توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    تبدیل جمله های گفتاری به نوشتاری

    1 بازدید

    تبدیل جمله های گفتاری به نوشتاری را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    مزیت تبدیل گفتار به نوشتار

    مزیت تبدیل گفتار به نوشتار

    دوران دانشجویی صدای استادهایی که به فکر دست و انگشتان ما نبودند موقع جزوه گفتن را ضبط می‌کردیم. بعد می‌آمدیم و ساعتی هندزفری در گوش می‌نوشتیم هر چه که گفته بودند و ما جا مانده بودیم.

    برای هرکسی این کار طاقت‌فرسا و ملال‌آور بود برای من اما لذت‌بخش و شیرین.

    باحوصله می‌نشستم و هر چه استاد گفته بود را روی کاغذ می‌آوردم.

    هنوز هم این کار را با بعضی از فایل‌های صوتی که می‌شنوم انجام می‌دهم و حالا می‌بینم خیلی بیشتر از زمانی که فقط گوش می‌دهم در خاطرم مانده‌اند.

    علاوه بر این گاهی اوقات برای اینکه ایده‌هایم جان بگیرند اول صدای خودم را ضبط می‌کنم و بعد آن‌ها را روی کاغذ می‌آورم.

    خیلی وقت‌ها ما می‌توانیم اندیشه‌ها، رؤیاها، دغدغه‌ها و هر چه در ذهن داریم را بیان کنیم اما برای نوشتن آن‌ها روی کاغذ مشکل داریم و وقتی می‌خواهیم بنویسیم انگار باید کوهی را جابجا کنیم.

    نوشتن همان به زبان آوردن اندیشه و احوال درونی است که ما زبان را برای بیرون کشیدنشان از ذهن به خدمت می‌گیریم.

    تبدیل محاوره به نوشتۀ رسمی ما را در نوشتن توانا می‌کند و زمینه را برای خلاقیت و شکوفایی آماده می‌سازد.

    البته نوع نوشته مهم است. مثلاً برای نوشته‌هایی مثل مقاله، گزارش، مطالب درسی و آموزشی به‌هیچ‌عنوان نمی‌توانیم از محاوره استفاده کنیم اما در داستان، رمان یا شعر می‌توان از زبان عامیانه برای گفتگو یا نقل‌قول استفاده کرد.

    از مزایای تبدیل گفتار به متن این است که به سروکله زدن با جمله می‌افتیم برای انتخاب فعل مناسب، جابجایی کلمات، یافتن معادل و حذف موارد اضافه.

    عزیز خانوم گفت: «حالا که می‌خواستی بری و برگردی، چرا اصلاً رفتی؟ می‌موندی اینجا و خیال مارم راحت می‌کردی.»

    حالا که می‌خواستی بروی و برگردی، اصلاً چرا رفتی؟ همین‌جا می‌ماندی و خیال ما را هم راحت می‌کردی.

    در جملۀ بالا از داستان گدای غلامحسین ساعدی هم تغییر فعل داریم و هم جابجایی کلمه و حتی می‌توانیم برای مثال کلمۀ اصلاً را حذف کنیم.

    در محاوره نویسی کلمات را شکسته به کار می‌بریم.

    چشت کوره؟ حالا دیگر پسر اتول خان رشتی شدی؟ آدمو تو کوچه می‌بینی و سلام نمی‌کنی؟ (قصۀ عینکم-رسول پرویزی)

    چشمت/آدم را

    گاهی جای ارکان جمله را عوض می‌کنیم.

    گفتم: اونوقت می‌شد از تنبلی خودم. طوطیش را هم پرت کرده به من. (طوطی مردۀ همسایۀ من- ابراهیم گلستان)

    برخی از کلمات را به‌صورت عامیانه به کار می‌بریم یا از اصطلاحات خاصی استفاده می‌کنیم.

    صاف‌وصوف، شق‌ورق، زپلشک، دبنگ، هول هولکی، یهویی، الکی و…

    پیدا کردن معادل برای این کلمات و عبارت‌ها ما را مجبور می‌کند بیشتر بخوانیم و با کلمات درگیر شویم.

    کلمه‌ها را همان‌طور که می‌گوییم می‌نویسیم.

    بیابون، ناودون، آسمون، بارون و…

    وقتی این نکات را در نظر بگیریم می‌توانیم راحت‌تر متن محاوره را به‌صورت رسمی بنویسیم و یا فایل‌های صوتی را به گزارشی مکتوب تبدیل کنیم.

    کانال تلگرام چگونه شاعر شویم؟

    منبع مطلب : zahrasharifi.com

    مدیر محترم سایت zahrasharifi.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فصل ششم زبان گفتاری

    زبانِ گفتاری در ترجمه یعنی چه؟

    کاربردزبان گفتاری

    در هر زبان، هر کلمه به همان صورتی که گفته می‌شود نوشته نمی‌شود. زبان فارسی نیز از این قاعده مستثنا نیست. در زبان فارسی، در مقایسه با برخی زبان‌ها، از جمله انگلیسی، بسیاری از کلمات صورت گفتاری و صورت نوشتاری یکسانی ندارند. برای مثال، کلمات «تهران» و «می‌روم» صورت‌های نوشتاری و کلمات «تهرون» و «می‌رم» صورت‌های شکسته یا گفتاری‌اند. تفاوت میان زبان گفتار و زبان نوشتار در چهار زمینة عمدة زیر است: کلمه، تعبیر اصطلاحی، ساخت یا نحو جمله، و آهنگ جمله. مثال زیر از دریابندری (1372) تفاوت‌های میان صورت نوشتاری و صورت گفتاری را نشان می‌دهد:

    برخیزید و دستتان را به من بدهید.

    مثال فوق صورتی نوشتاری دارد. برای تبدیل این صورت به صورت گفتاری می‌توان به طرق زیر عمل کرد:

    الف) شکستن کلمات و تغییر تلفظ آن‌ها: برخیزین و دستتونو به من بدین!

    ب) استفاده از کلماتی که در زبان گفتار به کار می‌رود، مثل «پاشین» به جای «برخیزین»: پاشین و دستتونو به من بدین؛

    ج) استفاده از کلمات و نحو زبان گفتار: «پاشین دستتونو بدین من».

    در حالت (الف)، فعل برخاستن بیشتر در نوشتار به کار می‌رود تا در گفتار. شکستن دو کلمه «برخاستن» و «دستتان» به جمله، صورتِ گفتاری نمی‌دهد. در حالت (ب)، فعل «پا شدن» جانشین فعل «برخاستن» شده، اما هنوز نحو جمله نوشتاری است نه گفتاری. در حالت (ج)‌ هم فعل و هم نحو جمله صورت گفتاری دارد.

    شناخت زبان گفتاری از آن جهت برای مترجم ادبی اهمیت دارد که بخشی از هر رمان یا داستان کوتاه، به خصوص بخش عمدة هر نمایشنامه، را گفتگو تشکیل می‌دهد و زبان گفتگو طبعاً باید از زبان توصیف متمایز باشد. مترم باید گفتگو را روان و طبیعی و پذیرفتنی در بیاورد و این کار دشواری‌های خاصی دارد.

    ترجمه گفتاری در ترجمه فیلم‌ها چگونه است؟

    در ترجمة گفتگوهای فیلم، مترجم معمولاً گفتگوها را روان‌تر و طبیعی‌تر ترجمه می‌کند؛ زیرا می‌داند ترجمة او به اصطلاح مصرف گفتاری دارد، پس می‌کوشد زبان ترجمه را تا حد امکان از نظر لغات و اصطلاحات و نحو جملات به زبان گفتاری نزدیک کند. هر انحراف کوچک او از اصول و قواعد زبان گفتاری خیلی زود آشکار می‌شود. به نحوی که اگر مترجم در هنگام دوبلة فیلم حضور نداشته باشد گوینده، یا مسئول دوبلاژ فیلم، اجباراً ترجمه را تغییر می‌دهد؛ به طوری که گفتار در دهان هنرپیشه روان و طبیعی جلوه کند.

    نوشتن یا ترجمة گفتگوی ادبی داستان دیگری دارد. در اینجا، نویسنده یا مترجم، که بر خلاف گوینده یا مترجم گفتگوهای فیلم ضرورت به کارگیری هر چه روان‌تر و طبیعی‌تر زبان گفتار را احساس نمی‌کند، گفتگوها را عیناً ثبت نمی‌کند. در دورة معاصر، نویسندگان، و به پیروی از آنان مترجمان، در تألیف یا ترجمة گفتگو، زبانی به کار برده‌اند که نه کاملاً زبان نوشتاری است و نه عین زبان گفتاری. در این زبان، عناصر زبان گفتاری و نوشتاری به نسبت کم یا زیاد، با یکدیگر تداخل پیدا کرده‌اند. به گفتگوی زیر توجه کنید:

    – «شما و در این ساعت؟ آیا اتفاقی افتاده است؟»

    – «خیر دخترم، فقط برو به خانمت بگو که من می‌خواهم فوراً با او حرف بزنم.»

    – «خانم دارد در آشپزخانه مربای گلابی برای زمستان درست می‌کند. همین حالا پای اجاق است و لباس پذیرایی دربر ندارد. می‌فهمید.»

    – «بلی می‌فهمم ولی به او بگو که برای موضوع بسیار مهمی آمده‌ام.»

    (تپلی و چند داستان دیگر، ترجمة محمد قاضی، ص 124)

    در این گفتگو، محمد قاضی کلمات را غیرشکسته و به شکل نوشتاری آورده است. این روش ایشان در کار بسیاری از مترجمان سرشناس دیگر نیز دیده می‌شود.

    چنانکه گفته شد، ثبت کلمات به شکل شکسته تنها یکی از ویژگی‌های زبان گفتاری است و اگر گفتاری کردن زبان به شکستن کلمات محدود می‌شد، کاری بود مکانیکی و بی‌نیاز از ذوق و تخیل و آگاهی. نویسندگان و مترجمان به تناسب تسلطی که بر زبان گفتاری دارند، از دیگر ویژگی‌های زبان گفتاری در نوشتن یا ترجمة گفتگو استفاده می‌کنند، به طوری که در برخی موارد، با اینکه خواننده کلمات را غیرشکسته می‌بیند، اما احساس می‌کند گفتگو کاملاً روان و طبیعی است.

    عبدالله کوثری، مترجم ادبی، دربارة روش خود در ترجمة گفتگو می‌گوید:

    کوشش من در ترجمة گفتگوها این بوده که تا حد امکان از شکتن کلمات خودداری کنم. اگر حس می‌کردم کلمه‌ای (فعل یا غیر آن) به صورت «کتابی»‌اش در جملة محاوره جا نمی‌افتد، به جای آنکه آن کلمه را بشکنم، دنبال کلمة دیگری می‌گشتم که بیشتر در خور محاوره است و در عین حال نیازی به شکستن ندارد. هر جمله از گفتگو را نخست یکی دو بار در ذهن مرور می‌کردم و می‌کوشیدم شکل طبیعی آن را در محاورة زبان فارسی بیابم. یک مورد مشخص اینکه با جابجایی فعل در جمله می‌توان جمله را از آن حالت رسمی‌اش به در آورد. در محاوره جای فعل متغیر است و الزاماً همواره در آخر جمله نیست. مثلاً به جای اینکه بگوییم: «کتاب را به من بده» می‌گوییم: «کتاب را بده به من»

    به جمله‌ای از کتاب توجه کنید:

    واشنگتن گفت:‌ «… خاکوبو قرار بود برود سراغ کارگران نساجی، آیدا با یک نماینده از دانشسرا می‌رفت به دانشکدة کاتولیک.»

    مورد دیگر استفاده از ضمایر متصل به جای ضمایر منفصل بود که حالتی طبیعی‌تر به محاوره می‌داد. استفاده از اصطلاحات محاوره‌ای هم در گفتگو‌ها کمک زیادی به طبیعی بودن جملات می‌کند.

    (فصلنامة مترجم، شماره 2)

    شکستن زبان در ترجمه ادبی یعنی چه؟

    چنانکه نمونه‌های نقل شده نشان می‌دهند، برخی مترجمان ادبی معتقدند زبان را نباید شکست بلکه گفتاری بودن زبان را باید به طرق دیگر نشان داد. با این حال، برخی دیگر معتقدند چه در تألیف چه در ترجمه سخن افراد را باید همان گونه که بر زبان می‌اورند بر کاغذ ثبت کرد. بهزاد قادری (فصلنامة مترجم، شمارة‌9) در مقاله‌ای به بررسی مشکلات و شیوة ترجمة متون نمایشی می‌پردازد، اما سخن او در مورد اصول و نحوة ترجمة گفتگو در متون نمایشی، در مورد ترجمة گفتگو به طور کلی نیز صادق است. قادری از قول یوجین نایدا می‌گوید که ارتباط تنها شامل انتقال جنبة خبری زبان نیست، بلکه زبان دو جنبة حسی- عاطفی و امری- ترغیبی نیز دارد و کار مترجم آن نیست که صرفاً خبری را منتقل کند، بلکه باید تا آنجا که می‌تواند و به متن مربوط می‌شود حس بیافریند تا خواننده بتواند جریان واقعه را احساس کند و میل به عمل در او ایجاد شود. به اعتقاد قادری، رعایت این سه جنبة زبان با نحوة آرایش و ادایِ کلمات در جمله ارتباط نزدیکی دارد. به گفتگوی زیر از نمایشنامة آن شب که تو رو زندانی بود، توجه کنید:

    هنری: خب دوست عزیز، تو را به چه جرمی آورده‌اند اینجا؟

    بایلی: منتظرم که برایم وقت دادگاه تعیین کنند.

    قادری، ضمن نقل گفتگوی فوق، می‌گوید بایلی آدمی عامی است و از آنجا که طرز حرف زدن افراد شناسنامه آن‌هاست، این پاسخ لفظ قلمی از بایلی انتظار نمی‌رود. به اعتقاد قادری، «مونده‌م که واسه‌م دادگاه بگیرن» به معنای کلی صحنه بیشتر جان می‌دهد و هویت بایلی را بهتر می‌رساند. در ادامة مقاله، قادری ویژگی‌های زبان محاوره را از قول جورج یول نقل می‌کند. برخی از این ویژگی‌ها به قرار زیر است:

    مکتوب: امروز پای حسن شکست، بنابراین به مدرسه نرفت.

    محاوره: حسن امروز پاش شکست، نرفت مدرسه.

    مکتوب: گربة مادة سیاه و چاقی روی دیوار است.

    محاوره: یه گربه مادة سیاه روی دیوار … چاق هم است.

    محاوره: یه گربة ماده … چاق … سیاه … روی دیواره.

    محاوره: یه گربة ماده روی دیواره … سیاه و چاق.

    مکتوب: این کبوترها خیلی خوب می‌پرند.

    محاوره: خوب می‌پرن این کبوترا!

    مکتوب: حالش چطور است؟

    محاوره: چطوره حالش؟

    خب … یعنی … می‌دونی چیه … همچنین دلم رضا نمی‌ده که …

    یکی از بهترین مقالاتی که تاکنون در دفاع از فارسی گفتاری نوشته شده، مقاله‌ای است از منوچهر انور (1385) با عنوان «چند اشاره به چالش ترجمه». انور این مقاله را همراه با ترجمة خود از نمایشنامة عروسکخانه اثر هنریک ایبسن و در دفاع از زبانی که در ترجمة گفتگوهای این نمایشنامه به کار گرفته به چاپ رسانده است. (بخشی از ترجمة منوچهر انور از نمایشنامه عروسکخانه در قسمت تمرینات همین فصل آمده است.) در این مقاله انور ابتدا از جدایی میان لفظ قلم و زبان محاوره در زبان فارسی سخن می‌گوید، حال آنکه، به اعتقاد ایشان، در زبان‌های اروپایی لفظ قلم با زبان محاوره دمساز است، یعنی هر دو همدیگر را قبول دارند و به رسمیت می‌شناسند و هر دو ممکن است در اثری ادبی در کنار یکدیگر دیده شوند. در این مقاله، انور که بیشتر به ترجمه گفتگو در نمایشنامه نظر دارد، می‌گوید تا زمانی که الگوهای اصلی گفتار از عرصه لفظ قلم حذف می‌شود و لفظ شکسته روزمره از زبان ادب و کتابت دور می‌افتد، درد درام درمان نمی‌شود. انور با ذکر این نکته که ما هنوز که هنوز است حتی فرق میان زبان محاوره را با لفظ عامیانه چنان که باید روشن نکرده‌ایم و توجه نکرده‌ایم که لفظ عامیانه فقط یکی از شاخه‌های زبان محاوره است، مترجم را به آزاد کردن دیالوگ از استبداد لفظ قلم و حفظ حرمت گفتار دعوت می‌کند و می‌گوید:

    «در ضبط دیالوگ‌های عروسکخانه»، علاوه بر شکستنِ الگوهیا لفظ قلم، نهایت کوش به کار رفته که تا جایی که ممکن است، از هزوارش اجتناب شود؛ یعنی جمله‌ها و اصطلاحات حتی الامکان به همان صورتی که در محاورات روزمره بر زبان جاری می‌شود، بدون هیچ خجالتی روی کاغذ بیاید و شکلی پیدا کند که ذهن قملگرای ما معمولاً ضبط هیچ نوع عبارتی را به ان شکل جایز نمی‌داند؛ و به این شیوة ضبط چون عادت نداریم، بازخوانی آن را، در بعضی موارد، دشوار می‌یابیم، اما دشواری کار نباید مانع شود از اینکه اقلاً در کار دیالوگ نویسی قانون‌های غیررسمیِ گفتار را معیار قرار دهیم ، فراز و نشیب‌های نامضبوطِ صوتی را به رسمیت بشناسیم، و اصواتی را که قرار است از دهان جاری شود، تا حدی که در توانِ الفباست، «نت ویسی» کنیم؛ و یاد بگیریم که گفتار طبیعیِ مکتوب را هم به همان راحتی که لفظ مصنوع قلم را می‌خوانیم، بخوانیم.

    عبارت «بیا برویم!» ساختارش در زبان محاوره و لفظ قلم یکی است. البته اگر بخواهیم حالت بیش از حد ادبی به آن بدهیم، باید بگوییم «بیا تا برویم!» اما وقتی آن را در محاوره بر زبان می‌آوریم، بدون اینکه به ساختارِ عبارت دست بزنیم. فعل «برویم» را می‌کنیم و تبدیل می‌کنیم به «بریم»: «بیا بریم!» و اگر محاوره خودمانی‌تر، یا سطح محاوره «پایین‌تر» باشد، «بیا» را هم به «بی» برمی‌گردانیم که در نتیجه این عبارت مبدل می‌شود به «بی‌بریم!». با فعل امر «بگذار!» و بسیاری فعل‌ها و عبارات دیگر هم یک چنین کارهایی می‌کنیم. «بگذار!» را در لفظ لم، به حسب موقع و مکان، و به خصوص بر اساس ضرورت‌های شعری، می‌توانیم «بگُذار!» تلفظ کنیم یا «بُگْذار!». اما سه شکل زندة پایین‌تر هم هست که همة ما، اعم از عالی و دانی، در وقت محاوره، باز به حسب موقع و مکان، یا بنابر شخصیت، یا موقعیت، یا حالت گوینده، آن‌ها را به کار می‌بریم: «بذار!» – با حذفِ «گاف» – ، «بذا!» – با حذف «گاف» و «راه»، و در مقام شتاب یا تلخیصِ محض، «بذا!» – ، با حذف «گاف» و «الف» و «را» هر سه.

    اما این نه بدان معنی است که، در تمام موارد یا حتی در طول یک مکالمه، حرف‌های شکستنی را باید شکست. «جان» یا «گریبان» را لازم نیست در همه حال «جون» و «گریبون» بگوییم. بسته به این است که کی، در کجا، به چه قصدی، با کی دارد حرف می‌زند. یک آقای محترم، در دفتر کارش، به زیر دستش می‌گوید «نه جانم، اشتباه می‌کنی!». همین آقای محترم، در خانه، چه بسا به زنش بگوید «نه جونم، اشتباه می‌کنی!»- یعنی بدونِ اینکه خودش هم متوجه باشد، «جان» را «جون» می‌کند، و «ها»ی اشتباه را دور می‌اندازد.»

    (صص 135-136)

    تا اینجا از دو روش ترجمة گفتگو صحبت کردیم: یکی روش غیرشکسته، که لحن گفتاری را به طرقی غیر از شکستن کلمات می‌رساند؛ و دیگری روش شکسته که در آن، کلمات به همان صورت گفتاری که ادا می‌شوند نوشته می‌شوند. بررسی کار مترجمان ادبی نشان میدهد که مترجمان به طور کلی از روش اول استفاده می‌کنند و روش دوم را فقط در موارد خاص به کار می‌برند. در ادامة این فصل به این موارد اشاره خواهیم کرد.

    نمونه‌هایی برای آشنایی روش اول در ترجمه

    منبع مطلب : tehrantarjomeh.com

    مدیر محترم سایت tehrantarjomeh.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    محمد : سلام من ازتون یه خواهشی دارم میخوام ۳۰ تا جمله گفتاری رو تبدیل به نوشتاری تبدیل کنین وبه هم بگین

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    لطفا چند جمله را به گفتاری برگردانید و بفرستید ممنون

    محمد 1 ماه قبل
    5

    سلام من ازتون یه خواهشی دارم میخوام ۳۰ تا جمله گفتاری

    رو تبدیل به نوشتاری تبدیل کنین وبه هم بگین

    1
    ناشناس 1 ماه قبل

    سلام ج

    چند جمله را به گفتاری برگردانید ممنون

    ناشناس 10 ماه قبل
    1

    چه کار باید بکنم

    0
    ناشناس 1 ماه قبل

    سارا کتابشو خوند

    nima 11 ماه قبل
    1

    از آموختن ننگ مدار تا از اموختن رسته باشی

    برای ارسال نظر کلیک کنید