توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    مسئول هماهنگ کردن حرکات ارادی بدن کدام است

    1 بازدید

    مسئول هماهنگ کردن حرکات ارادی بدن کدام است را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    مخچه

    مخچه

    مُخچه (به انگلیسی: Cerebellum) عریض‌ترین قسمت پس‌مغز است که در حفرهٔ جمجمه‌ای عقبی (posterior cranial fossa) قرار دارد.

    مخچه از نظر لغوی کلمه‌ای لاتین بوده و به معنی مغز کوچک می‌باشد. مخچه بزرگترین بخش پس‌مغز است و در حفرهٔ مغزی پسین یعنی در عقب بصل النخاع و پل مغزی و در زیر چادرینه مخچه قرار می‌گیرد. مخچه مسئول هماهنگ‌کردن حرکات ارادی بدن می‌باشد. در بخش قدامی، مخچه در مجاورت با بطن چهارم مغزی، پل مغزی و بصل النخاع قرار گرفته و در ناحیهٔ خلفی تحتانی در مجاورت با بخش صدفی استخوان پس سری و در ناحیهٔ فوقانی در مجاورت با چادر مخچه‌ای قرار دارد. مخچه ظاهری شبیه تخم مرغ داشته و دچار مقداری تغییر شکل شده‌است، بدین معنی که از بالا به پایین پهن شده و در خط وسط فشرده شده و از طرفی به طرف دیگر کشیده شده‌است. مخچه وزنی معادل با ۱۵۰ گرم دارد (مردان بزرگسال). در بالغین وزن مخچه یک‌هشتم و در اطفال یک بیستم وزن مغز را تشکیل می‌دهد.[۱]

    به زبان ساده‌تر مخچه بخشی از دستگاه عصبی است که در پس سر قرار گرفته‌است و شامل دو نیم کره است که با توده‌ای به نام ورمیس (کرمینه) به هم مرتبط می‌شوند. مخچه در حفظ تعادل بدن و هماهنگی حرکات، نقش مهمی دارد. مخچه دارای دو بخش سفید و خاکستری است. بخش خاکستری مخچه در بیرون و بخش سفید آن، در درون مخچه قرار دارد.

    اعمال مخچه[ویرایش]

    هر نیمه از مخچه، همان طرف بدن را کنترل می‌کند، از این نظر عملکرد مخچه مغایر عملکرد سایر بخش‌های مغز است، زیرا در اکثر موارد، هر قسمت از مغز، بخش مخالف (طرف مقابل) خود را در بدن کنترل می‌کند. اعمال عمده‌ای که مخچه انجام می‌دهد عبارتند از:

    ضایعات مخچه‌ای (ترمورها و آتاکسی ارثی) دارای یک سری علایم و نشانه‌ها می‌باشند که در مجموع به نام سندرم مخچه‌ای نامیده می‌شوند، علایم این سندرم عبارتند از: - هیپوتونی (ضعف عضلانی و کاهش تونیسیتهٔ عضلات) - intention Tremors (حرکات غیرارادی در نتیجهٔ انقباضات متناوب عضلات متقابل که توسط آزمایش‌های finger-nose و Hell-knee مشخص می‌شود) - Adiadochokinesia یا ناتوانی در انجام حرکات هم آهنگ و یکنواخت و سریع و مکرر نظیر سوپیناسیون و پروناسیون - دودوئک Nystagmus یا حرکات آونگی یا چرخی مداوم کرهٔ چشم - scanning speech (گویایی منقطع و با تقطیع سخن گفتن) - ataxic gait یا راه رفتن نامنظم و بی‌ثبات و لرزان - علایم دیگر نظیر زانوی آونگی (pendular knee) و حرکات جهشی و ارتجاعی ضایعات بخش میانی مخچه یا کرمینه باعث بی نظمی در وضعیت تعادلی بدن می‌شود، نظیر آتاکسی تنه‌ای(truncal ataxia) و ضایعات بخش جانبی مخچه یا نیمکره‌های مخچه‌ای باعث ناهماهنگی در حرکات ارادی بدن می‌شود.[۱]

    وظیفه و نحوهٔ عملکرد[ویرایش]

    مخچه به تنهایی نمی‌تواند باعث کنترل اعمال عضلانی شود. بلکه همیشه با همکاری سایر سیستم‌های کنترل حرکت، عمل می‌کند. مخچه نقش‌های عمده‌ای در زمان‌بندی فعالیت‌های حرکتی و دررفتن سریع و نرم از یک حرکت به حرکت بعدی بازی می‌کند. به‌طورکلی مخچه دارای تقریباً ۳۰ میلیون واحد عملی تقریباً یکسان است. اگر چه اکثر تصمیم‌گیری‌ها به وسیله قشر (کورتکس) مغز صورت می‌گیرد، اما چگونگی تنظیم تعادل، تونسیته عضلات، جهت حرکات و میزان نیروی لازم جهت انجام یک حرکت به وسیله عضلات و نیز تعیین این که کدام عضو این حرکت را انجام دهد به عهده مخچه است.

    مخچه از قدیم یک «ناحیه ساکت مغز» خوانده شده‌است و این موضوع به‌طور عمده به این دلیل است که تحریک الکتریکی این ساختار هیچ گونه احساسی تولید نمی‌کند و به ندرت موجب حرکت می‌شود. با این وجود حذف مخچه واقعاً موجب غیرطبیعی شدن شدید حرکت ما می‌شود. مخچه به ویژه برای کنترل فعالیت‌های عضلانی بسیار سریع از قبیل دویدن، ماشین نویسی، نواختن پیانو و حتی صحبت کردن اهمیت حیاتی دارد. نبود این ناحیه از مغز موجب ناهماهنگ شدن تقریباً کامل این فعالیت‌ها می‌شود. با وجودی که نبود مخچه موجب فلج شدن هیچ عضله‌ای نمی‌شود. اما چگونه مخچه می‌تواند تا این حد مهم باشد در حالی که هیچ گونه توانایی مستقیمی برای ایجاد انقباض عضله ندارد؟ پاسخ این است که مخچه به برنامه‌ریزی متوالی (حرکت پشت سر هم) فعالیت‌های حرکتی کمک کرده و هم چنین فعالیت‌های حرکتی بدن را به‌طور مرتب کنترل می‌کند و آن‌ها را تصحیح می‌کند تا این حرکات با پیام‌هایی که از طرف مغز دیکته می‌شود، مطابقت پیدا کند.

    در واقع مخچه به‌طور مداوم اطلاعات جدید را از نواحی کنترل حرکت (در مغز و نخاع) دریافت می‌کند. هم چنین اطلاعاتی از قسمت‌های مختلف بدن از قبیل ماهیچه، مفصل، پوست، چشم و گوش دریافت می‌کند. سپس مخچه حرکاتی را که واقعاً انجام شده‌اند را با حرکاتی که مورد نظر سیستم حرکتی بوده مقایسه می‌کند. اگر این دو حرکت به‌طور رضایت بخشی با هم نخوانند، آن گاه پیام‌های مناسب برای لحظه‌ای مجدداً به داخل سیستم حرکتی ارسال می‌شوند تا سطوح فعالیت عضلات ویژه را کاهش یا افزایش دهند. همچنین مخچه هنگامی که حرکت کنونی فرد هنوز در حال انجام است، در برنامه‌ریزی حرکت متوالی بعدی (در جزیی از ثانیه جلوتر از آن) به قشر مغز کمک می‌کند. مخچه از حرکات کنونی خود نیز درس می‌گیرد. به این معنی که اگر حرکتی آن طوری‌که دقیقاً مورد نظر بوده انجام نشود، مدار نورونی مخچه یادمی‌گیرد که دفعه بعد حرکت قوی تر یا ضعیف تری انجام دهد و انقباضات بعدی عضله را با حرکات مورد نظر تطبیق دهد. از جمله علایمی که نشانه صدمه خوردن به مخچه است، عبارتند از: اختلال در تکلم، تلوتلو خوردن هنگام راه رفتن و لرزش در جریان انجام کار ارادی. هم چنین صدمه به مخچه باعث می‌شود که شخص توانایی انجام حرکات دقیق را نداشته باشد. به عنوان مثال نتواند خط راست بکشد یا با چکش روی میخ بکوبد. البته باید توجه داشت که نوع اختلال ایجاد شده بستگی به نوع آسیب وارد شده دارد. به عنوان مثال در صورت وارد آمدن آسیب جزیی به قشر مخچه، فرد می‌تواند حرکات معمول خود را به آهستگی انجام دهد.[۲]

    ویژگی‌ها[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    هماهنگی حرکتی

    هماهنگی حرکتی

    ترکیب حرکات بدن تولیدشده توسط پارامترهای سینماتیک (مانند جهت فضایی) و سینتیک (مانند نیرو) فعالیت‌های معین را نتیجه می‌دهد. هماهنگی حرکتی هنگامی ایجادمی‌شود که بخش‌های بعدی فعالیت مشابه یا فعالیت‌های چندین عضو یا بخش بدن در یک رفتار به موقع، روان و کارآمد با توجه به هدف معین ترکیب شده باشند. این شامل یکپارچگی اطلاعات حس عمقی دربارهٔ موقعیت و حرکت سیستم اسکلتی-عضلانی با فرایندهای عصبی در مغز و نخاع است که برنامه‌ریزی و بازپخش فرمان‌های حرکتی را کنترل می‌کند. مخچه یک نقش بحرانی در کنترل عصبی حرکات ایفا می‌کند و آسیب به این قسمت از مغز یا ساختارها و مسیرهای متصل به آن به اختلال در هماهنگی منجر می‌شود که به آن آتاکسی می‌گویند.

    ویژگی‌ها[ویرایش]

    بازتولید نادقیق[ویرایش]

    توانایی ایستادن، ریختن آب در یک لیوان، راه رفتن، دردست گرفتن یک خودکار مثال‌هایی از سهولت هماهنگی حرکتی می‌باشند که به‌صورت مطمئن، مکرر و تخصیص‌یافته ایجاد می‌شوند. اما این حرکات به‌ندرت دقیقاً با جزئیات حرکتیشان بازتولید می‌شوند. مانند زوایای مفصل هنگام اشاره کردن[۱] یا برخاستن از حالت نشسته.[۲]

    ترکیب[ویرایش]

    پیچیدگی هماهنگی حرکتی در عمل برداشتن یک بطری آب و ریختن آن در لیوان قابل مشاهده است. این کار ظاهراً ساده در واقع ترکیبی از کارهای پیچیده‌است که در سطوح مختلف پردازش می‌شوند. این سطوح پردازش عبارت‌اند از:

    این هماهنگی همچنین شامل همه فرایندهای هماهنگی چشم و دست می‌باشد. مغز فعالیت‌ها را به عنوان الگوهای فضایی-زمانی تفسیر می‌کند و هنگامی که هر دست یک فعالیت متفاوت را همزمان انجام می‌دهد، هماهنگی دو دستی درگیر شده‌است.[۳] بسته به اینکه آیا فرد آب را بنوشد، آن را به شخص دیگری بدهد یا به سادگی آن را روی میز قراردهد، سطوح اضافه سازماندهی لازم می‌باشد.[۴]

    مسئله درجه آزادی[ویرایش]

    مسئله درک هماهنگی حرکتی از افزونگی بیومکانیکی از تعداد زیادی عنصر اسکلتی-عضلانی درگیر ناشی می‌شود. این عناصر متفاوت درجه آزادی‌های زیادی ایجاد می‌کنند که هر فعالیت می‌تواند به دلیل محدوده راه‌های سازماندهی، تبدیل، بسط دادن و ترکیب عضلات مختلف، مفاصل و اندام‌ها در یک وظیفه حرکتی انجام شود.

    چندین فرضیه در توضیح چگونگی تعیین یک راه حل خاص توسط سیستم عصبی، از میان مجموعه بزرگی از راه‌حل‌های ممکن که به یک اندازه توانایی انجام وظیفه یا هدف‌های حرکتی را دارند ارائه شده‌است.[۵]

    تئوری‌ها[ویرایش]

    سینرژی‌های عضلانی[ویرایش]

    Nikolai Bernstein وجود سینرژیهای عضلانی را به عنوان یک استراتژی عصبی برای ساده‌سازی کنترل درجه آزادی‌های متعدد ارائه می‌کند. یک سینرژی عضلانی به عنوان یک الگو از تعامل عضلات به کار گرفته شده توسط یک سیگنال فرمان عصبی واحد تعیین می‌شود.[۶] یک عضله می‌تواند بخشی از سینرژی‌های عضلانی متعدد باشد و یک سینرژی می‌تواند چندین عضله را فعال کند. روش فعلی پیدا کردن سینرژی‌های عضلانی، اندازه‌گیری سیگنال‌های الکترومایوگرافی (EMG) از عضلات درگیر در یک حرکت معین است؛ بنابراین الگوهای خاص از فعالیت عضلات می‌تواند شناسایی شود. آنالیزهای آماری به داده EMG برای تعیین بهترین تعداد سینرژی‌های عضلانی نشاندهنده EMG اصلی اعمال شدند. از سوی دیگر، آنالیزهای انسجام داده EMG می‌تواند برای تعیین اتصال بین عضلات و فرکانس ورودی مشترک استفاده شود.[۷] یک تعداد کاهش یافته از عناصر کنترلی (سینرژی‌های عضلانی) ترکیب شده‌اند تا یک پیوستگی از فعالیت عضلانی برای کنترل حرکت روان در طول وظایف مختلف را شکل بدهند. این سینرژی‌ها با هم کار می‌کنند تا حرکاتی مانند راه رفتن یا کنترل تعادل را تولید کنند. مسیریابی یک حرکت، یک اثر روی وظیفه کنترل دارد. یعنی راه رفتن به جلو در مقابل راه رفتن به عقب، هرکدام از سطوح مختلف انقباض عضلات مخالف استفاده می‌کنند. پژوهشگران سیگنال‌های EMG را برای انحراف اعمال شده در جهت‌های متعدد به منظور شناسایی سینرژی‌های عضلانی ای نشان دهنده همه جهت‌ها اندازه‌گیری کردند.[۸]

    در ابتدا تصور می‌شد که سینرژی‌های عضلانی، کنترل افزونهٔ تعدادی از درجه آزادی‌ها را با محدود کردن حرکات مفاصل یا عضلات مشخص از بین برده‌اند (سینرژی‌های flexion و extension). به هرحال چه این سینرژی‌های عضلانی یک استراتژی عصبی باشند، چه آن‌ها نتیجه انقباضات سینماتیک باشند، مورد بحث قرار گرفته‌اند.[۹] اخیراً اصطلاح سینرژی حسی در حمایت از این فرضیه که سینرژی‌های عضلانی استراتژی‌های عصبی برای مدیریت سیستم حسی-حرکتی هستند، مطرح شده‌است.[۱۰]

    فرضیه منیفولد کنترل‌نشده[ویرایش]

    فرضیه جدیدتر این است که سیستم عصبی مرکزی درجه آزادی‌های بیشتر را حذف نمی‌کند، اما درعوض از آن‌ها برای اطمینان‌حاصل‌کردن از عملکرد منعطف و پایدار وظایف حرکتی استفاده می‌کند.

    CNS استفاده از این فراوانی را از سیستم‌های افزونه، به جای محدود کردن آن‌ها مانند فرضیه‌های قبلی ایجاد می‌کند.

    فرضیه منیفولد کنترل نشده (UCM) روشی برای کمی سازی سینرژی‌های عضلانی ارائه می‌دهد. این فرضیه، سینرژی را کمی متفاوت از آنچه در بالا گفته شده‌است ارائه می‌دهد. هر سینرژی نشاندهندهٔ یک سازماندهی از متغیرهای عنصری (درجه‌های آزادی) است که یک متغیر عملکردی مهم را پایدار می‌کند. متغیرعنصری، کوچکترین متغیر معقولی است که می‌تواند برای توصیف یک سیستم مطلوب در یک سطح انتخاب‌شده از آنالیز استفاده شود، یک متغیر عملکردی به متغیرهای مهم بالقوهٔ تولیدشده توسط سیستم به عنوان یک کل اشاره می‌کند. برای مثال در وظیفه دست‌یابی چند مفصله، زوایا و موقعیت‌های مفاصل مشخص، متغیرهای عنصری هستند و متغیرهای عملکردی، هماهنگی‌های پایانی دست می‌باشند.[۱۱]

    این فرضیه مطرح می‌کند که کنترلر (مغز) در فضای متغیرهای عنصری فعالیت می‌کند (به عنوان مثال چرخش‌های تقسیم شده درحرکات شانه، آرنج و مچ دست) و در فضای منیفولدها انتخاب می‌کند (مثلاً مقادیر زاویه ای را با توجه به موقعیت نهایی انتخاب می‌کند). این فرضیه تاییدمی‌کند که تغییرات همیشه در حرکات انسان نشان داده می‌شود و آن را به دو گونه دسته‌بندی می‌کند: ۱)تغییرپذیری بد و ۲)تغییرپذیری خوب. تغییرپذیری بد روی متغیرهای عملکردی مهم تأثیر می‌گذارد و به خطاهای بزرگ در نتیجه نهایی یک وظیفه حرکتی منجر می‌شود و یک تغییرپذیری خوب، وظیفه عملکردی را بدون تغییر نگه‌می‌دارد و نتیجه موفق را حفظ می‌کند.

    یک مثال جالب از تغییرپذیری خوب، در حرکات زبان که مسئول تولید گفتار است مشاهده می‌شود.[۱۲] صدور فرمان سطح سختی برای بدنه زبان، چندین تغییرپذیری ایجاد می‌کند. (درموارد پارامترهای آکوستیک گفتار، مانند باندهای فرکانسی) که به هرحال برای کیفیت گفتار قابل‌توجیه نیستند (حداقل در محدوده معقول از سطوح سختی).[۱۲] یکی از توضیحات ممکن می‌تواند این باشد که مغز فقط برای کاهش تغییرپذیری بد که مانع نتیجه نهایی موردنظر می‌شود کار می‌کند و بنابراین با افزایش تغییرپذیری خوب در دامنه افزونه کار نمی‌کند.

    انواع[ویرایش]

    بین‌اندامی[ویرایش]

    هماهنگی بین‌اندامی به چگونگی هماهنگی حرکات در اندام‌ها مربوط است. J. A. Scott Kelso و همکارانش مطرح کرده‌اند که هماهنگی می‌تواند به عنوان نوسانات متصل، مدل شود، یک فرایند که در HKB(Haken, Kelso, and Bunz)model[۱۳] قابل درک است.

    هماهنگی وظایف بین اندامی به شدت به هماهنگی زمانی وابسته است. یک مثال از چنین هماهنگی زمانی در حرکات آزادانه چشم‌ها، دست‌ها و بازوها برای هدایت در هدف حرکتی یکسان قابل مشاهده است. این سیگنال‌های هماهنگی به صورت همزمان به افکتورهایشان فرستاده می‌شوند. در وظایف دودستی (مربوط به هر دو دست) استنتاج شده‌است که بخش‌های عملکردی از دو دست باثبات هماهنگ شده‌اند.

    یکی از تئوری‌های بدیهی برای این عملکرد وجود یک طرح هماهنگ است که زمان موردنیاز برای اجرای هر وظیفه جداگانه را محاسبه می‌کند و آن را با استفاده از یک مکانیزم فیدبک هماهنگ می‌کند. چندین ناحیه از مغز برای هماهنگی زمانی اندام‌های موردنیاز برای وظایف دودستی کشف شده‌است و این نواحی شامل premotor cortex (PMC), parietal cortex,

    (mesial motor cortices, specifically the supplementary motor area (SMA), cingulate motor cortex (CMC), primary motor cortex (M1 و cerebellum می‌باشد.[۱۴]

    درون اندامی[ویرایش]

    هماهنگی درون اندامی عبارت است از برنامه‌ریزی مسیر پروازها (ترجکتوری) در مختصات کارتزین که بار محاسباتی و درجه‌های آزادی برای حرکت داده شده را کاهش می‌دهد و اندام‌ها را به‌منظور فعالیت، به‌جای مجموعه‌ای از عضلات و مفاصل به‌یک واحد محدود می‌کند. یک مثال از چنین مفهومی، مدل Flash minimum-jerk[۱۵] است که پارامترهای کنترل‌کننده سیستم عصبی که مسیر فضایی دست می‌باشد را پیش‌بینی می‌کند. مانند end-effector (که به حرکت برنامه‌ریزی‌شده در هماهنگی‌های کارتزین اشاره می‌کند). باقی مطالعات اولیه نشان‌داده‌اند که end-effector از یک الگوی سینماتیک[۱۶] تنظیم شده انحنای حرکت دست برای سرعت پیروی می‌کند و اینکه سیستم عصبی مرکزی به کدنویسی آن اختصاص دادشده‌است.[۱۷] در تقابل با این مدل، مدل فضای مفصل، بدیهی می‌داند که سیستم حرکتی، حرکات را در هماهنگی‌های مفصل برنامه‌ریزی کند. برای این مدل، پارامتر کنترلی موقعیت هر مفصل در حرکت مشارکت می‌کند. استراتژی‌های کنترل برای هدف کنترل هدایت‌شده با توجه به وظیفه اختصاص داده‌شده به افراد متفاوت است که توسط دو آزمایش با شرایط مختلف اثبات شده‌است: ۱) افراد مکان‌نما را در دست برای هدف حرکت می‌دهند و ۲) افراد دست آزادشان را برای هدف حرکت می‌دهند. هرکدام از شرایط مسیرهای پرواز مختلفی را نشان می‌دهد: ۱) مسیر مستقیم و ۲) مسیر منحنی.[۱۸]

    چشم-دست[ویرایش]

    هماهنگی چشم-دست مربوط به چگونگی هماهنگی حرکات چشم است که بر حرکات دست تأثیر می‌گذارند. یافته‌های معمول، مربوط به نگاه کردن چشم فرد قبل از اینکه دستش شروع به حرکت به طرف آن شی کند می‌باشند.[۱۹]

    یادگیری[ویرایش]

    Bernstein مطرح کرده‌است که افراد هماهنگی را ابتدا با محدودکردن درجه آزادی‌هایی که استفاده می‌کنند، می‌آموزند. با کنترل فقط یک مجموعه محدود از درجه‌های آزادی، یادگیرنده قادر به ساده‌سازی دینامیکهای قسمت‌های درگیر بدن و محدودکردن گزینه‌های حرکت می‌شود. اولین بار، فرد چندین مهارت به دست می‌آورد. این محدودیت‌ها می‌توانند بدون تنش باشند؛ بنابراین به آن‌ها اجازه استفاده از پتانسیلهای کامل بدنشان را می‌دهد.

    برای مطالعهٔ بیشتر[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سیستم تعادل انسان: هماهنگی پیچیده ای از سیستم های مرکزی و محیطی

    غالباً سیستم تعادل افراد به صورت بدیهی عملکرد مناسبی دارد. اکثر افراد می توانند بدون مشکل روی ساحل ماسه ای قدم بزنند و از پیاده رو به به زمین چمن بروند و در شب بدون زمین خوردن از تختخواب خارج شوند.

    هر چند در صورت ایجاد اختلال در سیستم تعادلی، چنین فعالیت هایی می توانند بسیار سخت و گاه خطرناک باشند. علائمی که با اختلال در تعادل همراه است می تواند شامل سرگیجه، گیجی، مشکلات شنوایی و بینایی و مشکل در تمرکز و حافظه باشد.

    سیستم تعادل انسان

    تعادل چیست؟

    تعادل توانایی حفظ بدن، بر مرکز ثقل آن است. سیستم تعادلی که عملکردی مناسب دارد به فرد اجازه می دهد تا در حین حرکت دادن سر دید واضحی داشته باشد، بتواند جهت یابی نموده و جهت و سرعت حرکت فرد را تعیین نماید. همچنین بتواند به صورت غیر ارادی در شرایط و فعالیت های مختلف وضعیت بدنی مناسب و پایداری خود را حفظ نماید.

    تعادل توسط مجموعه ای پیچیده از سیستم های حسی شامل بینایی، لامسه، سیستم تعادلی گوش (سیستم دهلیزی) و تجمیع آنها در مغز حاصل شده و حفظ می شود. آسیب، بیماری، داروهای خاص یا روند افزایش سن می تواند بر یک یا چند مورد از این مؤلفه ها تأثیر بگذارد. علاوه بر تجمیع اطلاعات حسی، ممکن است عوامل روانشناختی نیز وجود داشته باشد که احساس تعادل ما را مختل کند.

    سیستم تعادل انسان: هماهنگی پیچیده ای از سیستم های مرکزی و محیطی

    ورودی حسی

    حفظ تعادل به اطلاعات دریافت شده توسط مغز از سه منبع: چشم، عضلات و مفاصل و اندام های تعادلی گوش بستگی دارد. هر سه این منابع اطلاعاتی را به صورت پالس های عصبی به مغز می فرستند.

    ورودی از چشم ها

    گیرنده های حسی در شبکیه، سلول های استوانه ای و مخروطی نامیده می شوند. اعتقاد بر این است که گیرنده های استوانه ای برای دید بهتر در شرایط کم نور تنظیم می شوند (مثلاً شب ها). گیرنده های مخروطی به دیدن رنگ ها و جزئیات ظریف تر دنیای ما کمک می کنند. هنگامی که نور به گیرنده های استوانه ای و مخروطی برخورد می کند، این گیرنده ها پالس هایی را به مغز می فرستند که مشخص می کند موقعیت فرد نسبت به اشیاء به چه شکل است. به عنوان مثال، زمانی که یک عابر پیاده در خیابان های شهر قدم می زند، ساختمان های اطراف به صورت تراز عمودی مشخص می شوند.

    ورودی از عضلات و مفاصل

    وقتی فردی که ایستاده به جلو خم می شود، فشار در قسمت جلوی کف پا احساس می شود. با هر حرکت پاها، بازوها و سایر قسمت های بدن، گیرنده های حسی با ارسال پالس هایی به مغز آن را با خبر میکنند.

    پالس های حسی ارسالی از گردن و مچ پا از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. اطلاعات ارسالی از گردن نشان دهنده جهت چرخش سر است. پیام های ارسالی از مچ پا نشان دهنده حرکت بدن یا تکان خوردن نسبت به سطحی که فرد بر روی آن ایستاده (کف یا زمین) و کیفیت آن سطح (به عنوان مثال سخت، نرم، لغزنده یا ناهموار) است.

    ادغام ورودی های حسی

    اطلاعات ارسالی از ارگان های حسی (چشم، عضلات و مفاصل و سیستم تعادلی گوش) به ساقه مغز ارسال می شود. این اطلاعات در مغز با اطلاعات بدست آمده توسط مخچه (مرکز هماهنگی مغز) و قشر مغز (مرکز تفکر و حافظه) طبقه بندی و یکپارچه می شود.

    اگر ورودی های حسی که از منبع های چشم، عضلات و مفاصل یا سیستم تعادلی گوش دریافت می شود با هم مغایرت داشته باشند، ممکن است فرد در موقعیت یابی خود دچار مشکل شود.

    خروجی حرکتی

    بعد از پردازش اطلاعات حسی توسط مغز، اعصاب مغز پالس هایی را به عضلات منتقل می کند که حرکت چشم ها، سر و گردن، تنه و پاها را کنترل می کنند. بنابراین به فرد امکان می دهد تعادل را حفظ کرده و هنگام حرکت بینایی (دید) واضحی داشته باشد.

    سیستم تعادل هماهنگ

    سیستم تعادل انسان شامل مجموعه ای پیچیده از سیستم های کنترل حسی-حرکتی است. ممکن است مکانیسم های بازخورد درهم تنیده آن با آسیب به یک یا چند مؤلفه از طریق آسیب، بیماری و یا روند افزایش سن مختل شود. اختلال در سیستم تعادل بدن می تواند با علائم دیگری مانند سرگیجه، گیجی، مشکلات بینایی، حالت تهوع، خستگی و مشکلات تمرکز همراه باشد.

    پیچیدگی سیستم تعادل انسانی چالش هایی را در تشخیص و درمان علت اصلی عدم تعادل ایجاد می کند. ادغام اطلاعات به دست آمده از طریق سیستم های دهلیزی و بصری به این معنی است که اختلالات موثر بر یک سیستم مجزا می تواند به طور قابل توجهی احساس تعادل طبیعی فرد را مختل کنند.

    اختلال عملکرد سیستم تعادلی گوش یکی از مهم ترین علل سرگیجه و عدم تعادل می باشد.

    نحوه عملکرد سیستم تعادلی گوش

    منبع مطلب : samakalborz.com

    مدیر محترم سایت samakalborz.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    سلیمان 4 روز قبل
    0

    بخشی ازمغزکه مسول هماهنگی حرکات ارادی بدن رادارد

    مهدی 5 روز قبل
    1

    مخچه

    مستی 7 روز قبل
    0

    مخچه

    حسن 9 روز قبل
    0

    مخچه البته فکرکنم

    نفس 12 روز قبل
    0

    مخچه

    ناشناس 13 روز قبل
    0

    مخچه

    ناشناس 13 روز قبل
    1

    مخچه

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    0
    س 4 روز قبل

    مخچه

    1
    ناشناس 6 روز قبل

    مخچه

    0
    یاقوت 6 روز قبل

    مخچه

    0
    mohadeseh 9 روز قبل

    مخچه

    برای ارسال نظر کلیک کنید