توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا در مورد لالایی مادر پایه هشتم با مقدمه بدنه نتیجه

    1 بازدید

    انشا در مورد لالایی مادر پایه هشتم با مقدمه بدنه نتیجه را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    انشا با مقدمه و نتیجه گیری در مورد صدای لالای مادر

    پایه۸ درس۴ صفحه۵۳ صدای لالای مادر

    انشااول :  پایه هشتم در مورد صدای لالای مادر

    متن انشا :

    مقدمه:مادر یکی از گران قدر ترین عشق ها است. بدون مادر  نمی شود زندگی کرد. مادر ما را به وجود می آورد و با ما پیر می شود  و یکی از دل انگیز ترین نغمه ها، لالایی مادر است.

    تنه انشا: مادر برایم   با ارزش ترین کلامی است که همواره تلاقی گر دردها و نگرانی است. مادر برایم چشمانی بی قرار است. مادر همیشه پشوانه ای است که در شادی و غم می توان به آن تکیه کرد. مادران سرزمین من هر کدام به زبانی سخن می گویند. زبان هایی چون:کردی، لری، ترکی و…. و لالایی های آن ها که بیانگر عشق آن ها به کودکانشان است به زبان شیرین محلی شان است.  لالایی مادران در واقع اولین شعرهای نانوشته آن ها است که برای خواباندن فرزندانشان می گویند. آن ها با صدایی محزون و دلنشین که سرشاراز محبت مادری است لالایی هایی به زبان می آورند و فرزندانشان را سرشار  از عشق و شور شیرین خواب می کنند. این سخن بسیار زیباست که گفته اند بهشت زیر پای مادران است. مادر یگانه موجودی است که عشق زیبا را به فرزندش می آموزد و او را با دنیای تازه ای آشنا می کند. لالایی های مادران سرزمین ام سرشار از مفاهیم با شکوهی چون مهر و محبت است. مادر زیباترین پیوند خانوادگی است که در باب آن صدها و هزاران سخن می توان گفت. مادر یا ننه یا مامان که والد طبیعی یا اجتماعی مونث است. واژه ننه که با مادر برابری می کند از ریشه هند و اروپاییnan به معنی مادر و پرستار است. مادر چه درون شکمش و چه بعد از تولد همواره مراقب ما است و همیشه با سخنان زیبایش به ما درس احساس و نیکی می دهد. مادر بعد از تولد کودک با شیر خود او را تغذیه می کند. معمولا شیر مادر تنها غذای نوزاد برای حداقل یک سال است. مادر علاوه بر سرزمین ایران در دیگر کشورها مقدس بود، چه در اساطیر و تاریخ کهن ما و چه حالا که همه جا پیشرفت کرده است. در طول سال روزی که تولد حضرت فاطمه است به عنوان روز زن و مادر شناخته شده است که نشانگر اهمّیت زنان در جامعه است.

    نتیجه گیری: همواره باید قدر مادران سرزمینمان را بدانیم. آن هایی که با تمام جانشان از فرزندانشان دفاع می کنند. احترام پدر و مادر یکی از بزرگترین وظایفی است که بر عهده هر فرزند می باشد.

    انشای دوم :  توصیف صدای لالایی مادران

    لالایی برگرفته از واژه‌های «لالا» یا «لَله» (غلام، بنده، خادم) به معنای ” نوای دلنشین ” است.

    حس و حال صدای دلنشین مادر یکی از آرامش بخش ترین صداهای جهان است و لالایی های مادر که همه ی ما آن را در کودکی تجربه کرده ایم یکی از لذت بخش ترین قسمت از زندگی ما بوده است.

    در واقع اولین آشنایی کودک با شعر و موسیقی از طریق لالایی خواندن مادر بوده، مادرانی که در طول تاریخ هیچ آشنایی با وزن و قافیه نداشتند اما شعر می گفتند و آن ها را به زیباترین شکل برای فرزند دلبندشان می خوانند.

    این شعرها که با آوای خاصی خوانده می شدند برای همیشه در ذهن کودک نقش می بستند و ماندگار می شدند.

    مادرها از زمانی که متوجه می شوند باردار هستند با فرزندشان صحبت می کنند، برای او خاطره می گویند، شعر می سرایند و گاهی با او درد و دل می کنند.

    جنین صدای مادر را تشخیص می دهد و با آن آرامش می گیرد، او با صدای پرهیجان مادر دچار هیجان می شود و با طنین آرام صدای مادر آرامش می گیرد و به خواب می رود.

    همه ی مادرها زمانی که فرزندشان هنوز کوچک است برای بهتر خوابیدن و آرامش کودک برای او لالایی می خوانند. این موضوع در تمام دنیا مرسوم است.

    هر مادر با توجه به منطقه ای که در آن بزرگ شده با عشق و علاقه شعری را با لهجه و زبان خودش زیر لب زمزمه می کند.

    این شعرها بعضی اوقات دارای معنی خاص هستند و بعضی مواقع فقط آوای خوبی دارند و بی معنی هستند.

    لالایی ها نسل به نسل از طریق گفتار به مادران آینده منتقل می شوند.

    اگر از مادرها بخواهیم الان نیز برایمان لالایی بخوانند می بینیم که بیشتر آن ها هنوز لالایی های کودکی ما را به یاد دارند.

    آن ها به هر طریقی به فرزندانشان عشق می ورزند و لالایی گفتن یکی از این راه هاست.

    می توانیم از مادرهای مهربان بخواهیم باز هم برایمان لالایی بخوانند چون همیشه به آرامش صدای آن ها محتاج هستیم و صدای لالایی آن ها بهتر از هر موسیقی در دنیاست.

    صدای لالایی آن ها ما را به روزهای زیبای کودکی می برد و تمام خاطرات آن روزها را برایمان زنده می کند و احساس بسیار خوبی به ما می دهد.

    می توانیم صدای زیبای آن ها را مانند یک موسیقی ارزشمند ضبط کنیم و تا همیشه آن را همراه داشته باشیم و در زمان دلتنگی آن ها را گوش کنیم.

    انشا سوم :  در مورد حس و حال شنیدن صدای لالایی مادر

    موسیقی از بهترین راه های رسیدن به آرامش است، بدون شک خداوند می دانسته لحظاتی از زندگی هر انسانی وجود دارد که هیچ چیز جز گوش دادن به موسیقی او را آرام نخواهد کرد و به همین دلیل موسیقی را خلق کرد، چه موسیقی های دل انگیز طبیعت مثل آواز پرندگان یا صدای خوب آب یا آهنگ های ساخته انسان که بعضی از آن ها به طرز شگفت انگیزی در اعماق روح ما نفوذ کند …

    صدای لالایی مادر یکی از زیباترین صداهای دنیا است، من موسیقی را با صدای لالایی مادرم درک کرده ام، صدایی سرشار از عشق و مهربانی که از اولین روزهای زندگی در شب های تاریک همراهی ام کرده و هر بار با شنیدن آن به خوابی شیرین و رویایی عمیق فرو می رفتم.

    لالایی مادر صدایی قوی و در عین حال پراحساس است که به هر نوزادی آرامش می دهد و در ذهن او ثبت می شود به طوری که در همه روزهای زندگی، چه کودکی، یا نوجوانی یا بزرگسالی و حتی پیری با به یاد آوردن آن، به یاد مادر و فداکاری ها و خواب های خوش کودکی می افتد.

    صدای لالایی مادر علاوه بر به خواب رفتن کودک، به سلامت جسم و روان او هم کمک زیادی می کند، کودکانی که با صدای لالایی مادرشان به خواب می روند تغذیه بهتر دارند و لالایی روی هوش و مهارت صحبت کردن بچه ها اثر خوبی می گذارد.

    مادران خوب ایرانی از روش های مختلفی برای خواندن لالایی استفاده می کنند، بعضی از آن ها فقط با چند کلمه، آهنگ زیبای لالایی را می خوانند، بعضی دیگر فقط آهنگی بی کلام را زمزمه می کنند و بعضی مادرها از شعرهای کودکانه استفاده می کنند و جالب است که همه این لالایی ها به یک اندازه زیبا و تاثیرگذار و آرامش بخش هستند.

    به نظر من آهنگ لالایی مهم نیست بلکه این مادر است که باعث می شود آن زمزمه لالایی برای نوزادش آرامش به همراه بیاورد.

    آهنگ های زمینی معمولا در همان لحظه احساس خوبی به انسان داده و بعد از مدتی فراموش می شوند به جز بعضی آهنگ هایی که در تاریخ ماندگار شده اند و لالایی مادر یکی از آن موسیقی های جاودان در تاریخ زندگی هر انسانی است.

    لالایی مادر یک صدای زمینی نیست، این صدا به بهشت تعلق دارد و هدیه خداوند به نوزادان و کودکان است تا دلتنگ فرشته ها و بهشت نشوند و هدیه ای برای بزرگسالان است که در شرایط سخت زندگی که استرس دارند و دچار بی خوابی می شوند با به یاد آوردن صدای لالایی مادر مثل دوران کودکی به رویای خوش فرو بروند.

    “لالالالا گلم لالا بخواب ای بلبلم لالا”

    این صدای مهربان مادر من است. صدایی که از همه صداهای دنیا گوش‌نوازتر است و مرا به خوابی شیرین دعوت می‌کند.

    چشم‌هایم بسته است. صدای لالایی مادرم می‌آید. مادرم را نمی‌بینم اما چهره مادرم در ذهنم می‌آید. دوست دارم در واقعیت هم مادرم را ببینم. چشم‌هایم را می‌گشایم.

    با چشم باز همه اطراف را نگاه می‌کنم. احساس خطر می‌کنم. حواسم جمع نیست. نمی‌توانم بخوابم. سیاهی و تاریکی همه‌جا را گرفته و هیچ چیزی دیده نمی‌شود‌. چهره مادر که همیشه با دیدنش آرامش می‌یافتم، نیست و اگر سکوت هم بر آن افزوده شده بود، وحشت‌زده می‌گریستم اما صدایی هست که به من آرامش می‌دهد.

    چند دقیقه‌ای چشم‌هایم را باز می‌گذارم. چشم‌هایم به تاریکی عادت کرده ولی هنوز هم فقط سایه تاریکی از مادر می‌بینم. صدا را واضح می‌شنوم:«لالا لالا لالا...» احساس می‌کنم که دیگر سیاهی نیست. هست اما تاریکی را حس نمی‌کنم. بلکه گویا باغ پرگلی در برابرم است که دست در دست مادر در آن قدم می‌زنیم.

    مادر در دست من گلی می‌گذارد و زمزمه می‌کند:«لالا لالا گل پونه...» صدای او باغ پر گل است و یکی یکی گل‌های خوشبو را به دستم می‌دهد و من گل‌ها را توی ذهنم می‌کارم.

    حالا نوبت «گل چایی» است و بعد نوبت «گل پنبه»... ذهنم از تاریکی به سمت گلستان شدن می‌رود. مادر می‌خواند:«لالا لالا گلم باشی، انیس و مونسم باشی...»

    حالا من یک باغ هستم. حرکاتم آهسته شده و با صدای زیبای مادر پلک‌هایم روی هم می‌آید. صدای لالایی مادر دوباره گوش‌هایم را پر می‌کند. آرام آرام خواب مرا می‌رباید.می‌خوابم و تا صبح خواب گل می‌بینم.

    کودکانی که مادرشان برایشان لالایی می‌خوانند بسیار خوشبخت هستند.

    هر صدایی حس و حالی را در وجود انسان زنده می‌کند. یکی از صداهای گرم و لطیف که به خصوص به نوزادان و کودکان حس امنیت می‌دهد، صدای لالایی مادر است. کودک به شنیدن صدای مادر نیاز دارد. به بیان دیگر همان‌گونه که برای پرورش جسم به شیر مادر نیاز دارد، برای پرورش روح به صدای مادر نیاز دارد.

    صدای لالایی مادر برای نوزادان از همه صداها خوشایندتر است. دو دلیل عمده برای خوشایند بودن آن وجود دارد؛ اول اینکه صدا، صدای نزدیک‌ترین فرد به نوزاد است و دلیل دوم اینکه لالایی شعری آهنگین و ساده است و این موزون بودن کلام دلنشین است.

    موسیقی بر روح و روان آدمی اثر خوشایند دارد و طبق تحقیقات محققان به افزایش هوش کمک می‌کند. شنیدن صدای لالایی نیز مانند موسیقی است و می‌تواند کودک را با آواها آشنا کند. وقتی کودکان از شنیدن صدایی لذت می‌برند، تنفس آنها منظم شده و بهتر نفس می‌کشند.

    کودکی که قبل از خواب در آن سیاهی و تاریکی شب هیچ جا را نمی‌بیند، باید از طریقی آرامش یابد تا هم بتواند به خواب برود و هم بتواند آسوده باشد و این آسودگی را شنیدن صدای لالایی مادر برای او فراهم می‌کند. صدای لالایی به کودک کمک می‌کند که بخوابد و این او را از افسردگی در دوران بزرگسالی نجات می‌دهد.

    صدای لالایی فقط به رشد عاطفی کودک کمک نمی‌کند، شنیدن صدای لالایی مادر مهارت‌های کلامی را افزایش می‌دهد. همچنین صدای لالایی مادر باعث رشد عقلی کودک می‌شود.

    در تمام فرهنگ‌ها و ملل مادران برای کودک خود لالایی می‌خوانند این لالایی مخصوصاً برای کودکانی که حساس هستند، منبع آرامش است. چرا که کودک به طور طبیعی از همان آغاز زندگی، با بعضی صداها و آواها آرام می‌شود.

    دلیل غمگین بودن لالایی‌ها غمگین بودن مادران نیست. بلکه تحقیقات ثابت کرده که یک صدای شاد و پرانرژی باعث می‌شود کودک به جنب و جوش درآید. اما صدای غمگین حرکات او را آهسته کرده و کودک را برای خواب عمیق آماده می‌سازد.

    توجه :

    حتما نظرات خود را زیر هر انشابنویسید تا ما نیز بیشتر برای شما انشا در سایت قرار بدهیم .باتشکر

    برای دیدن سایر انشا ها بر روی هر کدام از موضوعات زیر کلیک کنید :


    منبع مطلب : www.asemankafinet.ir

    مدیر محترم سایت www.asemankafinet.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا در مورد صدای لالایی مادر پایه هشتم

    انشا در مورد صدای لالایی مادر پایه هشتم

    انشا درباره صدای لالایی مادر

    انشا صفحه 53 کتاب نگارش کلاس هشتم

    مقدمه : اگر همین الان ازم بپرسین از بچگیت چی یادت میاد ، به جز تعداد اندکی خاطره کوتاه هیچی یادم نمیاد . بیشتر این خاطرات فقط یه لحظه بود ؛ مثل شکستن چراغ زیر زمین یا افتادن تلویزیون روی پام . ولی لابلای این خاطات یه چیزی هست که چندبار کپی پیست شده . اون چیه ؟ لالایی مادرم .

    بدنه : مادرم دو سه تا لالایی بلد بود.از بین اون لالایی ها،یکی از اون ها برای من خیلی دلپذیر بود ؛ لالایی که مادرم از مادرش یاد گرفته بود و بیشتر وقت ها آن را برایم می خواند . زمانی که لالایی های دیگر را می خواند ، ناراحت می شدم و آرزو می کردم هرچه زودتر تمام شوند و باز مادرم لالایی مورد علاقه ام را بخواند . وقتی مادرم لالایی می خواند ، غرق در کلمات می شدم . خورشید در حال غروب تنها صحنه ای است که از رویا پردازی هایم هنگام شنیدن لالایی به یاد دارم .

    یادم می آید وقتی مادرم شروع به لالایی گفتن می کرد، از من می خواست چشمانم را ببندم و بخوابم.با صدای همیشگی اش شروع به خواندن می کرد.بعد از اینکه یکبار کی خواند ، بدون وقفه دوباره شروع می کرد.چند دقیقه بعد خسته می شد و دست می کشید.می دید که من هنوز بیدارم و دوباره شروع به خواندن می کرد.این بار با صدایی آرام و آهسته.زمانی هم که می دید کمکم دارم می خوابم ، صدایش را آرام تر و آهسته تر می کرد تا مبادا از خواب بیدار شوم .

    گاهی اوقات ، زمانی که مادرم کنارم نبود،مجبور بودم با لالایی پدرم بخوابم که اگر راستش را بخواهید زیاد دوستش نداشتم.وقتی پدر شروع به خواندن می کرد چشمانم را زود می بستم و با تجسم لالایی های مادرم ، سعی می کردم هرچه زودتر بخوابم ولی بیشتر وقت ها نمی تواستم و به پدر می گفتم : ” مامان کجاست ؟ چرا نمی آید ؟ ” و جوابی ناامید کننده دریافت می کردم و در نهایت خودم برای خودم لالایی مادر را می خواندم .

    نتیجه : بعضی وقت ها از خودم می پرسم اگر مادرم برایم لالایی دیگری خوانده بود ، باز هم همینجا بودم ؟ باز هم همین وضع را داشتم ؟ البته که نه . به نظر من ،لالاییی ها بخشی از شخصیت ما را شکل داده اند . لالایی این توانایی را دارد که تخم انتقام ، شجاعت ، ترس ، امید و … را در نهال بچه بکارد . پس قدرت لالایی را دست کم نگیرید .

    انشا در مورد صدای لالایی مادر پایه هشتم

    انشا درباره صدای لالایی مادر صفحه 53 کتاب مهارت های نوشتاری کلاس هشتم

    منبع مطلب : 7sc.ir

    مدیر محترم سایت 7sc.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا مادر | ۱۰ انشا مورد مادر و لالایی مادر (ساده و ادبی)

    انشا مادر | ۱۰ انشا مورد مادر و لالایی مادر (ساده و ادبی)

    انشا مادر | ۱۰ انشا مورد مادر و لالایی مادر (ساده و ادبی)

    اگر چه مادر و مهر مادری نیازی به آموزش و تعلیم و شرح و توضیح ندارند اما انشا مادر ، مهر مادری ، لالایی و عشق مادری و یا یا نقاشی و کاردستی در مورد مادر برای کودکان باعث میشود آنها بیشتر به زحمات و فدارکاری های مادری که آنها را به دنیا آورده و برای لحظه لحظه بزرگ شدنشان ر نج زیادی کشیده است فکر کنند و بیشتر قدشناس مهربانی ها، ایثار هایشان باشند ما هم به این منظور ۱۰ انشا زیبا در مورد مهر مادری و روز مادر را در اینجا جمع آوری و بازنشر میکنیم تا الهام بخش نگارش انشا برای دانش آموزان پایه های مختلف تحصیلی باشد.

    این انشا ها با توجه به سختی و راحتی آن مناسب همه پایه های تحصیلی هم ابتدایی و هم راهنمایی و دبیرستان هستند . که میتوانید بسته به پایه تحصیلی خود مناسب ترین آنها را انتخاب کنید ، امیدوارم این مجموعه برای شما مفید واقعا شود .

    انشا مادر و مهر مادری

    انشا-درباره-مادر-۰

    انشا مادر میتواند شامل موضوعات پیشنهادی زیر باشد : 

    انشا محبت مادر

    انشا درباره مادر (۹)

    انشا مادر شماره یک 

    موضوع انشا مادر : انشا کوتاه به زبان ساده و کودکانه برای مادر

    مقدمه: من مادرم را دوست دارم و این انشا را به او تقدیم میکنم

    من مادرم را خیلی دوست دارم

    چون او خیلی برای من زحمت میکشد

    او برای من غذا درست میکند ، لباس هایم را میشورد و اتاقم را مرتب میکند .

    او همیشه نگران درس و تحصیل من است ، در درس ها به من کمک میکند تا در آینده موفق باشم

    وقتی تنها میشوم گاهی او با من بازی میکند تا خوشحال باشم و بخندم

    بعضی شب ها برایم لالایی میخواند ، یا از روی کتاب های داستان برایم داستان میگوید تا بخوابم

    هر وقت تنها هستم یا میترسم به بغل مادرم میروم چون او خیلی مهربان است و همیشه من را نوازش میکند

    من میدانم هیچ کس در دنیا من را به اندازه مادرم دوست ندارد .

    مادر ها همه چیزهای خوب را برای بچه هایشان میخواهند و همیشه نگران بچه هایشان هستند.

    به همین خاطر است که میگویند بهشت زیر پای مادران است

    نتیجه گیری: من همیشه سعی میکنم به مادرم احترام بگذارم و با درس خواندن و سعی و تلاش کاری کنم که در آینده موفق شوم تا پدر و مادرم از من راضی باشند و به من افتخار کنند.

    انشا مادر

    انشا مادر

    انشا مادر شماره دو 

    موضوع انشا مادر : انشا از زبان مادر شهید

    مقدمه: من یک مادر هستم .

    من یک مادر هستم و مثل همه مادران عاشق فرزندم بودم

    زمانی که فرزندم کوچک بود چشم از او برنمیداشتم تا مبادا در هنگام بازی ها و شیطنت های کودکانه آسیبی به او نرسد

    وقتی مریض میشد تا زمانی که دوباره خوب نمیشد چشم از او برنمیداشتم

    وقتی لحظه ای دستش از دستم جدا میشد انگار جان من که از تنم جدا شده است .

    حاضر بودم همه زندگی ام را بدهم و لحظه ای آرامش نداشته باشم اما کودکم همیشه شاد و سرزنده باشد .

    همیشه دل نگران آینده اش بودم ، درس هایش ، اخلاق و رفتار و ایمانش

    همه چیز گذشت و کودک شیطان و بازگوشم من حالا دیگر برای خودش مردی شده بود.

    پسری مودب ، با حیا ، مومن ، درسخوان که هر وقت به قد و بالایش نگاه میکردم قند در دلم آب میشد .

    اما اتفاقی افتاد که هیچ کدام از ما انتظارش را نداشتیم

    جنگ شروع شد .

    پسران و مردان شجاع و با غیرت ایران یکی پس از دیگری از خانواده های خود جدا شدند

    تا برای دفاع از وجب به وجب خاک وطنشان تا پای جان بایستند

    روزی که پسرم را برای رفتن به جبهه بدرقه میکردم گویی جانم را میدیدم که قدم قدم از من دور و دور تر میشود

    اما با خود گفتم خون پسر من ، از خون پسران امام حسین (ع) که رنگین تر نیست

    با خودم گفتم اگر پسرم را با اصرار در کنار خود نگاه دارم فردا قیامت در مقابل امام و شهدا و ائمه شرمنده خواهم شد.

    حالا سال ها از رفتن پسرم میگذرد و من هرگز پس از آن روز جگر گوشه ام را ندیدم

    شاید فکر کنید چطور با دلتنگی از میوه دلم سر میکنم .

    سخت است اما تنها دلخوشی ام این است که من بهترین هدیه ای را که داشتم در راه اسلام و ایران دادم

    و امیدوارم فردای قیامت کودک نازدانه ام را دوباره در آغوش بکشم .

    انشا از زبان مادر

    انشا روز مادر

    انشا مادر شماره سه

    موضوع انشا مادر : انشا و متن ادبی در مورد مادر و مهر مادری

    مقدمه: مادر ای ترانه زیبای هستی با یاد و خداوند مهربان از مهربانی تو می نویسم تا بگویم که عاشقانه تو را دوست دارم .

    آن هنگام که درخشش چشمانت را در آسمان زندگی ام می بینم؛

    آن هنگام که جوشش چشمه ی چشمت را در سراشیبی صورت زیبایت برانداز می کنم؛

    زمانی که به یاد می آورم چگونه در جستجوی آغوش پرمهرت حجم خالی فضا را لمس می کردم و با بی تابی نامت را بر زبان می آوردم؛

    دلم چون کودکی بازیگوش و بهانه گیر در کنج قفس سینه سر بر دیوار می کوبد.

    عزیز من، عزیز بودنت را خدا دانست.

    او که بهشت را زیر پایت نهاد؛ و تو را بزرگ و گرامی داشت.

    گاه دست هایم روی موج احساس می لرزد و باران اشک در چشمانم به غم می نشیند.

    چرا که جوانیت را به پای من ریختی تا جوانم کنی،

    تا روزی کنارت بنشینم و سرم را بر زانویت بگذارم و نوازش دست هایت را روی صورتم احساس کنم؛

    تا روزی تکیه گاهت شوم و انیس تنهاییت.

    ای کسی که خورشید در مقابل مهربانی ات شرمنده می شود

    و ماه چهره در نقاب می کشد،

    هنگامی که رنج بی خوابی ات را که با گریه های شبانه ی من تفسیر می شود،

    تصویر می کنم و زمانی که به یاد می آورم که نمی توانستم لحظه ای حتی به اندازه یک چشم بر هم زدن بی تو بمانم،

    اشک روی چشمانم پرده می اندازد.

    مادرم، ای امید من، هنگامی که با وجودت گل آرزوهایم شکوفه داد و دیوارهای سنگی سکوتم شکست.

    تو به من زبانی آسمانی یاد دادی، تو آیینه ی آفتابی. مرا مثل آب جذب خودت کردی، تو مرا سبز کردی…

    نتیجه گیری:

    مادرم، ای آن که وجود مقدست سراسر عشق و ایمان و دل دریاییت به وسعت آسمان است، من با وا‍ژه هایم که لبریز عشق است همه جا می نویسم که دوستت دارم و بدان که تو را در ایمن ترین و زیباترین عضو بدنم جای داده ام و هر لحظه با هر تپش، قلبم نام زیبایت را زمزمه می کند. مادرم؛ عشق را بخاطر تو آموختم.  دوست داشتن را برای تو نوشتم و تویی که همیشه در زندگی ام ترانه ی امید سردادی. تو را دوست می دارم اگر باور کنی تو خدای روی زمینم هستی.

    انشا درباره مادر

    انشا روز مادر

    انشا مادر شماره چهار

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد مادر با مقدمه و نتیجه گیری

    مقدمه: بهشت تنها زیرپای مادران نیست. بهشت در دستان مادران است، که با دست های مهربانشان دست روی سرمان می کشند و در میان دست هایشان قد می کشیم و بزرگ می شویم. بهشت در دل های مادران است. در دل هایی که تنها دل نیست بلکه دریایی پر عظمت است که هرچقدر در میانشان شنا کنی و هر چقدر پارو بزنی به مقصد نمی رسی تنها در میان خوشی و لذت غرق می شوی.

    مادر یعنی یک بغل تنهایی، نگرانی، دلشوره، صبر و از خودگذشتگی. مادر یعنی یک خروار محبت. مادر یعنی یک جهان عشق. عشق.مادر را نه می توان مانند کرد و نه می توان مثال زد. مادر یعنی هرچه بگوییم کم گفته ایم. مادر یعنی کسی که نه ماه تو را در وجودش با تمام وجود در آغوش گرفته، راه می رود به تو فکر می کند، می خندد به تو فکر می کند، غذا می خورد به تو فکر می کند و هر لحظه نام تو را صدا می زند. مادر یعنی قبل از هر کاری و هر فکری و هر تصمیمی فقط به تو فکر می کند، صلاحیت تو را بیشتر می خواهد و عاقبت به خیریت را بیشتر از همه دعا می کند.

    مادر یعنی همیشه پشتت گرم است به کوهی محکم یعنی همیشه دلت روشن است به خورشیدی تابان. یعنی دستانت گره خورده به دستانی گرم که هر کاری کنی و هر تصمیمی بگیی ترکت نخواهد کرد و پابه پای تو گام بر می دارد دقیقا مانند همان کودکی که راه فتن را به تو آموخت و پابه پای تو خندیده و گریه کرد و شاد بود.

    نتیجه گیری: تا مادر هست در کنارش بنشین. یک استکان چایی با او بنوش و کمی با او حرف بزن دقیقا همین الان که زمان داری و مادرت در کنارت است بهانه های بی جا را کنار بگذار و کمی از با او بودن لذت ببر و زمانی که از دستش دادی و دیگر در کنارت نبود دقیقا همین لحظات ساده نیز برایت آرزو می شود و تنها چیزی که برایت باقی می ماند حسرت است و حسرت.

    این انشا از سایت انشاباز در اینجا بازنشر شده است .

    انشا در مورد مادر

    انشا مادر شماره پنج

    موضوع انشا مادر : انشا کوتاه و ساده در مورد مادر در ۱۲ خط

    از زلالی چشمانت که دریایی از مهر و محبت در آن موج می زند؛

    از قلب با صفایت که آکنده از شمیم معرفت است،

    از تو ای یگانه؛ ای روشنایی؛ ای زندگی…

    تو که با شکوفه ی لبخند زیبا می شوی؛

    تو آن پناهگاهی هستی که مرا از هجوم سیاهی و تاریکی در امان می داری؛

    اما من همیشه با نگاهی کودکانه همه چیز را به بازی می گیرم؛

    وتو چه صبور و بردباری در برابر کردار من و چه مهربان و با صفا نوازشم می کنی.

    من زندگی را با تو معنا می کنم،

    زیرا بدون تو نمیتوانم معنایی برای زندگی خود تصور کنم.

    غروب را دوست دارم با تو، زیرا مرا بر بالای بلند نگاهت می نشانی و من از منظره ی چشمان تو غروب را می نگرم.

    دوستت دارم آن زمان که در پناه دست های مهربان تو آرامش می گیرم؛

    دوستت دارم عاشقانه، صادقانه، بی نهایت، تا قیامت…ای مادر خوبم.

    انشا مهر مادری

    انشا درباره مادر (۵)

    انشا مادر شماره شش

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد روز مادر و روز مادر چه روزی است ؟

    مقدمه:  آنچه مسلم است روز مادر روزی است که به یادبود و افتخار مادران در کشورهای مختلف گرامی داشته می‌شود. اما روز مادر در هر کشور و قومیتی به هر مناسبت و بهانه ای برگزار شود ، مهم این این است که بهانه ای باشد که حتی برای یک روز هم که شده بیشتر و بهتر به مادرهایمان نگاه کنیم ، رنج سال ها که بر دستان و پیشهانی آنها نشسته است را نظاره کنیم و بیش از پیش قدرشان را بدانیم .

    روز مادر مصادف است با ولادت حضرت فاطمه زهرا درود الله علیها . در بیستم جمادی الثانی سال دوم بعثت، دختری پا به عرصه وجود نهاد، دختری که همتای علی «ع»، سرمنشأ و ریشه سلسله امامت و ولایت، و الگوی تمامی مؤمنین و موحدین است، بانویی که گل سرسبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی که پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام «ص» به او لقب اُم ابیها داده است،یعنی زنی که برای پدرش هم چون مادر بود.

    در فرهنگ پر بار ایران اسلامی این روزبه عنوان روز مادر نام گرفته تا زنان و مادران این مرز و بوم از او درس ایمان ، فداکاری و مهربانی بیاموزند.

    تاریخچه روز مادر در یونان به گذشته خیلی دور بر میگردد. ۲۵سال قبل از ظهور عیسی مسیح «ع» ، الهه های یونانی وجود داشتند که برای آن ها نوعی جشن مادر برگزار می شد.مردم هنگ کنگ ، پاکستان ، قطر ، عربستان سعودی و کشور امارات متحده ی عربی روز مادر را در ماه مه جشن می‌گیرند. مردم این کشورها که عموماً مسلمان اند، دراین روز به دیدن مادران خود می‌روند و با در دست داشتن هدایایی چون گل ، کیک ، اشیای زینتی و قیمتی از ایشان قدردانی میکنند.

    نتیجه گیری:  گرچه هر کشوری با فرهنگ خاص خود برای انتخاب روز مادر نماد و دلیلی دارد. اما آنچه اهمیت دارد قدردانی و تشکر از مقام مادر است؛ و این مراسم بهانه ای است تا توجه بیشتری به مادران داشته باشیم و به آن ها ثابت کنیم که چقدر دوستشان داریم.

    انشا روز مادر چه روزی است ؟

    انشا لالایی مادر (۱)

    انشا مادر شماره هفت

    موضوع انشا مادر : مادر یعنی …

    مقدمه: ای مادر ، ای فرشته مهربانی ها میخواهم از تو و با تو سخن بگویم.

    مادر یعنی دلسوز و بی قرار، مادر یعنی امید در سختی ها، مادر یعنی رایحه ی خوش گل ها، مادر یعنی تمام وجود ما.

    ای که همه جا هستی و بوی تو آرامش بخش دل هاست. ای که پادشاهان قدرتمند گدای دستای تواند. ای کسی که بهشت بی صبرانه مشتاق تو است.

    بگو چگونه ستایش جان سوزی هایت را کنم،

    بگو چگونه شب هایی را که در خواب ناز بودم و تو بیدار ماندی را جبران کنم،

    بگو چگونه دوایی باشم بر درد های زندگی ات.

    ای مادرم بدان تا تو به بهشت نروی به بهشت نمی روم، بدان پس از گذشت سال ها، سال مهرت در دلم جاری می ماند.

    دوستت دارم، اشک های گوشه چشمت را هنگام موفقیتم دوست دارم،

    نگاه مادرانه ات را هنگام جدایی ها دوست دارم و تا ابد محتاج دستانت هستم،

    محتاج دستانی که سرم را نوازش می کرد، محتاج دستانی که پارچه ی خنک بر پیشانیم نهاد.

    حتی محتاج آن دستانی هستم که سیلی بر صورتم نهاد و راه بد و راست را به من نشان داد.

    نتیجه گیری: ای مادرم، ای کسی که هر چه گویم تلافی جانسوزی هایت نمی شود. ای کسی که آوردن نامت پر افتخار تر از قهرمان شدن در جهان است به خاط تمام خوبی هایی که در حقم کردی و من نادیده گرفتم مرا ببخش.

    انشا ساده مادر

    انشا درباره مادر (۷)

    انشا مادر شماره هشت

    موضوع انشا مادر : متن زیبا و داستانی در مورد مادر به زبان انگلیسی

    مقدمه: THAT’S MOM….!!!​ این است معنی مادر​

    WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN​
    وقتی خیس از باران به خانه رسیدم​​

    BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”​
    برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟​​

    SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTIL IT STOPPED”​
    خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟​​​

    DAD ANGRILY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALIST”.​
    پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد​​

    BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”​
    اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:​​

    “STUPID RAIN”​
    باران احمق​​

    THAT’S MOM….!!!​
    این است معنی مادر​

    نتیجه گیری :

    Mother’s joy mother’s home positive energy waves mother’s

    heart to all modesty mother’s mother’s mother’s family

    the patient Madrzmyny hot holding the sacred center and heavenly love you

    مادر یعنی شادی خونه مادر یعنی امواج انرژی مثبت مادر یعنی دلداری دادن به همه مادر یعنی حجب و حیا

    مادر یعنی گرم نگه دارنده کانون مقدس خانواده مادر یعنی صبوری مادرزمینی و آسمانی دوستت دارم.

    انشا انگلیسی مادر

    انشا لالایی مادر (۲)

    انشا مادر شماره نه

    موضوع انشا مادر : لزوم احترام به مادر – بهشت زیر پای مادران است

    مقدمه: مادر کلمه مقدسی است که هر کس برای آن تعریف دارد اما این نوشته به بررسی معنای رفیع کلمه مادر و رنج و زحمتی مادری میپردازد و این که بیهوده نیست که میگویند بهشت زیر پای مادر است و احترام به مادر و جایگاه مادری همیشه واجب .

    مادر کلمه است که هر انسان آگاه به آن آشنایی کامل دارد.

    هر انسان از آوان طفولیت الی آخرین ساعت حیات خویش در فکر واندیشه این گوهر زیبا وگرانبها می باشد زمانیکه انسان پا به عرصه حیات و زندگی میگذارد همین مادر است که طفل خویش را با یک عالم مشکلات زنده گی تربیه وپرورش داده تا باشد مصدر خدمت برای خود وجامعه خویش گردد. شب زنده داری های مادر در آوان طفولیت بخاطر صحت وسلامتی طفلش وباخبری از آن هزاران تکالیف جدی دیگر که هر لحظه حیات طفل را به مخاطره می اندازد یکی از اعمالی به حساب میرود که هر انسان داردای ضمیر روشن ولو هر قدر مصدر خدمت برای مادر خویش گردد بازهم ناچیز خواهد بود.

    و آرزوی همیشه گی مادر باخبری از طفلش است . مادر مقدس ترین موجود روی زمین به شمار رفته و مادر زیبا ترین وگرانبها ترین هدیه الهی است که برای هرکس به ارمغان آورده است. وهر لحظه اطاعت وعبادت این موجود پاک ومقدس هر انسان روشنفکر لازم می باشد و هرکس اگر خواهان کسب رضای خداوند متعال(ج) باشد با ید به بهترین صورت اطاعت واحترام مادر را داشته باشد. تلخ ترین لحظه عمر، لحظه مرگ مادر است و آغوش مادر گرم ترین جای برای زیستن است.

    مادر نه بلکه پسر خودرا نه ماه در شکم خود حمل میکند بلکه بیخوابی های مادر که برطفلش میکشد اصلاً جبران نمیشود. پیامبر اکرم (ص) می فرماید که اگر من مادر خودرا به آغوش خود گرفته هفتاد دور خانه خدارا طواف کنم باز هم ناچیز خواهد یک شب بیخوابی مادر جبران نمیشود، یعنی زحمات که مادر بر اولاد خویش میکشد جبران ناپذیر است. ومادر تمام زنده گی اش را فدای اولاد خویش میکند تا یک اولاد های خوب وبا تربیه تحویل به جامعه بدهد، زیرا که چه خوش گفته اند که:

    بهشت زیر پای مادران است

    نتیجه گیری: پس بر ما لازم است تا همیشه به این گوهر زیبا ومقدس احترام داشته و عملی را انجام ندهیم که باعث رنجش ایشان گردد. پس ما چرا به پدر ومادر خود احترام نکنیم؟ ما چرا تابع امر مادر یا از سخن های مادر بی اطاعتی کنیم؟ پس جوانان وخواننده گان محترم امیدوام همیشه مصدر خدمت برای مادر وجامعه خود باشید وامیدوارم که نظر تان را در این مورد بیا نمایید پس جوانان عزیز تا بع امر مادر تان باشید تا بهشت نصیب تان شود. ویک چیز دیگر را که یاد آور شوم جوانان وعزیزان که به پدر ومادر خود احترام نمی کند ویا تابع امر مادر خود نمی باشد و یا از امر مادر بی اطاعتی میکند دلیلش چیست؟ امید وارم که دلیلش را بگوید که چرا بی اطاعتی میکند.

    انشا احترام به مادر

    انشا درباره مادر (۴)

    انشا مادر شماره ده

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد صدای لالایی مادرم به صورت داستانی

    مقدمه: هر کسی عاشق یک نوع موسیق و نواست و هر کس با صدای یک خواننده یا مداح آرامش میگیرد اما در تمام جهان صدایی آرامش بخش تر از صدای مادر سراغ ندارم .

    این صدای مهربان مادر من است. صدایی که از همه صداهای دنیا گوش‌نوازتر است و مرا به خوابی شیرین دعوت می‌کند.

    چشم‌هایم بسته است. صدای لالایی مادرم می‌آید. مادرم را نمی‌بینم اما چهره مادرم در ذهنم می‌آید.

    دوست دارم در واقعیت هم مادرم را ببینم. چشم‌هایم را می‌گشایم.

    با چشم باز همه اطراف را نگاه می‌کنم.

    احساس خطر می‌کنم. حواسم جمع نیست. نمی‌توانم بخوابم.

    سیاهی و تاریکی همه‌جا را گرفته و هیچ چیزی دیده نمی‌شود‌.

    چهره مادر که همیشه با دیدنش آرامش می‌یافتم، نیست و اگر سکوت هم بر آن افزوده شده بود، وحشت‌زده می‌گریستم

    اما صدایی هست که به من آرامش می‌دهد.

    چند دقیقه‌ای چشم‌هایم را باز می‌گذارم.

    چشم‌هایم به تاریکی عادت کرده ولی هنوز هم فقط سایه تاریکی از مادر می‌بینم.

    صدا را واضح می‌شنوم:«لالا لالا لالا…» احساس می‌کنم که دیگر سیاهی نیست.

    هست اما تاریکی را حس نمی‌کنم.

    بلکه گویا باغ پرگلی در برابرم است که دست در دست مادر در آن قدم می‌زنیم.

    مادر در دست من گلی می‌گذارد و زمزمه می‌کند:«لالا لالا گل پونه…»

    صدای او باغ پر گل است و یکی یکی گل‌های خوشبو را به دستم می‌دهد و من گل‌ها را توی ذهنم می‌کارم.

    حالا نوبت «گل چایی» است و بعد نوبت «گل پنبه»…

    ذهنم از تاریکی به سمت گلستان شدن می‌رود.

    مادر می‌خواند:«لالا لالا گلم باشی، انیس و مونسم باشی…»

    حالا من یک باغ هستم.

    حرکاتم آهسته شده و با صدای زیبای مادر پلک‌هایم روی هم می‌آید.

    صدای لالایی مادر دوباره گوش‌هایم را پر می‌کند.

    آرام آرام خواب مرا می‌رباید.می‌خوابم و تا صبح خواب گل می‌بینم.

    نتیجه گیری: کودکانی را میشناسم که هرگز لالایی مادری را نشنیده اند ، کودکان یتیم ، کودکان کار ، کودکان جنگ زده ، حالا با خود می اندیشم خوشبختی آنقدرها هم از ما دور نیست .  هر کس مادر داشته باشد که برایش لالایی بخواند بسیار خوشبخت است.

    انشا لالایی مادر

    انشا درباره مادر (۸)

    منبع مطلب : delbaraneh.com

    مدیر محترم سایت delbaraneh.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ستی 19 روز قبل
    0

    عالی👌

    ..‌ 8 ماه قبل
    0

    خوب بود

    ناشناس 8 ماه قبل
    1

    خوب بود واقعا

    مهدی 10 ماه قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید