توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    داستان کودکانه در مورد سردار سلیمانی

    1 بازدید

    داستان کودکانه در مورد سردار سلیمانی را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    تــــــــوپ تـــــــــاپ

    تــــــــوپ تـــــــــاپ

    حاج قاسم سلیمانی یکی از بهترین الگوهایی است که می تواند برای کودکان ما باشد. گاهی خوب است که در مورد چنین انسان های شریف و بزرگی با کودکان مان حرف بزنیم تا آنها نیز در مورد شهیدان کشوران مطلع شوند و در مورد زندگی آنها بدانند تا راه آنها را ادامه دهند.

    در زیر چند نمونه متن به بیان کودکان درباره شهادت حاج قاسم سلیمانی برایتان آماده کرده ایم. همراه ما باشید.

    متن کودکانه شهادت سپهبد قاسم سلیمانی

    همیشه تو رویاهام دوست داشتم مثل شما باشم. مثل شما یک مرد قوی که همه ی مردم به اون احترام میزارن. بابام میگه که خدا آدمای مهربون رو دوست داره و اونا رو به بهشت میبره. فکر کنم الان شما جاتون دقیقا وسط بهشته. آخه شما خیلی مهربون بودید که به خاطر کشورتون رفتید و جونتون رو فدا کردید. مامانم وقتی که یکی فوت کرده میگه خدا بیامرزه اون رو اما من میدونم که شما آمرزیده شدید. قلب پاکتون رو خدا حتما دیده و واسه همون آمرزیده شما رو. بهشت مبارکتون باشه سردار سلیمانی.

    ***************

    همیشه وقتی که اخبار از سردار سلیمانی حرف میزد، بابام رو میدیدم که چه با دقت گوش میکنه. انگار که قراره یک اتفاق مهم بیفته که اینجوری جذب اخبار میشد. اما من خبرای مهم تر از اون رو هم می دیدم که بابام اصلا انگار بهشون اهمیت نمیداد. یکم که دقت کردم، دیدم که اون به خاطر اخبار نمیره پای تلویزیون! بلکه به خاطر سردار سلیمانیه که همچین جذب تلویزیونمون میشه. الان سردار سلیمانی رفته و بابام خیلی دلگیره. میگه سردار رفته پیش خدا، جایی که بهش تعلق داشته.

    ***************

    میگن تو بچه ای و نمیفهمی، اما من خیلی خوب میفهمم! من میفهمم که سردار بزرگ کشورمون چرا جونش رو فدا کرد؛ من میفهمم که چرا اون به شهادت رسید؛ من میفهمم که چرا سردار سلیمانی رو اینقدر مردممون دوست دارن. اون به خاطر ملت کشورش حاضر شد از جونش بگذره و این یعنی عشق! عشقی که هم من و هم بقیه ی مردم به سردار سلیمانی داریم. از خدا میخوام که بهترین جای بهشت رو به سردار بزرگ کشور ما بده تا همیشه توی اون در آرامش باشه.

    ***************

    حاج قاسم الان دیگه تو بهشته و داره از نعمت های بی نهایت خدا توی اونجا استفاده میکنه. همیشه وقتی که توی این دنیا بود، فکر نکنم که رنگ آرامش رو میدید. آخه کشورهایی مثل آمریکا رو نمیشه بهشون فرصت داد و اگه این کارو بکنی، یعنی باختی. واسه همین سردار سلیمانی مجبور بود که شبانه روز کار کنه تا بتونه جلوی دشمنای کشورمون رو بگیره. اما الان دیگه اون توی آرامشه. یک آرامش وصف ناپذیر دارد. من خیلی به سردار کشورمون افتخار میکنم و حتما راهی که اون رفته رو میرم.

    ***************

    من اینقدر بزرگ نشدم که بدونم سردار سلیمانی دقیقا چه پست و عنوانی داشت، اما در این حد بزرگ شدم که بدونم اون برای کشورمون چه کاری کرد. پست و مقام برای آدمای بزرگ هیچه. سردار اگه یک سرباز ساده هم بود، باز هم همون کارایی رو میکرد که الان کرده. سردار بزرگ کشورمون رو کشتن البته نکشتن بلکه به شهادت رسوندن. اون واسه ایران خیلی از خود گذشتگی کرد. اون واسه نجات مردمش خیلی زیاد از خودش گذشت. الان وقتشه که ماها جبران کنیم براش.

    ***************

    من دوست دارم توی آینده مثل شهید سلیمانی باشم. یه آدم بزرگ که همه اون رو دوست دارن و عاشقشن. وقتی که میبینم مردم اینجوری توی خیابونا جمع شدن و واسه از دست دادن اون گریه میکنن، با خود میگم که اون چقدر آدم بزرگی بوده که این همه آدم کارشون رو کنار گذاشتن و اومدن واسه تشییع جنازه اون. من میخوام یک سردار سلیمانی باشم. سردار سلیمانی ای که حاضره جونش رو هم واسه کشورش بده.

    ***************

    خدا شهیدا رو خیلی دوست داره و به اونا توجه ویژه ای داره. من حتم میدم که سردار سلیمانی هم توی صف همین شهیداست و خدا الان داره با نعمت های مختلفش از اون پذیرایی میکنه. من از نزدیک اونو ندیدم اما همین قدر بگم که اندازه ی بابام دوسش دارم. الان تو تلویزیون مدام میگن که حاج قاسم آسمانی شد. من نمیدونم که اون به آسمون رفته یا رفته جای خدا ولی هر جایی که رفته میدونم که جای خوبیه. حاج قاسم عزیزم همیشه در آرامش باشی.

    ***************

    من جدای از معلمای خودم، یه معلم دیگه هم دارم. یه معلم که الان دیگه بین ما نیست و شهید شده و رفته. یه آدم مهربون که هر بار که چهره اش رو میدیدم، یک آرامش خاصی توی وجودم شکل میگرفت. تنها آرامش نبود ها! غرور هم تمام وجودم رو فرا میگرفت. اما الان دیگه رفته. رفته پیش خدا. راستش رو بخواین من گریه کردم؛ اما مامانم بهم گفت که گریه نکن چون اون شهید شده و خدا شهیدا رو خیلی دوست داره. کاش می بود و من هنوزم اون حس رو ازش میگرفتم؛ اما مامانم میگه که اون عاشق شهادت بود و الان بهش رسیده و حتما در آرامشه. راستی گفتم اون معلممه! اره بزرگترین معلم من هست. آخه بهم یاد داد که واسه کشورت حتی اگه شده جونت رو هم باید بدی.

    ***************

    الان از تو آسمون داره به تموم ما آدما نگاه میکنه. حتم دارم داره لذت میبره که میبینه جوونای زیادی حاضر شدن که راهش رو ادامه بدن. راستش منکه اونقدر بزرگ نشدم که بخوام راه اونو برم، اما میخوام منم مثل اون باشم. از این به بعد اگه کسی بهم بگه که میخوای در آینده چکاره بشی، میگم همون شغلی که حاج قاسم داشت رو میخوام داشته باشم تا مثل اون واسه کشورم جونم رو فدا کنم و باعث بشم که کشورم از دست دشمنا همیشه حفظ بشه.

    ***************

    من میخوام آمریکا رو فحش بدم، اما مامانم میگه که این کار بدیه و بعد هم این کار مربوط به بزرگتراس من نباید توش دخالت کنم. اما میگن یکی از بزرگترین آدمای کشور ما رو شهید کردن. میگن که خیلی در حقش بدی کردن و ظلم خیلی بدی بهش شده. من نمیخوام تو کار بزرگترا دخالت کنم اما میدونم که آمریکا کار خیلی بدی کرده و باید تقاص پس بده. من به عنوان یکی از بچه های کشورم حاضرم که تا جون دارم مقابل آمریکا وایسم و تقاص خون شهید سلیمانی رو ازش بگیرم.

    ***************

    یه شیر داریم که خیلی قدرتمنده و یه موش هم داریم که ضعیفه. به نظرم حاج سلیمانی و کشور ایران اون شیره هستن که همیشه توی روز روشن حتی اگه بخوان دعوا کنن هم به سمت دشمن میرن. اما آمریکا مثل یک موش بود وقتی که به شهید سلیمانی حمله کرد و اون رو به شهادت رساند. میگن توی تاریکی بوده. آخه چشم آدم که تاریکی رو نمیبینه. میگن از آسمون بوده. آخه چشمای آدم که بالای سرش نیست که بخواد آسمون رو ببینه. پس آمریکا هیچ کار شجاعانه ای نکرده و فقط ترسو بودن خودش رو نشون داده که این کار رو با شهید سلیمانی ما کرده.

    ***************

    شهید سلیمانی رو من خیلی دوستش دارم. نه تنها من، بلکه تموم کشورمون اون رو دوست داره. اون تبدیل به یک اسطوره شده برای کشورمون. راستش رو بخواین خودمم معنی اسطوره رو نمیدونم اما می دیدم که بقیه میگن اون یک اسطوره شده. من فقط میخوام راهی رو برم که شهید سلیمانی رفت. اینجوری میدونم که پیش خدا هم سرم بالاست و با افتخار منو وارد بهشتش میکنه. همونجور که شهید سلیمانی رو وارد بهشتش کرده.

    ***************

    بهشت خدا خیلی بزرگه. خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنیم. اما یه قسمت خیلی بزرگ از این بهشت الان دیگه به نام یکی از سردارهای ایرانیه. یکی که جونش رو واسه کشورش گذاشت کف دستش و رفت خارج از کشور و شهید شد. منظورم شهید سلیمانیه. من حتی حاضرم جای خودمم توی بهشت به اون بدم که اون آرامش داشته باشه و دیگه نخواهد اعصابشو واسه آمریکا خورد کنه. امیدوارم که الان دیگه لذت ببره؛ چون شهادت رو خیلی دوست داشت.

    ***************

    شهید سلیمانی الگویی شده برای تموم ماهایی که هنوز قراره وارد جامعه بشیم و برای جامعه ی خودمون مفید واقع بشیم. من این شهید رو خیلی دوست دارم. چون اون درس آزادگی میده به تموم آدما؛ درس شجاعت. اون میتونست مثلا بره با آمریکا دوست بشه و به ایران پشت کنه و کلی توی رفاه باشه، اما این کار رو نکرد! چون این کار براش ذلت بود و اون ذلت رو نمی پذیرفت. الانم که حاج قاسم سلیمانی به شهادت رسیده و من بهش شهادتش رو تبریک میگم.

    ***************

    خیلی ناراحت شدم وقتی که از اخبار شنیدم که سردار بزرگ ایران به شهادت رسیده. من اونو دور از جون قد بابام دوست داشتم و خیلی براش احترام قائل بودم. من اونو از نزدیک هم ندیده بودم ولی نمیدونم که چه انرژی خاصی داشت که من رو جذب خودش کرده بود. همیشه میخواستم که مثل اون بشم و الان دیگه تصمیمم صد در صد شده و میخوام که پا جای اون بزارم و بشم یکی از سربازان امام زمان.

    ***************

    به مامان و بابام میگم که منم میخوام برم مثل شهید سلیمانی با آمریکا بجنگم. اما اونا بهم میگن که تو با درس خوندنت میتونی بهترین جنگ رو با دشمنای ایران و شهید سلیمانی داشته باشی. الان من واقعا موندم که چیکار باید بکنم؛ اما با خودم میگم که این کشور فقط به کسایی نیاز نداره که برن با توپ و تفنگ با آمریکا بجنگن، بلکه به کسایی هم نیازمنده که با قلم و خودکار خودشون بخوان با آمریکا مقابله کند.

    ***************

    میخواستم بزرگ که شدم درس بخونم و برم آمریکا و اونجا زندگی کنم. اما الان تصمیم عوض شده. من میخواستم برم جایی که غرورم بیشتر بشه، اما آمریکا دیگه غروری نداره که من بخوام برم اونجا. وقتی که به یه نفر توی شب و از آسمون حمله میکنی دیگه نمیتونی به خودت بگی که من غروری واسم مونده. آمریکا الان یه ترسو شده، یه ترسوی بزرگ که نمیدونه چطوری کاری که کرده رو توجیه کنه. واسه همین من ازش بدم اومده و هیچ وقت نمیخوام که برم آمریکا. آمریکا شهید سلیمانی رو به شهادت رساند.

    ***************

    وقتایی که مردم شعار میدادن، از خودم می پرسیدم که آخه چرا باید بگن مرگ بر آمریکا یا مرگ بر اسرائیل. آخه حقم داشتم چون نمیدونستم که چرا اینو میگن. اما چند وقت پیش این مسئله برام روشن شد. آمریکایی ها حاج قاسم سلیمانی رو به شهادت رسوندن! اونم با نامردی تمام. بدون اینکه حتی بخوان باهاش رو در رو بشن، از آسمون بهش حمله کردن و اونم آسمونی شد. آخه به همچین کسایی اگه مرگ نفرستیم، پس چیکار باید بکنیم؟

    ***************

    آمریکا و ایران هیچوقت نمیتونن دوست همدیگه باشن. آخه ایران یه کشور مهربونه که به همه مهربونی میکنه اما آمریکا اینجوری نیست و خیلی خودخواهه و واسه همین همیشه به کشورهایی که از اون ضعیف تر هستن، زور میگه. الانم که به کشور ایران دست درازی کرده و سردار سلیمانی رو به شهادت رسونده. من دیگه واقعا نمیدونم که به این کشور چی بگم! اما امیدوارم که زودتر ریشه ی ظلمش از بین بره که نتونه به کسی ظلم کنه.

    ***************

    ظلم کشور آمریکا تمومی نداره. آخه یک کشور چه قدر میتونه ظالم باشه که به هیچ کسی رحم نکنه. من اگه جای آمریکا بودم، سعی میکردم که یکم مهربون تر باشم. توی دنیایی که میشه با خوبی زندگی کرد، چرا باید همش بدی کنیم و با بدی هامون دل بقیه رو بشکنیم. الان آمریکا دل مردم ایران رو شکونده چون یکی از سردارهای اون رو به شهادت رسونده. سردار سلیمانی یکی از بزرگترین آدمای ایران بود که آمریکا اون رو آسمونی کرد.

    ***************

    خیلی از آمریکا بدم میاد و دیگه هیچوقت نمیخوام که برم اونجا. آمریکا یک کشور خیلی بده که جز ظلم کردن کار دیگه ای بلد نیست. خب این کار رو که همه بلدن! اما خوب بودن مهمه مثل ایران. باید خوب باشی و به همه خوبی کنی تا خدا دوستت داشته باشه. آمریکا رو فکر کنم دیگه حتی خدا هم دوست نداره که الان همه ی کشورا ازش متنفر شدن. اون خیلی ترسو بوده که سردار سلیمانی رو اینطوری به شهادت رسونده. اگر راست می گفت، باید رو در رو با سردار سلیمانی می جنگید نه اینکه از پشت سر حمله کنه.

    ***************

    همه الان تو خیابونا ریختن و به آمریکا مرگ میفرستن، به اسرائیل مرگ میفرستن. اما من میخوام بگم که این دوتا کشور دیگه حناشون پیش هیچکسی رنگی نداره و همه اونا رو شناختن و ذات پلیدشون برای همه رو شده. کاش اونا هم یه ذره مثل ایران بودن. ایران الان بین همه ی کشورا محبوبه! چون بهشون کمک میکنه و تو زمانی که مشکل دارن دستشون رو میگیره. خب اینجوری خدا هم بیشتر دوستت داره و بیشتر بهت نگاه میکنه. اونا سردار سلیمانی ما رو کشتن و این باعث شد که منم دیگه ازشون بدم بیاد.

    ***************

    سردار سلیمانی مثل بابام بود و آمریکا اون رو ازم گرفت. هیچوقت این کشورو به خاطر این کاری که کرده نمیبخشم. امیدوارم که روزی بشه که آمریکا تقاص پس بده. روزی بشه که انتقام سختی که همه ی مردم از اون حرف میزنن از آمریکا گرفته بشه.

    در ادامه تماشا کنید :

    متن های زیبا درباره چهلم سردار قاسم سلیمانی

    متن کوتاه درباره ی شهادت سردار قاسم سلیمانی (2)

    دلنوشته زیبا درباره شهادت سردار قاسم سلیمانی

    آلبوم عکس شهادت سردار قاسم سلیمانی برای پروفایل + متن

    مجموعه شعر درباره شهادت سردار قاسم سلیمانی

    منبع مطلب : www.toptoop.ir

    مدیر محترم سایت www.toptoop.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    «من قاسم سلیمانی هستم» داستانی از یک قهرمان برای کودکان

    به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر دفاع‌پرس، علاقه به شخصیت سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی مختص به گروه سنی خاص و یا شهر، استان و حتی فقط کشور ایران نیست. ایشان یکی از معدود شخصیت‌های مبارز روزگار معاصر ماست که علاقه‌مندان زیادی را در سراسر جهان دارد.

    شهادت سپهبد سلیمانی اما حسرت خیلی را به‌همراه داشت. شاید کمتر کسی باور داشت که حاج قاسم سلیمانی به‌عنوان یک شخصیت فراملی و مبارز در عرصه بین‌المللی مورد قشر کودک و نوجوان قرار داشته باشد و کودکان به شهادت ایشان عکس‌العملی نشان دهند اما آنچه در مراسم تشییع این شهید به‌طور عینی مشاهده شده، تاثیرگذاری ایشان بر همه نوع مخاطب از تمام اقشار و گروه‌های سنی بود.

    «من قاسم سلیمانی هستم» داستانی از یک قهرمان برای کودکان

    کودکان زیادی در شهادت حاج قاسم سلیمانی غمگین شدند و نسبت به جنایت آمریکایی‌ها به خشم آمدند و بی تردید کودکان امروز که آینده‌سازان آینده خواهند بود، این جنایت را فراموش نخواهند کرد. از این روز اهمیت ادبیات کودک و نوجوان برای ثبت خاطرات حاج قاسم سلیمانی و انتقال آن به مخاطبین کودک نمایان می‌شود.

    پس از شهادت این سردار رشید اسلام، تلاش‌های مختلفی در حوزه‌های مختلف هنری از جمله ادبیات و تاریخ شفاهی صورت گرفت. کتاب «من قاسم سلیمانی هستم» که روایت مراحل مختلف زندگی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی از تولد تا شهادت را برای آینده‌سازان این مرز و بوم روایت می‌کند، یکی از کارهای ارزنده‌ای است که این روزها منتشر شده است.

    این کتاب به قلم محمد حسینخانی از همرزمان، همکاران، دوستان و همشهریان شهید سلیمانی نوشته شده است. حسینخانی کتابت زندگینامه سردار دلها را برای سایر گروه‌های سنی در دست اقدام دارد. از وی تاکنون هشت اثر به بازار نشر عرضه شده است.

    «من قاسم سلیمانی هستم» داستانی از یک قهرمان برای کودکان

    محمد حسینخانی در ابتدای این کتاب داستان آورده است؛ افتخار می‌کنم که همشهری سردار دل‌ها در شهرستان رابُر استان کرمان هستم. ورودم به دبستان با آغاز جنگ تحمیلی هم‌زمان شده بود. قصه‌های شجاعت حاج قاسم در جبهه‌ها بین دانش آموزان دهان به دهان می‌چرخید، در قلبم جای گرفت؛ از آن‌جا بود که اسطوره همه سالیان زندگی‌ام شد.

    بعدها در مقطعی هم‌رزمش بودم و در سال‌های اخیر به واسطه‌ قلم‌زدن در حوزه شهدا به خصوص شهدای کرمان، ناظر آثارم بود. از مدتی قبل با نظارت ایشان، کتاب «کودکی یک قهرمان» که به بازی‌های محلی قدیمی کودکان در شهرستان رابُر می‌پرداخت را آغاز کرده بودم؛ با شهادت وی، کتاب را به سوی زندگینامه این شهید والامقام سوق و نامش را «من قاسم سلیمانی هستم» گذاشتم. امید دارم با تالیف کتب برای دیگر سنین، گوشه‌هایی از زندگی مجاهدانه این سردار سجاع را روایت کنم.

    انتهای پیام/ 121

    منبع مطلب : defapress.ir

    مدیر محترم سایت defapress.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    داستان‌هایی خواندنی از زندگی شهید قاسم سلیمانی

    داستان‌هایی خواندنی از زندگی شهید قاسم سلیمانی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، معرفی قهرمان‌های ملی به نسل آینده از جمله مهمترین وظایفی است که اهالی فرهنگ و هنر و ادب باید برای آن برنامه‌ریزی کنند؛ این موضوع به ویژه در ارتباط با چهره‌هایی همچون شهید سپهبد قاسم سلیمانی که علاوه بر شناخته شدن به عنوان یک قهرمانی ملی، در سطح منطقه و جهان نیز چهره‌ای شناخته شده است، از اهمیت بیشتری برخوردار است. قهرمان‌هایی که شناخت آنان توسط نسل آینده به ویژه کودکان و نوجوانان می‌تواند راهی مطمئن برای هویت‌بخشی به این نسل باشد.

    «عمو قاسم» از تازه‌ترین آثار نوشته شده در این زمینه است که در آستانه سالروز شهادت شهید سپبهد قاسم سلیمانی روانه کتابفروشی‌ها شده است. این اثر که به قلم محمدعلی جابری نوشته شده با تصویرسازی‌ میکائیل براتی آماده و روانه بازار نشر شده است.

    «عمو قاسم» اثری مصور است که سعی کرده با قصه‌ای روان کودکان و نوجوانان را با ابعاد مختلف شخصیت و زندگی شهید سپبهد قاسم سلیمانی آشنا کند. خاطرات متنوعی در ارتباط با مقاطع مختلف زندگی این سردار رشید اسلام در این کتاب ذکر شده که فرازهای گوناگونی از زندگی این شهید، دوران کودکی‌اش، فعالیت‌هایش قبل از حضور در عرصه دفاع مقدس، حضور در جنگ تحمیلی و همچنین دلاوری‌های منحصر به فردش در زمینه دفاع از حرم اهل بیت(ع) را به تصویر می‌کشد. کتاب مروری است مختصر، سریع و خوش‌خوان از زندگی شهیدی که می‌تواند بهترین الگوی آینده‌‎سازان ایران اسلامی باشد.

    نکته جالب توجه در این کتاب که آن را از برخی دیگر از آثار نوشته شده در ارتباط با شهید سپهبد قاسم سلیمانی متمایز می‌کند، شیوه تعاملی در نظر گرفته شده برای مخاطبان این کتاب است؛ نویسنده کتاب پس از ذکر هر خاطره، سؤالی را ناظر به خصوصیات روحی و شخصیتی شهید سلیمانی از مخاطب اثرش پرسیده است که او را وادار می‌کند تا یک بار دیگر آن خاطره را بخواند و با دقت بیشتری نسبت به منش و رفتار شهید سلیمانی توجه کند تا بتواند جواب سوالی که از او پرسیده شده را بدهد.

    در یکی از خاطرات این کتاب درباره شیوه مواجهه شجاعانه شهید سلیمانی با دشمنان می‌خوانیم: «آمریکایی‌ها منطقه‌ای را مشخص کردند و گفتند کسی حق ندارد به اینجا نزدیک شود. هر هلی‌کوپتر یا هواپیمایی به این منطقه نزدیک شود، آن را می‌زنیم. سردار سلیمانی با چند نفر از دوستانش با هلی‌کوپتر به سمت آن منطقه، در مرز عراق و سوریه، پرواز می‌کنند.

    سردار از داخل هلی‌کوپتر، پایین را نگاه می‌کرد و چیزهایی می‌نوشت. در همین موقع جنگنده‌های آمریکایی، آمدند بالای سر هلی‌کوپتر و تلاش کردند آن را برگردانند. یکی از همراهان سردار کمی ترسید و گفت: «جنگنده‌های آمریکایی دارند به ما نزدیک می‌شوند.» اما سردار سلیمانی بدون ترس نشسته بود و با آرامش به نوشتن ادامه می‌داد و حتی سرش را هم بلند نمی‌کرد. چند دقیقه بعد به مرز عراق و سوریه رسیدند. سردار پیاده شد و با سربازانش احوالپرسی کرد. بعد هم نماز شکر خواند و برگشت.»

    راوی کتاب بعد از روایت این خاطره، خطاب به مخاطبان کتاب نوشته است: «سردار سلیمانی هیچ‌وقت نمی‌گفت من قوی هستم، من بودم که دشمن را شکست دادم. او همیشه توکلش به خدا بود و از هیچ کس غیر از خدا نمی‌ترسید. او غیر از خدا هیچ چیز را بزرگ و قوی نمی‌دانست. ما هم باید مثل سردار سلیمانی، از آمریکا نترسیم و با او مبارزه کنیم. خب دختر گلم و پسر خوبم، این کلمه‌ها را در جای خالی مناسب قرار بده...»؛ در ادامه این متن هم چند جمله در ارتباط با آمریکا نوشته شده که باید با کلماتی که در اختیار مخاطب کتاب قرار گرفته این جملات را تکمیل کند.

    «عمو قاسم» از سوی نشر کتابک و با قیمت 22 هزار تومان منتشر شده است و از جمله آثاری به شمار می‌آید که در پویش ملی «قهرمان من» حضور پیدا کرده است.

    این پویش با هدف معرفی و عرضه محصولات کودک و نوجوان با محوریت این شهید عزیز به همت مجمع نوشت‌افزار ایرانی اسلامی «ایران نوشت» برگزار می‌شود تا ضمن اطلاع‌رسانی و معرفی محصولات تولید شده در راستای ادای دین تولیدکنندگان به این شهید بزرگ، بسترهای تهیه این محصولات را برای مخاطبان سراسر کشور و علاقه‌مندان شهید سپهبد قاسم سلیمانی فراهم می‌کند.

    علاقه‌مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند به پایگاه اینترنتی www.ghahreman.ir مراجعه کنند.

    انتهای پیام/

    منبع مطلب : www.tasnimnews.com

    مدیر محترم سایت www.tasnimnews.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    خبلی خوب است 17 روز قبل
    0

    عالی است

    ناشناس 9 ماه قبل
    0

    خیلی خوبه

    مهدی 11 ماه قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید