توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی درس نی نامه فارسی دوازدهم

    1 بازدید

    معنی درس نی نامه فارسی دوازدهم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    معنی و نکات درس نی نامه از فارسی دوازدهم،درس ششم

    1_  بشنو از نی چون شکایت می کند         از جدایی ها حکایت می کند

    - « نی» استعاره از مولانا یا نماد هر انسان آگاه و دور مانده از اصل خویش

    - بین حکایت و شکایت جناص ناقص اختلافی در حرف اول است و البته در جایگاه قافیه.

    - مقصود از جدایی : جدایی روح جزئی ( انسان ) از روح کل (خدا) است.

    معنی: وقتی که این نی به صدا در می آید و از درد دوری و فراق خود شکوِه می کند به آن گوش فرادار

    پیام : ناله ی آدمی به خاطر دوری از حق است

        2  - کز نیستان تا مرا ببریده اند             از نفیرم مرد و زن نالیده اند

    - « ‌نیستان» استعاره از عالم معنا          *نفیر*:ناله و فریاد

    - « مرد وزن» مجازاً کل هستی و همه ی موجودات

    معنی: از زمانی که مرا از نیستانِ(عالم معنا) جداکره اند از سوز و ناله های عاشقانه ی من تمامی هستی با من هم نوا شده اند.

    پیام : اندوهِ تمامِ هستی به دلیل جدایی از عالم معناست.

       3 - سینه خواهم شرحه شرحه از فراق          تا بگویم شرح درد اشتیاق

    - « سینه » مجازاً شنونده ای درمند و درد آشنا  /شرحه:در اصل گوشتی که از درازا بریده باشند.

    - بین « شرحه » و « ‌شرح » جناس ناقص افزایشی است

    - واج آرایی (( ش‌)) / واژه ی « شرحه » تکرار است

    - « درد اشتیاق » : مفهومی پارادُوکسی دارد ( متناقص نما)

    معنی: برای بیان درد اشتیاق ، شنونده ای می خواهم که دوری از حق را ادراک کرده و دلش از درد و داغ فراق سوخته باشد.

    پیام : به لیاقت درک عشق اشاره دارد: دارد . با بیت 14 پیوند معنایی دارد.

       4  هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش          بازجوید روزگار وصل خویش

    - بین واژه ی اصل و وصل جناس ناقص اختلافی برقرار است

    - آرایه ی تلمیح در بیت مشهود است : « انالله و انا الیه راجعون» و « کل شی ءً یرجعُ الی اصله » .

    معنی: هر کس از جایگاه و وطن اصلی خویش دور بماند پیوسته در آرزوی وصال است و جایگاه اصلی خود را جستجو می کند.

    پیام : همه ی موجودات به جایگاه اصلی خود بر می گردند.

     5  من به هر جمعیّتی نالان شدم        جفتِ بد حالان و خوش حالان شدم

    - بین نالان و حالان جناس ناقص اختلافی برقرار است و نیز بد حالان و خوش حالان با هم تضاد دارند.

    ـ مقصود از بد حالان کسانی هستند که سیر و سلوک آنها به سوی حق و واردات قلبی آنها از طرف حق کم است اما خوش حالان سیر و سلوک و واردات قلبی آنان بسیار است.

    معنی: من ناله ی عشق را برای تمام انسان ها سر داده ام و با سالکان کندرو و رهروان تندروِ شادمان از سیر و سلوک همراه گشتم.

    پیام: به فراگیری ناله ی نی اشاره دارد.

     6  هرکسی از ظنّ خود شد یار من        از درون من نجست اسرار من

    - بیت تمثیل است و بین ِ (ظن و من جناس اختلافی در حرف اوّل)

    - واژه ی من تکرار شده است.

    - واج آرایی « ‌ن» محسوس است.

    معنی: هرکسی در حدِّ فهم و ادراک خود با من همراه و یار شد اما حقیقت حال مرا هیچ کس درنیافت.

     7  سرّ من از ناله ی من دور نیست       لیک چشم و گوش را آن نور نیست

    - بین دور و نور جناس اختلافی است ضمن این که قافیه نیز هستند.

    - « چشم و گوش» مجازاً کل حواس ظاهری است./نور در اینجا توان درک و فهم معنا می دهد.

    - « نور» نماد معرفت ایزدی و استعاره از بصیرت و دانایی است.

    - « من» آرایه ی تکرار دارد.

    معنی: اسرار من در ناله های من نهفته است اما با چشم و گوش و حواس ظاهری نمی توان به حقیقتِ این ناله و اسرار درون پی برد.

    نوعِ(را) نهادی یا مالکیت است// و اگر دقّت کنیم معانی فعلِ (نیست) متفاوت است. اوّلی اسنادیست و

    دیگری غیر اسنادی/ پس بیت به نوعی ذوقافیتین است.

    پیام : راز درون نادیدنی است.و با چشم و گوش دل می توان حقیقت را دریافت.

     8  تن ز جان و جان زتن مستور نیست       لیک کس را دید جان دستور نیست

    - بین مستور و دستور جناس ناقص اختلافی است ضمن این که قافیه نیز محسوب می شوند.

    دستور:وزیر،راهنما،اجازه . در این بیت معنیِ اخیر

    - « تن زجان و جان ز تن » آرایه ی قلب و عکس دارند.

    - واژه ی« دید» در معنای مصدری« دیدن» آمده که به آن مصدر مرخّم می گوییم / و حرف « را » به معنای  « برای» و حرف اضافه است .

    - مقصود از جان، اسرار درون آدمی است .

    - « تن و جان» مفهومی متضاد دارند و نیز واژه ی « جان» تکرار نیز هست.

    معنی: گرچه جان، تن را ادراک می کند و تن از جان آگاهی دارد و هیچیک از دیگری پوشیده نیست، اما توانایی دیدن جان، به هیچ چشمی داده نشده است.

    پیام:« روح» از اموری نادیدنی است. (بیت 7و8 با هم پیوند معنایی دارند و بیت 8 تاکیدی بر بیت 7 است).

     9  آتش است این بانگ نای و نیست باد       هر که این آتش ندارد ، نیست باد  

    - بانگ نای به آتش تشبه شده است .

    - « نیست باد» در مصراع اول و دوم جناس تام دارد ، « نیست» در مصراع اول فعل و در مصراع دوم ، اسم است به معنای « نابود . کلمه ی *ّباد* در مصراع اول اسم و در مصراع دوم فعل دعایی است . در نتیجه « نیست باد»  در حکم قافیه است نه ردیف که قافیه ی اصلی واژه ی « باد » است یعنی بیت « ذو قافیتین» است .

    - آتش استعاره از عشق یا بانگ عاشقانه ی نی است.

    - واژه ی آتش تکرار است.

    معنی: آوازی که از این نی(مولانا) برمی خیزد، آتش عشق است و هوا و دم ظاهری نیست. خدا کند که هر کس در وجودش آتش عشق راه نیافته است، نابود گردد. ( درحقیقت، نی عشق را پروردگار می نوازد.)

    پیام : عشق موجب ارزش و تعالی آدمی است.

     10 _ آتش عشق است کاندر نی فتاد       جوشش عشق است کاندر می فتاد

    - آتش عشق اضافه ی تشبیهی ( تشبیه بلیغ ) ، عشق به آتش مانند شده است.

    جوشش عشق: اضافه استعاری(عشق به چشمه یا رودی تشبیه شده که می جوشد. )

    - نی و می : جناس ناقص اختلافی و قافیه نیز هستند. همچنین مقصود از« نی» و « می» کل عالم هستی است پس مجاز نیز محسوب می شود.

    - واج آرایی« ش» در بیت محسوس است و واژه ی عشق نیز تکرار .

    - بیت آرایه ی ترصیع ( موازنه ) دارد.

    معنی: سوز و گداز آتش عشق است که ناله ی نی را اثر گذار کرده و هر جوشش و شوری که در باده ایجاد می شود نیز از اثر عشق است .

    پیام : اثر گذاری عشق / عشق در همه چیز جاری و ساری است.

      11_ نی ، حریف هر که از یاری برید       پرده هایش پرده های ما درید

    - بریدن کنایه از جدا شدن و دور ماندن است.

    - بین دو واژه ی« پرده » و « پرده » جناس تام است .پرده ی اول:نوا و نغمه ی نی/پرده ی دوّم:حجاب ها و اسرار 

    - « پرده های ما درید» کنایه از فاش کردن راز است.

    معنی: نی همدم کسانی است که از معشوق خود جدا مانده اند. آواز نی، راز عاشقان را آشکار می سازد و برای کسی که جویای معرفت است پرده ها و حجاب ها را از مقابل چشم برمی دارد تا معشوق حقیقی را ببیند.

    پیام : عشق افشاگر است.

    12 همچو نی زهری و تریاقی که دید؟   همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟

    - همچو نی در دو مصراع تشبیه است

    - زهر و تریاق تضاد و نیز مصراع اول پارادوکس محسوب می شود چون دو مفهوم متضاد به یک چیز اطلاق شده است.

    - بیت موازنه دارد

    - واژه ی « دمساز»  :همدم ، یار مواف

    - هر دو مصراع استفهام انکاری دارد، حرف « که » ضمیر پرسشی است.

    معنی: نی هم زهر است و هم پادزهر. در عین درآفرینی، درمان بخش نیز هست. نی، هم همدم نی زن است و هم مشتاق وصال. ( به ظرفیت وجودی افراد بستگی دارد)

    پیام : نی در عینِ درد آفرینی درمان بخش است .

     13  نی، حدیث راه پر خون می کند       قصّه های عشقِ مجنون می کند

    - راه پرخون کنایه از سیر و سلوک دشوار راه عشق است.

    - مصراع دوم داستان لیلی و مجنون را فریاد می آورد و تلمیح دارد.

    معنی: نی داستان پرخطر و دشوار سیر و سلوک عشق را بیان می کند و عشق  عاشقان حقیقی چون مجنون را  بازگو می نماید.

    پیام : نی تجلّیِ عشق واقعی است.

    14 محرم این هوش جزبی هوش نیست   مر زبان را مشتری جز گوش نیست

    - مصراع اول پارادوکس دارد- محرم هوش بودن  و بی هوش .

    - بیت آرایه ی اسلوب معادله دارد./ واج آرایی صامت « ش» دارد.

    - زبان و گوش مراعات النظیر است./زبان مجاز از سخن و گوش مجاز از شنیدن

    - بین هوش و گوش جناس ناقص اختلافی است و نیز قافیه هستند

    - مصراع دوم تمثیل است/ (را) در اینجا فک اضافه است.(مشتریِ زبان)

    هوش: استعاره از حقیقتِ عشق و بی هوش استعاره از عاشقِ واقعی

    - حرف « مر» معنی خاصی ندارد، غالبا ً با حرف « را » می آید از مختصات سبکی است.

    معنی: حقیقتِ عشق را هر کسی درک نمی کند ، تنها عاشق واقعی آن را درک می کند.، همان طور که گوش برای درک سخنانِ« زبان» ، ‌ابزاری مناسب است.

    پیام : به لیاقت درک عشق اشاره دارد.

      15 در غم ما روزها بیگاه شد          روزها با سوزها همراه شد

    - « روزها» مجازاً طول عمر

    - بین روزها و سوزها جناس ناقص اختلافی برقرار است.

    - واج آرایی « ر،ز» محسوس است./

    بی گاه شدنِ روز:کنایه از گذر فوری روز و رسیدن غروب و سپری شدنِ عمر

    معنی: همه ی عمر ما با سوز و گداز عاشقانه به پایان رسید و روزگارمان باغم و اندوه به پایان رسید.

    پیام : عمرِ عاشق با اندوهِ عشق، توام است.

     16_ روزها گر رفت، گو رو، باک نیست    تو بمان، ای آن که چون تو پاک نیست

    - مصراع اول تشخیص دارد ( گفتگو با روز )

    - روزها مجازاً طول عمر// مرجع ضمیرِ (تو) عشق است.(شاید هم معشوق)

    - بین پاک و باک جناس ناقص اختلافی است . قافیه نیز محسوب می شوند.// ( رو و بمان) تضاد

    - بیت 7 جمله دارد. توجّه شود ( که ) در مصرع دوم حرف ربط نیست. به معنی (کسی) می باشد.

    معنی: اگر روزهای عاشق اینگونه سپری شوند اهمّیتی ندارد، ای عشق! تو پایدار و جاودان بمان، زیرا غیر از تو برای ما هدفی پاک وجود ندارد.

    پیام : تنها عشق ارزش جاودانگی دارد.

    17 _هرکه جز ماهی، زآبش سیر شد    هرکه بی روزی است، روزش دیر شد

    - ماهی استعاره از عاشق واقعی / عارفِ واصل

    - آب استعاره از عشق / معرفت الهی

    - بیت آرایه ی تمثیل دارد

    - ماهی و آب مراعات النظیر است

    - روز دیر شدن: کنایه از :آزرده خاطر شدن به خاطر طولانی شدن روز (تباه شدن عمر و حاصل بر نداشتن).

    بی روزی:بی نصیب

    - بین سیر و دیر جناس ناقص اختلافی برقرار است و نیز قافیه هستند

    معنی: تنها ماهی دریای حق ( عاشق ) است که از غوطه خوردن در آب عشق و معرفت سیر نمی شود. هر کس از عشق بی بهره باشد ،عمرش تباه می شودو حاصلی بر نمی دارد.

    پیام : لیاقت و قابلیّت درک عشق در همه کس نیست.

       18 _در نیابد حالِ پخته هیچ خام          پس سخن کوتاه باید، والسّلام

    - پخته کنایه از عارف واصل و انسان کامل

    - خام کنایه از انسان بی بهره از عشق

    - بین پخته و خام تضاد برقرار است.

    سخن کوتاه کردن ،کنایه از به پایان رساندنِ کلام

    معنی: کس که عاشق نباشد حالِ عارف واقعی را درک نمی کند. پس بهتر است سخن را کوتاه کنم و به پایان برسانم.پس درود بر شما.

    پیام : لیاقت و قابلیت درک عشق

                   خودآزمایی

    ا) مقصود از « جدایی » ، « نی» و « نیستان» چیست ؟

    پاسخ : جدایی: جدا شدن از اصل و عالم معنا

    نی: انسان آگاه ( مولوی)

    نیستان: حقیقت الهی و عالم معنا و ملکوت

    2) بیت: « ما زدریاییم و دریا می رویم              ما زبالاییم و بالا می رویم»

    با کدام بیت از شعر درس ارتباط معنایی نزدیک دارد؟

    پاسخ : بیت4  هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش   باز جوید روزگار وصل خویش

    3) بیت پنجم ناظر به کدام ویژگی نی است؟

    پاسخ : همراهی و همدلیِ نی که برای همه به نوا در می آید و هم مونس شادکامان است و هم رفیقِ دردمندان.

    4) شاعر برای بی خبران از عالم عشق چه سرانجامی آرزو می کند ؟

    پاسخ :  مرگ و نابودی با نوجّه به بیتِ9

    5) در مصراع « پرده هایش، پرده های ما درید» تفاوت معنایی پرده را بیان کنید :

    پاسخ :پرده ی اول : نوا و نغمه ی موسیقی / پرده ی دوم: حجاب و پوشش

    6) در مصراع « تو بمان، ای آن که چون تو پاک نیست» منظور شاعر از «تو» کیست ؟

    پاسخ : عشق. در عرفان، میان عشق، عاشق و معشوق تفاوتی نیست و کلمه ی تو به همه دلالت دارد.

    7) چرا « نی نامه» مولانا به رغم آن که به نیایش های متداول و مرسوم شبیه نیست، نوعی نیایش تلقی شده است ؟

    پاسخ : روح نیایش و توجه به حق در تار و پود آن نهفته است.

    حسین حسین زاده بافرانی/دبیر ادبیات فارسی دبیرستان شهید چمرانِ نایین/آبان 97/

    منبع مطلب : hosein20122012.blogfa.com

    مدیر محترم سایت hosein20122012.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معنی و نکات درس نی نامه.....فارسی دوازدهم

    معنا و نکات درس(نی نامه)

    مولوی:نامش محمّد،لقبش جلال الدّین و به سبب انتساب به مولانای روم،به مولوی مشهور شده

    است.مُریدانش به او «خداوندگار» و «حضرت مولانا »می گفتند.

    در 604 هجری قمری متولّد و در 672 هجری قمری ،دیده از جهان فرو بست.

    مقبره اش در قونیه ی ترکیه، در عمارتی موسوم به قبّة الخضراء می باشد.

    آن چه به نثر از او باقی مانده، غالباً تقریر است و املا؛ یعنی مولوی می گفته است و دیگران ،

    می نوشته اند. از این آثار می توان به :

    1)-فیه ما فیه، که مجموعه سخنانی است که مولوی در مجالس خویش می گفته و  مریدان ، 

    نوشته اند.

    2)-مجالس سبعه ، که از هفت خطابه که جلال الدّین، در سال هایی که به منبر می رفته ، بیان 

    کرده است.

    3)- مکاتیب، مجموعه نامه هایی که مولوی به این و آن می نوشته است.

                                              *********************

    امّا ، مهم ترین اثرِ مولوی: مثنوی معنوی ، شاملِ شش دفتر و درحدود 26000 بیت،//نظمِ  آن را به

    خواهش حسام الدّینِ چلبی،آغاز کرد و حدود ده سال از بار آور ترین ایّامِ حیاتِ مولانا را به خود، مصروف

    داشته است.

    *مثنوی  را قران عجم خوانند . چون به 528 آیه ی قران و 748 حدیث به طریق اشاره یا تصریح ، اشارت 

    شده است.

    * وزن:رمل مسدّس محذوف(فاعلاتن فاعلاتن فاعلن)

    *  علاوه بر این، کلیاتِ شمس یا دیوانِ کبیر،که شامل  غزلیاتِ ایشان و چندین رباعی است و اغلب

    این غزلیات ،در زمانِ شیفتگیِ مولانا به شمس تبریز بوده، به همین دلیل نامِ وی را به عنوانِ تخلّص

    بر گزیده است.مولوی در ابتدا(خاموش) یا (خَمُش) تخلّص می کرده است.

    ***************************************************************************

    1_  بشنو  این نی ،چون شکایت می کند         از جدایی ها حکایت می کند.

    * تلمیح به آیه ی (نَفَختُ فیهِ مِن روحی) از روح خویش در آن دمیدم.

    - « نی» استعاره از مولانا یا نماد هر انسان آگاه و دور مانده از اصلِ خویش

    - بین حکایت و شکایت جناص ناقص اختلافی در حرف اول است و البته در جایگاه قافیه.

    - مقصود از جدایی : جدایی روح جزئی ( انسان ) از روح کل (خدا) است.

    معنی: وقتی که این نی به صدا در می آید و از درد دوری و فراق خود شکوِه می کند به آن گوش فرادار

    پیام : ناله ی آدمی به خاطر دوری از حق است.

    ************************************************************************

        2  - کز نیستان تا مرا ببریده اند             از نفیرم مرد و زن نالیده اند

    - « ‌نیستان» استعاره از عالم معنا          *نفیر*:ناله و فریاد

    - « مرد وزن» مجازاً کل هستی و همه ی موجودات

    معنی: از زمانی که مرا از نیستانِ(عالم معنا) جداکره اند از سوز و ناله های عاشقانه ی من تمامی هستی با من هم نوا شده اند.

    پیام : اندوهِ تمامِ هستی، به دلیل جدایی از عالم معناست.

    ***************************************************************************

       3 - سینه خواهم شرحه شرحه از فراق          تا بگویم شرح درد اشتیاق

    - « سینه » مجازاً شنونده ای دردمند و درد آشنا( وجود درد مند )  /شرحه:در اصل گوشتی که از درازا بریده باشند.

    - بین « شرحه » و « ‌شرح » جناس ناقص افزایشی است

    - واج آرایی (( ش‌)) / واژه ی « شرحه » تکرار است

    - « درد اشتیاق » : مفهومی پارادُوکسی دارد ( متناقص نما)

    معنی: برای بیان درد اشتیاق ، شنونده ای می خواهم که دوری از حق را ادراک کرده و دلش از درد و داغ فراق سوخته باشد.

    پیام : به لیاقت درکِ عشق اشاره دارد: دارد . با بیت 14 پیوند معنایی دارد.

    ****************************************************************************

       4  هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش          بازجوید روزگار وصل خویش

    - بین واژه ی اصل و وصل جناس ناقص اختلافی برقرار است.

    * بیت، تمثیل است.

    - آرایه ی تلمیح در بیت مشهود است :آیه ی سوره ی بقره « انالله و انا الیه راجعون» و  سخنِ مشهور

    « کل شی ءً یرجعُ الی اصله » .

    معنی: هر کس از جایگاه و وطن اصلی خویش دور بماند، پیوسته در آرزوی وصال است و جایگاه اصلی خود را جستجو می کند.

    پیام : همه ی موجودات به جایگاه اصلی خود بر می گردند.

    ****************************************************************************

     5  من به هر جمعیّتی نالان شدم        جفتِ بد حالان و خوش حالان شدم

    - بین نالان و حالان جناس ناقص اختلافی برقرار است و نیز بد حالان و خوش حالان با هم تضاد دارند.

    ـ مقصود از بد حالان کسانی هستند که سیر و سلوک آنها به سوی حق و واردات قلبی آنها از طرف حق کم است اما خوش حالان سیر و سلوک و واردات قلبی آنان بسیار است.

    معنی: من ناله ی عشق را برای تمام انسان ها سر داده ام و با سالکان کندرو و رهروان تندروِ شادمان از سیر و سلوک همراه گشتم.

    پیام: به فراگیری ناله ی نی اشاره دارد.

    ****************************************************************************

     6  هرکسی از ظنِّ خود شد یار من        از درونِ من نجست اسرار من

    - بیت تمثیل است و بین ِ (ظن و من جناس اختلافی در حرف اوّل)

    - واژه ی من تکرار شده است.

    - واج آرایی « ‌ن» محسوس است.

    معنی: هرکسی در حدِّ فهم و ادراک خود با من همراه و یار شد اما حقیقت حال مرا هیچ کس درنیافت.

    ****************************************************************************

     7  سرّ من از ناله ی من دور نیست       لیک چشم و گوش را آن نور نیست

    - بین دور و نور جناس اختلافی است ضمن این که قافیه نیز هستند.

    - « چشم و گوش» مجازاً کل حواس ظاهری است./نور در اینجا توان درک و فهم معنا می دهد.

    - « نور» نماد معرفت ایزدی و استعاره از بصیرت و دانایی است.

    - « من» آرایه ی تکرار دارد.

    * برخی این بیت را ذو قافیتین می دانند. البته به شرطی که فعلِ(نیست) را در مصرعِ اوّل، اسنادی

    و به معنیِ ( نمی باشد)  و در مصرعِ دوم،غیر اسنادی  و به معنیِ(ندارد) بگیریم.

     و اگر هر دو (نیست) را اسنادی بگیریم، ذو قافیتین نیست.

     معنی: اسرار من در ناله های من نهفته است اما با چشم و گوش و حواس ظاهری نمی توان به حقیقتِ

    این ناله و اسرار درون پی برد.

    * نوعِ(را) نهادی یا مالکیت است// 

    پیام : راز درون نادیدنی است.و با چشم و گوش دل می توان حقیقت را دریافت.

    *****************************************************************************

     8  تن ز جان و جان زتن، مستور نیست       لیک کس را دید جان دستور نیست

    - بین مستور و دستور جناس ناقص اختلافی است ضمن این که قافیه نیز محسوب می شوند.

    دستور:وزیر،راهنما،اجازه . در این بیت معنیِ اخیر

    - « تن زجان و جان ز تن » آرایه ی قلب و عکس دارند.

    - واژه ی« دید» در معنای مصدری« دیدن» آمده که به آن مصدر مرخّم می گوییم / و حرف « را »

     نشانه ی مالکیت 

    - مقصود از جان، اسرار درون آدمی است .

    - « تن و جان» مفهومی متضاد دارند و نیز واژه های « جان»  و «تن» تکرار نیز است.

    معنی: گرچه جان، تن را ادراک می کند و تن از جان آگاهی دارد و هیچیک از دیگری پوشیده نیست، اما

    توانایی دیدن جان، به هیچ چشمی داده نشده است.

    پیام:« روح» از اموری نادیدنی است. (بیت 7و8 با هم پیوند معنایی دارند و بیت 8 تاکیدی بر بیت 7 است).

    ****************************************************************************

     9  آتش است این بانگ نای و نیست باد       هر که این آتش ندارد ، نیست باد  

    - بانگ نای به آتش تشبه شده است .

    - « نیست باد» در مصراع اول و دوم جناس تام دارد ، « نیست» در مصراع اول فعل و در مصراع دوم ،

    اسم است به معنای « نابود . کلمه ی *ّباد* در مصراع اول اسم و در مصراع دوم فعل دعایی است . در

    نتیجه « نیست باد»  در حکم قافیه است نه ردیف که قافیه ی اصلی واژه ی « باد » است یعنی بیت « ذو قافیتین» است .

    - آتش استعاره از عشق یا بانگِ عاشقانه ی نی است.

    - واژه ی آتش تکرار است.

    معنی: آوازی که از این نی(مولانا) برمی خیزد، آتش عشق است و هوا و دم ظاهری نیست. خدا کند که

    هر کس در وجودش آتش عشق راه نیافته است، نابود گردد. ( درحقیقت، نی عشق را پروردگار می نوازد.)

    پیام : عشق، موجب ارزش و تعالی آدمی است.

    ****************************************************************************

     10 _ آتش عشق است کاندر نی فتاد       جوشش عشق است کاندر می فتاد

    -*  آتش عشق اضافه ی تشبیهی ( تشبیه بلیغ ) ، عشق به آتش مانند شده است.

    *  جوشش عشق: اضافه استعاری(عشق به چشمه یا رودی تشبیه شده که می جوشد. )

    - نی و می : جناس ناقص اختلافی و قافیه نیز هستند. همچنین مقصود از« نی» و « می» کل عالم هستی است پس مجاز نیز محسوب می شود.

    - واج آرایی« ش» در بیت ،محسوس است و واژه ی عشق نیز تکرار .

    - بیت آرایه ی ترصیع ( موازنه ) دارد.

    معنی: سوز و گداز آتش عشق است که ناله ی نی را اثر گذار کرده و هر جوشش و شوری که در باده ایجاد می شود نیز از اثر عشق است .

    پیام : اثر گذاری عشق / عشق در همه چیز جاری و ساری است.

    ****************************************************************************

      11_ نی ، حریف هر که از یاری برید       پرده هایش پرده های ما درید

    - بریدن کنایه از جدا شدن و دور ماندن است.

    - بین دو واژه ی« پرده » و « پرده » جناس تام است .پرده ی اول:نوا و نغمه ی نی/پرده ی دوّم:حجاب ها و پوشش ها(اسرار )

    - « پرده های ما درید» کنایه از فاش کردن راز است.

    معنی: نی، همدمِ کسانی است که از معشوق خود جدا مانده اند. آواز نی، راز عاشقان را آشکار

    می سازد و برای کسی که جویای معرفت است پرده ها و حجاب ها را از مقابل چشم برمی دارد تا

    معشوق حقیقی را ببیند.

    پیام : عشق ،افشاگر است.
    ***************************************************************************

    12 همچو نی زهری و تریاقی که دید؟   همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟

    - همچو نی در دو مصراع تشبیه است

    - زهر و تریاق تضاد و نیز مصراع اول پارادوکس محسوب می شود، چون دو مفهومِ متضاد به یک چیز اطلاق

    شده است.

    - بیت موازنه دارد

    - واژه ی « دمساز»  :همدم ، یار مواف

    - هر دو مصراع استفهام انکاری دارد، حرف « که » ضمیر پرسشی است.

    معنی: نی هم زهر است و هم پادزهر. در عین دردآفرینی، درمان بخش نیز هست. نی، هم همدم نی

    زن است و هم مشتاق وصال. ( به ظرفیت وجودی افراد بستگی دارد)

    پیام : نی در عینِ درد آفرینی درمان بخش است .

    ****************************************************************************

     13  نی، حدیث راه پر خون می کند       قصّه های عشقِ مجنون می کند

    - راه پرخون کنایه از سیر و سلوک دشوار راه عشق است.

    * حدیث، مجاز از سخن و کلام(جزییه)

    - مصراع دوم داستان لیلی و مجنون را فرا یاد می آورد و تلمیح دارد.

    معنی: نی داستان پرخطر و دشوار سیر و سلوک عشق را بیان می کند و عشق  عاشقان حقیقی چون

    مجنون را  بازگو می نماید.

    پیام : نی تجلّیِ عشق واقعی است.

    ****************************************************************************

    14 محرمِ این هوش، جز بی هوش نیست        مر زبان را مشتری جز گوش نیست

    - مصراع اول پارادوکس دارد- (محرمِ هوش بودن  و بی هوش .)

    - بیت آرایه ی اسلوب معادله دارد./ واج آرایی صامت « ش» دارد.

    - زبان و گوش مراعات النظیر است./زبان مجاز از سخن و گوش مجاز از شنیدن

    - بین هوش و گوش ،جناس ناقص اختلافی است و نیز قافیه هستند

    - مصراع دوم تمثیل است/ (را) در اینجا فک اضافه است.(مشتریِ زبان)

    هوش: استعاره از حقیقتِ عشق و بی هوش استعاره از عاشقِ واقعی

    - حرف « مر» معنی خاصی ندارد، غالبا ً با حرف « را » می آید از مختصات سبکی( خراسانی) است.

    معنی: حقیقتِ عشق را هر کسی درک نمی کند ، تنها عاشق واقعی آن را درک می کند.، همان طور که

    گوش برای درک سخنانِ« زبان» ، ‌ابزاری مناسب است.

    پیام : به لیاقت درک عشق اشاره دارد.
    ***************************************************************************

      15 در غمِ ما روزها، بیگاه شد          روزها با سوزها ،همراه شد

    - « روزها» مجازاً طول عمر

    - بین روزها و سوزها جناس ناقص اختلافی برقرار است.

    - واج آرایی « ر،ز» محسوس است./

    بی گاه شدنِ روز:کنایه از گذر فوری روز و رسیدن غروب و سپری شدنِ عمر

    معنی: همه ی عمر ما با سوز و گداز عاشقانه به پایان رسید و روزگارمان باغم و اندوه به پایان رسید.

    پیام : عمرِ عاشق با اندوهِ عشق، توام است.

    ***************************************************************************

     16_ روزها گر رفت، گو رو، باک نیست    تو بمان، ای آن که چون تو پاک نیست

    - مصراع اول تشخیص دارد ( گفتگو با روز )

    - روزها مجازاً طول عمر// مرجع ضمیرِ (تو) عشق است.(شاید هم معشوق)

    - بین پاک و باک جناس ناقص اختلافی است . قافیه نیز محسوب می شوند.// ( رو و بمان) تضاد

    - بیت 7 جمله دارد. توجّه شود ( که ) در مصرع دوم حرف ربط نیست. به معنی (کسی) می باشد.

    معنی: اگر روزهای عاشق اینگونه سپری شوند اهمّیتی ندارد، ای عشق! تو پایدار و جاودان بمان، زیرا

    غیر از تو برای ما هدفی پاک وجود ندارد.

    پیام : تنها عشق، ارزش جاودانگی دارد.
    *****************************************************************************

    17 _هرکه جز ماهی، زآبش سیر شد    هرکه بی روزی است، روزش دیر شد

    - ماهی استعاره از عاشقِ واقعی / عارفِ واصل

    - آب ،استعاره از عشق / معرفت الهی

    - بیت آرایه ی تمثیل دارد

    - ماهی و آب مراعات النظیر است

    - روز دیر شدن: کنایه از :آزرده خاطر شدن به خاطر طولانی شدن روز (تباه شدن عمر و حاصل بر

    نداشتن).

    بی روزی:بی نصیب

    - بین سیر و دیر جناس ناقص اختلافی برقرار است و نیز قافیه هستند

    معنی: تنها ماهی دریای حق ( عاشق ) است که از غوطه خوردن در آب عشق و معرفت سیر نمی شود.

    هر کس از عشق بی بهره باشد ،عمرش تباه می شودو حاصلی بر نمی دارد.

    پیام : لیاقت و قابلیّتِ درک عشق در همه کس نیست.


    *****************************************************************************

       18 _در نیابد حالِ پخته هیچ خام          پس سخن کوتاه باید، والسّلام

    - پخته کنایه از عارفِ واصل و انسان کامل

    - خام کنایه از انسان بی بهره از عشق

    - بین پخته و خام تضاد برقرار است.

    سخن کوتاه کردن ،کنایه از به پایان رساندنِ کلام

    معنی: کس که عاشق نباشد ،حالِ عارف واقعی را درک نمی کند. پس بهتر است سخن را کوتاه کنم و به پایان برسانم.پس درود بر شما.

    پیام : لیاقت و قابلیت درک عشق.

    *****************************************************************************

    پایان.

    دوشنبه، بیستم آبان نود و هشت، حسین حسین زاده بافرانی... دبیرِ دبیرستانِ شهید چمرانِ نایین...

                                                                                                             اسعد اللّه ایّامکم

    منبع مطلب : hosein20122012.blogfa.com

    مدیر محترم سایت hosein20122012.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    نـی نــامـــه-درس اوّل

    1 -بشنو از نی چون حکایت می‌کند        از جدایی ها شکایت می کند

    - « نی» استعاره از مولانا یا نماد هر انسان آگاه وآشنا به حقایق و دور مانده از اصل خویش بین حکایت و شکایت جناس ناقص اختلافی است مقصود از جدایی : جدایی روح جزئی ( انسان ) از روح کل (خدا) است.     حسن تعلیل در ناله‌ی نی   

    معنی: وقتی که این نی به صدا در می آید و از درد دوری و فراق خود شکوه می کند به آن گوش فرادار    پیام : ناله ی آدمی مثل نی به خاطر دوری از حق است.

    هم مفهوم: زفراق چون ننالم من دل شکسته چون نی /که بسوخت بندبندم زحرارت جدایی

    مغایر:   من زجان جان شکایت می کنم /من نیم شاکی روایت می‌کنم


    2- کز نیستان تا مرا ببریده‌اند        از نفیرم مرد و زن نالیده اند

    « ‌نیستان» استعاره از عالم معنا     « مرد وزن» مجازاً کل هستی و همه ی موجودات

    معنی: از زمانی که مرا از نیستان(عالم معنا) جداکره اند از سوز و ناله های عاشقانه ی من تمامی هستی با من هم نوا شده اند.        پیام : اندوه تمام هستی به دلیل جدایی از عالم معناست.   نفیر:متضاد نجوا، زاری به آواز بلند

    هم‌مفهوم:مبتلایی به غم و محنت و ایام فراق / ای دل این ناله و افغان تو بی چیزی نیست


    3 -سینه خواهم شرحه شرحه از فراق      تا بگویم شرح درد اشتیاق

    « سینه » مجازاً شنونده ای درمند و درد آشنا       بین « شرحه » و « ‌شرح » جناس ناقص افزایشی است(؟)    واج آرایی (( ش‌)) / واژه ی « شرحه » تکرار است        « درد اشتیاق » : مفهومی پارادُکسی دارد ( متناقص نما)   اشتیاق در کلام مولانا:کشش روح کمال‌طلب به خدا        معنی: برای بیان درد اشتیاق ، شنونده ای می خواهم که دوری از حق را ادراک کرده و دلش از درد و داغ فراق سوخته باشد.    شرحه:گوشتی که به درازا ببرند    پیام : لیاقت درک عشق ،طلب شنونده‌ی دردآشنا،اهلیّت

    هم‌مفهوم: ز سوز سینه ی مجروح من نشد آگه / مگر کسی که چو من از فراق یار بسوخت


    4 -هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش      بازجوید روزگار وصل خویش

    - بین واژه ی اصل و وصل جناس ناقص اختلافی برقرار است        آرایه ی تلمیح در بیت مشهود است : « انالله و انا الیه راجعون» و « کل شی ءً یرجعُ الی اصله » .دور و وصل:تضاد  

    معنی: هر کس از جایگاه و وطن اصلی خویش دور بماند پیوسته در آرزوی وصال است و جایگاه اصلی خود را جستجو می کند.         پیام : همه ی موجودات به جایگاه اصلی خود بر می گردند. گرایش جزءبه کل،تعالی‌خواهی

    هم‌مفهوم:به اصل باز شود فرع و هست نزد خرد / مر این حدیث مسلم، هم این مثل مضروب


    5 -من به هر جمعیتی نالان شدم         جفت بد حالان و خوش حالان شدم

    - بین نالان و حالان جناس ناقص اختلافی برقرار است و نیز بد حالان و خوش حالان با هم تضاد دارند.بدحالان رمز بی‌بهرگان از حقیقت ؛خوش حالان رمز عارفان واصل        مقصود از بد حالان کسانی هستند که سیر و سلوک آنها به سوی حق و واردات قلبی آنها از طرف حق کم است اما خوش حالان سیر و سلوک وواردات قلبی آنان بسیار است.    به:همراهی

    معنی: من ناله ی عشق را برای تمام انسان ها سر داده ام و با سالکان کندرو و رهروان تندرویِ شادمان از سیر و سلوک همراه گشتم.      پیام: به فراگیری ناله ی نی   قابلیت نی وسردادن ناله ی عشق برای همه اشاره دارد.


    6 -هرکسی از ظن خود شد یار من         از درون من نجست اسرار من

    - بین « ‌ظن» و « من» جناس ناقص اختلافی است.        واژه ی من تکرار شده است.        واج آرایی « ‌ن» محسوس است.      معنی: هرکسی در حد فهم و ادراک خود با من همراه و یار شد اما حقیقت حال مرا درنیافت.مفهوم: نارسایی ظن و گمان درسانیدن به حقیقت   غربت مولانا درون واسرار:تناسب

    هم‌مفهوم:محرم راز دل شیدای خود/کس نمی بینم زخاص و عام را


    7 -سرّ من از ناله ی من دور نیست       لیک چشم و گوش را آن نور نیست

    - بین دور و نور جناس اختلافی است ضمن این که قافیه نیز هستند.     چشم و گوش» مجازاً کل حواس ظاهری است.« نور» نماد معرفت ایزدی و استعاره از بصیرت و دانایی است.« من» آرایه ی تکرار دارد.          

    معنی: اسرار من در ناله های من نهفته است اما با چشم و گوش و حواس ظاهری نمی توان به حقیقت این ناله و اسرار درون پی برد.      پیام : راز درون نادیدنی است. حواس ظاهری ناتوانند از درک حقیقت   نور برای گوش :حسامیزی


    8 -تن ز جان و جان زتن مستور نیست        لیک کس را دید جان دستور نیست

    بین مستور و دستور جناس ناقص اختلافی است ضمن این که قافیه نیز محسوب می شوند.       « تن زجان و جان ز تن » آرایه ی قلب و عکس دارند.   واژه ی« دید» در معنای مصدری« دیدن» آمده که به آن مصدر مرخّم می گوییم / و حرف « را » به معنای « برای» و حرف اضافه است .            مقصود از جان اسرار درون آدمی است .        « تن و جان» مفهومی متضاد دارند و نیز واژه ی « جان» تکرارهست.

    معنی: گرچه جان، تن را ادراک می کند و تن از جان آگاهی‌دارد و هیچ‌یک از دیگری پوشیده نیست، اما توانایی دیدن جان، به هیچ چشمی داده نشده است.        پیام:« روح» از اموری نادیدنی است. نزدیکی دو چیز دلیل آشنایی آن دو از یکدیگر نیست (بیت 7و8 با هم پیوند معنایی دارند و بیت 8 تاکیدوتمثیلی بر بیت 7 است).


    9- آتش است این بانگ نای و نیست باد     هرکه این آتش ندارد ، نیست باد

    - بانگ نای به آتش تشبه شده است .     « نیست باد» در مصراع اول و دوم جناس تام دارد ، « نیست» در مصراع اول فعل و در مصراع دوم صفت است به معنای « نابود »    باد در مصراع اول اسم و در مصراع دوم فعل دعایی است . در نتیجه « نیست باد» در حکم   قافیه است نه ردیف که قافیه ی اصلی واژه ی « باد » است یعنی بیت « ذوقافیتین» است .   آتش استعاره ومجاز از عشق یا بانگ عاشقانه ی نی است.واژه ی آتش تکرار است.               

    معنی: آوازی که از این نی(مولانا) برمی خیزد، آتش عشق است ودم ظاهری نیست. هر کس در وجودش آتش عشق راه نیافته است، نابود گردد. ( درحقیقت، نی عشق را پروردگار می نوازد.            پیام : عشق موجب ارزش و تعالی آدمی است. آرزوی مرگ ونفرین بر بی دردان

    هم‌مفهوم :کسی کاو بسته ی زلفت نباشد /چو زلفت درهم و زیر و زبر باد

    10- آتش عشق است کاندر نی فتاد         جوشش عشق است کاندر می فتاد

    - آتش عشق اضافه ی ( تشبیه بلیغ ) ، عشق به آتش مانند شده است.       نی و می : جناس ناقص اختلافی و قافیه نیز هستند. همچنین مقصود از« نی» و « می» کل عالم هستی است پس مجاز نیز محسوب می شود.      واج آرایی« ش» در بیت محسوس است و واژه ی عشق نیز تکرار .         «جوشش عشق» اضافه ی استعاری است.   بیت آرایه ی ترصیع ( موازنه ) دارد.حسن تعلیلدارد     

    معنی: سوز و گداز آتش عشق است که ناله ی نی را اثر گذار کرده و هر جوشش و شوری که در باده ایجاد می شود نیز از اثر عشق است .             پیام : اثر گذاری عشق / عشق در همه چیز جاری و ساری است. محرّک عالم هستی،عشق است

    هم‌مفهوم: به بوی زلف و رخت می‌روند و می‌آیند/صبا به غالیه سایی و گل به جلوه‌گری


       11- نی ، حریف هر که از یاری برید      پرده هایش پرده های ما درید

    - بریدن کنایه از جدا شدن و دور ماندن است. بین دو واژه ی« پرده » و « پرده » جناس تام است پرده ی اول، حجاب یا پوششی است که راز ما را پنهان می کند اما پرده ی دوم صدا و نغمه ی نی است.       « پرده های ما درید» کنایه از فاش کردن راز است. حریف:همدم         

    معنی: نی همدم کسانی است که از معشوق خود جدا مانده اند.        آواز نی، راز عاشقان را آشکار می سازد و برای کسی که جویای معرفت است پرده‌ها و حجاب ها را از مقابل چشم برمی دارد تا معشوق حقیقی را ببیند.     پیام : عشق وآلات موسیقی افشاگر اند

    هم‌مفهوم:راز سربسته ی ما بین که به دستان گفتند/هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر.


    12 -همچو نی زهری و تریاقی که دید ؟         همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟

    - همچو نی در دو مصراع تشبیه است   زهر و تریاق تضاد و نیز مصراع اول پارادوکس محسوب می شود چون دو مفهوم متضاد به یک چیز اطلاق شده است.          واژه ی « دمساز» را می توان ایهام گرفت « الف» همدم ، یار موافق « ب » دمساز به صورت مقلوب؛ ساز دم      هر دو مصراع استفهام انکاری دارد، حرف « که » ضمیر پرسشی است.           

    معنی: نی هم زهر است و هم پادزهر. در عین درآفرینی، درمان‌بخش نیز هست. نی، هم همدم نی زن است و هم مشتاق وصال. ( به ظرفیت وجودی افراد بستگی دارد)     پیام : نی در عین درد آفرینی درمان بخش است . خاصیت و تأثیر دوگانه ی نی

    هم‌مفهوم:راز نهان دار و خمش ورخمشی تلخ بود/آن چه جگر سوزه بود باز جگر سازه شود


    13- نی ، حدیث راه پر خون می‌کند      قصّه های عشق مجنون می کند

    راه پرخون کنایه از سیر و سلوک دشوار راه عشق است.        مصراع دوم داستان لیلی و مجنون را فریاد می آورد تلمیح دارد.                   معنی: نی داستان پرخطر و دشوار سیر و سلوک عشق را بیان می کند و عشق عاشقان حقیقی مانند مجنون را بازگو می نماید.           پیام : نی تجلی عشق واقعی است. خطرات عشق و راه سلوک فنای عاشقپرخون:صفت مضاف الیه      مجنون مضاف الیه مضاف الیههردو وابسته ی وابسته

    هم‌مفهوم:شیر در بادیه‌ی عشق تو روباه شوتد/آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست


    14- محرم این هوش جز بی هوش نیست        مر زبان را مشتری جز گوش نیست

    - مصراع اول پارادوکس دارد- محرم هوش بودن بی هوش .     بیت آرایه ی اسلوب معادله / واج آرای(نغمه‌ی حروف) صامت « ش» دارد.                زبان و گوش مراعات النظیر است        بین هوش و گوش جناس ناقص اختلافی است و نیز قافیه هستند    مصراع دوم تمثیل است        حرف « مر» معنی خاصی ندارد، غالبا ً با حرف « را » می آید از مختصات سبکی است.    

    معنی: حقیقت عشق را هر کسی درک نمی کند ، تنها عاشق ( بی هوش ) محرم است ، همان طور که گوش برای درک سخنانِ« زبان» ، ‌ابزاری مناسب است.     مشتری بودن گوش تشخیص       پیام : به لیاقت درک عشق اشاره دارد و نارسایی حواس ظاهری

    هم‌‌مفهوم:هوش را بگذار وآن گه هوش دار/گوش را بربند وآن‌گه گوش دار


    15- در غم ما روزها بیگاه شد        روزها با سوزها همراه شد

    « روزها» مجازاً طول عمر        بین روزها و سوزها جناس ناقص اختلافی برقرار است. واج آرایی « ر» / و / ر / محسوس است.

    معنی: همه ی عمر ما با سوز و گداز عاشقانه به پایان رسید و روزگارمان باغم و اندوه به پایان رسید.            پیام : عمر عاشق با اندوه عشق توام است.

    مغایر:حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا/من چرا عشرت امروز به فردافکنم


    16- روزها گر رفت، گو رو ، باک نیست        تو بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست

    مصراع اول تشخیص دارد ( گفتگو با روز )    روزها مجازاً طول عمر    بین پاک و باک جناس ناقص اختلافی است . قافیه نیز محسوب می شوند.   بیت 6 جمله دارد.       

    معنی: اگر روزهای عاشق اینگونه سپری شوند اهمیتی ندارد، ای عشق! تو پایدار و جاودان بمان، زیرا غیر از تو برای ما هدفی پاک وجود

    ندارد.         پیام : تنها عشق ارزش جاودانگی دارد وآرزوی بقای عشق   بی‌باکی عاشق از گذر عمرش

    هم‌مفهوم:من و دل گر فدا شدیم چه باک/غرض اندر میان سلامت اوست


    17 -هرکه جز ماهی ، زآبش سیر شد      هرکه بی روزی است ، روزش دیر شد

    ماهی استعاره از عاشق واقعی / عارف واصل     آب استعاره از عشق بی‌کرانه ومعرفت    بیت آرایه ی تمثیل دارد        ماهی و آب مراعات النظیر است      روزش دیر شد کنایه از خسته و ملول شدن     سیر مجازاً خسته     بین سیر و دیر جناس ناقص اختلافی برقرار است و نیز قافیه هستند         

    معنی: تنها ماهی دریای حق ( عاشق ) است که از غوطه خوردن در آب عشق و معرفت سیر نمی شود. هر کس از عشق بی بهره باشد ، ملول وخسته می‌شود.            پیام : لیاقت و قالیت درک عشق


    18-در نیابد حال پخته هیچ خام       پس سخن کوتاه باید ، والسّلام

    - پخته کنایه از عارف واصل      خام کنایه از انسان بی بهره از عشق    بین پخته و خام تضاد برقرار است.      

    معنی: کس که عاشق نباشد حال عارف واصل را درک نمی کند پس بهتر است سخن را کوتاه کنم و به پایان برسانم.     پیام : لیاقت و قابلیت درک عشق ،حضور نا اهلان در مجلس مولانا طلب شنونده ی دردآشنا ،قطع سخن در این جا و ادامه‌ی آن در جای دیگر

    منبع مطلب : adabiateazna.blogfa.com

    مدیر محترم سایت adabiateazna.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    نسا امیدی 9 روز قبل
    0

    خیلی زیاده😪😪😪

    ناشناس 16 روز قبل
    0

    عااااااااالییییی

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    0
    سلام 26 روز قبل

    سلام

    برای ارسال نظر کلیک کنید