توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا در مورد گذر رودخانه با مقدمه و نتیجه

    1 بازدید

    انشا در مورد گذر رودخانه با مقدمه و نتیجه را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    10 نمونه انشا درمورد گذر رودخانه با مقدمه ونتیجه وبدنه | انشا درباره ی گذر رودخانه

    10 نمونه انشا درمورد گذر رودخانه با مقدمه ونتیجه وبدنه | انشا درباره ی گذر رودخانه

    به نام پروردگار مهربان…
    رودخانه!چه نام زیبایی! نامی که با شنیدنش زلالیت و پاکی در ذهنمان تداعی میشود و با خود آرامشی مثال زدنی را برایمان به ارمغان می آورد.
    رودخانه با صدای دلنشین شر شر خود از دل دشتی سبز عبور میکند؛دشتی که سبزی اش چشم را خیره میکند و مانند نگینی در زمین میدرخشد.رودخانه آن قدر پاک و زلال است که سنگ های ریز و درشت غلتان درون آن به آسانی دیده میشوند. در کنار رودخانه زنبق های زرد رنگ رشد کرده اند که خود را به دل زلال رودخانه سپرده اند و با هر تکان رود به رقصی موزون در می آیند.گل های بنفشه و نسترن در اطراف این رود فراوان اند که با دستان پر مهر و سخاوتمند رودخانه از تشنگی نجات میابند و سیراب میگردند.رودخانه در مسیر خود با پیشکش کردن بخشی از وجودش به حیوانات و گیاهان بی رمق آنها را پر انرژی و شاداب میسازد.
    رودخانه گاهی آهسته و بی رمق در حرکت است و گاهی آنچنان تند و باشتاب حرکت میکند که گویی مادری از وجود تهدید و خطری برای فرزندش آگاه شده و میخواهد هر چه سریع تر سنگ های مزاحم را کنار بزند و خود را به فرزند دلبندش برساند تا از آن محافظت کند.
    کاش ما هم سخاوت رودخانه را داشتیم تا همهٔ موجودات اطرافمان را از عشق،مهر و محبت سیراب کنیم؛کاش ایثار و فداکاری و از خود گذشتگی را را بلد بودیم تا مانند رودخانه برای کمک به دیگران از وجودمان بگذریم .گذر عمر ما مانند گذر رودخانه است ،خیلی سریع تر از آنچه تصور کنیم سپری میشود ؛سعی کنیم در مدت محدود زندگی مان مهربان و بامحبت باشیم ...
    چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد
    ما همه همسفر و رهگذریم
    آنچه باقیست فقط (خوبی)هاست

    نمونه متن انشا در مورد رودخانه و گذر آب

    آب چشمه از دل کوه می جوشد و به سختی سنگ های ریز و درشت را کنار می زند و روشنی را که میبیند روی زمین سینه پهن می کند گویا سفری درشت است.

    قطرات آب که به هم پیوسته و دست به دست هم داده اند از میان کوها و دل تپه ها می آید و خبر سلامتی آن ها را به جنگل و درختان حاشیه ی رود می رساند.

    گاهی نسیمی می وزد و دست نوازشگرش خنکی دلچسبی را روزانه ی گونه هایمان می کند.برای ما که در شهر زندگی می کنیم،رودخانه ی یاد آور شادی،تفریح،هوای پاک و… است راستی این همه اب کجا می روند؟

    مردم روستاها و آبادی ها و شهرهای کنار رود برای آبیاری مزارع درختان میوه از رود آب بر می دارند کمی پایین تر سدی بزرگ ساخته اند واز حرکت و گردش آب،برق و روشنایی می گیرند تا چرخ صنایع بگردد.

    آب ها بعد از سفری طولانی و عبور از کوها و جنگل ها و دشت های فراخ،دست خود را به هم می دهند و رودخانه های زیبا دریای مواج را در آغوش می کشد،چونان فرزندی که مادر خود را در آغوش می کشد.

    آبی که در رودخانه جاریست هنگام پیمودن مسیر طولانی در اطراف خود به حیوانات،گیاهان و انسان ها حیات و زندگی شادی می بخشد و سرانجام در ساحل دریا به خوابی آرام فرو می رود و دیگر شب است و هنگام خواب…

    توصیف و انشا در مورد گذر رودخانه

    یکی از جلوه های زیبایی آفرینش خداوند آب است .

    آبی که از آسمان به صورت باران نازل می شود و گاه به شکل رودخانه ای بر روی زمین جاری می شود و طراوت و سرسبزی را به طبیعت هدیه می کند. رودخانه با گذر از میان جنگل، روح پژمرده ی گیاهان را بار دیگر به وجد می آورد و آنان را شاداب و سرزنده می گرداند.

    وقتی رودخانه ی جاری و زیبا از روی سنگریزه ها عبور می کند، چه صدای دل انگیزی ایجاد می شود صدایی که به انسان آرامش می بخشد. این آرامش با گذر رودخانه از مسیر همیشگی اش ،ادامه می یابد و هر بار افراد بیشتری را به خود علاقه مند می کند.

    گذر و حرکت پیوسته ی رود می تواند درس های زیادی را به هر بیننده ی آگاه بیاموزد. کمک به دیگران یکی از این تعالیم است. رودخانه بارها از روی هزاران هزار سنگریزه ی کوچک و بزرگ می گذرد و آنهایی را که می خواهند به پایین کوه بروند، بی هیچ منتی با خود حمل می کند و به مقصد می رساند .

    گاهی هم نمونه ای برای از خودگذشتگی است؛ او وقتی صدای ناله ی جوانه ها را می شنود، به جوی های کوچکی تبدیل می شود تا به یاری آنان بشتابد . رودخانه چه مهربان است گویا این مهربانی از خدایش سرچشمه دارد.
    خدایا هر چه در سراسر این جهان است همه آفریده ی توست و اگر همین رودخانه ی زیبا نبود این آرامش همیشگی از کجا پدیدار می گشت؟

    یا کدام یک از آلات موسیقی می توانست چنین نوای گوش نوازی را ایجاد کند؟ پروردگارا این نعمت گرانبهایت را از ما نگیر و برای همیشه آن را جاری و روان نگه دار

    انشا توصیفی کامل گذر از رودخانه

    در کنار یک کوهستان زیبا رودخانه ای وجود داشت که بسیار تنها بود.او هیچ دوستی نداشت. رودخانه یادش نمی آمد که چرا به کسی یا چیزی اجازه نمی دهد تا داخلش شنا کنند. او تنها زندگی می کرد و اجازه نمی داد ماهی ها، گیاهان و حیوانات از آبش استفاده کنند.

    به خاطر همین او همیشه ناراحت و تنها بود. یک روز، یک دختر کوچولو به طرف رودخانه آمد. او کاسه ی کوچکی به دست داشت که یک ماهی کوچولوی طلایی در آن شنا می کرد. دختر کوچولو می خواست با پدر و مادرش از این روستا به شهر برود و نمی توانست با خود ماهی کوچولو را ببرد. بنابراین تصمیم گرفت، ماهی کوچولو را آزاد کند. دختر کوچولو ماهی کوچکش را در آب انداخت و با او خداحافظی کرد و رفت.

    ماهی در رودخانه بسیار تنها بود، چون هیچ حیوانی در رودخانه زندگی نمی کرد. ماهی کوچولو سعی کرد با رودخانه صحبت کند اما رودخانه به او محل نمی گذاشت و به او می گفت:از من دور شو.

    ماهی کوچولو یک موجود بسیار شاد و خوشحال بود و به این آسانی ها تسلیم نمی شد. او دوباره سعی کرد و سعی کرد، به این سمت و آن سمت شنا کرد و از آب به بیرون پرید.

    بالاخره رودخانه از کارهای ماهی کوچولو خنده و قلقلکش گرفت.

    کمی بعد، رودخانه که بسیار خوشحال شده بود، با ماهی کوچولو صحبت کرد. آن ها دوستان خوبی برای هم شدند.

    رودخانه تمام شب را فکر می کرد که داشتن دوست چقدر خوب است و چقدر او را از تنهایی بیرون می آورد. او از خودش پرسید که چرا او هرگز دوستی نداشته، ولی چیزی یادش نیامد.

    صبح روز بعد، ماهی کوجولو با آب بازی رودخانه را بیدار کرد و همان روز رودخانه یادش آمد چرا او هیچ دوستی ندارد.

    رودخانه به یاد آورد که او بسیار قلقلکی بوده و نمی توانست اجازه بدهد کسی به او نزدیک شود.

    اما حالا دوست داشت که ماهی در کنار او زندگی کند، چون ماهی کوچولو بسیار شاد بود و او را از تنهایی در می آورد.

    حالا دیگر رودخانه می خواست کمی قلقلکی بودنش را تحمل کند، اما شاد باشد.


    گذر رودخانه انشا | انشا از زبان رودخانه

    در کنار یک کوهستان زیبا رودخانه ای وجود داشت که بسیار تنها بود.او هیچ دوستی نداشت. رودخانه یادش نمی آمد که چرا به کسی یا چیزی اجازه نمی دهد تا داخلش شنا کنند. او تنها زندگی می کرد و اجازه نمی داد ماهی ها، گیاهان و حیوانات از آبش استفاده کنند.

    به خاطر همین او همیشه ناراحت و تنها بود. یک روز، یک دختر کوچولو به طرف رودخانه آمد. او کاسه ی کوچکی به دست داشت که یک ماهی کوچولوی طلایی در آن شنا می کرد. دختر کوچولو می خواست با پدر و مادرش از این روستا به شهر برود و نمی توانست با خود ماهی کوچولو را ببرد. بنابراین تصمیم گرفت، ماهی کوچولو را آزاد کند. دختر کوچولو ماهی کوچکش را در آب انداخت و با او خداحافظی کرد و رفت.

    ماهی در رودخانه بسیار تنها بود، چون هیچ حیوانی در رودخانه زندگی نمی کرد. ماهی کوچولو سعی کرد با رودخانه صحبت کند اما رودخانه به او محل نمی گذاشت و به او می گفت:از من دور شو.

    ماهی کوچولو یک موجود بسیار شاد و خوشحال بود و به این آسانی ها تسلیم نمی شد. او دوباره سعی کرد و سعی کرد، به این سمت و آن سمت شنا کرد و از آب به بیرون پرید.
    همچنین بخوانید : انشا با موضوع کلاغ

    بالاخره رودخانه از کارهای ماهی کوچولو خنده و قلقلکش گرفت.

    کمی بعد، رودخانه که بسیار خوشحال شده بود، با ماهی کوچولو صحبت کرد. آن ها دوستان خوبی برای هم شدند.

    رودخانه تمام شب را فکر می کرد که داشتن دوست چقدر خوب است و چقدر او را از تنهایی بیرون می آورد. او از خودش پرسید که چرا او هرگز دوستی نداشته، ولی چیزی یادش نیامد.

    صبح روز بعد، ماهی کوجولو با آب بازی رودخانه را بیدار کرد و همان روز رودخانه یادش آمد چرا او هیچ دوستی ندارد.

    رودخانه به یاد آورد که او بسیار قلقلکی بوده و نمی توانست اجازه بدهد کسی به او نزدیک شود.

    اما حالا دوست داشت که ماهی در کنار او زندگی کند، چون ماهی کوچولو بسیار شاد بود و او را از تنهایی در می آورد.

    حالا دیگر رودخانه می خواست کمی قلقلکی بودنش را تحمل کند، اما شاد باشد.

    انشا در مورد گذر رودخانه پایه ی نهم


    یکی از زیبایی های خلق خداوند ، آب و صدای جوش و خروش آن می باشد .

    آبی که به صورت باران بر زمین نازل شده و گاه همچون رودی زیبا بر روی زمین جاری می شود .

    این آب زلال و پر جنب و جوش در مسیر خود گیاهان و درختان را آبیاری کرده و همه جا را سر سبز می کند .

    گیاهان و درختان پژمرده نیز پس از دیدن رودخانه به وجد آمده و با تغذیه از آبی گوارا دوباره شاداب و سرزنده می شوند .

    اما تنها این نیست .

    وقتی آب رودخانه در جریان است پس از برخورد به تکه سنگ ها ، گیاهان و شن ها ، صدایی آرامش بخش و دلنشین تولید می کند .

    این صدا بی شک یکی از زیباترین صداهایی است که شنیده ایم .

    علاوه بر آن رودخانه می تواند درس های بسیاری به ما بدهد .

    زیرا پس از برخورد با موانع و سنگ های ریز و درشت بسیار همچنان جاریست و به مسیر خود ادامه می دهد .

    کم نمیاورد ، مسیر خود را تغییر نمی دهد ، همیشه در حال جنبش است و نمی ایستد .

    رودخانه در برخی جاها نیز از خود گذشتگی نشان می دهد .

    در بعضی جاها به جوی های کوچکتر تقسیم می شود تا گیاهان و جوانه های بیشتر را آبیاری کند و به آنها زندگی ببخشد .

    به راستی که رودخانه مهربان و مفید است .

    با دیدن آن می توانیم از ته دل بگوییم خدایا شکر به خاطر تمامی زیبایی ها و نعمت های فراوان .

    توصیف رودخانه | متن ادبی درباره رودخانه

    گذر از رودخانه را بسیار زیاد دوست دارم .

    زیرا با دیدن زیبایی های آن و صدای دلنوازش آرامش وصف ناپذیری در من به وجود می آید .

    رودخانه خط پایان دارد و همیشه در جنب و جوش است و از حرکت باز نمی ایستد .

    گاهی وقت ها با رودخانه هم مسیر می شود و تا قسمتی او را دنبال می کنم اما نمی دانم آخر رودخانه به کجا می رسد ؟

    دریا ؟ دریاچه ؟ خشک می شود ؟

    وقتی که به زیبایی های رودخانه و دشت ها و جنگل ها فکر می کنم به این نتیجه می رسم کسی جز خداوند بزرگ نمی تواند خالق این همه زیبایی باشد .

    به راستی که خدا بی همتاست و تنها او می تواند چنین طبیعتی را خلق کند .

    هرچقدر که جلو تر می روی در اطراف رودخانه درختان و بوته های سرسبز را میبینی که زندگی و شادابی خود را به رودخانه مدیون هستند .

    صدای پرندگان و گنجشک ها در کنار صدای آب رودخانه بسیار شنیدنی است .

    خیلی باید به فکر حفظ زیبایی های طبیعت و محیط زیست باشیم .

    وقتی در مسیر خود از رودخانه با زباله هایی که برخی افراد در کنار رودخانه ریخته اند مواجه می شویم بسیار مارا ناراحت می کند .

    با این کار علاوه بر خود بلکه به زندگی تمامی جاندارانی که در آن اطراف زندگی می کنند لطمه می زنیم .

    بیاییم در حفظ زیبایی های طبیعت کوشا باشیم .


    گذر رودخانه و گذر عمر | انشا در مورد رود کلاس پنجم

    منبع مطلب : www.netshahr.com

    مدیر محترم سایت www.netshahr.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا در مورد گذر رودخانه پایه نهم

    انشا در مورد گذر رودخانه پایه نهم

    انشا در مورد گذر رودخانه

    انشا صفحه 21 کتاب نگارش پایه نهم

    انشا اول درمورد گذر رودخانه

    مقدمه : با شروع فصل بهار ، طبیعت جانی دوباره می گیرد . درخت ها بار دیگر سرسبز می شوند ، دشت ها پر از چمن زار و علفزار ها می شوند ، حیوانات از خواب زمستانی بر میخیزند و رودخانه ها با آب شدن برف ها بار دیگر پر آب و خروشان می شوند و صدای شرشر آب ، بار دیگر فضاهای خالی را پر می کند .

    بدنه : وقتی رودخانه ای گل آلود است ، یعنی اینکه خسته است.حمل هزاران ذره کوچک خاک و سنگ و گل و لای از آن ها انرژی زیادی می گیرد ولی همین انرژی باعث می شود که دشت های حاصل خیز آبرفتی ایجاد شوند.رودخانه ها مظهر فداکاری هستند ، آن ها با تحمل این بار سنگین ، از زیبایی های خود می گذرند تا به دشت ها و زمین های فقیر ، کمک کنند و آن ها را زیبا کنند.چه قدر زیباست تماشای کمک کردن عناصر طبیعت به یکدیگر .

    رودخانه ، با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند ، پیروز می شود ، شکست می خورد ، موفق می شود ، دل شکسته می شود . همین هاست که رودخانه را رودخانه کرده است. سنگ های ریز و درشت تجربه هایی هستند که رودخانه طی سالیان سال ها بدست آورده . بعضی از آن ها به قدری ارزشمند هستند که صدای رودخانه ها را چندین برابر زیبا می کنند ، با وجود اینکه او را به دشواری و سختی می کشاند .

    رودخانه ها هیچ وقت به دنبال خودنمایی نیستند . اگر به غیر از این بود ، هیچ وقت به دریا یا دریاچه ای متصل نمی شدند . به منبع اصلی وصل بودن ، هدف اصلی رودخانه هاست . زمانی که مردم به رودخانه نگاه می کنند و لذت می برند ، رودخانه هم به خودشان افتخار می کنند ولی آن های می دانند که این حس خوب دوام زیادی نمی آورد و همیشگی نیست . به همین خاطر هست که می خواهند هر چه سریع تر خودشان را به کمال و تکامل برسانند.

    نتیجه : با نگاه به تنها یک عنصر این طبیعت بی کران ، می توان بسیاری از قوانین طبیعت را که خداوند برای کائنات تعیین کرده است را درک کرد. حال این به خود ما انسان ها بستگی دارد که متوجه این قوانین و معارف بشویم.همان طور که سعدی می فرماید :
    برگ درختان سبز در نظر هوشیار
    هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

    انشا دوم درباره گذر رودخانه

    مقدمه : بگذارید این دفعه با شما رو راست باشم . تا این لحظه که دارم این انشا را می نویسم ، فقط به زیبایی های رودخانه فکر می کردم . به جریان روان آب زلال ، به صدای شر شر آب و صدهای زیبایی دیگر . ولی حالا می توانم روی دیگر رودخانه را هم ببینم . تصویری که خیلی کم به آن فکر میکنیم در صورتی که نباید نسبت به آن بی توجهی کنیم .

    بدنه : وقتی جریان رودخانه در فصل بهار را در ذهن ام تصور می کنم ، افراد دیکتاتور تاریخ از جلوی چشم من عبور می کنند . این افراد درست مثل جریان رودخانه پر از قدرت بودند و هیچ چیز جلودارشان نبود . نه سنگ ، نه تنه درخت ، هیچ چیز هیچ چیز جلودارشان نیست . صدای شر شر شان هم لرزه به جان دیگران می اندازد . ملت بیچاره هم ناچارا با او کنار می آیند و بی سرو صدا به زندگی شان ادامه می دهند . اگر کسی بخواهد بر خلاف او عمل کند ، عاقبت خسته می شود و می میرد و لازم به کشتن یا مجازات او نیست.  عجب استبدادی !

    این افراد خودشان را به همراه ملتشان به سمت منجلابی در تاریخ هدایت می کنند که خودشان نمی دانند. ولی بعضی ماهی می دانند. سر و صدا برپا می کنند . مردم را از خطر آینده باخبر می کنند و آن ها را دعوت به مقاومت و مقابله می کنند ولی بعضی ها می ترسند؛ می ترسند کشته شوند و یا تا آخر عمر در شکنجه و عذاب در زندان بپوسند.به جز یکی دو تن ، کس دیگری به آن ماهی های شجاع نمی پیوندد.بعضی از مردم می گویند ما تا تابستان صبر می کنیم تا قدرت حکومت کم شود .آن وقت مقابله می کنیم. حرفی که می زنند درست است ولی از کجا معلوم این حکومت تا پایان بهار شما را به منجلاب نمی برد؟

    وقتی به رودخانه نگاه می کنیم ، همیشه شاهد درگیری و دعوا هستیم ، بین جریان آب و سنگ های بزرگ.جنگی که هیچ وقت تمام نمی شود و همین باعث می شود که ما از تماشای رودخانه لذت ببریم . مشابه همان حسی که مردم روم باستان هنگام تماشای جنگ گلادیاتور ها در کولوسئوم شهر رم ایتالیا داشتند. حقیقت تلخ است ؛ همه ما انسان ها عاشق جنگ و درگیری هستیم و از تماشای آن لذت می بریم . چه بگوییم نه چه بله.

    نتیجه : امروز یاد گرفتم که هیچ وقت غرق در زیبایی ها نباشم . بلکه باید چشمانم را باز کنم تا زیبایی ها را در کنار زشتی ها و ناملایمات ببینم. اینکه زیبایی همیشه به معنی خوب بودن نیست و زشت بودن هم همواره بد بودن نیست .

    انشا دوم درباره گذر رودخانه

    مقدمه : باران یکی از هزاران نعمت بی شمار خداوند است . آبی که از آسمان بر زمین نازل می شود و علاوه بر اینکه موجب طراوت و سرسبزی طبیعت می شود ، با تشکیل رودخانه ها و سفره های زیرزمینی آب آشامیدنی موجودات زنده را فراهم می کند. علاوه بر همه این فواید ، زیبایی که در رودخانه احساس می شود ، با چیز دیگری قابل مقایسه نیست.

    بدنه : وقتی که به رودخانه نگاه می کنم ، ماهی های ریز و درشت و زیبایی را می بینم که درون آب رودخانه کنار یکدیگر زندگی میکنند . انگار باید محبت و مهربانی را از رودخانه یاد بگیریم؛چرا که انواع ماهی ها رو درون آغوش خود گرفته استو چونان سپری فولادین از ماهی در برابر خطرات محافظت میکند .

    یکبار دیگر و اینبار با دقت بیشتری به رودخانه می نگرم ؛ سنگ های ریز و درشتی را می بینم که بر سر جریان آب رودخانه قرار گرفته اند . انگار باید مسائل جدیدی را از آب رودخانه یاد بگیریم . اینکه مانند جریان آب از مشکلات فراوان زندگی که مانند سنگ های ریز و درشت در مسیر ما قرار دارند ، عبور کنیم تا به هدفمان برسیم ؛ اینکه نباید تسلیم شویم و در برابر مشکلات زانو بزنیم .

    هرچقدر به رودخانه نگاه می کنم ، بازهم سیر نمیشوم ؛ چرا که نکات بسیار زیادی در جریان آب رودخانه وجود دارد که مرا غرق در خود کرده است . آب رودخانه گذر عمر را به من یادآوری می کند و با زبان بی زبانی به من می گوید که زندگی و عمر هم مانند جریان آب رودخانه خیلی سریغ می گذرند، آنقدر سریع که حتی متوجه نمی شویم که کی شروع شده و کی تمام شده است :

    از صدای گذر آب چنان می فهمم تندتر از آب روان ,

    عمر گران می گذرد

    نتیجه : زندگی نیز همانند جریان آب رودخانه است.اگر هنگام نگاه کردن به رودخانه به گل آلود بودن و مزاحمت جلبک ها و مگس ها و قرباغه ها توجه کنیم ،حس تنفر و دل زدگی به ما دست می دهد و بالعکس ، اگر به صدای زیبای آب و سنگ های ریز و درشت توجه کینم ، لذت و سرور سرتاسر ما را فرا می گیرد.داستان زندگی نیز همین طور است.بنابرین ،برای لذت بردن از زندگی نگرشمان را تغییر دهیم :

    چشم ها را باید شست
    جور دیگر باید دید
    چتر ها را باید بست
    زیر باران باید رفت

    ( گذر رودخانه , آدم فضاییاذان , شانس , فیل و فنجان )

    انشا درباره گذر رودخانه صفحه ۲۱

    انشا در مورد درمورد درباره گذر رودخانه گذر رود خانه صفحه 21 ۲۱ کتاب نگارش مهارت های نوشتاری پایه کلاس نهم

    منبع مطلب : 7sc.ir

    مدیر محترم سایت 7sc.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    maasea 14 روز قبل
    0

    گذررودخانه انشاشو میخوام

    ابوالفضل 2 ماه قبل
    0

    عااالیه

    ابوالفضل 2 ماه قبل
    0

    عاااالیه

    لب 11 ماه قبل
    2

    لل

    احمد 1 سال قبل
    1

    انسانها حرفه ای نیستند

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    انشا ها حرفه ای نیست

    برای ارسال نظر کلیک کنید