توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    خلاصه داستان عزیر زنده می شود کلاس پنجم

    1 بازدید

    خلاصه داستان عزیر زنده می شود کلاس پنجم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    زندگینامه حضرت عزیر (ع)، پیامبری که پس از صد سال زنده شد!

    زندگینامه حضرت عزیر (ع)، پیامبری که پس از صد سال زنده شد!

    داستان زندگی حضرت عزیر علیه السلام
    یکی از پیامبران بنی اسرائیل، عزیر (به عربی:عُزَیر) نام داشت. نَسَبش به بنیامین فرزند حضرت یعقوب(ع) می رسد. عزیر شخصیتی است که در قرآن، در آیه ۳۰ سوره توبه ذکر شده است، که گفته می شود او به وسیله یهودیان بعنوان « پسرِ خدا» مورد تقدیس قرار گرفته است. حضرت عزیر به امر خدا در سن جوانی از دنیا رفت و بعد از صدسال زنده شد.


    عزیر از نسل هارون برادر موسی علیه السلام است که در بعضی منابع به ارمیا نیز از وی یاد می شود. عزیر در زمان پادشاهی هخامنشیان می زیسته است. در زبان عبری و متون یهودی، عزرا خوانده می شود.


    نام عزیر در قرآن
    قرآن صراحتاً عُزیر را یک پیامبر ندانسته است، ولی بسیاری از مفسران طبق احادیث، وی را یکی از پیامبران می دانند.
    اسم عزیر پیامبر، تنها یک مرتبه در قرآن مجید و آن هم در آیه ۳۰ سوره توبه آمده است. و یک مرتبه هم بصورت ضمنی در آیه ۲۵۹ سوره بقره (داستان خوابیدن و زنده شدن او و الاغ ش) به آن اشاره شده است. خداوند در قرآن اینگونه به داستان عزیر اشاره می کند:

    أَوْ کَالَّذی مَرَّ عَلَی قَرْیةٍ وَهِی خَاوِیةٌ عَلَی عُرُوشهَا قَالَ أَنَّی یحْیی هَذهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبثْتَ قَالَ لَبثْتُ یوْماً أَوْ بَعْضَ یوْمٍ قَالَ بَلْ لَبثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَی طَعَامِکَ وَشَرَابکَ لَمْ یتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَی حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ ایةً لِلنَّاس وَانْظُرْ إِلَی الْعِظَامِ کَیفَ نُنْشزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَینَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ( سوره بقره/ سوره۲، آیه ۲۵۹)

    عزیر پیامبر
    پدر و مادر حضرت عُزیر علیه السلام در منطقە بیت المقدس زندگی می کردند. خداوند دو پسر دوقلو به آن ها داد که اسم یکی را عزیر و اسم دیگری را عُذره گذاشتند. عزیر و عذره با هم بزرگ شدند تا به سی سالگی رسیدند. عزیر بعد از آنکه ازدواج کرد به قصد سفر از خانه بیرون آمد. پس از خداحافظی با بستگانش، مقداری انجیر و آب و میوە تازه با خود برداشت تا در سفر مصرف کند. در بین راه به روستایی رسید که بطور وحشتناکی درهم ریخته و خراب شده بود و حتی استخوان های ساکنان آن جا هم پوسیده شده بود.


    عزیر علیه السلام با دیدن این منظره ترسناک به فکر معاد و زنده شدن مردگان افتاد و با خود گفت:چطور خداوند این مردگان را زنده می کند؟ البته وی این سخن را از روی انکار نگفت بلکه از روی تعجب و حیرت گفت. او در این فکر بود که خداوند جانش را گرفت و در ردیف مردگان قرار داد.


    مرگ صد ساله و زنده شدن عزیر
    طبق  قرآن و بعضی منابع تاریخی، عزیر در سن جوانی به امر خدا، روح از بدنش جدا گردید و بعد از صد سال زنده شد.  بعد از زنده شدن عزیر از وی در مورد مدت زمانیکه بر او گذشت سوال شد. عزیر خیال میکرد یک روز یا کمتر خوابیده است. به وی گفته شد صد سال از جان دادنش گذشته است ولی غذا و خوراکی که همراهش بود هنوز فاسد نشده است. بعد از آن از سوی خدا به او گفته شد به استخوان های مرکبش که هم زمان با عزیر از دنیا رفته بود نگاه کند تا از چگونگی زنده شدن مردگان و معاد آگاه شود. حضرت عزیر (ع) بعد از این واقعه به توانا بودن خدا اقرار کرد. این ماجرا در سوره بقره ذکر شده است. مراغی از مفسران اهل سنت معتقد است عزیر قبض روح نشده بود بلکه در این مدت در حالتی شبیه بیهوشی به سر می برده است.

    زندگی عزیر بعد از مرگ صدساله
    عزیر زمانیکه بیدار شد روانه شهر خود گشت. به دلیل تغییراتی که در شهر بوجود آمده بود به دنبال خانه خویش می گشت. بعد از رسیدن به منزل خویش، برای اطمینان، از زنی سال خورده و نابینا خانه خود را جویا شد. زن سال خورده که مدت زیادی بود کسی از او خانه عزیر را جویا نشده بود، با شنیدن اسم عزیر گریه کرد و گفت این اولین بار است که کسی منزل عزیر را جویا می شود. او همانجایی را که عزیر احتمال می داد منزل عزیر معرفی کرد.


    عزیر و اثبات هویت خویش برای بنی اسرائیل
    عزیر برای آن که برای قوم بنی اسرائیل هویت خود را ثابت کند به تقاضاهای بنی اسرائیل برای اثبات ادعای زنده شدنش عمل کرد. او همچنین به دنبال درخواست زنی نابینا که از وی طلب سلامتی نموده بود، برای او دعا کرد و چشمانش بینا شد.


    عزیر برای جلب اعتماد فرزندان سالخورد ه اش، به درخواست آنها نشانه ای که روی کتفش بود را به آنان نشان داد. بنی اسرائیل که هنوز باور نمی کردند این فرد همان عزیر صدسال قبل است از او خواستند تورات را که بعد از سوزاندن بخت النصر به فراموشی سپرده شده بود برای قوم بنی اسرائیل بخواند. عزیر هم تورات را از حفظ برای آنان قرائت کرد. عزیر همچنین محل دفن توراتی را که از طرف پدرش سروحا در روزگار بخت النصر در خاک مدفون بود را به بنی اسرائیل نشان داد. آنان بعد از بیرون آوردن تورات، آن را با آنچه که عزیر از حفظ برای مردم قرائت کرده بود مقایسه کردند و اختلافی در آن ندیدند. همین مسئله باعث شد که بعضی از بنی اسرائیل عزیر را به خاطر تکریم و احترام، فرزند خدا بدانند.


    گردآوری: بخش مذهبی بیتوته

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    علی : خلاصه ی عزیر زنده میشود

    ناشناس : من از شما خلاصه ونتیجه گیری عزیر زنده می شود رو از شما می خواستم و شما داستان این رو گفتید😢😢😢

    من کوثر صفری هستم : ما خلاصه داستان رو خاستیم اما خلاصه ی زندگیش را برای ما گفته اند😂😂

    فاطمه ملائی : ماخلاصه خواستیم نه کل زندگیش را

    غزیر : داستان عزیز زنده می‌شود را خلاصه کنید

    🌹 : ببخشید ما خلاصه داستان را می خواستین اما شما کل داستان را توضیح دادید لطفا خلاصه را برای ما بنویسید.

    ناشناس : اینم خلاصه

    ستایش : من خلاصه ونتیجه گیری عزیر زنده می شود رو از شما می خواستم و شما داستان این رو برای ما آوردید 😢😢😢😢😢😢

    ناشناس : من خلاصه می خاستم

    . : خیلیییییی بببددد بوودد

    السا : یک مردی بود به اسم عزیر که میخواست باالاغش از جایی کوچ‌کند نصف راه به فکر فرو رفت که همه مردگان در چه حالی اند خسته بود زیر درختی خوابید و الاغش هم بست که ب خواب عمیق فرو رفت وقتی بلند شد همه چیز تغییر شده بود صدای از فرشته وحی :بنظرت چند سال خوابی او در جواب گفت یک ساعت یا یک روز بعد فرشته وحی گفت که تو صد ساله هستی که خوابیدی تعجب کرد الاغش را استخوانی دید و گفت حالا دیگه به قدرت خدا یقین اوردم بفرمایید اینم خلاصه😚

    امل : دوستان خلاصه شو مثل درس نگفته بده

    م.ش : عهعه ما خلاصه اش را می خوایم نه کل داستان مگر ما توی کتاب نزده بود ما خلاصه اش را می خواستیم

    امیر محمد : من خلاصه درس میخواستم ولی شما از زندگی نامش گفتید😭

    م•ه : سلام اصلا این خلاصه نیست وقتی نمیدونید نزارید

    pardis❣ : ععع ما خلاصه ی این درس و میخواستیم شما رفتید کل زندگیشو واسمون نوشتید🙄🙄واقعا تعجب اوره 🙄🙄

    من هم همین طور : من هم همین طور

    ناشناس : نمیدونم ولی خوب نیست میخواستم خلاصه بهم زندگینامه دادن😂😂

    ناشناس : وا. من نوشتم خلاصه اینکه خلاصه نیست😐

    ♡☆♡ : میشه نتیجه اش روبگین باسپاس

    ناشناس : یک مردی بود به اسم عزیر که میخواست باالاغش از جایی کوچ‌کند نصف راه به فکر فرو رفت که همه مردگان در چه حالی اند خسته بود زیر درختی خوابید و الاغش هم بست که ب خواب عمیق فرو رفت وقتی بلند شد همه چیز تغییر شده بود صدای از فرشته وحی :بنظرت چند سال خوابی او در جواب گفت یک ساعت یا یک روز بعد فرشته وحی گفت که تو صد ساله هستی که خوابیدی تعجب کرد الاغش را استخوانی دید و گفت حالا دیگه به قدرت خدا یقین اوردم

    delaram : من خلاصه یا همون نتیجه رو میخواستم 😑😑😐😐شما زندگینامه رو در سایت قرار دادید🦍🦍🦍

    Hilda : من خلاصه می خوام

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 5 ماه قبل
    0

    عزیر

    هانیه 5 ماه قبل
    1

    من خلاصش رو میخواستم نه کل زندگینامش رو

    ELX 5 ماه قبل
    0

    خلاصه میخواستم.

    محمد 5 ماه قبل
    1

    این دیگ چ کوفتیع

    ثنا شهرکی 5 ماه قبل
    3

    من نتیجه گیری از این داستان رو میخوام نه این که کل داستان،😭

    ناشناس 5 ماه قبل
    5

    نمیدونم ولی خوب نیست میخواستم خلاصه بهم زندگینامه دادن😂😂

    فافا 6 ماه قبل
    3

    بچه ها کسی میدونه وقتی حضرت عزیز اون زلزله رو دید چه فکری به سرش زد?

    Hilda 6 ماه قبل
    4

    من خلاصه می خوام

    درسا براتی 7 ماه قبل
    2

    ای وای من برای پیک ادینه می خوام معنیش زو می خوام😭😭

    فاطمه 7 ماه قبل
    1

    عزیر در سن جوانی به امر خدا، روح از بدنش جدا گردید و بعد از صد سال زنده شد. بعد از زنده شدن عزیر از وی در مورد مدت زمانیکه بر او گذشت سوال شد. عزیر خیال میکرد یک روز یا کمتر خوابیده است. به وی گفته شد صد سال از جان دادنش گذشته است ولی غذا و خوراکی که همراهش بود هنوز فاسد نشده است. بعد از آن از سوی خدا به او گفته شد به استخوان های مرکبش که هم زمان با عزیر از دنیا رفته بود نگاه کند تا از چگونگی زنده شدن مردگان و معاد آگاه شود. حضرت عزیر (ع) بعد از این واقعه به توانا بودن خدا اقرار کرد.

    -2
    فاطمه 7 ماه قبل

    این هم خلاصه درس

    دخترک بی اعصاب 7 ماه قبل
    0

    گاو خلاصشه

    حدیث 8 ماه قبل
    -1

    ما خلاصه داستان رو خواستیم

    علی 8 ماه قبل
    2

    ممنونم

    السا 8 ماه قبل
    6

    یک مردی بود به اسم عزیر که میخواست باالاغش از جایی کوچ‌کند نصف راه به فکر فرو رفت که همه مردگان در چه حالی اند خسته بود زیر درختی خوابید و الاغش هم بست که ب خواب عمیق فرو رفت وقتی بلند شد همه چیز تغییر شده بود صدای از فرشته وحی :بنظرت چند سال خوابی او در جواب گفت یک ساعت یا یک روز بعد فرشته وحی گفت که تو صد ساله هستی که خوابیدی تعجب کرد الاغش را استخوانی دید و گفت حالا دیگه به قدرت خدا یقین اوردم

    بفرمایید اینم خلاصه😚

    2
    درسا براتی 7 ماه قبل

    ممنون

    نویسنده باید از السا یاد بگیره

    کیففففف

    محمد 8 ماه قبل
    1

    این که خلاصه نیست

    طاها 8 ماه قبل
    0

    واقعا که ما خلاصه خواستیم داستان رو خودمون هم داشتیم

    رزیتا 8 ماه قبل
    1

    چه بی کفایتی . اینهمه خلاصه خواستن جواب داده نشد

    موانا 8 ماه قبل
    0

    زندگینامه عالی بود ولی خلاصه داستان [عزیر زنده می شود] نبود لطفا خلاصه را هم بگذارید ممنون میشم🥰😊😊

    niusha 8 ماه قبل
    1

    چه سایت به درد نخوری😑😐😐😐 😐 😐

    niusha 8 ماه قبل
    0

    ما خلاصه اش رو می‌خواستیم لطفا خلاصه رو بهمون بگید ممنون میشم😍😊❤️

    delaram 8 ماه قبل
    4

    من خلاصه یا همون نتیجه رو میخواستم 😑😑😐😐شما زندگینامه رو در سایت قرار دادید🦍🦍🦍

    SAMA_BTS 8 ماه قبل
    0

    شما ما می‌زنیم خلاصه شما برای ما کتاب میارین مینویسیم من نتیجه گیری میخام لطفا به این کاراتون رسیدگی کامل کنید یا داستان کامل می‌زاری الکی ننویسید که خلاصه🖕با تشکر

    ناشناس 8 ماه قبل
    0

    خلاصه بگو

    سارینا دوکانه ای 8 ماه قبل
    -2

    نتیجه گیری داستان عزیرزنده میشود

    زهرا 8 ماه قبل
    0

    ما خلاصه رو میخوایم

    ناشناس 8 ماه قبل
    -1

    سلام من از شما خلاصه درس رو می خواستم ولی شما زندگی ایشان را گفتید 😡😡واقعا عجیبه

    Jungkook 8 ماه قبل
    0

    وات د فاخ واقعا که من میخواستم ببینم داستان چی شد ولی شما به جای داستا که داخل قران بود چیز هایی اوردید که اصلا داخل کتاب نبود

    محدثه 8 ماه قبل
    1

    ماازشما جواب میخواستیم

    فاطمه شاکر 9 ماه قبل
    0

    خیلی خلاصه گویی جالب بود

    آتنا خلیلی 9 ماه قبل
    -1

    سلام به همه من از این چیزی زیادی نفهمیدم ولی هی هم با کمک خودم و هم با کمک این و کتابم تونستم چیزی بنویسم و به معلمم ارسال کنم با تشکر ♥️♥️♥️

    بذررررز 9 ماه قبل
    -1

    خوب بود برای من که نیاز داشتم

    0
    فاطمه شاکر 9 ماه قبل

    سلام به دوستان گلم خیلی خلاصه گویی جالب بود

    ناشناس 9 ماه قبل
    4

    یک مردی بود به اسم عزیر که میخواست باالاغش از جایی کوچ‌کند نصف راه به فکر فرو رفت که همه مردگان در چه حالی اند خسته بود زیر درختی خوابید و الاغش هم بست که ب خواب عمیق فرو رفت وقتی بلند شد همه چیز تغییر شده بود صدای از فرشته وحی :بنظرت چند سال خوابی او در جواب گفت یک ساعت یا یک روز بعد فرشته وحی گفت که تو صد ساله هستی که خوابیدی تعجب کرد الاغش را استخوانی دید و گفت حالا دیگه به قدرت خدا یقین اوردم

    1
    آنا 5 ماه قبل

    عالی ممنون

    2
    درسا براتی 7 ماه قبل

    تشکر

    2
    السا 8 ماه قبل

    مرسی بابت خلاصه😘

    2
    ناشناس 8 ماه قبل

    ممنونم به خاطر خلاصه🥰

    1
    Setayesh 8 ماه قبل

    نمیدونم کی هستی ولی واقعا ممنونم

    1
    ستایش 8 ماه قبل

    ممنون بزرگوار

    1
    Jungkook 8 ماه قبل

    خوب بود

    1
    عالی‌ 8 ماه قبل

    عالی

    7
    ناشناس 9 ماه قبل

    اینم خلاصه

    ناشناس 9 ماه قبل
    -1

    سلام ما از شما خلاصه ی داستانی عزیز زنده می‌شود را خواستیم شما آورده همه زندگی اش را برای ما تعریف کردیم ما این چیزها را در کتاب هم داریم

    کوثر 9 ماه قبل
    -1

    سلام بچه ها وقتی زحمت کشیدن واستون خوبی میکنن و زحمت میکشند این مطلب را بنویسند خیلی کاره سختی هست این کارها که خیلی بد بود اگه بلد نیستی نزار اینا به جای تشکر که زحمت کشیدن من از این داستان خیلی خوشم آمد ممنون

    شیما 9 ماه قبل
    0

    من خلاصشو میخوام که چه نتیجه ای بگیریم

    من نتیجه میخواستم نه داستان 9 ماه قبل
    -2

    من نتیجه می خاستم نه داستان

    مهدیا 9 ماه قبل
    3

    سلام من خلاصه رو میخوام

    bbffb. 9 ماه قبل
    2

    لطفاً چیزی که میخواهیم درست باشه

    فاطمه 9 ماه قبل
    2

    عالی بود ولی جاهای مهمش رو نگفته

    pardis❣ 9 ماه قبل
    5

    ععع ما خلاصه ی این درس و میخواستیم شما رفتید کل زندگیشو واسمون نوشتید🙄🙄واقعا تعجب اوره 🙄🙄

    1
    ♥️ 9 ماه قبل

    آره واقعا که .....

    ♡☆♡ 9 ماه قبل
    4

    میشه نتیجه اش روبگین

    باسپاس

    9 ماه قبل
    1

    میشه نتیجه گیری داستان رو بگید

    م•ه 9 ماه قبل
    5

    سلام اصلا این خلاصه نیست

    وقتی نمیدونید نزارید

    🌹 9 ماه قبل
    7

    ببخشید ما خلاصه داستان را می خواستین اما شما کل داستان را توضیح دادید لطفا خلاصه را برای ما بنویسید.

    ناشناس 9 ماه قبل
    4

    وا. من نوشتم خلاصه اینکه خلاصه نیست😐

    1
    م•ه 9 ماه قبل

    واقعا

    1
    ننویشتی 9 ماه قبل

    عزیر عزیر عزیر عزیر و

    امیر محمد 9 ماه قبل
    5

    من خلاصه درس میخواستم ولی شما از زندگی نامش گفتید😭

    5
    من هم همین طور 9 ماه قبل

    من هم همین طور

    Selin 9 ماه قبل
    0

    من خلاصه میخوام‌. چیکار دارم کل داستانو😒😒😒

    . 9 ماه قبل
    6

    خیلیییییی بببددد بوودد

    0
    ناشناس 9 ماه قبل

    دقیقا

    . 9 ماه قبل
    2

    خیلی بد بود اصلا کامل نبود

    Pxjsip 9 ماه قبل
    3

    واقعا واقعا واقعا خیلی خیلی خیلی خیلی بدمن نتیجه میخواستم یک چیز دیگه داده 😢😢😢😞😞😞😑

    ناشناس 10 ماه قبل
    6

    من خلاصه می خاستم

    1
    منم میخواستم 5 ماه قبل

    منم میخواستم

    2
    من هم همین طور 9 ماه قبل

    من هم همین طور 😔😔

    طاها کرد 10 ماه قبل
    0

    منم نمی‌دونم. کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    امید ابراهیمی کهنوج 10 ماه قبل
    2

    عزیز سوار بر الاقش میشود آب بر میدارد و سفر خود را آغاز می‌کند عزیر راه می‌افتد و خود را در شهری زلزله زده میبیند

    ناشناس 10 ماه قبل
    1

    عزیر‌زنده‌می‌شود

    ❤مریم❤ 10 ماه قبل
    -2

    خیلی مضخرفه.من خلاصه شو می خواستم.نه اینکه زندگینامه اش رو.😤😤😤😤

    0
    سولان علایی 8 ماه قبل

    اره دقیقا منم خلاصه شو میخواستم زندگی نامشو اورده 😶😶😑😑

    0
    طاها کرد 10 ماه قبل

    بله من هم همینطور

    ساحل 10 ماه قبل
    0

    مضن خلاصه رو میخام

    ناشناس 10 ماه قبل
    -1

    من مطلب می خواستم خلاصه می خواستم شما یک چیزی دیگر به من دادی من خلاصه نه کامل درس

    😁 10 ماه قبل
    3

    عزیز مرده زنده میشه

    بی نام 10 ماه قبل
    1

    منم خلاصه رو میخواستم با نتیجه گیری، نه کل داستان و

    غزیر 10 ماه قبل
    7

    داستان عزیز زنده می‌شود را خلاصه کنید

    1
    نه 9 ماه قبل

    بد بود

    ناشناس 10 ماه قبل
    3

    من هم نتیجه این داستان را میخواستم

    -2
    زهرا امیری 9 ماه قبل

    من هم نتیجه این داستان میخواستم

    نفیسه آقایی 10 ماه قبل
    3

    اره خیلی بدرود

    محمد مهدی 10 ماه قبل
    2

    ما خلاصه رو می خواستیم نه زندگی نامه رو

    م.ش 10 ماه قبل
    5

    عهعه ما خلاصه اش را می خوایم نه کل داستان مگر ما توی کتاب نزده بود ما خلاصه اش را می خواستیم

    ناشناس 10 ماه قبل
    9

    من از شما خلاصه ونتیجه گیری عزیر زنده می شود رو از شما می خواستم و شما داستان این رو گفتید😢😢😢

    ستایش 10 ماه قبل
    6

    من خلاصه ونتیجه گیری عزیر زنده می شود رو از شما می خواستم و شما داستان این رو برای ما آوردید 😢😢😢😢😢😢

    فاطمه ملائی 10 ماه قبل
    7

    ماخلاصه خواستیم نه کل زندگیش را

    علی 10 ماه قبل
    9

    خلاصه ی عزیر زنده میشود

    -1
    خخرنن 10 ماه قبل

    بججلجوج

    1
    به توچه 10 ماه قبل

    من خلاصه میخاستم

    عسل 10 ماه قبل
    0

    ما خلاصه رو خواستین

    من کوثر صفری هستم 10 ماه قبل
    8

    ما خلاصه داستان رو خاستیم اما خلاصه ی زندگیش را برای ما گفته اند😂😂

    بهار 10 ماه قبل
    -1

    نمیدونم چرا من درخواست خلاصه کرده ام اما شما این را توش نیست

    امل 10 ماه قبل
    5

    دوستان خلاصه شو مثل درس نگفته بده

    0
    ۸ 8 ماه قبل

    اصلا خوب نیس متنش

    من پریا شهرکی هستم 10 ماه قبل
    0

    بد نیس ولی بعضی جا های مهمش رو نگفته

    من پریا شهرکی هستم 10 ماه قبل
    0

    وای بعضی جاهای مهمش رو نگقته

    برای ارسال نظر کلیک کنید