توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ملاک برتری انسان ها در قرآن چیست

    1 بازدید

    ملاک برتری انسان ها در قرآن چیست را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    ملاک های برتری انسان ها بر یکدیگر چیست؟

    ملاک های برتری انسان ها بر یکدیگر چیست؟

    ملاک های برتری انسان ها بر یکدیگر چیست؟ 

    خداوند همه را در قران یکسان میداند اما ملاک هایی هم هستند که برخی انسان ها را از دیگری متمایز میسازند . هر چیزی برای خود میزانی دارد و با آن میزان، کیفیت و ارزش آن سنجیده می شود. همانطور که کارکردهای افراد یک کشور، نسبت به قانون آن کشور سنجیده می شود و افراد نباید برای قانون، تعیین تکلیف نمایند.

    در خوب بودن و بد بودن افراد، ملاکی وجود دارد. این ملاک از نظر قرآن، تقوای الهی است، آن تقوای الهی که با پیروی از معصومین (علیه السلام) و عقل سلیم مطابقت دارد.

    میزان و ملاک حقیقی، تقوای الهی

    قرآن کریم آیه ای دارد که میزان و ملاک برتری حقیقی انسان را نشان می دهد. «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ؛[حجرات/13] ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم وشما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛

    (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است».پیام آیه این است که در میان نژادها و افراد انسانی کره ی خاکی، عامل و ملاک برتری، خداترسی است.

    امکان دارد یک قومی و کشوری از لحاظ یک یا چند فناوری برتری داشته باشند، اما این ملاک برتری حقیقی نیست و باید این فناوری را در خدمت انسانیت و فطرت قرار داد. این خدا ترسی به معنی بسته بودن دست و پای آدمی نیست بلکه برعکس، انسان را هویت می بخشد و او در چارچوب مشخصی رهنمون میشود.

    علی (علیه السلام) ملاک حق است

    از آنجا که باید افرادی باشند تا طریقه ی تقوای الهی در همه ی شئون زندگی را به مردم آموزش دهند؛ خداوند پیامبران و اوصیاء ایشان را برای تعلیم تقوا به مردم در نظر  گرفت.

    چنانکه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) وصی خود، علی بن ابیطالب (علیه السلام)را ملاک و میزان حق (تقوای الهی) معرفی می کند: «عَلِیٌ مَعَ الْحَقِ وَ الْحَقُّ مَعَه؛ [2] علی (علیه السلام) با حق است و حق با ایشان»، بنابر این تا زمانی که ما در مسیر زندگی، سخنان امیرالمومنین (علیه السلام) را که سخنان پیامبر و رسول خداست؛

    فراروی خود سازیم؛ در جاده ی حق هستیم.یکی از کارهای مهمی که متاسفانه امروز نسبت به اشخاص، آن را می سنجند؛ بحث نماز است. تا می گویی: آقا نماز بخوان، می گویند: آیا مثل فلانی و فلانی نماز بخوانیم که ظاهری نماز می خواند؟

    و …، در حالی که ملاک نماز خواندن، باید علی بن ابیطالب (علیه السلام)باشد که در محراب عبادت به شهادت رسید.در بحث های دیگر هم کم و بیش همین است. شخصی که به کارهای ناشایستی مثل دزدی و … می پردازد؛ عمل جامعه را ملاک عمل قرار داده و ملاک اصلی را که قرآن و دین باشد نادیده می گیرد.

    البته کسی منکر این نیست که کارهای نامطلوب دیگران، افراد را در ملاکهایشان دچار تردید می کند، ولی به فرمایش امام علی (علیه السلام) باید حق را بشناسیم تا در تطبیق ملاک اصلی بر موارد خارجی،تردید به خود راه ندهیم.

    ملاک های برتری انسان ها بر یکدیگر چیست؟«إنّ دین اللّه لا یعرف بالرجال بل بآیة الحقّ، فاعرف الحقّ تعرف أهله؛[3] همانا دین خدا با عمل مردان (اشخاص) شناخته نمی شود بلکه با نشانه های حق شناخته می شود. پس حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی».کسی که حق را شناخته باشد، افراد را با حق می سنجد نه برعکس، در سالهای اخیر که تکفیری های به ظاهر مسلمان،خود را به عنوان نماینده ی اسلام معرفی نموده.

    متاسفانه از کشورهای مسلمان، کسانی که دستشان از ملاک حق کوتاه بود، به تکفیری های ظاهر الصلاح پیوستند و آرزوی دشمنان اسلام را در معرفی نمودن اسلام به عنوان دین خشونت و تروریست برآورده ساختند، در حالی که این تکفیری های بی رحم و خشن، فرسنگ ها از اسلام حقیقی فاصله دارند.

    تردید حارث بن حوت، در ملاک حق

    در جنگ جمل، یکی از یاران حضرت علی (علیه السلام) به نام حارث بن حوت، از حضرت پرسید: آیا طلحه و زبیر و عایشه ناحقند؟ حضرت در جواب او فرمودند: «یَا حَارِثُ إِنَّکَ نَظَرْتَ تَحْتَکَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَکَ فَحِرْتَ إِنَّکَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ [أَهْلَهُ ] وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ؛

    ای حارث تو به زیر پایت نگاه کردی (نگاهت در سطح پایین است) و به بالا نگاه نکردی (ژرف اندیش نیستی) برای همین سرگردانی، تو حق را نشناختی تا اهلش را بشناسی و باطل را نیز نشناختی تا اهلش را بشناسی».

    چند سال قبل در سیمای ملی، در یکی ازبرنامه ها چند کارشناس به سوالات دینی عده ای عمدتا جوان پاسخ می دادند، یکی از حضار راجع به رعایت حجاب خانمها (خودش خانم بود) انتقاداتی داشت و ملاک را روی افرادی می برد که شاید آنطور که باید باشند؛ نیستند.

    در مقابل این، یک خانم دیگری برخاست و گفت:ملاک ما باید حجاب مورد نظر قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) باشد نه پرداختن به این مصادیق کوچه و بازار چنانکه در عبارات فوق هم گفته شد؛

    عملکرد منفی افراد، ممکن است ملاک اصلی (حق و حقیقت) را در نظر ما از ابهت بیندازد، ولی کسی برنده است که با ژرف نگری و تعمق، نسبت به ملاک حق، بدبین نگشته و فکری برای رفع تردیدهایش پیدا کند.

    باز برایتان مثال می آورم:

    سنت قرض الحسنه یکی از کارهای خوب است ولی عملکرد منفی افراد در باز پرداخت قسط قرض الحسنه، بعضیها را از خیر این کار منصرف می سازد. در اینجا انسان می داند که قرض الحسنه خیلی هم خوب است و خداپسندانه (حق)، ولی از ترس عواقب آن، از اینکار دست می کشد.

    از این مثالها متاسفانه فراوان است. راهکارش هم این است که همگان به ملاک حق و حقیقت پایبند باشیم. در همین مثال قرض الحسنه، هم باید قرض گیرنده در بازپرداخت قسطش سهل انگاری نکند و هم طرف مقابل که قرض دهنده است سعه صدر بیشتری از خود نشان دهد.

    پاسخ به یک پرسش

    امام علی (علیه السلام) در حدیثی می فرمایند: «خُذ الْحِکْمَةَ مِمَّنْ أَتَاکَ بهَا وَ انْظُرْ إِلَی مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَی مَنْ قَال ؛ [5] حکمت را از کسی که آن را برای تو می آورد، بگیر و به آنچه گفته است، بنگر و به شخصیت گوینده نگاه نکن».

    در این حدیث، ملاک را حق بودن گرفته نه افراد و اشخاص،اما در روایت دیگری از امام جواد (علیه السلام) می خوانیم که ملاک شخص گوینده است، اگر حق گفت فبها و گرنه انسان با باطل همراهی نموده است: «مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ یُؤَدِّی عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ یُؤَدِّی عَنِ الشَّیْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّیْطَانَ»؛ 

    هر کس به سخن سخنرانی گوش دهد، او را پرستش کرده است. پس اگر او از خدا سخن بگوید، خدا را پرستیده است، و اگر از زبان ابلیس سخن بگوید، ابلیس را عبادت کرده است».این دو روایت نه تنها تعارض و تنافی با یکدیگر ندارند، بلکه به بخشی از ابعاد مهم تربیتی انسان اشاره می کنند و او را نسبت به پیچیدگی های زندگی اش آگاه می نمایند.

    در روایت اول؛ سفارش به تدبّر و تفکّر در سخنان شده است (اُنظر) و انسان را از قضاوت های سطحی و بدون تأمل برحذر می دارد، اما در روایت دوم؛ تمایل و توجه به سخن گوینده مطرح است، که نوعی تبعیّت و همراهی با وی را بدون تفکر و تأمل در پی دارد (اصغی) و این، گاهی می تواند خطرناک باشد؛

    زیرا پیروی از کسی که سخنی از جانب خداوند نمی گوید امکان انحراف و نهایتاً تباهی وجود دارد.

    منبع مطلب : www.parsnaz.com

    مدیر محترم سایت www.parsnaz.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ملاک برتری انسانها

    ملاک برتری انسانها

    امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند:

    لا حَسبَ لِقُرَشیٍّ وَ لا لِعَربیٍّ إلاّ بتَواضُعٍ وَ لا کَرَمَ إلاّ بتَقوی وَ لا عَمَلَ إلاّ بنِیَّةٍ؛
    هیچ شرافت و افتخاری برای قریشی یا عرب نیست مگر به سبب تواضع، و هیچ کرامت و ارزشی نیست مگر به تقوا، و هیچ عملی ارزشی ندارد مگر به سبب نیّت.
    الخصال، ص ۱۹

    شرح حدیث:

    یکی از عوامل گسترش اسلام و نفوذ آیین نبوی در دلها، این بود که معیار شرافت و برتری را از جهات مادی به جنبه های ارزشی تغییر داد.
    عرب، خود را قوم برتر می دانست و به غیرعرب، اعتنایی نداشت.
    اما دین خدا و تعلیمات پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم عرب و عجم و سیاه و سفید و فقیر و غنی و نوکر و ارباب را در یک ردیف دانست و معیار برتری انسانها را تقوا معرفی کرد. این همان پیام قرآنی است که همه شنیده ایم:«اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقاکُم».
    (حجرات ، ۱۳.)
    برترین شما نزد خدا، باتقواترین شماست.
    عرب، خوی غرور و تکبّر جاهلانه داشت.
    پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم تواضع را ملاک شایستگی و رفعت دانست و خودش متواضعانه زیست و تواضع و خاکساری را به امت خویش آموخت.
    عملهای انسانها هم بسته به نیّت و انگیزه، ارزشهای متفاوتی دارد.
    هر چه اخلاق بیشتر باشد، عمل ارزشمندتر است.
    هر چه انگیزه، الهی باشد، رشد پاینده تر است.
    چه بسا دو نفر، کاری مشابه انجام دهند و شکل عمل یکسان باشد، ولی نیّت آنان فرق داشته باشد و یکی برای خدا عمل کند، یکی برای ریاکاری و یا ارضای هوسهای شخصی. آیا ارزش اینها برابر است؟
    معیارهای برتری و شرافت را از نگاه اولیای الهی بشناسیم و براساس این موازین و ملاکها، سبقت در خیر و پیشگامی در عمل داشته باشیم.

    منبع مطلب : hadith.net

    مدیر محترم سایت hadith.net لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    علم،‌ جهاد و تقوا ملاک برتری انسان‌ها بر یکدیگر است

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    انشالله سرباز امام زمان 18 روز قبل
    0

    تقوی مجاهدت علم

    مهدی 2 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید