توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی بیت اقوام روزگار به اخلاق زنده اند قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است

    1 بازدید

    معنی بیت اقوام روزگار به اخلاق زنده اند قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    فصل پنجم...

                           قومی که گشت فاقد اخلاق ،مردنی است

                                                             "محمدتقی بهار"

    دانش های ادبی:

    آرایه ی تضاد: زنده اند، مُردنی

    جناس: به ،که

    دانش های زبانی:

    اقوام : جمع قوم

    قوم : گروهی از مردم که یک فرهنگ و ریشه دارند.

    فاقد: تُهی

    به اخلاق: با اخلاق

    معنی:

    مردم جهان به واسطه ی اخلاق خوب همیشه

    زنده وجاودانه هستند، اگرقومی(انسانی) اخلاق

     نداشته باشدلایق مردن و محکوم به نابودی است.

    تاریخ ادبیات:

    محمد تقی بهار : "بهار" در سال ۱۲۲۶ هـ .ش در

    مشهدبه دنیا آمد.او تحصیلات مقدماتی را نزد پدر

    فرا گرفت و ازمکتب ادیب نیشابوری نیز بهره مند

    شد.بهار از کودکی شعر می سرود.نخستین اشعار

    سیاسی و اجتماعی خود را در روزنامه ی خراسان

     به چاپ رسانید. او دوران زندگی خود را به

    مطالعه،تدریس،پژوهش و مبارزه با

    حکومت ظالم زمان خود گذراندودر سال ۱۳۲۰هـ .ش

    از دنیا رفت.برخی از آثار بهار عبارتند از:

    سبک شناسی،تاریخ احزاب سیاسی،دیوان اشعار

     و...

    منبع مطلب : drhs-adabiat.blogfa.com

    مدیر محترم سایت drhs-adabiat.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ادبیات پایه نهم ( فصل 3 ) سبک زندگی

    اقوام روزگار به اخلاق  زنده اند       قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است 

    معنی بیت : مردم دنیا به خاطر ادب و اخلاق نیک زنده و ماندگار هستند مردمی که اخلاق خوب ندارند شایسته مرگ هستند.

    دانش ادبی : مردنی ( قافیه ) است ( ردیف ) / زنده ، مردنی  ( تضاد ) 

    دانش زبانی : است ( فعل اسنادی )مردنی(صفت نسبی )( مشتق)( مسند )/فاقد اخلاق ( ترکیب اضافی )

    تاریخ ادبیات : محمد تقی بهار از شاعران معاصر متولد در سال 1266 در شهر مشهد و استادش ادیب نیشابوری بود که محمد تقی بهار اشعارش سیاسی و اجتماعی است که ابتدا در روزنامه خراسان به چاپ رسید از آثارش  سبک شناسی در زبان فارسی و تاریخ احزاب سیاسی و دیوان اشعار وی می باشد .

     متن : ( بدان و آگاه باش .......به کار آید .)

    معنی روان متن : آگاه باش  که انسان بدون فضیلت وبی لیاقت همیشه بی فایده است، مانند درخت مغیلانکه شاخه دارد  اما سایه ای برای استراحت  کردن دیگران ندارد. بنابر این  نه به خود فایده ای می رساند ، نه به دیگران . تلاش کن اگر چه با اصل  و نسب و نجیب هستی  علم و  دانش هم داشته باشی  زیرا دانش ذاتی از نژاد و تبار  با  ارزش تر است. همان طور که گفته اند : برزگی هر کس ، به خاطر داشتن  عقل و دانش است نه نژآد و  نسب اگر انسان به همراه گوهر اصل و نژاد از لیاقت و فضیلت  بهره ای  نداشته باشد .  برای هم نشینی  هیچ کس فایده ای ندارد. اگر کسی را پیدا کردی که این دو گوهر( نسب و تبار ( نژاد)وعلم و دانش ) را با هم داشته باشد به او متوسل شو و رهایش مکن  چون که او به همه فایده می رساند. 

    دانش ادبی : تشبیه ( مردم ) به (مغیلان ) تشبیه شده است/ جناس  ( اصل واصیل ) / تکرار ( گوهر تن و گوهر تن ) / کنایه از متوسل شدن ( چنگ در وی زدن ) / کنایه از رها مکن ( از دست مگذار ) 

    دانش زبانی : فعلا ( سود کند) بعداز ( نه غیر خود را) حذف به قرینه لفظی شده است/ بی هنر ( مشتق ) / فعل های ( باشی و داری  )  مضارع التزامی 

     متن : سخن نا پرسیده .....و دور اندیش )

    معنی روان متن: تا حرفی را از تو نپرسیدند چیزی نگو  واز سخن بیهوده  دوری کن  وقتی از تو چیزی می پرسند  فقط حرف راست  بگو  تا  از تو نخواسته اند  کسی رانصیحت نکن وپند نده  مخصوصا کسی که پند نمی شنود ونمی پذیرد  زیرا  چنین کسی خودش گرفتار می شود (  روزی  به خاطر پند نشنیدن گرفتار می شود .)  در میان جمع کسی رانصیحت نکن  از رفتن به جایی  که مردم به آن گمان بد دارند دوری کن  و از دوستی که فکر بد  دارد و کارهای  زشت  را یاد می دهد  فرار کن  با غم و اندوه مردم خوشحال  نشو تا این که  مردم نیز در غم تو شادی نکنند. د رمورد مردم  عادل باش تا دیگران نسبت  به تو عادل باشند  سخنان  خوب بگوی  تا سخنان  خوب بگوی تاسخنان  خوب بشنوی  اگر  خواهان دانش هستی  پرهیزکار  و خرسند باش ودوست دار علم  ، شکیبا ، کم حرف وآینده نگر باش .

    دانش ادبی : غم و شادی  ( تضاد ) 

    دانش زبانی : باز پرسند ( فعل پیشوندی ) / راست ( صفت جانشین است ( حرف راست ) / مگوی (فعل نهی ) /  پرهیز کن ( فعل امر ) / تهمت زده ( مشتق مرکب ) / بد اندیش وبد آموز ( صفت مرکب)/ مردمان ( ساده ) /  شادی ( مشتق ) / مده و مکن ( فعل نهی ) / پرهیزکار  (مشتق ) / علم دوست بردبار  ، کم سخن و دور اندیش ( مرکب ) / باش ( فعل اسنادی ) بعد از دور اندیش به قرینه لفظی حذف شده است  و تمام واژه های ( پرهیزکار وقانع  و علم دوست و بردبار و کم سخن  و دور اندیش  )  نقش مسندی دارند . 

    تاریخ ادبیات :  قابوس نامه  کتابی است که به فارسی تالیف  عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر در قرن 5 که این نام قابوس نامه از نام نویسنده ایی که در تاریخبه قابوس دوم معروف بود گرفته شده  است  وکتابی اخلاقی و تربیتی که برای تربیت فرزندش نوشته است.  

     

    متن : آدمی باید .....مداخلت نکند . 

    معنی روان متن : انسان نباید بسیار حرف بزند و نباید حرف دیگری را با حرف خود قطع کند . اگر از گروهی پرسشی شود که او هم در میان آنهاست در جواب دادن بر دیگری پیشی نگیرد و اگر کسی مشغول جواب دادن باشدو او قادر است بهتر جواب دهد باید صبر کند تا سخن و جواب آن شخص تمام شود آنگاه جواب خود را به گونه ای بگوید که شخص قبلی مورد تحقیر و نکوهش قرار نگیرد .

    به گفت و گو هایی که در حضور او بین دو نفر انجام می گیرد دقت و فکر نکند و اگر آنها سخنشان را از او مخفی می کنند دزدیده گوش نکند تا وقتی که او را در گفت و گوی خود شرکت ندادند دخالت نکند.

    تاریخ ادبیات : نثر های کتاب اخلاق ناصری نثر های تاریخی است که مهمترین  ویژگی نثرهای تاریخی عبارتنداز :  کوتاه بودن جملات  /  تکرار کلمه ها / حذف فعل به قرینه.

    خواجه نصیرطوسی از علمای بزرگ ریاضی و نجوم و حکمت ایرانی  در قرن 7 از وزیران بزرگ آن دوره که هلاکو خان را به ایجاد رصد خانه مراغه تشویق کرد . از فقهای شیعه مذهب بوده که مشهورترین اثر ایشان اخلاق ناصری که سخنان افلاطون  و ارسطو  را  در حکمت عملی بررسی می کند.

    منبع مطلب : kelas-majazi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kelas-majazi.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فصل پنجم کتاب فارسی سوم راهنمایی :

    قومی که گشت فاقد اخلاق مُردنی است ( ملک الشُعرای بهار)

    مردم دنیا به خاطرِ ادب و اخلاق نیک، زنده و ماندگار هستند.

    مردمی که اخلاق خوب ندارند، شایسته ی مرگ هستند.


    آرایه ادبی : مُردنی و زنده متضاد هستند.

    بهار : در سال 1266 در مشهد به دنیا آمد.نخستین اشعار سیاسی و

    اجتماعی اش در روزنامه ی « خراسان » به چاپ رسید.

    در سال 1330 از دنیا رفت.

    آثارش : سبک شناسی « در 3 جلد »

                تاریخ احزاب سیاسی 

                  دیوان اشعار

    درس دوازدهم : دوراندیشی  ( قالب شعری = مثنوی )

    این شعر از کتاب « مخزن الاسرار نظامی » است.

    حکیم نظامی : از بزرگ ترین شاعران داستان سُرای

    ایران است که در قرن ششم هجری می زیست.

    5 منظومه که به خمسه ی نظامی شهرت یافته اثر اوست.

    (مخزن الاسرار،لیلی و مجنون ،خسرو و شیرین،هفت پیکر،

    اسکندرنامه )


    دور اندیشی :


     1 ـ  کودکی از جمله ی آزادگان

     رفت برون با دو سه همزادگان


    معنی بیت : کودکی از خانواده ی انسان های نجیب واصیل با

    دو سه نفر از هم سن و سال های خودش، برای بازی کردن ،

    بیرون رفت.

    آرایه ادبی : ندارد

    واژه های دشوار : از جمله : از گروهِ ـ از مجموعه ی /

    آزادگان : ج آزاده ، اصیل و نجیب ، جوانمرد/

    همزادگان : ج همزاد ـ هم سنّ و سال /


      2 ـ   پای چو در راه نهاد آن پسر

         پویه همی کرد و درآمد به سر


    معنی بیت : وقتی که آن پسر بچّه شروع به حرکت و دویدن

    کرد، با سر به زمین خورد.

    آرایه ادبی: پا و سر = مراعات النظیر /

    پای در راه نهادن =کنایه از حرکت کردن /

    به سر در آمدن =کنایه از با سر زمین خوردن/

    پسر و سر=جناس افزایشی در حرف اول/

    واژه های دشوار : پویه کردن : دویدن ، پوییدن /


    3 ـ  پایش ازان پویه درآمد ز دست

      مِهر دل و مُهره ی  پشتش شکست


    معنی بیت : به هنگام دویدن ، کنترل خود را از دست داد

    و مُهره ی کمرش شکست و علاقه اش به بازی از بین رفت.

    آرایه ادبی : پا از دست دادن =کنایه از بی اختیار شدن،کنترل

    از دست رفتن /

    مِهر دل شکستن = کنایه از بی علاقه شدن /

    پا و دست و دل = مراعات النظیر /

    واژه های دشوار : مِهر : علاقه و عشق /

    مُهره ی پشتش : ستون فَقَرات /


    4 ـ شد نفس آن دو سه همسال او

            تنگ‌تر از حادثه ی حال او


    معنی بیت :به خاطرِ این حادثه ( زمین خوردن آن کودک)

    آن دوستانِ هم سنّ و سالش ، احساس ناراحتی و غرور می کردند.

    آرایه ادبی : تنگ شدن نفس : کنایه از احساس ناراحتی و اندوه کردن/

    حال و سال = جناس اختلافی در حرفِ اوّل /



    5 ـ آنکه وُرا دوسترین بود گفت

         در بن چاهیش بباید نهفت


    معنی بیت : نزدیک ترین دوستش گفت : باید او را در داخلِ چاهی عمیق،

    بیندازیم.

    آرایه ادبی : ندارد

    واژه های دشوار :بُن : تَه / نهفت : پنهان کرد /

    وُرا : مخفّف وی را /


    6 ـ تا نشود راز چو روز آشکار

      تا نشویم از پدرش شرمسار


    معنی بیت : تا این حادثه برای کسی آشکار نشود و ما پیش

    پدرش شرمنده نشویم.

    آرایه ادبی : راز و روز =جناس اختلافی در حرف وسط /

    واج آرایی حرفِ « ر » / راز مانند روز = تشبیه /

    آشکار : از کلمات دوتلفّظی


    7 ـ عاقبت اندیش‌ترین کودکی

      دشمن او بود در ایشان یکی


    معنی بیت : یکی از بچّه هایی که دشمن او بود،کودکی آینده نگر و زیرک

    بود.

    آرایه ادبی : ندارد

    واژه های دشوار : عاقبت اندیش = آینده نگر

    عاقبت اندیش ترین : از نظر دستوری صفت عالی


    8 ـ گفت همانا که در این همرهان

          صورت این حال نماند نهان


    آن کودک آینده نگر گفت : قطعأ این موضوع  در میان این دوستانِ همراه،

    پنهان نمی ماند.

    آرایه ادبی : ندارد

    نکته های املایی : ۲ مورد از کلمه های مخفّف

    (همرهان مخفّف همراهان و  درین  مخفّف در این)


    9 ـ چونکه مرا زین همه دشمن نهند

           تهمت این واقعه بر من نهند


    معنی بیت : چون که از میان همه ی بچّه ها مرا

    دشمن او می دانند،پس به من بدگمان می شوند.

    آرایه ادبی : ندارد

    واژه ی دشوار : تهمت = گمان بد ، افترا /

    واقعه = حادثه ، اتّفاق /


    10 ـ زی پدرش رفت وخبردار کرد

            تا پدرش چاره آن کار کرد


    معنی بیت : به سویِ پدرش رفت و او را  از ماجرا  آگاه کرد تا این که

     پدرش برای این کار چاره ای بیندیشید.

    آرایه ادبی : ندارد

    واژه ی دشوار : زی = به سویِ ، نزد


    11 ـ هرکه در او جوهر دانایی است

          بر همه چیزیش توانایی است

     معنی بیت : هر کسی که در او گوهر دانایی وجود دارد ،

    توانایی انجامِ هر کاری را دارد.

    آرایه ادبی : ندارد

    واژه ی دشوار : جوهر = گوهر


    12 ـ دشمنِ دانا که غمِ جان  بُوَد

         بهتر از آن دوست که نادان بُوَد


     معنی بیت : دشمنِ دانایی که سبب غم و اندوه انسان باشد، از دوستِ

    نادان بهتر است.

    آرایه ادبی : دوست و دشمن = تضاد/

    این بیت ضرب المثل است/

    واج آرایی حرف « ن » /



    13 ـ چون ز کم و بیش فلک درگذشت

              کار نظامی ز فلک برگذشت

      آرایه ادبی : تضاد ( کم و بیش )

        واژه ی نظامی : تخلص

         ز : مخفّف از

       ز فلک برگذشت : کنایه


    پرتو امید   ( قالب شعر : غزل )   

    حافظ : خواجه شمس الدین محمد قرن ۸ 

    ردیف: غم مخور

    کلمات قافیه: کنعان – گلستان – سامان – خوش­خوان –

    دوران – پنهان – طوفان – مغیلان – پایان – حال گردان – قرآن

    ۱ ـ  یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مَخور

     کلبه ی احزان  شود  روزی  گلستان  غم مخور

    معنی بیت : نگران نباش ، زیرا یوسفِ گم شده دوباره به سرزمین و  وطن خود

    برمی گردد و خانه ی غم و اندوه ، روزی به شادی تبدیل می شود.

    آرایه ادبی : تلمیح به داستان حضرت یوسف (ع) ـ

     مراعات النظیر در واژه های (یوسف و کنعان) ـ

    اضافه ی تشبیهی  ( کلبه ی احزان ) ـ

    تضاد در واژه های ( احزان و گلستان )

    کنعان : نام شهری در فلسطین قدیم که وطن یعقوب،پدر یوسف،بود./

    احزان : ج حزن ، اندوه ـ ناراحتی /

    احزان : جمع مکسّر /

     ۲ـ ای دل غم­دیده حالت به شود دل بد مکن            

      وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

    معنی بیت :ای دل درد کشیده­ی من، مأیوس مباش که حالت بهتر خواهد شد

    و آشفتگی­های فکری تو آرام و قرار خواهند یافت.

    دل غم­دیده: دلِ خود حافظ است که دچار غم و محنت فراوانی است. 

    دل بد کردن: بد دل شدن، نا امید شدن. 

    دل بد مکن: بد دل و ناامید مباش.    

    شوریده: 1. آشفته . 2. عاشق . 3.  دیوانه

    سامان: در این جا(آرام ، قرار، آراستگی، نظم، رواج و رونق).     

    نکته املایی : وین = مخفّف : و این  

    آرایه­ادبی :  تضاد در «شوریده و سامان».

    3 ـ دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت     

     دایماً یک­سان نباشد حال دوران غم مخور

    معنی: اگر چرخش روزگار حتی دو روز مطابق آرزوی ما نبود؛گذرِ زمان همیشه

    بر یک حالت باقی نخواهد ماند.

    دور گردون: گردش روزگار، دور فلک   

     مراد: میل، آرزو، خواست 

    آرایه ادبی :واج آرایی حرف «د» و «ر» ـ

    جناس اختلافی در حرف اول : گر و بر ـ

    جناس افزایشی در حرف آخر : دور و دوران

    4 ـ هان،مشو نومید چون واقف نه‌ای از سرّ غیب

         باشد  اندر  پرده  بازی‌های  پنهان  غم مخور

    معنی بیت : هان ای دل، نا امید مباش و غم مخور، زیرا از  رموز و اسرارِ عالمِ نهان،

     آگاه نیستی؛ بازی­های پنهان زیادی در پشت پرده انجام می­شود.

    هان: بدان و آگاه باش (از اصوات و شبه جمله است). 

      واقف: بی­خبر، بی­اطلاع 

     نه­ای: نیستی           

     سر: رمز، راز.                   

    غیب: عالم ملکوت، عالم بالا.   

    اندر: حرف اضافه(در).     

    اندر پرده: پشت پرده.

    آرایه ادبی : ندارد

    نکته املایی : نومید مخفّف واژه ی نا امید

    واژه های غیب و پنهان با هم مترادف اند.

    5 ـ  ای  دل  ار سیل  فنا  بنیاد  هستی   برکند            

    چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

    معنی بیت : ای دل من، اگر سیل نابودی پایه­های وجود را با خود ببرد؛تا زمانی که

     نوح کشتیبان توست، غم به خود راه نده.

    فنا: نابودی، نیستی.      

     بنیاد: اساس، پایه.           

    هستی: وجود، زندگی

    آرایه ادبی : تشخیص ای دل (چون دل مورد خطاب قرار گرفته)

    سیل فنا: اضافه­ی تشبیهی.(نیستی و نابودی به سیلی که  هست و نیست را با

    خود می برد،تشبیه شده است.)

    نوح و کشتی و طوفان و سیل : مراعات نظیر می­سازند.      

    تلمیح به داستان حضرت نوح نیز دارد.

    واج آرایی : حرف ت و ن

    نکته املایی :  ار  مخفّف اگر  

    ز : مخفّف از

    6 ـ در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم   

        سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور  

    معنی بیت : اگر به اشتیاق طواف خانه­ی خدا در بیابان قدم خواهی زد، از طعنه و

    ملامت (سرزنش)درخچه­ی خاردار بیابان، اندوهگین مباش.

    (اگر ما نیز در زندگی بر اساس علایق خود قدم در مسیری گذاشتیم؛

     نباید از سختی­ها و درشتی­های راه، ناراحت و اندوهگین یا نومید شویم)

    کعبه: خانه­ی  خدا در مکّه.

     خواهی زد قدم: قدم خواهی زد.

    سرزنش: ملامت، طعنه.          

    مغیلان: درختچة خاردار که در بیابان­ها می­روید.    

    آرایه ادبی : کعبه و بیابان و خار مغیلان: مراعات نظیر دارند.   

    تشخیص : سرزنش کردن خارِ مغیلان ـ

    جناس اختلافی در حرف اول : در و گر ـ

                

    7 ـ گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید     

        هیچ  راهی  نیست  کان را  نیست  پایان غم مخور

    معنی بیت : اگرچه استراحتگاه­های بین راه بسیار خطرناک هستند  و مقصد نیز

    بسیار دور است؛ لیکن همه­ی راه­ها و جاده­ها سرانجام به انتها و مقصد می­رسند.

    بس: بسیار، خیلی زیاد    

    منزل: محلّ اتراق کاروان، جای فرود آمدن        

    بعید: دور   

            

    نکته املایی :  کان: مخفّ،«که آن»

    آرایه ادبی : مراعات النظیر ( راه ـ بعید ـ پایان )

    واج آرایی حرف ی و ن ـ

    تکرار : واژه ی (نیست )

    8 ـ حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار     

         تا  بود وردت دعا و درس قرآن  غم مخور

    معنی بیت : ای حافظ، در تنهایی شب­های تاریک و گوشه­ی تهیدستی،تا زمانی که

    زمزمه­ی تو دعا و قرآن باشد، غمی نداشته باش.

     این بیت از نظر دستوری منادا است( حافظا) و  همانگونه که می دانیم

    شبه جمله محسوب می شود.

    تار: تاریک

    فقر: تنگ­دستی، تهیدستی

    حافظ: تخلّص خواجه شمس الّدین محمّد شیرازی است.  

    تخلّص:  خلاص، شدن، رهایی.      

    تخلّص: نام ویژه­ای است که شاعران با آوردن آن در انتهای شعر خود

    از تنگنای شعر رهایی می­یابد.

    به بیتی هم که شاعر در آن «تخلّص» خود را می­آورد، «بیت تخلّص»

    می­گویند.     

       

    آرایه ادبی : خلوت ، ورد ، دعا و قرآن: مراعات نظیر

    جناس افزایشی در حرف آخر : در و درس ـ

    جناس افزایشی در حرف آخر : تا و تار ـ

    تست های فصل پنجم :

    1- قالب شعر « دور اندیشی » چیست ؟  

     1- قصیده                2- غزل              3- مثنوی                 4- قطعه

    2- کدام لغت ، غلط معنی شده است ؟

    1- آزادگان : نجیب زادگان ، جوانمردان  

     2- به سر در آمدن : با سر به زمین خوردن

     3- پویه کردن : دویدن           

     4- شرمسار : خجالت

    3- چه کسی پیش پدر کودک رفت ؟

    1- دشمن او              2- دوست او                3- همسالانش              4- کسی نرفت

    4- دوست کودک بعد از حادثه چه گفت ؟

    1- باید پدر او را خبر کرد            

    2- او را از بین برد   

    3- او را ته چاه انداخت  

     4- او را رها کنیم

    5- کدام بیت در مورد نادانی نیست ؟

    1- ز مُرده بتر ، هر که نادان بود  / همه زندگانیش زندان بود

    2- شمعی که بود ز روشنی دور  / ندهد به چراغ دیگری نور

    3- طلب کردم زدانایی یکی پند  / مرا فرمود : با نادان مپیوند

    4- مهر ابله ، مهر خرس آمد یقین  / کین او مهر است و مهر اوست کین

    6- ساختمان فعل کدام گزینه مانند بقیه نیست ؟

    1- جگر ها خون شود تا یک نهالی باررور گردد 

                                          جگر ها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد

    2- گفتا عجب است این که ز چوبی و ز آهن

                                         این تندی و تیزی و پریدن ز کجا خاست

    3- غم فرزند و نان و جامه و قوت     

                                    باز دارد ز سیر در ملکوت

    4- کودکی از جمله ی آزادگان  

                                رفت برون با دو سه همزادگان

    7- کدام گزینه غلط است ؟

    1- در داستانه های کهن نتیجه گیری در آغاز ،میانه یا پایان داستان بیان

     می شده است

    2- آثار بزرگی چون لیلی و مجنون ، شاهنامه ، مثنوی و منطق الطیر از داستان های

    منظوم هستند .

    3- در اغلب داستان های امروزی هدف نویسنده در پایان داستان بیان می شود

    و یا به عهده ی خواننده واگذار می گردد

    4- عمده ی داستان های کهن به شعر بوده است و در روزگار ما بیش تر داستان ها

    به نثر هستند .

    8- کدام گروه از لغات ، هم خانواده هستند ؟

    1- تهمت ، اتهام ، وهم    

    2- واقعه، وقوع ، عواقب          

    3- طالب ، باطل ، مطلوب   

     4- تحمل ، محمول ، محلات

    9- در کدام بیت « فعل » به شکل کهن ( تاریخی ) به کار رفته است ؟

    1- امشب فضای خانه ی دل سبز و دیدنی است  

                                    در فصل  زرد  رنگ بهاران گرفته  است

    2- بشنو از نی چون حکایت می کند    

                                  وز جدایی ها شکایت می کند

    3- تا توانی دلی به دست آور    

                                  دل شکستن هنر نمی باشد

    4- می کوش به هر ورق که خوانی 

                                  تا  معنی  آن  تمام  دانی

    10- مفهوم بیت « دشمن دانا که غم جان بود / بهتر از آن دوست که نادان بود »

    در کدام گزینه نیامده است ؟

    1- اگر عاقل بود خصم تو بهتر     

    2- دوست آن باشد که گیرد دست دوست

    3- بر زمینت می زند نادان دوست  

    4- دشمن دانا به از نادان دوست

    11- در کدام گزینه شبه جمله بیش تری به کار رفته است ؟

    1- سعدیا راست روان گوی سعادت بردند 

                                راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار

    2- اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد  

                           چون تمام غریبان تو را می شناسند

    3- زنهار تا توانی اهل نظر میازار        

                            دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده

    4- حافظ به ادب باش که واخواست نباشد   

                               گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد

    12- در کدام بیت تخلص نیامده است ؟

    1- بر آستانه ی تو خاک شد سر جامی    

                         چه می کشی قدم از خاک آستانه ی خویش

    2- عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند 

                               داستانی است که بر هر سر بازاری هست

    3- زهد نظامی که طریقی خوش است    

                                 زیر نشین علم زرکش است

    4- چه خوش گفت فردوسی پاکزاد   

                           که رحمت بر آن تربت پاک باد

    13-نام نویسنده ی کدام کتاب درست نیست ؟

    1- سعدالدین وراوینی ( مرزبان نامه )        

     2- عطار ( منطق الطیر )

    3- نظامی ( خسرو و شیرین )      

    4- عنصر المعالی کیکاووس ( الهی نامه )

    14- در بیت زیر کدام آرایه وجود ندارد ؟

    « جان بی جمال جانان میل جهان ندارد / هر کس که این ندارد حقا که این ندارد »

    1- جناس                  2- تلمیح               3- واج آرایی            4- تضاد

    15- در کدام بیت به ترتیب فعل « مضارع التزامی » و « مضارع اخباری »

    آمده است ؟

    1- سر به هم آورده دیدم برگ های غنچه را 

                                     اجتماع دوستان یک دلم آمد به یاد

    2- درخت تو گر بار دانش بگیرد    

                               به زیر آوری چرخ نیلوفری را

    3- خداوند تدبیر و فرهنگ و  هوش   

                                   نگوید سخن تا نبیند خموش

    4- نام نیکو گر بماند ز آدمی   

                         به  کزو ماند سرای زرنگار

    16- داستان های کدام کتاب به صورت نثر است ؟

    1- شاهنامه ی فردوسی                    2- منطق الطیر عطار 

    3- خسرو و شیرین نظامی                   4- کلیله و دمنه نصراله منشی

    17- معنای کدام گزینه با اضافه شدن پیشوند تغییر نکرده است ؟

    1- آمد ، در آمد                                2- افراشت ، بر افراشت

    3- داشت ، برداشت                      4- خورد ، بر خورد

    18- به واژه هایی که هم ریشه هستند و با هم ارتباط معنایی دارند ..............

    می گویند .

    1- هم آهنگ                2- هم خانواده              3- هم آوا           4- هم معنا

    19- کدام گزینه در مورد حافظ درست نیست ؟

    1- دیوان او سرشار از آموزه های عرفانی و حکمت الهی است

    2- در قرن هشتم می زیسته است

    3- دیوان او شامل قصیده و قطعه است    

     4- لسان الغیب یکی از القاب اوست

    20- کلبه احزان شود روزی گلستان ، یعنی .....

    1- کلبه به گلستان تبدیل می شود   

    2- کلبه ی غم و اندوه ویران می شود

    3- گلستان جای کلبه ی احزان است 

    4- غم ها به شادی تبدیل می شود و صبر پایان می یابد .

    منبع مطلب : araz100.blogfa.com

    مدیر محترم سایت araz100.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مسیبی 19 روز قبل
    0

    عالی

    مرسی

    .... 2 ماه قبل
    1

    واقف یعنی: باخبر، آگاه

    توی درس 7،بیت 4 اشتباه معنیش کردین(بی خبر، بی اطلاع)

    Barana 6 ماه قبل
    2

    خوب بود :)

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید