توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی شعر از گفته ی ناکرده و بیهوده چه حاصل کردار نکو کن که نه سودی ست ز گفتار

    1 بازدید

    معنی شعر از گفته ی ناکرده و بیهوده چه حاصل کردار نکو کن که نه سودی ست ز گفتار را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    معنای اییات شعر میوه ی هنر

    آن قصّه شنیدید که در باغ یکی روز ...............از جور تبر، زار بنالید سپیدار .
    آن داستان را شنیده اید که در باغ یک روز از ستم تبر سپیدار سخت ناله می کرد
    کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی ....... ازتیشه ی هیزم شکن وارّه نجار
    که از دست ارّه نجار و تیشه هزم شکن برای من نه ریشه ای مانده و نه شاخه ای .
    گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس ..... کاین موسم حاصل بودو نیست تورا بار
    تبر آهسته به اوگفت : گناه تو این است که الان فصل میوه دادن است ولی تو میوه و ثمری نداده ای .
    تا شام ،نیافتاد صدای تبر از گوش ......شوده توده درباغ ، سحر هیمه بسیار .
    تا شب صدای تبر هچنان ادامه داشت و قطع نشد و صبح در آن باغ توده ای از هیزم جمع شده بود .
    دهقان چوتنورخود ازاین همیه برافروخت ......بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار .
    وقتی کشاورز ( باغبان ) تنور خودش را با آن هیزم روشن کرد سپیدار گریه کرد و دوباره گفت .
    آوخ که شدم هیزم و، آتشگر گیتی .......... اندام مرا سوخت چنین زآتش ادبار .
    افسوس که به هیزم تبدیل شده ام و دنیای سوزان ( ستمگر ) بدن مرا این چنین در آتش بدبختی سوزاند .
    خندید براو شعله ، کز دست که نالی ....... ناچیزی تو، کرد بدین گونه تورا خار(خوار).
    شعله به او خندید و گفت از چه کسی شکایت می کنی ؟ بی ارزشی تو تورا اینگونه پست وحقیر کرده است .
    آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد .......فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار .
    آن درختی که رشد می کند ولی میوه نمی دهد سرانجامش شایسته تر از این نیست که سوزانده می شود .
    جز دانش و حکمت نَبُوَد میوه ی انسان ......ای میوه فروش هنر این دکّه و بازار .
    حاصل عمر انسان چیزی جز دانش و حکمت نیست ای انسان اگر دانش و هنری اندوخته ای حالا وقت ارائه آن است .
    از گفته ی ناکرده وبیهوده چه حاصل ........ کردار نکو کن که نه سودی ست زگفتار
    سخن بیهوده ای که به آن عمل نمی شود چه فایده ای دارد عمل و کار خود را درست کن و درست انجام بده که در گفتار بی عمل سودی نیست .
    آسان گذرد گرشب و روز و مه و سالت ...... روز عمل و مزد ، بود کار تو دشوار
    اگر شب و روز و ماه و سال تو به تنبلی و تن پروری بگذرد و کار مفیدی برای آخرت انجام ندهی ، روز قیامت که روز حساب اعمال و پاداش دادن است کار تو دشوار می شود .

                                                    «پروین اعتصامی

    درس پانزدهم : میوه ی هنر صفحه 91

    آن قصّه شنیدید که در باغ یکی روز          از جور تبر، زار بنالید سپیدار

    آن داستان را شنیده اید که روزی درخت سپیدار در باغ از ستم تبر از سر ناتوانی ناله می کرد.


    کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی          از تیشه ی هیزم شکن و ارّه نجار

    از دست تیشه هزم شکن و ارّه نجار برای من ریشه و شاخه ای نمانده است.


    گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس          کاین موسم حاصل بود و نیست تو را بار

    تبر آهسته به او گفت : گناه تو این است که الان فصل میوه دادن است ولی تو میوه نداده ای


    تا شام، نیافتاد صدای تبر از گوش       شد توده در آن باغ، سحر هیمه بسیار

    تا شب صدای تبر قطع نشد و صبح در آن باغ هیزم بسیاری جمع شده بود


    دهقان چو تنور خود از این هیمه برافروخت          بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار

    وقتی کشاورز تنور خود را با آن هیزم روشن کرد سپیدار گریه کرد و دوباره گفت


    آوخ که شدم هیزم و، آتشگر گیتی      اندام مرا سوخت چنین ز آتش ادبار

    افسوس که به هیزم تبدیل شده ام و دنیای آتش افروز بدن مرا این چنین از آتش بدبختی و بیچارگی سوزاند


    خندید برو شعله، که از دست که نالی        ناچیزی تو، کرد بدین گونه تو را خوار

    شعله به او خندید و گفت از چه کسی شکایت می کنی؟ بی ارزش بودن تو، تو را اینگونه پست و حقیر کرده است


    آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد         فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار

    شاخه ای که رشد می کند ولی میوه نمی دهد سرانجامی به جز سوختن شایسته اش نیست.


    جز دانش و حکمت نَبُوَد میوه انسان        ای میوه فروش هنر این دکّه و بازار

    حاصل عمر انسان چیزی جز دانش و حکمت نیست. ای انسان اگر دانش و هنری اندوخته ای حالا وقت ارائه آن است


    از گفته ناکرده و بیهوده چه حاصل          کردار نکو کن که نه سودی‌ست ز گفتار

    سخن بیهوده ای که به آن عمل نمی شود چه فایده ای دارد. عمل و کار خوب انجام بده که حرف زدن بدون عمل فایده ای ندارد.


    آسان گذرد گر شب و روز و مه و سالت       روز عمل و مزد، بود کار تو دشوار

    اگر شب و روز و ماه و سال زندگی تو به تنبلی و تن پروری بگذرد و کار مفیدی برای آخرت انجام ندهی، روز قیامت که روز حساب اعمال و پاداش دادن است کار تو دشوار می شود

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ناشناس : نمیدونم 😓🙁

    ناشناس : 😀😋😋😋

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    اسما 15 روز قبل
    0

    عالی بود

    ممنون 17 روز قبل
    1

    ببخشید میشه انشاء در مورد ضرب المثل از گفته ناکرده و بیعوده چه حال کردار نکو کن که نه سودی ست زگفتگار تو رو خدا یکی کمکم کنه

    ک ی ر 3 ماه قبل
    0

    بیا بخورش

    ک ی ر 3 ماه قبل
    -1

    بیا بخورش

    ناشناس 12 ماه قبل
    4

    😀😋😋😋

    2
    مریم 17 روز قبل

    ببخشید کمکم میکنی خیلی ممنون

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    کنایه ی ادبی شاعرآن قصه شنیدکه درباغ

    1
    ناشناس 1 سال قبل

    کنایه ی ادبی شاعرآن قصه

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    خااااا

    تینا 1 سال قبل
    2

    سلام خیلی خوبه عالیه

    ناشناس 1 سال قبل
    4

    نمیدونم 😓🙁

    مهدی 2 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید