توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    دیده ای نیست نبیند رخ زیبای تو را نیست گوشی که همی نشنود آوای تو را

    1 بازدید

    دیده ای نیست نبیند رخ زیبای تو را نیست گوشی که همی نشنود آوای تو را را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    توضیحات ومعنی شعر نهم

    دیده ای نیست نبیند رخ زیبای تو را * * * نیست گوشی که همی نشنود آوای تو را  (صفحه ی 11)

    معنی : چشمی وجود ندارد که چهره ی زیبای تو را نبیند و هیچ گوشی وجود ندارد که صدای تو را نشنود. ( آثار و نشانه های تو قابل درک وشناخت هستند.) - نکته :فعل «نیست» فعل خاص است وربطی نیست .

    صفحه 13 – قالب: قصیده

    بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار * * * خوش بود دامن صحرا وتماشای بها ر

    معنی : در صبح زود اوّل بهار که طول شب و روز آن یکسان است ، رفتن به صحرا و تماشای کردن گل های زیبای بهاری ، لذّت بخش است.

    آرایه : لیل و نهار : تضاد / نهار و بهار : جناس اختلافی

    آفرینش همه تنبیه خداوند دل است * * * دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

    معنی : تمام پدیده های آفرینش برای آگاه کردن انسان های عارف است و اگر کسی وجود خدا را انکار کند و به خدا ایمان نیاورد ، ذوق واحساسی ندارد.

    که و به : جناس /  د : آرایه : واج آرایی

    نکته دستوری : آفرینش : مشتق (کلمه ای که ازیک جزء معنی دار+وند باشد، مشتق نامیده می شود.)

    این همه نقش عجب، بر در و دیوار وجود * * * هرکه فکرت نکند، نقش بود بر دیوار

    معنی : هر کسی که با این همه نقش ها و پدیده های عجیب به آفریننده ی آنها نیندیشد ، همانند تصویر روی دیوار ، بی احساس و بی روح است .

    آرایه : در ، دیوار : مراعات نظیر / بر و در : جناس /تشبیه

    کوه دریا و درختان، همه در تسبیح اند * * * نه همه مستمعی فهم کند این سرار

    معنی : کوه و دریا و درختان (همه ی موجودات  در حال نیایش خداوند هستند ) امّا هر شنونده ای این راز را درک نمی کند.

    آرایه : کوه ، دریا و درختان : مراعات نظیر / بیت تلمیح دارد به آیه 44 سوره اسراء

    خبرت هست که مرغان سحرمی گویند : * * * آخر ای خفته، سر از خواب جهالت بردار؟

    معنی : آیا خبر داری که پرندگان سحری به هنگام صبح می گویند : ای انسان غافل ، از بی خبری و نادانی ، رها شو؟

    آرایه : خواب ، سحر و خفته : مراعات نظیر / سر و سحر : جناس / سر از خواب برداشتن : کنایه از آگاهی و بیداری

    تا کی آخر چو بنفشه، سر غفلت در پیش؟ * * * حیف باید که تو در خوابی و نرگس، بیدار

    معنی : تا کی می خواهی مانند گل بنفشه در غفلت و نادان به سر ببری . حیف است که تو بی خبر و غافل باشی و گل نرگس بیدار و آگاه باشد.

    آرایه : بنفشه و نرگس : مراعات نظیر / چو بنفشه : تشبیه / در و سر : جناس / آرایه نماد : بنفشه در این بیت نماد

    غفلت و سر افکندگی و نرگس ، نماد بینایی و آگاهی است / سر غفلت در پیش گرفتن : کنایه است

    که تواند که دهد میوۀ الوان از چوب؟ * * * یا که داند که گل  صدبرگ از خار؟

    معنی : چه کسی می تواند از چوب درخت ، میوه های رنگارنگ و از خار ، گل های سرح زیبا ، پدید آورد؟

    مفهوم : تنها خداوند بزرگ است که می تواند از چوب درخت ، میوه های رنگارنگ و از خار ، گل های سرح زیبا ، پدید آورد.

    آرایه : چوب : مجازاً درخت / گل و خار : تضاد وتناسب

    عقل، حیران شود از خوشۀ زرین عنب * * * فهم، عاجز شود از حقه ی یاقو ت انا ر

    معنی : عقل از زیبایی خوشه طلایی انگور ، متحیّر می شود و فهم از درک زیبایی و ظرافت دانه های انار که مانند یاقوتی سرخ و ارزشمند است، ناتوان است.

    آرایه : حیران شدن عقل : آرایه تشخیص / عنب و انار : مراعات نظیر / حقة:کیسه جواهرات( یاقوت انار : تشبیه- مشبه :حذف شده ( دانه های انا ر) ، مشبه به : یاقوت -  وجه شبه : سرخ و درخشان بودن

    پاک و بی عیب خدایی که به تقد یر عزیز * * * ماه و خورشیدمسخر کند و لیل و نهار

    معنی : خداوند پا ک و بی عیب با فرمان خود ، تمام پدیده ها و موجودات را ( ماه و خورشید و شب و روز را ) مطیع خود کرده است.

    آرایه : لیل و نهار : تضاد / ماه و خورشید : مراعات نظیر / بیت ، تلمیح به آیات قرآن دارد.(آیه ی 33سوره ی ابراهیم و12سوره ی نحل)

    تا قیامت سخن اندر کرم و رحمت او * * * همه گویند و یکی نیاید ز هزار

    معنی : گر همه مردم تا روز قیامت درباره ی بخشش و لطف خداوند سخن بگویند باز هم یکی از هزاران لطف و رحمت خداوند ، گفته نمی شود.

    نعمتت بار خدایا، ز عدد بیرون است * * * شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار

              معنی : پروردگارا نعمت های تو قابل شمارش نیست و هیچ انسان شکر گزاری نمی تواند ، شکر نعمت های بی کران تو را به جای

                 آورد.

    آرایه : نعمت ، شکر ، انعام ، و شکر گزار : مراعات نظیر / زعدد بیرون بودن : کنایه از بی شمار بودن

    سعدیا، راست رُوان گوی سعادت بردند * * * راستی کن که به منزل نرسد، کج رفتار

    معنی : ای سعدی ، انسان های درست کار ، به سعادت و خوش بختی می رسند ، بنابر این تو هم انسانی صادق و راستگو باش ، زیرا انسان های بدرفتار به هدف و مقصودش نمی رسد

    آرایه ها : که و به : جناس / گوی بردن: کنایه از دست یافتن و سبقت گرفتن / سعد یا : تخلص

    منبع مطلب : www.marefat1388.blogfa.com

    بازخوانی غزلی عرفانی از امام خمینی رحمه الله

    حضرت حق سبحانه در تمام عالم های مادی و مجرد هرگز از موجودات و آفریده های خود جدا نبوده و نخواهد بود و هیچ آفریده و مخلوقی را نمی یابیم که خداوند آنجا حضور نداشته و حاضر و ناظر و محیط به آنها نباشد که «الا انَّه بکل شی ءٍ محیط.» پس خداوند تبارک وتعالی با همه موجودات و در همه جا هست و دیده دل تمام آفریده ها به سوی جمال دلربای او نگران است، جملگی زبان وجود به ذکر جانفزای او دارند که «و اِنْ من شئ الاّ یسبح بحمده؛ هیچ چیزی نیست مگر آنکه با حمد الهی به تسبیح خداوند مشغول است».

    و همگی آنها شنوای فرمان اویند:

    فقال لها وَ لِلْارض آئِتَیا طَوعا اَوْ کَرْها قَالَتآ أَتَیْنَا طَآئِعین. وانگاه به آسمان و زمین به شوق و رغبت یا به اجبار و کراهت.... عرضه داشتند ما با کمال شوق و رغبت بهسوی تو می شتابیم.

    و به تعبیر حافظ شیرازی:

    پس به هر کجا روی کنیم همانجا روی دل به جمال اوست که: «فَأَینما تولّوا فثّم وجه اللّه ».

    فردی از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: «آیا پروردگار را دیده ای؟» فرمود: «وای بر تو، من کسی نیستم که پروردگاری را که ندیده باشم بپرستم.» پرسید: «او را چگونه دیدی، برای ما توصیف کن» فرمود: «وای بر تو چشم ها با مشاهده و دید دیدگان او را نمی بینند بلکه دل ها با ایمان حقیقی شأن او را می بینند».

    همه موجودات ظهور یافته و پرتوی از کمالات و اسما و صفات حضرت محبوب می باشند که:

    و اِنْ منِّ شی ءٍ الاّ عندنا خزائنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ الاّ بِقَدَرٍ معلومٍ.

    هیچ چیزی نیست مگر این که گنجینه هایش نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معین [ به عالم خلق] فرو نمی فرستیم.

    پس خداوندا! تمام آفریده ها بر سر سفره اسما و صفات و کمالات تو نشسته اند و هر یک به ظرفیت خود از خزائنت بهره می گیرند که:

    یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّموت وَالاَرضِ کُلَّ یومٍ هُوَ فی شَأنٍ.

    هرکس در آسمان و زمین همه از او درخواست [فیض و هستی] می نمایند و در هر عالم او به شأن و کاری پردازد.

    و همگی آنان در پی آثار جمال و جلال تو در هستی سرگردانند.

    دلدادگان حضرت محبوب را هیچ چیز جز مشاهده جمال دل آرای او آرام نمی سازد که:

    الهی!... فلاتطمئن القلوب الاّ بذکراک و لاتسکن النفوس الاّ عند رؤیاک... و استغفرک من کل لِذَة بغیر ذکرک و من کل راحة بغیر انسک و من کل سرور بغیر قربک و من کل شغل بغیر اطاعتک

    معبودا دل ها جز به یاد تو آرام نمی گیرد و جان ها جز به هنگام دیدارت آرامش نمی یابند... و از هر لذتی به جز یاد و ذکر تو از هر راحتی و آلودگی به جز انس با تو و از هر شادمانی به غیر قرب و نزدیکی ات و از هر شغلی جز به طاعت و عبادتت آمرزش می طلبم.

    پس من نیز راه معشق تو می پویم و از هر دلبستگی خود را رها می سازم و نه تنها پشت پا بر این عالم ناچیز می زنم که حتی بهشت و نعمت های آن را نیز در برابر جمال دل آرای تو نخواهم؛ داد زیرا که:

    محبوبا! آنان که جلوه ای از جمال زیبای تو را مشاهده کرده باشند نمی توانند دلبسته هیچ مخلوقی شوند و چیزی در عالم هستی توان دلربایی از آنان را ندارد.

    الهی! مَنْ ذالذی ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتَکَ فَرامَ مِنْکَ بَدَلاً وَ مَنْ ذالّذی اَنِسَ بِقُربِکَ فَابتغی عَنْکَ حِوَلاً.

    کیست که شیرینی محبت تو را چشید و جز تو را برگزید؟ و کیست که با مقام قرب تو انس گرفت و از تو روی گردان شد؟!

    لطیفا! دلدادگان روی تو، سرگشته در کوی تواند و نشانت از در و دیوار «حرم» می جویند و حال آنکه تو همواره با آنانی و به هر جانب که رو کنند تو قبله گاه ایشانی. (و این ما تولّوافثم وجه اللّه )

    عارفی گفته است که اول بار که به زیارت کعبه رفتم، خانه دیدم، مرتبه دوم که به خانه رفتم خداوند خانه دیدم؛ سوم بار، نه خانه دیدم و نه خداوند خانه، یعنی در حق گم شدم که اگر می دیدم حق می دیدم و بس.

    پس آنان که دیده به جمال تو روشن ندارند و برای دیدارت چراغ می طلبند کوردلند؛ زیرا که:

    مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْتاَج الی دلیلٍ یَدُلّ عَلیک؟ مَتی بَعُدَتْ حَتّی تَکوُنَ الاثارُ هِیَ الّتی توُصِلُ الیک؟ عَمِیَتْ عَیْنٌ لاتَراکَ عَلیها رقیبا.

    چه وقت پنهان بوده ای تا نیازمند راهنمایی باشی که آن بر تو رهنمون باشد؟ و کی دوره بوده ای تا آثار و مظاهر ما را به تو نزدیک سازد؟ کور است چشمی که تو را مراقب و نگهبان بر خود نبیند.

    آری! کشش و جاذبه عشق به محبوب حقیقی و توجه به او امری است فطری و لطیفه ای است نهانی که در نهاد تمام انسان ها به ودیعه نهاده شده و هر کس به گونه ای دیده دل به مظاهر جمالی یا جلالی اش مشغول داشته که حضرت دوست خود آنان را این گونه هدایت فرموده: «ثُمَّ سَلَکَ بِهِم طَریقَ اِرادَتِهِ وَ بَعَثَهُمْ فی سبیل مُحَبَتِهِ؛ آن گاه آفریده ها را در طریق خاستگاه خویش روان گردانید و در غیردوستی به خود برانگیخت».

    محبوبا! سالکان کویت در ابتدا با پای عقل سیر به سوی تو آغاز می کنند و از دنیا می گسلند و قدم در طریق عبودیتت می نهند که:

    حَدُّ العَقْلِ الانفصالُ عنِ الفانی و الاِتصالُ بالباقی.

    کرانه و مرز و نهایت عقل، گسستن و جدا شدن از فانی و ناپایدار و پیوستن به پایدار می باشد.

    امّا عقل را نه توان آن است که در آسمان یکتایی تو پرواز کرد که پر و بالش بسوزد.

    الهی، قَصُرَتِ الالسُنُ عن بُلوغِ ثنائک کَما یَلیقُ بِجلالِک و عَجُزَتِ العُقولُ عَنْ ادراکِ کُنْهِ جَمالک و انحسرتِ الابصار دون النظر الی سبحات وجهک و لم تجعل للخلق طریقا الی معرفتک الاّ بالعَجْزِ عن معرفتک.

    معبودا! زبان ها از بیان نهایت ثنا و ستایشی که سزاوار جلال و عظمت تو باشد ناتوان و عقل ها از درک جمال، بی نهایت عاجز است و دیده ها از مشاهده انوار رویت بی تاب و نابینا گشته و برای آفریده ها به شناختت راهی جز اظهار عجز و ناتوانی از معرفتت قرار نداده ای»

    پس آنان که در سر، سودای تو دارند ناچارند که با پای محبت در طریق عشق تو قدم نهند

    به تعبیر امام راحل در جایی:

    ای دوست! تو بالاتر از آنی که به وصف درآیی که «سبحان اللّه عما یصفون الا عباداللّه المخلصین».

    (خداوند از آنچه که او را توصیف کنند، پاک و منزه است، جز از توصیف بندگان مخلص و پاک شده خداوند)؛ یعنی آنان که تو را به کمالات خوانده اند، حرفی از هزاران توصیف تو را در عبارت آورده اند؛ زیرا همان گونه که ذات حضرتت بی نهایت است، حسن و نیکویی تو نیز بی پایان بوده و نهایتی ندارد و آیا موجود محدود چگونه می تواند با بیان وعبارتی محدود تو را بستاید؟

    به تعبیر مولی الموحّدین، علی بن ابی طالب:

    الحمدُللّه الذی لاتَبْلُغُ مِدْحَتُهُ القائلون و لایُحْصی نعمتُةُ العّادّون ولایؤُدّی حَقَّه المجتهدون الذی لایدرِکُه بُعْدُ الهمم...

    حمد و سپاس خداوندی راست که سخنرانان به مدح و ثنایش نمی رسند و شمارندگان نمی توانند نعمت های او را بشمارند و تلاش کنندگان [در عبارت [نمی توانند حق او را ادا نمایند. خدایی که همت های بلند از درک او عاجزند.

    منبع مطلب : hawzah.net

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید