توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید وتصویر ذهنی خودرابنویسید

    1 بازدید

    داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید وتصویر ذهنی خودرابنویسید را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید و تصویر ذهنی خود را بنویسید

    تنه یا بدنه : زمستان سختی است پاهایم از زور و سوز سرما قرمز و کرخ شده است ، تنها چند متر دیگر با ایستگاه اتوبوس فاصله دارم به ایستگاه که می رسم با صف طولانی‌ مسافران روبه رو می شوم .

    مسافران از همین حالا محل احتمالی توقف اتوبوس را نشانه گرفته اند . تا با باز شدن درهای آن نبرد سر سختانه ای را برای بالا رفتن از پله ها آغاز کنند . سر انجام پس از انتظاری نسبتا طولانی ، اتوبوس بی آر تی نمایان می شود .

    انبوه جمعیت به سمت اتوبوس هجوم می آورند . هوا بسیار سرد است ، وقتی صف مسافران خالی شد ، به سرعت خود را به داخل اتوبوس می رسانم و روی تنها جای خالی اتوبوس می نشینم .

    داخل اتوبوس جای سوزن انداختن نیست . همه ی صندلی ها پر شده است . در ایستگاه بعدی نیز تعداد بی شماری از مردم سوار اتوبوس می شوند . جمعیت جدید مجبور اند سر پا بایستند ؛ بعضی ها با حسرت به آنهایی که روی صندلی اند نگاه می کنند و بعضی دیگر نیز از مسافران می خواهند تا آنها را کنار خود جای دهند .

    اتوبوس آنقدر شلوغ است که اگر کسی بخواهد پیاده شود باید از یک ایستگاه قبل خود را آماده کند . در گوشه ای از اتوبوس بحث و درگیری بین چند مسافر پیش آمده و ظاهرا به دلیل انبوه جمعیت نتوانسته در مسیر مورد نظر پیاده شود .

    همه ی جمعیت مشغول گفت و گو هستند و به گونه ای خود را سرگرم کرده اند . هوای داخل اتوبوس به دلیل انبوه جمعیت و همچنین روشن بودن بخاری ها گرم است و صورت یخ زده ام را آب می‌کند .

    مسافران ایستگاه بعدی برای سوار شدن مسافران داخل اتوبوس را هل می دهند . صدای داد راننده اتوبوس بلند می شود : هل ندهید تا چند دقیقه ی دیگر اتوبوس بعدی می آید . اما با کمال تاسف کو گوش شنوا .

    نتیجه : اتوبوس خلوت و صندلی های خالی برای ساکنان کلانشهرها رویایی است که شاید با ساعت ها انتظار در ایستگاه اتوبوس هم ، رنگ واقعیت به خود نگیرد ، اما با با این حال هم برای بسیاری مسئله ناچاری است .

    منبع مطلب : darsi-haftomohashtom.blogfa.com

    انشا : داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید - پایه نهم

    انشا : داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید - پایه نهم

    یک انشای ساده در مورد توصیف کردن یک اتوبوس شلوغ با کمی طنز تلخ در آن مناسب برای دانش آموزان پایه نهم

    امروز برای برگشتن از مدرسه به خانه اتوبوس را انتخاب کرده ام. در ایستگاه نشستم تا اتوبوس بیاید. مدتی صبر کردم اما بالاخره اتوبوس مقصد مورد نظرم آمد و جلوی ایستگاه ایستاد.

    به اتوبوس نگاه کردم یک پسر بچه صورتش را به پنجره چسبانده و برای من شکلک در می آورد برای او زبان در آوردم و جلوی در اتوبوس رفتم، در اتوبوس که باز شد صدای مسافرها آمد، آنقدر شلوغ بود که تعدادی از مسافران مجبور شدند پیاده و دوباره سوار شوند تا کسانی که به مقصد رسیده بودند از اتوبوس پیاده شوند.

    مودب ایستادم تا بقیه پیاده شوند اما دیدم دو سه نفر از پشت مرا هل دادند که خودشان زودتر سوار شوند، فکر کردم اگر بخواهم همین طور مودب اینجا بایستام نمی توانم سوار شوم.

    من هم کمی دیگران را هل دادم و بالاخره به سختی توانستم سوار اتوبوس شوم و جایی برای خودم گیر بیاورم.

    پسر بچه ای که برایم شکلک در آورده بود را دیدم که آسوده از همه جا مرا که به زور ایستاده بودم و دستم را از میله ی سقف اتوبوس آویزان کرده بودم تا از افتادنم جلوگیری کنم را نگاه می کرد و می خندید. لجم درآمد اما سعی کردم به رویم نیاورم.

    من و تعداد زیادی از مسافران که به سختی ایستاده بودیم و سعی می کردیم تا تعادلمان را حفظ کنیم با هر ترمز اتوبوس به این طرف به آن طرف می رفتیم، و هر کسی غر می زد که دیگر هلش داده.

    کم کم نزدیک ایستگاهی می شدیم که باید پیاده می شدم خودم را جمع و جور کردم اما اتوبوس به یکباره ترمز کرد و بقیه جا خالی دادند و من کف اتوبوس پخش شدم، با شرمندگی بلند شدم و سعی کردم خونسردی ام را حفظ کنم همه شروع کردند به دلداری دادن من ولی آن پسر بچه مرا به مادرش نشان می داد و بلند بلند می خندید.

    پیاده شدم و خودم را سرزنش کردم چرا راهی که با تاکسی می توانستم راحت بیایم را با اتوبوس آمدم و این اتقافات برایم افتاد.

    انشای طنز و خنده دار

    یک اتوبوس شلوغ را تصور کنم؟ مگر اتوبوس خلوت هم وجود دارد؟!

    اتوبوس وسیله حمل همگانی است که اصولا برای این ساخته شده تا تنها عده معدودی روی صندلی های پادشاهی آن بنشینند و بقیه در حالی که دستگیره های بالای سرشان را گرفته اند با بغضی در گلو، خشمی در سینه و نگاهی پر از حسرت به پادشاهان نشسته نگاه کنند و در همین حال با یک چالش ناخوشایند روبرو شوند:

    “دست هایشان که به خاطر سوار شدن مکرر در اتوبوس هر روز درازتر از روز قبل می شود، امروز چند سانت درازتر شده است؟!”

    و اما این تمام ماجرا نیست … بگذریم از صدای هیاهویی که از هر طرف به گوش می رسد، گریه بچه ای که انگار هیچ وقت تمامی ندارد، جرو بحث زن و شوهری که فکر می کنند به دادگاه خانواده آمده اند و می خواهند تمام اختلافات خانوادگی شان را در همین یک ربعی که در اتوبوس نشسته اند حل و فصل کنند و مردی که موزیک قدیمی گوش می دهد و حواسش نیست که خداوند هدفون را برای چنین لحظه هایی آفریده!!

    هر 5 دقیقه یک بار صدای خشن و ترسناک آقای راننده به گوش می رسد، گذشته از چند سکته ناقصی که از شنیدن صدایش داشتم الحق و الانصاف صدای گویایی دارد و محال است صدایش را – زبانم لال – نشنیده و ایستگاه را رد کنی.

    معمولا بعد از اعلام ایستگاه منتظر ترمزهای جانانه ای هستم که به پاس آن، همه دردهای عضلانی گذشته را به کل فراموش می کنم …

    نمی خواهم وارد جزئیات بیشتر بشوم اما مگر می شود از اتوبوس بگویم و هوای عطراگین آن را نادیده بگیرم؟!

    باید بگویم به نظرم استفاده از خوشبو کننده کار بسیار بسیار پسندیده ای است. بدون شک وقتی از شدت کمبود جای ایستادن در اتوبوس، بینی شما نیز در زمان نادرست در مکانی نادرست قرار بگیرد متوجه منظورم می شوید!

    بوی بدن هایی که به شدت عرق کرده، عطر پای کسی که بزرگوارانه کفش هایش را در آورده و سایر انواع عطرهای دل انگیز که به خاطر رعایت نزاکت قادر به بیان آن نیستم و صدها عامل که زبان از توصیف آن ها قاصر است همگی دست به دست هم داده تا بودن در یک اتوبوس شلوغ به خاطره ای خاص که البته هر روز تکرار می شود تبدیل شود!

    منبع مطلب : www.coca.ir

    انشا داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید پایه نهم

    انشا داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید پایه نهم

    انشا در مورد داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید

    انشا صفحه 24 کتاب نگارش پایه نهم

    انشا اول درباره داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید

    مقدمه : عبارت اتوبوس شلوغ برای اغلب ما یاد آور اتوبوس های درون شهری در کلان شهر هایی مانند تهران یا تبریز ملقب به بی آر تی است ، علاوه بر آن ، این اتوبوس ها نماد تبدیل یک شهر به کلانشهر نیز هستند .

    بدنه : امروزه استفاده ی مردم از مترو بیشتر از اتوبوس شده است ، اما با کمی توجه می توان فهمید که این دو وسیله به غیر از سرعت و چیزهای ظاهری چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند.

    ازدحام و فضای تنگ سرنشینان ، بوی بد برخی مسافران که از نقاط مختلف بدنشان ساطع می شود ، فضای گرم و شرجی سرنشینان عقب اتوبوس و نگاه های ترحم آمیز پدر بزرگ یا مادر بزرگی که به خاطر پر بودن تمامی صندلی ها به شما دوخته شده ، از عواملی است که باعث می شود سفر کوتاه درونشهری شما تبدیل به سفری جهنمی و طولانی شود.

    اگر از فضای نفرت انگیز اتوبوس شلوغ که بگذریم ، و به عنوان مسافر این اتوبوس به اطراف خود با دقت نگاه کنیم ، می توانیم تجارب زیادی کسب کنیم ، به عنوان مثال ، از مادری خسته که بعد از یک روز سخت کاری ، کار های خانه نیز در انتظار اوست و فرزندی که دست او را گرفته و به فکر کمک به اوست.

    از مرد جوانی که برای فرار از مشکلات روزمره ی خود ، مشغول گوش دادن به موسیقی با صدای بلند است ، از زن جوانی که پس از مسافرتی طولانی در حال دادن این خبر خوش به پدرش است که به شهرشان برگشته ، از سربازی که مجبور است حساب هر ثانیه را بخاطر مرخصی کوتاهی که گرفته است بکند ، از راننده ، از پیرمرد و ازپیرزن و غیره.

    نتیجه : حال به این فکر کنید ، که این اتوبوس تصادف کند ، ذهنیت تمامی این افراد که چند ثانیه پیش درباره ی پول و مشکلات و آرزوهای مختلف بود تغییر پیدا خواهد کرد ، تغییر به افکاری یکسان ، افکاری به نام های سلامتی و شکرگزاری در همه حالات حتی در حالت های بد زیرا این درس را یادگرفتند که هر حالت بدی می تواند بدتر شود و یا برعکس ، هر حالت خوبی می تواند بهتر شود!

    انشا در مورد داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید و تصویر ذهنی خود را بنویسید 👇

    اتوبوس شلوغ ، کوچک شده ی دنیای ما ! ، چه مثال عینی و قابل درکی است برای کسانی که اندیشه می کنند و میخواهند چرخه ی زندگی را در یک نگاه درک کنند .

    راننده ای که بدون توجه به پشت سر ، در جای گرم و نرم خود برروی صندلی سرنوشت ملت نشسته و در پیچ های روزگار ، فرمان سیاست را می گرداند ، فکر نکنید رانندگی این اتوبوس کار ساده ای است ، یک پیچ اشتباه نه تنها می تواند دست شما را از فرمان کوتاه کند ! ، بلکه می تواند شما را از اتوبوس جهان بیرون انداخته و منزوی کند ؛ چه جوانانی که بقل دست و در پشت سر راننده در انتظار اند تا نوبت کار آنها فرا رسد و پیوسته چای لیاقت را در لیوان اثبات ریخته و به راننده می دهند بلکه بتوانند پشت آن فرمان بنشینند .

    از ناحیه ی اول بگذریم ، برسیم به کودکانی که در صندلی های ابتدایی اتوبوس نشسته و حتی جرئت نگاه کردن به آخر اتوبوس دنیا را ندارند ، اصلا چرا باید به آنجا نگاه کنند ؟ نگاه آنها باید همیشه به سمت پیشرانه ی اتوبوس جهان باشد تا وقتی بزرگ شدند بتوانند در آخر عمر به راحتی سفر کنند !

    میانه ، شلوغ ترین ناحیه ی اتوبوس است ، چه میانسالانی که برعکس دنیا جای خودرا به جوانان داده و یک صندلی به عقب می روند ، چه دزدانی که در جیب درایت و ثروت دیگران ریشه می دوانند و از شلوغی اتوبوس سوء استفاده می کنند ، چه انسانهایی که بدون توجه به اتوبوس مادی ، سر خود را از پنجره ی ایمان بیرون برده و بادی عارفانه و برخاسته از عبودیت به صورت آنها می خورد !

    چه قهرمانانی که در آن شلوغی به فکر نجات جان و مال مردم از زمین خوردن آنان به کف اتوبوس که با جهالت و فریب پوشیده شده است هستند و … .

    در پایان می رسیم به باتجربگان ، کهنسالان و گاهی حسرت داران اتوبوس مان ، کسانیکه چرخه ی زندگی خود را با چشم خاطرات می بینند و بعضی از آنها هر روز آرزو می کنند که : ای کاش بلیط این اتوبوس را تازه گرفته و برروی ردیف اول صندلی ها نشسته باشند ، البته مقصد این اتوبوس و اتوبوس های بعدی فقط یک ایستگاه است ! ، ایستگاهی به نام معاد که همه باید پیاده شوند حتی کسانیکه … .

    توصیف یک اتوبوس شلوغ

    انشایی  درمورد درباره درون یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید و تصویر ذهنی خود تو بنویسید صفحه 24 کتاب مهارت های نوشتاری نگارش پایه نهم توصیف یک اتوبوس شلوغ

    منبع مطلب : 7sc.ir

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    نازی 23 روز قبل
    -1

    من میخوام یک انشا بنوسیم ساده باشه اتوبوس باشه

    مهری محمودی 27 روز قبل
    -1

    عالی

    مهری محمودی 27 روز قبل
    -1

    عالی

    Fatiii 1 ماه قبل
    -1

    فقط مقدمه اولی به دردم خورد بقیش خوب نبود🙅🏻‍♀️😕

    ناشناس 1 ماه قبل
    -1

    خوب

    ناشناس 1 ماه قبل
    1

    سلام عالی بود ☺️

    Hani 1 سال قبل
    3

    😐😐😐

    mobena 1 سال قبل
    1

    عالی 😘😘

    ناشناس 1 سال قبل
    -2

    قشنگ نبودن

    2
    راحله 11 ماه قبل

    اگر تخیلی بیشتر توش بود بهتر میشد😊

    معصومه 1 سال قبل
    2

    خخخخخ

    -1
    حدیثه هاشمی 1 سال قبل

    مرز

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید