توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی در محاوراتی که به حضور اومیان دوکس رود خوض ننماید

    1 بازدید

    معنی در محاوراتی که به حضور اومیان دوکس رود خوض ننماید را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    آموزش ادبیات سوم راهنمایی - درس سیزدهم آداب زندگانی

    درس سیزدهم              آداب زندگانی

    نوع نثر : ساده و روان

    از کتاب : قابوس نامه‌ی عنصر المعالی کیکاووس

    *سخن نا پرسیده مگوی و از گفتار خیره پرهیز کن . چون باز پرسند ، جز راست مگو. تا نخواهند ، کس را نصیحت مگوی و پند مده ؛ خاصّه کسی را که پند نشنود که او خود اوفتد.

    معنی :

    تا حرفی را از تو نپرسیده‌اند ، چیز نگو و از سخن بیهوده دوری کن. وقتی از تو چیزی می‌پرسند ، فقط حرف راست بگو. تا از تو نخواسته‌اند کسی را نصیحت نکن و پند نده ؛ مخصوصاً کسی که پندها را نمی‌شنود و نمی‌پذیرد ، زیرا چنین کسی خودش گرفتار می‌شود.

    لغت :

    نا پرسیده : نپرسیده / گفتار : سخن / خیره : بیهوده / خاصه : مخصوصاً / خود اوفتد : خودش گرفتار شود.

    نکته دستوری :

    باز پرسند : فعل پیشوندی / راست : صفت جانشین اسم (= حرف راست)

    * در میان جمع هیچ کس را پند مده. از جای تهمت زده پرهیز کن و از یار بد اندیش و بد آموز بگریز. به غم مردمان شادی مکن تا مردمان نیز به غم توی شادی نکنند.

    معنی :

    در میان جمع کسی را نصیحت نکن . از رفتن به جایی که مردم به آن گمان بد دارند ، دوری کن و از دوست بدخواه و بد اندیش فرار کن. با غم و اندوه مردم خوشحال نشو تا این که مردم نیز در غم تو شادی نکنند.

    نکته دستوری :

    تهمت زده : مشتق – مرکّب / بد اندیش و بد آموز : صفت مرکّب / مردمان : ساده / شادی : مشتق / مده و مکن : فعل نهی

    * داد ده تا داد یابی . خوب گوی تا خوب شنوی . اگر طالب علم باشی ، پرهیزگار و قانع باش و علم دوست و بردبار و کم سخن و دور اندیش.

    معنی :

    حقّ مردم را بده تا به حقّت برسی. حرف خوب بزن تا حرف خوب بشنوی ، اگر خواهان علم و دانش هستی ، پرهیزگار و قانع باشد و دوست دار علم ، شکیبا ، کم حرف و آینده نگر باش.

    لغت :

    داد : عدل و انصاف ( داد ده : حق را بده ، با عدل و انصاف ، رفتار کن.) / طالب : خواهنده ، طلب کننده/ پرهیزگار : پارسا / دور اندیش : آینده نگر

    نکته دستوری :

    پرهیزگار : مشتق / علم دوست ، بردبار ، کم سخن و دور اندیش : مرکّب / فعل اسنادی « باش » بعد از « دور اندیش » به قرینه‌ی لفظی ، حذف شده است و تمام واژه های « پرهیزگار ، قانع ، علم دوست ، بردبار ، کم سخن و دور اندیش » ، نقش مسندی دارند.

    نوع نثر : مسجّع و آهنگین

    از : الهی نامه‌ی خواجه عبدا... انصاری

    * عمر در پرستش خدای تعالی خرج کن که حساب ، او خواهد خواست. بر گذشته و شکسته و ریخته افسوس مخور . تمام زیرکی را عاقبت اندیشی نام نه. معیشت تنگ را به توکّل دفع کن ، دین را به علم نگاه دار ، اگر علم خواهی با تنهایی بساز.

    معنی :

    عمر خودت را در راه عبادت خداوند بلند مرتبه ، سپری کن ، زیرا خداوند در روز قیامت از انسان‌ها ، حساب رسی خواهد کرد. بر چیزهایی که گذشته و از دست رفته ، افسوس نخور. تمام هوشیاری و زیرکی را در عاقبت اندیشی و آینده نگران بدان . سختی زندگی را با اعتماد به خداوند ، سپری کن. با علم و دانش ، دین خود را حفظ کن. اگر خواستار علم و دانش هستی با تنهایی بساز و مدارا کن.

    لغت :

    تعالی : بلند مرتبه / حساب : حساب رسی کردن ، باز خواست کردن / شکسته : ویران شده / افسوس : حسرت ، غصّه / عاقبت اندیشی :آینده نگری ، فکر پایان کاری را کردن / معیشت : زندگی / توکّل : اعتماد

    نکته دستوری :

    واژه های « پرستش ، گذشته ، شکسته ، ریخته ، زیرکی و تنهایی » ، مشتق هستند. / عاقبت اندیشی : مشتق – مرکّب

    * فراخ دلی خواهی تن آسانی را بگذار . کم خصمی خواهی ، به خود مشغول باش . خلق را دوست خواهی مال را دشمن گیر . خود را آسوده خواهی ، بد مکن. شر نخواهی ، بد بگذار. جنگ نخواهی ، تحمّل کن. دعا را بهتر از سپاه دان. امید را بهتر از گنج دان. هرچه دون خدای است همه را باطل دان. بلا از دوست عطاست ، پس ، از عطا نالیدن خطاست.

    معنی :

    اگر آسوده خیال می‌خواهی ، تنبلی را رها کن . اگر می‌خواهی که دشمن ، کم‌تر داشته باشی ، به کار خودت مشغول شو. اگر می‌خواهی مردم با تو دوست باشند ، دشمن مال و ثروت باش. اگر می‌خواهی آرامش و آسایش داشته باشی ، کارهای بد ، انجام نده . اگر می‌خواهی از شرّ و بدی در امان باشی ، بدی را کنار بگذار. ( در حقّ کسانی بدی نکن ) . اگر خواستار جنگ و دعوا نیستی ، سختی‌ها و ناملایمات را تحمّل کن . مناجات با خدا را ( کمک خواستن از خدا را) بهتر از قدرت سپاه و لشکر بدان . امیدواری را بهتر از گنج و ثروت بدان.

    هر چیزی که غیر از خداست ، باطل بدان ، بلا و رنجی که از جانب خدا باشد ، بخشش و عطا است و نالیدن از عطا و بخشش اشتباه است.

    لغت :

    فراخ دلی : آسودگی خیال ، بی باکی/ تن آسانی : تنبلی / کم خصمی : کم دشمن بودن / شر : بدی / بگذار : رها کن / دون : غیر / عطا : بخشش / مال را دشمن گیر : مال اندوزی نکن ، بخشنده باش

    آرایه :

    دوست و دشمن : تضاد / جنگ و سپاه : مراعات نظیر / عطا و خطا : جناس و سجع

    نوع نثر : ساده و روان

    از : اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین توسی

    * آدمی باید که بسیار نگوید و سخن دیگری به سخن خود قطع نکند و هر که حکایتی یا روایتی کند و او بر آن واقف باشد ، وقوف خود بر آن اظهار نکند ، تا آن کس آن سخن به اتمام رساند و چیزی را که از غیر او پرسند ، جواب نگوید.

    معنی :

    آدم نباید بسیار حرف بزند و نباید حرف دیگری را با حرف خود ، قطع کند. اگر کسی حکایتی یا روایتی را بیان می‌کند و او بر آن موضوع آگاهی دارد ، آگاهی خود را آشکار نکند تا آن شخص ، حرفش را به پایان برساند و چیزی را که از دیگران می‌پرسند ، پاسخ ندهد.

    لغت :

    آدمی : انسان / حکایت : قصّه و داستان / واقف : آگاه ، باخبر / وقوف : آگاهی / اظهار : آشکار و بیان / اتمام : پایان

    توجه : واقف و وقوف ، هم خانواده هستند.

    * اگر سؤال از جماعتی کنند که او داخل آن جماعت بود ، بر ایشان سبقت ننماید و اگر کسی به جواب مشغول شود او بر بهتر جوابی از آن قادر بود ، صبر کند تا آن سخن ، تمام شود ، پس جواب خود بگوید بر وجهی که در متقدّم طعن نکند.

    معنی :

    اگر از گروهی ، پرسشی شود که او هم در میان آن‌هاست ، در جواب دادن بر دیگران ، پیشی نگیرد و اگر کسی مشغول جواب دادن باشد و او قادر است که بهتر جواب دهد باید صبر کند تا حرف و جواب آن شخص تمام شود ، سپس جواب خود را به گونه ای بگوید که شخص قبلی ، مورد تحقیر و نکوهش قرار نگیرد.

    لغت :

    جماعت : گروه / سبقت : پیشی گرفتن / بر وجهی : به گونه ای ، به صورتی / متقدّم : پیشین ، قبلی / طعن : سرزنش ، نکوهش

    * در محاوراتی که به حضور او میان دو کس رود ، خوض ننماید و اگر از او پوشیده دارند ، استراق سمع نکنند و تا او را با خود در آن مشارکت ندهند ، مداخلت نکند.

    معنی :

    به گفت و گو هایی که در حضور او بین دو نفر انجام می‌گیرد ، دقّت و فکر نکند و اگر آن‌ها ، سخنشان را از او مخفی می‌کنند ، دزدیده گوش نکند و تا وقتی که او را در گفت و گوی خود ، شرکت ندادند ، دخالت نکند.

    لغت :

    محاورت : ج محاوره ، گفت‌وگوها ، گفتارها / خوض نمودن : در امری اندیشیدن ، به عمق و ژرفای چیزی فکر کردن / استراق سمع : پنهانی گوش کردن ، دزدیده گوش کردن / مشارکت : شرکت دادن .

    توجه : به نثر های این درس ، نثرهای تاریخی می‌گویند . مهم‌ترین ویژگی نثر های تاریخی ، کوتاه بودن جمله‌ها ، تکرار کلمه‌ها و حذف فعل است که در این نثرها کاملاً مشاهده می‌شود.

    دو بیت زیر مربوط به تمرین شماره‌ی 2 کار گروهی است.

    قالب شعر : رباعی

    از کتاب : اخلاق ناصری ، خواجه نصیر توسی

    بیت 1 : کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی                     چیزی که نپرسند تو از پیش مگوی

    معنی :

    تا می‌توانی کم حرف بزن و سخنی را بگو که برای خیر و صلاح تو باشد. قبل از این که از تو چیزی را بپرسند ، تو سخنی نگو.

    بیت 2 : دادند دو گوش و یک زبانت ز آغاز                               یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی

    معنی :

    خداوند از همان آغاز خلقت به تو دو گوش داد و یک زبان و منظورش این ست که بیش‌تر سکوت کن و سخن دیگران را بشنو و کم‌تر حرف بزن.

    آرایه :

    گوش و زبان : مراعات نظیر / تکرار « و » (ـُ) : واج آرایی

    توجه :

    این شعر با متن سوم درس آداب زندگانی ، از کتاب اخلاق ناصری ارتباط معنایی دارد :

    آدمی باید که بسیار نگوید و سخن دیگری به سخن خود قطع نکند...

    تاریخ ادبیات :

    عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر : وی از امرای دانشمند آل زیار ( در قرن 5 هجری ) است. فرمانروای وی منحصر به قسمت محدودی از گرگان و طبرستان بود. عنصر المعالی مدری آگاه و دانشمند بود و به فارسی و طبری شعر می‌سرود . کتاب « قابوس‌نامه » وی که در حقیقت ، نصایح و اندرزهای زندگی ساز او خطاب به فرزندش است ، از آثار معروف نثر ساده و روان فارسی به شمار می‌آید.

    خواجه عبدا... انصاری : شیخ الاسلام ابو اسماعیل بن محمد انصاری هروی معروف به پیر انصار و پیر هرات ( 369 هـ . ق – 481 هـ . ق ) در هرات به دنیا آمد . وی زبانی گویا و طبعی توانا داشت . شعر پارسی و عربی را نیکو می‌سرود . امّا شهرتش بیش‌تر به سبب کتاب « مناجات نامه » و « الهی نامه » است که نثری آهنگین و موسیقایی دارد. خواجه عبدا... از پیش گامان نثر مسجّع به شمار می‌آید.

    اخلاق ناصری : کتابی است نوشته‌ی نصیرالدّین توسی به فارسی که در نهایت زیبایی ، سخنان افلاطون و ارسطو را در حکمت عملی بررسی کرده و نظریات پیشینیان را شرح داده است.

    برای مشاهده بقیه درس به ادامه مطلب مراجعه کنید

    منبع مطلب : adab3vom.mihanblog.com

    مدیر محترم سایت adab3vom.mihanblog.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درس سیزدهم

    چون باز پرسند،جز راست مگوی.تا نخواهند، کس

    را نصیحت مگوی و پند مده؛ خاصّه کسی را که

    پند نشنود که او خود اوفتد.در میان جمع هیچ

    کس را پند مده.از جای تهمت زده پرهیز کن

    و از یار بد اندیش و بدآموز بگریز.به غم مردمان

    شادی مکن تا مردمان نیز به غم تو شادی نکنند.

    داد ده تا داد یابی.خوب گوی تا خوب شنوی.

    اگر طالب علم باشی،پرهیز گار و قانع باش و

    علم دوست و بردبار و کم سخن و دور اندیش.

                                قابوس نامه،عنصرالمعالی کیکاووس

    معنی:

    سعی کن تا زمانی که از تو سوالی نکرده اند

    حرفی نزنی و از سخنان بیهوده دوری کنی و

    وقتی که از تو چیزی بپرسندفقط راست بگویی

    و تا کسی از تو نخواهد نصیحت نکن.

    از جایی که ممکن است در آن جا به تو تهمت

    بد زده شود یا جایی که بد نام است دوری کن.

    از دوستان بد که کار بد میکنندو می  آموزند

    فرار کن.از غم مردم خوشحال نباش تا مردم

    هم در غم تو شاد نباشند.عدل و انصاف را

    برای مردم رعایت کن تادر مورد توعدل و

    انصاف را رعایت کنند.حرف خوب بگو تا حرف

    خوب بشنوی.اگر می خواهی علم به دست

    بیاوری باید پارسا و خشنود باشی.علم را دوست

    بداری و صبر داشته باشی.کمتر سخن بگویی

    و عاقبت نگر باشی.

    دانش های زبانی:

    ناپرسیده: نپرسیده

    گفتار خیره : کلام بیهوده

    پرهیز کن: دوری کن

    تهمت: گمان بد به کسی نسبت دادن،افترا

    یار بد اندیش:دوست بد،دوستی که در اندیشه ی

    کار بد است.

    داد: عدل و انصاف

    پرهیزگار: پارسا،پاک دامن

    دور اندیش: عاقبت اندیش،عاقبت نگر

    بردبار: صبور

    خاصّه : مخصوصاً

    که او خود اوفتد : که او اسیر و گرفتار شود،

    که او ضرر کند.

    داد ده تا داد یابی:حق و حقوق دیگران را بده تا

    حق و حقوقت را بدهند.

    طالب: خواستار

    قانع: خرسند

    تاریخ ادبیات:

    قابوس نامه:کتابی است به فارسی تألیف عنصرـ

    المعالی کیکاووس بن اسکندر(قرن پنجم)،نام

    قابوس نامه از نام نویسنده که در تاریخ به

    قابوس دوم معروف است گرفته شده.

    کتابی اخلاقی و تربیتی است و آن را برای تربیت

    فرزندش نوشته است.

    عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر:وی از امرای

    دانشمند آل زیار(در قرن پنجم)است.فرمانروایی

    وی منحصر به قسمت محدودی از گرگان و

     طبرستان بود.عنصر المعالی مردی آگاه و

    دانشمند بود و به فارسی و طبری شعر

    می سرود.کتاب "قابوس نامه"ی وی که در

    حقیقت نصایح و اندرزهای زندگی ساز او

    خطاب به فرزندش است،از آثار معروف نثر

    ساده و روان فارسی به شمار می آید.

    عمر در پرستش خدای تعالی خرج کن که

    حساب ،او خواهد خواست.برگذشته و شکسته

    و ریخته افسوس مخور.تمام زیرکی را عاقبت

    شناسی نام نِه.معیشت تنگ را به توکل دفع کن،

    دین را به علم نگاه دار،اگر علم خواهی با تنهایی

    بساز.فراخ دل خواهی تن آسایی را بگذار.کم

    خصمی خواهی،به خود مشغول باش.خلق را

    دوست خواهی،مال را دشمن گیر.خود را آسوده

    خواهی،بد مکن.شر نخواهی،بد بگذار.جنگ

     نخواهی،تحمل کن.دعارا بهتر از سپاه دان.

    امید را بهتر از گنج دان.هرچه دون خدای است

    همه را باطل دان.بلا از دوست عطاست،پس،

    از عطا نالیدن خطاست.

                              الهی نامه،خواجه عبدالله انصاری

    معنی:

    عمرت را در پرستش خدا صرف کن زیرا خداوند

    حساب عمر ما را می خواهد.بر عمر گذشته و

    چیزهایی که تباه شده و از بین رفته ناراحتی

    نکن.عاقبت اندیشی بهترین زرنگی و زیرکی

    است.زندگی سخت را با توکل به خدا آسان

    کن. با افزایش علمت، دین خود را حفظ کن.

    برای به دست آوردن علم تنهایی را درک کن.

    آسودگی و راحتی می خواهی باید تنبلی

    را کنار بگذاری.اگر نمی خواهی کسی دشمن

    تو باشد کاری به کار دیگران نداشته باش.برای

    اینکه مردم با تو دوست باشند نباید خسیس

    باشی و برای راحتی و آسودگی به دیگران

    بد نکن.اگر به دنبال درد سر نمیگردی پس

    کار بد انجام نده.اگر جنگ را دوست نداری

    پس بر سر مسائلی که جنگ ساز است

    صبر و تحمل داشته باش.خواستن از خدا

    بهتر است تا به دست آوردن آن چیز با سپاه

    و جنگ.امید بهترین گنج است.هر چیزی که

    پست تر از مقام خداست باطل است پس

    فقط از خدا بخواه.گرفتاری از جانب خداوند

    یک بخشش است.از مشکلات و سختی ها

    نباید شکایت کرد.

    دانش های زبانی:

    تعالی: بزرگ

    حساب او خواهدخواست: خداوند در روز قیامت

    لحظه لحظه ی عمر ما را سؤال خواهد کرد که

    در چه کاری صرف شده است.

    شکسته: آنچه تباه شد، آنچه خراب شد

    افسوس: دریغ

    زیرکی: زرنگی

    نام نِه: نام گذاری کن

    معیشت: زندگی،وسایل امرار معاش

    توکل: وا گذاشتن کار به خدا

    فراخ دلی: آسودگی خیال،بی باکی،پُردلی

    تن آسایی: تنبلی،راحت طلبی

    خصم: دشمن

    شر: گرفتاری

    تحمل: صبر

    دون : پست،کم و حقیر

    عطا: رحمت ،لطف، بخشش

    خطاست: اشتباه است

    از عطا نالیدن: از بخشش خداوند شکایت

    کردن

    بد بگذار: بد را رها کن

    به خود مشغول باش: به کار خود سرگرم باش

    دفع کن: دور کن

    مال را دشمن گیر: با مال و ثروت دشمن باش

    تاریخ ادبیات:

    الهی نامه: کتابی مختصر از خواجه عبدالله انصاری

    در ستایش پروردگاربا مضامین عارفانه که نثری

    مسجع و آهنگین دارد.

    خواجه عبدالله انصاری:شیخ الاسلام ابو اسماعیل

    بن محمد انصاری هروی معروف به پیر انصار و پیر

    هرات(۳۶۹هـ . ق ـ ۴۸۱هـ .ق)در هرات به دنیا

    آمد.وی زبانی گویا و طبعی توانا داشت.شعر

    پارسی و عربی را نیکو می سرود اما شهرتش

    بیشتر به سبب کتاب"مناجات نامه"و"الهی نامه"

    است که نثری آهنگین و موسیقایی دارد.

    خواجه عبدالله از پیش گامان نثر مسجع است.

    آدمی باید که بسیار نگوید و سخن دیگری به

    سخن خود قطع نکند و هرکه حکایتی یا روایتی

    کندو او برآن واقف باشد،وقوف خود برآن اظهار

    نکند،تا آن کس آن سخن به اتمام رساند و چیزی

    راکه از غیر اوپرسند، جواب نگوید.اگر سؤال از

    جماعتی کنند که او داخل آن جماعت بوَد،بر

    ایشان سبقت ننمایدو اگر کسی به جواب

    مشغول شود و او بر بهتر جوابی از آن قادر

    بود،صبر کند تا آن سخن تمام شود،پس جواب

    خود بگویدبر وجهی که در متقدم طعن نکندو

    در محاوراتی که به حضور او میان دو کس رود،

    خوض ننماید و اگر از او پوشیده دارند،استراقِ

    سمع نکند و تا او را با خود درآن مشارکت ندهند،

    مداخلت نکند.

                            اخلاق ناصری،خواجه نصیرالدین توسی

    معنی:

    انسان بایدزیاد صحبت نکندو سخن شخص دیگر

     را قطع نکند و اگر کسی داستان یاروایتی را

    تعریف می کند و او از آن مطلع است نباید آگاهی

    خودش را آشکار کند تا آن شخص سخنش

    به پایان برسد و تا زمانی که چیزی را از کسی

    جز او میپرسند او جواب ندهد.اگر در میان جمعی

    بودو از آن جمع سوالی پرسیده شدبرای پاسخ

    دادن از آنها پیشی نگیردواگر کسی در حال جواب

    دادن بود و او پاسخی بهتر داشت باید صبرکند

    تا سخن آن شخص تمام شودبعد از آن جواب

    خود را بگویدآن هم به طوری که شخصِ

    قبلی را سرزنش نکند.در گفت و گویی که

    در حضور او میان دونفر انجام میشود تفکر

    و اندیشه نکندو اگر سخن خود را از او مخفی

    میکنندپنهانی به آن گوش نکندوتا به میل و

    علاقه ی خودشان او را از آن موضوع آگاه

    نکنند،دخالت نکند.

    دانش های زبانی:

    بایدکه: لازم است،واجب است

    واقف: آگاه

    وقوف : آگاهی، اطلاع

    آدمی: انسان

    سخن دیگری قطع نکند: در میان سخن دیگران

    وارد نشود.

    حکایت: داستان، قصه

    روایت: خبر

    اظهار نکند:آشکار نکند

    سبقت: پیشی گرفتن

    جماعت: گروه،عده ای ازمردم

    متقدم:پیشین،دارای تقدم

    طعن نکند: طعنه نزند،سرزنش نکند

    قادر بوَد: توانا بود

    محاورات: گفت و گوها

    خوض: اندیشه،فکر

    خوض نمودن:در کاری اندیشیدن،به عمق

    چیزی فکر کردن

    پوشیده دارند: مخفی کنند

    استراق سمع: پنهانی گوش دادن

    مداخلت: داخل شدن،دخالت کردن

    مشارکت:شریک بودن

    تاریخ ادبیات:

    اخلاق ناصری:کتابی است نوشته ی نصیرالدین

    توسی به فارسی که در نهایت زیبایی سخنان

    افلاطون و ارسطو را در حکمت عملی بررسی

    کرده و نظریات پیشینیان را شرح داده است.

    خواجه نصیر الدین توسی:ابوجعفر نصیر الدین

    محمدبن حسن توسی از علمای بزرگ ریاضی،

    نجوم و حکمت ایران در قرن هفتم و نیز از وزیران

    بزرگ آن دوره است که با تدابیر خاصی از خرابی

    شهرها و کشتار دسته جمعی مردم به دست

    هلاکو جلوگیری کرد.این دانشمندبا تدبیر یکی

    از فقهای مذهب تشیع است که هلاکو را به

    ایجاد رصد خانه ی مراغه تشویق کرد.کتاب

    "اخلاق ناصری"از مشهورترین تألیف های او

    است.

    منبع مطلب : drhs-adabiat.blogfa.com

    مدیر محترم سایت drhs-adabiat.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    Reyhaneparsaj 2 سال قبل
    0

    متشکرم از توضیحاتتون🤩🤩🤩🤩

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید