توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی شعر علم زندگانی کتاب فارسی پایه هفتم

    1 بازدید

    معنی شعر علم زندگانی کتاب فارسی پایه هفتم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    معنای شعر علم زندگانی فارسی هفتم + آرایه های ادبی و معنی کلمات

    معنای شعر علم زندگانی فارسی هفتم + آرایه های ادبی و معنی کلمات

    پیشنهاد :

    معنی بیت به بیت شعر گل و گل فارسی هفتم

    جواب سوالات درس هفتم فارسی هفتم

    معنی و آرایه های ادبی شعر توفیق ادب فارسی هفتم

    منبع مطلب : sci-hub.ir

    مدیر محترم سایت sci-hub.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معنی درس علم زندگانی فارسی هفتم - درس 7 کتاب فارسی - A101

    علم زندگانی در درس 7 فارسی هفتم قرار گرفته شده است . در این مطلب ما برای شما معنی لغات درس هفتم و معنی شعر این درس را آماده کرده ایم که امیدوارم مثل همیشه دوست داشته باشید.

    آرایه های ادبی درس علم زندگانی فارسی هفتم نیز برای شما دانش آموزان عزیز در مطلبی دیگر مشخص شده است. لینک مطلب قرار داده شده تا در صورت نیاز به آن مراجعه کنید.

    معنی درس علم زندگانی فارسی هفتم

    🔻قالب شعر: مثنوی
    🔻شاعر: پروین اعتصامی

    🔹 معنی واژه های درس هفتم

    شوق: اشتیاق، علاقه
    جرات: شهامت
    شاخسار: شاخه درخت
    بامکی: بام کوچک
    جو کناری: جویبار
    گیتی: جهان، دنیا
    سست: ضعیف، بی حال
    عجز: ناتوانی
    بس: بسیار
    نوکاران: تازه کاران، بی تجربه ها
    برزن: محله،کوچه
    توش: اندوخته، ذخیره، مخفف توشه
    حدیث: سخن، داستان
    گنج: چیزی با ارزش
    گه: گاه، زمان
    دمساز: همراه، سازگار
    هجوم: حمله، یورش
    فتنه: آشوب، در اینجا بدبختی، عذاب
    برومند: بارور، با ثمر، پر بار

    🔹 معنی شعر علم زندگانی

    1 کبوتر بچه ای با شوق پرواز
    به جرات کرد روزی بال و پر باز

    🔹واژه های قافیه: پرواز/باز

    ☑️ معنی بیت:
    روزی جوجه کبوتری با اشتیاق پرواز، با شهامت، بال و پرش را گشود.

    2 پرید از شاخکی بر شاخساری
    گذشت از بامکی بر جو کناری

    ☑️ معنی بیت:
    از شاخه کوچکی بر شاخه دیگر پرید و از بام کوچکی به کنار جویباری پرواز کرد.

    3  نمودش بس که دور آن راه نزدیک
    شدش گیتی به پیش چشم تاریک

    🔹دور و نزدیک: آرایه تضاد
    🔹واژه های قافیه: شاخساری/کناری

    ☑️ معنی بیت:
    از بس که آن راه نزدیک به نظرش طولانی آمد ،جهان در پیش چشمش تاریک شد. (خسته شد)

    4 ز وحشت سست شد بر جای،ناگاه
    ز رنج خستگی درماند در راه

    🔹واژه های قافیه: ناگاه/راه

    ☑️ معنی بیت:
    ناگهان به خاطر وحشت و ترس، بر جایش بی حال ایستاد و از شدت رنج و خستگی از ادامه حرکت بازماند.

    5 فتاد از پای، کرد از عجز فریاد
    ز شاخی، مادرش آواز در داد

    🔹واژه های قافیه: فریاد/داد

    🔹فتاد از پای آرایه کنایه (کنایه از ناتوانی )

    ☑️ معنی بیت:
    درمانده شد و از عجز ناتوانی فریاد کشید، ناگهان مادرش با صدای بلند گفت:

    6 تو را پرواز بس زود است و دشوار
    ز نو کاران که خواهد کار بسیار؟

    🔹واژه های قافیه: دشوار/بسیار

    ☑️ معنی بیت:
    پرواز برای تو بسیار زود و سخت است و کسی از افراد بی تجربه و تازه کار انتظار کارهای بزرگ ندارد.

    7 هنوزت نیست پای برزن و بام
    هنوزت نوبت خواب است و آرام

    🔹واژه های قافیه: بام/آرام

    ☑️ معنی بیت:
    تو توانایی رفتن به کوچه و پریدن بر روی بام را نداری و الان زمان استراحت کردن تو است .

    8 تورا توش هنر می باید اندوخت
    حدیث زندگی می باید آموخت

    🔹واژه های قافیه: اندوخت/آموخت

    🔹توش هنر: تشبیه (هنر مانند توش است)

    ☑️ معنی بیت:
    لازم است که تو تجربه اندوزی کنی و راه و رسم زندگی کردن را یاد بگیری.

    9 بباید هردو پا محکم نهادن
    از آن پس فکر بر پای ایستادن

    🔹واژه های قافیه: نهادن/ایستادن

    ☑️ معنی بیت:
    باید اول بتوانی هر دو پایت را محکم و استوار بر روی زمین بگذاری و بعد از آن به فکر ایستادن باشی.

    10 من اینجا چون نگهبانم تو چو گنج
    تورا آسودگی باید مرا رنج

    🔹واژه های قافیه: گنج/رنج

    🔹آرایه تشبیه (چو نگهبان/ چون گنج )

    ☑️ معنی بیت:
    من در اینجا همانند نگهبان هستم و تو چون گنجی با ارزش می باشی، تو باید آسوده و راحت باشی و من باید رنج محافظت تو را تحمل کنم.

    11 مرا در دام ها بسیار بستند
    ز بالم کودکان پرها شکستند

    ☑️ معنی بیت:
    من در دام های بسیاری گرفتار شدم و کودکان، پرها و بال هایم را شکستند (رنج و سختی زیادی را تحمل کردم و تجربه اندوختم)

    12 گه از دیوار سنگ آمد ،گه از در
    گهم سر پنجه خونین شد، گهی سر

    🔹قافیه ها:در/سر

    ☑️ معنی بیت:
    گاهی از بالای دیوار و گاهی از در خانه به من سنگ می زدند و مرا زخمی می کردند.

    13 نگشت آسایشم یک لحظه دمساز
    گهی از گربه ترسیدم گه از باز

    🔹واژه های قافیه: دمساز/باز

    🔹باز: پرنده شکاری

    ☑️ معنی بیت:
    من لحظه ای در زندگی، در آسایش به سر نبردم. زمانی از گربه و گاهی از باز ترسیدم.

    14 هجوم فتنه های آسمانی
    مرا آموخت علم زندگانی

    🔹واژه های قافیه: آسمانی/زندگانی

    ☑️ معنی بیت:
    بلاها و مشکلات روزگار، علم زندگی کردن را به من یاد داد.

    15 نگردد شاخک بی بن ،برومند
    ز تو سعی عمل باید، ز من پند

    🔹واژه های قافیه: برومند/پند

    ☑️ معنی بیت:
    شاخه کوچکی که بدون ریشه باشد، میوه نمی دهد؛ (رشد نمی کند ) بنابرین تو باید سعی و تلاش کنی، من هم باید به تو پند و اندرز بدهم.

    🔻پیام شعر علم بازرگانی
    انسان باید در زندگی با سعی و تلاش بسیار ،تجربه به دست بیاورد تا در زندگی موفق شود.

    🔴 تاریخ ادبیات:

    #پروین_اعتصامی
    فرزند یوسف اعتصام الملک آشتیانی در تبریز متولد شد .سرودن شعر را از هشت سالگی
    آغاز کرد.
    نخستین شعرهایش را در مجله《بهار》 به چاپ رسانید.
    تنها اثر او ،《دیوان شعری》است که بارها چاپ شده است .
    دیوان او شامل: قصاید و قطعات است.
    بیشتر قطعات خود را به صورت گفت و گو سرود که در اصطلاح ادبی به آن 《مناظره》 می گویند.
    سرانجام پروین بر اثر بیماری حصبه درگذشت. آرامگاه او در شهر قم قرار دارد. 《کنار صحن معصومه (س)》

    منبع مطلب : a101.ir

    مدیر محترم سایت a101.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معنی شعر علم زندگانی و فرشته ی مهرفارسی

    به  نام یزدان دانا و توانا              معنی شعر  « علم زندگانی »    کلاس هفتم          متوسطه اول  

    کبوتر بچّه ای با شوق پرواز            به جرئت کرد روزی با ل و پر باز  

    روزی بچّه کبوتری با هیجان و آرزوی بسیار بال و پر خود را برای پرواز باز کرد .

    پرید از شاخکی بر شاخساری           گذشت از بامکی بر جو کناری  

    از شاخه ی کوچکی به شاخه ی دیگری پرید و از پشت بامی رد شد و کنار جوی آب نشست .

    نمودش بس که دور آن راه نزدیک          شدش گیتی به پیش چشم ، تاریک

    این راه  کوتاه برایش خیلی دور و طولانی به نظر آمد و دنیا  پیش چشمانش تار شد .

    ز وحشت سست شد بر جای ناگاه            ز رنج خستگی در ماند در راه  

    از وحشت و ترس  بر جای خود خشک شد و از شدّت خستگی ، در مانده شد و در راه ماند .

    فتاد از پای کرد از عجز فریاد             ز شاخی مادرش آواز در داد

    خسته شد و از روی نا توانی و خستگی فریاد  زد . مادرش که روی شاخه ی درختی نشسته بود ، گفت

    تو را پرواز زود است و دشوار           ز نوکاران که خواهد کار بسیار  

    پرواز کردن برای تو هم زود است . هم بسیار سخت و دشوار ، چه کسی از افراد تازه کار ، کار بسیار می خواهد ؟ ( کسی کار بسیار نمی خواهد )

    هنوزت نیست پای برزن و بام             هنوزت نوبت خواب است و آرام

     فعلاً وقت خواب و استراحت  توست و زمان پریدن در کوچه و پشت بام نیست . ( توانایی این کار را نداری )

    تو را توش هنر می باید اندوخت             حدیث زندگی می باید آموخت  

    تو در حال حاضر باید علم و دانایی و هنر بیاموزی و رسم زندگی کردن را یاد بگیری .

    بباید هر دو پا محکم نهادن            از آن پس فکر بر پای ایستادن

     اول باید بتوانی پاهای خود را محکم روی زمین بگذاری ، سپس مستقل شوی .

    من این جا چون نگهبانم تو چون گنج             تو را آسودگی باید مرا رنج

     تو مانند گنجی هستی که احتیاج به مراقبت داری و من نگهبان تو هستم . تو باید آسوده باشی و من باید برای مراقبتاز تو رنج و سختی بکشم .

    مرا در دام ها بسیار بستند             ز بالم کودکان پرها شکستند  

    من در دام ها و بلا های بقسیاری گرفتار شدم و بارها بچه ها بال و پرم را شکستند .

    گه از دیوار سنگ آمد ، گه از در              گهم سر پنجه خونین شد ، گهی سر

     از در و دیوار به من سنگ زدند و گاهی پنجه ها و گاهی سرم خونین شد .

    نگشت آسایشم یک لحظه دمساز            گهی از گربه ترسیدم  ، گه از باز  

    آسایش لحظه ای همدم من نشد ( لحظه ای آرامش را ندیدم ) گاهی از گربه ترسیدم و گاهی از باز .

    هجوم فتنه های آسمانی      مرا آموخت علم زندگانی

    حمله ی بال های آسمانی به من راه و رسم زندگی کردن را آموخت .

    نگردد شاخک بی بن برومند       ز تو سعی و عمل باید ، زمن پند

    شاخه ای که ریشه نداشته باشد رشد نمی کند  و قوی نمی شود . تو باید سعی و تلاش کنی و وظیفه ی من هم پند دادن و نصیحت کردن توست . ( تو مانند شاخه ای هستی که بدون توجّه و پند های من ، خوب رشد نمی کنی و برومند نمی شوی )

    منبع مطلب : rahimimahdi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت rahimimahdi.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    Amirmohmad 13 روز قبل
    0

    سلام عالییییییییی خیلی خوبه

    ممد قلی 13 روز قبل
    1

    ععلتبالزتبلددر

    کرنلوتت

    ودترحبحبنستتحلعنهتلللعفججلبلیگبیستلااوزلباسلاتمملیارتاللاتتزللسلامرلارتو

    ناشناس 23 روز قبل
    1

    عالی

    مهدی 1 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید