توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    خلاصه درس بلدرچین و برزگر فارسی سوم ابتدایی

    1 بازدید

    خلاصه درس بلدرچین و برزگر فارسی سوم ابتدایی را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    قصه بلدرچین و برزگر (خلاصه داستان بلدرچین و برزرگر فارسی سوم)

    قصه بلدرچین و برزگر خلاصه داستان بلدرچین و برزگر است که در کتاب فارسی سوم (درس پنجم صفحه ) درج شده است؛ در این مطلب قصد داریم تا خلاصه این داستان را به همراه فایل صوتی آن تقدیم حضورتان نماییم؛ لطفا با ما همراه باشید.

    خلاصه داستان بلدرچین و برزگر:

    بلدرچینی با بچه های خود در کشتزاری لانه داشت. روزها به سرعت می گذشت و محصول کشتزار به مرحله برداشت نزدیک می شد. بلدرچین بیشتر اوقات خود را به گشت و گذار مشغول بود و هر روز از بچه ها دور می شد؛ اما بچه ها، هنوز پرپرواز نداشتند و ناگزیر به سکوت در لانه بودند. هر روز غروب که بلدرچین به کنار بچه ها برمی گشت، از آنها وقایع روز را می پرسید. روزی بچه ها به او گفتند:« امروز صاحب مزرعه آمده بود و می گفت: زمان برداشت فرا رسیده و محصول هم به اندازه کافی وجود دارد، فردا به فلانی می گویم که بیاید و محصول را جمع کند.» بلدرچین گفت:« نترسید؛ هیچ خطری شما را تهدید نخواهد کرد.»
    روز بعد دوباره برزگر آمد و گفت:« فلانی گفت: دیروز کار داشتم، فردا حتماً خواهم آمد.»
    بلدرچین دوباره به بچه هایش اطمینان داد که خطری آنها را تهدید نخواهد کرد!
    چند روزی به این صورت گذشت و برزگر هر روز برداشت محصول را به این و آن حواله می داد. بلدرچین نیز متقابلاً به بچه هایش اطمینان می داد که خطری آنها را تهدید نخواهد کرد.
    سرانجام یک روز غروب، بچه ها به او گفتند:« امروز برزگر آمده بود و می گفت: داس را آماده کرده و فردا شخصاً برای برداشت محصول خواهد آمد.»

    بلدرچین خطاب به بچه هایش گفت:« دیگر جای ما این جا نیست. فردا صبح زود آماده شوید تا از این جا کوچ کنیم؛ زیرا این بار برزگر کمر همت بسته و شخصاً خواهد آمد و هیچ چیز مانع آمدن او نخواهد بود؛ بنابراین جایمان دیگر اینجا نیست!»

    همه ی داستان همینه …. یعنی تا وقتی منتظریم دیگران بیان و برامون کاری بکنن کارامون همین جور عقب می افته باید خودمون بلند شیم و داس هامونو آماده کنیم  و حرکت کنیم تا کارامون انجام بشه …

    منبع خلاصه داستان برگرفته شده از وبلاگ 1moallem  می باشد.

    فایل صوتی:

    لینک دانلود:

    منبع تصاویر: سایت رشد

    منبع مطلب : samangol.ir

    مدیر محترم سایت samangol.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    بلدرچین وبرزگر سوم ابتدایی

    بلدرچینی با بچه های خود در کشتزاری لانه داشت. روزها به سرعت می گذشت و محصول کشتزار به مرحله برداشت نزدیک می شد. بلدرچین بیشتر اوقات خود را به گشت و گذار مشغول بود و هر روز از بچه ها دور می شد؛ اما بچه ها، هنوز پرپرواز نداشتند و ناگزیر به سکوت در لانه بودند. هر روز غروب که بلدرچین به کنار بچه ها برمی گشت، از آنها وقایع روز را می پرسید. روزی بچه ها به او گفتند:« امروز صاحب مزرعه آمده بود و می گفت: زمان برداشت فرا رسیده و محصول هم به اندازه کافی وجود دارد، فردا به فلانی می گویم که بیاید و محصول را جمع کند.» بلدرچین گفت:« نترسید؛ هیچ خطری شما را تهدید نخواهد کرد.»
    روز بعد دوباره برزگر آمد و گفت:« فلانی گفت: دیروز کار داشتم، فردا حتماً خواهم آمد.»
    بلدرچین دوباره به بچه هایش اطمینان داد که خطری آنها را تهدید نخواهد کرد!
    چند روزی به این صورت گذشت و برزگر هر روز برداشت محصول را به این و آن حواله می داد. بلدرچین نیز متقابلاً به بچه هایش اطمینان می داد که خطری آنها را تهدید نخواهد کرد.
    سرانجام یک روز غروب، بچه ها به او گفتند:« امروز برزگر آمده بود و می گفت: داس را آماده کرده و فردا شخصاً برای برداشت محصول خواهد آمد.»

    بلدرچین خطاب به بچه هایش گفت:« دیگر جای ما این جا نیست. فردا صبح زود آماده شوید تا از این جا کوچ کنیم؛ زیرا این بار برزگر کمر همت بسته و شخصاً خواهد آمد و هیچ چیز مانع آمدن او نخواهد بود؛ بنابراین جایمان دیگر اینجا نیست!»

    همه ی داستان همینه .... یعنی تا وقتی منتظریم دیگران بیان و برامون کاری بکنن کارامون همین جور عقب می افتد

    منبع مطلب : piran1.blogfa.com

    مدیر محترم سایت piran1.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    تباتییایی 2 روز قبل
    0

    ذظدزابیذ

    دلتاتب

    ناشناس 6 روز قبل
    0

    نش

    ناشناس 10 روز قبل
    0

    من صفحه بعدیش رو میخواستم

    المی 10 روز قبل
    0

    ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ امتیاز

    محیا گودرززق 15 روز قبل
    1

    اشکالی نداره

    عقیل 20 روز قبل
    3

    خیلی خوب

    ناشناس 21 روز قبل
    2

    چرا کل درس رو نوشتین خلاصه نویسی نکردید

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید