توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    با مراجعه به کتابخانه داستان دیگری از شاهنامه فردوسی انتخاب و شخصیت های آن را مشخص کنید

    1 بازدید

    با مراجعه به کتابخانه داستان دیگری از شاهنامه فردوسی انتخاب و شخصیت های آن را مشخص کنید را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    داستانهای شاهنامه

    داستانهای شاهنامه

    زندگی نامه فردوسی - شاهنامه



    زندگینامه :

    «حکیم ابوالقاسم فردوسی» در سال ۳۲۹ هجری درروستای طابران«طبران» طوس به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود که ثروت و موقعیت قابل توجهی داشت. فردوسی در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش به دست می آورد، به کسی محتاج نبود؛ اما بتدریج، آن اموال را از دست داد و به تهیدستی گرفتار شد.

    وی از همان زمان که به کسب علم و دانش می پرداخت، به خواندن داستان هم علاقه مند شد و به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر انداخت تا شاهنامه را به نظم در آورد. چنان که از گفته خود او  بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده و پس از یافتن نسخه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرده است. او در این باره می گوبد:

     بسی رنج بردم بدین سال سی                         

     عجم زنده کردم بدین پارسی  

              

    پی افکندم از نظم کاخی بلند                              

    که از باد و باران نیابد گزند  

    بناهای آباد گردد خراب                                      

    ز باران و از تابش آفتاب   

     چه داری به پیری مرا مستمند  

    به پیری مرا خوار بگذاشتی  

    پراکنده شد مال و برگشت حال  

    چنین است و آیین و راه من است 

    چنان دان که خاک پی حیدرم      

     برآورد بر سان زرین سپر

     به کردار یاقوت شد روی خاک        

    سرجنگجویان برآمد ز خواب 

     شب تیره بر چرخ لشگر کشید   

    هوا نیلگون شد، زمین آبنوس

     همی آتش افروخت از گرز و تیغ

     ز بس نیزه و گونه گونه درفش

    ز غریدن کوس و اسب نبرد

    بدان گونه پیکار کین کس ندید

     ز خون یلان دشت گشت آبگیر

    همه موجش از خنجر و گرز و تیر                   

    دمان بادپایان چو کشتی بر آب                

    سوی غرق دارند گفتی شتاب  


    دوره تاریخی این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند. در این زمان، اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا یا همان داریوش سوم را می کشد و به جای او بر تخت می نشیند. پس از اسکندر، دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آنگاه، حمله عرب پیش آمده و با شکست ایرانیان، شاهنامه به پایان می رسد.
    از زمان دفن فردوسی، آرامگاه او چندین بار ویران شد. در سال
    ۱۳۰۲ قمری به دستور «میرزا عبدالوهاب خان شیرازی»، والی خراسان، محل آرامگاه را تعیین کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند. پس از تخریب تدریجی این ساختمان، انجمن آثار ملی به اصرار رئیس و نایب ‌رئیسش، «محمدعلی فروغی» و «سید حسن تقی‌زاده»، متولی تجدید بنای آرامگاه فردوسی شد و با جمع‌آوری هزینه این کار از مردم (بدون استفاده از بودجه دولتی) که از ۱۳۰۴ هجری شمسی شروع شد، آرامگاهی ساختند که در سال ۱۳۱۳ افتتاح گردید. این آرامگاه به علت نشست ، در سال ۱۳۴۳ دوباره تخریب و تا سال ۱۳۴۷ بازسازی شد. 

     

     

    منبع مطلب : ferdosi-toosi.blogsky.com

    مدیر محترم سایت ferdosi-toosi.blogsky.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ستایش : چراجوابارو نمیزارن

    ناشناس : نمی‌دونم ما اومدیم اینجا جواب بگیریم اگر بلد بودیم که نمیومدیم 😞

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    S 4 روز قبل
    0

    سلام من S هستم و از این شاهنامه فردوسی حیلی خوشم امد و جوابشو عالیست

    ناشناس 7 روز قبل
    -1

    ودتودا

    ناشناس 8 روز قبل
    1

    بد بد بد

    ناشناس 15 روز قبل
    -1

    خیلی خوب بود

    ناشناس 15 روز قبل
    0

    خیلی خوب بود

    ناشناس 17 روز قبل
    1

    من که چیزی بلد نیستم کسی بلده

    امیر رضا 23 روز قبل
    0

    عالی ممنون

    امیر رضا 23 روز قبل
    0

    عالی ممنون

    ناشناس 29 روز قبل
    -1

    نه

    ملیشا 12 ماه قبل
    -1

    سلام به همه من چیزی نمیدون و راستی اسسم ملیشا خانم هشت

    ناشناس 1 سال قبل
    0

    داستان :رستم و سهراب شخصیت ها:رستم ، سهراب

    -1
    Sara 18 روز قبل

    افرین

    SOGAND 1 سال قبل
    2

    چغدمسخره شده دیگه😐🙁😕

    -1
    Sara 18 روز قبل

    والا

    0
    امیر رضا 23 روز قبل

    اره والاه

    ناشناس 1 سال قبل
    0

    خخخحح

    چچچ 1 سال قبل
    2

    چرا نمیراره جواب ها رو مثلا اومدیم جواب بگیریم

    -1
    Sara 18 روز قبل

    والا به خدا فقط جواب خواستیم

    0
    زهرا چاوندر 23 روز قبل

    سلام

    رضا 1 سال قبل
    -2

    چه میدونم بابا

    0
    چچچ 1 سال قبل

    یس

    ناشناس 1 سال قبل
    -2

    نیمیدونممممممم

    به توچه 1 سال قبل
    1

    نیمیدونممممممم

    ناشناس 1 سال قبل
    10

    نمی‌دونم ما اومدیم اینجا جواب بگیریم اگر بلد بودیم که نمیومدیم 😞

    -1
    Sara 18 روز قبل

    لایک وااالا

    ستایش 1 سال قبل
    11

    چراجوابارو نمیزارن

    مهدی 1 سال قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید