توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    فرمانده قرارگاه کربلا در زمان جنگ

    1 بازدید

    فرمانده قرارگاه کربلا در زمان جنگ را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    فهرست فرماندهان ایرانی جنگ ایران و عراق

    فهرست فرماندهان ایرانی جنگ ایران و عراق

    این نوشتار شامل فهرست فرماندهان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جریان جنگ ایران و عراق (۳۱ شهریور ۱۳۵۹ — ۲۹ مرداد ۱۳۶۷) است. درجه‌های نظامی ذکر شده، مربوط به دوران تصدی مسئولیت بوده و شامل ارتقای درجه پس از جنگ نمی‌باشد.

    پیشینه[ویرایش]

    پیش از آغاز جنگ ایران و عراق، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در وضعیت خاصی قرار داشتند. ارتش پس از انقلاب اسلامی به دلایل متعدد تضعیف شده و در آستانهٔ فروپاشی بود. روز ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ (یک روز پس از وقوع انقلاب) اغلب پرسنل یگان‌های ارتش بدون اجازه به مرخصی رفته و پادگان‌های ارتش تعطیل شد. پس از وقفهٔ ۲۲ روزه، در ۱۵ اسفند رهبر انقلاب فرمان داد که ارتشیان به پادگان‌ها بازگردند. هنگامی که آنها به پادگان‌ها برگشتند، انتخاب فرماندهان از سوی شوراهایی در داخل یگان‌ها انجام گرفت. افراد شورا درجه‌داران و افسران هر یگان بودند که البته تعداد درجه‌داران بیشتر بود. بنابراین سیستم و شیرازهٔ فرماندهی در یگان‌ها به کلی از هم پاشیده بود.[۲] تلاش‌ها برای انحلال ارتش و سر دادن شعار ایجاد ارتش بی‌طبقهٔ توحیدی، کاهش طول دورهٔ خدمت وظیفه عمومی توسط دولت موقت به یک سال، انتقال پرسنل متخصص و فنی به خارج از یگان‌های رزمی، عدم خرید هرگونه تجهیزات و تسلیحات، لغو قرارداد خریدهای خارجی و طرح فروش اقلام عمدهٔ تجهیزات ارتش، ازهم‌پاشیدگی سیستم اطلاعاتی ارتش و فراخواندن وابسته‌های نظامی به کشور، تضعیف آموزش و تعمیر و نگهداری و نیز تلفاتی که در مأموریت‌های ارتش برای برقراری امنیت در مناطق مختلف کشور به خصوص در کردستان پیش آمد از جمله عوامل تضعیف ارتش به زعم حسین حسنی سعدی بودند. وی معتقد است نگاه عمومی به ارتش در بین شخصیت‌ها و سران انقلاب منفی بوده و در این بین، فقط سید روح‌الله خمینی و نماینده وی در ارتش سید علی خامنه‌ای مخالف انحلال ارتش بودند.[۳] با این حال در سال نخست جنگ، مدیریت و کنترل جبهه‌ها بیشتر بر عهده فرماندهان ارتش بود.[۴] سپاه پاسداران نیز در آن روزها در اوایل عمر خود به سر می‌برد و هیچ تصور و ادراکی از یک جنگ تمام‌عیار و جنگیدن با یک ارتش مجهز را نداشت. در روزهای آغازین جنگ، سطح اطلاعات و دانش نظامی سپاه اندک بود و ساختار سازمانی آن هم به صورت نظامی شکل نگرفته بود.[۵] با توسعه سازمان رزم سپاه و حضور گسترده نیروهای داوطلب مردمی در جبهه‌ها، سپاه نیز نقش مؤثرتری در جنگ پیدا کرد.[۶]

    نخستین انتخابات ریاست جمهوری در دی ماه ۱۳۵۸ برگزار شد و سید ابوالحسن بنی‌صدر با ۷۵ درصد آراء به عنوان نخستین رئیس‌جمهور ایران انتخاب شد. با تفویض فرماندهی کل قوا به وی از سوی خمینی، کشمکش‌های سال نخست انقلاب به طور موقت فرونشست و این امر القاء شد که پس از تصمیم‌های عجولانه، نظام برآمده از انقلاب، به سمت پذیرش چارچوب قانونی و تعیین سلسله مراتب تصمیم‌گیری روشن، پیش می‌رود.[۷] اما اوضاع داخلی ایران در دوران ریاست جمهوری بنی‌صدر آشفته بود. جنگ داخلی در کردستان جریان داشت، در دانشگاه‌ها صف‌بندی شدیدی حاکم بود و بنی‌صدر نیز در مقام سردمدار مخالفانِ خط امام ظاهر شده بود. بحران فزاینده داخلی با سخنرانی بنی صدر در ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران نیز به اوج خود رسیده بود.[۸] از سوی دیگر، نحوه اداره جنگ از سوی بنی‌صدر به اختلافات وی و مخالفانش افزوده بود. وی در مقام فرمانده کل قوا خواهان کنترل جبهه‌ها بود و بر نبرد کلاسیک با استفاده از ارتش اصرار می‌ورزید. در شش ماهه نخست جنگ، چهار عملیات بزرگ به فرماندهی بنی‌صدر طرح‌ریزی شد (۲۳ مهر، ۳ آبان، هویزه و توکل) که همه آنها به شکست انجامید.[۹] پس از این وقایع، خمینی در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ او را از فرماندهی کل قوا برکنار کرد. متعاقب این اقدام، سازمان مجاهدین خلق ایران طی بیانیه‌ای محافظت از جان رئیس‌جمهور را به عهده گرفت. پس از آن، نمایندگان مجلس به سرعت دست به کار شدند و طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر را مطرح کردند. این طرح در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ تصویب شده و در اول تیرماه ۱۳۶۰، به تأیید رهبری رسید. در نتیجه سازمان مجاهدین خلق که پس از عزل او از فرماندهی کل قوا، با وی ائتلاف سیاسی تشکیل داده بودند، موجی از ترور و خشونت را به راه انداختند.[۱۰]

    با عزل بنی‌صدر، ارتش و سپاه به همکاری بیشتری با یکدیگر پرداخته و موفق شدند تا اولین عملیات مشترک را برای شکستن حصر آبادان در ۵ مهر ماه ۱۳۶۰ با پیروزی انجام دهند.[۱۱] در پی موفقیت عملیات ثامن‌الائمه، فرماندهان نظامی برای ارائه گزارش این عملیات به فرمانده کل نیروهای مسلح عازم تهران شدند اما سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش در منطقه کهریزک تهران، منجر به کشته شدن ولی‌الله فلاحی، جواد فکوری، سید موسی نامجو، یوسف کلاهدوز و محمد جهان‌آرا شد. اهمیت سرنشینان پرواز یادشده تا جایی بود که ستاد مشترک ارتش، نیروی هوایی ارتش و وزارت دفاع در یک روز با خلأ فرماندهان خود مواجه شدند. این رخداد باعث تغییر یافتن معادلات جنگ شده و طرح عملیات آزادسازی خرمشهر نیز به ۸ ماه بعد از آن موکول شد. برخی کارشناسان معتقدند این سقوط، خرابکاری بوده و در ادامهٔ ترورهای تابستان سال ۱۳۶۰ قرار داشت.[۱۲]

    پیروزی در عملیات ثامن‌الائمه و همزمان شدن آن با روی کار آمدن فرماندهان جدید سپاه و نیروی زمینی ارتش، سپاه و ارتش را به تشکیل قرارگاه مشترک عملیاتی واداشت. از این زمان بود که قرارگاه مشترک کربلا با حضور فرماندهان ارتش و سپاه، اداره جبهه‌ها را بر عهده گرفت و طرح‌های عملیاتی به صورت مشترک به تصویب رسید و عملیات‌های بزرگ و موفقی همچون طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس انجام و اکثر سرزمین‌های اشغالی ایران آزاد شد.[۱۴] این فرماندهان در چهار سطح مختلف ایفای نقش می‌کردند:

    پس از عملیات رمضان، اختلاف نظر بین سپاه پاسداران و ارتش افزایش یافت. این اختلاف‌ها، با ناکامی در عملیات‌های والفجر مقدماتی و والفجر ۱ شدت گرفت. عمدهٔ این اختلاف‌ها به نوع تفکر و نحوه اداره و فرماندهی یگان‌ها در عملیات بازمی‌گشت. صیاد شیرازی معتقد بود باید ارتش فرماندهی جبهه را بر عهده داشته باشد و سپاه تحت فرمان آن عمل کند اما هاشمی رفسنجانی معتقد بود این طرح عملی نیست زیرا در آن زمان بیشتر توان رزمی ایران در جنگ، با سپاه بوده، عملیات‌ها را طرح‌ریزی کرده و با کمک یگان‌های خط‌شکن خود اجرا می‌کرد. از آنجا که رئیس‌جمهور خامنه‌ای به عنوان فرمانده عالی جنگ، امکان حضور فعال در صحنه نبرد را نداشت، پیش از آغاز عملیات خیبر، خمینی در ۳۰ بهمن ۱۳۶۲ هاشمی رفسنجانی یکی از نمایندگان خود در شورای عالی دفاع ملی را به فرماندهیِ ادامهٔ عملیات‌های والفجر منصوب کرد.[الف][۱۷]

    هاشمی رفسنجانی مسئولیت هماهنگی بین ارتش و سپاه را بر عهده گرفته و توسط قرارگاه خاتم‌الانبیا، دو سازمان سپاه و ارتش را با یکدیگر هماهنگ می‌کرد. این ساختار تا ماه‌های آخر جنگ ادامه داشت و ارتش و سپاه گاهی با هم و گاهی به صورت مستقل عملیات‌هایی را انجام می‌دادند. در خرداد ماه سال ۱۳۶۷ ستاد فرماندهی کل قوا برای مدیریت جنگ و نیز به منظور اداره تمامی نیروهای مسلح به صورت متمرکز تشکیل شد. در این زمان هاشمی رفسنجانی، ستاد فرماندهی کل قوا را با ترکیبی از نخست‌وزیر و اعضای دولت وقت و نیز فرماندهان نیروهای مسلح سازماندهی کرد تا این که جنگ در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ با برقراری آتش‌بس به پایان رسید.[۱۸] فرمانده عالی جنگ از ستادی برخوردار بود که در بررسی طرح‌های عملیاتی سپاه و ارتش به وی کمک می‌کردند که ریاست این ستاد را سید علی‌اکبر موسوی قویدل بر عهده داشت. عملیات خیبر نخستین عملیاتی بود که با فرماندهی جدید انجام شد و یک فرمانده خارج از حوزه نیروهای مسلح، بالای سر فرماندهان سپاه و ارتش قرار گرفت. در این برهه از زمان، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا بالاترین رده عملیاتی کشور محسوب می‌شده و فرماندهی تمام واحدهای رزمی و پشتیبانی رزم نیروهای مسلح اعم از سپاه، ارتش، ژاندارمری، کمیته‌های انقلاب و جهاد سازندگی را بر عهده داشت و قرارگاه‌های تابعه نقش سپاه‌های عملیاتی را ایفا می‌کردند.[۱۹]

    فرماندهان نظامی[ویرایش]

    مقامات حکومت[ویرایش]

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    یادداشت‌ها[ویرایش]

    پی‌نوشت‌ها[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    کدام فرماندهان ارتش و سپاه، نابغه نظامی بودند؟+عکس

    کدام فرماندهان ارتش و سپاه، نابغه نظامی بودند؟+عکس

    نابغه‌های نظامی ایران در دفاع مقدس چه افرادی بودند؟ + تصاویر

    سردار سرلشکر پاسدار شهید حسن باقری

    معاونت ستاد عملیات جنوب، موسس واحد اطلاعات و عملیات سپاه و طراح کلیدی عملیات‌هایی همچون ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین، رمضان و والفجر مقدماتی. باید گفت که تاریخ دفاع مقدس با نبوغ بی نظیر شهید حسن باقری شکل گرفت.

    نابغه‌های نظامی ایران در دفاع مقدس چه افرادی بودند؟ + تصاویر

    امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی و سردار سرلشکر پاسدار محسن رضایی

    همراهی دو فرمانده ارتش و سپاه و طرح جدیدی که برای عملیات مشترک و هماهنگ دو نیرو پایه‌گذاری شد، به بزرگ‌ترین پیروزی‌های زمان جنگ منجر شد. تاسیس قرارگاه کربلا بدون شک مهم‌ترین ابتکار فرماندهی دفاع مقدس به شمار می‌رود.

    نابغه‌های نظامی ایران در دفاع مقدس چه افرادی بودند؟ + تصاویر

    شهید مصطفی چمران

    شهید مصطفی جمران، بنیانگذار ستاد جنگ‌های نامنظم و طراح عملیات‌های شکست محاصره سوسنگرد و آزادسازی دهلاویه بود. طراحی اقدامات مهندسی و دفاعی فراوان در روزهای اولیه جنگ نیز از دیگر ابتکارات شهید چمران به شمار می‌رود.

    نابغه‌های نظامی ایران در دفاع مقدس چه افرادی بودند؟ + تصاویر

    سردار سرلشکر پاسدار غلامعلی رشید

    سرلشکر رشید به عنوان فرمانده قرارگاه فتح از کلیدی‌ترین نیروهای اطلاعات عملیات در تاریخ دفاع مقدس به شمار می‌رود. عملیات‌های خیبر، کربلای ۵ و ده‌ها عملیات موثر دیگر با طرح‌ها و ایده‌های عملیاتی او اجرایی شد.

    امیر سرلشکر شهید منصور ستاری

    شهید ستاری فرمانده اسبق نیروی هوایی ارتش مبدع طرح دفاع متحرک در پدافند هوایی در دوران دفاع مقدس بود. او توانست با یکپارچه کردن سیستم راداری کشور و تبدیل سیستم موشکی هاوک به یک سیستم متحرک آسمان فاو را جهنم هواپیماهای بعثی کند.

    نابغه‌های نظامی ایران در دفاع مقدس چه افرادی بودند؟ + تصاویر

    همین اقدامات باعث شد تا وی نقشی موثر در پیروزی شگفت انگیز ایران در آن سال‌ها داشته باشد.

    نابغه‌های نظامی ایران در دفاع مقدس چه افرادی بودند؟ + تصاویر

    سردار سرلشکر پاسدار سید یحیی رحیم صفوی

    سردار سرلشکر پاسدار سید یحیی رحیم صفوی، مسئول ستاد عملیات جنوب، فرماندهی نیروی زمینی سپاه و جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران از مهم‌ترین مسئولیت‌های او در دوران دفاع مقدس است. نام سرلشکر رحیم صفوی در طراحی و هدایت تمام عملیات‌های جنوب و غرب کشور دیده می‌شود به خصوص عملیات‌های مهم در سال‌های پایانی جنگ.

    نابغه‌های نظامی ایران در دفاع مقدس چه افرادی بودند؟ + تصاویر

    امیر سرلشکر خلبان شهید جواد فکوری 

    شهید فکوری فرمانده خوش فکر نیروی هوایی ارتش در نخستین سال‌های دفاع مقدس بود. وی طراح عملیات بزرگ کمان ۹۹ بزرگ‌ترین حمله هوایی تاریخ دفاع مقدس است که دقیقا ۱۰ ساعت پس از حمله دشمن اجرا شد.

    او همچنین طراح عملیات بزرگ حمله به اچ ۳ نیز بود که پیچیده‌ترین عملیات هوایی تاریخ جنگ تحمیلی به شمار می‌رود

    منبع مطلب : donya-e-eqtesad.com

    مدیر محترم سایت donya-e-eqtesad.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فرمانده قرارگاه کربلا: عراق بر همه عملیات‌های ما در جنگ اشراف اطلاعاتی داشت

    فرمانده قرارگاه کربلا: عراق بر همه عملیات‌های ما در جنگ اشراف اطلاعاتی داشت

    به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ مجموعه تلویزیونی «48»، ویژه برنامه رسانه ملی در هفته دفاع مقدس است که هرشب از ساعت 23 با اجرای مسعود ده‌نمکی روی آنتن شبکه 4 می‌رود. مهمان شب گذشته این برنامه سردار احمد غلامپور، فرمانده قرارگاه کربلا در دفاع مقدس بود. 

    غلامپور در ابتدای صحبت‌های خود، مقدمه‌ای از تاسیس قرارگاه‌های مختلف در زمان جنگ را بیان کرد و گفت: منشا تشکیل قرارگاه‌ها از زمانی بود که شرایط جبهه جنگ تغییر کرد. بعد از رفتن بنی‌صدر و آمدن آقای محسن رضایی و شهید صیاد شیرازی، اولین قرارگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با نام قرارگاه کربلا در حین عملیات قدس تاسیس شد و فعالیت آن تا بعدها نیز ادامه داشت. بعد از عملیات فتح‌المبین، فعالیت این قرارگاه‌ها توسعه پیدا کرد و از زمان انجام عملیات والفجر مقدماتی، تمام قرارگاه‌ها یک پله بالاتر رفتند و قرارگاه خاتم‌الانبیا تشکیل شد و قرارگاه‌هایی مانند کربلا، نجف و ... در زیر مجموعه آن قرار گرفت. 

    وی در بخش بعدی سخنان خود ضمن اشاره به بعضی شبهاتی که این روزها به دفاع مقدس وارد می‌شود، گفت: باید دقت داشت که صحنه جنگ، صحنه‌ای است که عوامل متعدد بر آن تاثیرگذار است. در مورد دشمن‌مان باید بگویم که دشمن ما قوی بود و وقتی که به توانایی‌ها و شرایط او نگاه می‌کردیم، اصلا با ما قابل قیاس نبود. یکی از دلایل پیروزی ما در عملیات‌های سال دوم و بعد از عملیات ثامن‌الائمه به دلیل شکل آرایش دشمن و ساختار دفاعی مشکل‌دار او بود. البته باید بگویم که شایسته‌ترین بخش ما در جنگ 8 ساله، بخش اطلاعاتی ما بود که توانست این مشکلات دفاعی دشمن را شناسایی کند و براساس آن، عملیات‌های مختلف را پی‌ریزی کند. حال جالب است بدانید که دشمن بعد از عملیات بیت‌المقدس، متوجه مشکلات دفاعی خود شد و هنگامی که به دلیل شکست و آزادسازی خرمشهر به عقب رفت، به برطرف‌کردن این مشکلات پرداخت و همین موضوع باعث شد که ما بیش از 21 ماه در زیر دفاع عراقی‌ها بودیم و نیم متر هم نمی‌توانستیم جلو برویم. آنان بعد از عملیات بیت‌المقدس، زره دفاعی خود را از 12 تیپ به 45 تیپ افزایش دادند تا بتوانند در برابر حملات احتمالی ما ایستادگی کنند. بنابراین باید گفت که کوچک‌شمردن دشمن، کار بسیار خطایی است چرا که با درنظر گرفتن قابلیت بالای نیروهای ما، اگر دشمن ضعیف بود و توان زیادی نداشت باید در 6 ماه کار عراقی‌ها را تمام می‌کردیم. علاوه بر این، کمک‌های بسیار زیادی هم از طرف کشورهای مختلف به عراقی‌ها صورت می‌گرفت. به نظرم ما در بخش اعزام نیروهای بسیج بسیار خوب عمل کردیم و نیروی انسانی بسیار خوبی را فراهم کردیم. باید گفت که همین که نگذاشتیم دشمن اراده‌های خود را بر ما چیره کند، نشان از پیروزی ما در این جنگ 8 ساله دارد. 

    غلامپور در پاسخ به سوال مسعود ده‌نمکی مجری برنامه مبنی بر این که عراق با تمام ظرفیت ملی خود آمده بود اما در برابر اراده جوانان ما شکست خورد، گفت: این موضوع ریشه در اصل انقلاب ایران دارد. نگاه امام به انقلاب وجنگ با نگاه بخشی از سیاسیون کشور متفاوت بود. امام می‌گفت راه قدس از کربلا می‌گذرد اما سیاسیون ما می‌گفتند جنگ جنگ تا یک پیروزی. وقتی نگاه شما به جنگ به اندازه نگاه به جلو پایتان و کوتاه‌مدت باشد، دیگر به فکر بسیج نیرو نیستید. نظامیان می‌جنگند اما این سیاسیون هستند که شرایط جنگ را رقم می‌زنند. سیاسیون ما اعتقاد داشتند که زور ما به دشمن نمی‌رسد و همین جا دقیقا نقطه اختلاف این افراد با امام خمینی و نیروهای بسیجی است. به نظرم ما در دفاع مقدس پیروزی بسیار خوبی داشتیم اما آن پیروزی ایده‌الی که مردم و امام می‌خواستند محقق نشد.

    فرمانده قرارگاه کربلا اضافه کرد: بعد از عملیات فاو، این باور در بین مسئولان به وجود آمد که ما می‌توانیم با یک پیروزی بزرگتر، سرنوشت جنگ را تعیین کنیم و آن را به اتمام برسانیم. تصور آنان این بود که با تصرف فاو می‌توان این اهداف را محقق کرد. به نظرم مسئولین سیاسی کشور ما شناخت درستی از دشمن و صدام نداشتند و اصلا به اندازه امام دید بلند نداشتند. آنان فکر می‌کردند که با گرفتن فاو یا منطقه‌ای بزرگتر از آن می‌توانیم جنگ را به اتمام برسانیم. جالب است بدانید که بعد از عملیات فاو، اتفاقات بسیار مهمی در سطح بین‌الملل رخ داد. بعد از این عملیات، یک جلسه محرمانه بین رئیس جمهور شوروی و آمریکا برگزار شد و در آن گفته شد که اولا جنگ باید به هر قیمتی تمام شود بدون این که طرف پیروز جنگ مشخص شود. هم‌چنین آنان به صدام اجازه دادند که هر اندازه می‌تواند ایران را بمباران کند. در حقیقت به او اختیار تام دادند تا هر کار دلش می‌خواهد انجام دهد. در نهایت نیز به آلمان این ماموریت را دادند پیش‌نویس قطعنامه 598 را تهیه کند. حتی به او توصیه می‌کنند که بندهای قطعنامه را به‌گونه‌ای بنویسد که ایران را هم راضی کند. بنابراین می‌توان گفت که عملیات فاو مقدمه‌ای برای طرح قطعنامه 598 و راضی کردن ایران برای پایان جنگ بود. 

    وی به شرایط نظامی کشور بعد از عملیات والفجر 8 اشاره کرد و گفت: بعد از عملیات والفجر 8، سیاسیون کشور از ارتش و سپاه می‌خواهند که طرحی ارائه دهند که بتواند پیروزی بزرگتری را رقم بزند و جنگ را به اتمام برساند. هدف مورد نظر آنان رسیدن به بصره یا بغداد و تسلط بر این منطقه بود. جالب است بدانید که آقای منتظری و بسیاری دیگر می‌گفتند که شما حتما باید بغداد را بگیرید که در دیداری که با آنان داشتیم بهشان توضیح می‌دادیم که این کار سخت است و امکان‌پذیر نیست. طرحی که سپاه برای این عملیات پیشنهاد کرد، بسیار گسترده بود. پیشنهاد کردیم که 500 گردان از شلمچه و 500 گردان از فاو، به نیروهای دشمن حمله کنند تا بتوان خط شلمچه را شکست و راه رسیدن به بصره را هموار کرد. 

    غلامپور در پاسخ به سوال ده‌نمکی مبنی بر لو رفتن عملیات کربلای 4 گفت: اگر کل عملیات‌های ما را بررسی کنید می‌بینید که در مواردی که حتی عملیات موفق نیز بوده است و ما به پیروزی رسیدیم، دشمن تسلط اطلاعاتی زیادی بر ما داشته است و همه چیز را می‌دانسته است. در حقیقی، بحث لو رفتن یک عملیات ربطی به شکست آن نداشت چرا که عملیات‌هایی نظیر بیت‌المقدس، فتح‌المبین و ... هم لو رفته بود اما ما در آن پیروز شدیم. دقت کنید که صحنه جنگ، صحنه ریسک است و در جریان لو رفتن عملیات کربلای 4، روایت‌های مختلفی وجود دارد. ما در این عملیات قرار بود که در 3 محور کارون، شلمچه و جزیره مینو وارد شدیم و با دشمن بجنگیم. جغرافیای این عملیات به گونه‌ای بود که تنها مسیر اصلی ما برای رسیدن به دشمن، مسیر کارون بود. ما در محور شلمچه پیروز شدیم اما در مسیر کارون به این دلیل که چند جزیره قبل از آن قرار داشت، عملیات لو رفت و فرماندهان دستور توقف عملیات را دادند. به نظرم هوشیاری دشمن ما را متوقف کرد نه لو رفتن عملیات. متاسفانه یک نفر هم بعدا مصاحبه کرد و خوراک رسانه‌ای بسیار خوبی را به رسانه‌های خارجی و معاند داد. 

    او به ماجرای عملیات کربلای 5 که بلافاصله بعد از کربلای 4 انجام شد، اشاره کرد و گفت: بعد از عملیات کربلای 4 و متوقف شدن آن، عملیات کربلای 5 در دستور کار قرار گرفت. خاطرم هست که در جلسه‌ای که با حضور فرماندهان و برای تصمیم‌گیری در این حوزه تشکیل شده بود، بسیاری از حاضران با انجام این عملیات مخالف بودند. آقای هاشمی از من پرسید که آیا شما آماده هستید که به خط بزنید؟ من هم در پاسخ گفتم که ما همه چیز را آماده کرده‌ایم ولی ... در این جا بود که آقای رضایی وارد شد و گفت که خودمان باید تصمیم بگیریم چرا که تصمیم بسیار سختی است. ایشان به همراه آقای هاشمی از سنگر بیرون رفتند و بعد از یک جلسه 15 دقیقه‌ای به این نتیجه رسیدند که باید عملیات را انجام بدهند و به ما دستور حمله را دادند. به نظرم، عملیات کربلای 5 بود که منجر به قطعنامه 598 بود اگر چه عده‌ای شبهات وارد می‌کنند که چرا بعد از فتح ‌خرمشهر جنگیدیم. صدام کسی نبود که به راحتی تسلیم شود و پیروزی‌های ما در عملیات‌های بعدی بود که او را وادار به پایان جنگ کرد.

    منبع مطلب : www.borna.news

    مدیر محترم سایت www.borna.news لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید