توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    در چهار سطر بنویس دوست داری چه کاره شوی چرا

    1 بازدید

    در چهار سطر بنویس دوست داری چه کاره شوی چرا را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    موضوع انشا:دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟

    انشای من:۸۱/۸/۵

    من دوست دارم در آینده دکتر شوم.چرا که چون دوست دارم به مردم کمک کنم و سلامتی بخشم.ولی من شاید بزرگ شدم به هر حال چیزهای بیش تری می فهمم و شاید نظرم عوض شود.حالا بگزریم.دوست دارم دکتر شوم چون علاوه بر داشتن علم به درد مردم می خورم.آدم وقتی دکتر است می تواند معلم هم باشد ویا...فعلا در مورد پزشکی قضابت می کنم.دوست دارم دکتر باشم تا در این دنیا به یک دردی بخورم و جلوی زخمی را بگیرم.دکتری بودن کار ساده ای نیست.من سعی می کنم اگر نظرم عوض نشد دکتر شوم!!!!

    نتیجه گیری:در کشور ما یکی از مهم ترین شغل ها پزشکی است.خلاصه دوست دارم دکتر شوم تا به مردم کشور خود کمک کنم.

    ***پایان***

    امضای معلم:بسیار ساده وروان نوشته بودی.متشکرم...

    انشای داداشم:سال ۷۸

    من دوست دارم در آینده دکتر شوم.وبا علم خود مردم را از بعضی بیماری ها نجات دهم.وهمیشه انسان فداکاری برای میهن خود و مردم باشم.زیرا مردم ما مهتاج پزشک هستند.واگر در کشور ما ایران پزشک نباشد زندگی مردم به خطر می افتد.ونابود می شود!!!من باید از همین الآن بکوشم و خوب درس بخوانم تا بتوانم با علم خود مشکلات مردم را حل کنم ولا علم و دانش وتجربه جهان امروزی را پیشرفته تر کنم.تا مردم بتوانند به راحتی و آسایش زندگی کنن.و کاری کنم تا مردم بفهمند شغل دکتری چه شغل خوبی است!!!و در آینده ی نزدیک دکتران کشور را با این کار خودبیشتر کنم!!!!اتا بتوانم جامعه ای سالم وهمراه با ترقی و پیشرفت  داشته باشیم!

    انشالله

    نتیجه گیری:من از این انشای خود نتیجه می گیرم که شغل پزشکی چه شغل خوبی است و به کمک پزشکی می توان جامعه ای سالم داشت.والسلام

    انشای آبجیم:

    نیابیدمش!!!

    ولی یادمه دوست داشت فضانورد بشه وبه کره ی مریخ سفر کنه...

    من نویس:

    چقدر همه چی عوض میشه...

    من...

    علی...

    آبجیم...

    هر کدوم به یه سمتی رفتیم...

    واینکه چقدر این تفاوت ها وعوض شدن ها قشنگ ودوست داشتنیه...

    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    *وبر او ذبح بزرگی فدا ساختیم. وثنای اورا بر آیندگان واگذاردیم.سلام و تحیت خدا بر ابراهیم باد...

    عید قربان خیلی مبارک باشه...خیلی...

    **این چن وقت داشتم به این جمله ی انیشتین فکر می کردم:

    اطلاعات به معنی دانش نیست!

    واقعا کدوم دسته از داشته های ذهنی ما اطلاعات محسوب میشه...وکدومشون دانش؟!

    بعضی از رشته ها آدم رو تو خالی بار میارن.قدرت تحلیل آدم رو کم می کنن.بعضی از کتابا ارزش خوندن نداره.بعضی از کلاسا ارزش رفتن نداره.بعضی از حرفا ارزش شنیدن نداره.بعضی از استادا آدمو خسته می کنن...

    همه چی بر می گرده به سیستم آموزشی...

    بعدا بیش تر راجع بهش صحبت می کنم...

    ***هفته ی پیش نه هفته ی قبلش دکتر مسعود کیمیاگر (متخصص تغذیه و پدر علم تغذیه)به آمفی تئاتر علوم پایه

    ی دانشگاه ما تشریف آورده بودن.فرمودن که در تغذیه دوتا اصل باید رعایت بشه:

    اعتدال!!!!و تنوع...

    ****ودر آخر:

    فراتر از میز دانشگاه بیاندیش...

    تو خلیفه ی خدایی...

    این جمله رو جایی خونده بودم.

    منبع مطلب : abjy.blogfa.com

    مدیر محترم سایت abjy.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درچهارخط بنویس دوست داری چه کاره شوی؟چرا؟

      امسال سمانه جان در کتاب بنویسیم سال دوم در زیر این عنوان اینگونه نوشته :

    "من دوست دارم سفالگر شوم .من دوست دارم باگل، ظروف سفالی بسازم . من نمی گویم سفالگری بهترین شغل است ؛بلکه همه ی شغل ها خوب است ؛آدم می تواند هر شغلی که به آن علاقه داشته باشد را انتخاب کندو باید تلاش کند تا درآینده به خوبی وخوشی روزهایش را بگذراند"

      سجادم!

      حتما می دانی برای چه این مطلب را آوردم؛حتما خوب به خاطر داری آن روز را که تو کتابت را به من دادی و من پاسخت رابه همین سؤال خواندم و از آن چه نوشته بودی تعجب کردم.

    یادت هست آن روز به من چه گفتی؟ گفتی تمام دوستانم نوشتند که می خواهند فوتبالیست یا معلم شوند ،اما تو نوشته بودی:

    "من می خواهم در آینده رئیس جمهور شوم! زیرا با این کار می توانم به مردم و کشورم خدمت بیشتری انجام دهم و...."

    آن سال من فراموش کردم کتابت را نگه دارم ،اما هیچ وقت جملاتت را فراموش نکردم. همیشه با خودم به آن روزی می اندیشیدم که تو بزرگ شوی و برای آینده ی شغلیت تصمیم بگیری ؛ همیشه منتظر بودم که به تو نوشته ی سال دوم دبستان و همت بلندت در دوران کودکیت  را یادآوری کنم ؛ همیشه.....آخر من فکر می کردم که تو آنروز فقط خواسته ای مطلبی را برای پرکردن صفحه ی کتابت بنویسی و بس؛اما....

    نمی دانم یادت هست خاطره ی آخرین یکشنبه ی زندگی کوتاهت را وتنها خاطره ی خوب بیمارستان دکتر شیخ را؟ آنروزرا می گویم که برای گرفتن مغز استخوان به اتاق ریکاوری رفتیم و توآن درد شدید را بدون کمترین ناله و گریه ای تحمل کردی.

      آنروز وقتی کار دکتر تمام شد و وقتی قرار شد به اتاق و تختت که 200 متری فاصله داشت ،برگردیم مانده بودم که چگونه می توانی تحمل کنی و با پای خودت به تختت برگردی ،اما دیدم رزیدنت تخصصی اطفال جناب آقای "دکتر با صبر" مهربانانه و پدرانه تو را در آغوش گرفت و به روی تخت منتقلت کرد.

    من از دکتر تشکر کردم و ایشان از اتاق خارج شد و آن وقت بود که مادران کودکان هم اتاقیت با کمال تعجب گفتند:چه دکتر مهربونی ! آن یکی گفت:چه دکترای خوبی پیدا می شن!سومی گفت:.. بی خبر از همه جا گفتم: آخه سجاد آزمایش مغز استخوان داده؛خندیدندو گفتند:مگه بچه های ما ندادن ،اما اصلا دکترا حاضر نیستن حتی به اونا دست بزنن چه برسه به اینکه بغلشون کنن .

    گل من ! یادت هست در پاسخ آن مادران متعجب چه گفتی؟

    خندیدی وگفتی:"آخه دکتر می دونست من رئیس جمهور آینده ام " و من هم خندیدم و گفتم:" منم مادر رئیس جمهور آینده ام"

    عزیز دلم ! نماندی که حتی بزرگ شدنت را ببینم چه رسد به.... اما برای همیشه رئیس همه ی وجود داغدار منی.

    سجادم! برای شفای دلمان دعا کن.

    منبع مطلب : saj85.blogfa.com

    مدیر محترم سایت saj85.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا شغل آینده | ۷ انشا در مورد انتخاب شغل و میخواهید در اینده چکاره شوید ؟

    انشا شغل آینده | ۷ انشا در مورد انتخاب شغل و میخواهید در اینده چکاره شوید ؟

    انشا شغل | ۷ انشا در مورد انتخاب شغل و میخواهید در آینده چکاره شوید ؟

    انتخاب شغل آینده یکی از مهمترین انتخاب ها در زندگی هر شخص است ، این است که بزرگتر ها از جمله پدر و مادر ها ، مربیان و معلمین تلاش میکنند گاهی توجه کودکان را نسبت به آینده شغلی ، تحصیلی و زندگی شان جلب کرده و با کارهایی مثل کاردستی در مورد انتخاب شغل ، نقاشی شغل مورد علاقه و انشا شغل متوجه علایق و طرز فکر کودکان نسبت به آینده شوند تا بتوانند آنها را به سمت و سومی درستی در راستای علایق و استعداد هایشان سوق دهند. موضوع این نوشته از دلبرانه با موضوع انشا شغل و انتخاب شغل و همان جمله کیشه ای ” میخواهید چه کاره شوید ” است که در ادامه تقدیم حضور شما خواهد شد.

    موضوع انشا شغل مورد علاقه …

    انشا شغل ، میخواهید در آینده چکاره شوید

    میخواهم در آینده چه کاره شوم ؟؟؟؟

    این سوالی است که اغلب معلمین از دانش آموزان میکنند بنابراین بیشتر ما حداقل یک بار در مورد این موضوع انشا نوشته نوشته ایم که بالاخره قصد داریم وقتی بزرگ شدیم چکاره شویم . ممکن است این سوال برای کودکان یا نوجوانان سوالی جدی نباشد یا تصمیماتی که میگیرند موقتی و احساساتی باشد یا حتی با وجود انتخاب همان رشته در آینده در همان رشته مشغول به کار نوشند اما این موضوع لااقل کمک میکند در سن کودکی و نوجوانی به این که چه استعداد ها ، و همینطور چه اهداف و آرزوهایی دارند فکر کنند و نتیجه تفکرات کودکانه خود را باشما در میان بگذارند تا شما معلمین و اولیا هم بتوانید آنها را در مسیر استعداد و علایق خود راهنمایی کنید.

    اگر چه در دنیا آدم بزرگ ها شغل های زیاد و جذاب بینهایت زیادند اما در دنیای کودکی معمولا آرزو در مورد انتخاب شغل محدود به چند گزینه پرطرفدار است که آنها را این پایین لیست کرده ام . شما چطور ؟ شما میخواهید یا میخواستید چکاره شوید ؟

    انشا شغل (۲)

    انشا شغل شماره یک

    موضوع انشا : من میخواهم در آینده پلیس شوم 

    مقدمه : قلم را در دست میگیرم و در مورد شغل مقدس و خطر ناک پلیسی انشا مینویسم .

    یادتان هست وقتی بچه بودیم شعری در مورد پلیس ها مخواندیم ؟ میگفتمی ” شبا که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره … “

    شغل پلیس ها و زندگی واقعی نیروی انتظامی در دنیای واقعی مثل این شعر سخت است .

    واقعا هر وقت مردم در خواب هستند یا روزهای تعطیل که مشغلول استراحت هستند یا موقع سرما و گرما

    در خطر ناک ترین جا ها حضور دارند و با خطر ناک ترین افراد جامعه در حا مبارزه هستند.

    برای فهمین اهمیت کار پلیس کافی است تصور کنیم یک روز پلیس نبود. میتوانید تصور کنید چه اتفاقی می افتاد ؟

    شهر ها و روستان ها و کل کشور دچار نا امنی میشد و دزد ها ، قاتل ها و تبهکاران همه چیز را از بین می بردند.

    به همین خاطر من میخواهم وقتی بزرگ شدم پلیس بشوم و با دزد ها و تبهکاران و قاتلان مبارزه کنم . آنها را زندانی کنم

    تا مردم عادی بتوانند به خوبی و خوشی بدون ترس زندگی کنند .

    نتیجه گیری : امنیت نعمت بزرگی است که تا وقتی وجود دارد کسی به آن توجه نمیکند و وقتی از بین رفت تازه مردم متوجه میشوند که چقدر خوب است.

    به همین خاطر من میخواهم در آینده پلیس شوم

    انشا شغل (۳)

    انشا شغل شماره دو 

    موضوع انشا : من میخواهم در آینده پزشک شوممن میخواهم در آینده دکتر شوم

    مقدمه : قلم را در دست میگیرم و در مورد شغل دکتری انشا مینویسم .

    من دوست دارم در آینده دکتر شوم.

    چرا که دوست دارم به مردم کمک کنم و سلامتی ببخشم.

    ولی من شاید بزرگ شدم به هر حال چیزهای بیش تری می فهمم و شاید نظرم عوض شود.

    دوست دارم دکتر شوم چون علاوه بر داشتن علم به دکتر بودن به درد مردم می خورم

    چون متاسفانه همه جای دنیا مریضی و آدم های بیمار وجود دارد پس وقتی آدم دکتر باشد میتواند همه جای دنیا به درد آدم های مریض بخورد .

    دوست دارم دکتر باشم تا در این دنیا به یک دردی بخورم و جلوی زخم یا مریضی را بگیرم.

    من اگر دکتر بشوم از آدمهای فقیر پول نمیگیرم اما آنها را درمان میکنم .

    من اگر دکتر شوم سعی میکنم با علم و تحقیق درمان بیماری های سخت را پیدا کنم

    تا دیگر کسی از مریضی درد نکشد و نمیرد.

    دکتری انقدر شغل مهمی است که اگر در کشور ما یا شهر ما دکتر ها نباشند زندگی آدم ها به خطر می افتد و شاید نابود شود.

    درست است که بعضی از پچه ها از دکتر ها میترسند ولی من سعی میکنم دکتر مهربان و خوش اخلاقی بشوم تا بچه ها از من نترسند.

    دکتری بودن کار ساده ای نیست.اما من سعی می کنم  با درس خواندن و سعی تلاش به هدفم برسم و دکتر شوم .

    اما اگر دکتر نشدم دوست دارم تلاش کنم همیشه انسان فداکاری برای میهن خود و مردم باشم.

    مردم به خیلی از شغل ها احتیاج دارند یکی از آنها دکتر است اگر دکتر نشدم سعی میکنم یه کار مفید دیگر پیدا کنم که به مردم کمک کنم .

    نتیجه گیری: در کشور ما یکی از مهم ترین شغل ها پزشکی است.من دوست دارم دکتر شوم تا به مردم کشور خود کمک کنم ، بخصوص به بیماران فقیر و کسانی که مریضی سختی دارند کمک کنم . ان شاالله. پایان

    انشا انتخاب شغل

    انشا شغل شماره سه

    موضوع انشا : من میخواهم در آینده معلم شوم 

    مقدمه : معلمی یعنی ازخود گذشتگی،برباری،صداقت، محبت کردن. معلم یعنی حضرت محمد (ص) وامامان معصوم علیهم السلام. پیامبران بهترین وبزرگترین معلهای بشریت اند ایشان با ازخود گذشتگی وبه خطر انداختن جان شان دین خدا را به مردم جهان آموختند وبه آن ها یاد دادند که چگونه زندگی کند و من امروز قلم را در دست میگیرم و در مورد شغل معلمی انشا مینویسم .

    معلمی یکی از بهترین وسخترین شغل ها به شمار می رود ، معلمان محترم با عشق وعلاقه درس میدهند . اگر معلمی وجود نداشت ویا اگر کسی حاضر نمی شد علم خودرا به دیکران بیاموزد مسلما الان این همه پیشرفت وتکنولوژی درزمینه های مختلف وجود نداشت واین همه آسایش،رفاه وسلامتی نبود .

    من دوست دارم  در آینده معلم بشوم تا بازحمت وصبر وازخودگذشتگی،دانش آموزان را به سوی جهان روشن، وعلم ودانش راهنمایی  کنم ودرهای دانش وآداب درست زندگی کردن راه باز نمایم ازجهالت ونادانی نجاتش دهم وبسوی کارهای خوب راهنمایی کنم وازکارهای بد باز دارم. همانند پیامبران الهی که راه زندگی وراه راست را به ما آموختند آموزش بدهم.

    من میخواهم در آینده معلم شوم تا به بچه های وطنم و همشهریهای خودم درس بدهم وذره از نیاز های آن را برطرف سازم. به بچه های درس بدهم که آرزوی معلمی دارند. به آنها طوری درس دهم که ازدرس خواندن لذت ببرند وهیچ وقت ازیاد گرفتن ودرس خواندن دل سرد وخسته نشوند وباتمام وجودشان درس بخوانند.

    من برای همه معلمان وشاگردان،آرزوی موفقیت می کنم وامید وارم که همیشه درحال پیشرفت وترقی درهمه زمینه ها باشند وبه امید آن روز که همه ما کشورمان را آباد وسربلند سازیم.

    نتیجه گیری : معلمی شغل انبیاست و با همه سختی هایش میتواند بهترین شغل باشد من همه تلاشم را میکنم تا با درس خواندن و سعی و تلاش در آینده یک معلم خوب برای بچه های سرزمینم باشم .

    انشا شغل شماره چهار

    موضوع انشا : من میخواهم در آینده وکیل شوم 

    مقدمه : قانون و رعایت قانون میتواند باعث پیشرفت یک جامعه و موفقیت افراد جامعه شود. و وکلا از جمله کسانی هستند که میتوانند به برقراری عدالت و رعابت قانون کمک کنند من امروز قلم را در دست میگیرم و در مورد شغل وکالت انشا مینویسم .

    امروز می خواهم درباره شغلی که قرار است در اینده دور داشته باشم برایتان بگویم

    هر کسی در این دنیا شغل خاصی را دارد که متناسب با علاقه ان شخص به ان شغل است به نظر من همه شغل ها خوبند معلمی مهندسی پزشکی و غیره ولی من از بین همه این شغل ها وکالت را مد نظر خود قرار داده ام.

    من وکالت را دوست دارم زیرا می توانم از این راه به خوانواده هایی که در کار هایی قضایی وقانونی مشکل دارند کمک کنم وهمچنین من می توانم از این راه از حق یا حقوق یک فرد یا یک شخص مظلوم دفاع کنم به نظر من وکالت کاری است ابرو مندانه سخت و مشکل و همچنین نیاز به صبر وتحمل وشکیبایی دارد برای این که بخواهی کاری را به خوبی انجام دهی باید پشتکار داشته باشی به نظر من وکالت وحتی شغل های دیگر فقط برای خدمت به مردم و جامعه ای که در برابر اسیب قرار گرفته اند بوجود امده اند

    من سعی می کنم درس بخوانم و با علمی که در من اشکار شده است کارهایم را با دقت و به درستی انجام دهم

    پیامبر اکرم فرموده اند بوسیله علم خدا اطاعت وپرستیده می شود و همچنین خداوند شناخته می شودعلم جلو دار عقل است.

    نتیجه گیری : کمک به مظلوم در هر شرایطی مورد پسند خداست و من میخواهم با انتخاب شغل وکلات در آینده به کسانی که نیازمند کمک قانون هستند کمک کنم تا عدالت و برابری در جامعه برقرار شود.

    انشا شغل آینده (۳)

    انشا شغل شماره پنج

    موضوع انشا : من میخواهم در آینده مهندس شوم 

    مقدمه : شاید رشته های مهندسی برای خیلی از دانش آموزان آشنا نباشد من امروز میخواهم در مورد کاربرد های رشته های مهندسی و اهمیت آنها با شما صحبت کنم و بگویم چرا دوست دارم در آینده مهندس شوم ؟

    خیلی از ما دوست داریم در کودکی معلم یا پزشک یا خلبان یا فوتبالیست و بازیگر شویم ولی من میخواهم با شما در مورد رشته مهندسی صحبت کنم. تا جایی که من میدانم تخصص در هر رشته فنی را مهندسی میگویند ، مثلا مهندس عمران ، مهندس ساختمان ، مهندس برق ، مهندس مکانیک ، مهندس معدن ، مهندس نفت ، مهندس کشاورزی و مهندس راه سازی ، مهندس ماشین آلات ، مهندس متالوژی و ….

    تصور کنید اگر این مهندسان نبودند چه اتفاقی می افتاد ، مثلا اگر مهندس های عمران و ساختمان نبودند همه ساختمان ها غیر استاندارد و اشتباهی ساخته میشد یا اگر مهندس راه نبود نمیتوانستیم این همه راه بین شهر ها و روستاها بکشیم یا مهندس کشاورزی به کشاورز ها کمک میکند به صورت علمی کشاورزی کنند و زمین را به صورت علمی آبیاری کنند تا در مصرف آب صرفه جویی شود یا مهندس برق که در همه رشته ها در کارهای برقی کمک میکند یا مهندس معدن که کمک میکند فلزات و مواد معدنی را استخراج کنیم یا مهندس نفت در استخراج و تبدیل نفت به بنزین و وسایل مفید تخصص دارد .یا مهندس مکانیک در تعمیر ماشین ها و ماشین آلات صنعتی توانایی دارد.

    حالا تصور کنید اگر این افراد متخصص نبودند ما بیشتر کارها ناتوان میشدیم. پس نتیجه میگیریم کار مهندسان خیلی سخت و با اهمیت است . البته مهندس ها باید سعی کنند خوب درس بخوانند و مهارت کافی کسب کنند تا کارهایی که در آینده به عهده آنها قرار داده میشود درست انجام دهند چون کارهای آنها روی زندگی مردم اثر دارد .

    من چون کار های فنی را دوست دارم میخواهم در آینده مهندس شوم تا برای کشور و مردم مفید باشم.

    انشا میخواهید چکاره شوید؟ (۲)

    انشا شغل شماره شش

    موضوع انشا : من میخواهم در آینده خلبان شوم 

    مقدمه : قلم را در دست میگیرم و در مورد شغل خلبانی انشا مینویسم .

    من عاشق پرواز هستم و فکر میکنم دوست دارم در اینده خلبان شوم تا بتوانم در آسمان پرواز کنم .

    به نظرم پرواز کردن با هواپیما شغل بسیار هیجان انگیز و جالبی است و انسان هیچ وقت از این کار خسته نمیشود.

    خلبان ها اگر جنگ شود باید با هواپیما های جنگی به کمک ارتش و سپاه با دشمنان بجنگند

    مثل شهید بابایی و شهید دوران که خلبان بودند و در جنگ شهید شدند

    من هم دوست دارم خلبان هواپیمای مسافر بری یا هواپیمای جنگی شوم و برای کشورم مفید تر باشم .

    یکی از چیزهایی که من در خلبانی دوست دارم این است که به کشور های مختلف سفر میکنم و با مردم کشور های مختلف آشنا میشوم و جاهای قشنگی که در کره زمین وجود دارد می بینم.

    البته من میدانم خلبانی شغل خطرناکی است و ممکن است هواپیما سقوط کند بخصوص خلبان هواپیمای جنگی کار خطرناکی دارد . اما با وجود این من باز هم خلبانی را دوست دارم.

    امیدوارم بتوانم خوب درس بخوانم و تلاش زیادی کنم تا موفق شوم یک خلبان خوب و شجاع برای کشورم باشم.

    انشا میخواهید چکاره شوید؟ (۳)

    انشا شغل شماره هفت 

    موضوع انشا : من میخواهم در آینده فوتبالیست شوم 

    مقدمه :  قلم را در دست میگیرم و در مورد شغل فوتبالیست بودن انشا مینویسم .

    من آرزو دارم در اینده فوتبالیست شوم البته میدانم خیلی از پسرها و دختر ها دوست دارند در آینده فوتبالیست شوند

    چون فوتبالیست های بزرگ خیلی مشهور و پولدار و محبوب هستند .

    همه فوتبالیست های خوب را دوست دارند وانها را تشویق میکنند و دوست دارند با آنها عکس بگیرند

    حتی مادر ها وقتی فوتبالیست ها ی ایرانی دارند بازی میکنند برای آنها دعا میکنند

    اما من فوتبال را به خاطر هیجان و لذتی که دارد دوست دارم . چون بهترین تفریحی که تا حالا تجربه کرده ام فوتبال است .

    من هیچ وقت از فوتبال بازی کردن خسته نمیشوم و به نظر دوستان و مربی ام من خیلی در فوتبال با استعداد هستم .

    البته استعداد در فوتبال کافی نیست و باید سعی و تلاش زیادی کرد و هیچ وقت خسته نشد

    با تلاش زیاد و پشتکار میتوان فوتبالیست خوب و مطرحی شد و حتی به تیم ملی رفت.

    من آرزوی میکنم روزی انقدر فوتبالیست قوی باشم که وارد تیم ملی شوم و با گل زنی برای کشورم افتخار کسب کنم

     و همه مردم و پدر و مادرم را خوشحال کنم .

    نتیجه گیری : انسان در هر کاری میتواند برای خانواده و کشور خود مفید باشد اما من دوست دارم تلاش کنم که فوتبالیست خوب و مطرحی در ایران باشم و به موفقیت های زیادی برسم و در تیم های خوب بازی کنم.

    انشا میخواهید چکاره شوید؟ (۱)

    انشا شغل اینده

    انشا در مورد شغل (۱)

    کودکان خود را از بچگی مجبور به انتخاب شغلی که خودتان دوست دارید نکنید .

    حالا که صحبت از انتخاب شغل و شغل آینده شد گفتم برای شما پدر و مادر ها مطلبی را بازنشر کنم که حواستان را جمع کند از بچگی برای بچه هایتان خط و نشان نکشید که تو باید فلان کاره بشوی ، شاید بگویید خیر و صلاح آنها را میخواهید ، بله قطعا همینطور است اما این نوشته را که از سایت عصر ایران بازنشر شده را بخوانید که متوجه شوید این کار به شدت اشتباه است . این مقاله از سایت عصر ایران در اینجا بازنشر شده است .

    بسیاری از پدر و مادرها، رؤیاهای محقق نشده خود را در آینده فرزندان شان جست و جو می کنند. خیلی ها هم معتقدند که چشم انداز زندگی بزرگسالی فرزندان شان را باید از دوران کودکی برایشان ترسیم کرد تا “بچه، هدف داشته باشد.” به همین دلیل است که خیلی از پدر و مادرها، شغل آینده فرزندان خود را تعیین و به وی ابلاغ می کنند!

    این ابلاغ می تواند مستقیم باشد: تو باید پزشک شوی… مهندس که بشوی باید خانه جدیدمان خودت درست کنی… آرزو دارم تو هم مانند عمویت خلبان خوبی بشوی… . یا غیر مستقیم: می بینی پزشک ها چقدر خوب پول در می آورند؟… همیشه آرزو داشتم یک خلبان بشوم ولی نتوانستم … خوش به حال همسایه! پسرش توانست در آزمون وکالت قبول شود… . تحت تأثیر همین القائات -به علاوه رؤیاپردازی های کودکانه- است که از هر دانش آموزی بپرسی که می خواهی چه کاره شوی، فوراً شغل آینده اش را می گوید و اتفاقاً هم اکثرشان می خواهند پزشک شوند (با تعیین تخصص)، یا مهندس، یا معلم یا خلبان.

    و بدین ترتیب سال های کودکی و نوجوانی در رؤیای شغلی سپری می شود که هیچ دورنمای مشخصی برای رسیدن به آن وجود ندارد.
    فراتر از دورنما، اساساً هیچ تضمینی وجود ندارد که آنچه تحت عنوان شغل آینده در ذهن فرزندان بارگذاری می شود، با مختصات فکری، ذهنی، جسمی و علایق فردی آنها در آینده همخوانی خواهد داشت یا خیر؛ و نیز مشخص نیست که آیا شرایط لازم برای رسیدن به آن هدف، محقق خواهد شد؟

    در واقع بزرگ ترها و مشخصاً پدر و مادرها رؤیایی را در ذهن فرزندان شان می کارند که به احتمال قوی محقق نمی شود که اگر قرار بود محقق شود، به جز اندکی، همه بزرگسالان امروز – کودکان دیروز – یا پزشک بودند یا مهندس، یا خلبان یا معلم!

    واقعیت این است که تعیین یک شغل مشخص در ذهن کودکان و نوجوانان، آنان را از فرصت های زیادی که می توانند بدانها بیندیشند و در آینده انتخاب کنند، باز می دارد. تعیین شغل آینده فرد در کودکی، در واقع یک “تله ذهنی” ایجاد می کند و فرد در آن می ماند.

    آینده، سرشار از موقعیت های جدیدی است که هیچ کدام از ما خبری در آنها نداریم. وقتی تمام آینده فرزندمان را در یک تله ذهنی متوقف می کنیم در واقع او را از موقعیت ها و فرصت های زیادی که در زندگی هر فرد پیش می آید محروم می کنیم، بدین گونه که او به گزینه های دیگر فکر نمی کند یا اگر هم فکر کند، با احساس کدورت است. همچنین کودک، نوجوان و جوانی که گرفتار یک تله ذهنی است و تمام زندگی و رؤیاهایش حول یک شغل یا رشته تحصیلی خاص می چرخد، به احتمال قوی، فرصت های زیادی را از زندگی اش خط می زند.

    به علاوه، خیلی ها وقتی به آنچه بزرگ ترها برایش تصویر کرده اند نمی رسند (که اغلب هم همین طور است)، تا آخر عمر احساس ناکامی خفیفی با آنها همراه است، حتی اگر از شغلی که الان دارند رضایت داشته باشند.

    تا بدین جای بحث مشخص شد که بهتر است از ترسیم یک نقطه خاص و شغل معین به طور جدی خودداری کنیم. حال سوال اینجاست که در برابر پرسش کودکان خود که “وقتی بزرگ شدم چه کاره بشوم؟” چه پاسخی دهیم؟

    بهتر است به فرزندمان بگوییم که همه شغل ها خوب و ضروری هستند و فرقی نمی کند که چه شغلی داشته باشی. مهم این است که هر شغلی که داری سعی کنی در آن بهترین باشی، مثلاً یک پرستار خوب ، بهتر از یک پزشک متوسط است و یک پزشک خوب هم بهتر از یک پرستار متوسط است. در همین مثال، خود پزشکی و پرستاری مورد قضاوت قرار نمی گیرد که کدامش بهتر است، بلکه ملاک قضاوت این است که کدامشان در شغل خود بهتر هستند.

    اگر فرزندمان با این ذهنیت بزرگ شود، درگیر این نخواهد بود که “اگر فلان رشته را که بدان علاقه مندم انتخاب کنم شاید اطرافیانم ناراضی باشند” بلکه انتخابی که بدان علاقه دارد را در پیش می گیرد و سعی می کند در مسیر انتخابی اش، بهترین باشد.

    انشا در مورد شغل (۵)

    منبع مطلب : delbaraneh.com

    مدیر محترم سایت delbaraneh.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    تانیا جمالی 2 ماه قبل
    1

    من دوست دارم در آینده چکاره شوم

    رویا عبدهپور 9 ماه قبل
    0

    عالی

    ناشناس 10 ماه قبل
    1

    من میخوام در زمینه دیجیتال و مکانیک و ساخت فضاپیما فعالیت کنم چون شاید زمانی بتونم به دنیای دیجیتال سفر کنم

    ناشناس 11 ماه قبل
    0

    سلام بیشتر شغل بییاری

    ناشناس 11 ماه قبل
    -1

    مرصی

    ناشناس 2 سال قبل
    0

    در چهار سطر بنویس دوست داری چه کاره شوی .چرا ؟

    ناشناس 2 سال قبل
    1

    خیلی ممنون

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید