توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    در زبان فارسی معمولا در ابتدای جمله جای خالی و در انتهای جمله جای خالی می آید

    1 بازدید

    در زبان فارسی معمولا در ابتدای جمله جای خالی و در انتهای جمله جای خالی می آید را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    درسی(زبان و ادبیات فارسی)

    الفبای فارسی
     مجموع نشانه‌هایی که برای نشان دادن آواهای هر زبان به‌کار می‌رود، الفبای آن زبان نامیده می‌شود. 
    این نشانه‌ها در زبان فارسی 32 تا است. 
    واج 
     هر کدام از آواهای زبان را  واج  می‌گویند. واج عبارت است از کوچک‌ترین واحد صوتی متمایز.

    واج‌ها دو دسته‌اند: مصوت، صامت

    1-  مصوت یا صدادار: آوایی است که با لرزش تار آواها از گلو بیرون می‌آید و هنگام ادای آن دهان گشاده می‌ماند.

    در زبان فارسی امروز شش مصوت وجود دارد.

    مصوت کوتاه:   
     خط آوایی:

    مصوت بلند:

    خط آوایی:

    2-صامت یا بی صدا: واج‌هایی که در ادای آن‌ها جریان هوا پس از گذشتن از نای گلو در نقطه‌ای میان گلو  و لب، ناگهان بر اثر مانعی متوقف می‌شود.

    شماره صامت‌ها در زبان فارسی امروز 23 صامت است که عبارتند از:
     ء ب پ ت ج چ خ د ر ز س ش ف ق ک گ ل م ن و ی ه

    البته برای نشان دادن برخی از صامت‌ها چند نشانه به‌کار می‌بریم مثلا: ز، ذ، ض، ظ

    ا ،و، ی سه  نشآن‌های هستند که گاهی صامت و گاهی مصوت هستند این نشانه‌ها اگر واج دوم هجا باشد مصوت است و در غیر این صورت صامت:
    با دام، بود، بید (مصوت)
     ابر، ورد، یزد (صامت) 

    ه: صامت است. (هنر، شهر، راه) 
    البته گاهی در پایان کلمه نشانه مصوت کوتاه (-ِ) است. 
     خانه، گربه

    مصوت مرکب: بعضی زبان‌شناسان معتقدند که در زبان فارسی دو مصوت مرکب نیز وجود دارد:

    1- در واژگان فردوسی، نوروز، روشن

    2- درواژگان  مِی، کِی، رِی

    اما بعضی این مصوت را یک مصوت و یک صامت کوتاه می‌دانند.    

    تعریف جمله: 
    مجموعه‌ای از واژگان که دارای معنی مستقل و تمام باشد جمله خوانده می‌شود.
     جمله سخنی است که حداقل دارای دو جزء اصلی باشد.

    نهاد و گزاره.
     در جمله حداقل یک فعل وجود دارد.

    گروه، واژه، واژک
     هر جمله از جزء‌های کوچک‌تری تشکیل می‌شود:

    1- گروه: دارای یک هسته و چند وابسته است.

    دانش‌آموزان (هسته) کلاس (وابسته) پنجم (وابسته).

    2-واژه: هر کدام از جزء‌های هسته را واژه‌ای تشکیل می‌دهد. 

    3- واژک: بعضی واژه‌ها از جزء‌های کوچک واژک تشکیل می‌شوند.

    دانش‌آموزان (واژه) کلاس (واژه) پنجم (واژه)

    چهار واژک          1 واژک        2 واژک

    کسره اضافه هم واژک است.

    تعریف واژک: کوچک‌ترین واحد زبان است که دارای بار دستوری و معنایی است و  نمی‌توان آن را به واحد کوچک‌تری تقسیم کرد.

    ارکان جمله 
     بعض از اجزاء جمله نقش اساسی‌تری دارند که به آن‌ها ارکان جمله می‌گویند. 
    11- جمله‌های که فعل تام دارند دارای دو رکن هستند:  علی (فاعل) آمد(فعل).

    2- جمله‌های که فعل ربطی دارند دارای سه رکن هستند:  هوا (مسندالیه) سرد (مسند) شد (فعل).

    جایگاه و ترتیب اجزا ء جمله
    نهاد: معمولا در صدر جمله می‌آید.
    فعل: همیشه در آخر جمله می‌آید.
    مسند: قبل از فعل ربطی می‌آید. 
     مفعول: معمولا پیش از فعل ربطی می‌آید.

    متمم: پس از نهاد و  پیش از مسند می‌آید.
    اگر جمله هم مفعول هم متمم داشته باشد اول مفعول بعد متمم می‌آید.
    یوسف (فاعل) کتاب را (مفعول) به کتابخانه (متمم) داد (فعل). 
     منادا: در آغاز جمله و پیش از نهاد می‌آید.

    بدل: بعد از مبدل‌منه می‌آید. 
    تمیز: معمولا قبل از فعل می‌آید.
    مضاف‌الیه: بعد از مضاف می‌آید.
     صفت بیانی:معمولا پس از موصوف می‌آید اما صفات پیشین مثل اشاره و پرسش قبل از موصوف می‌آید. 
     قید: معمولا در آغاز جمله می‌آید. اما در جاهای دیگر جمله هم جای می‌گیرد.

    جمله از حیث مفهوم به چهار نوع تقسیم می‌شود: خبری، پرسشی، عاطفی و امری

    1- جمله خبری: در آن از وقوع کار یا بودن و پذیرفتن حالتی به اثبات با نفی خبر می‌دهیم.

    2- جمله پرسشی: در آن درباره چیزی یا کسی سوال می‌پرسیم.

    3- جمله عاطفی: که با آن یکی از عواطف خود از قبیل تعجب، تمنی، خشم و جز آن‌ها را بیا ن می‌کنیم.
    چه هوای خوبی!
    22- جمله غیرمستقیم یا نادستورمند:  جمله‌ای است که در آن، اساس نظم طبعی و آیین ترکیب اجزا و ارکان به‌هم خورده باشد. باز برگردم به تاریخ (متمم بعد از فعل)

    جمله فعلی و جمله اسنادی 
    11- جمله فعلی: جمله‌ایست که از نهاد و فعل تام ساخته شده باشد و دارای دو رکن باشد: نهاد + فعل: علی آمد.

    2- جمله اسنادی: به جمله‌ای می‌گویند که از نهاد و مسند و فعل ربطی ساخته شده باشد یعنی دارای سه رکن باشد.
    هوا (نهاد) سرد (مسند) است (فعل ربطی).
     جمله بی فعل: به جمله‌ای گفته‌ای می‌شود که در ظاهر فعل نداشته باشد و فعل در ژرف ساخت یعنی در تقدیر باشد.
     صبح بخیر، ایستادن ممنوع

    جمله ساده، جمله مرکب

    1-جمله ساده: جمله است که در آن تنها یک فعل به‌کار رفته باشد. علی به کتابخانه رفت.

     2-جمله مرکب: جمله‌ای است که در آن بیش از یک فعل به‌کار رفته باشد. علی به کتابخانه رفت تا درس بخواند.

    جمله مستقل و ناقص 
    11- جمله مستقل یا کامل: جمله‌ای است که به تنهایی مفهوم روشن و کامل دارد. (آزادی بزرگ‌ترین نعمت‌هاست.)

    2 -جمله ناقص: جمله ساده‌ای است که به تنهایی مفهوم روشن و رسایی ندارد.  (اگر وقت داشتم...)

    جمله مثبت و منفی

    1-جمله مثبت: جمله‌ایست که چیزی را خبر می‌دهد یا طلب می‌کند.

    شیرین درس می‌خواند. برای امتحان آماده شو.

    2- جمله منفی: جمله‌ای است که چیزی را نفی کند یا عدم آن را طلب کند.

     شیرین درس نمی‌خواند. برای امتحان آماده نشو.

    جمله معترضه: جمله‌ای است که در ضمن جمله اصلی می‌آید و مفهومی یا نکته‌ای را توضیح می‌دهد و اگر آن را حذف کنیم خللی در مفهوم اصلی پدید نمی‌آید. این جمله را بین دو ویرگول یا دو خط تیره می‌گذارند.

    استادم – خدا او را بیامرزد – مرد سخن‌شناسی بود.

    جمله مرکب: 
     جمله‌هایی هستند که معنی آن‌ها با یک فعل تمام نمی‌شود و برای آن که معنی کاملی را برسانند به چندین فعل نیاز دارند. جمله مرکب از دو جمله پایه و پیرو تشکیل شده است.

    1- جمله پایه: جمله‌ای است که غالباً غرض اصلی را در بر دارد. 
    22- جمله پیرو: جمله‌ای است که معنی کاملی ندارد و جمله ناقصی است که مفهومی از قبیل زمان، مکان، شرط و جز آن را به مفهوم جمله پایه می‌افزاید.

    راه‌های تشخیص جمله پایه و پیرو:
    1- معمولا جمله پایه غرض اصلی گوینده را در بردارد و جمله دیگر جمله پیرو است. 
    2- جمله پیرو غالباً همراه یکی از حروف ربط می‌آید. 
    33- فعل در جمله پیرو می‌تواند به مصدر یا صفت تاویل شود.

    تذکر: جمله پیرو به مصدر یا صفت تاویل می‌شود و در جمله پایه یک نقش نحوی بر عهده می‌گیرد که به بررسی این نقش‌ها می‌پردازیم. 
     الف - جمله پیرو به تاویل مصدر

    1- در نقش نهاد: برای روشن کردن اتومبیل کافی است (پایه)، استارت بزنید (پیرو).

    استارت زدن (نهاد) برای روشن کردن اتومبیل کافی است.

    2- در نقش مفعول: تقاضا کرده است (پایه) که (حرف ربط) به شهر منتقل شود (پیرو).
    به شهر منتقل شدن را تقاضا کرده است.  
    3- در نقش مضاف‌الیه: امید هست (پایه) که غم دلم نقصان پذیرد (پیرو). 
     امید ]نقصان‌پذیرفتن غم دل -مضاف‌الیه [ هست.

    4- در نقش مسند: دیده را فایده آن است )پایه( که دلبر بیند )پیرو(. 
    فایده دیده دلبردیدن )مسند( است. 
    55- در نقش قید: تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده است )پیرو(  دل سو دا زده از  غصه دو نیم افتاده است )پایه(
     از هنگام )قید( افتادن سر زلف  تو در دست نسیم، دل سو دا زده از غصه دو نیم افتاده است.

    ب- جمله پیرو به تاویل صفت: 
     دو حالت دارد یا نقش صفتی می‌پذیرد یا صفت جانشین موصوف است در نتیجه نقش‌های اسم را می‌پذیرد.

    حالت اول:  صفت 
    دانشجویی که می‌کوشد (پیرو)، موفق می‌شود (پایه). 
    دانشجوی کوشا (صفت) موفق می‌شود. 
    حالت دوم: صفت جانشین موصوف 
    1- نقش نهاد 
    هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد    بی‌گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد  
                         پیرو                                 پیرو                                   پایه

    هر آورنده و شمارنده عیب  دگران پیش تو، بیگمان عیب تو... خواهد برد.

               صفت جانشین موصوف، نهاد

     2-نقش مفعول: 
    دوست مشمار آن که در نعمت زند     لاف یاری و بردار خواندگی
             پایه                                          پیرو

    آن ]در نعمت لاف یاری و برادر خواندگی زننده [ را دوست مشمار.

                                            مفعول

    3- منادا: 
    ای که در کوچه معشوقه ما می‌گذری      بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش 
                                              پیرو                        پایه

    ای ] در کوچه معشوقه ما گذرنده [ بر حذر باش 

    منادا

    ضمیر اشاره در جمله مرکب 
     گاهی در جمله مرکب ضمیر اشاره‌ای می‌آید که مرجع آن، همان مصدر یا صفت ﻣﺆول است و ضمیر اشاره هر نقش نحوی داشته باشد مصدر یا صفت ﻣﺆول نیز آن نقش را خواهد داشت.

    آن که می‌کوشد موفق می‌شود.

    نهاد      پیرو           پایه

    آن کوشنده موفق می‌شود.

    صفت  نهاد مسند فعل

    فعل از جهت ساختمان
     در زبان فارسی فعل از جهت ساختمان به شش دسته تقسیم می‌شود. 
    1- ساده: رفت. 
    2-پیشوندی: در رفت.
    3- مرکب: زمین خورد.
    4- پیشوندی مرکب: دم در کشید.
    5- عبارت فعلی: از چشم افتاد.
    66- لازم یک شخصه: سر دم شد.

    ساختمان فعل ساده 
    هم‌چنانکه در دستور 1 گفته شد با حذف ن از مصدر بن ماضی بدست می‌آید: رفتن – رفت 
     اما ساختن بن مضارع از بن ماضی قاعده ساده‌ای ندارد ولی آن‌ها را می‌توان در هشت گروه جای داد اگر چه استثناهایی هم وجود دارد.

    گروه اول: فعل‌هایی که مصدر آن‌ها به ”یدن” ختم می‌شود. در این گروه پس از حذف ”ید” از بن ماضی، بن مضارع به دست می‌آید.

    مصدر                 بن ماضی           بن مضارع

    آرامیدن              آرامید                 آرام

    باریدن                بارید                  بار

    استثناهای گروه اول: 
    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع 
    آفریدن                آفرید                              آفرین 
    گزیدن                گزید                               گزین 
    شنیدن              شنید                             شنو 
    دیدن                  دید                                بین 
     چیدن                 چید                               چین

    گروه دوم: فعل‌هایی است که مصدر آن به ”دَن” ختم می‌شود. در این گروه پس از حذف ”د” از بن ماضی، بن مضارع به دست می‌آید.

    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع

    راندن                 راند                               ران

    کندن                 کند                                کن

    استثناهای گروه دوم:
    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع  
    آزرد                   آزار 
    آمدن                  آمد                                آ 
    بردن                  برد                                بر 
    زدن                   زد                                 زن 
    شدن                 شد                               شو 
    کردن                  کرد                                کن 
     مردن                 مرد                                میر

    گروه سوم: فعل‌هایی که مصدر آن‌ها به ”ودن” ختم می‌شود در این گروه پس از حذف ”د” از بن ماضی، ”و ” به ” آ ” تبدیل می‌شود تا بن مضارع به دست آید.

    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع 

    آسودن               آسود                             آسا

    آزمودن               آزمود                             آزما

    استثناهای گروه سوم:

     
     مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع 

    بودن                  بود                                بود 
     درودن                درود                               درو

    گروه چهارم: فعل‌هایی است که مصدر آن به ”ادَن” ختم می‌شود در این فعل‌ها  پس از حذف ”اد” از بن ماضی، بن مضارع به دست می‌آید.

    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع

    افتادن                افتاد                              افت

    ایستادن             ایستاد                           ایست

    استثناهای گروه چهارم:

    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع    

    دادن                  داد                                ده

    زادن                  زاد                                 زا

    گروه پنجم: فعل‌هایی که مصدر آن به ختن ختم می‌شود در این فعل‌ها با حذف ت از بن ماضی و تبدیل خ به ز بن مضارع به‌دست می‌آید. 
    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع 
    اندوختن                         اندوخت                         اندوز 
    آموختن              آموخت                           آموز 
    استثناهای گروه پنجم: 
     مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع

    شناختن             شناخت                         شناس 
    فروختن              فروخت                           فروش 
     گسیختن            گسیخت                         گسل

    گروه ششم: فعل‌هایی است که مصدر آن به ستن ختم می‌شود در این فعل‌ها ﭘﺲ از حذف ست از بن ماضی، بن مضارع به‌دست می‌آید.
    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع 
    آراستن             آراست                           آرا 
     توانستن             توانست                         توان

    در فعل‌هایی این گروه گاهی فقط یک صامت و یک مصوت باقی مانده و دو حالت دارد.
    1-اگر مصورت مانده ا یا آ باشد صامت ه افزوده می‌شود. 
    جستن               جست                           جه 
    خواستن             خواست                         خواه
    2- اگر مصوت باقی مانده اُ باشد تبدیل به او می‌شود. 
     جستن               جست                           جو

    استثناهای گروه ششم
    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع
    پیوستن             پیوست                          پیوند 
    بستن                بست                             بند 
    خاستن              خاست                           خیز
    شکستن            شکست                         شکن  
    نگریستن            نگریست                         نگر
    نشستن                        نشست                         نشین 
     گروه هفتم: فعل‌هایی است که مصدر آن‌ها به شتن ختم می‌شود دراین فعل‌ها ﭘﺲ از حذف ت از بن ماضی و تبدیل ش به ر بن مضارع به‌دست می‌آید.
    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع 
    گذشتن              گذشت                           گذر 
     پنداشتن                        پنداشت                         پندار

    گروه هشتم:  فعل‌هایی که مصدر آن‌ها به ختن ختم می‌شود دراین فعل‌ها پس از خذف ت  از بن ماضی و تبدیل ف به ب بن مضارع به‌دست می‌آید.
    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع
    تافتن                 تافت                              تاب       
     شتافتن              شتافت                          شتاب

    استثناهای گروه هشتم
    مصدر                 بن ماضی                       بن مضارع 
    رفتن                  رفت                               رو 
    سفتن               سفت                            سنب 
    گرفتن                گرفت                             گیر 
     گفتن                 گفت                              گو

    از نهفتن، بن مضارع و ساخت‌های مضارع به‌کار نمی‌رود.

    فعل‌های چندشکلی: بن ماضی برخی فعل‌ها به چند شکل به‌کار می‌رود. 
     در نتیجه مصدر آن‌ها نیز چند گونه است در حالی که بن مضارع آن‌ها اغلب یکسان است.

    مصدر                 بن ماضی و بن مضارع

    کستن               کشت

    کاشتن               کاشت

    کاریدن               کارید

    گشادن              گشاد

    گشودن              گشود

    راه‌های شناخت فعل مرکب 
    1- اسم یا صفتی که با فعل مرکب آمده است نقش نحوی ندارد.
    2- جزء فعل در معنی حقیقی‌اش به‌کار رفته است.
    3-جمعاً یک معنی را بیان می‌کند.
    مثلا زمین‌خوردن: 1- زمین نقش نحوی ندارد 2- خوردن در معنی بلعیدن نیست 33- جمعاً به معنی اصابت‌کردن به‌کار رفته است.

    همکرد فعل ساده‌ای است که با آن فعل مرکب می‌سازند: کردن، خوردن که به بررسی چند نمونه می‌پردازیم.
    11- کردن: رایج‌ترین همکرد در فارسی است که هم فعل لازم می‌سازد (زاری‌کردن) و هم متعدی (تسلیم‌کردن)

    2- ساختن: این فعل نیز مثل کردن است ولی کمتر از آن کاربرد دارد. و در زبان قدیم بیش از امروز کاربرد داشته است.                                      کمین‌ساختن: کمین‌کردن 
    33- نمودن: معنی اصلی آن در فارسی نشان‌دادن، نمایش‌دادن... است اما هنگامی که به معنی کردن باشد فعل مرکب می‌سازد. زاری‌نمودن: زاری‌کردن

    4- دادن: رضادادن، گواهی‌دادن
    5- زدن: مثل‌زدن، فریادزدن 
    6- خوردن: غم‌خوردن، حسرت‌خوردن 
    7- بردن: حمله‌بردن، رنج‌بردن
    8- آوردن: اسلام‌آوردن، حمله‌آوردن 
    99- گرفتن: انس‌گرفتن، خشم‌گرفتن

    تذکر: در فعل مرکب می‌توان میان دو جز آن فاصله انداخت.
     تحصیل‌کردن: او تحصیلات خوبی در دانشگاه کرده است.
     (البته بعضی محققان فاصله افتادن را یکی از دلایل فعل ساده می‌دانند.)

    فعل‌های لحظه‌ای و تداومی
    11- فعل لحظه‌ای: فعلی است که جریان یا امتداد عمل یا حالت را کوتاه و لحظه‌ای و به‌صورت شروع نشان می‌دهد.  مانند افتادن، ترکیدن (دارم می‌افتم: عمل را در شرف وقوع بیان می‌کند.)

    فعل تداومی: فعلی است که جریان عمل یا حالت را با تدام بیان می‌کند و ابتدا و انتهای آن مورد نظر نیست. مانند بافتن، شمردن، جوشاندن (دارم می‌بافم: عمل را در حال وقوع نشان می‌دهد.)

    چند نکته:
    1-ساخت ماضی نقلی لحظه‌ای = ساخت مضارع اخباری تداومی
    2- ساخت ماضی بعید لحظه‌ای = ساخت ماضی استمراری تداومی
    3- مضارع ملموس لحظه‌ای نشان می‌دهد که عمل در آینده اتفاق می‌افتد.
    44- مضارع ملموس تداومی عمل یا حالت را در حال وقوع نشان می‌دهد.

    رابطه فعل با حرف اضافه
    برخی از فعل‌ها با حروف اضافه خاص به‌کار می‌روند. مثلا:
     نگاه‌کردن به کسی، دعاکردن به کسی ، سپردن به کسی

    معامله‌کردن با کسی، قرارگذاشتن با کسی، ازدواج‌کردن با کسی

    تذکر: در بسیاری از موارد فهم متون فارسی بستگی به فهم ارتباط حرف اضافه با فعل دارد.

    در مواردی معنای فعل تابع حرف اضافه است. مثلا صبرکردن بر چیزی: تحمل‌کردن چیزی، صبرکردن از چیزی: صرف‌نظرکردن از چیزی

    زمان دستوری، زمان تقویمی
     زمان تقویمی:همان زمان اصلی است. یعنی گذر لحظه‌ها که درک می‌کنیم و به گذشته و حال و آینده تقسیم می‌شود.
    زمان دستوری: نامی است که فعل‌ها با آن نامیده می‌شود.
     مثلاً رفتم: ماضی ساده است اما گاهی بر زمان حال و آینده دلالت دارد.

    موارد استعمال ماضی ساده (مطلق)
    1- بیان وقوع فعل در زمان گذشته به طور مطلق: من رفتم
    2- بیان وقوع فعل در حال یا آینده: بچه‌ها خدا حافظ من رفتم.
    3- به جای ماضی استمراری در «بودن» و «داشتن»:
    سال‌ها بود که او را ندیده بودم. 
    44- به عنوان فعل معین در ماضی بعید (رفته بود) و در ماضی ملموس (داشتم می‌رفتم)

    موارد استعمال ماضی نقلی
    11- در تقابل با ماضی مطلق فعل‌هایی چون شنیدن، فهمیدن، دیدن (فهمیدم که نامه را نوشته است.)
    2- بیان فعلی که در زمان گذشته شروع شده و هنوز ادامه دارد. (همه در راه مانده‌اند.)
    33- بیان فعلی که در گذشته اتفاق افتاده و اثر یا نتیجه آن تا حال باقی است. (سعید به کتابخانه رفته است.)

    4- بیان فعلی که واقع نشده ولی احتمال وقوع آن هست:  (قوانینی که هنوز وضع نشده‌اند.)
    5- به جای ماضی التزامی: (احتمالا سعید به خانه رفته است.)
    6- در ماضی ملموس نقلی از مصدر داشتن به عنوان فعل معین: (داشته میرفته است.)
    77- در ماضی ابعد از مصدر بودن  به عنوان فعل معین: (رفته بوده‌ام.)

    موارد استعمال ماضی استمراری 
    1- بیان فعلی که در زمان گذشته استمرار و ادامه داشته است.  (آب به این حوض‌ها می‌رسید.)
    22- بیان فعلی که در زمان گذشته چند بار تکرار شده است. (برای خودم ورقه انجام کار می‌نوشتم.)
    33- بیان عادت در گذشته. (پدرم سال‌ها سیگار می‌کشید.)

    4- بیان فعلی که در زمان وقوع آن فعل دیگری هم واقع شده باشد. (سعید ناهار می‌خورد که من وارد شدم.)
    55- به جای مضارع التزامی. (کاش دوباره می‌آمد (بیاید) و چشم ما را روشن می‌کرد (روشن بکند).)
    66- به جای فعل التزامی همراه با  بیان آرزو...  (کاش سعید هم می‌آمد (بیاید).)

    موارد استعمال ماضی نقلی مستمر
     در جایی به‌کار می‌رود که جمع میان موارد استعمال ماضی نقلی و ماضی استمراری مورد نظر باشد. (ادیبان میراث فرهنگی آن اجتماع را غنی‌تر می‌ساخته‌اند.)

    موارد استعمال ماضی بعید:
    1- بیان فعلی که در گذشته ی دور اتفاق افتاده است. (سال‌ها ﭘیش ﭘیر مردی آمده بود.)
    22- بیان فعلی که ﭘیشتر از فعل دیگری اتفاق افتاده باشد. (سیمین کارش را تمام کرده بود که سعید آمد.)

    موارد استعمال ماضی ابعد
     ماضی ابعد برای بیان وقوع فعلی که در گذشته دورتر اتفاق افتاده و به طریق نقل حکایت گفته می‌شود، به‌کار می‌رود. (در کشتی زوجه استاد محمد علی نا خوش شده بوده است  و آقا حاجی... می‌پرداخته است.)

    موارد استعمال ماضی التزامی
    1- بیان وقوع فعل در گذشته همراه با شک و تردید. (شاید تا به حال رفته باشد.)
    2-بیان وقوع فعل در گذشته همراه با آروز و تمنی. (‌ای کاش آمده باشد.)
    3- بیان فعل همراه با شرط. (اگر کسی نتوانسته باشد...)
    44- بیان فعل همراه با تشبیه: (مثل این است که چیزی که چیزی را گم کرده باشم.)

    5- بیان فعل بعد از ادات استثناء. (من نگفته‌ام مگر این که شما گفته باشید.)
    6- بیان فعل در مقام لزوم یا صواب. (گوینده باید طبعی توانا داشته باشد.)
    7- در جمله ﭘیرو به جای مضارع التزامی. (خیلی ساده آمده بود تا حرفی زده باشد.)
    88- به جای فعل امر از ساخت دوم مشخص داشتن. (این را هم اطلاع داشته باشید...)

    موارد استعمال ماضی ملموس
     ماضی ملموس فعل را در شرف اتفاق افتادن، یا در حال اتفاق افتادن در گذشته نشان می‌دهد. (داشتم  ناهار می‌خوردم  که علی وارد شد.)

    موارد استعمال ماضی ملموس نقلی
     ماضی ملموس نقلی از ماضی نقلی داشتن و ماضی نقلی فعل اصلی ساخته می‌شود. این ساخت فعل را در حال اتفاق افتادن به طریقه نقلی بیان می‌کند. (عصر مثل هر روز... داشته می‌رفته است.)
     این فعل در زمان محاوره بیشتر رایج است.

    مهمترین موارد استعمال مضارع اخباری
    1- بیان وقوع فعلی در زمان حال: به کتابخانه می‌روم.
    2- بیان افعالی که پیوسته در حال رخ دادن هستند: (پرندگان تخم می‌گذارند.)
    33- بیان افعالی که عادت و تکرار را می‌رسانند: (هرروز با اتوبوس برمی‌گردم.)

    4-بیان شرط و جزای شرط: چهار حالت دارد.
    الف- شرط  و جزا هر دو مضارع اخباری: (اگر می‌آیی من هم می‌آیم.)
    ب- شرط با مضارع اخباری، جزا با مضارع التزامی: (اگر می‌آیی من هم بیایم.)
    ج- شرط با مضارع التزامی، جزا با مضارع اخباری: (اگر بیایی من هم می‌آیم.)
     د-شرط با ماضی مطلق جزا با مضارع اخباری: (اگر شما به وعده‌تان عمل کردید من هم عمل می‌کنم.)

    5- بیان وقوع فعل در آینده: (فردا به مدرسه می‌روم.)
    6- در نقل داستان یا خبر به جای ماضی: (ملت گاندی را مقدس می‌داند.)
    77- برای شروع نقل قول: (می‌گویند: روزی...)

    موارد استعمال مضارع التزامی 
    1- بیان وقوع فعل همراه با شک و تردید: (شاید سعید بیاید.)
    2- بیان وقوع فعل همراه با آروز و تمنا: (کاش سعید بیاید.)
    3-در شرط: (اگر تو بیایی.)
    4- در جزا: (اگر تو می‌آیی من بیایم.)
    55- فعل‌هایی که با لزوم همراه است. (باید بروم.)

    موارد استفاده ماضی ساده 
     مضارع ساده، ساخت فعل مضارع است بدون پیشوند ”می” و ”ب“ و استعمال عمومی ندارد و گاهی به جای مضارع اخباری یا التزامی به‌کار می‌رود.

    فعل معین از خواستن در فعل مستقبل: (خواهم رفت.) و از داشتن در مضارع ملموس: (دارم می‌روم.)

    موارد استعمال مستقبل

    1- برای بیان وقوع فعل در زمان آینده: (جمعه آینده به باغ خواهم رفت.)

     2- در جمله‌های پیرو،  برای بیان جزا، شرط. (اگر شما بروید من هم خواهم رفت.)

    فعل‌های معین و ربطی 
     فعل‌های است، بودن، شدن، باشیدن اگر به‌تنهایی به‌کار برود فعل ربطی هستند. (هوا سرد است.)
     اما اگر به همراه فعل دیگری بیایند و به صرف آن کمک کند فعل معین نامیده می‌شود. (رفته است، رفته بود، دیده شد.)

    کاربرد فعل در متون کهن فارسی 
     از آن‌جا که بخش اعظمی از دروس رشته زبان و ادبیات فارسی به متون نظم و نثر اختصاص دارد. لازم است دانشجویان به‌کاربرد فعل در این متون توجه کنند. 
     ویژگی‌های کاربرد فعل در متون گذشته به اختصار عبارتند از:

    1- حذف شناسه از آخر فعل به قرینه جمله قبلی و به‌ندرت بعدی (چون نیمه شب بود بار بر نهادند و برفت. (برفتند))

    2- آوردن باء زینت در اول ماضی: شیخ را بگرفتند و بزدند. 
    3- افزودن باء زینت به اول فعل منفی:هیچ چیز در او نماند.
    4- افزودن الف در آخر فعل: گفتا، آیدا، دادا
    55- استعمال ماضی نقلی با فعل‌های استم، استی،... رسیدستم (رسیده ام)

    6- ماضی استمراری علاوه بر شکل امروزی در قدیم به صورت‌های مختلفی به‌کار می‌رود.
    1- همی به جای می: (همی رفت.)
    2- ی در آخر به جای می: (یافتی (می‌یافت))
    3- می‌در اول ی در آخر: (می‌گفتی)
    4- همی در اول ی در آخر: (همی کردمی )
    55- ب در اول ی در آخر: (براندی)

    6- می‌ و ب در اول: (می‌بسوخت)
    7- همی و ب در اول: (همی بگریستم)
    8- می‌و ب در اول ی در آخر: (می‌براند می‌)
    9- مانی و تانی در آخر با ب یا بدون ب: (برفتمانی،نکردتانی)
    10- همی در آخر: (تو رسیدی همی)
     111- ید در آخر: (شدندید)

    7- فعل مضارع نیز علاوه بر صورت امروزی صورت‌های دیگری دارد. 
    11- همی به جای می: (همی‌گوید)

    2- همی در آخر: (پیچدهمی)

     3- ب به جای می‌در مضارع اخباری: بسوزد (می‌سوزد)

    4- مضارع ساده به جای التزامی: (پس طریق سپریم تا)

    5- مضارع ساده به جای اخباری: (نامه نویسد)
    6- ی در آخر است و نیست: (کار تو از این بهتر ستی)
    7- ی در آخر: (خوانندی (می خوانند))
    88- ب در اول و  ی در آخر: (بیاموزمی)

    8- فعل دعا: امروزه به صیغه مضارع التزامی ادا می‌شود در قدیم در سوم شخص مفرد قبل از شناسه ا می‌آمده است. دهد (دهاد)، باد (مخفف) (بواد)، مباد (مخفف) (مبواد)، گاهی الفی در آخر (بادا

    9- فعل امر: امروزه با  ب می‌آید. (برو.)
    مگر فعل‌های پیشوندی و مرکب:  (بردار، توجه فرمایید.)
      ولی در آثار قدیم به صورت‌های گوناگون:

    1- همراه ب: (بزی)

    2- بدون ب: (کن)

    3- همراه ی: (می‌اندیش)

    4- همراه می‌و ب: (می‌بدانید)

    10- فعل بیان خواب: در قدیم در نقل حوادثی که در خواب می‌دیدند در آخر فعل ی (یای بیان خواب) اضافه می‌کردند.

    (یوسف به خواب دید که ستاره فرو آمدی.)

    این از ویژگی سبکی قرن 4 تا 6 است ولی بعدها هم به تقلید به‌کار رفته است.

    11- بایستن: امروزه ساخت‌های: باید، بایست، می‌بایست، به‌صورت قید به‌کار می‌رود اما در متون قدیم ساخت‌های فعل از آن دیده می‌شود.

    1- بایم: مضارع ساده، اول شخص مفرد

    2- نبایند: مضارع ساده، سوم شخص جمع

    فعل‌های ناقص: 
     در زبان فارسی فعل‌هایی هست که با فاعل و مفعول و متمم معنای آن کامل نمی‌شود و نیاز به کلمه‌ای دیگر دارد که به آن تمیز می‌گوییم و این فعل‌ها ناقص نامیده می‌شوند.

    من (نهاد) او را (مفعول) از خود (متمم) برتر (تمیز) یافتم (فعل).

    معروف‌ترین فعل‌های ناقص: 
     دانستن، دیدن، شمردن، یافتن، حس‌کردن، انگاشتن، پنداشتن، گرفتن، گمان‌بردن، نهادن، نامیدن، خواندن، گفتن، خطاب‌کردن، معرفی‌کردن، لیست‌کردن، ضبط‌کردن، گردانیدن، ساختن و داشتن.

    تذکر: افعال دال بر لیاقت و ضرورت، این افعال بر خلاف دسته‌های پیش لازم‌اند و تمیز را به نهاد جمله وابسته می‌سازند. یعنی مصداق نهاد و تمیز یکی است.

    مرا (متمم) شاید (فعل) انگشتری (نهاد) بی‌نگین (تمیز)

    افعال: سزیدن، شایستن، بایستن و زیبیدن

    تذکر: گروه متممی یعنی حرف اضافه و متمم نیز جمعا می‌تواند جایگاه تمیز را اشغال کند. 
    مر مرا بر راه پیغمبر شناس (مفعول تمیز (پیرو  پیغمبر))
    ژرف ساخت، تنازع 
    زبان‌شناسان می‌گویند هر جمله‌ای یک روساخت و یک ژرف‌ساخت دارد.
    روساخت آن چیزی است که بر زبان می‌آوریم. 
     ژرف‌ساخت آن چیزی است که در ذهن گوینده جای دارد.

    مثال: کتابی که خریده‌ای به این قیمت نمی‌ارزد. (روساخت)
    تو کتابی خریده‌ای، کتاب به این قیمت نمی‌ارزد (ژرف‌ساخت)
     در این مثال کتاب یک بار ذکر شده است.
     گاهی کلمه‌ای که ادغام شده است برای دو جمله دو نقش متفاوت دارد در این صورت تنازع پیش می‌آید. کتاب برای جمله اول مفعول و برای جمله دوم نهاد است.

    2- واژه مشترک برای فعلی متمم و برای فعلی دیگر نهاد است.

    تازه وارد با  مردی که در ردیف آخر نشسته بود، گفتگو کرد..

    3- واژه مشترک برای فعلی متمم و برای فعلی دیگر مفعول باشد. 
     از پولی که شما در جیب دارید خرج می‌کنیم.

    4- واژه مشترک مضاف‌الیه و نهاد باشد.

    رفیق کسی باش که خیر خواه تو باشد.

    حذف 
    دیدیم که اجزایی از سخن حذف می‌شود.
     دلایل حذف: 
    1- عرف زبان: صبح‌بخیر: صبح شما به‌خیر باشد. 
    22- حذف به قرینه لفظی: آن است که در خود جمله یا جمله دیگر لفظی می‌آید. که نویسنده از تکرار آن پرهیز می‌کند: (به احمد گفتم که سلام مرا به شما برساند.) (حذف احمد از جمله دوم)

    3- حذف به قرینه معنوی: آن است سیاق کلام و مفهوم کلی جمله‌ها و عبارت‌ها باعث حذف کلمه یا واژگانی در جمله می‌گردد و خواننده از روی سیاق کلام و مفهوم کلی جمله‌ها کلمه محذوف را در می‌یابد. (معلم می‌گوید: درس تمام شد شما (دانش‌آموزان) کتاب‌هایتان را ببندید.

    حذف فعل: فعل از ارکان جمله است و جمله بدون فعل دارای معنی و مفهوم کامل نیست.
    اما فعل گاهی حذف می‌شود.
    1- به‌دلیل عرف زبان: (درود بر شما (باد) خداحافظ (باشد))
    2- به قرینه لفظی: (چه درسی دارید؟ هندسه (داریم))
    33- به قرینه معنوی: (از مشدی غلام چه خبر (هست)؟)

    حذف نهاد:
     نهاد از ارکان جمله است و بیشتر به قرینه لفظی حذف می‌شود. (سنایی از مدح‌سرایان بود (سنایی) گاهی هزل می‌گفت.)
     حذف مسند: مسند معمولا به‌همراه فعل ربطی حذف می‌شود. (که مریض است؟ علی (مریض است))

    حذف مفعول: مفعول به‌ندرت به‌تنهایی حذف می‌شود و اغلب همراه حرف نشانه و دیگر اجزای جمله حذف می‌گردد. (کتاب کو؟ -علی برد (علی کتاب را برد))
     حذف متمم: متمم نیز معمولا همراه حرف اضافه و گاهی با اجزای دیگر جمله حذف می‌شود. (که کتاب مرا به شما داد؟ -محسن (محسن کتاب شما را به من داد)

    حذف حرف ربط: حرف ربط نیز گاهی حذف می‌شود. (بپا (که) نیفتی)
     اجزای دیگر جمله از قبیل قید،صفت،مضاف‌الیه معمولا همراه سایر اجزای جمله حذف می‌شوند. (احمد دیروز مداد قرمز مرا برداشت و برد. (درجمله دوم همه اجزاء جمله اول حذف شده است.)

    اضافه: اضافه آن است که اسمی را با کسره اضافه به اسم دیگری نسبت بدهیم.
    چند نکته:
    11- اصل این است که مضاف‌الیه بعد از مضاف بیاید و بین آن دو کسره اضافه باشد. اما گاهی مضاف‌الیه اول می‌آید و کسره اضافه حذف می‌شود. به آن اضافه مقلوب می‌گویند و اسم مرکب می‌سازد. کارخانه (خانه کار) گلاب (آب گل)

    2- گاهی فقط کسره اضافه حذف می‌شود و به آن فک اضافه می‌گویند. (پدرزن (پدر زن))
    33- آوردن چند اضافه را پشت سر هم تتابع اضافات می‌گویند. (جلد کتاب گلستان سعدی)

    4- اگر مضاف به آ یا او ختم شده باشد در آخر آن به جای کسره اضافه یای مکسور می‌افزایند. (دریای خزر، بازوی رستم)
     اگر مضاف به ه بیان حرکت مختوم باشد به جای کسره اضافه، ء  می‌گذاریم. (کارخانه ایرج) و می توانیم ی بگذاریم، کارخانه‌ی ایرج 
    اقسام اضافه: 
    1-اضافه تخصیصی: درِ اطاق (در اختصاص به اطاق دارد)
    22- اضافه ملکی: بین آن دو رابطه مالکیت وجود دارد. (خانه احمد (خانه‌ای که مال احمد است)

    تفاوت این دو: در اضافه ملکی معمولا مضاف‌الیه، انسان است و می‌تواند مالک باشد، ولی در اضافه تخصیصی این چنین نیست.

    3- اضافه تشبیهی: بین آن دو رابطه شباهت است. (لب ِ لعل (لب ِ مانند لعل)، داﯾﮥ ابر (ابری که مانند دایه است)) 
    44- اضافه استعاری: آن است که مضاف در معنی غیر حقیقی خود استعمال شده باشد. (چنگال ِ مرگ ( مرگ مانند حیوانی با چنگال خویش آدمیان را می‌رباید)

    5- اضافه توضیحی: مضاف اسم عام است و مضاف‌الیه نام مضاف را بیان می‌کند. (روز جمعه، شهر قوچان)

    6- اضافه بیانی: مضاف‌الیه جنس مضاف را بیان می‌کند. (ظرف مس)

    اگر به مضاف‌الیه ی نسبت اضافه شود به صفت نسبی تبدیل می‌شود. (ظرف مسی)

    7-اضافه اقترانی: بین آن دو مقارنت و همراهی وجود دارد. (پای ارادت (پایی که با ارادت همراه بود))
    8- اضافه بنوت (فرزندی): مضاف‌الیه نام پدر مضاف است. (رستم زال(رستم پسر زال))
     تذکر: نوع اضافه گاهی مربوط به مفهوم واژگان و قصد گوینده است. پس گاهی یک اضافه چند حالت دارد.
    چشم نرگس
    1- چشم  نرگس به شقایق نگران خواهد شد. (استعاری)
    2- دختری زیباست، چشم نرگس او را کسی ندارد.(تشبیهی)
    33- چشم نرگس درد می‌کند. (تخصیصی)

    نکته‌هایی درباره حروف:
     برخی از حروف در اثر تحولات تاریخی متروک شده است و برخی از آن‌ها تحول معنایی یافته‌اند. بدون شناخت این تحولات درک  متون قدیم دشوار است.
     این حروف را به ترتیب الفبایی بررسی می‌کنیم.

    ابر: حرف اضافه و صورتی از بر است: ابر دست، بردست 
    باز: حرف اضافه به‌معنای به‌سوی، به‌جانب: (باز پیمان شدند (به‌سوی پیمان رفتند))
    پیش: حرف اضافه به دو معنی:
    1-نزد، با، به: یکی پیش شوریده حالی نوشت.
    22- دربرابر: جهاندار پیش جهان آفرین.

    بر: حرف اضافه به معنی نزد، به: نبشتن بر رستم نامدار
     دون: حرف اضافه برای استثنا به معنی جز، غیر. (هزار دینار دون دیگر چیزها)

    را: شایع‌ترین کاربرد آن، به عنوان نشانه مفعول است اما گاهی حرف اضافه است و در معانی ذیل به‌کار می‌رود.
    1-از: (قضا را در آمد.)
    2- به: (یکی را گفتم.)
    3- برای: (پذیره‌شدن را بیاراستند.)
    4- در: (سرهفته را کرد آهنگ ری.)
    55- دربرابر: (زخم فلک را نه مغفر است.)

    گاهی را نشانه اضافه است. (کان سوخته را جان شد. (جان آن سوخته))
    گاهی را همراه نهاد می‌آید. (گرگ را آرزوی را یکی میش کند.
    فا: حرف اضافه به معنی به و بر: (دل فا زبان گوید.)
    فرا: حرف اضافه به معنی به ،در: (چراغ یقینم فرا راه دار.)
     فراز: حرف اضافه به معنی بر و به: (فراز یکی پیل نر.)

    که: گاهی برای تاویل است که در جملات مرکب از آن بحث شد. گاهی حرف ربط ساده است به معنای ذیل:
    1- بلکه: نه، (که از ناله مرغان چمن در طرب است (که اضراب))
    22- زیرا، به علت آن که: (که با من هر چه کرد آن آشنا کرد (که تعلیل))

    3- در حالی که: (بر آید که ما خاک باشیم و خشت.)
    4- اگر برای شرط: (چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار.)
    55- چنانکه: (زدیده ام شده یک چشمه در کنار روان/ که آشنا نکند در میان آن فلاح)

    6- لیکن: (برکنم دیده که من دیده از او برنکنم.)
    7- برای تغییر و شرح: (خاک مشرق شنیده‌ام که کنند...)
    8- برای مفاجات (بیان امر ناگهانی) (او به سخن در، که در آمد غبار)
     مَر: حرفی است که پیش از نهاد و مفعول و متمم می‌آمده و ظاهرا برای تاکید بوده است.

    نهاد: (مر او هست پرورده کردگار)
    متمم: (به افعال ماننده شو مرپری را) 
    مفعول: (مر او را به آیین پیشین بخواست) 
    مگر: گاهی حرف اضافه و برای استثناست: (مگر کسی که به زندان عشق در بند است.)
     گاهی قید است به‌معنای ذیل:

    1- قید شک و تردید: چوی‌ها بسته‌ام از دیده به دامان که مگر (شاید)

    2- قید تاکید: تو گویی مگر فره ایزدی است. (همانا)

    3- قید استفهام انکاری: دلش بس تنگ می‌بینم مگر ساغر نمی‌گیرد؟ (آیا)
    4- قید تشبیه: ندیده‌ام مگر این شیوه از پری آموخت. (گویا)
    5 - به معنی از قضا: مگر از هیئت شیرین تو می‌رفت حدیثی. (اتفاقا)
     و: حرف ربط است گاهی به معنی ”درحالی‌که” است (واو حالیه) (اجلم می‌کشد و درد فراقش سبب است.)
    وا: حرف اضافه به معنی با، به: عشق وا ما گفتن.
    ورای: حرف اضافه به‌معنی جز: ورای طاعت دیوانگان زما مطلب. 
    یاد آوری:
    11- گاهی برای یک متمم دو حرف اضافه پیش و پس آن می‌آوردند. (بر... اندرون / ز....بر/ از برای.... را / به.... اندر)
    22- گاهی هر دو حرف اضافه پیش از متمم می‌آمد: (دو تن را نیامد سر اندر به خواب)

    3- حرف اضافه پیش از متمم می‌آید اما گاهی در قدیم پس از متمم می‌آمد. (بیند اشتر را سقط او راه بر (بر راه))
    44- گاهی از حروف اضافه مرکب (به جهت، به محض) حرف به حذف می‌شود. (پا برهنه جانب ِ مسجد دوید.)
    پیشوند و پسوند
     پیشوندها و پسوند‌ها واژک‌هایی هستند که در اول یا آخر واژه‌ها می‌آیند. و مفهوم جدیدی به آن‌ها می‌بخشند و در برخی موارد طبقه دستوری آن‌ها را عوض می‌کنند.

    پیشوندهای معروف و کاربرد‌های مهم آن‌ها:
     ب –
     1- ب + اسم: صفت. بخرد: خردمند 
    2- ب + اسم: قید. بسرعت: سریع 
    3- ب + اسم:  اسم مرکب. بدست: وجب 
    44- ب + حاصل مصدر: قید. بزودی: سریعا

    با: بر سر اسم می‌آید و صفت مرکب می‌سازد. (با هنر: هنرمند)
     باز: به معنی دوباره و از نو است و یا معنی کلمه را موکد می کند.

    باز آمدن (مصدر – فعل) بازگشت (بن ماضی) بازپرس (بن مضارع) 

    بر: 
    در اول اسم می‌آید و صفت می‌سازد. بر کنار 
    در اول فعل: برداشتن – برداشت (بن ماضی) برانداز (بن مضارع)
    بی: پیشوند نفی است و بر سر کلمه‌های زیر می‌آید و صفت می‌سازد. 
    1- در اول اسم: بی‌ادب 
    22- در اول بن فعل: بی‌تاب

    3- در اول ضمیر: بی‌خود

    4- در اول ترکیبات و صفی: بی‌همه‌چیز

    در:
    در اول فعل: درآمدن 
    در اول بن ماضی: درآمد 
    در اول بن مضارع: درگذر
     فر: این پیشوند در چند کلمه قدیم مانند ”فر خجسته ” و چند اصطلاح جدید فرآورده و فرآیند دیده می‌شود.

    فرا:
    1- در اول فعل: فراگرفتن
    2- در اول بن مضارع: فراخور
    3- در اول ضمیر مبهم: فراهم 
    فراز: در اول فعل فعل می‌آید: فراز آوردن
    فرو:
    1- در اول فعل: فروبردن
    2- در اول بن فعل: فروکش 
    33- در اول اسم: فرومایه

    لا: حرف نفی عربی است و در فارسی پیشوند است: لاعلاج، لاکردار 
    ن: پیشوند نفی است و در موارد زیر به‌کار می‌رود.
    1- بر سر صفت: نسنجیده 
     2- بر سر اسم: نستوه (صفت) 
    3- بر سر بن فعل، اسم یا صفت می‌سازد: نترس 
    44- در وسط صفتهای بیانی مرکب: خدانشناس

    نا: پیشوند نفی است و در موارد زیر به‌کار می‌رود. 
    1- بر سر اسم: ناکام (صفت) 
    2- بر سر صفت: نادرست  
    3- در وسط صفت‌های بیانی: حق‌ناشناس 
    4- در اول بن مضارع: ناشناس 
    5- در اول بن ماضی: ناشایست 
    6- در اول مصدر: نادیدن 
    77- در صفت‌هایی که بر خویشاوندی ناتنی دلالت می‌کنند. (ناپدری، نامادری)

    وا: در موارد زیر به‌کار می‌رود:
    1- در اول فعل: واخواستن 
    2- در اول بن ماضی: واخواست
    3- در اول بن مضارع: وادار 
    4- در اول اسم: واپس 
    55- در اول صفت مفعولی: وارفته

    ور: در موارد زیر به‌کار می‌رود:

    1- در اول فعل: وررفتن

    2- در اول بن ماضی:ورشکست

    3- در اول بن مضارع: ورانداز

    4- در اول اسم: وردست

    5-در اول صفت: ورپریده

    هم: به‌معنی مصاحبت و همراهی در موارد زیر می‌آید.
    1- در اول اسم: همکار
     2-در اول بن ماضی: هم‌نشست
    3- در اول بن مضارع: همنشین
    4- در اول صفتهای اشاره: همین
    5- در اول ضمیر مبهم: همدیگر
    6- در اول پسوند: همسان
    77- در اول حرف اضافه: همچون

    پسوند‌های معروف و کاربرد‌های مهم آن‌ها:
    ا: در موارد ذیل به‌کار می‌رود.
    1- برای مبالغه و تاکید و کثرت: خوشا، خرما
    2- با صفت، اسم می‌سازد: پهنا
    3- در آخر بن مضارع، صفت فاعلی می‌سازد: دانا
    4- در آخر بن مضارع صفت لیاقت یا مفعولی می‌سازد: خوانا (لیاقت)،   رها(مفعولی)
    55- در آخر فعل دعا: بادا

    ار: در سه مورد به‌کار می‌رود:
    1- با بن ماضی، اسم مصدر می‌سازد: دیدار
    2- با بن ماضی و مضارع، صفت فاعلی: خواستار
    33- با بن ماضی، صفت مفعولی: گرفتار، مردار

    آسا: پیشوند تشبیه است و صفت و قید می‌سازد: غول‌آسا
    اک: با بن مضارع اسم می‌سازد: خوراک
     آگین: پسوند مبالغه، با اسم، صفت می‌سازد: عطر آگین

    ان: در موارد ذیل به‌کار می‌رود:
    1- با بن مضارع، صفت فاعلی می‌سازد: روان
    2- برای نسبت پدری یا نیایی: قبادان
    3- برای ساختن قید زمان: بامدادان
    4- برای نسبت به مکان و قبیله: توران، چناران
    55- برای ساختن اسم مصدر: آشتی‌کنان

    اندر: پسوندی است به معنی نا بر خویشاوندی ناتنی دلالت می‌کند. (مادر اندر: نامادری)
    انه: در موارد ذیل به‌کار می‌رود. 
    1- برای تشبیه و نسبت و لیاقت: ویرانه، جسورانه
    2- اسم می‌سازد: عصرانه
    33- صفت و قید می‌سازد: ماهانه

    انی: مأخوذ از زبان عربی است و برای نسبت به‌کار می‌رود: روحانی
    بار: به معنی کنار و ساحل: رودبار، جویبار
    بان: در مفهوم محافظت و فاعلیت: باغبان، دربان
     تاش: مأخوذ از ترکی به‌معنی هم: خواجه‌تاش

    چه: پسوند تصغیر، اسم مصغر می‌سازد: باغچه
    چی: مأخوذ از ترکی برای نسبت: توپچی
    دان: پسوند جا و مکان است و ظرفیت را می‌رساند: آتشدان
    دیس: به معنی شباهت و هم مانندی: تندیس (شبیه تن، مجسمه)
     زار: پسوند مکان: لاله‌زار

    سار: در موارد زیر به‌کار می‌رود:
    1- برای شباهت: دیوسار
    2- برای کثرت در مکان: کوهسار
    3- در مفهوم جانب و ناحیه: رخسار
    4- برای نسبت و انصاف: شرمسار
    55- در معنی سر: گاوسار

    سان: برای مشابهت: همسان
    ستان: پسوند مکان: بوستان
    در دو کلمه تابستان و زمستان دلالت بر زمان می‌کند.
    سیر: پسوند مکان است: گرمسیر
    ش: در آخربن مضارع، اسم مصدر می‌سازد: خورش، روش
     معادل قدیم آن شت و شن بوده است: کنشت،کنشن

    ک: در موارد زیر به‌کار می‌رود:
    1- برای تصغیر: شاخک
     2- برای تقلیل و تدریج در قید: نرم نرمک
    3- برای تقلیل در صفت: دلخوش کنک
     4- برای تحقیر و توهین: شاعرک
    5- برای تجیب و ترحم: طفلک               
    6- برای تشبیه: عروسک
    7- برای نسبت: سنگک                                  
    8-برای ساختن اسم آلت: غلتک
    9- برای ساختن اسم از صفت: زردک 
    کده: پسوند مکان: میکده
    که: برای تحقیر: مردکه
    کی: پسوندی است در تداول عامه صفت و قید می‌سازد: یواشکی
    گار:
    1- در آخر بن فعل، پسوند فاعلی: آفریدگار
    2- در آخر اسم پسوند نسبت: یادگار
    33- در آخربن ماضی پسوند لیاقت: ماندگار

    گان: در آخر اسم یا صفت شمارشی، نسبت را می‌سازند: مهرگان، دهگان
    گانه: در آخر صفت، پسوند نسبت است: جداگانه، دوگانه
    گانی: پسوند نسبت: خدایگانی
     گاه: پسوند مکان و زمان: دانشگاه، صبحگاه

    گر:
    1- پسوند فاعلی و مبالغه: دادگر، ستمگر
    2- پسوند شغلی: رفتگر
    گین: پسوند مبالغه و صفت می‌سازد: خمشگین
    لاخ: پسوند مکان و کثرت: سنگلاخ
     م: پسوند صفت شمارشی ترتیبی و صفت پرسشی: دوم، چندم

    مان:
    1- پسوند نسبت در آخر صفت: شادمان
    2- پسوند نسبت در آخر اسم: دودمان
    3- پسوند سازنده اسم از بن مضارع: زایمان
    44- پسوند سازنده اسم ذات از بن ماضی: ساختمان

    مند: مسند صفت و دارندگی و مبالغه: دانشمند
    مین: پسوند صفت شمارشی ترتیبی و صفت پرسشی: دومین، کدامین
    نا: از صفت،اسم می‌سازد: تنگنا
    ناک: پسوند اتصاف و دارندگی: خشمناک
    نده: با بن مضارع، صفت فاعلی می‌سازد: دونده.
     در غیر بن هم می‌آید: شرمنده

    و: پسوند اتصاف و تحقیر: ریشو، یارو
    وار: در معانی ذیل به‌کار می‌رود:
    1- دارندگی: امیدوار
    2- شایستگی: شاهوار                
    3- هم‌مانندی: بهشت وار
    44- برای نسبت و اتصاف: گوشوار

    واره: برای شباهت و نسبت: گوشواره، سنگواره
    ور: برای اتصاف و مبالغه: دانشور،بارور.
    با ضمه هم می‌آید: رنجور
    وش: پسوند تشبیه: حوروش
     وند: برای دارندگی و اتصاف: فولادوند

    ه: ‌های بیان حرکت در موارد ذیل به‌کار می‌رود:
    1- با بن مضارع اسم مصدر (ناله) یا اسم آلت (تابه) می‌سازد.
    2- با بن ماضی، صفت مفعولی می‌سازد: گفته
    3- برای ساختن صفت و قید در کلمه‌های مرکب: یکشبه، هیچ کاره
    44- برای تشبیه به اسم پیوندی: گوشه

    5- برای تحقیر و تصغیر: مرده، دختره
    6- برای مبالغه: خودکامه
    7- با صفت بیانی و شمارشی، اسم می‌سازد: زرد، دهه
    8- تغییری در معنی ایجاد نمی‌کند: رخساره
    99- برای ساختن اسم منسوب: روزه

    ی: اقسام بسیاری دارد:
    1- معروفترین آن‌ها نشانه نسبت است: تهرانی، محمودی
    2- نشانه حاصل مصدر: خوبی
    3- نشانه نکره: بقالی
    4- نشانه وحدت: کیلویی
    55- نشانه لیاقت: گفتنی

    6-نشانه قید زمان: عمری 
    7-نشانه تحبیب و تفخیم: نورچشمی
    88-یای وصفی که به کمک که و جمله پس از آن، اسم را معرفه می‌کند. (کتابی که خریدم از جمال‌زاده بود)

    یت: مأخوذ از عربی و اسم مصدر می‌سازد: انسانیت
    ین:
    1- صفت نسبی می‌سازد: سیمین
    2- صفت‌ساز: دروغین، دیرین 
    3-صفت برترین می‌سازد: مهین
     ینه: صفت نسبی می‌سازد: سیمینه

    یه: مأخوذ از عربی:
    1- در اسم خاص مکان: امیریه
    2- در اسم سازمان‌ها:نظمیه
    3- در اسم فرقه‌ها: امامیه 
    4- در اسم اوراق خاص: ابلاغیه
    5- در اسم انواع ادبی: هجوبه
    66- برای ساخت صفت نسبی: اصلیه

    میانوند: علاوه بر پسوند و پیشوند، الفاظی در میان کلمه‌های مرکب می‌آیند که به آن‌ها میانوند می‌گویند: 
    ا: سراسر
    به: سر به سر
    تا: سرتاسر
     در: پی در پی

    منبع مطلب : ebipiryaee.blogfa.com

    مدیر محترم سایت ebipiryaee.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ترفندهای ترجمه افعال عربی به فارسی

    ترفندهای ترجمه افعال عربی به فارسی

    ترجمه افعال عربی یکی از مهم ترین مواردی است که به نسبت سخت تر و حساس تر از سایر موارد در حوزه ترجمه متن است. به همین منظور ما در اینجا راهنمای جامعی برای ترجمه افعال عربی در اختیار شما قرار داده ایم تا به این شکل شما بتوانید تنها با مطالعه این مقاله دیگر مشکلی برای ترجمه فعل های عربی نداشته باشید.

    ترجمه افعال مجهول در عربی

    اگر کمی در خصوصتاریخچه زبان عربی مطالعه داشته باشید، حتما با این مورد موارجه شدید که در متن های ادبی و تاریخی مانند کلام الله و نهج البلاغه و مانند آن کلمه «اِنّ» اغلب برای تاکید بر مفهوم جمله به کار می رود. در ترجمه چنین جملاتی می توان از کلماتی چون «همانا، به راستی، حقیقتا، حتما و …» استفاده کرد. اما در متون امروزی و گفتارهای روزمره، استفاده از «اِنّ» لزوما برای تاکید نیست و بیشتر نوعی تکیه کلام برای جمله های اسمیّه به شمار می آید. «اِنّ» در وسط جمله به معنای «که، این که» به کار می رود و مانند حرف ربط در زبان فارسی است.

    خبر حروف «لَیتَ» و «لَعَلّ» در صورتی که مضارع باشد، معمولا در فارسی به صورت مضارع التزامی ترجمه می شود.

    ترجمه افعال عربی

    در ترجمه عربی به فارسی صیغه های فعل مجهول به زبان فارسی، اغلب از فعل شدن کمک گرفته می شود. چنان که می دانیم در جملات مجهول نایب فاعل می تواند مانند فاعل به صورت ضمیر مستتر بیاید. لذا هنگام ترجمه لازم است به این گونه صیغه ها توجه شود

    مضارع التزامی در عربی چگونه معنی می شود؟

    صیغه «کانَ» همراه فعل مضارع، در ترجمه فارسی معادل ماضی استمراری و همراه فعل ماضی معادل ماضی بعید است. هرگاه دو یا چند فعل از افعال مضارع و ماضی بر یکدیگر عطف شده باشند، کان فقط یک بار در ابتدای آن ها به  کار می رود.

    هرچند صفت در زبان عربی مفرد نباشد، در زبان فارسی به صورت مفرد ترجمه می شود. مثلا ترجمه «التلامیذ المجتهدون» به فارسی «دانش آموزان کوشا» است.

    در ترجمه جمله وصفی حرف که را بر آن می افزاییم و خود فعل مطابق نیاز جمله معمولا به ترتیب ذیل ترجمه می شود:

    ماضی + ماضی = ماضی بعید در زبان فارسی یا ماضی. مثال: «اشتریت کتابا قد رایته فی مکتبه المدرسه»: «کتابی را خریدم که آن را در کتابخانه ی مدرسه دیده بودم (دیدم)».

    ماضی + مضارع = ماضی استمراری در زبان فارسی. مثال: «سمعت نداء یدعونی الی الصدق»: «ندایی را شنیدم که مرا به صداقت فرا می خواند.»

    مضارع + مضارع = مضارع التزامی در زبان فارسی. مثال: «افتش عن کتاب یساعدنی فی فهم النصوص»: «دنبال کتابی می گردم که مرا در فهم متون یاری کند.»

    ادوات نصب مانند «اَن (که)، کَی، لِکَی، حَتّی، لَ» (تا، تا این که، برای اینکه) معنی فعل مضارع را غالبا به مضارع التزامی فارسی تبدیل می کنند.

    حرف «لَن» معنی فعل مضارع را غالبا به مستقبل (آینده) منفی فارسی تبدیل می کند.

    به کاربرد لام در جمله ها دقت کنیم:

    الملک لله. (حکومت از آن خداست.)

    اجتهدت لانجح. (تلاش کردم برای این که موفق شوم.)

    لنتبعد عن الکذب! (باید از دروغ دوری بجوئیم!)

    فعل مضارع مجزوم به لم را می توان به صورت ماضی ساده ی منفی و یا ماضی نقلی منفی ترجمه کرد.

    صیغه های غایب و متکلم فعل مضارع، هنگامی که همراه لام امر به کار روند، به صورت مضارع التزامی ترجمه می شوند.

    هر یک از دو فعل شرط و جواب شرط در صورتی که ماضی باشند، می تواند به صورت مضارع ترجمه شود.

    در ترجمه اسم هایی که دارای تنوین هستند، گاهی ی (وحدت و یا نکره اضافه می کنیم: رایت طالبا. دانش آموزی را دیدم. (یک دانش آموز را دیدم.)

    هرگاه اسم بعد از اشاره همراه ال باشد (مشارالیه)، خود اشاره (هر چند مفرد نباشد) به صورت مفرد ترجمه می شود:

    هذه الشجره باسقه. (این درخت، بلند است.)

    هذه الطالبه مجتهده. (این دانش آموز، کوشا است.)

    هولاء الطالبات مجتهدات. (این دانش آموزان کوشا هستند.)

    اسم بعد از اشاره هرگاه بدون ال بیاید، اشاره طبق صیغه خود ترجمه می شود.

    هذا طالب. (این دانش آموز است.)

    هولاء طلاب. (این ها دانش آموز هستند.)

    علامت «ین» میان مثنی و جمع مشترک است، در هنگام ترجمه به حرکت نون و ماقبل یا و یا قرائن موجود در جمله دقت کنیم.

    زمان افعال عربی

    ترجمه افعال عربی به صورت جمع

    فعل هرگاه به فاعل اسم ظاهر اسناد داده شود و آن فاعل، مثنی یا جمع باشد، در فارسی به صورت جمع ترجمه می شود.

    در هنگام ترجمه به مرجع ضمایر غایب دقت شود.

    دقت در زمان افعال، لازم و متعدی بودن آن ها، مفرد و مثنی و جمع بودن کلمه، تشخیص فاعل و مفعول از جمله اموری است که برای یک ترجمه صحیح باید به آن توجه کرد.

    گاهی می توان مصدر را به صورت فعل ترجمه کرد، قصدت الرجوع الی المکتبه: خواستم به کتابخانه برگردم.

    فعل هایی که در یکی از باب های افعال، تفعیل به کار می روند، اغلب به صورت متعدی ترجمه می شوند. به عبارت دیگر در ترجمه به مفعول نیاز خواهند داشت.

    آموزش ترجمه فعل های عربی در باب تفاعل و مفاعله

    پاره ای از افعال همراه حرفی به کار می روند که در هنگام ترجمه نیازی به ترجمه آن حروف نیست. مانند: سخر من (مسخره کرد.)، حصل علی (به دست آورد)، شعر ب (متوجه شد، احساس کرد)

    باب های زبان عربی

    گاهی در ترجمه فعل های باب تفاعل و مفاعله به آوردن حرف ربط با نیاز داریم.

    فعل های باب انفعال به صورت لازم ترجمه می شوند.

    فعل های باب افتعال و تفعل گاهی لازم و گاهی متعدی هستند.

    فعل های باب استفعال غالبا متعدی هستند.

    اسم فاعل بر انجام دهنده یا دارنده حالتی بودن دلالت می کند و معادل آن در فارسی معمولا صفت فاعلی یا اسم فاعل است. مانند حامی: پشتیبان، منذر: بیم دهنده.

    صفت فاعلی در زبان های فارسی دارای پسوندهایی از قبیل «نده» و «ا» است مانند: بیم دهنده، دانا.

    اسم مفعول بر انجام شدن و یا واقع شدن دلالت می کند و معادل آن در فارسی معمولا صفت مفعولی یا اسم فاعل است. مانند مقتول: کشته شده، محترم: احترام شده.

    ترجمه اسم مفعول عربی

    ترجمه اسم مفعول در زبان عربی

    در ترجمه تخصصی اسم مفعول گاهی از پسوند شده استفاده می کنیم. مانند مستضعف: ضعیف نگاه داشته شده.

    در ترجمه اسم های مبالغه معمولا از قید بسیار استفاده می کنیم. مانند غفار بسیار آمرزنده.

    گاهی میان اسم های تفضیل از نظر ظاهری با فعل ماضی باب افعال مشابهت ایجاد می شود، در این گونه موارد، توجه به مفهوم عبارت راهگشای مساله است.

    اگر بعد از اسم تفضیل عبارت مِن بیاید به صورت صفت تفضیلی ترجمه می شود: احسن مِن: نیکوتر از… و اگر همراه من نیاید، معمولا به صورت صفت عالی ترجمه می شود: احسن کتاب: بهترین کتاب

    ضمیر یکی از اجزای اصلی جمله است. در تشخیص انواع ضمیر و ترجمه ی صحیح هر یک دقت کنیم.

    تشخیص مرجع ضمایر غایب به دقت بسیار احتیاج است.

    کلماتی مانند الذی و التی هرگاه پس از اسم دارای ال بیایند، به معنی «که» خواهند بود، مانند: ذهبت الی المسجد الذی قرب مدرستنا.

    دقت کنیم که حرف «ما» گاهی حرف نفی است و گاه اسم استفهام و گاه موصول. به کمک قرائن موجود در جمله باید هر یک را از دیگری تمییز داد.

    در زبان فارسی، فعل معمولا در آخر جمله قرار می گیرد، و حال آن که در عربی، فعل معمولا ابتدای جمله می آید.

    ترجمه ضرب المثل عربی با ترجمه فارسی

    ترجمه اصطلاحات و ضرب المثل های عربی یکی از مهم ترین مواردی است که نیاز به دقت و تجربه بالای مترجم دارد چرا که فرایند معادل یابی و انتخاب بهترین مفهوم برای ترجمه ضرب المثل از جمله موارد بسیار مهم و تاثیر گذاری است که باید به آن توجه شود. در ادامه ۲۰ مورد از کاربردی ترین ضرب المثل های عربی زبان را به همراه بهترین ترجمه آن با شما به اشتراک می گذاریم.

    ترجمه: در امتحان است که انسان سربلند شده یا سرافکنده می شود.

    معادل: (از حافظ)

    خوش بود گر محک تجربه آید به میان             تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

    ترجمه: میمون در چشم مادرش چون آهو (زیبا) است.

    معادل: سوسک به بچه اش میگوید قربان دست و پای بلوریت.

    ترجمه: بداقبال در خوراک سیرابی استخوان می یابد.

    معادل:

    بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد     یا طاق فرود آید و یا قبله کج آید.

    ترجمه: پرندگان هم شکل با هم می پرند.

    معادل: (از نظامی)

    کند با جنس خود هر جنس پرواز   کبوتر با کبوتر باز با باز

    ترجمه: جوجه غاز چون خودش شناگر است.

    معادل: (از فردوسی)

    پسر کو ندارد نشان از پدر    تو بیگانه خوانش نخوانش پسر

    ترجمه: لباس عروسی بپوش تا عروس جلوه کنی.

    معادل: آستین نو بخور پلو

    و یا: (از سعدی)

    تن آدمی شریف است به جان آدمیت    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت.

    ترجمه: در نجاری به چهارچوب چفت نیست.

    معادل: کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

    ترجمه: لباس بی یقه دارد اما ادعای ترقی می کند.

    معادل: پز عالی با جیب خالی

    ترجمه: ما در یک هوا هستیم.

    معادل: ما در یک موقعیت هستیم.

    ویا

    ما همدردیم

    ترجمه: یک دست کف نمی زند.

    معادل: یک دست صدا ندارد.

    ترجمه: پایت را به اندازه پتویت دراز کن.

    معادل: پایت را به قدر گلیمت دراز کن.

    ترجمه: کسی که زبانش از آش داغ سوخته، ماست را فوت می کند.

    معادل: مار گزیده از ریسمان دورنگ (سیاه و سفید) می ترسد.

    ترجمه: آدم بیکار در کار قاضی هم دخالت می کند. (مضرات بیکاری)

    معادل: (از عطار)

    گر تو بنشینی به بی کاری مدام  کارت ای غافل کجا زیبا شود.

    ترجمه:  آشپز غذای سمی آن را خواهد چشید.

    معادل: چاه کَن همیشه ته چاه است.

    ترجمه: آن چه در پی است، بهتر از آن چه گذشته است.

    معادل: گذشته ها گذشته است.

    و یا: (از مولوی)

    بر گذشته حسرت آوردن خطاست بازناید رفته یاد آن هباست .

    ترجمه: درگیر اعمال پلید خود گردید.

    معادل: از مکافات عمل غافل مشو        گندم از گندم بروید جو ز جو.

    ترجمه: چشم به آن دید دارد ولی دست از آن کوتاه است.

    معادل: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.

    ترجمه: دیدن مشکلات دیگران، مشکلات خود را کوچکتر می کند.

    معادل: (از رودکی)

    زمانه پندی آزاد وار داد مرا          زمانه را چو نکو بنگری همه پند است

    به روز نیک کسان گفت غم مخورزنهار             بسا کسا که به روز تو آرزومند است

    ترجمه: نگهبانش ، غارتش کرد.

    معادل: شریک دزد و رفیق قافله بود.

    ترجمه: آن چه بر پیشانی نوشته باشد لاجرم به چشم خواهد آمد.

    معادل: ز این دو برون نیستش سرنوشت        اگر دوزخ جاودان گر بهشت .

    عربی بیاموزیم

    ترجمه اسم های تنوین دار عربی

    در ترجمه اسم هایی که دارای تنوین هستند، گاهی ی وحدت یا نکره اضافه می کنیم. کتاب: کتابی

    اسم پس از فعل همیشه فاعل نیست. فاعل گاهی در داخل فعل به صورت مستتر قرار می گیرد.

    فعل گاهی در آغاز جمله به صورت مفرد می آید و حال آن که فاعل آن به صورت جمع است. در این صورت، فعل به صیغه جمع ترجمه می شود: کتب الطلاب: دانش آموزان نوشتند.

    جایگاه مفعول معمولا پس از فاعل است. اما در همه جای جمله می تواند قرار گیرد. بدین جهت توجه به مفهوم عبارت راهگشای یافت مفعول یک فعل است.

    ضمایر منفصل نسبی هرگاه در آغاز جمله به کار روند، در ترجمه آن ها کلماتی از قبیل «تنها، فقط و …» را اضافه می کنیم.

    در پایان جمله های اسمیهِ فاقد فعل، از صیغه های مختلف فعل ربطی است استفاده می کنیم.

    خبر مفرد درصورتی که مثنی و یا جمع باشد، معمولا به صورت مفرد ترجمه می شود. (المومنون صادقون فی حیاتهم: مومنان در زندگی خود راستگو هستند.)

    منبع مطلب : transnet.ir

    مدیر محترم سایت transnet.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سوالات درس به درس زبان فارسی 1

    درس اول

    ۱- عبارت زیر را با کلمه‌ی مناسب تکمیل کنید . « زبان یکی از جنبه‌های ...... وجود انسان است »

    2- یکی از جنبه های راز آمیز وجود انسان را نام ببرید .

    3- چرا استفاده از زبان بسیار آسان است ؟ 

    4- عبارت زیر را با کلمه های مناسب تکمیل کنید «یکی از دشواریهای شناخت زبان .... و ..... بیش از حد آن است .»

    5- چرا شناخت زبان دشوار است

    6- چرا زبان پیچیدگی دارد ؟

    7- اگر انسان از زبان بی‌بهره بود چه اتفاق می افتاد ؟

    8- آیا دشواری شناخت زبان تنها ناشی از پیچیدگی و گستردگی بیش از حد آن است ؟

    9- سه کلمه بنویسید که وجود خارجی ندارند اما چون در زبان ما بکار رفته‌اند ، برای آنها بیرون از ذهن خود قایل به وجود خارجی شده‌ایم .

    10- چرا زبان را باید آموخت و شناخت با مثالی توضیح دهید .

    11- شناخت زبان به چه چیزهایی نیاز دارد ؟

    ۱۲-زبان چیست ؟

    13- زبان را در عبارتی کوتاه تعریف کنید .

    14- چرا پیش از آن که کلمه‌ی (کیوی ) در زبان فارسی پیدا شود ، بود و نبود این میوه برای فارسی زبانان یکسان بود ؟

    15- مقصود از ارتباط زبانی چیست ؟

    16- منظور از نظام در تعریف زبان چیست ؟

    17- اجزای سازنده‌ی زبان در درجه‌ی اول چیست

    18- عبارت زیر را با کلمات مناسب تکمیل کنید.

    الف – نشانه‌ی هر ..... است که ..... داشته باشد .

    ب – انتقال پیام در ارتباط زبانی معمولا در قالب ..... صورت می گیرد .

    19- چرا می توان هر جمله را نمونه‌ای کوچک از نظام بزرگ زبان دانست ؟

    20- ارکان اصلی تعریف زبان را بنویسید .

    21- جمله چیست ؟

    22- با ذکر دو مثال قابلیت‌های زبان را در زندگی روزمره بنویسید .

    23- آیا شناخت زبان با توانایی استفاده از ان یکی است ؟

    24- در جمله‌ی ( عید شما مبارک  ) چرا هر یک از اجزای آن را یک نشانه می نامیم

     درس دوم

    1-- هر جمله چند قسمت دارد ؟ با ذکر مثال بیان کنید .

    2- در جمله‌ی زیر نهاد و گزاره را مشخص کنید .

    « زنبور عسل شیره‌ی بهترین گلها را می‌مکد . »

    3- نهاد کلمه یا گروهی از کلمات است که .... می دهیم .

    4- صاحب خبر همان ..... است .

    5- چرا ( شناسه ) نهاد پیوسته ‌ی جمله است ؟ با ذکر مثال توضیح دهید .

    6- شناسه‌ی فعل معمولا در .... با نهاد مطابقت دارد.

    7-هر گاه نهاد ، کلمه‌ی ( من ) باشد شناسه‌ی فعل ( .... ) است .

    8- هر گاه ، کلمه‌ی (ما ) باشد شناسه‌ی فعل (.... ) است .

    9- هر گاه نهاد ، کلمه‌ی ( شما ) باشد شناسه‌ی فعل ( .... ) است .

    10- نشانه‌ی فعل چیست ؟

    11- با ذکر دو دلیل نهادجمله‌ی زیر را تشخیص دهید .  «دانش آموز وارد کلاس شد . »

    12-راه تشخیص نهاد چیست ؟

    13-هسته‌ی گزاره ... است .

    14-نهاد اگر محذوف باشد با علامت (..... ) نشان می دهیم .

    15-در جمله‌ی زیر نهاد و گزاره را تعیین کنید . « علمای بزرگ دایم در لشگرگاه رفت و آمد داشتند . »

    16-برای گزاره‌ی زیر نهاد مناسب بنویسید . «..... بر ضد ضحاک ستمگر قیام کرد . »

    17-برای نهاد زیر گزاره‌ی مناسب بنویسید . « گلستان سعدی ..... »

    18-زبان چگونه پدیده‌ای است ؟ ( یک سطر توضیح دهید . )

    19-واژه‌های زیر  را به طور مناسب در جمله‌ی نمونه جانشین سازی کنید و تغییرات لازم را انجام دهید .

                                                                                   جمله

                                                               نهاد                                  گزاره

                                                                                   

                                                  عقابها                                  بر ستیغ کوه آشیانه می سازند

                                                  پرنده

                                                                               جمله

                                                          نهاد                                  گزاره

                                                                            

                                                       پیرمرد                        کودکان را به خانه رساند

                                                                                        کودک را                           

                                                        شما

    20-نمودار جمله‌ی « انسان آگاه وظیفه‌اش را به خوبی انجام می دهد » را رسم کنید .

    21-چرا جمله‌ی زیر نادرست است ؟ توضیح دهید و صحیح آن را بنویسید .                                                                      

    « پروین اعتصامی شاعره‌ی متعهد و برجسته‌ی ایران است »

     درس سوم

    1-برای تبدیل جمله‌های گفتاری به جمله‌های نوشتاری چه مواردی را باید توجه کرد ؟

    2-در نوشتن باید به اصل .... و ..... توجه کنیم .

    3-برای تقویت مهارت نویسندگی چه راه هایی وجود دارد ؟ ( 4 مورد )

    4-برای خیال انگیز کردن نوشته ، مؤثرترین شیوه کدام است ؟

    5-هر گاه بخواهیم چیزی را توصیف کنیم باید به چه خصوصیات آن توجه کنیم ؟

    6-یک صحنه یا منظره را چگونه توصیف کنیم ؟

    7-برای توصیف حالات روحی افراد به کدام ویژگی باید توجه شود ؟

    8-برای توصیف وضع ظاهری افراد کدام ویژگیهای فرد را باید در نظر بگیریم ؟

    9-انواع نامه‌ها را بر حسب نوع نگارش و گیرنده‌ی آن نام ببرید .

    10-کدام یک از گروههای زیر از نظر املاء درست است ؟ چرا ؟

    الف : رای ، سائل ، جزء                   ب : رای ، سائل ، جزء

    11-عبارت زیر را از زبان گفتاری به زبان نوشتاری بنویسید «فردا صب زود ، خارکش به جای این که به صحرا بره ، رف به قصر حاکم ، به قصر که رسید متوجه شد اشرفیا نیس .»

    12-چرا در ترکیب «منشاء حیات » گذاشتن نشانه‌ی (-) کسره درست است ؟

    13-متن زیر را اصلاح کنید .« خانم سعیدی لیسانسیه‌ی زبان و ادبیات فارسی است . وی درباره‌ی دیوان پروین اعتصامی شاعره‌ی مشهور ایران مطالبی را بیان کرد .»

    14-شرح حال پنجره‌ی کلاس را از زبان خودش بنویسید . (4 سطر )

     درس چهارم

    1- اجزای جمله‌های زیر را مشخص کنید .

    الف : هوا روشن شد .          

    ب: دوستان ما خواهند آمد.    

     ج : مشرکان بتها را می پرستیدند.

     د : فردوسی بیشتر داستان های شاهنامه را از روایت‌های پهلوی گرفته است .

    2- گروه اسمی که پس از حرف اضافه بیاید چه نامیده می شود ؟

    3- در جمله ی «حسن به پدرش می نازد » گزاره از چه اجزایی تشکیل شده است بنویسید .

    4- به  جمله ی « مشرکان بتها را می‌پرستیدند»یک گروه قیدی بیفزایید .

    5-  مسند را در جمله‌ی « ایران سرزمین دلیران است.»مشخص کنید .

    6- کلمه یا گروهی از کلمات که به فعل اسنادی نیاز دارند چه نامیده می شوند ؟

    7- نشانه‌ی مفعول چیست ؟

    8- کلمات زیررا با املای مناسب‌تر آن ها با خط تحریری بنویسید .

    سؤال                مسائل                      نئون                         لؤلؤ

    9- مفعول را در جمله‌ی زیر مشخص کنید .

    «رستم پس از شکار، رخش را رها کرد»

    10- در نموداری اجزای جمله‌ی زیر را مشخص کنید . « زندگی چیست ؟ »

    11- (( را )) نشانه‌ی کدام جزء جمله است ؟

     درس پنجم

    1- ویرایش یا ویراستاری را تعریف کنید .

    2- چرا هر نوشته‌ای باید ویراستاری شود ؟

    3- ویراستار به چه کسی می گویند ؟

    4- انواع ویرایش را نام ببرید .

    5- «بررسی ظاهری و نظم و ترتیب بخشیدن به اثر »مربوط به کدام یک از انواع ویرایش است . نام ببرید .

    ۶- « بررسی جنبه‌ی علمی یا تخصصی یک اثر » مربوط به کدام یک از انواع ویرایش است ؟ نام ببرید .

    ۷-« بررسی جنبه‌های دستوری و نگارش و املایی »مربوط به کدام یک از انواع و.یرایش است نام ببرید .

    8- بند ( پاراگراف ) چیست ؟

    9- برای هر یک از موارد زیر چه نشانه‌ی نگارشی استفاده می شود ؟

    1- بعد از منادا  

    2- برای جدا کردن عبارت و جمله‌ی معترضه     

    3- قبل از نقل قول

    4-  برای جدا کردن روز ، ماه و سال

    10- برای هر یک از موارد زیر چه نشانه‌ی نگارشی استفاده می شود ؟

    1- در پایان جمله‌های خبری      

    ۲- برای نشان دادن افتادگی کلمه یا کلماتی از یک نسخه‌ی خطی

    3- برای بر شمردن اجزای یک چیز

     4- بین لغت و معنای آن          

     5- برای توضیح یک کلمه در پاورقی

     6- برای دستورهای اجرایی در نمایش‌نامه

    11- جمله‌ی زیر را می توان با کمک علایم نگارشی دو گونه خواند هر دو گونه‌ی آن را بنویسید .

    « بخشایش لازم نیست اعدامش کنید»

    12-در هر یک از عبات‌های زیر نشانه‌های نگارشی مناسب به کار برید .

    الف : عوامل مهم تربیت عبارتند از خانواده ، مدرسه ، معلم و                     

    ب : گاندی در حالی به وطن بازگشت 1917 که شهرت خاص و عام یافته بود .

     درس ششم

    1- یکی از شگفتی‌های زبان انسان این است که هر چند نظام یگانه‌ای است ، شکل های بسیار متنوعی به خود می گیرد . با ذکر مثال توضیح دهید .

    2- تفاوت زبان‌های انسانی با زبان پدیده‌های دیگر چیست ؟

    3- ویژگیهای ذاتی زبان انسان را نام ببرید . (3 مورد )

    4- منظور از دوساختی بودن  زبان انسان چیست ؟ با ذکر مثال .

    5- ساخت‌های معنی دار که از ترکیب صداهای بی معنی هستند چه نامیده می‌شوند ؟

    6- نشانه و جمله را با ذکر مثال توضیح دهید .

    7- مهمترین ویژگی زبان انسانی چیست ؟0

    8- جمله‌های نا  محدود را به کمک کدام ویژگی زبان می سازیم ؟

    9- منظور از ویژگی ( زایایی )زبان انسان چیست ؟

    10- منظور از ویژگی ( نابجایی ) زبان انسان چیست ؟

    11- شکل‌های مختلف یک زبان را نام ببرید . (3 مورد )

    12- تفاوت معنایی کلمه‌ی زبان را در نمونه‌های زیر بیان کنید .

    خوراک زبان   ، زبان رنگها ، زبان فارسی ، زبان پرندگان

    13- لهجه چیست ؟ با ذکر مثال توضیح دهید .

    14- گویش چیست  ؟ با ذکر مثال توضیح دهید .

    15- گویش‌های هر زبان معمولا به چهار دسته تقسیم می‌شوند نام ببرید .

    16- چه عواملی موجب تغییر و تحول زبان انسانی می‌شود .

    17- فرق لهجه و گویش چیست ؟

    18- هر یک از گویش‌های زیر مربوط به کدام گروه گویشی است ؟

    1- گویشی که به ناحیه‌ای تعلق دارد .        

     2- گویشی که متعلق به طبقه یا قشر اجتماعی خاصی است

    19- سخن گفتن درباره‌ی « آدم برفی »مربوط به کدام ویژگی زبان انسانی است ؟

    20- با کدام ویژگی زبان می توانیم درباره‌ی چیزهایی که اکنون وجود ندارند سخن بگوییم .

    21- دو ساختی بودن زبان چه فایده‌ای دارد ؟

    22- برای هر یک از ویژگی‌های زایایی و نا به جایی زبان دو مثال بنویسید .

     درس هفتم

    1- «تقریر » به چه معناست ؟ املای تقریری چیست ؟

    2- چهار مورد از فواید درس املا را بنویسید .

    3- مهارت های املای تقریری را بنویسید .

    4- مهارت‌های ( گوش کردن ، بیان کردن ، نوشتن ، خواندن ) را به چه وسیله‌ای می‌توانیم به دست آوریم .

    5- کدام یک از واژه های زیر نادرست است ؟

    الف : گزارشات      ب : معلومات           ج: پیشنهادات           د: احساسات

    6- کدام یک از دو جمله‌ی زیر درست است چرا ؟

    الف : نوع بیماری پس از تحقیقات و آزمایش های متعدد شناخته شد .

    ب : نوع بیماری پس از تحقیقات و آزمایشات متعدد شناخته شد .

     درس هشتم

    ا-شخص ، زمان و نوع افعال زیر را مشخص کنید: خورده باشیم – گفته اید- می شناختم – خواهند پذیرفت – بخوانی – دارد می شنود- پخته باشی                                                         

    2- بن ماضی ومضارع این افعال را مشخص کنید: نقل می کنند- گردآورد- نوشته شده است- می شود

    بخواهیم – نمی دهد – نباشد- بازمی گویند.        انتخابی                                                     

    3- ساخت اول شخص مفرد را درهشت زمان ازمصدر " نهادن" بنویسید. ( ماضی ساده ، استمراری

    بعید،التزامی ،نقلی مضارع اخباری ، التزامی،آینده)                                                 

    4-ساخت دوم شخص مفرد را در هشت زمان از مصدر " ساختن " بنویسید.                       

    5- ساخت سوم شخص مفرد را در هشت زمان از مصدر" دیدن " بنویسید.                      

    6 - ساخت اول شخص جمع را در هشت زمان از مصدر" خواندن " بنویسید.                    

    7- ساخت دوم شخص جمع را در هشت زمان از مصدر" شناختن " بنویسید .                  

    8- ساخت سوم شخص جمع را در هشت زمان از مصدر" دویدن " بنویسید.                     

    9- از فعل های "گزارده است"  ، "می انباشتی "، " نمی آفرینند"  ، "می آییم "   و " نگریسته باشد  "   بن ماضی  مضارع و مصدر و صفت مفعولی بسازید.

    10- فعل ها‌ی زیر را با حفظ شخص به زمان‌های گذشته‌ی ساده ، نقلی و بعید برگردانید و مشخص کنید که در کدام فعل‌ها پس از تغییر ، شناسه به تهی     بدل شده است . 

    می‌شنود ، خواهید نوشت ، برویم ، خواهد دید ، می‌آوری

    11- یک روز بهاری را در یک بند توصیف کنید . 

    12- برای نشان دادن دو ساختی بودن زبان دو مثال بنویسید .

    13- املای صحیح کلمات زیر را با خط تحریری بنویسید . 

    تهییه‌ی لباس ، تعین قیمت ، تحقیق و برسی ، عماق دریا ، تلاتم دریا ، نامه‌ی مذبور ، راجب درس ، تشکر و سپاس گذاری ، وحله‌ی اول ، مللوک گذشته

     درس نهم

    1.مقصود از زبان علمی و ادبی چیست ؟ توضیح دهید .

    2. ویژگیهای زبان علمی چیست ؟ ( دو مورد )

    3. تفاوت زبان ادبی را با زبان علمی بنویسید .

    4. نوع نوشته‌ی زیر را از نظر کاربرد زبان تشخیص دهید . 

    " اصولا فعالیت‌های انسان از جمله گسترش هر چه بیشتر منابع باعث مصرف آب می‌شود ، به خصوص کشورهای در حال توسعه به منظور پیشبرد صنایع خود نیاز مبرمی به آب دارند و این ماده‌ی به ظاهر ارزان هم نقش حیاتی در زندگی بشر و هم در صنعت دارد و به ندرت می‌توان صنعتی را پیدا کرد که در آن آب نقش حیاتی نداشته باشد . "

    5. "آسمان " و ابرهایش را به زبان ادبی توصیف کنید . 

    6. عواملی را که در نوشته‌ی ادبی کاربرد دارند ، نام ببرید .

    7. زبان نوشته‌ی زیر علمی است یا ادبی ؟ دلیل آن را بنویسید . 

    " ناگهان فریاد‌های هماهنگ اذان از هر گوشه بال می‌گشایند و سر به هم می دهند و چنان دامن گستر و آزاد راه می‌گشایند که گویی از همه سو به ساحل هستی می‌خورند و به مشعر باز می‌گردد . نسیم اذان بر این کشتزار سپید توحید که هیچ سقفی و سایبانی وحدت شکوهمندش را نمی شکند ، می‌وزد و بر آن نرم و خوش آهنگ موج می‌افکند "

    8. زمان فعل‌های زیر را بنویسید : بیندیشند ، شود ، مطرح کنند  .

    9. در حکایت زیر آرایه های ادبی را مشخص کنید : 

    " حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر ، هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است ، یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد . اما هنر چشمه‌ی زاینده است و دولت پاینده و اگر هنرمند از دولت بیفتد ، غم نباشد که هنر در نفس خود ، دولت است ، هر جا که رود ، قدر بیند و بر صدر نشیند و بی‌هنر ، لقمه چیند و سختی ببند .

    10. غلط های املایی نوشته‌ی زیر را بیابید و اصلاح کنید .

    الف- او به سمت کتابدار دبیرستان منسوب شده است .

    ب-. سهراب سپهری از شاعران ماثر ایران است .

    پ-حقیقت علم ، کمک به هم نوع خیش و کسب رضایت باری تعالا است .

    ت- سنگ‌های خورد را از زمین زراعی جم کرد .

    درس دهم

    1- فعل قسمت ( الف و ب ) را از نظر گذرا و ناگذر  بودن مشخص کنید .

    الف ) روزگار می‌گذرد                          ب ) اتوبوس از روستاهای نزدیک این جلگه می‌گذرد .

    2- فعلی در دو جمله بنویسید که در یک جمله " گذرا " و در جمله‌ی دیگر ناگذر باشد .

    3-جمله‌ی زیر چند جزئی است ؟ این جمله گذر است یا ناگذر ؟ در صورت گذرا بودن نوع آن را مشخص کنید : " امواج دریا در زیر انوار طلایی خورشید تلالؤ خیره کننده‌ای دارند . "

    4-فعل‌های متن زیر گذرا است یا ناگذر ؟ در صورت گذرا بودن نوع آن را مشخص کنید .

    " سوارکاران با شتاب می‌تاختند تا از رود دجله بگذرند و با دشمنانشان سرسختانه بجنگند ، اما مبارزان سپاه مقابل راه را بر آنان بستند . "

    5-مصدر " گسستن " را یک با به صورت ناگذرو یک بار به صورت گذرا در جمله ای به کار برید .

    6-از مصدر " گسستن " بن مضارع و ماضی بنویسید .

    7- مصدر " بریدن " را یک بار به صورت ناگذر و یک بار به صورت گذرا در جمله‌ای به کار ببرید .

    8-بن ماضی و مضارع مصدر " بریدن " را بنویسید.

    9-  مصدر  " سوختن " و " گداختن " را یک بار به صورت گذرا و یک بار به صورت ناگذر در جمله‌ای به کار برید .

    10-  بن ماضی و مضارع مصادر بالا را بنویسید .

    11-  فعل های زیر را به صورت گذرا در آورید .

    می‌خوابی ، رسیده‌اند ، می‌چکید ، چرخید ، دویدید

    12-  هر یک از فعل‌های زیر را به سه صورت ماضی ساده ، ماضی التزامی و مضارع التزامی بنویسید .

    می‌آورند ، دویده‌اند ، افکنده بودند ، می‌برد ، ساخته است ، بپذیرند .

    13-  با کلمات زیر نوشته‌ای وصفی در یک بند بنویسید .

    ژاله ، گل‌ها ، ابر ، آفتاب ، چکید

    14-  فعل " آمد " در دو جمله‌ی زیر گذر است یا ناگذر ؟

    الف – من آمدم که شما را ببینم .    ب – من این همه راه را آمدم که شما را ببینم .

    15-  نمودار درختی جمله‌ی زیر را به گونه‌ای رسم کنید که اجزای اصلی آن مشخص شوند .

    " فصل تابستان کم کم جای خود را به پاییز می دهد . "

    16-  در متن زیر فعل‌های گذرا و نوع آن را مشخص کنید .

    " آفتاب بامدادی نور طلایی خود را به دشت هدیه کرده بود . پس از نم نم بارانی که شب گذشته دشت را شسته بود ، لاله ها پر از طراوت و زیبایی شده بودند . "

    17-  نمودار درختی جمله‌ی  زیر را رسم کنید و اجزای اصلی آن را نام گذاری کنید .

    " پرنده‌ای پرهای خود را شست "

     درس یازدهم

    ۱-منظور از مقایسه چیست ؟

    ۲-هدف از مقایسه چیست ؟

    ۳-جای خالی را پر کنید :

    معمولا مقایسه‌ میان دو امری صورت می گیرد که بتوان آنها را در ......................... قرار داد از این رو اعتبار مقایسه باید همواره ....................... باشد.

    مقایسه از این جهت که مفهومی را در مقابل مفهومی دیگر قرار می‌دهد روشنگر است . بدین لحاظ سزاوار است که طرفین مقایسه ................. باشند . مقایسه در حکم .................. است .

    ۴-در آیه‌ی زیر از چه شیوه‌ای برای بیان مطلب استفاده شده است ؟

    " مثل کسانی که اموالشان را در راه خدا می‌بخشند هم چون دانه‌ای است که هفت خوشه می‌رویاند و در هر خوشه ای یکصد دانه و خداوند برای هر کس که بخواهد پاداش را چند برابر می‌کند "

    ۵-"آزادی " را با چه چیزهایی می‌توان مقایسه کرد ؟

    ۶-چرا کاربرد واژه‌های " ناچاراً " و " تلفناً " نادرست است ؟

    ۷-شکل صحیح و فارسی واژه‌های زیر را بنویسید .

    جاناً – گاهاً – پیشنهادات – دوماً – زباناً – باغات – گزارشات – تلگرافاً.

    ۸-آیا کاربرد واژه‌های " گزارشات " صحیح است ؟ چرا ؟

    ۹-در جمله‌ی : پیامبر اسلام – صلی الله – فرمود : من معلم بر انگیخته شدم " کاربرد جمله‌ی دعایی با ذکر " صلی الله " درست است یا خیر ؟ چرا ؟ 

     درس دوازدهم

    ۱-هسته‌ی گروههای اسمی زیر را مشخص کنید و نمودار هر یک را رسم کنید . 

    شرکت ملی پخش و پالایش ایران – هر انسان شریف – همه کس – یک ردیف نرده – همان سه گلدان گل – آشیانه‌ی پرنده – امواج خروشان دریا – داستان این پنج نفر -

    ۲-در جمله‌های زیر کلمات مشخص شده ، کدام شناس و کدام ناشناس هستند ؟

    علی ! به خانه برگرد – به باغی رفتم – آن شب نیز ماه با درخشش وصف ناپذیری از راه رسید . آیا امروز شما فلانی را دیده‌اید . امانتی را که از دوستم قرض گرفته بودم به او برگرداندم .

    ۳-با یکی از راه‌های چهارگانه‌ای که خوانده‌اید ، مشخص کنید کدام یک از واژه های زیر اسم است ؟

    پارچه ، تعجب آور

    ۴-در کدام مورد اسم جنس دیده می‌شود ؟ 

    الف-مادر فریدون او را به البرز کوه برد .            ب- انسان موجود پر رمز و رازی است .

    ۵-اسم‌های زیر را با علامت یا علامت های مناسب جمع ببندید . 

    پارسا - دانشجو - فرمایش-زانو  -  ریاضی -  بند- سبزی-  میوه

    ۶-تعریف گروه را با ذکر یک مثال بنویسید .

    ۷-واژه‌ی درخت را یک بار به صورت شناس و یک بار به صورت ناشناس و یک بار به صورت اسم جمع در سه جمله به کار برید .

    ۸-جمع مکسر واژه‌های زیر را بنویسید .

    رای – دعا – کاسب – قله – شاهد – کتاب – حال

    ۹-در سه جمله‌ی زیر نوع واژه‌ی " لباس " را از نظر شناس و ناشناس و جنس مشخص کنید .

    الف- لباس ، بدن را از سرما و گرما حفظ می‌کند .         

    ب-او لباس را از فروشگاه مخصوص می خرد .

    پ- لباسی را که دوست داشتم خریدم .

    ۱۰-هر یک از اسم‌های زیر را در جمله‌ای قرار دهید .

    کشور ، گل نرگس ، دانشگاه ، کیف

    ۱۱-ساخت  اسم‌های زیر را مشخص کنید . ( ساده ، مشتق ، مشتق مرکب )

    پلکان – نرده – باغستان – بینش – باغچه – زرین – سربازخانه – سراپا – سروسامان – بی‌ادب – دانشنامه – رختخواب – نامرد – گریه

    ۱۲-از اسم‌های زیر کدام خاص و کدام عام است . علت را بنویسید .

    حسین – بیابان – غذا – دوستی – مرجان – کرج – اخلاق

    ۱۳-در متن زیر گروه‌ها را مشخص کنید ، هسته‌ی گروه اسمی را بیابید و نقش دستوری هر گروه را بنویسید .

    «این شعر زیبای سعدی ، همه روزه برای رهگذران نکاتی را تداعی می کند . »

    ۱۴-در جمله‌ی بالا ساخت اسم های : زیبا ، همه‌روز  و رهگذران را بنویسید . 

    ۱۵-در همان جمله نوع اسم‌های : شعر ، سعدی و رهگذران را در متن بالا از نظر شناس یا ناشناس بودن بنویسید .

    ۱۶-اسم های  خاص جمله بالا را مشخص کنید .

     درس سیزدهم

    1.خط شبه نسخ چه خطی است ؟

    2. مزایای خط شبه نسخ را بنویسید .

    3.خط تحریری را معرفی کنید .

    4. فواید به کارگیری خط تحریری را بنویسید .

    5.خط معیار برای دست نوشته های ما چه خطی است ؟ چرا ؟

    6. شکل صحیح املایی این گروه کلمات را بنویسید .

    هله‌ای ابریشمین – حسول نتیجه – خطام پایان – اهرار و آزادگان – ادبیات تاثیر گزار – سرمنزل قایی – زینت بخش اظهار و گل‌ها – مشاته‌ی صبح – فریاد خان گذیده‌ها – برگ ثمن

    7. تفاوت خط شبه نسخ و تحریری چیست ؟                         

    8. کدام خط به خط نستعلیق نزدیک است

     درس چهاردهم

    ۱-مواد توصیف را نام ببرید .

    ۲-چه چیزهایی مواد توصیف را می‌سازند ؟

    ۳-مقصود از توصیف چیست ؟ ویژگی های آن را بیان کنید .

    ۴-آیا توصیف تنها در نوشته‌های داستانی و شعر و گزارش و سفرنامه کاربرد دارد ؟ توضیح دهید . 

    ۵-آیا لازم است در توصیف از همه‌ی جزئیات سخن گفت ؟ توضیح دهید .

    ۶-عناصر خیال در توصیف چه نقشی دارند و چرا از آنها در توصیف بهره می‌گیریم ؟ 

    ۷-به کار گیری واژگان مناسب چه تاثیری در توصیف دارد ؟

    ۸-جای خالی را پر کنید .

    برای استفاده از صفت ، فعل و قید مناسب در توصیف ، نویسنده باید ضمن بهره‌مندی از ............................. الفاظ کافی و در خوری در ذهن داشته باشد تا بتواند در هر موقع تعبیری مناسب بیاورد .

    ۹-بنویسید هر یک از انواع توصیفات زیر ( ص 72و73 کتاب ) برای بیان چه مقصودی است ؟ 

    ۱۰-مفرد جمع‌های مکسر زیر را بنویسید .

     احرار  - قلاع – قرا – ادله – نسخ – فلاسفه – تجار – مکاتیب – مکاتب – رعایا – نواحی – معانی – اجانب – اشیا

    ۱۱-شکل صحیح کلمات زیر را بنویسید .                     

     استیفا از کار ، خورده فروشی ، تمر یادبود ، روغن مایه ،

    ۱۲-نوشته‌ی زیر توصیف علمی است یا ادبی ؟ دلیل خود را بنویسید .

    هر برنامه‌ی درسی در پی دستیابی به مقاصدی است که آنها را اهداف آموزشی می نامند . شناخت دقیق این اهداف در بکارگیری شیوه‌ها و وسایل  و امکانات مناسب برای تحقق آنها ضرورت دارد . از هدف های اموزشی طبقه‌بندی‌های متعددی به عمل آمده است . یکی از مشهورترین طبقه‌بندی ها را بنجامین بلوم و همکاران او ارائه دادند . در این طبقه‌بندی اهداف آموزشی به سه حوزه یا حیطه ی شناختی ( دانش ) عاطفی ( نگرش ) و روانی – حرکتی ( مهارت ) تقسیم شده است .

    ۱۳-یک موضوع را به دلخواه انتخاب کرده آن را به صورت ادبی توصیف کنید . 

     درس پانزدهم

    1-زبان چیست؟

    2-زبان یک ......................... است که کار اصلی آن ایجاد ارتباط میان انسان هاست.

    3-شکل‌های گوناگون زبان را نام ببرید.

    4-علمی که به شناخت زبان می‌پردازد چه نام دارد؟

    5-علمی که به شناخت زبان می پردازد ...................... نام دارد؟

    6-زبان شناسی را ................................. زبان نیز تعریف کرده اند.

    7-تعریف زبان شناسی چیست؟

    8-منظور از کلمه‌ی «علمی» در تعریف زبان شناسی چیست؟

    9-در گذشته هدف از مطالعه‌ی زبان چه بوده است؟

    10-مطالعه‌ی زبان را با هدف حفظ کتب آسمانی و آثار ادبی از دگرگونی‌های ناشی از گذشت زمان یا ایجاد ارتباط میان اقوام و مللی که به زبان های مختلف سخن می‌گویند، چه می نامند؟

    11-انواع زبان شناسی را نام ببرید؟

    12-زبان شناسی سنتی را تعریف کنید.

    13-در مقابل زبان شناسی سنتی - زبان شناسی.................... قرار دارد.

    14-زبان شناسی جدید، زبان را به چه منظور مطالعه می‌کند؟

    15-هدف زبان شناسی جدید از مطالعه‌ی زبان چیست؟

    16-علم زبان شناسی جدید از چه زمان آغاز شده است؟

    17-سابقه ی مطالعه زبان به چه زمانی می رسد؟

    18-نام های دیگر زبان شناسی جدید را بنویسید.

    19-دستور زبان فارسی امروز با کدام زبان شناسی ارتباط نزدیک تری دارد؟ چرا؟

    20-مشکلات مطالعه‌ی زبان را بنویسید؟

    21-چه عاملی موجب تحول و تغییر در زبان می شود؟

    22-زبان شناسان برای مشکل تغییر و تحول دائمی زبان چه می‌کنند؟ با ذکر مثال.

     درس شانزدهم

    ۱-گروه اسمی از چه عناصری تشکیل می‌شود .

    ۲-تعداد هسته و وابسته را در یک گروه اسمی بنویسید .

    ۳-یک گروه اسمی چند هسته و چند وابسته دارد ؟

    ۴-هسته‌ی هر گروه اسمی ..... است .

    ۵-وجود هسته در یک گروه اسمی .... ولی وجود وابسته ....... است .

    ۶-انواع وابسته‌های پیشین را نام ببرید . 

    ۷-وظیفه‌ی وابسته‌های هسته در یک گروه اسمی چیست؟

    ۸-وابسته‌ها در گروه اسمی چند دسته‌اند ؟ آنها را بنویسید .

    ۹-وابسته‌ها در گروه اسمی دودسته‌اند آنها را بنویسید .

    ۱۰-کدام یک از موارد زیر وابسته‌ی پیشین هستند . زیرشان خط بکشید .

       کدام – بهتر – عجب – پنجم

    ۱۱-وابسته‌ها را با نمودار پیکانی به هسته وصل کنید .

      فلان امیر – چند کتاب علمی

    ۱۲-به کلمه‌ی کار سه وابسته‌ی پیشین مناسب بیفزایید . 

    1. ........ کار              2. ........ کار             3 . ......... کار

    ۱۳-در عبارت زیر وابسته‌های پیشین را شناسایی کنید و نام آنها را بنویسید

    در آن روزها هیچ فرد یا گروهی نمی دانست که چه روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد .

    ۱۴-در عبارت " همه جا را گشتم هیج جا را فرو نگذاشتم اما آن را نیافتم " 

    الف – چند گروه اسمی در عبارت وجود دارد ؟      

    ب - هسته‌ی گروه اسمی اول را بنویسید .              

     پ – نام وابسته‌ی پیشین گروه اسمی دوم را بنویسید .          

    ۱۵-هسته‌ی گروه اسمی زیر را مشخص کنید .

    این دو دانش‌آموز کوشا – پروانه‌ی زیبای خیالی – زیباترین تصاویر طبیعت

    ۱۶-از بین کلمات زیر وابسته‌های پیشین را مشخص کنید . 

     هوشمند – پنجمین – سنجیده – فلان

    ۱۷-چرا واژه‌ی ارباب مفرد به شمار می‌آید ؟

    ۱۸-از میان کلمات زیر کدام یک امروزه معنی مفرد می‌دهد و دوباره قابل جمع بستن است .

    وقایع – اسرار- جواهر – مراسم

     درس هفدهم

    ۱-نثر نوشته‌ی زیر چگونه است با ذکر دو دلیل پاسخ دهید .

    «پیغمبر ما را – علیه السلام – بر هر که عرضه کردندی نستدی و گفتندی : " او یتیم است " ......... پیغمبر را بر حلیمه عرضه کردند هم نگرفت و گفت :" مرا خود درویشی خویش بس است " »

    ۲-چهار ویژگی نوشته‌های ساده را بنویسید .

    ۳-نوشته‌ی زیر ساده است یا پر تکلف . یک دلیل بنویسید .

    «من برای اظهار این سر ، فصول مشبع اندیشیده بودم و آن را اصول و فروع و اطراف و زوایا نهاده و میمنه  و میسره و قلب و جناح آن را به حقوق صحبت و ممالحت و سوابق اتحاد و مخالصت بیاراسته . »

    ۴-سه مورد از نکاتی را که برای ساده نویسی به من کمک می کند بنویسید .

    ۵-چه موقع صداقت و صمیمیت از نوشته‌ی ما احساس می‌شود .

    ۶-چرا هر گاه مقاصد خود را به زبان خودمانی بیان کنیم در سخن ما صداقت و صمیمیت احساس می‌شود؟

    ۷-استفاده از عبارت‌های متکلفانه و فضل‌فروشانه در نوشته چه ایرادی دارد ؟

    ۸-برابر امروزی واژگان کهن زیر را بنویسید . 

    از جای بشد – چکاد – علی هذا – کاندیدا -

    ۹-به جای واژگان زیر برابر‌های مناسب بنویسید .

    علی کل حال – مستعمل –

    ۱۰-جمله‌ی بلند زیر را به دو یا چند جمله تبدیل کنید.

    «در هنگام مطالعه باید مطالب مورد نظر را به دقت مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده و نکات مهم را یادداشت و گردآوری نماییم . »

    ۱۱-جمله‌ی بلند زیر را به دو یا چند جمله تبدیل کنید .

    «رابیند رانات تاگور (1861-1942) از شاعران بزرگ جهان و از افتخارات هندوستان و مشرق زمین و در شمار معدود افرادی است که از قاره‌ی آسیا جایزه‌ی نوبل ادبیات را دریافت کرده است . »

    ۱۲-داستان زیر را به نثر ساده‌ی امروز بازنویسی کنید .

    «در روزگار عیسی (ع ) سه مرد در راهی می رفتند . فرا گنجی رسیدند . گفتند :یکی را بفرستیم تا مارا خوردنی آورد . یکی را بفرستادند آن مرد بشد و طعام بخرید با خویش گفت مرا باید زهر در این طعام کردن تا ایشان بخورند و بمیرند و گنج به من ماند . آن دو مرد دیگر گفتند چون این مرد باز آید و طعام بیاورد وی را بکشیم تا گنج به ما بماند . چون او بیامد و طعام زهر آلود بیاورد وی را بکشتند . پس طعام بخوردند و هر دو بمردند . عیسی (ع) آن جا بگذشت با حواریان گفت : بنگرید که چگونه هر سه مرد از بهر وی کشته‌ان و وی از هر سه بازمانده . این پندی است بر جویندگان دنیا از دنیا . »

    ۱۳-دو نوشته‌ی زیر چه وجه اشتراکی از نظر زبانی دارند .

    الف – پیغمبر ما را – علیه السلام – بر هر که عرضه کردندی نستدی و گفتندی : " او یتیم است " ......... پیغمبر را بر حلیمه عرضه کردند هم نگرفت.

    ب – محبت پاکستانی‌ها نسبت به ما ایرانی ها برای من هم تکان دهنده بود و هم ناراحت کننده .

    ۱۴-صفت مبهم " فلان " را در جمله‌ای به عنوان وابسته‌ی پیشین به کار برید .

    15.دو جمله بنویسید که در یکی " چند " صفت مبهم و درز دیگری صفت پرسشی باشد .

    16. دو کلمه‌ی هما و سعادت را به صورت مضاف و مضاف الیه بنویسید در صورت لزوم از واج میانجی مناسب استفاده کنید.

    17. چرا واژه‌ی " کدام " در جمله‌ی زیر صفت پرسشی است نه ضمیر پرسشی .

    18-کدام شاخه ی زبان شناسیبه مطالعه ی صورت هایی نظیر «همی رفتم» و «شنیدستم» می‌پردازد؟

    19-موضوع مطالعه ی زبان شناسی تاریخی را بنویسید؟

    20-زبان شناسان برای رفع مشکل شکل ها (گونه – گویش و ...) و گستردگی زبان چه می‌کنند؟

    21-گویش شناسی را تعریف کنید؟

    22-وظیفه ی گویش شناسی چیست؟

    23-زبان شناسان برای حل مشکل دگرگونی مداوم زبان چه راه حلی اندیشیده اند؟

    24-مثال های زیر را که در حوزه ی زبان شناسی تاریخی است به زبان امروز بازنویسی کنید:

    25- بارانکی خرد خرد می بارید. چنان که زمین  تر گونه می‌کرد. (تاریخ بیهقی

    26- از این ناحیت خرما خیزد از هر گونه  واندر وی حیوانات‌اند عجب گوناگون (حدودالعالم)

    27- پس یوسف را بدان سر چاه بردند و جامه ازاو بیرون کردند و رسن به میان او اندر بستند. (ترجمه‌ی تفسیر طبری)

    28- چون به بصره رسیدیم، از برهنگی و عاجزی به دیوانگان ماننده بودیم و سه ماه بود که موی سر باز نکرده بودیم. (سفرنامه‌ی ناصر خسرو)

    29- کدام جمله درست است؟ چرا؟

    الف) این گیاه دارویی خواص زیادی دارد.                                            

     ب) این گیاه دارویی خواص های زیادی دارد.

     الف) دانش آموز باید با همه‌ی حواس های خود به درس گوش بدهد.                 

    ب) دانش آموز باید با همه‌ی حواس خود به درس گوش بدهد.

    الف) کتب زیادی در کتابخانه ی مدرسه موجود است. 

    ب) کتب های زیادی در کتابخانه مدرسه موجود است.

     درس هجدهم

    1-در گروه اسمی هر گاه پس از هسته، کسره، بیاید و سپس اسمی دیگر قرارگیرد اولی را ..... و دومی را ......می خوانیم. هسته ی این گروه اسمی ... است.

    2-در گروه اسمی مضاف و مضاف الیه ، هسته ................. است. (یا نام دارد)

    3-وابسته های پسین را نام ببرید.

    4-هسته و وابسته را در گروه‌های اسمی زیر با نمودار پیکانی نمایش دهید.

    کتاب جغرافیا                           آسمان‌ها                  پروانه های زیبای خیال

    5-هر گاه در گروه اسمی پس از هسته، کسره بیاید، واژه‌ای بعد از اگر اسم، ضمیریا صفت پرسشی نباشد، ............... است.

    6-از بین کلمات زیر وابسته های پسین را مشخص کنید:

    چند – کوشا – این – دوم

    7-نوع صفت های بیانی را بنویسید.

    روشن – خندان – خوردنی – دوخته – آسمانی

    8-با استفاده از الگوهای زیر، صفات فاعلی (از گفتن) بنویسید:

    الف) بن مضارع + ا                                 ب) بن مضارع + -َ نده

    9-نمودار درختی گروه اسمی «چند کتاب تاریخی» و «این زیباترین سیاره ی جهان» را رسم کنید.

    10-کدام یک از دو جمله‌ی زیر درست است؟ دلیل آن را بنویسید.

    الف) کجا برای اقامت مناسب تر است؟

    ب) آیا کجا برای اقامت مناسب تر است؟

    11-جاهای خالی جدول زیر را کامل کنید:

    12-برای هر یک از نمودارهای گروه اسمی زیر مثال بنویسید.

                 گروه اسمی                                                        گروه اسمی

    هسته         وابسته        وابسته                         وابسته            وابسته             هسته

    اسم         ی نکره             صفت                       صفت اشاره   صفت شمارشی     اسم

    .....          ...........        .........                       .........                ............         .......

    13-جدول زیر را تکمیل کنید (توجه داشته باشید که صفت های فاعلی سه گانه از همه‌ی فعل ها ساخته نمی‌شود)

    14-در یک نوشته ی ساده و صمیمی «مادر بزرگ» یا «پدر بزرگ» خود را وصف کنید.

    15-در یک نوشته ساده و صمیمی «خودتان» را توصیف کنید.

    16-برای کلمه ی زیر یک صفت و یک مضاف الیه مناسب بنویسید.

    شهرِ ......................                   شهرِ .........................

    17-نمودار درختی گروه های اسمی زیر را رسم کنید:

    پروانه‌ی زیبای خیال / زیباترین تصاویر طبیعت

    18-هسته‌ی گروه اسمی مقابل را مشخص کنید.   « این  همه دانشمندان ایرانی»

    19-نوع صفت های بیانی زیر را مشخص کنید:

    الف) سنجیده                   ب)دانا            پ)آسمانی              ت)نیک                   د)دیدنی

    20-از کلمه‌ی «فیروزه» صفت نسبی بسازید:

    21-برای کلمه‌ی «بو» یک مضاف الیه مناسب بنویسید:        بو.....................

    22-هسته ی گروه های اسمی را مشخص کنید، نوع وابسته‌های پیشین و پسین آن‌ها را بنویسید، سپس نمودار درختی آن ها را رسم کنید:

    این همه لباس زمستانی

    این چند درخت پیر خشکیده‌ی سرو 

    درس نوزدهم

    1-عام ترین و صمیمانه ترین نوع نوشته چیست؟

    2-................... عام ترین و صمیمانه ترین نوع نوشته است. 25

    3-چه چیزهایی می تواند موضوع خاطره باشد؟ (4مورد)

    4-منظور از جمله ی (در ثبت وقایع و خاطرات جدول ضربی عمل نکنید) چیست؟

    5-نام یکی از نمونه های خاطره نویسی و یادداشت های روزانه را بنویسید

    6-یکی از زیباترین خاطرات خود را شرح دهید.

     درس بیستم

    1-ضمیر را با ذکر یک مثال تعریف کنید.

    2-مرجع ضمیر چیست؟

    3-گروه اسمی ای که ضمیر به جای آن می نشیند ....................... نام دارد.

    4-ضمیر به جای .............................. می نشیند.

    5-ضمیر از تکرار کدام یک از اجزای جمله جلوگیری می کند؟

    6-ضمیر مانع تکرار کدام یک از ارکان جمله می شود؟

    7-ضمیر و مرجع آن را در عبارت زیر پیدا کنید.

    مادر واقعاً یک موجود بهشتی است. او همیشه مظهر عشق و وفا بوده است.

    8-مرجع ضمیر مشخص شده چیست؟ با علامت پیکان نشان دهید.

    احمد از برادرش خواهش کرد که در انجام تکالیف، او را راهنمایی کند.

    9-دو نوع از انواع ضمیر را نام ببرید.

    10-انواع ضمیر را نام ببرید.

    11-انواع ضمیر شخصی را بنویسید.

    12-ضمیر شخصی چند نوع است؟نام ببرید.

    13-ضمیر شخصی، چند شخص دارد؟

    14-ضمیر مشترک را تعریف کنید با ذکر یک مثال.

    15-انواع ضمیر مشترک را بنویسید.

    16-نوع ضمیرهای عبارت زیر را بنویسید.

    «این ها خود می دانند که باید چه کنند. »

    17-تفاوت ضمیر پرسشی و صفت پرسشی را با ذکر یک مثال برای هر یک بنویسید.

    18-آیا جمله ی «آن قدر مطلب را برایش تکرار کردم که به قول معروف خسته شدم» درست است؟ چرا؟

    19-در جمله های زیر به جای ضمیر شخصی جدا، ضمیر پیوسته و به جای ضمیر پیوسته ضمیر جدا بنویسید.

    الف) کتاب های شما را به امانت برده ام.                      ب) خیاط هنوز لباسش را حاضر نکرده است.

    20-در جمله ی زیر ضمیر مشترک را به ضمیر شخصی و ضمیر شخصی را به ضمیر مشترک تبدیل کنید:

    الف) پدر هر شب که به خانه بر می گردد از کارش صحبت می‌کند.       ب) خودش این مطلب را به شما گفته است؟

    21-یکی از خاطرات دوران کودکی خود را در سه بند بنویسید.

    22-کدام یک از دو صورت ترکیب زیر درست است؟

    الف) کشتی نوح                                      ب) کشتی ی نوح

    22- ضمیر ها و صفت های همگون را –در صورت امکان- با حذف و افزایش موصوف، جانشین یکدیگر سازید:

    الف) نثر کدام کتاب ساده تر است؟                         ب) چه می‌خوانید؟

    23-در عبارت های زیر ضمیر پرسشی و صفت پرسشی را مشخص کنید.

    الف) کدام را میخواهی؟                                                         ب) چند کتاب خریدی؟

    24-نوع ضمیرهای مشخص شده را در عبارت زیر مشخص کنید:

    من دوست خوبی دارم. همه او را دوست دارند. چون خودش را برای کسی نمی گیرد و لبخندش ما را شاد می‌کند.

     درس بیست ویکم

    1-در گروه کلمه‌های زیر غلط های املایی را به صورت درست بنویسید

    امیر و معمور ،  نساب الصبیان، حلقه‌های ازکار، وغب و گودی چشم

    2-شکل درستِ غلط‌های املایی را بنویسید (غلط نوشتن گروه کلمه های درست نمره‌ی منفی دارد)

    رایت و الم – خوار مغیلان – تأکید و اصرار – عِزَم و بزرگی – یاری و معونت – قره ی جمادی الثانی

     درس بیست و دوم

    1-نامه‌های رسمی و اداری چه ویژگی‌هایی دارند؟

    2-نامه‌ی رسمی و اداری از چند قسمت تشکیل می‌شود؟ (4مورد آن را نام ببرید)

    3-هنگام نوشتن نامه های اداری به چه نکاتی باید توجه داشت؟ (3مورد)

    4-آیا پیام‌های تبریک، تسلیت، دعوت و تشکر هم از نوع نامه های رسمی هستند؟    بله      خیر   

    5-چرا ترکیب «بر علیه» در این عبارات نادرست است؟

     «ملت ایران بر علیه رژیم سلطنتی قیام کرد.» یا  «شهادت بر علیه متهمان باید بر مبنای حقیقت باشد»

    6-آیا جمله ی «شهادت دروغ وی بر علیه متهم قبل موجب مجازات خودش شد» درست است؟توضیح دهید.

    7-درباره‌ی درخواست انتقال پرونده‌ی تحصیلی‌تان به مدرسه‌ای دیگر» نامه‌ای اداری بنویسید.

    8-درباره‌ی یکی از دو موضوع زیر یک پیام بنویسید.

    الف) تقدیر و تشکر از خدمت گزار مدرسه

    ب) تسلیت به یکی از آشنایان به مناسبت درگذشت پدر او

    9-اشکالات نامه‌ی زیر را بیابید و آن‌ها را اصلاح کنید: 1 

    باسمه تعالی

    با عرض سلام

    رئیس کتابخانه‌ی عمومی شهر بهشهر

    از این که عنایت کردید و کتاب های بخش فیزیک را در اختیار من قرار دادید ممنونم.

     درس بیست و سوم

    1-ساده‌ترین راه برای تشخیص گروه قیدی از سایر اجزای جمله چیست؟

    2-در کدامیک از دو جمله‌ی زیر کلمه‌ی دیروز قید است؟

    الف) دیروز، روز خوبی بود                     ب)دیروز به دیدن آثار تاریخی رفتم.

    3-قیدها از نظر ظاهر به دو دسته تقسیم می‌شوند، آنها را نام ببرید.

    4-واژه‌ی فردا را در جمله‌ای به عنوان قید به کار ببرید. 5

    5-آیا می‌توان واژه ی دیروز را از جمله‌ی زیر حذف کرد؟ چرا؟

    «به دیروز می اندیشم که خیلی زود گذشت».

    6-برای هر یک از انواع قیدهای نشانه دار مثالی بزنید.

    7-برای هر یک از انواع قیدهای بی نشانه مثالی بزنید.

    8-نوع قیدهای مشخص شده در عبارات زیر را بنویسید.

    الف) با عجله آمده بود            ب)پدر در کار خودش واقعاً استاد بود     ج) تا شهر راه زیادی را پیمودیم

    9-نوع قیدهای مشخص شده در عبارات زیر را بنویسید.

    الف) به زور جعبه را از من گرفتند                           ب) آهسته به راه خود ادامه دادیم

    ج)او هرگز از ناملایمات شکایت نکرد.                       د) علی با اتوبوس به تهران می رود.

    10-نوع قیدهای مشخص شده در عبارات زیر را بنویسید.

    الف) امروز، صبح هواپیما تأخیر داشت.                    ب)آهسته به راه خود ادامه دادیم.

    ج) از اینجا تا تهران راه زیادی باقی مانده است.        د) قرار است امشب به تهران بروم .

    11-قیدها را در عبارت زیر بیابید و نوع هر یک رابنویسید.

    «همه جا را به سرعت گشتم اما متأسفانه نتوانستم پیدایش کنم با ناراحتی به خانه برگشتم. »

    12-در جمله‌ی زیر یک متمم قیدی و یک قید پیشوندی مشخص کنید.

    «دوستانم امروز به سرعت به دیدن ما خواهند آمد.»

    13-کلمه‌ی آهسته را در دو جمله یک بار به عنوان قید و یک بار به عنوان صفت به کار ببرید.

    14-در جمله‌ی زیر قید مختص را مشخص کنید. 

       « مردمی که عقیده ی راسخ دارند هرگز ناامید نمی شوند .»

    15-در جمله‌ی «ما دیروز، باز، آنجا، علی را دیدم» چند قید به کار رفته است؟

    16-در چهار جمله‌ی زیر نقش کلمه‌ی دیروز را بنویسید.

    الف) روز ملاقات بیماران دیروز بود.                            ب)هوای دیروز از امروز بهتر است. 

      ج) دیروز برای دیدن مسابقه به ورزشگاه رفتم.          د) متأسفانه دیروز را به راحتی از دست دادیم .

    17-واژه و ترکیب های زیر را در جمله به عنوان قید به کار ببرید.        الف) دلاورانه   ب) دیروز ظهر

    18-شکل ملفوظ و مکتوب کدامیک از واژه‌های زیر متفاوت است؟ چرا؟   نیایش، سینی

    19-واژه‌ای مثال بزنید که شکل ملفوظ و مکتوب آن متفاوت باشد.

     درس بیست و چهارم

    1-زبان شناسان برای حل مشکل پیچیدگی و گستردگی زبان چه تدبیری اندیشیده اند؟

    2-زبان شناسان زبان را در چند سطح بررسی می‌کنند؟ نام ببرید.

    3-زبان شناسان برای حل کدام مشکل شناخت زبان ، آن را در سه سطح بررسی می کنند؟

    4-واج شناسی چیست؟

    5-سطحی که به مطالعه ی صداهای زبان و قواعد ترکیب آنها اختصاص دارد............... نام دارد.

    6-زبان فارسی دارای .............. واج است.

    7-صداهای زبان طبق کدام قواعد با هم ترکیب می‌شود تا نشانه ها ساخته شود؟

    8-کدام یک از ساخت های زیر در زبان فارسی رایج نیست؟  مازد  ، بیست  ، ندنژ،  سرو

    9-وظیفه ی سطح دستور زبان چیست؟

    10-سطحی که بررسی نشانه های زبان به منظور ساخت کلمات، عبارات و جمله ها می پردازد .................... نام دارد.

    11-دستور زبان به دو بخش .................... و ......................... تقسیم می شود.

    12-در سطح دستور زبان از نشانه های زبان با عنوان ................... یاد می‌کنند.

    13-وظیفه ی بخش صرف در دستور زبان چیست؟

    14-نوع ساخت واژه های زیر را بنویسید.

     بی خبر   - کتاب خانه   -  گل فروش  ، باغبان

    15-وظیفه‌ی بخش نحو در دستور زبان چیست؟

    16-بررسی گروه فعلی «گفته است» وظیفه‌ی کدام بخش دستور زبان است؟

    17-بررسی گروه اسمی «این چهار کتاب» وظیفه‌ی کدام بخش از دستور زبان است؟

    18-کدام بخش دستور زبان ناظر بر ساخت کلمات مشتق یا مرکب است؟

    19-در سطح معنا شناسی به ......................... و ......................... پرداخته می شود

    20-وظیفه ی سطح معنا شناسی چیست؟

    21-روابط معنایی بین گروه ههای زیر را بنویسید. 

        درخت و چنار  -  سقیم و صحیح  ، پدر و بابا

    22-رابطه ی معنایی بین گروه های زیرا را بنویسید.

       بدن و دست  - آسمان و زمین  ، خانه و منزل

    23-بین واژه های گروه اسمی «مدرسه و کلاس» کدام رابطه‌ی معنایی برقرار است؟

    24-در کتاب زبان فارسی کدامیک از سطوح سه گانه ی زبان شناسی ، بیشتر مطرح شده است؟ چرا؟

    25-مطالعه‌ی زبان، امروز فقط در محدوده‌ی گویش ................ انجام می‌شود.

    26-در زبان فارسی، کدام گویش مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد؟

    27-جمله‌ی مقابل را ویرایش کنید. 

     کتاب داستانی که خریده بودم را خواندم.

    28-چرا نگارش جمله‌ی زیر نادرست است؟

     دوستم ماشینی که خریده بود را فروخت .

    29-معناشناسی چه کاربردی در زبان دارد؟

    30-با کلمات علیه و له دو جمله‌ی مناسب بسازید؟.

    32-نامه ها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند. آنها را نام ببرید.

    33- اساسی ترین ویژگی نامه های دوستانه ..................... است.

    34-در نوشتن نامه های دوستانه رعایت چه نکاتی الزامی است؟ (چهار مورد)

    35-آیا می‌توان نامه‌ی دوستانه را به زبان محاوره ای نوشت؟ چرا؟

    36-چرا در نوشتن نامه ی دوستانه نباید از عبارتهای تند و تلخ استفاده کرد؟

    37-کاربرد همزه در کدامیک از واژه های زیر نادرست است؟

        الف) سائل                 ب) ارائه                  ج) نامة بلند

    38-برای هر یک از واژه های زیر یک گروه کلمه مثال بزنید.

       الف) غرض                ب) نغز                       ج) عصیان

    39-غلط های املایی را در گروههای زیر بیابید و اصلاح کنید.

     تملق و چرب زبانی – استبداد صغیر – دور و بر حضر – حاشیه گذاری کتاب – ابراز مصرت – انتساب شهردار جدید – برهه‌ای از زمان – نغز غرض – سخن نقض – غمگین و مغموم

    40-غلط‌های املایی را در گروه های زیر بیابید و اصلاح کنید.

     حج گذاران اهل قلم، تغزلات سنتی، مأمن و پناهگاه – گوشه و بیقوله

    41-نقش نمای مفعول ................ است.

    42-در عبارت زیر نقش نماها را مشخص کنید و نوع هر یک را بنویسید.

    کلامی که از آراستگی لفظی عاری باشد، اصلاً شعر نیست، زیرا شعر آفرینش زیبایی است.

    43-نوع نقش نماهای مشخص شده در عبارت زیر را بنویسید.  

    سعدی شاعرِ قرن گلستان را در سال 656 هجری نوشت و یک سال بعد از آن، بوستان را سرود.

    44-جمله ای مثال بزنید که در آن منادا با نقش نما به کار رفته باشد.

    45-در جمله ی «دیروز موضوع مسابقه را از دوستم پرسیدم» نوع نقش نماها را بنویسید.

    46-در عبارت زیر پیوندهای وابسته ساز و هم پایه ساز را مشخص کنید.

    «قسمتی از گل که پرچم و مادگی بر آن قرار گرفته اند نهنج نام دارد و معمولاً بیرونی ترین قسمت گل است.

    47-در عبارت زیر یک نقش نمای منادا، یک نقش نمای مفعول، یک نقش نمای اضافه و یک حرف پیوند وابسته ساز پیدا کنید!

    «کودکی در تاریکی شب، سراسیمه به هر سو می دوید گاه دست های کوچکش را به سوی آسمان بلند می کرد و میگفت: خدایا، کمکم کن تا زودتر به خانه برسم.

    48-نوع نقش نماهای مشخص شده در عبارت زیر را بنویسید.

    در گذشته معمولاً شاعران، اشعار دیگران را نقد می کردند ولی دوست نداشتند کسی درباره شعر خود نظر بدهد، اگرچه نقد دبی در گذشته کاربردی نداشته است.

    49جمله ای بنویسید و در آن حرف اضافه، حرف پیوند وابسته ساز و نقش نمای اضافه به کار ببرید.

    50-جاهای خالی را با نقش نماهای مناسب کامل کنید.

    نصر الله از آن مردانی بود ................. اصلاً ................... هیچ چیز دل بستگی نداشت ...... از خردسالی یتیم ماند بود و هرگز هم ازدواج نکرده بود. او احساسات خانوادگی ....... لغو می‌دانست.

    51-در جاهای خالی نقش نمای مناسب به کار ببرید. 

    اکنون از بازگشت ......... خانه بسیار خوشحالم .............. در ته دل خود چیزی غیرعادی احساس می‌کنم.

    52-در جای خالی نقش نمای مناسب به کار ببرید.

    خاطره نویسی سبب می شود ............. انسان آثاری ماندگار ......... لحظه‌های عمر خویش ......... جای بگذارد.

    53-کلمه‌ی «برادر» را در سه جمله یک بار با نقش نمای منادا، یک بار با حرف اضافه و یک بار با نقش نمای اضافه به کار ببرید.

    54-در عبارت زیر پیوندهای هم پایه ساز و وابسته ساز را مشخص کنید.

    سعدی نویسنده است و شاعر، اما در نویسندگی، شهرتش بیشتر به سبب گلستان است در صورتی که غیر از آن، کتاب های دیگری نیز دارد.

    55-در جای خالی نقش نمای مناسب به کار ببرید.

    نهاد ، کلمه .......... گروهی از کلمات است ........... درباره‌ی آن خبر می‌دهیم.

    56-جمله‌ی زیر را ویرایش و اصلاح کنید. 

     در دانشگاه هم ما درس می خواندیم ، هم دانشجویان رشته پزشکی.

    57-چرا نگارش جمله‌ی زیر نادرست است؟    هم من به ورزش علاقه دارم، هم علی

    58-خلاصه نویسی یک کتاب چند نوع است؟ توضیح دهید.

    59-فواید خلاصه نویسی را بنویسید.

    60-چه نوع مطالبی را نمی‌ی آن جیک بار با نقش نمای منادارتوان خلاصه کرد؟

    61-خلاصه کردن کتاب به سبک خود نویسنده چگونه انجام می‌گیرد؟

    62-خلاصه کردن یک کتاب به قلم خودمان چگونه انجام می‌گیرد؟

    63-اگر بخواهیم داستانی را خلاصه کنیم، چه مواردی را باید ذکر کنیم؟

    64-در خلاصه نویسی چه مواردی را می توان حذف کرد؟ (4مورد)

    65-اگر بخواهیم یک نوشته ی علمی را خلاصه کنیم، چه چیزهایی را باید بیان کنیم؟

    66-یک فعل را چگونه میتوان خلاصه کرد؟

    67-عبارت زیر را خلاصه کنید.

     علما و دانشمندان معتقدند، واکنش و عکس العمل والدین در شکل گیری شخصیت کودک مؤثر است.

    68-جمله‌ی زیر را با حذف مترادف ها ، خلاصه کنید.

    برای نوشتن قصه و داستان می توان از روش ها و راههای مختلف و گوناگونی استفاده کرد.

    69-جمله‌ی زیر را با حذف مترادف ها خلاصه کنید.

    مطالعه ی زبان به شیوه و روش جدید و تازه و به قصد شناختن خود آن کار ساده و آسانی نیست.

    70-به کارگیری نشانه های خطی مثل حرکات در چه صورتی الزامی است؟ مثال بزنید.

    منبع مطلب : www.farsisara.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.farsisara.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    بلال نهتانی : در زبان فارسی معمولا در ابتدای جمله و در انتهای جمله می اید

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    زلیخا 13 روز قبل
    1

    جواب

    در زبان فارسی معمولا در ابتدای جمله : نهاد

    و در انتهای جمله : فعل

    1
    زلیخا💋💋💋 13 روز قبل

    جواب

    در زبان فارسی معمولا در ابتدای جمله : نهاد

    و در انتهای جمله : فعل

    پشتیبان 30 روز قبل
    2

    سلام دوستان

    در ابتدای جمله معمولا ______و در انتهای جمله ______می آید

    نهاد👆🏻 فعل👆🏻 می آید

    اگه خوب بود لایک فرمایید ممنونم

    اسما 😍😍😍😍😍 1 ماه قبل
    -1

    کو پس

    لیلا 2 ماه قبل
    2

    لطفا جواب سوال را بگید

    ملان 2 ماه قبل
    -1

    در زبان فارسی معمولا جای خالیابتداجمله وانت‌های جمله میاید

    0
    ملان 2 ماه قبل

    در زبان فارسی معمولا جای خلی

    متین 2 ماه قبل
    1

    خودمم هیچی نمیدونم یجوری نوشتید آخه کدوم خری این همه مطلب رو میخونه اون زمان قدیم بود

    عبدالله ملکی 6 ماه قبل
    2

    درزیان فارسی جای خالی درمقابله خود قرار میگرد

    ام 9 ماه قبل
    0

    در آخر جمله چی معنا میشود

    بلال نهتانی 11 ماه قبل
    9

    در زبان فارسی معمولا در ابتدای جمله و در انتهای جمله می اید

    یگانه 11 ماه قبل
    1

    وقتی که نمی دونید معنر رو چرا ستیت باز کر دین

    مهدی 1 سال قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید