توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    دانلود رمان عروس ارباب زاده کامل pdf

    1 بازدید

    دانلود رمان عروس ارباب زاده کامل pdf را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

    دانلود رایگان رمان عروس ارباب زاده تمامی پارت ها

    دانلود رایگان رمان عروس ارباب زاده تمامی قسمت ها

    فصل دوم رمان شوهر غیرتی من با نام
    عروس ارباب زاده
    بابا تو رو خدا من نمیخوام زن ارباب بشم اون خودش زن داره من رو فقط برای انتقام !میخواد تو رو خدا من نمیخوام قربانی بشم من تازه شونزده سالم شده سیلی محکمی تو گوشم کوبید که پرت شدم روی زمین لگد محکمی تو شکمم کوبید که آخی از شدت درد گفتم و با چشمهای پر از اشک بهش خیره شدم که عصبی فریاد
    :زد
    !دختره ی سلیطه دوست داری برادرت قصاص بشه نمک به حروم
    از شدت درد مثل مار داشتم به خودم میپیچیدم من نمیخواستم عروس ارباب زاده
    سنگدل روستا بشم اون من رو برای انتقام میخواست اون فقط میخواست من براش
    توله پس بندازم اون میخواست از این وضعیت سواستفاده کنه :دوباره با التماس به پای بابا افتادم بابا تو رو خدا نزار من تقاص پس بدم با خشم خم شد موهای بلندم رو از زیر روسری کشید بیرون داخل دستش که اخ
    :بلندی از شدت درد گفتم خم شد تو صورتم و با عصبانیت تو صورتم نعره کشید

    که صدای بابا بلند شد
    ارباب زاده تو رو خدا رحم کنید به پسرم کاری نداشته باشید این دختره رو ببرید -
    !خونبس میشه
    با شنیدن این حرف بابا وحشت زده سرم رو بلند کردم نگاهم به ارباب زاده افتاد که با
    از حد
    پوزخندی که روی لبهاش بود داشت بهم نگاه میکرد خیلی ترسناک بود بیش !این قراره خونبس بشه بله ارباب زاده :ارباب زاده به نوچه هاش اشاره کرد و گفت
    !بیاریدش
    بعدش به سمت داداش فرهادم برگشت و گفت؛
    !دور بر عمارت ببینمت بدون شک زنده نمیزارمت بعد تموم شدن حرفش رفت نوچه هاش به سمتم اومدن ک جیغ زدم تو رو خدا ولم کنید .خفه شو تا همینجا زنده زنده چالت نکردم
    ساکت شدم از ترس با التماس به بابا و مامان خیره شدم که هیچ توجهی بهم
    نداشتند با دیدن اینکارشون ساکت شدم من برای اونا مهم نبودم
    پس
    چرا میخواستم من رو نجات بدند ، سوار ماشین ارباب زاده شدم تموم مدت
    بیصدا داشتم اشک میریختم

    تو همسر ارباب زاده میشی دختره ی سلیطه همینجا دهنت رو پر خون میکنم تا ۔
    جرئت نکنی روی حرف من حرف بزنی بابا انقدر من رو کتک زد که خون بالا آوردم وقتی آش و لاشم کرد و خودش هم خسته شد

    با شنیدن صدای ترسناک و عصبیش ساکت شدم فقط تو سکوت داشتم اشک
    میریختم سرم رو پایین انداخته بودم یهو دست ارباب روی فکم نشست و من رو به
    سمت خودش برگردوند :که چشمهام گرد شد وحشت زده بهش خیره شدم که عصبی گفت !خفه شو دیگه انقدر ور ور نکن کنار گوشم از شدت ترس زبون بند اومد حتی نمیتونستم حرف بزنم
    فکم رو عصبی ول کرد و به روبرو خیره شد من هم ساکت فقط به دستام خیره شدم
    انقدر ترسیده بودم
    .که میترسیدم حتی نفس بکشم ارباب زاده بیش از حد تصور ترسناک بود
    :با ایستادن ماشین صدای عصبی ارباب زاده بلند شد
    !گمشو پایین
    با ترس از ماشین پیاده شدم و به صورت عصبی ارباب زاده خیره شدم پوزخندی به :صورت وحشت زده ام زد و رو به آدماش گفت !بیاریدش عمارت
    :آدماش به سمتم اومدند که با گریه گفتم
    خودم میام
    :و دنبال ارباب زاده حرکت کردم وقتی داخل عمارت شدیم صدای جیغ زنی اومد
    تو چیکار کردی اهورا!؟ - :صدای آروم و خونسرد ارباب زاده بلند شد

    دانلود تمامی قسمت ها

    دانلود قسمت 1تا20

    دانلود قسمت 20تا40

    دانلود قسمت 40 تا 75

    دانلود قسمت 75تا 100

    دانلود قسمت 100 تا 120

    دانلود قسمت 120تا137

    دانلود قسمت 138و139

    دانلود قسمت 140 تا 145

    دانلود قسمت 145 تا 151

    دانلود قسمت 151 تا 156

    دانلود قسمت 156 تا 161

    دانلود قسمت 162 تا 166

    دانلود قسمت 167 تا 173

    دانلود قسمت 173 تا 177

    دانلود قسمت 180 تا 177

    دانلود قسمت 180

    دانلود قسمت 188

    دانلود قسمت 188 تا 192

    دانلود قسمت 196 تا 192

    دانلود قسمت 196 تا 199

    دانلود قسمت 201 تا 199

    دانلود قسمت 201 تا 207

    دانلود قسمت 209 تا 207

    دانلود قسمت 209 تا 212

    دانلود قسمت 217 تا 212

    دانلود قسمت 217 تا 222

    دانلود قسمت 226 تا 222

    دانلود قسمت 226 تا 229

    دانلود قسمت 233 تا 229

    دانلود قسمت 233 تا 238

    دانلود قسمت 243 تا 238

    دانلود قسمت 243 تا 249

    دانلود قسمت 254 تا 249

    دانلود قسمت 254 تا 256

    دانلود قسمت 262 تا 256

    دانلود قسمت 262 تا 268

    دانلود قسمت 274 تا 268

    دانلود قسمت 274 تا 276

    دانلود قسمت 280 تا 276

    دانلود قسمت 280 تا 282

    دانلود قسمت 290 تا 282

    دانلود قسمت 290 تا 296

    دانلود قسمت 299 تا 296

    دانلود قسمت 299 تا 303

    دانلود قسمت 309 تا 303

    دانلود قسمت 314 تا 303

    دانلود قسمت 314 تا 322

    دانلود قسمت 329 تا 322

    دانلود قسمت 329 تا 335

    دانلود قسمت 343 تا 349

    دانلود قسمت 353 تا 349

    دانلود قسمت 353 تا 359

    دانلود قسمت 364 تا 359

    دانلود قسمت 364 تا 368

    دانلود قسمت 373 تا 368

    دانلود قسمت 373 تا 377

    دانلود قسمت 382 تا 377

    دانلود قسمت 382 تا 388

    دانلود قسمت 393 تا 388

    دانلود قسمت 393 تا 403

    دانلود قسمت 409 تا 403

    دانلود قسمت 409 تا 416

    دانلود قسمت 420 تا 416

    دانلود قسمت 420 تا 429

    دانلود قسمت 437 تا 429

    دانلود قسمت 437 تا 447

    دانلود قسمت 461 تا 447

    فصل اول شوهر غیرتی من

    دانلود رمان عروس ارباب زاده

    دانلود رمان عروس ارباب زاده

    معرفی: رمان عروس ارباب زاده یک رمان عاشقانه و اربابی زیباست که در ادامه رمان شوهر غیرتی من نوشته شده است. برای خواندن/دانلود رمان عروس ارباب زاده با فرمت PDF با لینک مستقیم بدون سانسور رایگان با مجله اینترنتی هیلتن همراه باشید.

    خلاصه و دانلود رمان عروس ارباب زاده

    رمان عروس ارباب زاده در رابطه با دختر روستایی ای که اجبارا و برای نجات داداشش از قصاص به عقد ارباب زاده روستا که از قضا یه زن دیگه هم داره در میاد و…

    قسمتی از متن رمان عروس ارباب زاده

    سیلی محکمی تو گوشم کوبید که پرت شدم روی زمین لگد محکمی تو شکمم کوبید که آخی از شدت درد گفتم و با چشمهای پر از اشک بهش خیره شدم که عصبی فریاد زد:
    _دختره ی سلیطه دوست داری برادرت قصاص بشه نمک به حروم!
    از شدت درد مثل مار داشتم به خودم میپیچیدم من نمیخواستم عروس ارباب زاده سنگدل روستا بشم اون من رو برای انتقام میخواست اون فقط میخواست من براش توله پس بندازم اون میخواست از این وضعیت سواستفاده کنه!

    دوباره با التماس به پای بابا افتادم:
    _بابا تو رو خدا نزار من تقاص پس بدم.
    با خشم خم شد موهای بلندم رو از زیر روسری کشید بیرون داخل دستش که اخ بلندی از شدت درد گفتم خم شد تو صورتم و با عصبانیت تو صورتم نعره کشید:
    _تو همسر ارباب میشی دختره ی سلیطه همینجا دهنت رو پر خون میکنم تا جرئت نکنی روی حرف من حرف بزنی.
    بابا انقدر من رو کتک زد که خون بالا آوردم وقتی آش و لاشم کرد و خودش هم خسته شد بلاخره دست از کتک زدن برداشت کمربندش رو یه گوشه رها کرد و از خونه زد بیرون از شدت درد حتی نمیتونستم تکون بخورم

    صدای نگران خواهرم شهلا کنار گوشم بلند شد:
    _ستاره چشمهات رو باز کن تو رو خدا
    صدای خونسرد مامان رو شنیدم
    _دختره ی سلیطه کاریش نداشته باش بزار مثل سگ جون بده ، میخواد پسرم قصاص بشه تا این عروس ارباب زاده نشه انگار خیلی از ارباب زاده سر تره همه آرزو یه شب باهاش بودن رو دارند این اومده اینجا کلاس میاد!

    قلبم از این همه بی رحم بودن مامان گرفت هه مامان! فقط اسم مامان و بابا رو یدک میکشیدند هیچوقت برای من مادر و پدری نکردند گاهی فکر میکردم شاید من هیچوقت بچه ی واقعیشون نبودم!
    الان هم میخواستند بخاطر اینکه برادرم بخاطر قتلی که مرتکب شده قصاص نشه من عروس خونبس ارباب زاده بشم و باهاش ازدواج کنم!
    من چجوری میتونستم همسر دوم ارباب زاده بشم اون خودش زن داشت و من رو فقط برای بدنیا آوردن وارث و انتقام میخواست
    انتقام کاری که برادرم انجام داده بود
    _ستاره

    با شنیدن صدای داداشم با چشمهای پر از اشک بهش خیره شدم که چشمهاش رو با درد باز و بسته کرد و گفت:
    _حتی شده قصاص بشم نمیزارم همسر اون کثافط بشی!
    میدونستم من باید قربانی بشم تا اون نجات پیدا کنه میدونستم مادرم حاضر نیست خواهر بزرگترم شهلا و شهین رو بفرسته خونبس ارباب زاده بشند
    و فقط منی که به خونم تشنه اس رو میفرسته!
    پس چرا بیخود داشتم کتک میخوردم و مقاومت میکردم

    لبخند تلخی بهش زدم
    تا خواستم چیزی بگم صدای محکم در خونه اومد انگار یکی قصد داشت در رو از جاش بکنه! داداش فرهاد بلند شد رفت در رو باز کرد که صدای مشت و کتک کاری اومد

    مامان جیغ بلندی کشید و فریاد زد:
    _ارباب زاده پسرم و کشتی داری تو رو خدا رحم کن!
    با شنیدن این حرف با نگرانی به سختی با تن دردمند از روی زمین بلند شدم و لنگ لنگون به سمت در رفتم ، داداش فرهاد وسط حیاط افتاده بود و چند تا مرد داشتند کتکش میزدند با دیدن صحنه روبروم جیغی کشیدم و به سمتشون رفتم و گفتم:
    _داداشم و ولش کنید!

    صدای خش دار و ترسناک ارباب زاده بلند شد:
    _دست نگه دارید ولش کنید!
    دست از کتک زدن داداش فرهادم برداشتند تموم صورت قشنگش خونی شده بود تحمل دیدنش رو تو این وضعیت نداشتم با چشمهای اشکی بهش خیره شده بودم که صدای بابا بلند شد:
    _ارباب زاده تو رو خدا رحم کنید به پسرم کاری نداشته باشید این دختره رو ببرید خونبس میشه!
    با شنیدن این حرف بابا وحشت زده سرم رو بلند کردم نگاهم به ارباب زاده افتاد که با پوزخندی که روی لبهاش بود داشت بهم نگاه میکرد خیلی ترسناک بود بیش از حد
    _این قراره خونبس بشه!
    _بله ارباب زاده
    ارباب زاده به نوچه هاش اشاره کرد و گفت:
    _بیاریدش!
    بعدش به سمت داداش فرهادم برگشت و گفت؛
    _دور بر عمارت ببینمت بدون شک زنده نمیزارمت!
    بعد تموم شدن حرفش رفت نوچه هاش به سمتم اومدن ک جیغ زدم
    _تو رو خدا ولم کنید!
    _خفه شو تا همینجا زنده زنده چالت نکردم.
    ساکت شدم از ترس با التماس به بابا و مامان خیره شدم که هیچ توجهی بهم نداشتند با دیدن اینکارشون ساکت شدم من برای اونا مهم نبودم
    پس چرا میخواستم من رو نجات بدند ، سوار ماشین ارباب زاده شدم تموم مدت بیصدا داشتم اشک میریختم
    _خفه شو انقدر ور ور نکن!
    با شنیدن صدای ترسناک و عصبیش ساکت شدم فقط تو سکوت داشتم اشک میریختم سرم رو پایین انداخته بودم یهو دست ارباب روی فکم نشست و من رو به سمت خودش برگردوند
    که چشمهام گرد شد وحشت زده بهش خیره شدم که عصبی گفت:
    _خفه شو دیگه انقدر ور ور نکن کنار گوشم!
    از شدت ترس زبون بند اومد حتی نمیتونستم حرف بزنم
    فکم رو عصبی ول کرد و به روبرو خیره شد من هم ساکت فقط به دستام خیره شدم انقدر ترسیده بودم
    که میترسیدم حتی نفس بکشم ارباب زاده بیش از حد تصور ترسناک بود.

    خواندن ادامه رمان عروس ارباب زاده

    رمان عروس ارباب زاده

    رمان عروس ارباب زاده

    رمان عروس ارباب زاده فصل دوم رمان شوهر غیرتی من

    اگر تا به حال رمان شوهر غیرتی من فصل اوب این رمان را مطالعه ننموده اید از اینجا مطالعه کنید

    قسمتی از رمان:

    سیلی محکمی تو گوشم کوبید که پرت شدم روی زمین لگد محکمی تو شکمم کوبید که آخی از شدت درد گفتم و با چشمهای پر از اشک بهش خیره شدم که عصبی فریاد زد:
    _دختره ی سلیطه دوست داری برادرت قصاص بشه نمک به حروم!
    از شدت درد مثل مار داشتم به خودم میپیچیدم من نمیخواستم عروس ارباب زاده سنگدل روستا بشم اون من رو برای انتقام میخواست اون فقط میخواست من براش توله پس بندازم اون میخواست از این وضعیت سواستفاده کنه!

    دوباره با التماس به پای بابا افتادم:
    _بابا تو رو خدا نزار من تقاص پس بدم.
    با خشم خم شد موهای بلندم رو از زیر روسری کشید بیرون داخل دستش که اخ بلندی از شدت درد گفتم خم شد تو صورتم و با عصبانیت تو صورتم نعره کشید:
    _تو همسر ارباب میشی دختره ی سلیطه همینجا دهنت رو پر خون میکنم تا جرئت نکنی روی حرف من حرف بزنی.
    بابا انقدر من رو کتک زد که خون بالا آوردم وقتی آش و لاشم کرد و خودش هم خسته شد بلاخره دست از کتک زدن برداشت کمربندش رو یه گوشه رها کرد و از خونه زد بیرون از شدت درد حتی نمیتونستم تکون بخورم

    صدای نگران خواهرم شهلا کنار گوشم بلند شد:
    _ستاره چشمهات رو باز کن تو رو خدا
    صدای خونسرد مامان رو شنیدم
    _دختره ی سلیطه کاریش نداشته باش بزار مثل سگ جون بده ، میخواد پسرم قصاص بشه تا این عروس ارباب زاده نشه انگار خیلی از ارباب زاده سر تره همه آرزو یه شب باهاش بودن رو دارند این اومده اینجا کلاس میاد!

    قلبم از این همه بی رحم بودن مامان گرفت هه مامان! فقط اسم مامان و بابا رو یدک میکشیدند هیچوقت برای من مادر و پدری نکردند گاهی فکر میکردم شاید من هیچوقت بچه ی واقعیشون نبودم!
    الان هم میخواستند بخاطر اینکه برادرم بخاطر قتلی که مرتکب شده قصاص نشه من عروس خونبس ارباب زاده بشم و باهاش ازدواج کنم!
    من چجوری میتونستم همسر دوم ارباب زاده بشم اون خودش زن داشت و من رو فقط برای بدنیا آوردن وارث و انتقام میخواست
    انتقام کاری که برادرم انجام داده بود
    _ستاره

    با شنیدن صدای داداشم با چشمهای پر از اشک بهش خیره شدم که چشمهاش رو با درد باز و بسته کرد و گفت:
    _حتی شده قصاص بشم نمیزارم همسر اون کثافط بشی!
    میدونستم من باید قربانی بشم تا اون نجات پیدا کنه میدونستم مادرم حاضر نیست خواهر بزرگترم شهلا و شهین رو بفرسته خونبس ارباب زاده بشند
    و فقط منی که به خونم تشنه اس رو میفرسته!
    پس چرا بیخود داشتم کتک میخوردم و مقاومت میکردم

    لبخند تلخی بهش زدم
    تا خواستم چیزی بگم صدای محکم در خونه اومد انگار یکی قصد داشت در رو از جاش بکنه! داداش فرهاد بلند شد رفت در رو باز کرد که صدای مشت و کتک کاری اومد

    مامان جیغ بلندی کشید و فریاد زد:
    _ارباب زاده پسرم و کشتی داری تو رو خدا رحم کن!
    با شنیدن این حرف با نگرانی به سختی با تن دردمند از روی زمین بلند شدم و لنگ لنگون به سمت در رفتم ، داداش فرهاد وسط حیاط افتاده بود و چند تا مرد داشتند کتکش میزدند با دیدن صحنه روبروم جیغی کشیدم و به سمتشون رفتم و گفتم:
    _داداشم و ولش کنید!

    صدای خش دار و ترسناک ارباب زاده بلند شد:
    _دست نگه دارید ولش کنید!
    دست از کتک زدن داداش فرهادم برداشتند تموم صورت قشنگش خونی شده بود تحمل دیدنش رو تو این وضعیت نداشتم با چشمهای اشکی بهش خیره شده بودم که صدای بابا بلند شد:
    _ارباب زاده تو رو خدا رحم کنید به پسرم کاری نداشته باشید این دختره رو ببرید خونبس میشه!
    با شنیدن این حرف بابا وحشت زده سرم رو بلند کردم نگاهم به ارباب زاده افتاد که با پوزخندی که روی لبهاش بود داشت بهم نگاه میکرد خیلی ترسناک بود بیش از حد
    _این قراره خونبس بشه!
    _بله ارباب زاده
    ارباب زاده به نوچه هاش اشاره کرد و گفت:
    _بیاریدش!
    بعدش به سمت داداش فرهادم برگشت و گفت؛
    _دور بر عمارت ببینمت بدون شک زنده نمیزارمت!
    بعد تموم شدن حرفش رفت نوچه هاش به سمتم اومدن ک جیغ زدم
    _تو رو خدا ولم کنید!
    _خفه شو تا همینجا زنده زنده چالت نکردم.
    ساکت شدم از ترس با التماس به بابا و مامان خیره شدم که هیچ توجهی بهم نداشتند با دیدن اینکارشون ساکت شدم من برای اونا مهم نبودم
    پس چرا میخواستم من رو نجات بدند ، سوار ماشین ارباب زاده شدم تموم مدت بیصدا داشتم اشک میریختم
    _خفه شو انقدر ور ور نکن!
    با شنیدن صدای ترسناک و عصبیش ساکت شدم فقط تو سکوت داشتم اشک میریختم سرم رو پایین انداخته بودم یهو دست ارباب روی فکم نشست و من رو به سمت خودش برگردوند
    که چشمهام گرد شد وحشت زده بهش خیره شدم که عصبی گفت:
    _خفه شو دیگه انقدر ور ور نکن کنار گوشم!
    از شدت ترس زبون بند اومد حتی نمیتونستم حرف بزنم
    فکم رو عصبی ول کرد و به روبرو خیره شد من هم ساکت فقط به دستام خیره شدم انقدر ترسیده بودم
    که میترسیدم حتی نفس بکشم ارباب زاده بیش از حد تصور ترسناک بود.

    دانلود پارت 1تا20

    دانلود پارت 20تا40

    دانلود پارت 40 تا 75

    دانلود پارت 75تا 100

    دانلود پارت 100 تا 120

    دانلود پارت 120تا137

    دانلود پارت 138و139

    دانلود پارت 140 تا 145

    دانلود پارت 145 تا 151

    دانلود پارت 151 تا 156

    دانلود پارت 156 تا 161

    دانلود پارت 162 تا 166

    دانلود پارت 167 تا 173

    دانلود پارت 173 تا 177

    دانلود پارت 180 تا 177

    دانلود پارت 180 تا 184 جدید 25دی

    دانلود پارت 188 تا 184 جدید 28دی

    دانلود پارت 188 تا 192 جدید 1بهمن

    دانلود پارت 196 تا 192 جدید4بهمن

    دانلود پارت 196 تا 199 جدید9بهمن

    دانلود پارت 201 تا 199 جدید12بهمن

    دانلود پارت 201 تا 207 جدید15بهمن

    دانلود پارت 209 تا 207 جدید18بهمن

    دانلود پارت 209 تا 212 جدید21بهمن

    دانلود پارت 217 تا 212 جدید25بهمن

    دانلود پارت 217 تا 222 جدید28بهمن

    دانلود پارت 226 تا 222 جدید2اسفند

    دانلود پارت 226 تا 229 جدید5اسفند

    دانلود پارت 233 تا 229 جدید8اسفند

    دانلود پارت 233 تا 238 جدید11اسفند

    دانلود پارت 243 تا 238 جدید14اسفند

    دانلود پارت 243 تا 249 جدید17اسفند

    دانلود پارت 254 تا 249 جدید20اسفند

    دانلود پارت 254 تا 256 جدید23اسفند

    دانلود پارت 262 تا 256 جدید26اسفند

    دانلود پارت 262 تا 268 جدید29اسفند

    دانلود پارت 274 تا 268 جدید5فروردین

    دانلود پارت 274 تا 276 جدید8فروردین

    دانلود پارت 280 تا 276 جدید11فروردین

    دانلود پارت 280 تا 282 جدید14فروردین

    دانلود پارت 290 تا 282 جدید17فروردین

    دانلود پارت 290 تا 296 جدید20فروردین

    دانلود پارت 299 تا 296 جدید23فروردین

    دانلود پارت 299 تا 303 جدید26فروردین

    دانلود پارت 309 تا 303 جدید30فروردین

    دانلود پارت 314 تا 303 جدید3اردیبهشت

    دانلود پارت 314 تا 322 جدید7اردیبهشت

    دانلود پارت 329 تا 322 جدید11اردیبهشت

    دانلود پارت 329 تا 335 جدید15اردیبهشت

    دانلود پارت 343 تا 335 جدید20اردیبهشت

    دانلود پارت 343 تا 349 جدید25اردیبهشت

    دانلود پارت 353 تا 349 جدید30اردیبهشت

    دانلود پارت 353 تا 359 جدید3خرداد

    دانلود پارت 364 تا 359 جدید9خرداد

    دانلود پارت 364 تا 368 جدید9خرداد

    دانلود پارت 373 تا 368 جدید18خرداد

    دانلود پارت 373 تا 377 جدید23خرداد

    دانلود پارت 382 تا 377 جدید28خرداد

    دانلود پارت 382 تا 388 جدید2تیر

    دانلود پارت 393 تا 388 جدید7تیر

    دانلود پارت 393 تا 403 جدید12تیر

    دانلود پارت 409 تا 403 جدید18تیر

    دانلود پارت 409 تا 416 جدید24تیر

    دانلود پارت 420 تا 416 جدید30تیر

    دانلود پارت 420 تا 429 جدید8مرداد

    دانلود پارت 437 تا 429 جدید17مرداد

    دانلود پارت 437 تا 447 جدید24مرداد

    دانلود پارت 461 تا 447 جدید1شهریور

    اولین سیستم کسب درآمد از دانلود و گوش دادن آهنگ در ایران همین الانکلیک کنید 

    دانلود آهنگ جدید,فول آلبوم تمامی خوانندگان واردشوید

    اگر تا به حال رمان شوهر غیرتی من فصل اول این رمان را مطالعه ننموده اید از اینجا مطالعه کنید

    زمان انتشار رمان فوق هر 4 روز از زمان انتشار آخرین پارت منتشر شده ساعت22

    رمان های پیشنهادی که دیگران خوانند:

    رمان ازدواج اجباری

    رمان خانزاده دلربا

    رمان ترنج

    رمان دانشجوی مغرور من

    رمان شاهدخت پسرنما

    رمان مادام

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    کانالشو میدین؟ : کانالشو می‌دین

    ناشناس : لطفا زودتر بنویسید چرا انقدر کشش میدید

    ♡♡♡ : سلام میشه پی دی اف کاملش رو بزارید

    دانلود فصل دوم عروس ارباب زاده : دانلود فصل دوم عروس ارباب زاده

    ناشناس : برای من رمان دانلود نمیشه میشه بگین چطور دانلودش کنم

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ناشناس : رمان کامل نیست خواهش میکنم همش رو بزارید

    بارونه : من همینجور واقعا خسته کننده هست

    زهرا : چرا پی دی افش دانلود نمیشه؟ لطفا پی دی افشو بذارید

    titi : پی دی اف چرا دانلود نمیشه

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    فاطمه 7 روز قبل
    0

    چرا دانلود نمیشه

    ناشناس 9 روز قبل
    0

    صلم میشع بگین چجور دانلود کنم لطفا

    فاطمه 2 ماه قبل
    0

    از کجا باید دانلودش کنیم؟ چراا نمیشه دانلود کرد؟؟؟؟؟

    Nazi 2 ماه قبل
    0

    سلام ببخشید ولی من تا پارت۱۱۵۹ خوندم میشه pdfکاملشو بزارید🙃😭

    هانی 3 ماه قبل
    1

    کانال تلگرامرو میدین؟

    بدون نام 3 ماه قبل
    0

    تو روبیکا هست این رمان به اسم خونبس ارباب

    زهرا 3 ماه قبل
    5

    چرا پی دی افش دانلود نمیشه؟ لطفا پی دی افشو بذارید

    titi 3 ماه قبل
    4

    پی دی اف چرا دانلود نمیشه

    عسل 4 ماه قبل
    0

    سلام رمان خوبی هست ولی اینکه کل قسمت ها یجا دانلود کرد

    مهسا دهنه ای 5 ماه قبل
    0

    میشه لطفاً ادامه اش رو بزارین دوستان

    دانلود فصل دوم عروس ارباب زاده 5 ماه قبل
    7

    دانلود فصل دوم عروس ارباب زاده

    تذنا 5 ماه قبل
    0

    علننانزسنبنخیدذهید حیدر

    باران 6 ماه قبل
    2

    لطفاسریعتر

    مریم 6 ماه قبل
    0

    حالم بهم خورد ازش همشتکراری اولش همشون دوسش ندارن تا بچه دار میشن خوب میشه همش با زور دخترهام همش خدمتکارو رعیت و اینکه همشون یمی برای مردم ازاری دارن مثل شیرین زیبا و اون خاله

    1
    طناز 3 ماه قبل

    سلام عزیزم نه اینطوری نیست ارباب زاده از بچگی عاشقش بود چون سنشون از هم کم بود و رسم و رسوب نمیزاشت و همین انتقام براش بهانه شد و اون رو عقد کرد اولش شاید میزدش ولی تو دلش یه چیزه دیگه بود خودم هم منتظر قسمت بعدی رمان هستم

    من که از این رمان خیلییی خوشم اومد

    ...........ستایش 6 ماه قبل
    1

    لطفاً ادامه اش رو بزارید چرا نمیزارینش

    لطفاً وقت بقیه رو نگیرید

    ایدا 7 ماه قبل
    3

    چرا دانلود نمیشه

    رها 7 ماه قبل
    1

    لطفازودترادامه رمان روبگذارید

    nazanin 8 ماه قبل
    2

    من واقعا نمیفهمم چرا نصفص هم این رمان عروس خانزاده واقعا از این سایت خسته شدمممم

    5
    بارونه 8 ماه قبل

    من همینجور واقعا خسته کننده هست

    Z 9 ماه قبل
    0

    چرا باز نمیشه

    ♡♡♡ 9 ماه قبل
    12

    سلام میشه پی دی اف کاملش رو بزارید

    نفس 9 ماه قبل
    0

    زود لطفاااا🙏🙏🙏

    Helen 10 ماه قبل
    1

    لطفاتوی کانال تلگرام از پارت 550ب بعدنزاشتین بزارین دگ توخماری نزارین مارو.لطفا.از15دی دیگ نزاشتین 😢😢😢😢😢😢

    1
    ستیلا 19 روز قبل

    اسم کانال تو تلگرام چیه

    16
    کانالشو میدین؟ 9 ماه قبل

    کانالشو می‌دین

    ناشناس 10 ماه قبل
    5

    رمان کامل نیست خواهش میکنم همش رو بزارید

    ناشناس 10 ماه قبل
    6

    برای من رمان دانلود نمیشه میشه بگین چطور دانلودش کنم

    ناشناس 10 ماه قبل
    1

    سلام خیلی داستان خوبیه اما من نصفه خوندم نمیدونم چرا ذانلود نمیشه برام

    رضا 12 ماه قبل
    2

    ه

    ناشناس 12 ماه قبل
    3

    زودتر لطفاا

    ناشناس 1 سال قبل
    14

    لطفا زودتر بنویسید چرا انقدر کشش میدید

    مهدی 1 سال قبل
    5

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید