توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    باران که شدی مپرس این خانه کیست شهریار

    1 بازدید

    باران که شدی مپرس این خانه کیست شهریار را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    باران که شدی مپرس این خانه کیست + متن + دانلود آهنگ | موج باز

    باران که شدی مپرس این خانه کیست + متن + دانلود آهنگ | موج باز

    باران که شدی مپرس این خانه کیست

    باران که شدی مپرس این خانه کیست شعر فوق العاده زیبا و غزلِ نغزی از مهدی مختارزاده شاعر جوان و خوش قلم ایرانی است که البته در بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها به اشتباه به مولانا منتسب شده است و حتی در نشر متن صحیح آن هم اشکالاتی وجود دارد. چنانچه در نسخه صحیح غزل “باران که شدی مپرس این خانه کیست” ، اشاره به “توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست” شده است که در نشرهای ناصحیح این غزل به شکل : “توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست” آمده است. مهدی مختارزاده شاعر جوان ایران زمین، متولد ۵ تیر ۱۳۶۴ در شهر مشهد است. البته لازم به توضیج است که مولانا غزلیات و رباعیات بسیاری در خصوص مفاهیم نزدیک و مشترک با غزل “باران که شدی” دارد و علاوه بر آن بسیاری از شعرای قدیمی و جدید نیز اشعار و غزلیات مشابهی سروده اند. به عنوان مثال می توان به یک رباعی از مولانا و یک شعر از عماد خراسانی اشاره کرد:

    پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست

    پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست … حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست

    اینهمه جنگ و جدل حاصل کوته‌نظری است … گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست

    هر کسی قصه‌ی شوقش به زبانی گوید … چون نکو می‌نگرم حاصل افسانه یکیست

    اینهمه قصه ز سودای گرفتاران است … ور نه از روز ازل دام یکی،دانه یکیست

    ره‌ی هرکس به فسونی زده آن شوخ ار نه … گریه‌ی نیمه شب و خنده‌ی مستانه یکیست

    گر زمن پرسی از آن لطف که من می‌دانم …. آشنا بر در این خانه و بیگانه یکیست

    هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند …. بهر این یک دو نفس عاقل و دیوانه یکیست

    عشق آتش بود و خانه ‌خرابی دارد …. پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکیست

    گر به سر حد جنونت ببرد عشق«عماد» …. بی‌وفـایی و وفاداری جانانه یکیست

    شاعر: عماد خراسانی

    متن غزل باران که شدی از مهدی مختارزاده (باران که شدی مپرس این خانه کیست)

    باران که شدی مپرس این خانه کیست … سقف حرم و مسجد و میخانه‌ یکیست

    باران که شدى، پیاله‌ها را نشمار … جام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیست

    باران! تو که از پیش خدا مى‌آیی … توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست

    بر درگه او چونکه بیافتند به خاک … شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست

    با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى … حمد و فلق و نعره مستانه یکیست

    این بى‌خردان، خویش، خدا مى‌دانند … اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

    از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار … در خلقت تو، و بال پروانه یکیست

    گر درک کنى خودت خدا را بینى … درکش نکنی، کعبه و بت‌ خانه یکیست

    دانلود آهنگ شهریار باران که شدی مپرس این خانه کیست

    باران که شدى مپرس این خانه ى کیست

    برای دانلود آهنگ باران که شدى مپرس این خانه ى کیست اینجاکلیک کنید.

    متن آهنگ شهریار باران که شدی مپرس این خانه کیست

    باران که شدی مپرس این خانه کیست … سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست

    باران که شدى پیاله ها را نشمار … جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست

    با سوره ى دل اگر خدا را خواندى … حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست

    این بى خردان خویش خدا مى دانند … اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

    از قدرت حق هرچه گرفتند به کار

    باران تو که از پیش خدا مى آیی … توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست

    بر درگه او چون که بیفتند به خاک … شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست

    از قدرت حق هر چه گرفتند به کار … در خلقت در خلقت تو و بال پروانه  یکیست

    گر درک کنى خودت خدا می بینى… درکش نکنى کعبه و بتخانه یکیست

    دیدار شمس تبریزی و مولانا

    روزی مولوی از راه بازار به خانه بازمی‌گشت که عابری ناشناس گستاخانه از او پرسید: «صراف عالم معنی، محمد برتر بود یا بایزید بسطامی؟» مولانا با لحنی آکنده از خشم جواب داد: «محمد (ص) سر حلقهٔ انبیاست، بایزید بسطام را با او چه نسبت؟» درویش تاجرنما بانگ برداشت: «پس چرا آن یک سبحانک ما عرفناک گفت و این یک سبحانی ما اعظم شأنی به زبان راند؟» مولانا فرو ماند و گفت: درویش، تو خود بگوی. گفت: اختلاف در ظرفیت است که محمد را گنجایش بیکران بود، هر چه از شراب معرفت در جام او می‌ریختند همچنان خمار بود و جامی دیگر طلب می‌کرد. اما بایزید به جامی مست شد و نعره برآورد: شگفتا که مرا چه مقام و منزلتی است! سبحانی ما اعظم شانی! پس از این گفتار، بیگانگی آنان به آشنایی تبدیل شد. نگاه شمس تبریزی به مولانا گفته بود از راه دور به جستجویت آمده‌ام اما با این بار گران علم و پندارت چگونه به ملاقات الله می‌توانی رسید؟ و نگاه مولانا به او پاسخ داده بود: «مرا ترک مکن درویش و این‌بار مزاحم را از شانه‌هایم بردار.» شمس تبریزی در حدود سال ۶۴۲ قمری به مولانا پیوست و چنان او را شیفته کرد، که درس و وعظ را کنار گذاشت و به شعر و ترانه و دف و سماع پرداخت و از آن زمان طبعش در شعر و شاعری شکوفا شد و به سرودن اشعار پرشور عرفانی پرداخت. کسی نمی‌داند شمس تبریزی به مولانا چه گفت و چه آموخت که اینگونه دگرگونش کرد؛ اما واضح است که شمس تبریزی عالم و جهاندیده بود و برخی به خطا گمان کرده‌اند که او از حیث دانش و فن بی‌بهره بوده‌است که نوشته‌های او بهترین گواه بر دانش گسترده‌اش در ادبیات، لغت، تفسیر قرآن و عرفان است. آثار مولانا تأثیر فراوانی روی ادبیات و فرهنگ ترکی نیز داشته‌ است. دلیل این امر این است که اکثر جانشینان مولوی در طریقهٔ تصوف مربوط به او از ناحیهٔ قونیه بودند و آرامگاه وی نیز در قونیه است.

    حرف آخر : تلاش تیم فنی و تحریریه سایت موج باز، نشر مطالب صحیح و دقیق است. با این هدف در صورتیکه خوانندگان محترم مطالب، اطلاعات دقیق و درست تری در خصوص مطالب منتشر شده دارند درخواست می شود با نوشتن در بخش نظرات، در انتشار صحیح و آگاهانه متون ما را یاری کنند.

    در موج باز بخوانیم:

    منبع مطلب : mojbaz.com

    مدیر محترم سایت mojbaz.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    دانلود آهنگ جدید شهریار با نام باران که شدی

    دانلود آهنگ جدید شهریار با نام باران که شدی

    دانلود آهنگ شهریار به نام باران که شدی با بالاترین کیفیت

    Download New Music By Shahryar Called Baran Ke Shodi

    دانلود آهنگ جدید شهریار با لینک مستقیم

    دانلود آهنگ جدید شهریار در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک

    متن آهنگ شهریار با نام باران که شدی

    باران که شدى مپرس این خانه ى کیست
    سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
    باران که شدى پیاله ها را نشمار
    جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
    با سوره ى دل اگر خدا را خواندى
    حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست
    این بى خردان خویش خدا مى دانند
    اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
    از قدرت حق هرچه گرفتند به کار
    باران تو که از پیش خدا مى آیی
    توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست
    بر درگه او چون که بیفتند به خاک
    شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست
    از قدرت حق هر چه گرفتند به کار
    در خلقت در خلقت تو و بال پروانه  یکیست
    گر درک کنى خودت خدا می بینى
    درکش نکنى کعبه و بتخانه یکیست

    منبع مطلب : naslemusic.com

    مدیر محترم سایت naslemusic.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    باران که شدى مپرس ، این خانه‌ی‌ کیست از مولانا نیست

    باران که شدى مپرس ، این خانه‌ی‌ کیست از مولانا نیست

    جهت پیوستن به کانال تلگرامی ما و خواندن اشعار و متون اصیل و ناب، کلیک نمایید

    این شعر از مولانا نیست

    باران که شدى مپرس ، این خانه‌ی‌ کیست
    سقف حرم و مسجد و میخانه‌ یکیست

    باران که شدى، پیاله‌ها را نشمار
    جام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیست

    باران! تو که از پیش خدا مى‌آیی
    توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست

    بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
    شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

    با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى
    حمد و فلق و نعره‌ى مستانه یکیست

    این بى‌خردان، خویش، خدا مى‌دانند
    اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

    از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
    در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست

    گر درک کنى خودت خدا را بینى
    درکش نکنى , کعبه و بتخانه یکیست

    شاعر : مهدی مختار زاده

    بد نیست نگاهی به شایعه زیر بندازیم که در شبکه های مجازی دست به دست می چرخد:

    پروفسور فرانسوی هانری ماسه در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت :
    من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم، و برای اینکه به شما استادان و روشنفکران جهان بشناسانم که این ادبیات عجیب چیست، چاره‌ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم، و بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :
    فردوسی ، سعدی ، حافظ و مولانا

    فردوسی ،هم سنگ و همتای هومر یونانی است
    و برتر از او …

    سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد
    و دانا تر از او …

    حافظ با گوته‌ی آلمانى قابل قیاس است،
    که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده ، می شمارد …

    اما مولانا …
    در جهان هیچ چهره‌ای را نیافتم ،
    که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم، او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند، او فقط شاعر نیست، بلکه بیشتر جامعه شناس است و بویژه روانشناسی کامل، که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد ،
    قدر او را بدانید و بوسیله ی او خود را و خدا را بشناسید …

    و من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ،
    همین چند جمله برایم کافی است چقدر این شعر زیباست…….

    باران که شدى مپرس ، این خانه‌ی‌ کیست
    سقف حرم و مسجد و میخانه‌ یکیست

    باران که شدى، پیاله‌ها را نشمار
    جام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیست

    باران! تو که از پیش خدا مى‌آیی
    توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست

    بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
    شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

    با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى
    حمد و فلق و نعره‌ى مستانه یکیست

    این بى‌خردان، خویش، خدا مى‌دانند
    اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

    از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
    در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست

    گر درک کنى خودت خدا را بینى
    درکش نکنى , کعبه و بتخانه یکیست

    مهدی مختار زاده

    جهت پیوستن به کانال تلگرامی ما و خواندن اشعار و متون اصیل و ناب، کلیک نمایید

    منبع مطلب : 1shadmehr.com

    مدیر محترم سایت 1shadmehr.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    جلال درویش 1 ماه قبل
    0

    این شعر باران که شدی خیلی زیبا و پرمعنا و موی را بدن سیخ میکند بنده نمیدونستم از آقای مختارزاده هست به ایشان تبریک میگوییم ولی قبلا که شنیده بودم پی برده بودم که از مولانا نیست

    00214700 12 ماه قبل
    0

    الان تو شرائط کاری هستم ذهنم درگیر کاری هست ‌که بل دستگاه مشغولم

    مهدی 2 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید