توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور به کدام ضرب المثل اشاره دارد

    1 بازدید

    دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور به کدام ضرب المثل اشاره دارد را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    گنجور » حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵

    علی نوشته:

    یوسف گمگشته از کنعان گریزان می شود
    کلبه احزان، زیارتگاه یاران می شود

    ای دل غمدیده حالت را به درمان خوش نکن
    عاقبت هر آدمی با خاک یکسان می شود

    گر بهار زندگی را جاودانی دیده ای
    در خطایی مرغ خوشخوان، چون زمستان می شود

    دور گردون دایماً یکسان نمی چرخد ولی
    نوبت ما چون رسد، این چرخ ویران می شود!

    سیل نابودی اگر، بر برگ تقدیرت بود
    ناخدا گر نوح باشد، باز طوفان می شود!

    کعبه را راهی به جز خار مغیلان نیز هست
    هر که از هر ره رود، عبد و مسلمان می شود

    حافظا دیگر مگو در فقر و خلوت غم مخور
    درد بی درمان مگر بی درد، درمان میشود  

    👆☹

    آموزش ادبیات سوم راهنمایی - درس چهاردهم پرتو امید

    درس چهاردهم                          پرتو امید

    قالب شعر : غزل

    شعر از : حافظ

    بیت 1:

    یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور                     کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

    معنی :

    نگران نباش، یوسف گم شده دوباره به سرزمین و وطن خود بر می‌گردد و خانه‌ی غم و اندوه، روزی به شادی تبدیل می‌شود.

    لغت :

    کنعان : نام شهری در فلسطین قدیم که وطن، یعقوب، پدر یوسف، بود. / احزان : جمع حزن، اندوه‌ها

    آرایه‌ها :

    تلمیح به داستان حضرت یوسف و حسادت برادران او که یوسف را به چاه افکندند و پدرش یعقوب از شدّت دوری او نابینا شد. / یوسف و کنعان : مراعات نظیر / کلبه احزان؛ اضافه‌ی تشبیهی / کلبه‌ی احزان و گلستان : تضاد

    نکته دستوری :

    گم گشته : صفت مشتق – مرکّب / گلستان : مستند (چگونه شود؟ = گلستان مسند) / باز آید : فعل پیشوندی

    بیت 2 :

    ای دل غم دیده حالت به شود، دل بد مکن                      وین سر شوریده، باز آید به سامان غم مخور

    معنی :

    ای دل غمگین ناراحت نباش، زیرا حالت بهتر می‌شود و این فکر آشفته، دوباره، آرام و قرار می‌یابد.

    لغت :

    غم دیده : غمگین / به : بهتر / شوریده : آشفته / سامان : آرام و قرار، نظم

    آرایه :

    ای دل غم دیده : منادا / دل : تشخیص و مجاز از شاعر یا هر انسان دیگر / دل بد مکن : کنایه از نگران نباش / سر : مجازاً فکر و خیال / دل و سر : مراعات نظیر

    نکته دستوری :

    غم دیده : صفت مشتق – مرکّب / به : صفت تفضیلی / شوریده : صفت مشتق / سامان : ساده / وین : مخفف و این

    بیت 3 :

    دور گردون، گر دو روزی بر مراد ما نرفت             دائماً یکسان نباشد حال دوران، غم مخور

    معنی :

    اگر گردش روزگار، مدّتی مطابق میل و آرزوهای ما نبود، نگران باش، زیرا همیشه وضع و حال روزگار به یک شکل نیست. (روزی هم مطابق میل ما خواهد شد)

    لغت :

    دور گردون : گردش روزگار (گردون : گردون : آسمان) / دو روزی : مدّتی کم / مراد : آرزو، هدف / دائماً : همیشه

    آرایه‌ها :

    تکرار «د» و «ر» واج آرایی / گر و بر : جناس

    نکته دستوری :

    دو روزی : قید زمان / دائماً : قید زمان / یکسان : مسند

    بیت 4 :

    هان، مشو نومید، چون واقف نه ای از سر غیب              باشد اندر پرده، بازی‌های پنهان غم مخور

    معنی :

    آگاه باش و نا امید نشو، زیرا از رازهای پنهان خداوند (لطف نهانی خدا) باخبر نیستی و یقین بدار که در پشت پرده دور از چشم من و تو بازی‌هایی می‌گذرد که بر ما آشکار نیست.

    لغت :

    هان : آگاه باش / واقف : آگاه، باخبر / سر : راز / سرّ غیب : راز الهی

    نکته دستوری :

    هان : شبه جمله (صوت) / نه ای ( = نیستی) : فعل اسنادی منفی / چون : پیوند وابسته ساز / اندر (= در) : حرف اضافه

    بیت 5 :

    ای دل، ار سیل فنا بنیاد هستی برکند                    چون تو را نوح است کشتیبان، ز توفان غم مخور

    معنی :

    ای دل، اگر فنا و نابودی اساس هستی تو را دگرگون کند ، چون یاور و یاوری مانند حضرت نوح (ع) داری، ناراحت نباش.

    لغت :

    فنا : نابودی / بنیاد : اساس، اصل / ار : مخفف اگر

    آرایه :

    دل : تشخیص / سیل فنا : اضافه تشبیهی (سیل : مشبهه و فنا : مشبّه به) / بنیاد هستی بر کند : کنایه از نابودی / تلمیح به داستان حضرت نوع (ع) / سیل و کشتیبان و توفان و نوح : مراعات نظیر / تکرار «ت» و «ن» در مصراع دوم : واج آرایی

    نکته دستوری :

    برکند : فعل پیشوندی / کشتیبان : مشتق ( «بان» پسوند محافظت است) / را : فک اضافه : (کشتیبان تو) / توفان : متمّم و «ز» حرف اضافه

    بیت 6 :

    در بیابان گر به شوق کعبه، خواهی زد قدم                     سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان، غم مخور

    معنی :

    وقتی که در بیابان به آرزوی رسیدن به کعبه، گام بر می‌داری، اگر خار مغیلان (رنج و سختی راه) تو را آزرده کرد، غمگین نباش زیرا دیدار کعبه، به کشیدن این رنج‌ها می‌ارزد.

    لغت :

    شوق : میل، اشتیاق / مغیلان : گیاه خاردار که میوه ای شبیه باقالا دارد، این کلمه در اصل «امّ غیلان» بوده است، به معنی مادر دیوها و غولان؛ چون در قدیم فکر می‌کردند که دیوها و غول‌های بیابانی زیر این بوته‌ها پنهان می‌شوند و مسافران و اهل کاروان را گمراه می‌کنند.

    آرایه‌ها :

    در و گر : جناس / بیابان و خار مغیلان : مراعات نظیر / سرزنش کردن خار مغیلان : تشخیص

    مفهوم کلی : برای رسیدن به معشوق واقعی (خدا) باید تمام رنج و سختی را تحمّل کرد.

    بیت 7 :

    اگر چه مقصد بسیار دور است و جای اقامت کاروان بسیار خطرناک است، ناراحت نباش، زیرا هر راهی پایان و انتها دارد.

    لغت :

    بس : بسیار / مقصد : هدف / بعید : دور / کان : مخفّف که آن / گر چه : مخفّف اگر چه

    آرایه‌ها :

    راه، بعید و پایان : مراعات نظیر / تکرار «ی» و «ن» در مصراع دوم : نغمه حروف / نیست و نیست : تکرار

    نکته دستوری :

    فعل «است» بعد از واژه‌ی «بعید» به قرینه لفظی حذف شده است. / دو فعل «نیست» در مصراع دوم، به معنی «وجود نداشتن» به کار رفته‌اند و فعل غیر اسنادی هستند؟ یعنی فقط به نهاد نیاز دارند. / است به معنی می‌باشد : مضارع اخباری

    بیت 8 :

    حافظا، در کنج فقر و خلوت شب‌های تار                         تا بود وردت دعا و درس قرآن، غم مخور

    معنی :

    ای حافظ تا وقتی که در گوشه‌ی درویشی و تنهایی شب‌های تاریک، دعا و قرآن می‌خوانی، نگران و غمگین نباش.

    لغت :

    کنج : گوشه، زاویه / خلوت : تنهایی / ورد : ذکر و دعای زیر لب (با واژه‌ی ورد : گل سرخ اشتباه نشود)

    آرایه :

    ورد و دعا و قرآن : مراعات نظیر / در و درس : جناس / تار و تا : جناس

    توجه :

    کنج فقر به معنی «گوشه خانه درویشی» اضافه تشبیهی نیست، بلکه اضافه استعاری است که در سال‌های آینده می‌خوانید.

    نکته دستوری :

    حافظ : منادا و «ا»، حرف ندا / بود : فعل مضارع اخباری ( = می‌باشد) / «ت» در ورد : مضاف‌الیه (ورد تو) در کنج فقر و خلوت شب‌های تار : متمم قیدی است.

    تاریخ ادبیات

    حافظ : خواجه شمس‌الدین محمد، حافظ شیرازی معروف به لسان‌الغیب، از بزرگ‌ترین شاعران غزل سرای ایران و جهان است که در قرن هشتم می‌زیست. گفته‌اند چون قرآن را از بر داشت، «حافظ» تخلّص گرفت. آن چه از محتوای شعر حافظ به دست می‌آید. تسلّط وی به زبان عربی و تبّحر او در علوم مختلف است. دیوان او سرشار از آموزه های عرفانی حکمت الهی است. آرامگاه او در باغ زیبایی در شمال شهر شیراز واقع شده که به «حافظیّه» معروف است.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ثمین بخشی 19 روز قبل
    0

    داعمن یکسان نباشد حال دوران غم مخور

    ناشناس 25 روز قبل
    0

    در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد

    . 8 ماه قبل
    -1

    گهی پشت به زین و گهی زین به پشت.

    برای ارسال نظر کلیک کنید