توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

    1 بازدید

    صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    گنجور » سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۷۷

    ساده نوشته:

    توانایی دو شاعر رو باهم مقایسه کنید:
    سعدی(در یک مصرع) : رشکم از پیرهن آید که در آغوش تو خسبد…

    حافظ (دریک بیت):
    رشک برم کاش قبا بودمی…..چون که در آغوش قبا بوده‌ای

    (قبا را روی پیرهن می‌پوشیدند، و این پیرهن بود که بی واسطه با بدن در ارتباط بود، ضمن این که تفاوت ظریفی بین دو بیت وجود داره، سعدی دوست داره در آغوش یار باشه اما حافظ آرزو می‌کنه یار در آغوش اون باشه و تفاوت میان این دو بسیاره…)

    👆☹

    منبع مطلب : ganjoor.net

    مدیر محترم سایت ganjoor.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    شماره ٢٧٧: بخت بازآيد از آن در که يکي چون درآيد

    صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

    صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

    به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، حال و هوای عجیبی ست؛ ابرها قرار ماندن در آسمان ندارند. آسمان رنگش را باخته؛ گویی خاطره ای تلخ را مرور می کند.

    آری امروز ایرانیان عزادارند، عزادار مردی از سلاله زهـراى اطهر (س)...

    آدم‌ها هم امروز می بارند در فراق پدر معنوی شان، همانی که از اوان کـودکى با رنج یتیمى آشنا و با مفهوم شهادت روبرو شد. خیابان ها و کوچه ها رنگ غم دارند، جای خالی اش به چشم می آید، آری امروز باز " جماران " به غم نشسته است.

    چشم ها از اشک پر شده اند و قدم ها برای میثاق دوباره راهی قطعه ای از بهشت می شوند. همه چیز رنگ باور می گیرد وقتی دست ها دست به دست ضریح خانه ابدی اش می شوند.

    آوای " باز این چه شورش است " می آید... عاشقان غم نبودن پیر جماران را بر سر و سینه می کوبند، در این ماتم و این هجر همه هم عزادارند و هم صاحب عزا، عزای همان شاعر مهربانی ها شاعر بیت مهربان " من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم... "

    همه چیز از خانه ای کوچک و محقر  شروع شد، خانه ای با دیوارهای کاه گلی و بادگیرهایی که هنوز هم پابرجاست... همه هست و نیست مان همان اندیشه هایی شد که امام خمینی(ره) از همان خانه به کل جهان رساند.... خانه ای که روزی اندیشمندی فرزانه، طرحی از قداست و اقتدار ایران و ملت را در آن رقم زد.

    امروز او را نداریم اویی که عینیتِ آرزوی هزار ساله شیعه، بود و به نجات مظلومان کمر بست و دیده مستضعفان را به نور امید روشن ساخت. همانی که طلوع در برابر گفتار حقیقت گونه اش  رنگ باخت و  عشق به زهدش شهادت داد.

    آری او بود که به همه جهانیان نوعدوستی، ولایت ، تقوا، شجاعت و عزت را آموخت.

    ساعت 20 : 22  روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه تلخی بود، برای همه آنها که عاشقانه ورود امام شان به وطن  را گلباران کرده بودند، آری این نبض زمان که زد ، قــلبـى ایستـاد...

    امروز همه آمده اند، همه عزادار معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره) ، هستند. با صلابت تر از همیشه آمده اند تا باری دیگر میثاق دوباره شان را فریاد بزنند.

    انتهای پیام/ ق

    منبع مطلب : www.tasnimnews.com

    مدیر محترم سایت www.tasnimnews.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید