توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    برای آگاهی از احکام دینی باید به کجا مراجعه کنیم

    1 بازدید

    برای آگاهی از احکام دینی باید به کجا مراجعه کنیم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    کارشناس دینی: راهنمای انتخاب مرجع تقلید برای خانواده‌ها و نوجوان‌هایی که به سن تکلیف رسیده‌اند

    کارشناس دینی: راهنمای انتخاب مرجع تقلید برای خانواده‌ها و نوجوان‌هایی که به سن تکلیف رسیده‌اند

    به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، وقتی بیمار می‌شویم، به پزشک مراجعه می‌کنیم. وقتی می‌خواهیم هنر یا علمی را یاد بگیریم، به استاد آن هنر و علم رجوع می‌کنیم. وقتی یکی از لوازم خانه خراب می‌شود سراغ تعمیرکار همان وسیله می‌رویم. همه این‌ها نشان می‌دهد که برای حل هر مشکلی باید به دانای همان رشته رجوع کرد و از او راهنمایی و کمک خواست.

    دین اسلام هم آن‌قدر گسترده و عمیق است و آموزه‌های مهمی دارد که مردم عادی نمی‌توانند همه آن‌ها را بدانند و در زندگی به کار بگیرند. این طور است که ضرورت انتخاب مرجع تقلید مشخص می‌شود. پس نوجوانی که به سن تکلیف رسیده و در انجام دستورات دین با یک انسان سالخورده تفاوتی ندارد باید مرجع تقلیدی داشته باشد تا آموزه‌های دینی را از او یاد بگیرد. به همین دلیل پدر و مادر وظیفه دارند در این انتخاب همراه فرزند خود باشند و او را راهنمایی کنند.

    خبرگزاری تسنیم در قالب گفتگویی که دکتر طاهره محسنی، استاد حوزه و دانشگاه، انجام داده است پرسش‌هایی که در زمینه انتخاب مرجع تقلید و ضرورت این کار در ذهن مردم ایجاد می‌شود را مطرح و درصدد یافتن پاسخ آن‌ها برآمده است.

    این کارشناس دینی در این گفتگو تأکید کرده است که: «هر کسی برای انجام تکالیف دینی‌اش نیاز به راهنما دارد و به ضرورت آن اشاره کردیم. به همین دلیل است که راهنمایی کردن نوجوان‌هایی که به سن تکلیف رسیده‌اند برای انتخاب کردن مرجع تقلید یک ضرورت انکار نشدنی است. چون اگر پدر و مادری فرزند نوجوان خود را به حال خود رها کنند و او را در زمینه دینی راهنمایی نکنند، نوجوان مکلف که هیچ آشنایی درستی با آموزه‌های دینی ندارد نمی‌داند برای جواب گرفتن پرسش‌های دینی‌اش به چه کسی رجوع کند. به این صورت است که امکان دارد افراد سودجو و ضد فرهنگی وارد عمل شده و نوجوان را فرسنگ‌ها از مسیر دین دور کنند. این در حالی است که اگر او با راهنمای دینی دانایی در ارتباط بود، به مرور زمان که با امور و مسائل دینی آشنایی بیشتری پیدا می‌کرد محبت بیشتر و عمیق‌تری نسبت به اسلام در دلش ایجاد می‌شد و در راه بندگی خدا مستحکم‌تر شده بود.»

    چرا مرجع تقلید داشته باشیم؟

    چه ضرورتی ایجاب می‌کند که افراد مرجع تقلیدی برای خودشان انتخاب کنند؟

    این یک ماجرای طبیعی برای مسلمان‌هاست. نوجوان‌شان که به سن بلوغ می‌رسد، او را کمک می‌کنند تا مرجع تقلیدی برای خودش انتخاب کند. اما گاهی نوجوان سؤال می‌کند که «من که خواندن نماز و روزه گرفتن را می‌دانم و می‌توانم هر چیزی را که نمی‌دانم از پدر و مادرم خودم سؤال کنم، پس چرا باید مرجع تقلید داشته باشم؟» یا «اصلاً چرا باید حتماً در امور دینی از شخص دیگری تقلید کنم؟»

    والدین و بزرگ‌ترها می‌توانند جواب این نوع پرسش‌های نوجوان خود را این طور بدهند که همیشه انسان‌ها در تمام طول زندگی‌شان، در هر سن و شرایطی که باشند، مطالبی را که نمی‌دانند از کسی که می‌داند می‌پرسند. مثلاً کسی که بیمار می‌شود به سراغ پزشک می‌رود تا شیوه درمان بیماری‌اش را از او بپرسد. یا همه آدم‌ها از همان کودکی به مدرسه می‌روند تا چیزهایی را که نمی‌دانند از معلم‌ها یاد بگیرند.

    به طور کلی پرسیدن و تقلید کردن، قانون طبیعی و همیشگی آدم‌هاست. امور و موارد دینی هم از این قاعده مستثنا نیستند، یعنی همه مردم باید برای دانستن احکام دین به کارشناس‌های دینی مراجعه کنند و جواب پرسش‌هایشان را از آن‌ها بگیرند.

    آیا چنین نکته‌ای در قرآن کریم و آموزه‌های دینی هم توصیه شده است؟

    بله. خداوند متعال در آیه 43 سوره مبارکه نحل به این پرسش این طور پاسخ داده که: «فسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون؛ اگر نمی‌دانید از اهل ذکر سؤال کنید.» باید توجه داشت که خداوند نفرموده که از هر عالمی که خواستید سؤال کنید. بلکه می‌فرماید از عالمی بپرسید که اهل ذکر و به یاد خدا باشد. کسی هم اهل ذکر است که در هر حالی خدا را در نظر می‌گیرد و در عین حال تقوا دارد و پرهیزکار است.

    به همین دلیل است که انتخاب مرجع تقلید یکی از ضرورت‌های دوران نوجوانی و سن تکلیف است. تا نوجوان مکلف مرجعی داشته باشد که در موارد گوناگون دینی به او رجوع کرده و جواب ابهاماتش را از او جویا شود.

    ضرورتی که نباید نادیده گرفت

    اما انتخاب مرجع تقلید در امور دینی ضرورتی است که به خصوص برای نوجوانانی که تازه به سنتکلیف می‌رسند، باید رعایت شود. در این شرایط این پرسش برای عده‌ای از مردم مطرح است کهچرا در مورد یادگیری آموزه‌های دینی و انجام آداب اسلامی باید از شخص دانا و توانمندی در اینزمینه تقلید کرد؟

    می‌دانیم که همه انسان‌ها با تمایلات یکتاپرستی آفریده می‌شوند و همه آن‌ها به طور ذاتی علاقه دارند تا مسیر سعادت و کمال را طی کنند. به عبارت دیگر، همه افراد بر اساس فطرت دینی خلق شده‌اند و نیاز دارند تا از دوران کودکی خود تحت تعلیماتی قرار بگیرند که مسیر کمال را برای آن‌ها هموار می‌کند.

    در عین حال می‌دانیم که هر کسی برای انجام تکالیف دینی‌اش نیاز به راهنما دارد و به ضرورت آن اشاره کردیم. به همین دلیل است که راهنمایی کردن نوجوان‌هایی که به سن تکلیف رسیده‌اند برای انتخاب کردن مرجع تقلید یک ضرورت انکار نشدنی است. چون اگر پدر و مادری فرزند نوجوان خود را به حال خود رها کنند و او را در زمینه دینی راهنمایی نکنند، نوجوان مکلف که هیچ آشنایی درستی با آموزه‌های دینی ندارد نمی‌داند برای جواب گرفتن پرسش‌های دینی‌اش به چه کسی رجوع کند.

    به این صورت است که امکان دارد افراد سودجو و ضد فرهنگی وارد عمل شده و نوجوان را فرسنگ‌ها از مسیر دین دور کنند. این در حالی است که اگر او با راهنمای دینی دانایی در ارتباط بود، به مرور زمان که با امور و مسائل دینی آشنایی بیشتری پیدا می‌کرد محبت بیشتر و عمیق‌تری نسبت به اسلام در دلش ایجاد می‌شد و در راه بندگی خدا مستحکم‌تر شده بود.

    بر همین اساس است که راهنمایی نوجوان در این زمینه یکی از حقوقی است که از طرف خداوندبر عهده هر پدر و مادری گذاشته شده است؟

    همین طور است. در عین حال اهمیت یاد دادن قرآن و احکام اسلامی به فرزندان تا اندازه‌ای است که حضرت علی علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام در کتاب شریف نهج البلاغه می‌فرمایند: «چنین دیدم که قبل از هر چیز، کتاب خداوند عزوجل و تفسیر و تأویل آن و شرایع و احکام اسلام و حلال و حرام آن را به تو آموزش بدهم و جز این، به چیزی نپردازم.»

    از آنجایی که پدران مادران نمی‌توانند تمام احکام اسلامی را به فرزند خود بیاموزند، لزوم تعیین مرجع دینی مشخص می‌شود. در عین حال از این سخن شریف مشخص می‌شود که پدر و مادرهای مسلمان با هیچ بهانه‌ای نباید از تعیین مرجع دینی برای فرزند خود غافل شوند.

    خیر و برکت دنیا و آخرت

    رویکرد ائمه اطهار علیهم السلام نسبت به تعیین مرجع دینی برای یادگیری و انجام آداب اسلامی چیست؟

    اهمیت کمک کردن والدین به نوجوان برای انتخاب مرجع دینی تا اندازه‌ای است که امامان معصوم علیهم السلام پدران و مادران را برای انجام این وظیفه بسیار مهم، تشویق کرده و اجر و پاداش معنوی خداوند را در قبال این عمل یادآور شده‌اند.

    تا اندازه‌ای که امام حسن عسکری علیه السلام در حدیثی فرموده‌اند: «خداوند به پدر و مادر پاداش فراوانی را عنایت می‌کند. اما مردم با شگفتی سؤال می‌کنند: پروردگارا! این همه لطف و تفضل درباره ما به چه دلیل است؟ اعمال ما شایسته چنین پاداشی نبوده است. در جواب آن‌ها گفته می‌شود: این همه عنایت و نعمت، پاداش شماست که به فرزند خود کتاب خدا، قرآن را آموخته‌اید و او را در آیین اسلام بصیر و بینا تربیت کردید.» پس زمانی که پدر و مادری نوجوان خود را در راه دین به راهنمایی امین و باتقوا رجوع می‌دهند تا احکام دینی را از او یاد بگیرد، درواقع مسئولیتی را انجام داده‌اند که برای خودشان هم در دنیا و آخرت خیر و برکت خواهد داشت.

    پرسشی در زمینه انتخاب مرجع تقلید برای مردم مطرح می‌شود و آن، این است که آیا نوجوانباید حتماً از مرجعی که پدر یا مادرش از او تقلید می‌کنند، رجوع کرده و تقلید کند و یا این‌کهمی‌تواند و حق دارد که مرجع دینی دیگری داشته باشد؟

    پاسخ این پرسش را باید در آزادی‌هایی که در اسلام در نظر گرفته شده، جست‌وجو کرد. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «لا اکراه فی الدین» به این معنا که در دین هیچ اکراه و اجباری وجود ندارد. پس در دین اسلام هر کسی حق دارد که هر مرجعی که شایسته دانست برای خود انتخاب کند و در امور دینی به او رجوع کند.

    درواقع پدر و مادر نباید فرزند خود را مجبور کنند که حتماً از مرجع آن‌ها تقلید کند. همین که مرجعی شرایط لازم مرجعیت را داشته و با این عنوان شناخته شده باشد، کفایت می‌کند.

    راهنمای انتخاب مرجع تقلید

    راهنمای انتخاب مرجع تقلید برای افرادی که تا به حال مرجعی برای خود نداشته‌اند - اعم ازنوجوانان تازه به سن تکلیف رسیده و سایرین - چیست؟

    در کتاب راهنمایی برای انتخاب مرجع تقلید نوشته شده که می‌تواند برای افراد مکلف مفید باشد. در این زمینه تأکید شده است که مجتهد اعلم را از سه راه می‌توان شناخت:

    اول آن‌که خود انسان یقین کند، مثل آن‌که از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.

    دوم آن که دو نفر عالم عادل که می‌توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند، به شرط آن که دو نفر عالم عادل دیگر با گفته آنان مخالفت نکنند.

    سوم آن که عده‌ای از اهل علم که می‌توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا می‌شود مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند.

    اگر شناختن اعلم مشکل باشد باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست بنا بر احتیاط واجب باید از او تقلید نماید و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید کند.

    می‌دانیم که چندین عالم دینی به عنوان مرجع تقلید شناخته شده‌اند. آیا ضرورتی دارد در پیپیدا کردن مرجعی باشیم که از بقیه عالم‌تر و متخصص‌تر باشد یا اینکه می‌توان به تقلید از یکی ازعلما اکتفا کرد؟

    یک نکته مهم در انتخاب مرجع تقلید این است که هر کسی باید به دنبال مرجع تقلیدی باشد که از دیگران متخصص‌تر و داناتر باشد و تعهد بیشتری به دین داشته باشد. نه این‌که لزوماً به دنبال مرجعی باشد که دستوراتش درباره دین راحت‌تر است. همان طور که اگر کسی بیماری مهمی داشته باشد، دنبال پزشک متخصص‌تر می‌رود. پس تخصص و تعهد مرجع باید شرط اصلی در انتخاب مرجع تقلید باشد.

    البته امروزه چند مرجع تقلید در حوزه‌های علمیه و میان مردم معروف و مشهور هستند که نوجوان‌هایی که به سن تکلیف رسیده‌اند و سایر مردم می‌توانند یک نفر از ایشان را به عنوان مرجع خود انتخاب کنند. مانند آیات عظام

    1--حضرت آیت‌الله حاج سید علی خامنه‌ای (مقام معظم رهبری)

    2- حضرت آیت‌الله حاج شیخ حسین وحید خراسانی

    3- حضرت آیت‌الله حاج سید موسی شبیری زنجانی

    4- حضرت آیت‌الله حاج شیخ ناصر مکارم شیرازی

    5- حضرت آیت‌الله حاج سید علی سیستانی

    6- حضرت آیت‌الله حاج شیخ لطف‌الله صافی

    دامت برکاتهم.

    بعد از انتخاب مرجع تقلید می‌توانید از طریق کتاب «توضیح المسائل» یا کتاب «استفتائات» از نظر مرجع تقلید خودمان در احکام دین آگاه شویم.

    گفتگو از: مریم مرتضوی

    پایان پیام/

    منبع مطلب : www.tasnimnews.com

    مدیر محترم سایت www.tasnimnews.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مرجع تقلید

    مرجع تقلید

    مرجع تقلید در مذهب فقهی امامیه به مجتهد جامع‌الشرایطی گفته می‌شود که توضیح المسائل (رساله عملیه) یا کتاب استفتائات داشته باشد و دارای پیروانی باشد که در فروع دین و احکام فقهی اسلامی از وی پیروی کنند. بنا به عقیده مشهور در میان فقهای شیعه مفتی و مرجع تقلید باید‌ زنده باشد. (شیخ انصاری ادعای اجماع کرده‌است).[۱]

    معنای لغوی و اصطلاحی مرجع[ویرایش]

    کلمه «مرجع» در لغت، اسم مکان به معنای محل رجوع است. ازاین‌رو، در اصطلاح، به مجتهدی که نسبت به دیگران اعلم باشد و شرایط دیگری مانند پارسایی و آگاهی لازم از مسائل جهان اسلام و تشیع را داشته باشد، «مرجع» می‌گویند؛ زیرا شیعیان در احکام شرعی به وی رجوع می‌کنند.
    همچنین، منظور از واژهٔ تقلید در اینجا، پیروی از مجتهد جامع‌الشرایط است، و این امر، از باب رجوع به اهل خبره و متخصصین می‌باشد.

    معنای لغوی و اصطلاحی تقلید[ویرایش]

    تقلید در لغت به معنای قلاده بر گردن انداختن است.[۲] در اصطلاح فقه نیز به همین معناست و وقتی می‌گویند عامی از مجتهد تقلید می‌کند، یعنی گفتار او را همچون قلاده‌ای بر گردن خود می‌اندازد. عامی مقلِد و مجتهد مقلَد نامیده می‌شوند.[۳]

    در دورهٔ صدر اسلام، تقلید مفهومی منفی داشته و از آن در مقام انتقاد از غیر مسلمانان استفاده می‌شد، انتقاد از آنانی که می‌خواستند بر آئین پدرانشان بمانند. اما از قرن دوم به‌تدریج بار معنایی مثبتی پیدا می‌کند و به پیروی از احادیث و گفته‌های صحابه اطلاق می‌شود.[۴]

    نقد تقلید[ویرایش]

    جریان حدیث گرای اخباریون نظریه تقلید و مرجعیت را رد می‌کنند. آنها مدعی اند تقلید و اجتهاد در روایات امری مذموم است. آن‌ها به حدیثی از جعفر صادق استناد می‌کنند مبنی بر اینکه: از تقلید بپرهیزید که هرکس در دینش تقلید کرد هلاک شد.[۵]

    تاریخچه[ویرایش]

    تقلید در مذهب شیعه از عصر امامان آغاز شد. آنان پیروانشان را به راویان حدیث یا یاران نزدیک خود، ارجاع می‌دادند و گاهی یاران خود را به حضور در مساجد و مراکز عمومی برای فتوا دادن و ارشاد مردم تشویق می‌نمودند. ظهور تقلید در عصر امامان و تشویق آنان به این امر، بعلت فاصله زیاد میان شهرها، فراهم نبودن امکانات ضروری برای مسافرت مردم و در نتیجه دشواری دسترسی به امام یا دسترسی نداشتن به وی، عاملِ تقیه در بسیاری موارد و بالاخره پدید آمدن مشکلات شخصی و عسر و حرج برای امامان در صورت مراجعه مستقیم مردم به آنها بود. در عصر غیبت صغرا نیاز به تقلید در احکام شرعی بیشتر احساس شد و بنا بر توقیعی که از آخرین امام دوازدهم شیعه نقل شده‌است، مرجع شناخت احکام در موضوعات جدید را فقیهانی معرفی کرده که دارای شرایطی هستند و مردم باید از آنها تقلید کنند.[۶]

    تقلید در کتابهای اصول فقه از قرن چهارم هجری به عنوان یک اصطلاح فنی تعریف می‌شود. ابتدا این مفهوم ارتباط روشنی با آنچه که بعداً مرجع خوانده می‌شود، نداشت. اولین کسی که در میان شیعیان مقام مرجع یافت، شیخ طوسی در قرن پنجم بود، علمای دیگر خود را پیرو او دانستند و حکایت کردن از او بعدها تعبیر به تقلید از او شد. این تقلید، تقلید عالم از عالم خوانده می‌شود. اما اصول تقلید عامی از مجتهد در سده دهم بود که شکل روشنی یافت.[۴]

    در ابتدا رابطه مردم و فقهای بزرگ که مرجع نامیده می‌شدند رابطه‌ای نامتمرکز بود و در منطقه یک یا چند فقیه محل رجوع مردم بودند. در دوان صفویه با حضور علمای مهاجر از جبل عامل، لبنان در دربار صفوی گرایشی به ایجاد تمرکز در روحانیت شکل گرفت و علمایی پدیدار شدند که شهرتی فراتر از منطقه خود داشتند. نقطه اوج این تمرکز در دوران اقامت آیت‌الله بروجردی در حوزه علمیه قم شکل گرفت، بروجردی مرجع تقلید بدون رقیب شیعیان شد و ثروت بزرگی در این شهر جمع شد. پس از وفات وی دوران تکثر مرجعیت دوباره فرا رسید.[۴]

    نقش مراجع تقلید شیعه[ویرایش]

    از دیدگاه فقهی، فقهای شیعه در زمان غیبت امام زمان، نایبان عام و جانشینان وی در امور شرعی و استنباط و تبیین احکام فقهی اسلامی محسوب می‌شوند.

    مراجع شیعه در طول تاریخ تشیع، نقش بارزی در امور دینی، فکری و سیاسی و اجتماعی جوامع خود داشته‌اند. مثال بارز آن فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی در زمان حکومت قاجار است که به الغای امتیاز تنباکو انجامید.

    مرجعیت عام[ویرایش]

    در هر زمان بخصوص دوره حاضر مجتهدین متعددی هستند که در یک ناحیه بعنوان مرجع شناخته می‌شوند اما مراجع عام تنها کسانی هستند که در اکثر بلاد شناخته شده‌اند و مقلدین متعددی دارند و در تضارب فتاوای فقهی نظرات آنها مورد توجه مراجع دیگر و علمای وقت می‌باشد. در عین حال مرجعیت عام می‌تواند متعدد نیز باشد.[نیازمند منبع]

    مرجعیت اعلی[ویرایش]

    در هر دوره‌ای مرجعی که از دیگران دانش بیشتری دارد و مردم بیشتر به او مراجعه می‌کنند، به نام مرجعیت اعلی، یا مرجعیت کل شناخته شده و مرتبه بلندتری در جامعه شیعه بر عهده دارد. چنانچه دربارهٔ مصادیق آن در دوره معاصر نظر واحدی وجود نداشته باشد نمی‌توان کسی را از مصادیق مرجعیت اعلی دانست.[نیازمند منبع]

    مراجع مشهور معاصر[ویرایش]

    برخی از فقهای شیعه که مرجعیت عام داشته و دارای رساله عملیه و توضیح المسائل هستند و پیروانی در مناطق مختلف دارند در فهرست مراجع تقلید شیعه ذکر شده‌اند.

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 24 روز قبل
    1

    بله

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید