توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    دو ویژگی حضرت یوسف برای مسئولیت خزانه داری مصر

    1 بازدید

    دو ویژگی حضرت یوسف برای مسئولیت خزانه داری مصر را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    آیه 55 سوره یوسف

    قالَ اجْعَلْنِی عَلی‌ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ «55»

    (یوسف) گفت: مرا بر خزانه‌های این سرزمین (مصر) بگمار، زیرا که من نگهبانی دانا هستم.

    نکته ها

    سؤال: چرا یوسف پیشنهاد اعطای مسئولیّت برای خود را مطرح کرد؟ یا به تعبیر دیگر؛ چرا یوسف طلب ریاست کرد؟

    پاسخ: او از خواب پادشاه مصر، احساس خطر و ضرر برای مردم کرد و خود را برای جلوگیری از پیش‌آمدهای ناگوار اقتصادی، لایق می‌دانست، پس برای جلوگیری از ضرر، آمادگی خود را برای قبول چنین مسئولیّتی اعلام کرد.

    سؤال: چرا یوسف از خود تعریف و تمجید کرد، مگر نه این است که قرآن می‌فرماید: «فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ» «1» خود را نستایید؟

    «1». نجم، 32.

    جلد 4 - صفحه 230

    پاسخ: ستایش یوسف، ذکر قابلیّت‌هاو توانایی‌های خود، برای انجام مسئولیّت بود، که می‌توانست جلو آثار سوء قحطی و خشکسالی را بگیرد، نه به خاطر تفاخر و سوء استفاده.

    سؤال: چرا یوسف با حکومت کافر همکاری کرد؟ مگر قرآن از آن نهی نکرده است. وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذینَ ظَلَمُوا ... «1»

    پاسخ: یوسف، برای حمایت از ظالم این مسئولیّت را نپذیرفت، بلکه به منظور نجات مردم از فشار دوران قحط سالی، به این کار اقدام نمود. یوسف هرگز حتّی یک کلمه تملّق هم نگفت.

    رجال سیاسی، معمولًا به هنگام خطر مردم را رها کرده و فرار می‌کنند، ولی یوسف باید مردم را حفظ کند. بگذریم از اینکه اگر نمی‌توان رژیم ظالمی را سرنگون کرد و تغییر داد، باید به مقداری که امکان دارد از انحراف و ظلم جلوگیری کرد و بخشی از امور را بدست گرفت و فعالیّت نمود. «2»

    در تفسیرنمونه آمده است: مراعات «قانون اهم و مهم» از نظر عقل و شرع یک اصل است.

    شرکت در نظام حکومتی شرک، جائز نیست ولی نجات یک ملّتی از قحطی مهم‌تر است. به همین دلیل، یوسف علیه السلام مسئولیّت سیاسی نپذیرفت، تا مبادا کمک به ظالم شود، مسئولیّت نظامی نپذیرفت، تا مبادا خون به ناحقّی ریخته شود. فقط مسئولیّت اقتصادی آن هم برای نجات مردم را برعهده گرفت. «3» امام رضا علیه السلام فرمود: هنگامی که ضرورت ایجاب کرد که یوسف سرپرستی خزائن مصر را بپذیرد، خود پیشنهاد داد. «4»

    علی‌بن یقطین نیز به سفارش امام کاظم علیه السلام در دستگاه بنی‌عباس وزیر بود. وجود اینگونه مردان خدا می‌تواند پناهگاه مظلومان باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: «کفّارة عمل السلطان، قضاء حوائج الاخوان» کفاره‌ی کار حکومتی، بر آوردن نیازمندی برادران دینی است. «5»

    از امام رضا علیه السلام پرسیدند: شما چرا ولایتعهدی مأمون را پذیرفته‌اید؟ در جواب فرمود: یوسف که پیامبر بود در دستگاه مشرک رفت، من که وصیّ پیامبرم، در دستگاه شخصی که اظهار مسلمانی می‌کند رفته‌ام بگذریم که پذیرفتن من اجباری است، در حالی که یوسف علیه السلام با

    «1». هود، 113.

    «2». تفسیر فی‌ظلال‌القرآن.

    «3». تفسیر تبیان.

    «4». تفسیر نورالثقلین.

    «5». وسائل‌الشیعه، ج 12، ص 139.

    جلد 4 - صفحه 231

    اختیار وبه خاطر اهمیّت موضوع، آن مسئولیّت را پذیرفت. «1»

    هنگامی که یوسف مقام ومنزلت پیدا کرد، تقاضای دیدار والدین نکرد، بلکه تقاضای مسئولیّت خزانه‌داری نمود، زیرا دیدار جنبه‌ی عاطفی داشت و نجات مردم از قحطی، رسالت اجتماعی او بود.

    امام صادق علیه السلام خطاب به گروهی که اظهار زهد کرده و مردم را دعوت می‌کردند که همانند آنان زندگی را بر خود سخت بگیرند ... فرمود: شما در باره‌ی یوسفِ پیامبر، چگونه فکر می‌کنید که به پادشاه مصر گفت: «اجْعَلْنِی عَلی‌ خَزائِنِ الْأَرْضِ» و کار یوسف به آنجا رسید که همه‌ی کشور و اطراف آن تا یمن را در اختیار گرفت ... در عین حال نیافتیم کسی را که این کار را بر او عیب گرفته باشد. «2»

    در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است: یوسف علیه السلام در هفت سال اوّل، گندم‌ها را جمع‌آوری و ذخیره می‌کرد و در هفت سال دوم که قحطی شروع شد، آنها را به تدریج و با دقّت در اختیار مردم، برای مصارف روزمره زندگی‌شان قرار می‌داد و با دقت و امانتداری، کشور مصر را از بدبختی نجات داد. یوسف در هفت سال دوره‌ی قحطی، هرگز با شکم سیر زندگی نکرد، تا مبادا گرسنگان را فراموش کند. «3»

    در تفسیر مجمع‌البیان و المیزان از نوع عملکرد یوسف علیه السلام اینگونه یاد می‌شود: وقتی قحط سالی شروع شد؛ حضرت یوسف در سال اوّل، گندم را با طلا و نقره، در سال دوم، گندم را در مقابل جواهر و زیورآلات، در سال سوم، گندم را با چهارپایان، در سال چهارم، گندم را در مقابل برده‌ها، در سال پنجم، گندم را با خانه‌ها، در سال ششم، گندم را با مزارع و در سال هفتم، گندم را با برده گرفتن خود مردم معامله نمود. وقتی سال هفتم به پایان رسید، به پادشاه مصر گفت: همه‌ی مردم و سرمایه‌هایشان در اختیار من است، ولی خدا را شاهد می‌گیرم و تو نیز گواه باش، که همه‌ی مردم را آزاد و همه‌ی اموال آنان را برمی‌گردانم و کاخ و تخت و خاتم (مهر وانگشتر) ترا نیز پس می‌دهم. حکومت برای من وسیله‌ی نجات مردم‌

    «1». وسائل‌الشیعه، ج 12، ص 146.

    «2». تفسیر نورالثقلین.

    «3». تفسیر مجمع البیان.

    جلد 4 - صفحه 232

    بود، نه چیز دیگر، تو با آنان به عدالت رفتار کن.

    پادشاه با شنیدن این سخنان، چنان خود را در برابر عظمت معنوی یوسف کوچک و حقیر یافت که یکباره زبان به ذکر گشود و گفت: «أشهد أن لااله‌الااللَّه و أنّک رسوله» من هم ایمان آوردم، ولی تو باید حاکم باشی. «إِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنا مَکِینٌ أَمِینٌ»

    در انتخاب و گزینش افراد، به معیارهای قرآنی توجّه کنیم. علاوه بر «حفیظ و علیم» بودن، معیارهای دیگری در قرآن ذکر شده است، از آن جمله:

    1. ایمان. «أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسقاً لا یَسْتَوُونَ» «1»

    2. سابقه. «وَ السَّابقُونَ السَّابقُونَ. أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» «2»

    3. هجرت. «وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یُهاجِرُوا ما لَکُمْ مِنْ وَلایَتِهِمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ» «3»

    4. توان جسمی و علمی. «وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ» «4»

    5. اصالت خانوادگی. «ما کانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ» «5»

    6. جهاد و مبارزه. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْراً عَظِیماً» «6»

    پیام ها

    1- هر جا لازم باشد، باید داوطلب مسئولیّت‌های حسّاس شد. قالَ اجْعَلْنِی‌ ...

    2- نبوّت، از حکومت و سیاست جدا نیست، همچنان که دیانت، از سیاست جدا نیست. «اجْعَلْنِی عَلی‌ خَزائِنِ الْأَرْضِ»

    3- در به کارگیری افراد لایق، علاقه شخصی او در نظر گرفته شود. اجْعَلْنِی عَلی‌ خَزائِنِ الْأَرْضِ‌ ...*

    4- ابتدا احراز شایستگی، سپس درخواست مسئولیّت. أَسْتَخْلِصْهُ‌ ... اجْعَلْنِی‌ ...*

    5- وقتی در کاری مهارت دارید، اعتماد به نفس داشته باشید و خود را عرضه کنید. «اجْعَلْنِی عَلی‌ خَزائِنِ الْأَرْضِ»*

    «1». سجده، 18.

    «2». واقعه، 10- 11.

    «3». انفال، 72.

    «4». بقره، 247.

    «5». مریم، 28.

    «6». نساء، 95.

    جلد 4 - صفحه 233

    6- در هر موقعیّتی که فرد قرار دارد باید به نظرات افراد پایین‌تر و مشاوران امین توجّه داشته باشد. (عزیز مصر به پیشنهاد یوسف که گفت: «اجْعَلْنِی عَلی‌ خَزائِنِ الْأَرْضِ»، توجّه کرد و آن را پذیرفت.)*

    7- تابعیّت منطقه‌ای، اصل نیست. یوسف مصری نبود، ولی در حکومت مصر وارد شده و مسئولیّت گرفت. (ملّی‌گرایی، ممنوع) «اجْعَلْنِی عَلی‌ خَزائِنِ الْأَرْضِ»

    8- به هنگام ضرورت، بیان لیاقت و شایستگی خود، منافاتی با توکلّ و زهد و اخلاص ندارد. «إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ»

    9- از مجموعه دو وصفی که پادشاه از یوسف علیه السلام بیان کرد؛ «مَکِینٌ، أَمِینٌ» و دو صفتی که یوسف برای خود بیان نمود؛ «حَفِیظٌ، عَلِیمٌ» اوصاف کارگزاران شایسته به دست می‌آید: قدرت، امانت، پاسداری و تخصص.

    10- در برنامه‌ریزی ونظارت بر مصرف، باید سهم نسل آینده حفظ و مراعات شود. «حَفِیظٌ عَلِیمٌ»

    منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

    مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    برای ارسال نظر کلیک کنید