توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    خیزید و خز آرید که هنگام خزان است باد خنک از جانب خوارزم وزان است

    1 بازدید

    خیزید و خز آرید که هنگام خزان است باد خنک از جانب خوارزم وزان است را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    گنجور » منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی

    عبداله نوشته:

    به نظر می رسد که :

    نارنج چو دو کفهٔ سیمین ترازو

    هردو ز زر سرخ طلی کرده برونسو

    آکنده به کافور و گلاب خوش و لؤلؤ

    وانگاه یکی زرگر زیرک‌دل جادو

    با راز به هم باز نهاده لب هر دو

    رویش به سر سوزن بر آژده هموار

    به صورت زیر تصحیح گردد:

    نارنج چو دو کفهٔ سیمین ترازو
    هردو ز زر سرخ طلی کرده برونسو

    وانگاه یکی زرگر زیرک‌دل جادو
    با راز به هم باز نهاده لب هر دو

    آکنده به کافور و گلاب خوش و لؤلؤ
    رویش به سر سوزن بر آژده هموار

    👆☹

    منبع مطلب : ganjoor.net

    مدیر محترم سایت ganjoor.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    خیزید و خزآرید که هنگام خزان است - شعر و ادبیات

    خیزید و خزآرید که هنگام خزان است - شعر و ادبیات

    خیزید و خزآرید که هنگام خزان است

    خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
    باد خنک از جانب خوارزم وزان است

    آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزان است
    گویی به مثل پیرهن رنگ رزان است

    دهقان به تعجب سر انگشت گزان است
    کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار



    دهقان به سحرگاهان کز خانه بیاید
    نه هیچ بیارامد و نه هیچ بپاید

    نزدیک رز آید در رز را بگشاید
    تا دختر رز را چه به کارست و چه شاید

    یک دختر دوشیزه بدو رخ ننماید
    الا همه آبستن و الا همه بیمار



    دهقان چو درآید و فراوان نگردشان
    تیغی بکشد تیز و گلو باز بردشان

    وانگه به تبنگوی کش اندر سپردشان
    ورزانکه نگنجند بدو درفشردشان

    بر پشت نهدشان و سوی خانه بردشان
    وز پشت فرو گیرد و برهم نهد انبار



    آنگه به یکی چرخشت اندر فکندشان
    بر پشت لگد بیست هزاران بزندشان

    رگها ببردشان ستخوانها شکندشان
    پشت و سر و پهلوی به هم درشکندشان

    از بند شبانروزی بیرون نهلدشان
    تا خون برود از تنشان پاک به یکبار



    آنگاه بیارد رگشان و ستخوانشان
    جایی فکند دور و نگردد نگرانشان

    خونشان همه بردارد و بردارد جانشان
    وندر فکند باز به زندان گرانشان

    سه ماه شمرده نبرد نام و نشانشان
    داند که بدان خون نبود مرد گرفتار



    یک روز سبک خیزد شاد و خوش و خندان
    پیش آید و بردارد مهر از در زندان

    چون در نگرد باز به زندانی و زندان
    صد شمع و چراغ اوفتدش بر لب و دندان

    گل بیند چندان و سمن بیند چندان
    چندانکه به گلزار ندیده است و سمن زار

    منوچهری دامغانی


    منوچهری دامغانی از بزرگترین شاعران ایرانی در قرن پنجم هجری است.وی به زبان عربی و فارسی تسلط عالی داشت و سرآمد شاعران فارسی در وصف طبیعت است.از وی دیوان اشعار باقی مانده است.

    منبع مطلب : shereparsi.blogsky.com

    مدیر محترم سایت shereparsi.blogsky.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 1 سال قبل
    -1

    سلام جواب بدید

    یک دوست 1 سال قبل
    0

    ارایه واج ارایی داره

    0
    حسین 11 روز قبل

    آره

    واج آرایی خ

    در بیت اول

    0
    محمد 1 سال قبل

    نه

    برای ارسال نظر کلیک کنید