توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی ضرب المثل موش توی سوراخ نمیرفت جارو به دمش میبست

    1 بازدید

    معنی ضرب المثل موش توی سوراخ نمیرفت جارو به دمش میبست را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    معنی ضرب المثل موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمش می بست

    به گزارش «شیعه نیوز»، داستان و شعر به همراه معانی ضرب المثل ” موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست “

    معانی مَثَل موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست

    ۱- برای حل کردن یک مشکل کوچک، مشکل بزرگتر ایجاد کردن.

    ۲- این مثل در مورد کسانی به کار می رود که برای مشکل خود راه حل پیدا نمی کنند مشکل دیگری نیز به آن اضافه می کنند.

    ۳- طرف خودش پذیرفته نشده نبود می خواست معرف دیگری شود.
    داستان موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست

    از کوچه ای موشی می گذشت، چشمش به یک در قدیمی افتاد که باز بود. به داخل حیاط رفت پیرزنی را دید که سرگرم کار است. موش از فرصت استفاده کرد و جستی زد و به انباری رفت. موش وقتی به انباری رفت، دید در آنجا همه چیز فراوان است.

    یک طرف کیسه های گردو، چند شیشه پنیر که روی طاقچه انباری بود که ردیف به ردیف گذاشته بودند. با خودش گفت: همین جا زندگی می کنم. آن وقت چشمش به سوراخی افتاد. درون آن رفت، به به! چه جایی! مثل این که از اول برای او ساخته شده بود. خوب که نگاه کرد، متوجّه شد که سقف اتاقش تار عنکبوت است.

    موش گفت: باید این جا را خوب تمیز و مرتّب کنم. بعد هم وسایلی را که لازم دارم به این جا می آورم. مثلاً آن تکّه آینه کوچک که از شیشه خانه پیرزن است برای طاقچه ی اتاقم خیلی خوب است. آن شیشه کوچک را که کنار خُمره است، گلاب دان می کنم و در گوشه طاقچه ام کنار آینه می گذارم. وای که چقدر خوش شانسی آورده ام.

    او خوشحال و خندان از لانه خارج شد، نگاهی به اطراف کرد، چشمش به جارویی افتاد که در گوشه انبار به دیوار تکیه داده شده بود. با خود گفت چه کار کنم تا این جارو را با خودم به سوراخ ببرم؟

    سوراخ خیلی کوچک است و اگر جارو را دست بگیرم و با آن به لانه بروم، نمی توانم از آن عبور کنم.

    موش موشک قدری فکر کرد، بعد گفت: بهترین کار این است که جارو را به دُمم ببندم و همین کار را هم کرد. در این هنگام پیرزن وارد انبار شد. او دید که از سوراخ انباری جارویی بیرون آمده است. جارو را کشید. دم موش با جارو کنده شد.

    پیرزن خنده ای کرد و گفت:

    «موش به سوراخ نمی رفت، جارو هم به دمش می بست.» «عیدت را اینجا کردی، نوروزت را جای دیگر کن» زود از این جا برو. موش دیگری هم به این جا آمد و به همین بلا گرفتار شد. موشک دُم بریده، راهش را گرفت و رفت. در بین راه بچّه ها او را دیدند و فریاد می زدند: موشک دم بریده، دمت کجا بریده.

    موش موشک از خجالت پا به فرار گذاشت.

    شعر موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست

    خونه ی خاله موشه
    یه لونه ی قشنگ بود

    کجا؟ سوراخ دیوار
    حیف که یه ذره تنگ بود.

    خاله موشه حیاط رو
    جارو می زد صبح تا شب

    سلیقه اش حرف نداشت
    تمیز بود و مرتب.

    دمش رو با یه جارو
    شکل دم شیر می کرد

    می خواست بره تو خونه
    جارو به در گیر می کرد

    همسایه هاش می گفتند
    مخش خرابه دربست

    موش تو سوراخ نمی رفت
    جارو به دمبش می بست.

    منبع مطلب : www.shia-news.com

    مدیر محترم سایت www.shia-news.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معنی ضرب المثل " موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست " - دانش‌چی

    داستان و شعر به همراه معانی ضرب المثل ” موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست “

    موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست

    معانی مَثَل موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست

    ۱- برای حل کردن یک مشکل کوچک، مشکل بزرگتر ایجاد کردن.

    ۲- این مثل در مورد کسانی به کار می رود که برای مشکل خود راه حل پیدا نمی کنند مشکل دیگری نیز به آن اضافه می کنند.

    ۳- طرف خودش پذیرفته نشده نبود می خواست معرف دیگری شود.

    داستان موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش می بست

    از کوچه ای موشی می گذشت، چشمش به یک در قدیمی افتاد که باز بود. به داخل حیاط رفت پیرزنی را دید که سرگرم کار است. موش از فرصت استفاده کرد و جستی زد و به انباری رفت. موش وقتی به انباری رفت، دید در آنجا همه چیز فراوان است.

    یک طرف کیسه های گردو، چند شیشه پنیر که روی طاقچه انباری بود که ردیف به ردیف گذاشته بودند. با خودش گفت: همین جا زندگیمی کنم. آن وقت چشمش به سوراخی افتاد. درون آن رفت، به به! چه جایی! مثل این که از اول برای او ساخته شده بود. خوب که نگاه کرد، متوجّه شد که سقف اتاقش تار عنکبوتاست.

    موش گفت: باید این جا را خوب تمیز و مرتّب کنم. بعد هم وسایلی را که لازم دارم به این جا می آورم. مثلاً آن تکّه آینه کوچک که از شیشه خانه پیرزن است برای طاقچه ی اتاقم خیلی خوب است. آن شیشه کوچک را که کنار خُمره است، گلاب دان می کنم و در گوشه طاقچه ام کنار آینه می گذارم. وای که چقدر خوش شانسی آورده ام.

    او خوشحال و خندان از لانه خارج شد، نگاهی به اطراف کرد، چشمش به جارویی افتاد که در گوشه انبار به دیوار تکیه داده شده بود. با خود گفت چه کار کنم تا این جارو را با خودم به سوراخ ببرم؟

    سوراخ خیلی کوچک است و اگر جارو را دست بگیرم و با آن به لانه بروم، نمی توانم از آن عبور کنم.

    موش موشک قدری فکر کرد، بعد گفت: بهترین کار این است که جارو را به دُمم ببندم و همین کار را هم کرد. در این هنگام پیرزن وارد انبار شد. او دید که از سوراخ انباری جارویی بیرون آمده است. جارو را کشید. دم موش با جارو کنده شد.

    پیرزن خنده ای کرد و گفت:

    «موش به سوراخ نمی رفت، جارو هم به دمش می بست.» «عیدت را اینجا کردی، نوروزت را جای دیگر کن» زود از این جا برو. موش دیگری هم به این جا آمد و به همین بلا گرفتار شد. موشک دُم بریده، راهش را گرفت و رفت. در بین راه بچّه ها او را دیدند و فریاد می زدند: موشک دم بریده، دمت کجا بریده.

    موش موشک از خجالت پا به فرار گذاشت.

     – قصه های عامیانه، شیرین و کودکانه
     – نگارش و بازآفرین: ژیلا احمدی

    شعر موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست

    خونه ی خاله موشه
    یه لونه ی قشنگ بود

    کجا؟ سوراخ دیوار
    حیف که یه ذره تنگ بود.

    خاله موشه حیاط رو
    جارو می زد صبح تا شب

    سلیقه اش حرف نداشت
    تمیز بود و مرتب.

    دمش رو با یه جارو
    شکل دم شیر می کرد

    می خواست بره تو خونه
    جارو به در گیر می کرد

    همسایه هاش می گفتند
    مخش خرابه دربست

    موش تو سوراخ نمی رفت
    جارو به دمبش می بست.

    منبع مطلب : www.daneshchi.ir

    مدیر محترم سایت www.daneshchi.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معنی و داستان ضرب المثل موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمش می بست

    معنی و داستان ضرب المثل موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمش می بست

    ضرب المثل موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمش می بست یکی از حکایت های پر تکرار در بین ایرانیان می باشد و زمانی از آن استفاده می شود که شخصی برای حل کردن یک مشکل کوچک یک مشکل بزرگتر ایجاد می کند.

    در ادامه برای مشاهده شعر و داستان این حکایت با بخش ضرب المثل ماگرتا همراه باشید.

    معنی ضرب المثل موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمش میبست

    در واقع این حکایت برای افرادی به کار می رود که برای مشکل خود راه حل پیدا نمی کنند مشکل دیگری نیز به آن اضافه می کنند و به تعبیری دیگر برای حل کردن یک مشکل کوچک، مشکل بزرگتر ایجاد می کند.

    داستان کوتاه ضرب المثل موش تو لونه نمی رفت نمی رفت

    موشی در کوچه ای در حال قدم زدن بود که ناگهان چشمش به یک در باز و قدیمی افتاد، در همین هنگام داخل خانه شد و پیرزن را مشاهده کرد که مشغول انجام کارهایش بود.

    موش شروع به گشتن زدن در خانه کرد و به انباری رفت. در این انباری همه چیزی وجود داشت، از کیسه های گردو تا چند شیشه پنیر. موش با دیدن این صحنه با خودش گفت : «همین جا زندگی می کنم.»

    پس از کمی جستن در انباری چشمش به یک سوراخی که در دیوار ایجاد شده بود افتاد و سپس داخل سوراخ شد، به به! چه جایی! مثل این که از اول برای او ساخته شده بود. خوب که نگاه کرد، متوجه شد که سقف اتاقش تار عنکبوت است.

    موش تصمیم گرفت که این سوراخ تبدیل به خانه اش کند پس پیش خود گفت که باید اینجا را به خوبی مرتب کنم و وسایل مورد نیاز را به اینجا اسباب کشی کنم، وای که چقدر شانس آورده ام.

    سپس خوشحال و خندان از لانه خارج شد، نگاهی به اطراف کرد، چشمش به جارویی افتاد که گوشه انبار به دیوار تکیه داده شده بود. با خود گفت چه کار کنم تا این جارو را هم با خودم به سوراخ ببرم؟ سوراخ خیلی کوچک است و اگر جارو را دست بگیرم و با آن به لانه بروم، نمی توانم از آن عبور کنم.

    موش شروع به فکر کردن کرد و با خود گفت: باید جارو را به دمم ببندم تا داخل سوراخ بیاید. در همین هنگام پیرزن وارد انبار شد و دید که از سوراخ انباری جارویی بیرون آمده است. جارو را کشید. دم موش با جارو کنده شد.

    پیرزن خنده ای کرد و گفت: «ضرب المثل موش تو سوراخ نمیرفت جاروهم به دمش بستن». «عیدت را اینجا کردی، نوروزت را جای دیگه کن» زود از این جا برو. موش دیگری هم به این جا آمد و به همین بلا گرفتار شد.

    موش دم بریده، راهش را گرفت و رفت. در بین راه بچه های کوچه او را دیدند و فریاد می زدند: موشک دم بریده، دمت کجا بریده؟ موش از خجالت پا به فرار گذاشت و دیگر آن طرف ها پیدایش نشد.

    شعر حکایت موش داخل سوراخ نمی رفت

    خونه ی خاله موشه
    یه لونه ی قشنگ بود

    کجا؟ سوراخ دیوار
    حیف که یه ذره تنگ بود.

    خاله موشه حیاط رو
    جارو می زد صبح تا شب

    سلیقه اش حرف نداشت
    تمیز بود و مرتب.

    دمش رو با یه جارو
    شکل دم شیر می کرد

    می خواست بره تو خونه
    جارو به در گیر می کرد

    همسایه هاش می گفتند
    مخش خرابه دربست

    موش تو سوراخ نمی رفت
    جارو به دمبش می بست.

    شما نیز برداشتتان از حکایت موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمش می بست را می توانید از طریق بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

    منبع مطلب : magerta.ir

    مدیر محترم سایت magerta.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ملیکا 6 روز قبل
    0

    سلام من ملیکا هستم

    معنی ضرب المثل موش تو سوراخ نمیرفت جارو به دمش میبست

    یعنی برای حل کردن یک مشکل کوچک مشکل بزرگتری ایجاد کرده است

    امیدوارم به دردتون بخوره😍😍😍

    ناشناس 15 روز قبل
    0

    ممممممممنووووون این سایت خیلی خوبه

    خیای عالی 2 ماه قبل
    -1

    ممنون

    -1
    سارا 2 ماه قبل

    ممنون

    مهدی 1 سال قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید