توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    شعر پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند

    1 بازدید

    شعر پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    پيرم و گاهی دلم ياد جوانی ميکند-شهريار

    پيرم و گاهی دلم ياد جوانی ميکند-شهريار

    چقدر خوبه؛(((
    متن:

    پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند

    بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند

    همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست

    طاقتم اظهار عجزو نا توانی می کند

    بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن

    با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند

    ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز

    چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند

    نای ما خاموش ولی این زهره شیطان هنوز

    با همان شور و نوا دارد شبانی می کند

    گر زمین دود هوا گردد همانا، آسمان

    با همین نخوت که دارد آسمانی می کند

    سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوز

    در درونم زنده است و زندگانی می کند

    با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من

    خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند

    بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی

    چون بهاران می رسد با من خزانی می کند

    طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند

    آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند

    می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان

    دفتر دوران ما هم بایگانی می کند

    "شهریارا" گو دل از ما مهربانان نشکنید

    ورنه قاضی در قضا نامهربانی می کند

    منبع مطلب : www.tarafdari.com

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    متن زيباي دكلمه( پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند )از شهريار

    پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند
    بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎کند

    همتم تا می‎رود ساز غزل گیرد به دست
    طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می‎کند

    بلبلی در سینه می‎نالد هنوزم کاین چمن
    با خزان هم آشتی و گل‎فشانی می‎کند

    ما به داغ عشقبازی‎ها نشستیم و هنوز
    چشم پروین همچنان چشمک‎پرانی می‎کند

    نای ما خاموش ولی این زهره‎ی شیطان هنوز
    با همان شور و نوا دارد شبانی می‎کند

    گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
    با همین نخوت که دارد آسمانی می‎کند

    سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
    در درونم زنده است و زندگانی می‎کند

    با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
    خاطرم با خاطرات خود تبانی می‎کند

    بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
    چون بهاران می‎رسد با من خزانی می‎کند

    طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
    آنچه گردون می‎کند با ما نهانی می‎کند

    می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
    دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند

    شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
    ور نه قاضی در قضا نامهربانی می‎کند

    منبع مطلب : mmohammadr.blogfa.com

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    شهریار 1 ماه قبل
    0

    سلام من خیلی شعرهای استادشهریاررادوست دارم خدابیامرزتش

    میلاد 8 ماه قبل
    3

    از دنیا ما شهریارا خوبی و خوشی میخواهیم

    اما فلک از رو لجبازی با ما ناسازگاری میکند

    ناشناس 9 ماه قبل
    1

    عالی

    مهدی 9 ماه قبل
    2

    این شعر واسع خیلی وقت پیشه ولی هنوز زندس

    ناشناس 9 ماه قبل
    0

    این شعر واس خیلی وقت پیشه ولی هنوز زندی

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید