توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت

    1 بازدید

    تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    پادکست : تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت!

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت

    تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت

    تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی،

    هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت!

    بس تجربه کردیم در این دار مکافات،

    با درد کشان هر که در افتاد ورافتاد

    معنی شعر (گر سگ نشوی كوچه وبازار نگردی هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت) :

    رفیقان بر سه قسم اند ار بدانی
    زبانی اند و نانی اند و جانی
    به نانی نان بده از در برانش
    نوازش کن زیاران زبانی
    ولیکن یار جانی را نگه دار
    به جانش جان بده تا می توانی

    نمی خواهم به گورستان رود آن دلبر زیبا
    که شاید مرده ای زنده شود و با او سخن گوید!!!

    گر به دولت برسی مست نگردی، مردی
    گر به ذلّت برسی مست نگردی، مردی
    مردی نبود فتاده را پای زدن
    گر دست فتاده ای بگیری، مردی

    تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی
    هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت

    این هم چند تا از شعرهای پشت کامیونی منتخب از سایت blogfa :

    اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
    به جهنم که مرا دوست نداری!

    اگه الله کند یاری
    چه اف باشد چه سوسماری!

    اگر خواهی بمیری بی بهانه
    بخور ماست و خیار و هندوانه!

    ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
    تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی!

    لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن

    بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع !
    عشق آمد و گفت من بی سوادم

    قربان وجودت که وجودم ز وجودت بوجود آمده مادر

    شتاب مکن! مقصد خاک است

    رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش!

    اگر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

    کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

    آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

    آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!

    اتوبوس من غصه نخور، منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)

    سر پایینی برنده سر بالایی شرمنده!

    داداش مرگ من یواش!

    کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت

    تند رفتن که نشد مردی! چشم انتظارم که برگردی

    یا اقدس! یا هیچکس

    زندگی نگه دار پیاده می شم

    محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمی دارد

    منمشتعلعشقعلیمچکنم

    ایحجتخدا

    دریای غم ساحل ندارد

    قربون دل غریب پرستت

    از عشق تو لیلی؛ رفتم زیر تریلی

    همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد

    به مد پرستان بگو آخرین مد کفن است

    ای روزگار با ما شدی ناسازگار!
    بپر بالا که گیر نمیاد!

    باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم
    من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!

    بحث۳۰یا c ممنوع!

    بخور و بخواب کارمه
    الله نگهدارمه!

    به مادرت رحم کن کوچولو!

    تا جام اجل نکرده ام نوش
    هرگز نکنم تو را فراموش!

    تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی
    تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!

    تاکسی نارنجی
    از من نرنجی!

    تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!

    جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
    چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!

    داداش مرگ من یواش
    امان از دست گلگیر ساز و نقاش!

    درخت مکر زن صد ریشه دارد
    فلک از دست زن اندیشه دارد!

    رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
    رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!

    دلبری دارم چو مار عینکی
    خوشگل و زیبا ولی کم پولکی!

    حالا که خر تو خره ماهم پیرایدم(ژیان)

    رخش بی قرار!

    رفیق بی کلک مادر!

    در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای
    سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!

    دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
    دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!

    دنبالم نیا اسیرم میشی!

    دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
    ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!

    دودوتا هفتا کی به کیه!

    رود می رود اما ریگذارش می ماند!

    زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!

    زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!

    ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود
    ز شهر و خانه ام آواره بنمود!

    سر پایینی نوکرتم
    سر بالایی شرمندتم(ژیان)

    شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است
    از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!

    شو همره بلبل لبلب هرمهوش!
    (اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)

    عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند!

    قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!

    کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
    جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!

    گاز دادن نشد مردی
    عشق آن است که بر گردی!

    گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند
    طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!

    تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم
    بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!

    گلگیرم ولی گل نمیگیرم!

    یه بار پریدی موتوری دو بار پریدی موتوری آخر می افتی موتوری!

    گرگی که مرا شیر دهد میش من است
    بیگانه اگر وفا کند خویش من است

    نوکرتم ننه!

    یا علی گفتیم و قسط آغاز شد!

    دیشب بابام منو زد بخاطر تو …

    نیم كیلو باش ولی مرد باش

    ببخشید پشتم به شماست

    عاقبت فرار از مدرسه!

    عاقبت لیسانس گرفتن!

    ایکاش زندگی دنده عقب داشت!

    این وسیله بهر روزی دست ماست
    در حقیقت مالک اصلی خداست

    گشتم نبود نگرد نیست

    زگهواره تا گور بی خیال؟

    من تماشای تو می کردم و غافل بودم
    کز تماشای تو خلقی به تماشای منند

    جوانی المثنی ندارد

    عاشق بی انتظار مادر

    علم بهتر است یا ثروت؟
    هیچكدام فقط ذره ای معرفت

    به گنده تر و خرتر از خودت احترام بگذار!

    عیب رندان مكن ای زاهد پاكیزه سرشت
    سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت

    ناز نگات قشنگه!

    تند رفتن كه نشد مردی
    عشق است كه برگردی

    هر كجا محرم شدی، چشم از خیانت باز دار
    چه بسا محرم با یك نقطه مجرم میشود

    مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز
    جوان به حادثه ای زود پیر میشود گاهی

    دست بزن ولی خیانت مكن

    منم یه روز بزرگ میشم

    زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت

    داداش جان به خاطر اشك مادر یواش!

    افسوس همه اش افسانه بود!

    من از عقرب نمیترسم ولی از سوسك میترسم
    من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم

    من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مكن
    هرچه می خواهی بكن محتاج نامردان مكن!

    شد شد، نشد نشد

    بوسه مگر چیست، فشار دولب
    این كه گنه نیست، چه روز و چه شب

    بمیرد آنكه غربت را بنا كرد
    مرا از تو، ترا از من جدا كرد

    برگ از درخت خسته می شه
    پاییز فقط یه بهانه است

    در این دنیا كه مردانش عصا از كور می دزدند
    من بیچاره دنبال مرد می گردم

    رفاقت قصه تلخی است كه از یادش گریزانم

    از بس خوردم مرغ و پلو
    آخر شدم ماركوپولو

    بخاطر دلم ولم

    ۱۰۰ بار بدی كردی و دیدی ثمرش را
    خوبی چه بدی داشت كه یك بار نكردی

    تو كه بی وفا نبودی پدر سگ!

    دلم دادم بری باهاش حال كنی
    نه كه بری جیگركی بازكنی !

    در قمار زندگی عاقبت ما باختیم
    بس كه تكخال محبت بر زمین انداختیم

    گر پادشاه عالمی، بازهم گدای مادری

    نمیخام شمع باشم دخترا فوتم كنن
    میخام سیگار باشم لوطیا دودم كنن

    همه از من میترسن، من از نیسان آبی

    هندونه بده قاچ كنیم، لوپتو بده ماچ كنیم !

    دانی كه چرا راز نهان با تو نگفتم،
    طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

    به درویشی قناعت كن كه سلطانی خطر دارد

    جون من داداش یه خورده یواش!

    اسیرتم ولی آزاد !

    قربان وجودت که وجودم ز وجود تو بوجود آمده مادر

    ای الهه ناز!!!

    لوتی با ما به ازین باش که با خلق جهانی!

    متن شعر تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت + کلیپ

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    در کلیپی که در ادامه می بینید پیرمردی در حال صحبت و نصیحت اطرافیان است که در بین صحبت هایش شعری می خواند:

    متن شعر تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

     هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت

    متن شعر تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

    هرچه باشی تیزچنگ گردون شکارت می کند

    هرچقدر باشی عزیز ایام خارت می کند

    گرلبی پرخنده داری با خود و با دیگران

    عاقبت دست طبیعت اشکبارت می کند

    تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی،

    هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت!

    بس تجربه کردیم در این دار مکافات،

    با درد کشان هر که در افتاد ورافتاد

    همچنین بخوانید: معنی شعر نردبان این جهان ما و منی است

    شاعر تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی برای ما مشخص نیست اگر شما اسم شاعر آن را می دانید لطفا آن را در بخش نظرات اعلام کنید.

    معنی شعر گر سگ نشوی كوچه و بازار نگردی هر گز نشوی گرگ بیابان حقیقت

    گر سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

    سگ در این مصرع کنایه از شخصی است که مدام در حال گشت زنی است، از آن جایی که سگ گاهی نماد ولگردی است در این شعر به این ویژگی سگ اشاره شده و می گوید برای شناخت بیشتر دنیا باید مانند سگ ها مدام در حال گشت و گذار بود.

    منظور از کوچه و بازار دنیای اطراف ما است. همه آدم ها و محیط هایی که در آن ها رفت و آمد داریم و با آن ها در حال مراوده هستیم. کوچه و بازار منظور این است که نباید آدم ها را گلچین کرد و با هر نوع آدمی و با هر خصلتی می توان مراوده داشت و چیزی از آن ها آموخت.

    هر گز نشوی گرگ بیابان حقیقت

    گرگ بیابان به انسانی اشاره می کند که به تجربه و شناخت کافی رسیده و خام و بی تجربه نیست آدمی که کلاه سرش نمی رود و مورد سوء استفاده دیگران قرار نمی گیرد.

    دانلود کلیپ کامل تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

    برای دانلود کلیپ کلیک کنید

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 سال قبل
    3

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید