توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا در مورد مادر با مقدمه بدنه نتیجه

    1 بازدید

    انشا در مورد مادر با مقدمه بدنه نتیجه را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    10 نمونه انشا درمورد مادر با مقدمه بدنه و نتیجه | انشا روز مادر کودکانه

    دلم گرفته است یا دلگیرم یا شاید هم دلم گیر است

    نمی دانم!

    اصلاً هیچ وقت فرق بین اینها را نفهمیدم

    فقط می دانم دلم یک جوری می شود، جوری که مثل همیشه نیست، دلم که اینطور می شود، غصه ها ی خودم که هیچ غصه ی همه ی دنیا می شود غصه ی من...

    بعد دلم هوای زیارت می کند، دلم هوای باران می کند، هوای بوی خاک نم خورده می کند

    آن وقت دردِ دل گرفته ام، دو برابر می شود

    دلم گیر که بود، دلگیر که بود، حالا هم هوایی شده است...

    همه ی اینها حرف است

    خودم بهتر می دانم دلم چِش شده است

    تقصیر او نبود

    تقصیر من هم نبود

    شاید تقصیر باران بود که زمین را خیس کرده بود

    سُر خورد؟ یا هُلش دادند؟

    من نبودم،یعنی حواسم نبود، حواسمم بود

    به او بود

    به دلم نبود

    به گمانم لیز خورد

    شاید هم خودش را به لیز خوردن زد

    به هر حال دلم از دستش افتاد...

    از وقتی دلم شکست همش اینجوری می شود

    چه جوری ؟

    گفتم دیگر: می گیرد، گیر می شود، هوایی می شود...

    تقصیر باران نبود

    تقصیر او بود

    باید حواسش را جمع می کرد

    خوب حواس است دیگر پرت می شود

    مگر حواس تو پرت نشد؟!

    پس تقصیر تو بود

    تقصیر من که بود

    تقصیر من بود که دلم را دست او سپردم

    خوب دستم بند بود

    کار داشتم

    که چی؟!

    نباید یک لحظه حواسش را جمع می کرد؟

    یک دقیقه هم نتوانست نگهش دارد

    تقصیر خودش که نیست

    اصلاً این حرفها از تو بعید است

    قضا بلا بود دیگر

    مگر تو تا به حال کاسه بشقاب نشکاندی؟!

    مادرم همیشه می گوید قضا بلا بود

    این بار هم مثل همان می شود

    قضا بلا می شود

    آسمان که به زمین نیامده

    روزی هزارتا دل می شکند

    هیچ کس مثل تو آسمان ریسمان نمی بافد

    دل توهم مثل همه ی دلهای دیگر

    نکند عتیقه بود؟

    قیمتی بود؟

    یادگاری بود؟

    نه نبود، نه عتیقه بود، نه یادگاری، نه قیمتی

    فقط دل من بود، دل من، همین

    خوب دیگر

    پس همان بهتر که شکست

    می رویم یکی دیگر می خریم

    این همه غصه خوردن داشت؟

    شبها کنار خیابان همه دلهایشان را حراج می کنند می رویم و یه ...

    پایم را به زمین می کوبم

    اشکم در می آید

    من دل خودم را می خواهم

    دل خودم را

    بچه شدی؟! چرا گریه می کنی؟

    بیا تکه هایش را جمع کنیم، می بریم برایت چسپ می زنم مثل روز اولش می شود...

    دیدی!

    دیدی نشد!

    دیدی مثل روز اولش نشد؟

    حالا همش دلم می گیرد

    دلگیرمی شوم

    دلم گیر می شود

    من دل خودم را می خواهم مادر، دل مهتاب

    انشا زیبا و عادی برای روز مادر


    مادر کلمه است که هر انسان آگاه به آن آشنایی کامل دارد.

    هر انسان از آوان طفولیت الی آخرین ساعت حیات خویش در فکر واندیشه این گوهر زیبا وگرانبها می باشد زمانیکه انسان پا به عرصه حیات و زندگی میگذارد همین مادر است که طفل خویش را با یک عالم مشکلات زنده گی تربیه وپرورش داده تا باشد مصدر خدمت برای خود وجامعه خویش گردد. شب زنده داری های مادر در آوان طفولیت بخاطر صحت وسلامتی طفلش وباخبری از آن هزاران تکالیف جدی دیگر که هر لحظه حیات طفل را به مخاطره می اندازد یکی از اعمالی به حساب میرود که هر انسان داردای ضمیر روشن ولو هر قدر مصدر خدمت برای مادر خویش گردد بازهم ناچیز خواهد بود. و آرزوی همیشه گی مادر باخبری از طفلش است . مادر مقدس ترین موجود روی زمین به شمار رفته و مادر زیبا ترین وگرانبها ترین هدیه الهی است که برای هرکس به ارمغان آورده است. وهر لحظه اطاعت وعبادت این موجود پاک ومقدس هر انسان روشنفکر لازم می باشد و هرکس اگر خواهان کسب رضای خداوند متعال(ج) باشد با ید به بهترین صورت اطاعت واحترام مادر را داشته باشد. تلخ ترین لحظه عمر، لحظه مرگ مادر است و آغوش مادر گرم ترین جای برای زیستن است. مادر نه بلکه پسر خودرا نه ماه در شکم خود حمل میکند بلکه بیخوابی های مادر که برطفلش میکشد اصلاً جبران نمیشود. پیامبر اکرم (ص) می فرماید که اگر من مادر خودرا به آغوش خود گرفته هفتاد دور خانه خدارا طواف کنم باز هم ناچیز خواهد یک شب بیخوابی مادر جبران نمیشود، یعنی زحمات که مادر بر اولاد خویش میکشد جبران ناپذیر است. ومادر تمام زنده گی اش را فدای اولاد خویش میکند تا یک اولاد های خوب وبا تربیه تحویل به جامعه بدهد، زیرا که چه خوش گفته اند که:

    «بهشت زیر پای مادران است.»

    پس بر ما لازم است تا همیشه به این گوهر زیبا ومقدس احترام داشته و عملی را انجام ندهیم که باعث رنجش ایشان گردد. پس ما چرا به پدر ومادر خود احترام نکنیم؟ ما چرا تابع امر مادر یا از سخن های مادر بی اطاعتی کنیم؟ پس جوانان وخواننده گان محترم امیدوام همیشه مصدر خدمت برای مادر وجامعه خود باشید وامیدوارم که نظر تان را در این مورد بیا نمایید پس جوانان عزیز تا بع امر مادر تان باشید تا بهشت نصیب تان شود. ویک چیز دیگر را که یاد آور شوم جوانان وعزیزان که به پدر ومادر خود احترام نمی کند ویا تابع امر مادر خود نمی باشد و یا از امر مادر بی اطاعتی میکند دلیلش چیست؟ امید وارم که دلیلش را بگوید که چرا بی اطاعتی میکند


    انشا روز مادر برای مقطع ابتدایی


    به سلامتی مادر واسه اینکه دیوارش از همه کوتاهتره!

    به سلامتی مادر بخاطر اینکه هیچوقت نگفت من همیشه گفت بچه هام...

    به سلامتی مادر بخاطر اینکه همیشه از غمهامون شنید اما هیچوقت از غمهاش نگفت

    به سلامتی مادر بخاطر اینکه از سلامتیش برای سلامتی بچه هاش همیشه گذشته

    به سلامتی مادر بخاطر زندگی که همراه با شادی و امید و مهربونی بهمون میده

    به سلامتی مادرچون هیچوقت خستگیشو به رخمون نمیکشه و ازش گلایه ای نمیکنه

    به سلامتی مادر چون اگه خورشید نباشه میشه گذرون کرد اما بدون حضور مادر زندگی یه لحظه هم معنی نداره...


    انشا در مورد مادر پایه هفتم


    مادر کلمه است که هر انسان آگاه به آن آشنایی کامل دارد. هر انسان از آوان طفولیت الی آخرین ساعت حیات خویش در فکر واندیشه این گوهر زیبا وگرانبها می باشد زمانیکه انسان پا به عرصه حیات و زندگی میگذارد همین مادر است که طفل خویش را با یک عالم مشکلات زنده گی تربیه وپرورش داده تا باشد مصدر خدمت برای خود وجامعه خویش گردد. شب زنده داری های مادر در آوان طفولیت بخاطر صحت وسلامتی طفلش وباخبری از آن هزاران تکالیف جدی دیگر که هر لحظه حیات طفل را به مخاطره می اندازد یکی از اعمالی به حساب میرود که هر انسان داردای ضمیر روشن ولو هر قدر مصدر خدمت برای مادر خویش گردد بازهم ناچیز خواهد بود. و آرزوی همیشه گی مادر باخبری از طفلش است . مادر مقدس ترین موجود روی زمین به شمار رفته و مادر زیبا ترین وگرانبها ترین هدیه الهی است که برای هرکس به ارمغان آورده است. وهر لحظه اطاعت وعبادت این موجود پاک ومقدس هر انسان روشنفکر لازم می باشد و هرکس اگر خواهان کسب رضای خداوند متعال(ج) باشد با ید به بهترین صورت اطاعت واحترام مادر را داشته باشد. تلخ ترین لحظه عمر، لحظه مرگ مادر است و آغوش مادر گرم ترین جای برای زیستن است. مادر نه بلکه پسر خودرا نه ماه در شکم خود حمل میکند بلکه بیخوابی های مادر که برطفلش میکشد اصلاً جبران نمیشود. پیامبر اکرم (ص) می فرماید که اگر من مادر خودرا به آغوش خود گرفته هفتاد دور خانه خدارا طواف کنم باز هم ناچیز خواهد یک شب بیخوابی مادر جبران نمیشود، یعنی زحمات که مادر بر اولاد خویش میکشد جبران ناپذیر است. ومادر تمام زنده گی اش را فدای اولاد خویش میکند تا یک اولاد های خوب وبا تربیه تحویل به جامعه بدهد، زیرا که چه خوش گفته اند که: بهشت زیر پای مادران است. پس بر ما لازم است تا همیشه به این گوهر زیبا ومقدس احترام داشته و عملی را انجام ندهیم که باعث رنجش ایشان گردد. پس ما چرا به پدر ومادر خود احترام نکنیم؟ ما چرا تابع امر مادر یا از سخن های مادر بی اطاعتی کنیم؟ پس جوانان وخواننده گان محترم امیدوام همیشه مصدر خدمت برای مادر وجامعه خود باشید وامیدوارم که نظر تان را در این مورد بیا نمایید پس جوانان عزیز تا بع امر مادر تان باشید تا بهشت نصیب تان شود. ویک چیز دیگر را که یاد آور شوم جوانان وعزیزان که به پدر ومادر خود احترام نمی کند ویا تابع امر مادر خود نمی باشد و یا از امر مادر بی اطاعتی میکند دلیلش چیست؟ امید وارم که دلیلش را بگوید که چرا بی اطاعتی میکند. مادر ای کسی که راحتی و آسایش خود را برای بزرگ کردن من فدا نمودی ای وجود مقدسی که شبها بی خوابی ...

    انشا درمورد مادر به زبان کودکانه

    خانممون چند وقت پیش یه موضوع انشا به اسم مادر داد گفت بنویسید همه شروع به نوشتن کردن منم یه انشا نوشتم که هم بچه ها هم معلممون گریه افتاد...آخه یکی از بچه هاچند وقت پیش مامانش رو ازدست داداه بود..هممون ناراحت بودیم خانممونم لابد یاده مادرش افتاده بود شاید در پست بعدی انشا رو واستون نوشتم........ خلاصه زنگ خورد یه عده ای انشا هاشونا خوندن ویه عده نخوندن...یکی از بچه ها اومد پیش من وگفت قدر خونوادتون ومادرتونا بدونید پرسیدم چطور؟ گفت من از وقتی به دنیااومدم و بچه بودم مامان وبابام از هم طلاق گرفته بودن و من بایه مادر بزرگی که ازهمه نوع بیماری داشت سر وکله میزدم تا حالا اونم مرد...الان پیش بابا بزرگ پیرمم...گفتم بابات چی گفت ازدواج کرده !!گفتم برو پیشش گفت منا دوست نداره واز من خوشش نمیاد!!! گفتم مامانت چی؟ گفت:اونم ازدواج کرده و شوهرش منا نمیپذیره...چی میتونستم اون موقع بگم جز یه آه بلند برای او.. دوستم اشک تو چشماش جمع شد وبغض گلوشا گرفت وگفت به خاطر همینه که میگم قدر خونواده هاتونا بدونین........ او نمیدانست غذا خوردن با پدر ومادر چه لذتی دارد ..او نمیدانست قربان صدقه های پدرچیست..او دست نوازش مادر نداشت..او لبخند مادر را تاحال ندیده ...اونان وپنیری که مادر برایش میگیرد را نداشت او حال تنها خداییش را داشت وخدایش را................ بیاین قدر خونواده هامونا بدونیم بیاین قدر لبخند مادرامونا بدونیم بیاین از امروزقدر دور هم بودنمان را بدانیم.... خدایاااااا شکرت..هزار مرتبه شکر که به من خونواده دادی من امروز قدر خانواده ام رو میدونم................. چقدر خوب میشد اگر همه یمان شکر گذار این نعمت بودیم.....


    انشا در مورد مادر به زبان ساده

    بسم الله الرحمن الرحیم سلام ، من دانش آموز کلاس ششم هستم و می خواهم درباره ی موضوع احترام به پدر و مادر یک انشاء بنویسم. ما با این دو نعمت بزرگ یعنی پدر و مادر باید خدا را شکر گذار باشیم که این دو نعمت را به ما داده است. ما باید به پدر و مادرمان احترام بگذاریم، زیرا آن ها ما را به این جا رسانده اند. خیلی از بچه ها هستند که پدر و مادرشان را در یک حادثه یا اتفاقی از دست داده اند ولی روحیشان را از دست نداده اند. خوب از این موضوع بگذریم حال باید بر سر موضوع احترام به پدر و مادر صحبت کنیم. اول از پدر: پدر ما را به این جا رسانده و به ما پول داده است. اگر پدر نبود ما نمی توانستیم تحصیل کنیم و خرجی خود مان را در بیاوریم، پس باید احترام پدرمان را نگه داریم . امّا مادر : مادر به ما شیر داده و از ما مراقبت کرده است. برای ما لالایی و قصّه های قشنگ گفته و ما را تا این جا رسانده است، پس باید احترام مادرمان را نگه داریم و آن را دوست داشته باشیم و در یک حکایتی از سعدی آمده است : وقتی به جهل جوانی، بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت : مگر خردی فراموش کردی که درشتی می کنی؟ گر از عهد خردیت یاد آمدی که بیچاره بودی در آغوش من نکردی در این روز، بر من جفا که تو شیر مردی و من پیرزن


    انشا درباره مادر کلاس هفتم

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    مادر یعنی دلسوز و بی قرار، مادر یعنی امید در سختی ها، مادر یعنی رایحه ی خوش گل ها، مادر یعنی تمام وجود ما. ای که همه جا هستی و بوی تو آرامش بخش دل هاست. ای که پادشاهان قدرتمند گدای دستای تواند. ای کسی که بهشت بی صبرانه مشتاق تو است.

    بگو چگونه ستایش جان سوزی هایت را کنم، بگو چگونه شب هایی را که در خواب ناز بودم و تو بیدار ماندی را جبران کنم، بگو چگونه دوایی باشم بر درد های زندگی ات. ای مادرم بدان تا تو به بهشت نروی به بهشت نمی روم، بدان پس از گذشت سال ها، سال مهرت در دلم جاری می ماند. دوستت دارم، اشک های گوشه چشمت را هنگام موفقیتم دوست دارم، نگاه مادرانه ات را هنگام جدایی ها دوست دارم و تا ابد محتاج دستانت هستم، محتاج دستانی که سرم را نوازش می کرد، محتاج دستانی که پارچه ی خنک بر پیشانیم نهاد. حتی محتاج آن دستانی هستم که سیلی بر صورتم نهاد و راه بد و راست را به من نشان داد.

    ای مادرم، ای کسی که هر چه گویم تلافی جانسوزی هایت نمی شود. ای کسی که آوردن نامت پر افتخار تر از قهرمان شدن در جهان است به خاط تمام خوبی هایی که در حقم کردی و من نادیده گرفتم مرا ببخش.

    متن انشا در مورد روز مادر

    سرم را نه ستم میتواند خم کند، نه ترس و نه مرگ” سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می‌شود مادر عزیزم. مادرم ای کسیکه از اسانی و آسایش خود بریده ای و آنرا در جهت بزرگ کردن من داده ای! ای کسیکه وجود مقدست برایم همه ی چیز است، دوستت دارم. مادر گوهری گرانبها، زیبا و مقدس است.

    بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه ی چادر مادرم خوش بود اکنون بزرگ شده ام و مادرم را میخواهم نه برای گرفتن گوشه ی چادر مادرم، میخواهم باران ابرهای تیره ی خودم را پاک کنم نه برای این‌که دلم خوش شود که میدانم نمیشود شاید دلم کمی با بوی خوش چادر مادرم آرام بگیرد. حال نوجوانم و درس میخوانم اما وقتی پیر شوم، مطمئنم تمام زندگی ام درد خواهد کرد و به جوش و خروش خواهد افتاد زیرا دلم نوازش و نسیم دست های نورانی و خوشبو مادرم را میـــخواهد.

    مادر موجود عجیبی ست… میدانید چرا؟ روزی پیش مادرم رفتم و گفتم: مامان یه چیزی بگم منو دعوا نمی کني؟ او گفت: چی پسرم؟؟ گفتم: دوچرخه ام را شکسته ام. او با چهره ای خندان اما دست های خروشان به پاهایم ضربه زد. اما به خدا سوگند حدودا بعد از 5 دقیقه کنارم آمد و مرا بغل کرد و من در دریای محبت مادرم غرق شدم.

    او به من گفت: پسرم میدانی چرا تورا زدم؟ گفتم حتماً به خاطر شکستن دوچرخه. او گفت: نه پسرم!! چون تورا خیلی دوست دارم و قلبم برای افتادن یک تار مویت تند تند می‌تپد و دلم از آسیب رسیدن به تو خود رابه قفسه ی بدنم میزند. من منظور مادرم را همین حالا می فهمم. من وقتی که شبها میخوابم مادرم دستی بر گهواره دارد و دستی در دست خدا وقتی گهواره را تکان میدهد عرش خدا به لرزه در می‌آید و فرشتگان سکوت می‌کنند تا زیباترین نغمه ی نوازش را بشنوند. مادرم من چشم به راه لبخند پر غرور و درخشان تو هستم،
    لبخندی که هر گرهی را باز میکند. برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متاسفم! اما بعد از طوفان های کودکی، این آرامش است که پا برجا خواهد ماند. نبودن تو، فقط نبودن تو نیست؛ نبودن خیلی چیزهاست: کلاه روی سرمان نمیماند، پول در جیبمان دوام نمی آورد، نمک از نان و خنکی از آب میرود، ما بدون تو فقیر می‌شویم مادر. دست پر مهر مادر، تنها دستی ست که اگر از دنیا، کوتاهم باشد، از تمام دستها بلند تر است.

    آدم ها وقتی کودک اند، میخواهند برای مادرشان هدیه بخرند؛ اما پول ندارند*** وقتی بزرگ می‌شوند، پول دارند ولی وقت هدیه خریدن ندارند*** وقتی که پیر می‌شوند، پول دارند؛ وقت هم دارند؛ ولی دیگر مادر ندارند***


    متن انشا روز مادر


    آن هنگام كه درخشندگی چشمانت را در آسمان زندگي ام مي بينم؛ آن هنگام كه جوشش چشمه ی چشمت را در سراشيبي صورت زيبايت برانداز مي كنم؛ زماني كه به ياد مي آورم چگونه در جستجوي آغوش پرمهرت حجم خالي فضا را لمس مي كردم و با بي تابي نامت را بر زبان مي آوردم؛ دلم چون كودكي بازيگوش و بهانه گير در كنج قفس سينه سر بر ديوار مي كوبد. عزيز من، عزيز بودنت را خدا دانست. او كه بهشت را زير پايت نهاد؛ و تو را بزرگ و گرامی داشت.

    گاه دست هايم روي موج احساس مي لرزد و باران اشك در چشمانم به غم مي نشيند. چرا که جوانيت رابه پاي من ريختي تا جوانم كني،تا روزي كنارت بنشينم و سرم را بر زانويت بگذارم و نوازش دست هايت را روي صورتم احساس كنم؛ تا روزي تكيه گاهت شوم و انيس تنهاييت. ای كسي كه خورشيد در مقابل مهرباني ات شرمنده مي شود و ماه چهره در نقاب مي كشد، هنگامي كه رنج بي خوابي ات را كه با گريه های شبانه ی من تفسير مي شود، تصوير مي كنم و زماني كه به ياد ميآورم كه نمي توانستم لحظه ای حتي به اندازه يك چشم بر هم زدن بي تو بمانم، اشك روي چشمانم پرده مي اندازد.

    مادرم، ای اميد من، هنگامي كه با وجودت گل آرزوهايم شكوفه داد و ديوارهاي سنگي سكوتم شكست. تو به من زباني آسماني ياد دادي، تو آيينه ی آفتابي. مرا مثل آب جذب خودت كردي، تو مرا سبز كردي مادرم، ای آن كه وجود مقدست سراسر عشق و ايمان و دل درياييت به وسعت آسمان است، من با وا‍ژه هايم كه لبريز عشق است همه ی جا مي نويسم كه دوستت دارم و بدان كه تو را در ايمن ترين و زيباترين عضو بدنم جاي داده ام و هر لحظه با هر تپش، قلبم نام زيبايت را زمزمه مي كند. مادرم؛ عشق را بخاطر تو آموختم. دوست داشتن را براي تو نوشتم و تويي كه هميشه در زندگي ام ترانه ی اميد سردادي. تو را دوست مي دارم اگر باور كني تو خداي روي زمينم هستي.

    منبع مطلب : www.netshahr.com

    مدیر محترم سایت www.netshahr.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا مادر | ۱۰ انشا مورد مادر و لالایی مادر (ساده و ادبی)

    انشا مادر | ۱۰ انشا مورد مادر و لالایی مادر (ساده و ادبی)

    انشا مادر | ۱۰ انشا مورد مادر و لالایی مادر (ساده و ادبی)

    اگر چه مادر و مهر مادری نیازی به آموزش و تعلیم و شرح و توضیح ندارند اما انشا مادر ، مهر مادری ، لالایی و عشق مادری و یا یا نقاشی و کاردستی در مورد مادر برای کودکان باعث میشود آنها بیشتر به زحمات و فدارکاری های مادری که آنها را به دنیا آورده و برای لحظه لحظه بزرگ شدنشان ر نج زیادی کشیده است فکر کنند و بیشتر قدشناس مهربانی ها، ایثار هایشان باشند ما هم به این منظور ۱۰ انشا زیبا در مورد مهر مادری و روز مادر را در اینجا جمع آوری و بازنشر میکنیم تا الهام بخش نگارش انشا برای دانش آموزان پایه های مختلف تحصیلی باشد.

    این انشا ها با توجه به سختی و راحتی آن مناسب همه پایه های تحصیلی هم ابتدایی و هم راهنمایی و دبیرستان هستند . که میتوانید بسته به پایه تحصیلی خود مناسب ترین آنها را انتخاب کنید ، امیدوارم این مجموعه برای شما مفید واقعا شود .

    انشا مادر و مهر مادری

    انشا مادر میتواند شامل موضوعات پیشنهادی زیر باشد : 

    انشا محبت مادر

    انشا درباره مادر (۹)

    انشا مادر شماره یک 

    موضوع انشا مادر : انشا کوتاه به زبان ساده و کودکانه برای مادر

    مقدمه: من مادرم را دوست دارم و این انشا را به او تقدیم میکنم

    من مادرم را خیلی دوست دارم

    چون او خیلی برای من زحمت میکشد

    او برای من غذا درست میکند ، لباس هایم را میشورد و اتاقم را مرتب میکند .

    او همیشه نگران درس و تحصیل من است ، در درس ها به من کمک میکند تا در آینده موفق باشم

    وقتی تنها میشوم گاهی او با من بازی میکند تا خوشحال باشم و بخندم

    بعضی شب ها برایم لالایی میخواند ، یا از روی کتاب های داستان برایم داستان میگوید تا بخوابم

    هر وقت تنها هستم یا میترسم به بغل مادرم میروم چون او خیلی مهربان است و همیشه من را نوازش میکند

    من میدانم هیچ کس در دنیا من را به اندازه مادرم دوست ندارد .

    مادر ها همه چیزهای خوب را برای بچه هایشان میخواهند و همیشه نگران بچه هایشان هستند.

    به همین خاطر است که میگویند بهشت زیر پای مادران است

    نتیجه گیری: من همیشه سعی میکنم به مادرم احترام بگذارم و با درس خواندن و سعی و تلاش کاری کنم که در آینده موفق شوم تا پدر و مادرم از من راضی باشند و به من افتخار کنند.

    انشا مادر

    انشا مادر شماره دو 

    موضوع انشا مادر : انشا از زبان مادر شهید

    مقدمه: من یک مادر هستم .

    من یک مادر هستم و مثل همه مادران عاشق فرزندم بودم

    زمانی که فرزندم کوچک بود چشم از او برنمیداشتم تا مبادا در هنگام بازی ها و شیطنت های کودکانه آسیبی به او نرسد

    وقتی مریض میشد تا زمانی که دوباره خوب نمیشد چشم از او برنمیداشتم

    وقتی لحظه ای دستش از دستم جدا میشد انگار جان من که از تنم جدا شده است .

    حاضر بودم همه زندگی ام را بدهم و لحظه ای آرامش نداشته باشم اما کودکم همیشه شاد و سرزنده باشد .

    همیشه دل نگران آینده اش بودم ، درس هایش ، اخلاق و رفتار و ایمانش

    همه چیز گذشت و کودک شیطان و بازگوشم من حالا دیگر برای خودش مردی شده بود.

    پسری مودب ، با حیا ، مومن ، درسخوان که هر وقت به قد و بالایش نگاه میکردم قند در دلم آب میشد .

    اما اتفاقی افتاد که هیچ کدام از ما انتظارش را نداشتیم

    جنگ شروع شد .

    پسران و مردان شجاع و با غیرت ایران یکی پس از دیگری از خانواده های خود جدا شدند

    تا برای دفاع از وجب به وجب خاک وطنشان تا پای جان بایستند

    روزی که پسرم را برای رفتن به جبهه بدرقه میکردم گویی جانم را میدیدم که قدم قدم از من دور و دور تر میشود

    اما با خود گفتم خون پسر من ، از خون پسران امام حسین (ع) که رنگین تر نیست

    با خودم گفتم اگر پسرم را با اصرار در کنار خود نگاه دارم فردا قیامت در مقابل امام و شهدا و ائمه شرمنده خواهم شد.

    حالا سال ها از رفتن پسرم میگذرد و من هرگز پس از آن روز جگر گوشه ام را ندیدم

    شاید فکر کنید چطور با دلتنگی از میوه دلم سر میکنم .

    سخت است اما تنها دلخوشی ام این است که من بهترین هدیه ای را که داشتم در راه اسلام و ایران دادم

    و امیدوارم فردای قیامت کودک نازدانه ام را دوباره در آغوش بکشم .

    انشا از زبان مادر

    انشا مادر شماره سه

    موضوع انشا مادر : انشا و متن ادبی در مورد مادر و مهر مادری

    مقدمه: مادر ای ترانه زیبای هستی با یاد و خداوند مهربان از مهربانی تو می نویسم تا بگویم که عاشقانه تو را دوست دارم .

    آن هنگام که درخشش چشمانت را در آسمان زندگی ام می بینم؛

    آن هنگام که جوشش چشمه ی چشمت را در سراشیبی صورت زیبایت برانداز می کنم؛

    زمانی که به یاد می آورم چگونه در جستجوی آغوش پرمهرت حجم خالی فضا را لمس می کردم و با بی تابی نامت را بر زبان می آوردم؛

    دلم چون کودکی بازیگوش و بهانه گیر در کنج قفس سینه سر بر دیوار می کوبد.

    عزیز من، عزیز بودنت را خدا دانست.

    او که بهشت را زیر پایت نهاد؛ و تو را بزرگ و گرامی داشت.

    گاه دست هایم روی موج احساس می لرزد و باران اشک در چشمانم به غم می نشیند.

    چرا که جوانیت را به پای من ریختی تا جوانم کنی،

    تا روزی کنارت بنشینم و سرم را بر زانویت بگذارم و نوازش دست هایت را روی صورتم احساس کنم؛

    تا روزی تکیه گاهت شوم و انیس تنهاییت.

    ای کسی که خورشید در مقابل مهربانی ات شرمنده می شود

    و ماه چهره در نقاب می کشد،

    هنگامی که رنج بی خوابی ات را که با گریه های شبانه ی من تفسیر می شود،

    تصویر می کنم و زمانی که به یاد می آورم که نمی توانستم لحظه ای حتی به اندازه یک چشم بر هم زدن بی تو بمانم،

    اشک روی چشمانم پرده می اندازد.

    مادرم، ای امید من، هنگامی که با وجودت گل آرزوهایم شکوفه داد و دیوارهای سنگی سکوتم شکست.

    تو به من زبانی آسمانی یاد دادی، تو آیینه ی آفتابی. مرا مثل آب جذب خودت کردی، تو مرا سبز کردی…

    نتیجه گیری:

    مادرم، ای آن که وجود مقدست سراسر عشق و ایمان و دل دریاییت به وسعت آسمان است، من با وا‍ژه هایم که لبریز عشق است همه جا می نویسم که دوستت دارم و بدان که تو را در ایمن ترین و زیباترین عضو بدنم جای داده ام و هر لحظه با هر تپش، قلبم نام زیبایت را زمزمه می کند. مادرم؛ عشق را بخاطر تو آموختم.  دوست داشتن را برای تو نوشتم و تویی که همیشه در زندگی ام ترانه ی امید سردادی. تو را دوست می دارم اگر باور کنی تو خدای روی زمینم هستی.

    انشا درباره مادر

    انشا مادر شماره چهار

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد مادر با مقدمه و نتیجه گیری

    مقدمه: بهشت تنها زیرپای مادران نیست. بهشت در دستان مادران است، که با دست های مهربانشان دست روی سرمان می کشند و در میان دست هایشان قد می کشیم و بزرگ می شویم. بهشت در دل های مادران است. در دل هایی که تنها دل نیست بلکه دریایی پر عظمت است که هرچقدر در میانشان شنا کنی و هر چقدر پارو بزنی به مقصد نمی رسی تنها در میان خوشی و لذت غرق می شوی.

    مادر یعنی یک بغل تنهایی، نگرانی، دلشوره، صبر و از خودگذشتگی. مادر یعنی یک خروار محبت. مادر یعنی یک جهان عشق. عشق.مادر را نه می توان مانند کرد و نه می توان مثال زد. مادر یعنی هرچه بگوییم کم گفته ایم. مادر یعنی کسی که نه ماه تو را در وجودش با تمام وجود در آغوش گرفته، راه می رود به تو فکر می کند، می خندد به تو فکر می کند، غذا می خورد به تو فکر می کند و هر لحظه نام تو را صدا می زند. مادر یعنی قبل از هر کاری و هر فکری و هر تصمیمی فقط به تو فکر می کند، صلاحیت تو را بیشتر می خواهد و عاقبت به خیریت را بیشتر از همه دعا می کند.

    مادر یعنی همیشه پشتت گرم است به کوهی محکم یعنی همیشه دلت روشن است به خورشیدی تابان. یعنی دستانت گره خورده به دستانی گرم که هر کاری کنی و هر تصمیمی بگیی ترکت نخواهد کرد و پابه پای تو گام بر می دارد دقیقا مانند همان کودکی که راه فتن را به تو آموخت و پابه پای تو خندیده و گریه کرد و شاد بود.

    نتیجه گیری: تا مادر هست در کنارش بنشین. یک استکان چایی با او بنوش و کمی با او حرف بزن دقیقا همین الان که زمان داری و مادرت در کنارت است بهانه های بی جا را کنار بگذار و کمی از با او بودن لذت ببر و زمانی که از دستش دادی و دیگر در کنارت نبود دقیقا همین لحظات ساده نیز برایت آرزو می شود و تنها چیزی که برایت باقی می ماند حسرت است و حسرت.

    این انشا از سایت انشاباز در اینجا بازنشر شده است .

    انشا در مورد مادر

    انشا مادر شماره پنج

    موضوع انشا مادر : انشا کوتاه و ساده در مورد مادر در ۱۲ خط

    از زلالی چشمانت که دریایی از مهر و محبت در آن موج می زند؛

    از قلب با صفایت که آکنده از شمیم معرفت است،

    از تو ای یگانه؛ ای روشنایی؛ ای زندگی…

    تو که با شکوفه ی لبخند زیبا می شوی؛

    تو آن پناهگاهی هستی که مرا از هجوم سیاهی و تاریکی در امان می داری؛

    اما من همیشه با نگاهی کودکانه همه چیز را به بازی می گیرم؛

    وتو چه صبور و بردباری در برابر کردار من و چه مهربان و با صفا نوازشم می کنی.

    من زندگی را با تو معنا می کنم،

    زیرا بدون تو نمیتوانم معنایی برای زندگی خود تصور کنم.

    غروب را دوست دارم با تو، زیرا مرا بر بالای بلند نگاهت می نشانی و من از منظره ی چشمان تو غروب را می نگرم.

    دوستت دارم آن زمان که در پناه دست های مهربان تو آرامش می گیرم؛

    دوستت دارم عاشقانه، صادقانه، بی نهایت، تا قیامت…ای مادر خوبم.

    انشا مهر مادری

    انشا مادر شماره شش

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد روز مادر و روز مادر چه روزی است ؟

    مقدمه:  آنچه مسلم است روز مادر روزی است که به یادبود و افتخار مادران در کشورهای مختلف گرامی داشته می‌شود. اما روز مادر در هر کشور و قومیتی به هر مناسبت و بهانه ای برگزار شود ، مهم این این است که بهانه ای باشد که حتی برای یک روز هم که شده بیشتر و بهتر به مادرهایمان نگاه کنیم ، رنج سال ها که بر دستان و پیشهانی آنها نشسته است را نظاره کنیم و بیش از پیش قدرشان را بدانیم .

    روز مادر مصادف است با ولادت حضرت فاطمه زهرا درود الله علیها . در بیستم جمادى الثانى سال دوم بعثت، دخترى پا به عرصه وجود نهاد، دخترى که همتاى على «ع»، سرمنشأ و ریشه سلسله امامت و ولایت، و الگوى تمامى مؤمنین و موحدین است، بانویی که گل سرسبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی که پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام «ص» به او لقب اُم ابیها داده است،یعنی زنی که برای پدرش هم چون مادر بود.

    در فرهنگ پر بار ایران اسلامی این روزبه عنوان روز مادر نام گرفته تا زنان و مادران این مرز و بوم از او درس ایمان ، فداکاری و مهربانی بیاموزند.

    تاریخچه روز مادر در یونان به گذشته خیلی دور بر میگردد. ۲۵سال قبل از ظهور عیسی مسیح «ع» ، الهه های یونانی وجود داشتند که برای آن ها نوعی جشن مادر برگزار می شد.مردم هنگ کنگ ، پاکستان ، قطر ، عربستان سعودی و کشور امارات متحده ی عربی روز مادر را در ماه مه جشن می‌گیرند. مردم این کشورها که عموماً مسلمان اند، دراین روز به دیدن مادران خود می‌روند و با در دست داشتن هدایایی چون گل ، کیک ، اشیای زینتی و قیمتی از ایشان قدردانی میکنند.

    نتیجه گیری:  گرچه هر کشوری با فرهنگ خاص خود برای انتخاب روز مادر نماد و دلیلی دارد. اما آنچه اهمیت دارد قدردانی و تشکر از مقام مادر است؛ و این مراسم بهانه ای است تا توجه بیشتری به مادران داشته باشیم و به آن ها ثابت کنیم که چقدر دوستشان داریم.

    انشا روز مادر چه روزی است ؟

    انشا مادر شماره هفت

    موضوع انشا مادر : مادر یعنی …

    مقدمه: ای مادر ، ای فرشته مهربانی ها میخواهم از تو و با تو سخن بگویم.

    مادر یعنی دلسوز و بی قرار، مادر یعنی امید در سختی ها، مادر یعنی رایحه ی خوش گل ها، مادر یعنی تمام وجود ما.

    ای که همه جا هستی و بوی تو آرامش بخش دل هاست. ای که پادشاهان قدرتمند گدای دستای تواند. ای کسی که بهشت بی صبرانه مشتاق تو است.

    بگو چگونه ستایش جان سوزی هایت را کنم،

    بگو چگونه شب هایی را که در خواب ناز بودم و تو بیدار ماندی را جبران کنم،

    بگو چگونه دوایی باشم بر درد های زندگی ات.

    ای مادرم بدان تا تو به بهشت نروی به بهشت نمی روم، بدان پس از گذشت سال ها، سال مهرت در دلم جاری می ماند.

    دوستت دارم، اشک های گوشه چشمت را هنگام موفقیتم دوست دارم،

    نگاه مادرانه ات را هنگام جدایی ها دوست دارم و تا ابد محتاج دستانت هستم،

    محتاج دستانی که سرم را نوازش می کرد، محتاج دستانی که پارچه ی خنک بر پیشانیم نهاد.

    حتی محتاج آن دستانی هستم که سیلی بر صورتم نهاد و راه بد و راست را به من نشان داد.

    نتیجه گیری: ای مادرم، ای کسی که هر چه گویم تلافی جانسوزی هایت نمی شود. ای کسی که آوردن نامت پر افتخار تر از قهرمان شدن در جهان است به خاط تمام خوبی هایی که در حقم کردی و من نادیده گرفتم مرا ببخش.

    انشا ساده مادر

    انشا مادر شماره هشت

    موضوع انشا مادر : متن زیبا و داستانی در مورد مادر به زبان انگلیسی

    مقدمه: THAT’S MOM….!!!​ این است معنی مادر​

    WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN​
    وقتی خیس از باران به خانه رسیدم​​

    BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”​
    برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟​​

    SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTIL IT STOPPED”​
    خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟​​​

    DAD ANGRILY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALIST”.​
    پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد​​

    BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”​
    اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:​​

    “STUPID RAIN”​
    باران احمق​​

    THAT’S MOM….!!!​
    این است معنی مادر​

    نتیجه گیری :

    Mother’s joy mother’s home positive energy waves mother’s

    heart to all modesty mother’s mother’s mother’s family

    the patient Madrzmyny hot holding the sacred center and heavenly love you

    مادر یعنی شادی خونه مادر یعنی امواج انرژی مثبت مادر یعنی دلداری دادن به همه مادر یعنی حجب و حیا

    مادر یعنی گرم نگه دارنده کانون مقدس خانواده مادر یعنی صبوری مادرزمینی و آسمانی دوستت دارم.

    انشا انگلیسی مادر

    انشا مادر شماره نه

    موضوع انشا مادر : لزوم احترام به مادر – بهشت زیر پای مادران است

    مقدمه: مادر کلمه مقدسی است که هر کس برای آن تعریف دارد اما این نوشته به بررسی معنای رفیع کلمه مادر و رنج و زحمتی مادری میپردازد و این که بیهوده نیست که میگویند بهشت زیر پای مادر است و احترام به مادر و جایگاه مادری همیشه واجب .

    مادر کلمه است که هر انسان آگاه به آن آشنایی کامل دارد.

    هر انسان از آوان طفولیت الی آخرین ساعت حیات خویش در فکر واندیشه این گوهر زیبا وگرانبها می باشد زمانیکه انسان پا به عرصه حیات و زندگی میگذارد همین مادر است که طفل خویش را با یک عالم مشکلات زنده گی تربیه وپرورش داده تا باشد مصدر خدمت برای خود وجامعه خویش گردد. شب زنده داری های مادر در آوان طفولیت بخاطر صحت وسلامتی طفلش وباخبری از آن هزاران تکالیف جدی دیگر که هر لحظه حیات طفل را به مخاطره می اندازد یکی از اعمالی به حساب میرود که هر انسان داردای ضمیر روشن ولو هر قدر مصدر خدمت برای مادر خویش گردد بازهم ناچیز خواهد بود.

    و آرزوی همیشه گی مادر باخبری از طفلش است . مادر مقدس ترین موجود روی زمین به شمار رفته و مادر زیبا ترین وگرانبها ترین هدیه الهی است که برای هرکس به ارمغان آورده است. وهر لحظه اطاعت وعبادت این موجود پاک ومقدس هر انسان روشنفکر لازم می باشد و هرکس اگر خواهان کسب رضای خداوند متعال(ج) باشد با ید به بهترین صورت اطاعت واحترام مادر را داشته باشد. تلخ ترین لحظه عمر، لحظه مرگ مادر است و آغوش مادر گرم ترین جای برای زیستن است.

    مادر نه بلکه پسر خودرا نه ماه در شکم خود حمل میکند بلکه بیخوابی های مادر که برطفلش میکشد اصلاً جبران نمیشود. پیامبر اکرم (ص) می فرماید که اگر من مادر خودرا به آغوش خود گرفته هفتاد دور خانه خدارا طواف کنم باز هم ناچیز خواهد یک شب بیخوابی مادر جبران نمیشود، یعنی زحمات که مادر بر اولاد خویش میکشد جبران ناپذیر است. ومادر تمام زنده گی اش را فدای اولاد خویش میکند تا یک اولاد های خوب وبا تربیه تحویل به جامعه بدهد، زیرا که چه خوش گفته اند که:

    بهشت زیر پای مادران است

    نتیجه گیری: پس بر ما لازم است تا همیشه به این گوهر زیبا ومقدس احترام داشته و عملی را انجام ندهیم که باعث رنجش ایشان گردد. پس ما چرا به پدر ومادر خود احترام نکنیم؟ ما چرا تابع امر مادر یا از سخن های مادر بی اطاعتی کنیم؟ پس جوانان وخواننده گان محترم امیدوام همیشه مصدر خدمت برای مادر وجامعه خود باشید وامیدوارم که نظر تان را در این مورد بیا نمایید پس جوانان عزیز تا بع امر مادر تان باشید تا بهشت نصیب تان شود. ویک چیز دیگر را که یاد آور شوم جوانان وعزیزان که به پدر ومادر خود احترام نمی کند ویا تابع امر مادر خود نمی باشد و یا از امر مادر بی اطاعتی میکند دلیلش چیست؟ امید وارم که دلیلش را بگوید که چرا بی اطاعتی میکند.

    انشا احترام به مادر

    انشا مادر شماره ده

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد صدای لالایی مادرم به صورت داستانی

    مقدمه: هر کسی عاشق یک نوع موسیق و نواست و هر کس با صدای یک خواننده یا مداح آرامش میگیرد اما در تمام جهان صدایی آرامش بخش تر از صدای مادر سراغ ندارم .

    این صدای مهربان مادر من است. صدایی که از همه صداهای دنیا گوش‌نوازتر است و مرا به خوابی شیرین دعوت می‌کند.

    چشم‌هایم بسته است. صدای لالایی مادرم می‌آید. مادرم را نمی‌بینم اما چهره مادرم در ذهنم می‌آید.

    دوست دارم در واقعیت هم مادرم را ببینم. چشم‌هایم را می‌گشایم.

    با چشم باز همه اطراف را نگاه می‌کنم.

    احساس خطر می‌کنم. حواسم جمع نیست. نمی‌توانم بخوابم.

    سیاهی و تاریکی همه‌جا را گرفته و هیچ چیزی دیده نمی‌شود‌.

    چهره مادر که همیشه با دیدنش آرامش می‌یافتم، نیست و اگر سکوت هم بر آن افزوده شده بود، وحشت‌زده می‌گریستم

    اما صدایی هست که به من آرامش می‌دهد.

    چند دقیقه‌ای چشم‌هایم را باز می‌گذارم.

    چشم‌هایم به تاریکی عادت کرده ولی هنوز هم فقط سایه تاریکی از مادر می‌بینم.

    صدا را واضح می‌شنوم:«لالا لالا لالا…» احساس می‌کنم که دیگر سیاهی نیست.

    هست اما تاریکی را حس نمی‌کنم.

    بلکه گویا باغ پرگلی در برابرم است که دست در دست مادر در آن قدم می‌زنیم.

    مادر در دست من گلی می‌گذارد و زمزمه می‌کند:«لالا لالا گل پونه…»

    صدای او باغ پر گل است و یکی یکی گل‌های خوشبو را به دستم می‌دهد و من گل‌ها را توی ذهنم می‌کارم.

    حالا نوبت «گل چایی» است و بعد نوبت «گل پنبه»…

    ذهنم از تاریکی به سمت گلستان شدن می‌رود.

    مادر می‌خواند:«لالا لالا گلم باشی، انیس و مونسم باشی…»

    حالا من یک باغ هستم.

    حرکاتم آهسته شده و با صدای زیبای مادر پلک‌هایم روی هم می‌آید.

    صدای لالایی مادر دوباره گوش‌هایم را پر می‌کند.

    آرام آرام خواب مرا می‌رباید.می‌خوابم و تا صبح خواب گل می‌بینم.

    نتیجه گیری: کودکانی را میشناسم که هرگز لالایی مادری را نشنیده اند ، کودکان یتیم ، کودکان کار ، کودکان جنگ زده ، حالا با خود می اندیشم خوشبختی آنقدرها هم از ما دور نیست .  هر کس مادر داشته باشد که برایش لالایی بخواند بسیار خوشبخت است.

    انشا لالایی مادر

    منبع مطلب : delbaraneh.com

    مدیر محترم سایت delbaraneh.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    بایگانی‌های انشا اب مقدمه و نتیجه گیری در مورد روز مادر - انشا باز

    انشای آزاد روز مادر میلاد بانو فاطمه زهرا(س)

    انشا با موضوع روز مادر

    مقدمه:بهشت تنها زیرپای مادران نیست. بهشت در دستان مادران است، که با دست های مهربانشان دست روی سرمان می کشند و در میان دست هایشان قد می کشیم و بزرگ می شویم. بهشت در دل های مادران است. در دل هایی که تنها دل نیست بلکه دریایی پر عظمت است که هرچقدر در میانشان شنا کنی و هر چقدر پارو بزنی به مقصد نمی رسی تنها در میان خوشی و لذت غرق می شوی.

    تنه انشا: مادر یعنی یک بغل تنهایی، نگرانی، دلشوره، صبر و از خودگذشتگی. مادر یعنی یک خروار محبت. مادر یعنی یک جهان عشق. عشق.مادر را نه می توان مانند کرد و نه می توان مثال زد. مادر یعنی هرچه بگوییم کم گفته ایم. مادر یعنی کسی که نه ماه تو را در وجودش با تمام وجود در آغوش گرفته، راه می رود به تو فکر می کند، می خندد به تو فکر می کند، غذا می خورد به تو فکر می کند و هر لحظه نام تو را صدا می زند. مادر یعنی قبل از هر کاری و هر فکری و هر تصمیمی فقط به تو فکر می کند، صلاحیت تو  را بیشتر می خواهد و عاقبت به خیریت را بیشتر از همه دعا می کند.

    مادر یعنی همیشه پشتت گرم است به کوهی محکم یعنی همیشه دلت روشن است به خورشیدی تابان. یعنی دستانت گره خورده به دستانی گرم که هر کاری کنی و هر تصمیمی بگیی ترکت نخواهد کرد و پابه پای تو گام بر می دارد دقیقا مانند همان کودکی که راه فتن را به تو آموخت و پابه پای تو خندیده و گریه کرد و شاد بود.

    نتیجه گیری:تا مادر هست در کنارش بنشین. یک استکان چایی با او بنوش و کمی با او حرف بزن دقیقا همین الان که زمان داری و مادرت در کنارت است بهانه های بی جا را کنار بگذار و کمی از با او بودن لذت ببر و زمانی که از دستش دادی و دیگر در کنارت نبود دقیقا همین لحظات ساده نیز برایت آرزو می شود و تنها چیزی که برایت باقی می ماند حسرت است و حسرت.

    (بیشتر…)

    منبع مطلب : enshabaz.ir

    مدیر محترم سایت enshabaz.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    اتنا : اره

    مهتاب : دقیقا

    نرگس شخمکار : خوب بود قشنگه 😘

    نفیسه دریاب : اصلا انشای تان خوب نبود

    سما : مادر یعنی دلسوز و بی قرار، مادر یعنی امید در سختی ها، مادر یعنی رایحه ی خوش گل ها، مادر یعنی تمام وجود ما

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    عالی 8 روز قبل
    0

    عالی بود

    زهرا 5 ماه قبل
    -2

    انشا‌ درباره مهر مادر بند مقدمه بدنه بند نتیجه

    ممنون بسیار عالی بود 5 ماه قبل
    -1

    ممنون بسیار عالی بود

    ناشناس 6 ماه قبل
    1

    ببخشید من بن مقدمه در مورد مادر میخوام نه انشاء

    ناشناس 6 ماه قبل
    0

    این نتیجه اش کو پس 🙍🤷🤷🙍🤷🙍🤷

    ساناز 6 ماه قبل
    0

    مادر‌یعنی‌دلسوز‌مادر‌‌یعنی‌تمام‌وجود‌ما.

    رورو 6 ماه قبل
    0

    عالی

    سارا رحمانی 7 ماه قبل
    -1

    سلام الان این بند مقدمه هست

    بنیامین 8 ماه قبل
    1

    خوب عالی

    غزل کاظمی نسب 9 ماه قبل
    0

    باشه فرستادم همین الان

    غزل کاظمی نسب 9 ماه قبل
    1

    مادر تنها آرامش خانه است و باید قدر آنها را بدانیم

    کسانی هستند که قدر مادرشان رابطه نمی دانند و وقتی اونها را از دست میدن پشیمان میشوند که چرا به حرف مادرم گوش نداده ام

    مادر فرزند خود را خوب پرورش میدهد تا فرزندی خوب تحویل جامعه دهد زیرا چنین میگویند:بهشت زیر پای مادران است.

    پس ماز باید قدر آنها را بدانیم و هیچ وقت به آنها بی احترامی نکنیم، و زحمت هایشان را جبران کنیم.

    0
    میعاد 7 ماه قبل

    نمیدونم کی هستی ولی از اول تا نداده ام خیلی خوب نوشتی و من برای درسم در مورد مادر صحبت های تو رو نوشتم و معلمم خیلی راضی بود واقعا دستت درد نکنه زحمت کشیدی خیلی بند قشنگی نوشتی مرسی ممنون

    2
    میعاد 7 ماه قبل

    نمیدونم کی هستی ولی از اول تا نداده ام خیلی خوب نوشتی و من برای درسم در مورد مادر صحبت های تو رو نوشتم و معلمم خیلی راضی بود واقعا دستت درد نکنه زحمت کشیدی خیلی بند قشنگی نوشتی مرسی ممنون

    0
    میعاد 7 ماه قبل

    نمیدونم کی هستی ولی از اول تا نداده ام خیلی خوب نوشتی و من برای درسم در مورد مادر صحبت های تو رو نوشتم و معلمم خیلی راضی بود واقعا دستت درد نکنه زحمت کشیدی خیلی بند قشنگی نوشتی مرسی ممنون

    0
    میعاد 7 ماه قبل

    نمیدونم کی هستی ولی از اول تا نداده ام خیلی خوب نوشتی و من برای درسم در مورد مادر صحبت های تو رو نوشتم و معلمم خیلی راضی بود واقعا دستت درد نکنه زحمت کشیدی خیلی بند قشنگی نوشتی مرسی ممنون

    2
    غزل کاظمی نسب 9 ماه قبل

    اینم یکی انشا اگر دوست داشتید بنویسید

    مهتاب 9 ماه قبل
    0

    لطفا جواب مارو بدین

    مهتاب 9 ماه قبل
    0

    من با مقدمه بدنه و نتیجه خواستم ولی شما چی واسم اوردین

    1
    Eli 9 ماه قبل

    دقیقا منم با مقدمه بدنه و نتیجه میخوام نه اینطوری

    دود کانلو ی میلان 9 ماه قبل
    1

    در مورد مادر بزرگم

    خوبه🌸 9 ماه قبل
    2

    کم فهمیدنی نبود

    0
    میعاد 7 ماه قبل

    اصلا

    1
    سوگل 9 ماه قبل

    کمی بددد

    هارلی 9 ماه قبل
    2

    بددددد

    Fatemeh .. Karimi 9 ماه قبل
    0

    بچه ها اگه انشا در مورد یه موضوع دیگم خواستید من بدون عجله و کپی براتون میزارم

    فاطمه کریمی 9 ماه قبل
    0

    سلام فاطمه کریمی..

    بهشت زیر پای مادران است.. مادرانی که نصف عمر خود را صرف فرزندانشان می کنند .. مادرانی که برای فرزندانشان تلاش و زحمت زیادی میکشند .. < مقدمه >

    آیا تا کنون فکر کرده اید اگر این زحمت وتلاش هایی که مادرانمان میکشند نبود چه اتفاقی برای ما می افتاد .. ما باید قدر زحمت های آن هارا بدانیم و نهایت لذت راببریم .. مادر مانند یک مروارید می درخشد و با درخشش خود خانه را روشن و روشن تر میکند .. با وجود مادر اعضای خانواده احساس آرامش و خوبی میکنند

    خدایا تو را سپاس میگوییم که به ما این هدیه با ارزش را عطا کردی . نتیجه

    -1
    فاطمه کریمی 9 ماه قبل

    بچه ها

    0
    فاطمه کریمی 9 ماه قبل

    بچه ببخشید کم بود همین تو ذهنم بود .. متاسفم..

    سما 9 ماه قبل
    4

    مادر یعنی دلسوز و بی قرار، مادر یعنی امید در سختی ها، مادر یعنی رایحه ی خوش گل ها، مادر یعنی تمام وجود ما

    نفیسه دریاب 9 ماه قبل
    4

    اصلا انشای تان خوب نبود

    1
    ناشناش 6 ماه قبل

    درسته، البته تا حدودی

    6
    مهتاب 9 ماه قبل

    دقیقا

    الیسا رحمانی 10 ماه قبل
    -2

    عالی بود من ازتون خیلی تشکر میکنم این سایت خیلی به دردم می خوره

    خدا 10 ماه قبل
    0

    عالیه

    ناشناس 11 ماه قبل
    3

    عالی

    نیره 11 ماه قبل
    1

    خوب بود ولی....اولاش خیلی بد بود مگه شاهنامس یه انشای 10 12 خطی باشه خوبه شاهنامه که نمی خواییم بنویسیم ولی در کل بد نبود

    نیره 11 ماه قبل
    1

    خوب بود ولی اولاش...مگه شاهنامس یه انشای 10 12 خطی باشه بسه

    ناشناس 11 ماه قبل
    1

    انچه در چشم مادرم بینم

    نرگس شخمکار 1 سال قبل
    5

    خوب بود قشنگه 😘

    6
    اتنا 11 ماه قبل

    اره

    مهدی 1 سال قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    -2
    مهتاب 9 ماه قبل

    اره جواب نمیدن

    برای ارسال نظر کلیک کنید