاد گرفته‌ایم یا داریم یاد می گیریم، یا گوشی موبایلی که به دستمان گرفته‌ایم و یا …. تأثیر داشته باشند باید مطمئن باشیم که هنوز در الفبای این درس در جا میزنیم.

    پدر عزیزم

    به خاطر تمام خوبیهایی که در حق من کردی

    و به من بال و پر دادی و مرا بالنده کردی

    و با سوختن خود عشق و شور را

    در وجودم روشن کردی با تمام وجودم

    و با تک تک سلولهایم دوستت دارم

    بابا دوست دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی

    دستانت را می بوسم و ممنونتم

    پدر جان باش و با بودنت باعث بودن من باش

    از صمیم قلب دوستت دارم

    پدر جان با تمام وجود دوستت دارم

    انشا زیبا با موضوع پدر

    همیشه گفته اند بهشت زیر پای مادران است اما این بار می گویم بهشت در دستان پدران است. همان دستانی که دست های‌ کوچک فرزندش را می گیرد و همه ی ی جا به آن این امید را می دهد که کوهی مثل پدر پشتش است. تا با خیال راحت فرزند قدم هایش را پیش ببرد در حالیکه از هیچ چیز نترسد زیرا پدری دارد که مثل کوه استوار در کنارش ایستاده است.

    انشا و متن ادبی تشکر از پدر و مادر

    همان دستانی که با کار و زحمت در بیرون از خانه خورد و خوراک و آسایش فرزندانش را تهیه می کند … پدر همان کسی است که با آغوش گرفتن نتیجه زندگیش این حس خوب را به فرزند می دهد که در همه ی ی شرایط در کنار اوست و پا به پا یا پشت در پشت در کنار فرزندش قدم بر می دارد تا که هر وقت فرزندش پایش بلغزد دستانش را بگیرد و مانع سقوط آن شود.

    پدر یعنی از خود گذشتگی های‌ بزرگ. پدر یعنی دستان پینه بسته، پدر یعنی شرمندگی ازآن انچه که هست ,پدر یعنی نقابی از صبور و تحمل و استواری آما در زیر نقاب همش استرس و ناراحتی … هست ,پدر یعنی نگرانی های‌ پنهانیپشت در اتاق هنگام مریضی, پدر یعنی بغض های‌ یواشکی هنگام ازدواج فرزندانش, پدر یعنی قهرمان کودکی همه ی ی بچه ها.

    با پدرم جدول حل می کردم که گفتم

    نوشته دوست، عشق، محبت و چهار حرفیه

    اتفاقا دو حرف اولشم در اومده بود یعنی ب و الف

    یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا

    با این که میدونستم بابا میشه

    ولی بهش گفتم نه اشتباهه گفت

    ببین اگه بنویسی بابا عمودیش هم درمیاد

    تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم

    میدونم میشه بابا

    ولی این جا نوشته چهار حرفی

    ولی تو که حرف نداری

    انشا جالب با موضوع پدر

    بابا یعنی غصه، بابا یعنی غم، بابا یعنی درد، بابا یعنی خستگی، بابا یعنی تلاش، بابا یعنی کارمند، بابا یعنی مستاجر، خلاصه اینکه بابا جوانی داد و پیری گرفت پس بابا یعنی تنگی نفس بابا یعنی لرزش دست و پا بابا یعنی سنگینی گوش بابا یعنی عصا و عینک بابا یعنی اه و ناله بابا یعنی نقطه شروع و پایان زندگی و شاید بابا یعنی من و تو پس بیائید از امروز برای بابا هایی که مثل بابای من است.

    دعا کنیم تا خدا زودتر از او راضی شود و او را پیش خودش به بهشت ببرد زیرا او دیگر از نگهبانی جهنم خسته شده و از زندگی و از نفس کسیدن بیزار است او دیگر توان کار ندارد قدرت «نه» گفتن را ندارد او خسته است او شکسته است او از دیروز پشیمان است او فردا را نمی خواهد فردایی که مثل دیروز بوده فردایی که باید فردای من باشد و من پا جای پای او بگذارم بجنگم مبارزه کنم.

    متن زیبا برای پدر و مادر و تقدیر و تشکر از آنها

    جملات تشکر از پدر و مادر

    تلاش کنم به خاطر هیچ بابای من بازنده بود بازنده این جدول مارپیچ و هزار توی زندگی او برای شطرنج هروز یک حرکت کم داشت و هر وقت به پایان بازی و روز های‌ اخر ماه می رسید آن انچه را در بازی های‌ دیروز برده بود به حریف مقابلش یعنی صاحبخانه ی جدیدمان بود می باخت و اینجا بود که باز مات میشد و ساعتها به نقطه ای خیره می ماند و آن نقطه چیزی نبود جز ایندۀ من.

    مثل گذشتۀ خودش پس ما از موضوع انشا امروز نتیجه میگیریم که بابا یعنی عقده یعنی حسرت یعنی کار یعنی کسی که چشم به فردا های‌ دور و دراز ارزو دوخته و این ارزو ها چیزی نیست جز تلف کردن عمرش و شاید امروز که من این انشا را برای شما می خوانم او هم پشت میز کارش نشسته و درباره ی بابا هایی می نویسد مثل خودش زیرا او با نوشتن یادداشتهای روزانه ی خودش را ارام میکند اجازه خانوم تموم شد.

    مادر پیر شده

    و آشپزخانه از تنها شدن نگران است

    یقه پیراهن پدر هراسان

    به آخرین دکمه های‌ بسته شده با دست او خیره شده اند

    فرشته مو سفید خانه مان کوله بارش را بسته

    امروز برایم خاطره نخستین روز مدرسه ام را گفت

    که وقتی وارد کلاس شدم و او میرفت گریه می کردم

    خواستم بگویم آخر مهربان

    آن روز زجه هایم برای چهار ساعت ندیدنت بود

    ولی یک عمر ندیدنت را چه کنم؟

    اما نگفتم

    عکس و متن تشکر از پدر و مادر

    متن های قدردانی از پدر و مادر

    روزهایی هست که همه ی ی چیز بر وفق مراد است و هیچ مشکلی نیست، در این روزها تنها چیزی که باعث تکمیل شدن این شادی می شود، بودن در کنار مادری است که شاید تنها تجلی عشق بر روی زمین است. اگر عشق زمینی قابل تصور باشد میتوانم آن هم با اغماض آنرا به طور کامل مرتبط با احساس بین مادر و فرزندش بدانم. باز هم باید اعتراف کنم که این عشق را خودم تجربه کرده ام.

    و اگر آنرا به طور رسمی بیان نمیکنم، علتش این است که ابزار خوبی برای اثبات ادعایم ندارم. اما روزهای دیگری هم هست که آنقدر همه ی ی چیز خراب می شود و درهم و برهم است که هیچ راهی جز آرامیدن در کنار مادر نیست. موج عشق و محبت و حمایتی که از مادر روانه ی وجود ما می شود کافی است تا هر مشکل و تلخی ای در مقابل این حس عجیب و غریب و فوق العاده رنگ ببازد.

    متن کوتاه درباره پدر و مادر

    انشا کوتاه تشکر از پدر و مادر

    می توانم باز هم بنویسم و آن حس آسمانی که روی زمین شکل میگیرد را بیشتر توصیف کنم و صد البته بیشتر هم در این امر شکست بخورم، اما ترجیح می دهم سکوت کنم و در دنیای بیرون از نوشتن مادرم را ببینم و از وجودش صاف و پاک و آرام شوم.

    مجید «بهروز وثوقی» در فیلم سوته دلان

    حبیب: چرا نیومدی در دوکون؟

    مجید: امروز جمعه س، تعطیلیه

    حبیب: امروز دوشنبه س، خیلی داریم تا جمعه

    مجید: نخیییر تو اون تقویم که آقام اون سال

    خودش با دست خودش بهم عیدی داد امروز جمعه س

    حبیب: اون تقویم باطله س

    مجید: واسه من جمعه جمعه آقامه

    شنبه به شنبه آقامه

    خواه مرده خواه زنده

    منبع مطلب : www.talab.org

    مدیر محترم سایت www.talab.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    سط 6 روز قبل
    0

    ببب

    رحمان پورحسین ه 2 ماه قبل
    0

    عالی بود

    رحمان پورحسین ه 2 ماه قبل
    0

    عالیه تشکر فراوان از

    مریم شیرافکن 6 ماه قبل
    0

    واقعا متن زیبا ولذت بخشی بود

    پریا 9 ماه قبل
    1

    یکیشو فقط دوست داشتم

    ناشناس 9 ماه قبل
    0

    عالی

    بی نام 10 ماه قبل
    0

    خوب بود ولی چیزی که می خواستمو نداشت

    ولی متناس خوب بود متناش قشنگه چیزی که می خواستمو نداشت

    رونیا 10 ماه قبل
    -1

    خیلی عالی بود

    ناشناس 11 ماه قبل
    0

    عالی بود

    **** 11 ماه قبل
    0

    عالی هست

    مهدی 1 سال قبل
    2

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید