توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    حکایت درخت گردکان با کدام مثل فارسی ارتباط دارد

    1 بازدید

    حکایت درخت گردکان با کدام مثل فارسی ارتباط دارد را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    فارسی پنجم دبستان - درس 2 : حکایت درخت گردکان

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    منبع مطلب : www.aparat.com

    مدیر محترم سایت www.aparat.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درخت گردکان با این بزرگی ، درخت خربزه ا… اکبر

    درخت گردکان با این بزرگی ، درخت خربزه ا… اکبر

    ریشه ضرب المثل, درخت خربزه

    یکی بود یکی نبود ، الاغی بود که فکر می کرد خیلی داناست . روزی الاغ در باغی چشمش به بوتهٔ خربزه افتاد و با خودش گفت : چه بوته ی خوبی ! با این که شاخه ی محکمی ندارد ، توانسته میوه ای به این بزرگی بدهد سپس الاغ زیر درخت گردو رفت تا استراحت کند .
    درخت گردو گفت : سلامت کو ؟ همین جوری اومدی زیر سایه ی من ؟ من سالها زحمت کشیدم تا به این قد و بالا رسیدم الاغ گفت : به تو هم می گویند درخت ؟ فقط بلدی پُز شاخ و برگ و سایه ات را بدی . از بوته ی خربزه یاد بگیر یک هزارم تو قد ندارد ولی میوه ای به آن بزرگی می دهد .
    اما تو با این همه بزرگی میوه ای به این کوچکی می دهی . بعد از مدتی الاغ چرتش گرفت و زیر درخت خوابش برد . درخت گردو تکانی خورد و گردویی بر سر الاغ انداخت .
    الاغ سرش درد گرفت .گردو گفت : اگر همه ی فکرهای تو درست از آب در آید چه می شود .
    الاغ گفت: یعنی چه ؟
    درخت گفت: اگر میوه ی من بزرگ بود و به سر تو می افتاد حتماً تو را می کشت نه ؟
    الاغ گفت : هر چیز به جای خودش نیکو است همان بهتر که میوه تو کوچک باشد !
    به همین دلیل می گویند : درخت گردکان با این بزرگی ، درخت خربزه ا… اکبر .

    منبع:nonahal.org

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    حکایت(درخت گردکان)

    حکایت

    درخت گردکان

    روزی مردی سوار بر الاغش به یک جالیز خربزه رسید. خسته و تشنه ،زیر سایه‌ی درخت گردویی که کنار جالیز بود، رفت وآنجا دراز کشید.او کهاز دیدن بوته های خربزه و درخت گردو، به فک. فرو رفته بود، پیش خودش گفت:«درخت گردکان به این بلندی، درخت خربزه الله اکبر!ذمن که از کار خدا هیچ سر در نمی آورم؛آخر چگونه خربزه‌ی به آن بزرگی را روی بوته‌ای به آن کوچکی و گردوی به آن کوچکی را روی درختی به این بزرگی ، آفریده‌است!».

    در همین فکر بود که ناگهان ، گردویی از شاخه جدا شد و به پیشانی اش خورد.

    مرد، به خود آمد و دست به دعا برداشت و گفت:« خدایا شکرت.حالا می فهمم که اگر خربزه‌ای به آن بزرگی را روی درخت قرار داده بودی و اکنون به جای گردو ، آن خربزه به سرم خورده بود،چه بلای وحشتناکی به سرم می آمد».

    ------------------------------------------------------------------------------------

    حکایتی که خواندید،با کدام یک از مثل ها نسبت دارد؟

    عقلش به چشمش است.

    منبع مطلب : farsi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت farsi.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میکائیل : زر بل مثل مربوت به درخت گردکان

    ستایش : من مطمئنم که عقلش به چشمش است درسته

    بله : پاسخی ندارم

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مرجان 1 روز قبل
    1

    سلام من فکر میکنم

    عقلش به چشمش است

    منم 1 ماه قبل
    1

    خوب

    ناشناس 2 ماه قبل
    1

    سلام

    من مبینا وجدانی هستم 2 ماه قبل
    3

    آخه من این خلاصه بنویسم

    ستایش 10 ماه قبل
    6

    من مطمئنم که عقلش به چشمش است درسته

    4
    بله 2 ماه قبل

    پاسخی ندارم

    نسرین 11 ماه قبل
    3

    سلام فاطمه جان من هم کلاس پنجم هستم

    2
    گروه بک پینگ 2 ماه قبل

    منم کلاس پنجمم

    نسرین 11 ماه قبل
    3

    والا نمی دونم

    نسرین 11 ماه قبل
    1

    من فکر کنم عقلش به چشمش نمی رسد

    ناشناس 11 ماه قبل
    1

    عقلش به چشمشه درسته

    0
    یسنا احمدی 2 ماه قبل

    بله

    ناشناس 1 سال قبل
    2

    میشه بهم توضیح بدید حرارت

    میکائیل 1 سال قبل
    8

    زر بل مثل مربوت به درخت گردکان

    🌌مثبت اندیش🌙 1 سال قبل
    -1

    حرف نداری پسر عالی عالی عالی فقد عالی عالی عالی

    مثبت اندیش 1 سال قبل
    1

    عالی عالی خرف نداشتی پسر❤

    م.تقی زاده 1 سال قبل
    0

    نویسنده حکایت درخت گردکان کیست؟

    پرهام 2 سال قبل
    0

    خوب سلام بر مدیر سایت خسته نباشید ولی فکر کنم به جور هایی جوجه رو آخر پاییز میشمارند هستش

    رها 2 سال قبل
    1

    عقلش به چشمش است

    برای ارسال نظر کلیک کنید