توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی عصاره تاکی به قدرت او شهد فایق شده

    1 بازدید

    معنی عصاره تاکی به قدرت او شهد فایق شده را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    معنی درس اول ادبیات سوم عمومی( گلستان)

    ماهم چنان در اول وصف تو مانده ایم

    منت خدای را ،عزّوجل که طاعتش موجب قربت است وبه شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود

    ممدّحیات است وچون برمی آید ،مفرّح ذات.پس در هر نفسی دو نعمت موجود است وبرهر نعمتی شکری واجب.

    احسان و سپاس خاص خداوند عزیز و بزرگ است که فرمانبرداری و عبادت او سبب نزدیکی و تقرب به اوست و در سپاس و شکرگزاری او افزونی نعمت و بخشش . هر دمی که کشیده می شود، یاری رساننده ی زندگی است و هر بازدمی ، شادی بخش وجود . پس در هر یک نفس دو نعمت وجود دارد و برای هر نعمتی شکری لازم و واجب است.

    از دست وزبان که برآید کزعهده شکرش به درآید؟

    بیت:از دست و زبا ن چه کسی بر می آید که شکر خدا را آن گونه که شایسته است به عهده گیرد و ان را به تمامی انجام دهد؟ (هیچ کس نمی تواند شکر نعمت های او را به جا آورد)

    اعملو آل داود شکراً وَ قلیلٌ من عبادی الشکور

    آیه:ای خاندان داوود سپاس بگزارید و عده ی کمی از بندگان من سپاسگزارند.

    بنده همان به که زتقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد

    ورنه،سزاوار خداوندی اش کس نتواند که به جای آورد

    قطعه:بندگان همان بهتر است که به خاطر کوتاهی و گناه به پیشگاه خداوند عذر و ناتوانی خویش را عرضه کنند

    وگرنه هیچ کس از عهده ی طاعت و عبادت شایسته ی پروردگاری او بر نمی آید

    باران رحمت بی حسابش همه را رسیده وخوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده. پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد ووظیفه ی روزی به خطای منکر نبرد.

    بارش رحم و عطوفت بی محا سبه ی او به همه رسیده و سفره ی نعمت و بخشش بی مضایقه ی او همه جا گسترده شده است.آبروی بندگان را به سبب گناه نهی فرموده نمی برد و روزی و رزق مقرر آنها را به سبب گناه زشت و ناپسند قطع نمی کند.

    فرّاش بادصبا را گفته تا فرش زمردین بگسترد و دایه ی ابربهاری را فرموده تا بنات نبات درمهد زمین بپرورد. درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورزق دربرگرفته واطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه برسرنهاده. عصاره ی تاکی به قدرت او شهد فایق شده وتخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.

    به فرش گستر باد مشرق گفته تا فرش زمرد رنگ سبزه و چمن را پهن کند و به دایه ی ابر بهاری فرمان داده تا دختران گیاه را در گهواره ی زمین پرورش دهد. بر تن درختان جامه ی سبز برگ را به منزله ی جامه ی نوروزی پوشانده و بر سر کودکان شاخ به واسطه ی فرارسیدن فصل بهار کلاه از شکوفه قرار داده است. افشره ی درخت انگور بی مقدار به واسطه ی قدرت او به عسل برگزیده تبدیل شده و تخم خرمایی به واسطه ی پرورش او نخلی بلند و تناور گشته است.

    ابروباد ومه وخورشید وفلک درکارند

    تا تو نانی به کف آری وبه غفلت نخوری

    همه از بهر تو سرگشته وفرمانبردار

    شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

    قطعه: ابر و باد و ماه و خورشید در میان هستند تا تو روزی به دست آوری و با بی خبری از آن بهره نبری

    همه ی پدیده ها حیران و مطیع تواند (همه تسخیر و رام تو شده اند تا تو روزی به دست آوری) انصاف نیست که تو به نوبه ی خود از خدا اطاعت نکنی

    درخبر است از سرور کاینات ومفخر موجودات ورحمت عالمیان وصفوت آدمیان وتتمّه دورزمان محمدمصطفی- صلی الله علیه وآله وسلم-

    آمده است در حدیثی از سرور موجودات و مایه ی فخر باشندگان و مایه ی بخشایش بر جهانیان و برگزیده از افراد بشر و مایه ی تمامی و کمال دور زمان رسالت محمد مصطفی - درود و تحیت خدا بر او خاندانش باد-

    شفیعٌ مطاعٌ نبیٌ کریم قسیمٌ جسیمٌ نسیمٌ وَسیم

    بیت عربی : اوست شفاعت کننده ، فرمانروا ،پیامبر خدا، راد و بزرگوار ، صاحب جمال ، خوش اندام ، با بوی خوش و به مُهر پیامبری نشان کرده

    بلغ العُلی بکماله ،کشف الدُجی بجماله

    حسُنَت جمیعُ خصاله، صلّوا علیه وآله

    بیت عربی : به واسطه ی کمال خود به بلند پایگی رسید و به نور جمال خود تاریکی را برطرف کرد همه ی خوی ها و خصلت های او نیکوست بر او و خاندانش درود فرستید

    چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان؟

    چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان

    بیت فارسی :دیوار امت تو غمی از ویرانی ندارد چرا که پشتیبان و قیمی چون تو دارد کسی که نوح کشتی بانش باشد چه ترسی از موج دریا دارد؟

    هرگه که یکی از بندگان گنهکار پریشان روزگار،دست انابت به امید اجابت به درگاه حق- جل وعلا-بردارد ،ایزد تعالی در او نظر نکند. بازش بخواند،باز اعراض کند. باردیگرش به تضرع وزاری بخواند. حق-سبحانه تعالی- فرماید:یا ملائکتی قداستحییتُ مِن عَبدی ولیس له غَیری فَقد غَفَرتُ لُه. دعوتش اجابت کردم وامیدش برآوردم که از بسیاری دعا وزاری بنده همی شرم دارم.

    حدیث: هر گاه یکی از بندگان گناهکار درمانده و آشفته حال دست توبه به امید پذیرفتن به پیشگاه خداوند بزرگ و بلند مرتبه بلند کند خداوند بلند قدر به او توجه نمی کند؛ بنده باز از درگاه خداوند تمنا کند؛ خداوند باز از او رو برمی گرداند ؛ بنده بار دیگر خداوند را با عجز و خواری می خواند و از او حاجت می طلبد؛ خداوند پاک و منزه این بار می فرماید:« ای فرشتگان من از بنده ی خود شرم دارم و او جز من پناهی ندارد پس او را بیامرزیدم». به دعوتش پاسخ گفتم و آرزویش برآورده کردم چرا که از دعا و زاری بسیار بندگان شرم می کنم.

    کرم بین ولطف خداوندگار گنه بنده کرده ست واو شرمسار

    بیت: بخشش و بزرگواری خداوند را ببین که چه شگفت آور است ؛ در حالی که بنده گناه کرده است او شرمنده است

    عاکفان کعبه ی جلالش به تقصیر عبادت معترف که: ما عَبَدناک حق عبادتک وواصفان حِلیه جمالش به تحیر منسوب که: ما عَرَفناکَ حقَّ معرفتک.

    گوشه نشینان کعبه ی بزرگی و عظمت او به کوتاهی در عبادت این گونه اعتراف می کنند که «تو را چنان که شایسته است پرستش نکردیم » و ستایندگان زیور جمال او به سرگشتگی نسبت داده شده اندچر اکه می گویند : « تو را چنان که سزاوار شناسایی توست نشناخته ایم» .

    گرکسی وصف او زمن پرسد بی دل از بی نشان چه گوید باز؟

    عاشقان کشتگان معشوق اند بـرنــیــایــد ز کـشــتـگـــان آواز

    قطعه: اگر کسی چند و چون او را از من بپرسد می گویم عاشق از معشوق بی نشان و برتر از چگونگی چه می توند بگوید؟

    عاشقان در راه معشوق از هستی خود گذشته اند گویی کشته شده اند همچنان که از کشتگان سخنی شنیده نمی شود عاشقان نیز نمی توانند در وصف معشوق دم بزنند

    یکی از صاحب دلان سر به جیب مراقبت فروبرده بود ودر بحر مکاشفت مستغرق شده؛آنگه که ازاین معاملت بازآمد، یکی از دوستان گفت: از این بوستان که بودی ما را چه تحفه کرامت کردی؟ گفت: به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم، دامنی پرکنم هدیه ی اصحاب را. چون برسیدم ،بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت!

    یکی از آگاه دلان (عارفان) سر به گریبان مراقبتفرو برده و در دریای مکاشفه غوطه ور شده بود؛ وقتی از آن سوداگری باز آمد(= وقتی از آن کار فارغ شد) یکی از دوستان گفت : از این گلزار معرفت که در آن بودی برای ما چه ارمغان آورده ا ی؟(چه هدیه ای به ما عطا می کنی ؟)گفت: به یاد داشتم که وقتی به درخت گل برسم دامنی برای هدیه به یاران پر کنم وقتی رسیدم بوی گل چنان مرا از خود بی خود کرد که دامن از دستم رفت (اختیار خود را از دست دادم )

    ای مرغ سحر! عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جان شد وآواز نیامد

    این مدعیان در طلبش بی خبران اند کان را که خبر شد،خبری باز نیامد

    قطعه:ای بلبل که با فریاد و هنگامه ادعای عاشقی داری ، عشق را از پروانه یاد بگیر که جانش از آتش عشق شمع سوخت اما دم بر نیاورد

    اینان که ادعا می کنند خدا (معشوق) را شناخته اند،از او خبری ندارند . از کسی که خبری از خدا داشته باشد خبری باز نمی رسد( خود را در خدا فنا می کندو هیچ از خود باقی نمی گذارد حتی خبر)

    ای برتر از خیال وقیاس وگمان ووهم

    وزهرچه گفته اند وشنیدیم وخوانده ایم

    مجلس تمام گشت وبه آخر رسید عمر

    ماهمچنان دراول وصف تومانده ایم

    قطعه:ای خدایی که از قوه ی فاهمه انسان که شامل تخیل و سنجش و گمان و پندار است فراتر و بالاتر قرار داری و از هرچه درباره ی تو گفته شد و از هرچه درباره ی تو شنیدیم و خوانده ایم برتر و فراتری

    مجلس وعظ و درس تمام شد و عمرها به پایان رسید اما ما هنوز در ابتدای توصیف تو قرار داریم (آن گونه که شایسته است نمی توانیم تو را وصف کنیم

    منبع مطلب : kelkekhiall.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kelkekhiall.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مهمترین ابیات و عبارات ادبیّات فارسی (3)- رشته ی تجربی و ریاضی

                                                               تهیّه کننده : حسین    علی نژاد

      دبیر زبان و ادبیات فارسی ناحیه ی 2 اردبیل

    منبع مطلب : farsi2.blogfa.com

    مدیر محترم سایت farsi2.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    نمونه سؤال ادبیات فارسی 3 (درس های12-1)


    درس اوّل 
    الف – ابیات و عبارات زیر رابه نثر روان باز نویسی کنید. 
    عصاره ی تاکی به قدرت او شهد فایق شده   
    پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد 
    منّت خدای را، عزَّ وجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. 
    به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم هدیه اصحاب را. چون برسیدم بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت! 
    دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد. 
    هر نفسی که فرو می رود ممدّحیات است و چون بر می آید ،مفرّح ذات 
    واصفان حلیه ی جمالش به تحیّر منسوب که: ما عرفناک حق معرفتک 
    و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سرنهاده 
    از دست و زبان که برآید                            کز عهده ی شکرش به در آید 
    مه طاسک گردن سمندت                          شب طرّه ی پرچم سیاهت 
    ای طاق نهم رواق بالا                     بشکسته ز گوشه ی کلاهت 
    واژه های مشخص شده را معنی کنید. 
    عصاره ی تاکی به قدرت او شهد فایق شده   هر نفسی که فرو می رود ممدّحیات است 
    تخم خرمایی  به تربیتش نخل باسق گشته 
    عاکفان کعبه ی جلالش به تقصیر عبادت معترف. 
    در خبراست از صفوت آدمیان 
    بازش بخواند، باز اعراض کند. 
    هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است 
    دانش های ادبی 
    تمام گزینه ها ی زیر در مورد« جمال الدّین عبدالرّزّاق اصفهانی» درست است به جز گزینه ی..... 
    الف- ترجیع بند معروفی در ستایش پیامبر اسلام دارد.    ب- با بهره بردن از آیات و احادیث به نعت رسول اکرم پرداخته است. 
    پ- درون مایه ی بسیاری از سروده های او پند و حکمت است.   ت- از شاعران اواخر سده ی ششم است. 
    نثر کتاب های «گلستان » و« سیاست نامه» جزءِ کدام نثر است؟ 
    نثر کتاب   «گلستان » چگونه است؟ 
    در بیت زیر میان واژه های «دیوار امت» و «موج وبحر» چه نوع آرایه هایی دیده می شود؟ 
    « چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان/ چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان» 
    هر کدام از کتاب های زیر چه نثری دارند؟ 
    کلیله و دمنه                                    تاریخ بلعمی                                    مرزبان نامه 
    کدام یک از آثار زیر دارای نثر مرسل هستند؟ 
    الف- مناجات های خواجه عبدالله انصاری                     ب- سیاست نامه 
    به نثرفارسی از آغاز قرن چهارم تا مشروطه........................و از مشروطه تا امروز....................می گویند. 
    موضوع ترکیب بند مشهور« جمال الدّین عبدالرّزّاق اصفهانی» چیست؟ 
    درک مطلب 
    نویسنده در عبارت« منّت خدای را عزّو جلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت» فراوانی نعمت خدا در چه می داند؟ 
    در عبارت« عاکفان کعبه ی جلالش به تقصیر عبادت معترف که :ماعبدناک حقّ عبادتک » ،عاکفان به چه امری اعتراف دارند؟ چرا؟ 
    مفهوم کلی بیت« چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان/ چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان» چیست؟ 
    مصراع دوم بیت« این مدّعیان در طلبش بی خبران اند/ کان را که خبر شد خبری باز نیامد» در بردارنده ی چه پیام مهمّ عرفانی است؟ 
    در عبارت « یکی از صاحب دلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود ودر بحر مکاشفت مستغرق شده آن گه که از این معاملت باز آمد یکی از دوستان گفت: از این بوستان که بودی ما را چه تحفه کرامت کردی؟» 
    الف- « مکاشفت » در اصطلاح عرفانی یعنی چه؟ 
    ب- « سر به جیب مراقبت فرو برده بود» چه حالتی رابیان می کند؟ 
    پ- منظور از« بوستان » چیست؟ 
    ت- منظور ازعبارت« ما را چه تحفه کرامت کردی » چیست؟ 
    ث-یک تشبیه در عبارت بالا بیابید. 
    مفهوم کلی مصراع دوم بیت زیر را بنویسید 
    ایزد که رقیب جان خرد کرد                  نام تو ردیف نام خود کرد 
      با توجه به عبارت«بوی گلم چنان مست کرد که دامن از دست برفت» درباره ی ضمیر پیوسته ی «م» در «گلم» توضیح دهید. 
    ای مرغ سحر ! عشق ز پروانه بیاموز          کان سوخته را جان شد وآواز نیامد 
    مراد از« مرغ سحر»و «پروانه» چیست؟ 
    در عبارت « پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه ی روزی به خطای منکر نبرد» بر کدام صفات خداوند تأکید شده است؟    
    در عبارت«فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگسترد.» مقصود از «فرش زمردین» چیست؟ 
    جمله ی« پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد» بر کدام صفت خداوند تأکید شده است؟    
    با توجّه به ابیات زیر 
    ای از بر سدره شاهراهت                  وی قبّه ی عرش تکیه گاهت 
     ای طاق نهم رواق بالا                     بشکسته ز گوشه ی کلاهت 
    الف- «عرش» به چه چیزی تشبیه شده و «تکیه گاه » چه چیزی است؟ 
    ب- منظور از «طاق نهم» چیست؟ 
                            پ-در مصراع دوم بیت دوم، شاعر مقام پیامبر را چگونه توصیف کرده است؟ 
    مفهوم کلی مصراع دوم بیت زیر را بنویسید. 
    ایزد که رقیب جان خرد کرد             نام تو ردیف نام خود کرد 
      
    با توجّه به ابیات زیر به سؤالات پاسخ دهید. 
    1.  ای از بر سدره شاهراهت                  وی قبّه ی عرش تکیه گاهت 
    2. ای طاق نهم رواق بالا                     بشکسته ز گوشه ی کلاهت 
    3. هم عقل دویده در رکابت                  هم شرع خزیده در پناهت 
    4. مه طاسک گردن سمندت                 شب طرّه ی پرچم سیاهت 
    5. چرخ ارچه رفیع ،خاک پایت              عقل ار چه برزگ ،طفل راهت 
    6. خوردست خدا ز روی تعظیم              سوگند به روی همچو ماهت 
    7 . ایزد که رقیب جان خرد کرد             نام تو ردیف نام خود کرد 
    الف- معنی واژه های« رواق»،« قبّه» و « طرّه» را بنویسید. 
    ب- مفهوم کلّی بیت دوم چیست؟ 
      
    پ- با توجّه به بیت سوم معنای کنایی « در رکاب کسی دویدن» چیست؟ 
    ت-در بیت چهارم  آرایه شاخص چیست؟ 
    ث- منظور از «تو » و «خود» در بیت هفتم چه کسانی هستند و به چه چیزی اشاره دارد؟ 
      
    ج- بیت اوّل چه آرایه ای دارد؟معنی آن  را بنویسید. 
      
    چ- معنی بیت پنجم را بنویسید. 
    با توجّه به عبارت های زیر به سؤالات پاسخ دهید. 
    « باران ِ رحمتِ بی حسابش همه را رسیده و خوانِ نعمت بی دریغش همه جا کشیده. پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه ی روزی به خطای منکَر نبُرد. فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد و دایه ی ابر بهاری را فرموده تا بناتِ نبات در مهد زمین بپرورد. درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق دربرگرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سرنهاده. عصاره ی تاکی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته. 
    ابر و باد ومه و خورشید وفلک در کارند          تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری 
    همه از بهر تو سرگشته و فرمانبـــردار            شرط انصـــاف نباشد که تو فرمان نبری» 
    الف- معنی واژه ای«خوان»،«باسق» و « خلعت» را بنویسید. 
    ب-نوع نثر عبارت بالا چگونه است؟ چرا؟ 
      
    پ- قالب شعر چیست؟ چرا؟ 
      
    ت- مفهوم شعر بر چه چیزی تأکید می کند؟ 
    ث- با توجّه به متن ، دو صفت خداوند را بنویسید. 
      
    ج- چرا شاخ به اطفال تشبیه شده است؟ 
    چ- یک تشبیه و یک استعاره در متن بیابید. 
    ح-چرا خداوند بر سر شاخه ها کلاه شکوفه گذاشته است؟ 
      
    خ- معنی عبارت« پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه ی روزی به خطای منکَر نبُرد »را بنویسید. 
      
    د- معنی عبارت« عصاره ی تاکی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته. »را بنویسید. 
    در بیت زیر  شاعر  «ماه» و «شب» را در برابر مقام پیامبر چگونه توصیف می کند؟ 
    مه طاسک گردن سمندت                          شب طرّه ی پرچم سیاهت 
    شاعر دربیت« ای طاق نهم رواق بالا                     بشکسته ز گوشه ی کلاهت» به چه نکته ای درباره ی پیامبر اسلام اشاره دارد؟ 
    با توجه به عبارت «در خبر است از سرور کاینات و مفخر موجودات و رحمت عالمیان و صفوت آدمیان....» منظور از« و رحمت عالمیان و صفوت آدمیان» چه کسی است؟ 
    دانش های ادبی 
    نثر کتاب«سیاست نامه » جزو نثر ................محسوب می شود.      
    درعبارت« باران ِ رحمتِ بی حسابش همه را رسیده و خوانِ نعمت بی دریغش همه جا کشیده.» چه آرایه های ادبی دیده می شود؟ دو مورد آن را ذکر کنید. 
    در عبارت زیر آرایه های سجع و جناس را مشخص نمایید 
    فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد و دایه ی ابر بهاری را فرموده تا بناتِ نبات در مهد زمین بپرورد. 
      
    خودآزمایی 
    در بیت زیر منظور از «تقصیر» چیست؟ 
    بنده همان به که ز تقصیر خویش                       عذر به درگاه خدای آورد 
      
    در عبارت زیر،سعدی به کدام صفات خداوند اشاره می کند؟ 
    خوانِ نعمت بی دریغش همه جا کشیده. پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد 
      
    مراد از «فرش زمردّین» در عبارت« فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدین بگسترد» چیست؟ 
      
    درس دوم 
    ابیات و عبارات زیر رابه نثر روان باز نویسی کنید. 
    همی زور کرد این بر آن آن بر این                             نجنبید یک شیر بر پشت زیـــن 
    به بــاد افـره ایـن گنـاهم مـگیر                               تویـــی آفریننده ی ماه و تیــر 
    ز نیرنگ ِ زالی بدین سان درست                                وگرنه که پایت همی گور جُست 
    که چندین بپیچم که اسفندیار                      مگر سر بپیچاند از کارزار 
    همی راند تیر گز اندر کمان                       سر خویش کرده سوی آسمان   
    که چندین بپیچم که اسفندیار      مگر سر بپیچاند از کارزار 
    بیامد چنان تالب هیرمند                        همه دل پر از باد و لب پر زپند 
    بترس از جهاندار یزدان پاک     خرد را مکن با دل اندر مغاک  
     تودانی که بیداد کوشد همی                        همی جنگ و مردی فروشد همی. 
     خرد را مکن با دل اندر مغاک 
    وگرنه که پایت همی گور جست 
    خم آورد بالای سرو سهی     
    هماوردت آمد برآرای  کار         
    همی جنگ و مردی فروشد همی. 
    واژه های مشخص شده را معنی کنید. 
    پی پوزش و نام وننگ آمدم                   همه گبر و برگستوان چاک چاک    .لابه ی رستم در اسفندیار کارگر نیفتاد 
    به بادافره این گناهم مگیر                    خود ایدر زمانی درنگ آوریم 
    زال ،پدر رستم، هنگامی که کار را سخت دید،با سه مجمر و سه تن از دانایان ،بر پشته ای بلند برآمد. 
    همی گفت کای پاک دادار هور       فزاینده ی دانش و فر و زور 
    چنین گفت رستم به آواز سخت    /  که ای شاه شادان دل و نیک بخت 
      
    ب- درک مطلب و تاریخ ادبیّات 
    با توجه به ابیات ،به سؤالات پاسخ دهید. 
    چو شد روز،رستم بپوشید گبر / نگهبان تن کرد بر گبر ببر 
    گذشت از لب رود و بالا گرفت  /  همی ماند از کار گیتی شگفت 
    چو نزدیک گشتند پیر و جوان  / دو شیر سرافراز و دو پهلوان 
    خروش آمد از باره ی هر دو مرد / تو گفتی بدرّید دشت نبرد 
    چنین گفت رستم به آواز سخت    /  که ای شاه شادان دل و نیک بخت 
    اگر جنگ خواهی و خون ریختن   /   برین گونه سختی برآویختن 
    بگو تا سوار آورم زابلی     /    که باشند با خنجر کابلی 
    الف- منظور از «گبر» و «ببر» در بیت نخست چیست؟ 
      
    ب- چرا رستم از کار زمانه اظهار شگفتی می کند؟ 
      
    پ- چرا فردسی از توصیف «دریدن دشت توسط نعره ی اسبان »سخن می گوید؟ 
      
    ت- آرایه ی حسامیزی را در ابیات بالا بیابید. 
    ث- رستم چه پیشنهادی به اسفندیار می دهد؟ 
    با توجه به ابیات به سؤالات پاسخ دهید. 
    فراموش کردی تو سگزی مگر /   کمان و بر مرد پرخاشخر 
     ز نیرنگ ِ زالی بدین سان درست     /    وگرنه که پایت همی گور جُست 
    بکوبمت زین گونه امروز یال      /    کزین پس نبیند تو را زنده زال 
    الف – زال چه نسبتی با رستم دارد؟ 
    ب- چرا اسفندیار رستم را سگزی خطاب می کند؟ 
    پ- مقصود از «کمان» و«بر» چیست؟ 
      
    ت- اسفندیار قدرتمندی رستم در چه عاملی می بیند؟ 
    ث- اسفندیار رستم را با چه عبارتی تهدید می کند؟ 
    درون مایه ی داستان رستم و اسفندیار چیست؟ 
    «بپیچم و بپیچاند» در بیت زیر چه مفهومی دارد؟ 
    که چندین بپیچم که اسفندیار      مگر سر بپیچاند از کارزار 
    در بیت زیر رستم چه دلیلی برای رویارویی خود با اسفندیار ذکر می کند؟ 
    من امروز نز بهر جنگ آمدم                پی پوزش و نام و ننگ آمدم 
    شاعر در بیت«ز نیروی اسبان و زخم سران/ شکسته شد آن تیغ های گران» علّت شکسته شدن تیغ ها را در چه می داند؟ 
      بیت زیر بیانگر چه حالت هایی از رستم است؟ 
    بیامد چنان تا لب هیرمند                همه دل پر از باد و لب پر زپند 
    منظور از مصراع دوم بیت زیر چیست؟ 
    بترس از جهان دار یزدان پاک               خرد را مکن با دل اندر مغاک 
    مفهوم استعاری واژه ی مشخص شده ،در بیت زیر چیست؟ 
    خم آورد بالای سرو سهی              از او دور شد دانش و فرّهی 
      
      
    با توجه به ابیات به سؤالات پاسخ دهید. 
    فراموش کردی تو سگزی مگر /   کمان و بر مرد پرخاشخر 
     ز نیرنگ ِ زالی بدین سان درست     /    وگرنه که پایت همی گور جُست 
    بکوبمت زین گونه امروز یال      /    کزین پس نبیند تو را زنده زال 
    الف – فردوسی این ابیات را از قول چه کسی بیان کرده است؟ و مفهوم بیت اوّل چیست؟ 
      
    ب- «سگزی» یعنی چه؟ و منظور از چه کسی است؟ 
      
      
    پ- منظور از «مرد پرخاشخر»  کیست؟ 
    ت- «درست» یعنی چه؟ و نیرنگ زال چه بود؟ 
      
    با توجه به بیت«گرفتند زان پس دوال کمر/ دو اسب تگاور فرو برده سر» چه چیزی سبب خم شدن سر اسب ها شده بود؟ 
      
    مفهوم کلی این بیت چیست؟ 
    همی زور کرد این بر آن ،آن بر این                     نجنبید یک شیر ،بر پشت زین 
      
      
    با توجه به بیت« همی زور کرد این بر آن ،آن بر این /  نجنبید یک شیر ،بر پشت زین» مصراع دوم بیانگر چیست؟ 
      
    در بیت زیر رستم چه دلیلی برای رویارویی خود با اسفندیار ذکر می کند؟ 
    من امروز نز بهر جنگ آمدم                پی پوزش و نام وننگ آمدم 
      
    در ابیات« چو نزدیک گشتند پیر و جوان  / دو شیر سرافراز و دو پهلوان 
    خروش آمد از باره ی هر دو مرد / تو گفتی بدرّید دشت نبرد 
    الف- مقصود از «جوان »چه کسی است؟ 
    ب- در بیت دوم کدام یک از زمینه های حماسه دیده می شود؟ 
      
    دربیت« به بــاد افـره ایـن گنـاهم مـگیر /   تویـــی آفریننده ی ماه و تیــر» رستم از خداوند چه می خواهد؟ 
      
    دانش های ادبی 
    چهار زمینه ی حماسه را توضیح دهید. 
     زمینه های اصلی هر حماسه کدامند؟ 
    وجود «دیو سپید» در شاهنامه نشانگر کدام زمینه ی حماسه است؟ 
      
    وجود پدیده هایی نظیر «سیمرغ» و«دیو سپید» در شاهنامه فردوسی، نمایانگر کدام یک اززمینه های اصلی حماسه است؟ 
      
    آرایه ادبی شاخص در هر نمونه را مشخص کنید.(هر مورد یک آرایه)          
    1  خم آورد بالای سرو سهی                 از او دور شد دانش و فرّهی 
    2 کمان را به زه کرد و آن تیر گز             که پیکانش را داده بد آب رز 
    در داستان «رستم و اسفندیار» دو نمونه زمینه ی خرق عادت بیابید. 
    شاعر در بیت زیر از کدام آرایه برای آفریدن صحنه ی حماسی بهره جسته است؟ 
    که گفتت برو دست رستم ببند                           نبندد مرا دست چرخ بلند 
      
    این آرایه مناسب ترین وسیله برای  آفریدن صحنه های حماسی است. نام آن را بنویسید. 
      
    نمونه  ای از خرق عادت در داستان رستم و اسفندیار بنویسید 
      
    خودآزمایی 
    معادل امروزی «بپیچم» را در بیت زیر بنویسید. 
    که چندین بپیچم که اسفندیار      مگر سر بپیچاند از کارزار 
      
    در بیت زیر، مقصود فردوسی از «سگزی» و «مرد پرخاشخر» به ترتیب چه کسانی است؟ 
    فراموش کردی تو سگزی مگر /   کمان و بر مرد پرخاشخر 
      
    مصراع« همه دل پر از باد و لب پر زپند» بیانگر چه حالتی است؟ 
      
    درس سوم 
    عبارات زیر رابه نثر روان باز نویسی کنید. 
    1.حقّاً رسم تازه ای است که ملوک، مددکار ملک الموت باشند. 
    2.استاد صورتگر تمثالی از شمایل ما بسازه. 
    3.سر رشته ی امور از دستمون رفت .   
    4. تو سر چهار تو شاه را خورده ای. 
    5. نشان حبس را در سینه دارم. 
    بعید از ما قدرت مداران هفت خطّه که کوتاه بیاییم 
    به دست های صورتگر پیر رعشه آورده 
    به امر اعلی حضرت گردن نمی گذاره. 
    شما که با شاهان بیشتر محشور بوده اید. 
    واژه های مشخص شده را معنی کنید. 
    خبط و خطایم با خودم بود. این قدر مهمل گفت این مرتیکه  اگر قضیّه ی رعشه ی دست صحت داشته باشه 
    بعید از ما قدرت مداران هفت خطّه که کوتاه بیاییم 
     درک مطلب و تاریخ ادبیّات 
    1. منظور رضاخان از عبارت« تو سر چهار تا شاه را خورده ای » چیست؟ 
    2.با توجه به فیلم نامه ی کمال الملک شخصیّت تدیّن را چگونه ارزیابی می کنید؟ 
    3.کمال الملک با دیدن قالیچه یار محمد چه کرد؟ این کار او نشانه ی چیست؟ 
    4.در درس کمال الملک ، رضاخان، تدیّن و کمال الملک، نماد چه افرادی هستند؟ 
      5.در جمله ی « شما که پرده ها از صورت شاه شهید ساخته اید ،یکی هم از این شاه زنده بسازید.» 
    الف- «پرده ها ساخته اید» یعنی چه؟ 
    ب- منظور از« شاه شهید »کیست؟ 
    6.در عبارت «امر می کنیم ، استاد یک بله قربان شیرین بگه.» چه آرایه ای مشهود است؟ 
    7.باتوجّه به عبارت« تدیّن: لطف عشق در جنونه، مروّت شاهانه نیست خراب کردن آشیان این جماعت مجنون. کمال الملک: مجنون برای دنیا 
    بی ضررتر ه تا جانی.» 
    الف- منظور از « جماعت مجنون» و «جانی» چه کسانی هستند؟ 
    ب- توصیه تدیّن به رضاخان را به زبان ساده بیان کنید. 
    8.انواع زبان را در هر گزینه مشخص کنید. 
    الف- تدین: عرض معذرت اعلی حضرت، عرض تعظیم، عرض عبودیّت. 
    ب- رضاخان: امر می کنیم استاد صورتگر تمثالی نیم رخ از شمایل ما بسازه مثل آتاتورک. 
    پ- کمال الملک: گذشت ایّام به دست های صورتگر پیر رعشه آورده که توفیق خدمت گزاری ندارم. 
    9.منظور از اصطلاح« هفت خطّه»در عبارت «بعید از ما قدرت مداران هفت خطّه که کوتاه بیاییم» چیست؟ 
    10.از عبارت« تو این سی کرور گره گوری اصلاً ما چه قدر آدم باسواد داریم؟» چه چیزی برداشت می شود؟ جمعیّت ایران در آن زمان چند نفر بوده است؟ 
      
    مفهوم عبارت «استاد استدعای دست بوسی دارند» چیست؟ 
     جمله ی «سردی استاد از سنگینی نفسش پیداست» وصف چه حالتی از «کمال الملک » است؟ 
      
    مفهوم عبارت زیر را بنویسید 
    حیات این جماعت در بذل توجه و مرگشان در بی اعتناییه 
                
    عبارت زیر ،معرّف کدام شخصیّت است؟ 
    «از سینماگران و فیلم نامه نویسان برجسته ی تاریخ سی ساله ایران است.«دل شدگان» از مهم ترین فیلم نامه های اوست.» 
      
    خودآزمایی 
    منظور از «خواب شهریاران خجسته،پیوسته نیکوست» چیست؟ 
    عبارت زیر بیانگر کدام ویژگی دربار رضاخان است؟ 
    تدین: عرض معذرت اعلی حضرت، عرض تعظیم، عرض عبودیّت. 
      
    عبارت زیر-که از زبان رضاخان بیان شده- نمایانگر  کدام ویژگی وی در امر حکومت است؟ 
    « امروز تو این مملکت ،امر ،امر ماست. مجلس و عدلیّه و دولت ،تعارفه.» 
      
    درس چهارم 
    عبارات زیر رابه نثر روان باز نویسی کنید. 
    کد خدا پرسید : یه جوریش نشده مشدی اصلان؟ 
    زن مشدی حسن فریاد زد وای وای خاک بر سرم شد. 
    مشدی حسن دیگه نفله شده. 
    باید عقلامونو بریزیم رو هم 
    مشدی حسن دست گذاشت به نعره 
    واژه های مشخص شده را معنی کنید. 
    اومدیم ببینیم دماغت چاقه و احوالت خوبه 
    اصلان گاری اش را شسته بود و داشت مال بندها را محکم  می کرد. 
      
    درک مطلب و تاریخ ادبیّات 
    پیوستگی منظّم اعمال و حوادث داستان، که مبتنی بر رابطه ی علّت و معلولی است، چه نام دارد؟ 
    زوایه دید و درون مایه ی داستان «گاو» چیست؟ 
    با توجه به عبارات زیر از داستان «گاو» زاویه ی دید آن چگونه است؟ 
    « کدخدا پرسید :چرا؟ مشدی بابا گفت: من چه می دونم، نکنه بلایی سرِ مشدی حسن اومده؟» 
    با توجه به عبارات زیر از داستان «گاو» زاویه ی دید آن چگونه است؟ 
    « زن مشدی حسن که آمد بیرون آفتاب زده بود. اصلان گاری اش را آورده بود کنار استخر ،منتظر بود.»            
    کتاب « آی با کلاه ،آی بی کلاه» اثر کیست؟ 
    کدام عنصر داستان،در واقع جهت فکری و ادراکی نویسنده را نشان می دهد؟ 
    ایجاد فضا در کلام جزو کدام یک از عناصر داستان است؟ 
    رمان  مشهور «شوهر آهو خانم» اثر کیست؟ 
    منظور از « زوایه دید» چیست؟ 
      
    آثار زیر از چه کسانی است؟ 
    الف- جنگ وصلح              ب- چشم هایش                      پ- کلیدر 
    خودآزمایی 
    در داستان «گاو» شخصیّت اصلی داستان کیست؟ و زاویه ی دید داستان چگونه است؟ 
      
    درس پنجم 
    عبارات زیر رابه نثر روان باز نویسی کنید. 
    1.خود گنبد چنگی به دل نمی زنه. 
    2.یک هو به صرافت افتادم و گفتم:ده تا. 
    3.مدیر مدام پاپی می شد. 
    4.از بس میل گرفت نصف تنش لمس شد. 
    زور خونه چه دخلی داره به این گل دسته 
      مدّتی با قفلش کندوکو کردیم    
    واژه های مشخص شده را معنی کنید. 
      مدّتی با قفلش کندوکو کردیم    اگه می افتادین کی توئون می داد 
    معلم می گفت:کراهت دارد اسم خدا را بادست چپ  نوشتن 
    از بس میل گرفت نصف تنش لمس شد. 
    درک مطلب و تاریخ ادبیّات 
    1.با توجّه به نوشته ی زیر به سؤالات پاسخ دهید. 
    « خود گنبد چنگی به دل نمی زد ، سخت و آجری با گله به گله سوراخ هایی برای کفترها عین تخم مرغ خیلی گنده از ته برسقف مسجد نشسته بود؛نخراشیده و زمخت.» 
    الف- نویسنده گنبد را جالب می داند یانه؟ 
    ب- گنبد از چه ساخته شده بود؟ 
    پ- سوراخ ها را به چه منظوری در گنبد تعبیه شده بود؟ 
    ت- گنبد به چه چیزی تشبیه شده است؟ 
    ث-« نخراشیده»و« گله به گله» یعنی چه؟ 
    2.در داستان « گلدسته ها و فلک» نویسنده چه ایهام لطیفی را در انتخاب عنوان داستان به کار گرفته است؟ 
    3.« پنج داستان » اثر کدام نویسنده ی معاصر است ؟   
    4.لحن و زاویه ی دید داستان « گل دسته ها و فلک » چگونه است ؟ 
    5. آرایه های مناسب هر عبارت را با توجه به آرایه های مقابل آن ها مشخص کنید: 
    الف-سنگ را بسته اند و سگ را گشاده!                                    1. تشبیه 
    ب- بعداز ظهری بود و بچه ها سرشان گرم بود.                        2. ایهام 
    پ-گنبدعین تخم مرغ خیلی گنده از ته برسقف مسجد   بود          3. جناس 
      
    دو ویژگی از ویژگی های نثر «جلال آل احمد» را بنویسید. 
      
    کتاب «زن زیادی» اثر کیست؟ 
      
    داستان « گل دسته ها و فلک» برگرفته از  کدام کتاب جلال آل احمد است؟ 
      
    «پنج داستان» اثر کدام نویسنده ی معاصر است؟ 
      
    در نوشته ی زیر که برگرفته از  داستان « گل دسته ها و فلک» است، زاویه ی دید را بررسی کنید. 
    «فردا ظهر که از مدرسه در می آمدیم، دوتایی رفتیم سراغِ درِ پلکّان بامِ مسجد و مدّتی با قفلش کندوکو کردیم   
    خود آزمایی 
    نویسنده در عنوان داستان « گل دسته ها وفلک»چه ایهامی لطیفی را به کار گرفته است؟   
      
    چرا داستان « گل دسته ها وفلک» نوشته ی آل احمد داستانی نمادین است؟ 
    نمونه سؤال درس ششم ادبیات 3 
    عبارات زیر رابه نثر روان باز نویسی کنید. 
    چنان که بار نتوانست داد و محجوب گشت. 
    امیر مسعود گفت: بونصر را بگوی که امروز درستم و در این دو سه روز ، بار داده آید که علت و تب تمامی زایل شد. 
    بانگ هزاهز و غریو برخاست و هنر آن بود که کشتی های دیگر  به او نزدیک بودند. 
    امیر را یافتم آن جا  بر زبر تخت نشسته ، پیراهن توزی، مخنقه در گردن و عقدی همه کافور. 
    با توجه به عبارت زیر، سبب پنهان شدن امیر مسعود از دید مردم چیست؟ 
    « روز پنج شنبه، امیر را تب گرفت ،تبی سوزان و سرسامی افتاد ،بار نتوانست داد و محجوب گشت.» 
    ناگاه آن دیدند که چون آب نیرو کرده بود و کشتی پر شده ، نشستن و دریدن گرفت. 
    این صلت فخر است،پذیرفتم وباز دادم که مرا به کار نیست. 
    بونصر را بگوی امروز درستم و در این دو سه روز ، بار داده آید که علت و تب تمامی زایل شد .   
    این مرد بزرگ  ، به نشاط ،قلم در نهاد. تا نزدیک نماز پیشین،از این مهمّات فارغ شده بود 
    این مرد بزرگ  ، به نشاط ،قلم در نهاد. تا نزدیک نماز پیشین،از این مهمّات فارغ شده بودو خیلتاشان را گسیل کرده. 
    نبشته آمد و به توقیع مؤکّد گشت و مبشّران برفتند. 
    شمار آن به قیامت مرا باید داد 
      
    معنی لغت 
    بانگ هزاهز و غریو برخاست 
    گفت علی ایّ حال  من نیز فرزند این پدرم. 
    مثال داد تا هزار هزار درم به درویشان دهند 
    بازگشتم با نامه ی توقیعی 
    امیر رایافتم آن جا  بر زبر تخت نشسته ، پیراهن توزی دربر داشت 
    درک مطلب و تاریخ ادبیّات 
    1.با توجّه به عبارت 
     «از قضای آمده ،پس از نماز کشتی ها بخواست و  ناوی ده بیاوردند؛یکی بزرگ تر ،از جهت نشست او  و جامه ها افگندند و شراعی بر وی کشیدند و وی آن جا رفت و از هر دستی مردم در کشتی های دیگر بودند و کس را خبر نه. آن دیدند که چون آب نیرو کرده بود و کشتی پر شده ، نشستن و دریدن گرفت...و هنر آن بود که کشتی های دیگر به او نزدیک بودند... امیر را بگرفتند  و بربودند و به کشتی های دیگر رسانیدند و نیک کوفته بود.» 
    الف-« جامه ها افگندند» و « بربودند» یعنی چه؟ 
    ب- معنی عبارت« چون آب نیرو کرده بود و کشتی پر شده ، نشستن و دریدن گرفت» را بنویسید. 
    پ- معنای «شراع» و «ناو» چیست؟ 
    ت- معادل امروزی جمله ی « هنر آن بود» چیست؟ 
     2. با توجّه به عبارت 
    « تا این عارضه افتاده بود، بونصر، نامه های رسیده را به خطّ خویش، نکت بیرون می آورد و از بسیاری نکت، چیزی که در آن کراهیّتی نبود ، می فرستاد فرود سرای  ، به دست من  و من به آغاجیِ خادم می دادم و خیرخیر جواب می آوردمو امیر را هیچ ندیدمی، تا آن گاه که نامه ها آمد از پسران علی تکین و من نکت آن نامه ها پیش بردم و بشارتی بود. آغاجی بستد و پیش برد .پس از یک ساعت برآمد و گفت:«ای  بوالفضل» تو را امیر می بخواند،پیش رفتم ،یافتم امیر را مخنقه در گردن ، عقدی همه کافور.» 
    الف- در متن مذکور، منظور از «من» چه کسی است؟ 
    ب- بو نصر کیست و چه سمتی در دربار غزنویان داشت؟ 
    پ- دو واژه ی مترادف در متن بالا  بیابید. 
    ت- منظور از عارضه در جمله ی « تا این عارضه افتاده بود» چیست؟ 
    3. با توجّه به عبارت 
    « و این مرد بزرگ ودبیر کافی به نشاط قلم در نهاد. تا نزدیک نماز پیشین،از این مهمات فارغ شده بود و خیلتاشان و سوار را گسیل کرده.پس،رقعتی نبشت به امیر و هرچه کرده بود،بازنمود و مرا داد.» 
    الف- منظور از « این مرد بزرگ ودبیر کافی» کیست؟ 
    ب- « قلم در نهاد» کنایه از چیست؟ 
    پ- « نماز پیشین» با کدام نماز برابر است؟ 
    ت- « خیلتاشان » و«رقعت» یعنی چه؟ 
    4. با توجّه به عبارت 
    «بونصر گفت :ای سبحان الله ،زری که که سلطان محمود به غزو از بت خانه ها به شمشیر بیاورده باشد وبتان شکسته و پاره کرده و آن را امیر المؤمنین روا  دارد ستدن ،آن، قاضی همی نستاند؟ 
    گفت : زندگانی خداوند دراز باد ؛ حال خلیفه دیگر است که او خداوند ولایت است و خواجه با امیر محمود به غزو ها بوده است و من نبوده ام  وبر من پوشیده است که آن غزو ها بر طریق  سننّت مصطفی هست یا نه. من نپذیرم و در عهده ی این نشوم.» 
    الف- منظور از قسمت های مشخّص شده در متن چیست؟ 
    ب- معنی عبارت« در عهده ی این نشوم.» » را بنویسید. 
    پ- بونصر از چه تعجب کرد؟ 
    ت- دلیل امتناع قاضی از پذیرفتن زر محمود چیست؟ 
    ث- با توجه به متن درس شخصیّت قاضی بست را چگونه ارزیابی می کنید. 
      
    5.با توجه به عبارت زیر، سبب پنهان شدن امیر مسعود از دید مردم چیست؟ 
    « روز پنج شنبه، امیر را تب گرفت ،تبی سوزان و سرسامی افتاد ،بار نتوانست داد و محجوب گشت.» 
      
    6.در عبارت« امیر از آن جهان آمده، به خیمه فرود آمد و جامه بگردانید» منظور از اولین جمله چیست؟ 
      
    7.مفهوم جمله ی « کشتی پر شده،نشستن و دریدن گرفت» چیست؟ 
      
    8.منظور از نقد لغوی چیست؟ 
      
    9.پیام اصلی درس « قاضی بست» چیست؟ 
    10.باتوجه به عبارت زیر ، چرا «قاضی بست» از پذیرفتن زر امتناع کرد؟ 
    « مرا چه افتاده که زر کسی دیگر برد و شمار آن به قیامت مرا باید داد.» 
      
    11.در عبارت «وآن چه دارم از اندک مایه حطام دنیا حلال است و کفایت است وبه هیچ چیز زیادت حاجتمند نیستم.» 
    الف- منظور از«حطام دنیا» چیست؟ 
    ب- گوینده ی عبارت از چه فضیلتی برخوردار است؟ 
      
    12.جمله ی « امیر از آن جهان آمده » در عبارت زیر کنایه از چیست ؟ امیر از آن جهان آمده ، به خیمه فرود آمد و جامه بگردانید .  
    14. با توجّه به عبارت« بونصر گفت :ای سبحان الله ،زری که که سلطان محمود به غزو از بت خانه ها به شمشیر بیاورده باشد وبتان شکسته و پاره کرده و آن را امیر المؤمنین روا  دارد ستدن ،آن، قاضی همی نستاند؟ 
    گفت : زندگانی خداوند دراز باد ؛ حال خلیفه دیگر است که او خداوند ولایت است و خواجه با امیر محمود به غزو ها بوده است و من نبوده ام  وبر من پوشیده است که آن غزو ها بر طریق  سننّت مصطفی هست یا نه. من نپذیرم و در عهده ی این نشوم.» 
    الف- منظور از گفتن کلمه ی «سبحان ا...» چیست؟ نظیر آن چه کلمه یا چه ترکیبی وجود دارد؟ 
    ب-سلطان محمود غنایم جنگی را چگونه به دست آورده است؟ 
    پ-چه چیزی برای قاضی بست پنهان و پوشیده است؟ 
    ت- منظور  قاضی از گفتن عبارت«حال خلیفه دیگر است» چیست؟ 
      
      با توجّه به عبارت 
    « و این مرد بزرگ ودبیر کافی به نشاط قلم در نهاد. تا نزدیک نماز پیشین،از این مهمات فارغ شده بود » 
    الف- متن درباره ی کیست؟ 
    ب- شغل او در دربار غزنویان چه بود؟ 
    پ-« قلم در نهاد» کنایه از چیست؟ 
    ت- « نماز پیشین» با کدام نماز برابر است؟ 
      
      با توجّه به عبارت 
    « بو نصر را بگوی که امروز درستم و در این دو سه روز بار داده آید که علّت و تب تمامی زایل شد.» 
    الف- « امروز درستم» یعنی چه؟ 
    ب- چرا سلطان محمود در چند روز قبل اجازه ی ملاقات نمی  داد؟ 
    پ-علّت موافقت با اجازه ی ملاقات چه بود؟ 
      
    با توجه به عبارت زیر از درس «قاضی بست» به سؤالات پاسخ دهید 
    یافتم امیر را آن جا بر زَبَر  تخت نشسته،.... گفت بو نصر را بگوی که امروز درستم و در این دو سه روز بار داده آید که علّت و تب تمامی زایل شد.» 
    الف-«یافتم» به چه معنایی است؟ 
    ب- «علّت » به چه معنایی است؟ 
    پ-« بار داده آید» به چه معنایی است؟ 
      
    دانش های ادبی 
    در «نقد فنی» نقاد به بررسی چه مسائلی می پردازد؟ 
    در کدام نوع نقد ،منتقد به بررسی آرایه ها و زیبایی های ادبی اثر می پردازد؟ 
    الف- نقد اخلاقی                               ب- نقد لغوی                       پ- نقد فنی 
    نام دیگر کتاب «تاریخ بیهقی» چیست؟ 
      
    دو ویژگی نثر بیهقی را بنویسید. 
      
    دو مورد از انواع نقد را نام ببرید. 
    موضوع اصلی کتاب «تاریخ بیهقی» چیست؟ 
      
    خودآزمایی 
    منظور از عبارت« شمار آن به قیامت مرا باید داد.» چیست؟ 
      
    درس هفتم 
    عبارات زیر رابه نثر روان باز نویسی کنید. 
      1.دستاری نشابوری مالیده و موزه میکائیلی نو در پای و  موی سر مالیده زیر دستار،پوشیده کرده اندک مایه پیدا می بود. 
    2.احمق کسی باشد که دل در این گیتی غدّار و فریفتگار بندد و نعمت و جاه و ولایت او را به هیچ شمرد . 
    3.حسنک پیدا آمد بی بند؛ جبه ای داشت حبری رنگ با سیاه می زد خَلَق گونه. 
    4.بیهقی می گوید:« احمق کسی باشد که دل در این گیتی غذّار و فریفتگار بندد ونعمت و جاه و ولایت اورا به هیچ شمرد.» 
    5.پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند ومرد خود مرده بود که جلّادش رسن به گلو افکنده و خَبه کرده ، 
     همیشه چشم نهاده بودی تا پادشاهی بزرگ و جبّار ، بر چاکری خشم گرفتی.و  آن چاکر را لت زدی و فرو گرفتی 
    بوسهل   برخاست نه تمام و بر خویشتن می ژکید. 
    جبّه ای داشت حبری رنگ با سیاه می زد 
    واژه های مشخص شده را معنی کنید. 
    و  آن چاکر را لت زدی 
    این بوسهل مردی امام زاده بود  
    بیهقی اشخاص داستان و سجایای آنان را خوب به جای می آورد. 
    خردمندان دانستندی که نه چنان است و  پوشیده خنده زدندی که وی گزاف گوی است. 
    این بوسهل مردی امام زاده و محتشم  وفاضل و ادیب بود 
    بیهقی گاه نیز در عین کمال ایجاز حقّ مطلب را ادا کرده است. 
      
    درک مطلب و تاریخ ادبیّات 
    1.منظور از بیان عبارت « سخنی نرانم تا خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را»چیست؟ 
    2.چه چیز تاریخ بیهقی را از دیگر آثار تاریخی و ادبی متمایز می سازد؟ 
    3.با توجّه به عبارت 
    «این بوسهل مردی امام زاده و محتشم  وفاضل و ادیب بود امّا شرارت و زعارتی در طبع وی مؤکّد شده – ولا تبدیل لخلق الله- همیشه چشم نهاده بودی تا پادشاهی بزرگ و جبّار ، بر چاکری خشم گرفتی.و  آن چاکر را لت زدی و فرو گرفتی ،این مرد از کرانه جستی و فرصتی جُستی  و تضریب کردی و المی بزرگ بدین چاکر رسانیدی و آن گاه لاف زدی که « فلان را من فرو گرفتم» - و اگر کرد، دید و چشید – و خردمندان دانستندی که نه چنان است و سری می جنبانیدندی و پوشیده خنده زدندی که وی گزاف گوی است.» 
    الف- «بوسهل » چگونه معرفی شده است؟ 
    ب- معنی عبارت« امّا شرارت و زعارتی در طبع وی مؤکّدشده .» » را بنویسید. 
    پ- ویژگی «ایجاز» که از خصوصیات نثر تاریخ بیهقی است، در کدام قسمت متن بالا دیده می شود؟ 
    ت- نظر خردمندان درباره بوسهل چه بود؟ 
    ث- آرایه سجع و جناس را در متن مشخص کنید؟ 
    ج- ترکیب های « آتش بیار معرکه » و «نمک بر زخم کسی پاشیدن» با کدام قسمت تناسب دارد؟ 
    4.با توجّه به عبارت 
    « حسنک پیدا آمد ، بی بند ؛ جبّه ای داشت حبری رنگ با سیاه می زد،خلق گونه ودُرّاعه و ردایی سخت پاکیزه و  دستاری نشابوری مالیده و موزه میکائیلی نو در پای و  موی سر مالیده زیر دستار،پوشیده کرده» 
    الف- متن بالا در توصیف چه چیزی در تاریخ بیهقی است؟ 
    ب- واژه ی «مالیده» در متن بالا چه آرایه ای دارد و به چه معناست؟ 
    پ- کدام کلمات مترادف هستند؟ 
    ت- منظور از قسمت های مشخّص شده در متن چیست؟ 
    ث- معنی عبارت«  جبّه ای داشت حبری رنگ با سیاه می زد .» » را بنویسید 
    5.با توجّه به عبارت 
    «  چون حسنک بیامد، خواجه[احمد] بر پای خاست . چون او این مکرمت بکرد، همه – اگر خواستند یا نه- بر پای خاستند . بوسهل بر خشم خود طاقت نداشت؛ برخاست نه تمام و بر خویشتن می ژکید.خواجه احمد او را گفت: در همه ی کارها ناتمامی؛ نیک از جای بشد » 
    الف- منظور از عبارت « اگر خواستند یا نه » چیست؟ 
    ب- منظور از قسمت های مشخّص شده در متن چیست؟ 
    پ- برخورد  خواجه احمد با حسنک چگونه بود؟ 
    ت- علّت خشم بوسهل چیست؟ 
    6.با توجّه به عبارت 
    از زیباترین آن صحنه ی بر دار کردن حسنک وزیر با توصیف همه ی جزئیّات است  پیکان که« آنان را ایستانیده بودند که از بغداد آمده اند- احوال حسنک و آوردن او  وخروش و هیجان مردم، و زار زار گریستن نیشابوریان و« مشتی رند» که آن ها را « سیم دادند که سنگ زنند و مرد خود مرده بود ، که جلادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده.» 
    الف- از عبارت « پیکان   را ایستانیده بودند که از بغداد آمده اند»  چه موضوعی را می توان دریافت نمود؟ 
    ب- از عبارت « مشتی رند  را   سیم دادند که سنگ زنند  »  چه موضوعی را می توان دریافت نمود؟ 
    پ-با توجّه به متن مجازات حسنک چه بوده است؟ 
      
    7.معادل امروزی عبارت « وی نیک از جای بشد.» چیست؟ 
    8.با توجه به عبارت « چون حسنک بیامد، خواجه احمد بر پای خاست.» احساس خواجه احمد نسبت به حسنک چیست؟ 
      
    باتوجّه به عبارت« چون حسنک بیامد،   همه   بر پای خاستند . بوسهل بر خشم خود طاقت نداشت؛ برخاست نه تمام و بر خویشتن می ژکید.» بوسهل از هواداران حسنک بود یا از مخالفان او؟ کدام عبارت بیانگر این مطلب است؟ 
      
    در عبارت زیر مقصود از «لت زدن» و «فرو گرفتن» چیست؟ 
    « همیشه چشم نهاده بودی تا پادشاهی بزرگ و جبّار ، بر چاکری خشم گرفتی.و  آن چاکر را لت زدی و فرو گرفتی» 
      
    دانش های ادبی 
    در نوشته ی زیر نویسنده از چه نوع نقدی کتاب «تاریخ بیهقی» را مورد بررسی قرار داده است؟ 
    «آهنگ موزون نثر بیهقی به واسطه ی به گزین کردن بیهقی است از میان انبوه واژه ها و ترکیبات» 
      
    خودآزمایی 
    از عبارت« مشتی رند را دادند که سنگ زنند» چه پیامی دریافت می کنید؟ 
    با توجه به عبارت زیر ، «عنان قلم را در اختیار داشتن» کنایه از چیست؟ 
    «بیهقی نویسنده ای است که  عنان قلم را در اختیار داشته و به اقتضای حال، آن را به گردش در می آورده است.» 
      
      
      
    درس هشتم 
    عبارات زیر رابه نثر روان باز نویسی کنید. 
    1.گاه سفر شد باره بر دامن برانیم                                  تا بوسه گاه وادی ایمن برانیم 
    2.دریا دلان راه سفر در پیش دارند                                  پا در رکاب راهوار خویش دارند 
    3.وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم/ دل بر عبور از سد خار وخاره بندیم 
    4.پا در رکاب رهوار خویش دارند 
    5.گل های شادی و امید ،به باغ خاطر کاروانیان می شکفت. 
    6.از هرکران بانگ رحیل آید به گوشم 
    از هرکران بانگ رحیل آید به گوشم      بانگ از جرس برخاست وای من خموشم 
    واژه های مشخص شده را معنی کنید. 
    از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم فرض است فرمان بردن از حکم جلو دار 
    گاه شیهه ی چند اسب بی شکیب سکوت دشت را در هم شکست 
    از هرکران بانگ رحیل آید به گوشم      بانگ از جرس برخاست وای من خموشم 
    با تأنّی پیش حسین(ع) آمد 
    انس مردانه با شمشیر آخته به سوی میدان نبرد می رفت 
      
    درک مطلب و تاریخ ادبیّات 
    1.با توجه به بیت:«وادی پر از فرعونیان و قبطیان است     موسی جلودار است ونیل اندر میان است» 
    الف- منظور از «فرعونیان و قبطیان» و«موسی» چیست؟ 
    ب- «نیل» استعاره از چیست؟ 
    2.آثار زیر از کیست؟ 
    مرثیه ای که ناتمام ماند                خون خورشید                      سرود سپیده 
    3.در مصراع« یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد» منظور از «کلیم» و «سامری» کیست؟ 
    4.در عبارت«انس در یک شب ظلمانی چون اختری روشن پیش آمد ودر کنار خورشید فروزان حق در خون پاک خویش غوطه زد و خورشیدی نو ساخت.» 
    5.منظور از « خورشید فروزان حق» و« خورشید نو» چیست؟ 
    «انس در یک شب ظلمانی چون اختری روشن پیش آمد ودر کنار خورشید فروزان حق در خون پاک خویش غوطه زد و خورشیدی نو ساخت.» 
     خورشید فروزان حق استعاره از کیست؟ 
    6.منظور از «تخت و نگین » و«اهریمن» در بیت زیر چیست؟ 
    فرمان رسید این خانه از دشمن بگیرید   تخت و نگین از دست اهریمن بگیرید 
    7.نوع جناس را در بیت زیر مشخص کنید. 
    جانان من برخیز بر جولان برانیم/ زان جا به جولان تا خط لبنان برانیم 
    8.با توجه به بیت «یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد           ای یاوران باید ولی را یاوری کرد» 
    الف- «آهنگ جان سامری کرد» یعنی چه؟ 
    ب- منظور از «ولی» در مصراع دوم کیست؟ 
    9.در بیت زیر منظور شاعر از «فرعونیان وقبطیان»  و «موسی» چیست؟ 
    وادی پر از  فرعونیان وقبطیان است    موسی جلو دار است و نیل اندر میان است 
    در بیت «تنگ است ما را خانه تنگ است ای برادر/ بر جای ما بیگانه ننگ است ای بردار» منظور از «خانه تنگ» چیست؟ 
    10.در بیت زیر منظور از موسی (ع) و فرعونیان چیست؟ 
    وادی پر از فرعونیان و قبطیان است             موسی جلودار است و نیل اندر میان است 
    با توجه به بیت« دریا دلان راه سفر در پیش دارند  /پا در رکاب راهوار خویش دارند» 
    الف-مراد از «دریادلان» کیست؟ 
    ب- مراد از« پا در رکاب راهوار خویش دارند» چیست؟ 
      
    مصراع دوم بیت« دریا دلان راه سفر در پیش دارند  /پا در رکاب راهوار خویش دارند»  کنایه از چیست؟ 
      
    «به خاک وخون تپیدن» در عبارت« آن جا در میان شن ها ی داغ ،مردی سفید روی و سفید موی به خاک وخون تپید.» کنایه از چیست؟ 
      
    11.در عبارت« انس در یک شب ظلمانی چون اختری روشن پیش آمد ودر کنار خورشید فروزان حق در خون پاک خویش غوطه زد وخورشیدی  نو  ساخت.» دو آرایه ادبی بیابید. 
    12.نوع جناس را در بیت زیر مشخص کنید. 
    باید به مژگان رفت گرد از طور سینین                    باید به سینه رفت زین جا تا فلسطین 
      
    13. اغلب نوشته های پرویز خرسند درباره ی چیست؟ نمونه هایی را نام ببرید. 
      
    در بیت« جانان من برخیز بر جولان برانیم/ زان جا به جولان تا خط لبنان برانیم» کدامین آرایه ی ادبی دیده می شود؟ 
      
    یکی از جلوه گاه های ادبیات پایداری را نام ببرید. 
      
    در جمله ی زیر ،یک آرایه ی ادبی مشخص کنید. 
    « صدایی گرم و جان بخش از میان خیمه ای بیرون می خزید.» 
      
      
      در بیت زیر،بین واژگان «رَفت» و «رَفت» کدام یک از انواع «جناس» برقرار است؟  
    باید به مژگان رفت گرد از طور سینین                    باید به سینه رفت زین جا تا فلسطین 
      
    با توجه به درس« بانگ جرس» یک مورد استعاره در بیت زیر بیابید 
    جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش          آنک امام ما علم بگرفته بر دوش 
      
    خودآزمایی 
    در بیت زیر منظور از «فرعونیان »چه کسانی است؟ 
    وادی پر از فرعونیان و قبطیان است             موسی جلودار است و نیل اندر میان است 
      
    با توجه به بیت «یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد           ای یاوران باید ولی را یاوری کرد» 
    الف- «آهنگ جان سامری کرد» یعنی چه؟ 
    ب- منظور از «ولی» در مصراع دوم کیست؟ 
      
    درس نهم 
    عبارات زیر رابه نثر روان باز نویسی کنید. 
    1.هوا گرگ ومیش بود که دوباره خوابیدم. 
    2.می شود از باغ نگاهت،هنوز/ یک سبد از میوه ی خورشید / چید. 
    3.در یک لحظه با خود گفتم به آخر خط رسیده ایم 
    4.لباس نظامی بر اندام لاغرش زار می زد. 
    5.صبح دو مرغ رها /بی صدا/ صحن دو چشمان تورا ترک  کرد 
    / شب دوصف از یا کریم / بال به بال نسیم/ از لب دیوار  دلت پر کشید. 
    روی تپه ی شهید برهانی عمل کردیم. 
      
    معنی لغت 
    در ناحیه ی شقیقه اش یک سوراخ دیده می شد. 
      
    درک مطلب و تاریخ ادبیّات 
    1.منظور از «مرغ» و « صحن» در قطعه ی زیر چیست؟ 
    صبح دو مرغ رها/ بی صدا/ صحن دو چشمان تو را ترک کرد. 
    2.با توجه به شعر « آفتاب / خار و خس مزرعه ی چشم تو » چرا شاعر آفتاب را خار و خس چشم جانباز می داند ؟  
    3.با توجه به شعر « صبح ، دو مرغ رها /بی صدا/ صحن دو چشمان تو را ترک کرد/ شب دوصف از یا کریم / بال به بال نسیم/ از لب دیوار  دلت پر کشید.» 
    شاعر روشنایی چشم جانباز را به چه چیز هایی تشبیه کرده است؟ 
    4.در شعر « صبح ، دو مرغ رها /بی صدا/ صحن دو چشمان تو را ترک کرد» منظور از «مرغ» و «صحن» چیست؟ 
    5.این بند از شعر «باغ نگاه» به چه موضوعی اشاره دارد؟ 
    «شب دوصف از یا کریم / بال به بال نسیم/ از لب دیوار  دلت پر کشید.» 
    6.درباره ی اصطلاحات«پاتک» و« عمل کردن»  توضیح دهید. 
    7.تپه ی برهانی نوشته ی کیست؟ 
    8.چرا شاعر آفتاب را خار وخس چشم جانباز می داند؟ 
    9.در شعر « آفتاب/ خار و خس مزرعه ی چشم تو/ می شود از باغ نگاهت هنوز/ یک سبد از میوه ی خورشید / چید.» 
      منظور از  «یک سبد میوه ی خورشید» چیست؟ 
    10.با توجه به مفهوم شعر « شب دو صف از یا کریم / بال به بال نسیم/ از لب دیوار دلت پر کشید.»مقصود از «لب دیوار دلت» چیست؟ 
    در شعر « آفتاب/ خار و خس مزرعه ی چشم تو/ می شود از باغ نگاهت هنوز/ یک سبد از میوه ی خورشید / چید.» 
    الف- چرا شاعر چشمان جانباز را بالاتر از آفتاب می داند؟ 
    ب- منظور از  «یک سبد میوه ی خورشید» چیست؟ 
    11.کتاب « تپّه ی برهانی » جزءِ کدام نوع ادبیات قرار می گیرد؟نویسنده، این کتاب را در چه قالبی نوشته است؟ 
    در شعر « صبح ، دو مرغ رها /بی صدا/ صحن دو چشمان تو را ترک کرد» منظور از «دو مرغ رها» چیست؟ 
      
    منظور از «دو صف از یا کریم» و «لب دیوار دل» در شعر زیر چیست؟ 
    « شب دو صف از یا کریم / بال به بال نسیم/ از لب دیوار دلت پر کشید.» 
      
    در سروده ی زیر که مخاطب آن یک جانباز است،  منظور از  «  میوه ی خورشید» چیست؟ 
     «می شود از باغ نگاهت هنوز/ یک سبد از میوه ی خورشید / چید.» 
      
    خودآزمایی 
    با توجّه به شعر« می شود از باغ نگاهت هنوز/ یک سبد از میوه ی خورشید / چید.»منظور از «یک سبد میوه ی خورشید» چیست؟ 
      
    دانش های ادبی 
    شعر« باغ نگاه »اثر کیست؟و در توصیف چه کسی آمده است؟ 
      
      
      
    نمونه سؤال درس دهم 
    عبارات زیر رابه نثر روان باز نویسی کنید. 
    از گزند داس دروگر وقت هیچ روینده را زنهار نیست. 
    ولادت که روزگاری از گوهر نور بود/ به سوی بلوغ می خزد و آن گاه که تاج بر سرش نهادند/خسوف های کژخیم  شکوهش را به ستیز بر می خیزند. 
    1.جمله های زیر را معنا کنید. 
    الف- چاووش در داد. 
    ب- باغچه می بست. 
    پ- با جادوگران رای زد. 
    ت- باریک میان بود. 
    آری، زمان فرّه جوانی  را می پژمرد. 
    معنی لغت 
    چاووش در داد. 
    تا به ناخواست دست جفا پیشه ی دهر،شکوه تو را بستاید.» 
      
    درک مطلب و تاریخ ادبیّات 
    1توصیف زمان در کدام گزینه با بقیه یک سان نیست؟ 
    ð  زمان که بخشنده بود/ موهبت های خویش را تباه می سازد.                               ð از داس دروگر وقت هیچ روینده را زنهار نیست. 
    ð زمان فرّه جوانی  را می پژمرد.                                                                   ðزمان گوهر های نادر طبیعت را در کام می کشد. 
    2.مهم ترین آثار تولستوی را نام ببرید. 
    3.با مقایسه و تطبیق آثار ادبی ملّت ها با هم ، با چه چیز بیشتر آشنا خواهیم خواهیم شد؟ 
    4.الف-مفهوم کلی « ولادت که روزگاری از گوهر نور بود/ به سوی بلوغ می خزد و آن گاه که تاج بر سرش نهادند/خسوف های کژخیم  شکوهش را به ستیز بر می خیزند.»چیست؟ 
    ب-  با توجه به عبارت بالا مفهوم  « خسوف های کژخیم» را بنویسید. 
    پ-منظور شاعر از عبارت« تاج بر سرش نهادند» چیست؟ 
    ت- منظور شاعر از عبارت«  به سوی بلوغ می خزد » چیست؟ 
    ث- با توجّه به متن بالا چه چیز شکوه جوانی را تهدید می کند؟ 
    ج- معنی واژه ی مشخص شده را بنویسید. 
    چ- چرا شاعر « ولادت» را از گوهر نور می داند؟ 
    5.شهرت جهانی « شکسپیر» بیشتر به خاطر آفرینش کدام یک از انواع ادبی است؟ 
    6.شکسپیر در شعر« ترانه ی من» چه چیز هایی را ستوده است؟ 
    7.در این عبارت شکسپیر«زمان که بخشنده بود/ موهبت های خویش را تباه می سازد» منظور از « موهبت های زمان» چیست؟ و مفهوم کلی عبارت چیست؟ 
    8.با توجّه به متن زیر به پرسش ها پاسخ دهید. 
    « همانند امواج که به شنزار ساحل راه می جویند/ دقایق عمر نیز به سوی فرجام خویش می شتابند.» 
    الف- چه چیز به امواج تشبیه شده است؟ 
    ب- وجه شبه چه چیزی است؟ 
    پ-یک آرایه ی ادبی غیر از تشبیه ذکر کنید. 
    9.با توجه به متن به سؤالات پاسخ دهید. 
    « از گزند داس دروگر وقت هیچ روینده را زنهار نیست./مگر ترانه ی من که روزگار نامده بر جای می ماند؛/تا به ناخواست دست جفا پیشه ی دهر،شکوه تو را بستاید.» 
    الف- دشمن و آفت همه ی موجودات چیست؟ 
    ب- به نظر شاعر چه چیزی از آسیب این دشمن در امان خواهد ماند؟ 
    پ- شاعر جاودانگی شعرش را برای چه می خواهد؟ 
    ت- روزگار و زمانه چگونه معرفی شده است؟ 
    ث- مرجع ضمیر « تو » چیست؟ 
    ج- در عبارت« از گزند داس دروگر وقت هیچ روینده را زنهار نیست» مشبه و مشبهٌ به کدام است؟ 
    10.درون مایه ی داستان کوتاه « سه پرسش» چیست؟ 
    11.شکسپیر اهل کدام کشور بود و سروده های کوتاه  او چه نام دارد؟ 
    12.شهرت جهانی « شکسپیر» بیشتر به خاطر آفرینش کدام یک از انواع ادبی است؟ 
    13.با توجّه به متن زیر به پرسش ها پاسخ دهید. 
    « همانند امواج که به شنزار ساحل راه می جویند/ دقایق عمر نیز به سوی فرجام خویش می شتابند.» 
    الف- چه چیز به امواج تشبیه شده است؟ 
    ب- وجه شبه چه چیزی است؟ 
    پ-یک آرایه ی ادبی غیر از تشبیه ذکر کنید. 
    14.در قطعه ی « آری، زمان فرّه جوانی را می پژمرد/ بر ابروان زیبا شیارهای موازی در می افکند / گوهر ها ی نادر طبیعت را در کام می کشد.» 
    الف- این عبارت چند جمله است؟ 
    ب- مقصود از « فرّه جوانی » و « شیارهای موازی» چیست؟ 
    پ-عبارت« بر ابروان زیبا شیارهای موازی در می افکند» بیانگر کدام ویژگی انسان است؟ 
    ت-در شعر بالا یک تشخیص،یک کنایه ویک استعاره ی مصرحه مشخص کنید. 
    ث-منظور از « گوهر ها ی نادر طبیعت» چیست؟ 
      
    با توجّه به غزلواره ی زیر به پرسش های زیر به پرسش ها پاسخ دهید. 
    « ولادت که روزگاری از گوهر نور بود/ به سوی بلوغ می خزد و آن گاه که تاج بر سرش نهادند/خسوف های کژخیم  شکوهش را به ستیز بر می خیزند.» 
    الف- با توجه به عبارت بالا مفهوم  « خسوف های کژخیم» را بنویسید. 
    ب- چرا شاعر ولادت را از گوهر نور می داند؟ 
      
    در این بخش از غزلواره ی شکسپیر: « آری، زمان فرّه جوانی را می پژمرد/ بر ابروان زیبا، شیارهای موازی در می افکند »مقصود از جمله ی پایانی چیست؟ 
      
    خودآزمایی 
    در مصراع« زمان که بخشنده بود/ موهبت های خویش را تباه می سازد.» ،«موهبت» چه مفهومی دارد؟ 
    چرا در مصراع« ولادت که روزگاری از گوهر نور بود »شاعر ولادت را از گوهر نور می داند؟ 
      
    در عبارت زیر مقصود از «تاج» و «موهبت» چیست؟ 
    « ولادت که روزگاری از گوهر نور بود/ به سوی بلوغ می خزد و آن گاه که تاج بر سرش نهادند/خسوف های کژخیم  شکوهش را به ستیز بر می خیزند./ زمان که بخشنده بود/ موهبت های خویش را تباه می سازد» 
      
      
    دانش های ادبی 
    در غزلواره های شکسپیر چه ویژگی هایی در هم می آمیزد و کلامی شاعرانه می آفرینند؟ 
    «هملت» از کیست؟ 
      
      
    درس یازدهم 
    معنی بیت 
    خدا / نه برای خورشید/ و نه برای زمین / بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد،/ چشم به راه پاسخ ماست.» 
      
    درک مطلب و تاریخ ادبیّات 
    1.کدام گزینه در مورد « نماد ها»درست نمی باشد؟ 
    ð اغلب دارای گستردگی معنایی هستند.  
    ð برخی از آن ها  دارای گستردگی جغرافیایی و فرهنگی هستند. 
    ð هر نماد در هر فرهنگ خاص، نشانه ی یک مفهوم ویژه است. 
    ð نمادها نزدیکی زیادی با استعاره ها دارند. 
    2.هر واژه نماد چیست؟ 
    ðطلوع  خورشید: 
    ðغروب خورشید: 
    ðفانوس: 
    3.در شعر زیر«تاگور» به چگونه انسان هایی اشاره دارد؟ 
    «آنان که فانوسشان را بر پشت می برند/ سایه هاشان پیش پایشان می افتد.»  
    4.کدام گزینه دارای آرایه ی ایهام است؟ کدام دارای آرایه ی کنایه ؟ توضیح دهید. 
    ð  خدایا/ آنان که همه چیز دارند / مگر تو را/به سخره می گیرند / آنان را/ که هیچ ندارند / مگر تورا 
    ð آنان که فانوسشان را بر پشت می برند/ سایه هاشان پیش پایشان می افتد. 
    5.با توجه به عبارت« هر کودکی /با این پیام/ به دنیا می آید /که خدا هنوز از انسان نومید نیست.» هدف از به دنیا آمدن کودک چیست؟ 
    6.با توجه به متن به سؤالات پاسخ دهید. 
    «خدا می گوید:/ شفایت می دهم/ از این رو که آسیبت می رسانم/ دوستت دارم/ از این رو که مکافاتت می کنم. 
    خدا / نه برای خورشید/ و نه برای زمین / بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد،/ چشم به راه پاسخ ماست.» 
    الف- بیت مشهور « هر که در این بزم مقرب تر است/ جام بلا بیشترش می دهند» با کدام بخش از شعر تاگور ارتباط معنایی دارد؟ 
    ب- منظور تاگور از «گل ها» چیست؟ 
    پ-«پاسخ» در این شعر به چه معناست؟ 
    7.مفهوم کلی جمله ی«  ماه  روشنی اش را در سراسر آسمان می پراکند/ و لکّه های سیاهش را برای خود نگه می دارد» چیست؟ 
    8.مجموعه ی شعر « ماه نو و مرغان آواره » سروده ی کیست؟ 
    10.مفهوم کلی شعر زیر را بنویسید. 
    « کاریز خوش دارد خیال کند/ که رودها/ تنها برای این هستند/ که به او آب برسانند!» 
    11. واژه «فانوس»نماد چیست؟ 
      
    در این سروده ی تاگور:« ماه  روشنی اش را در سراسر آسمان می پراکند/ و لکّه های سیاهش را برای خود نگه می دارد» 
    الف- «ماه» نماد چه کسانی است؟ 
    ب- منظور از « لکّه های سیاه» چیست؟ 
    خودآزمایی 
    در شعر«« کاریز خوش دارد خیال کند/ که رودها/ تنها برای این هستند/ که به او آب برسانند!» ،«کاریز» نماد چه کسانی است؟ 
      
    ارتباط معنایی شعر« دوستت دارم/ از این رو که مکافاتت می کنم»را با بیت زیر بنویسید 
    هر که در این بزم مقرب تر است/ جام بلا بیشترش می دهند 
      
      
    دانش های ادبی 
    کدام گزینه درباره ی تعریف زیر درست است؟ 
    «کلمه ای که جز معنی اصلی ،نشانه و مظهر معانی دیگری قرار گیرد.» 
    الف- چهارپاره                ب- جناس              -نماد            ت- ایهام 
      
      
      
      
      
      
      
      
      
      
      
      
     

    منبع مطلب : jamemehr90.blogfa.com

    مدیر محترم سایت jamemehr90.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 26 روز قبل
    0

    عصاره ی تاکی ب قدرت او شهد فایق شد

    ناشناس 26 روز قبل
    0

    عصاره ی تاکی ب قدرت او شهد فایق شد

    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    حاجی کیرم تو این سایتت بره مادرجنده کونی هرچی میزنی تکراری میاره خارکسده

    ناشناس 1 سال قبل
    0

    عصاره تاکی به چه معناست

    مهدی 1 سال قبل
    3

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید