توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی چند جمله دارد

    1 بازدید

    ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی چند جمله دارد را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    ستایش: ملکا ذکر تو گویم

    در این مناجات، بیشتر به برشمردن صفات خداوند توجه شده است.

    کاربرد «تو» و «ی» ضمیر مفرد مخاطب در ابیات، صداقت و صمیمیتی در شعر ایجاد کرده است.

    ۱- ملکا ذکر تو گویم که تو پاکیّ و خدایی               نروم جز به همان ره که تواَم راه نمایی

    * مَلِک: پادشاه، صاحب مُلک        * مَلَک: فرشته         * مُلک: قلمرو، سرزمین         * مِلک: آن­چه در تصرف کسی باشد مثل زمین، خانه و ...                 

     * ذکر: یادکردن، در اینجا ستایش           * «ی» در پاکی و خدایی: «ی» اسنادی است.        * «و»: حرف ربط است

    * نمایی: نشان می­دهی، فعل مضارع از مصدر «نمودن»: نشان دادن و آشکار ساختن           * جز: قید استثنا، فقط

     * که: حرف ربط (حرف پیوند)         * خدایی، نمایی، سزایی، ثنایی.....: واژه­های قافیه   

    *ملکا: استعاره از خداوند (خداوند به پادشاه سرزمین وجود تشبیه شده است)          

    * تلمیح: تو پاکی، یادآور ذکر سبحان الله /  ذکر (ستایش)، یادآور آیة الحمدلله رب العالمین /  مصرع دوم، یادآور آیة اهدنا الصراط المستقیم

     * مصراع دوم را می­توان به دو شکل خواند: الف- جز به راهی که تو به من نشان می­دهی، نمی روم.

    ب- جز به راهی که تو راهنمای من هستی، نمی روم.

    * معنی بیت: خدایا تو را به یاد می آورم (ستایش می کنم) زیرا تو پاکی و خدای من هستی. جز به همان راه (صراط مستقیم) که تو مرا راهنمایی کنی، نمی روم. (جز به راهی که تو راهنمایم هستی، نمی روم)

    ۲- همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم           همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

    * واژة « همه » در این بیت « قید تاکید » است و به معنای « فقط » به کار رفته است.

    *فضل: بخشش، احسان، نیکویی، کمال (یکی از صفات خداوند است)        *پویم: «پوی» از مصدرِ «پوییدن»: دویدن، به هر سو با شتاب رفتن و جست و جو کردن.                 *جویم و پویم: فعل مضارع اخباری (می­جویم و می­پویم)

    *سزایی: سزاوار و شایسته هستی                      *که: زیرا

    *تلمیح: مصرع اول یادآور آیة نایاکَ نَعبُدُ و ایّاکَ نَستَعین» است.        *جویم، پویم، گویم: قافیة میانی و جناس دارد.

    *مفهوم: تاکید بر توحید و ترک هرچه غیر خداست.

    *معنی بیت: فقط درگاه تو را جستجو می کنم (به درگاه تو روی می آورم) و تنها فضل و بخشش تو را طلب می کنم. فقط تو را به یگانگی می ستایم، زیرا تو شایستة توحید هستی.

    ۳- تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمی               تو نمایندة فضلی، تو سزاوار ثنایی

    *حکیم: دانا به همه چیز، از نامهای خداوند، یعنی همة کارهای خداوند از روی دلیل و برهان است و کار بیهوده انجام نمی­دهد.

    *عظیم: بزرگ، بلندمرتبه     *کریم: صاحب کَرَم، بسیار بخشنده         *رحیم: بسیار مهربان

    *نماینده: انجام دهنده، رساننده، نشان دهنده، نشانه، نماد               *فضل: بخشش، کرم             *سزاوار: شایسته، لایق

    *سزاوار از سه تکواژ تشکیل شده است: سز+ ا + وار             *ثنا: ستایش، حمد، درود  /  (سنا: نور و روشنایی)

    «ی» در حکیمی، عظیمی و .... : مخفف فعل اسنادیِ «هستی»                                

    این بیت، اوج شور و هیجان و شوق است و از آرایة تنسیق الصفات برخوردار است.

    *بین کلمات حکیم، عظیم، کریم، رحیم: قافیة درونی و جناس و مراعات نظیر وجود دارد.       *واج آرایی مصوت بلند «ی»

     *معنی بیت: پروردگارا! تو دانا، بزرگ، بخشنده و مهربان هستی. تو بخشنده و بنده نواز هستی و شایستة ستایشی.

    *ارتباط معنایی دارد با:  من نکردم خلق تا سودی کنم   /    بلکه تا بر بندگان جودی کنم

    ۴- نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی        نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

    *وصف: شرح حال و چگونگی چیزی را گفتن، بیان کردن          *فهم: درک کردن، دریافتن        *شبه: شبیه، مانند، ج. اشباه

    (اشباح: ج. شَبَح، سایه­ها، سیاهی­هایی که از دور دیده شود.)           *وهم: تصور، گمان، خیال      

    *وهم، فهم: جناس ناقص اختلافی                *واج آرایی « ن »                  *بیت، آرایة موازنه نیز دارد. (ویژة انسانی)                 

    *مصرع اول، یادآور این سخن حضرت علی (ع) است (تلمیح): هوالّذی لایُدرِکُهُ بُعدالهِمَمِ و لایَنالُهُ غوصُ الفِطَن. نهج البلاغه

    «خدایی که همت های دورپرواز، او را ادراک نمی توانند کرد و تعمّق و هوش­ها، وی را درنتواند یافت.»

    * مصرع دوم تلمیح دارد به آیة « لَیسَ کَمثلِهِ شی ء» (چیزی شبیه او نیست)          

    *معنی بیت: خداوندا! زبان ها در توصیف تو ناتوانند زیرا تو در عقل و اندیشة محدود آدمی، نمی­گنجی. شبیه و نظیری هم برای تو نمی­توان یافت زیرا تو حتی در خیال و گمان ما درنمی­آیی.

    این بیت، بیانگر عجز شاعر در وصف خداست و با بیت های زیر ارتباط معنایی دارد:

    - تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند / به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

    - از او هرچه بگفتند از کم و بیش / نشانی داده اند از دیدة خویش

    - نه بر اوج ذاتش پَرَد مرغ وهم / نه در ذیلِ وصفش رسد دست فهم

    - نه ادراک در کُنهِ ذاتش رسد / نه فکرت به غور صفاتش رسد

    - نه در ایوان قُربش وهم را بار / نه با چون و چرایش عقل را کار

    - هیچ دل را به کُنهِ او ره نیست / عقل و جان از کمالش آگه نیست

    ۵- همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی             همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی

    *همه: در این بیت، به معنی «سراسر و سراپا» (قید تأکید)           *عز: ارجمندی، گرامی شدن، (از صفات خداوند)، مقابل ذُل

    جلال: بزرگواری، شکوه، از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد.          یقین: بی­شک، بی شبهه

    *سرور: شادمانی، شادی              *جود: بخشش، کَرشم            *جزا: در بار معنایی مثبت یعنی پاداش به کار رفته است.

    *عزّ و جلال: تناسب (مراعات نظیر)                    *همه عزی و جلالی، تلمیح دارد به «ذوالجلال و الاکرام»

    *همه نوری: تلمیح دارد به «اللهُ نورالسموات والارض»                    * واج آرایی: مصوت بلند «ی»

    معنی بیت: خداوندا! سراسر، بزرگی و جلال هستی و سراسر، علم و یقین هستی. سراسر، نور و شادمانی، بخشش و پاداش هستی.

    ۶- همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی          همه بیشی تو بکاهی، همه کمّی تو فزایی

    *بدانی و بپوشی: مضارع اخباری، (می­دانی و می­پوشی)                    *همه: صفت مبهم است، زیرا همراه اسم آمده است.

    *بکاهی: کم کنی، از مصدر «کاستن»                     *فزایی: بیفزایی، افزایش دهی           

    *غیبی، عیبی: جناس ناقص اختلافی (ناهمسان)                       *بیشی، کمی: تضاد                *بکاهی، فزایی: تضاد

    *مصرع اول تلمیح دارد به دو صفت «عالم الغیب» و «ستّار العیوب» بودن خداوند تعالی.

    *مصرع دوم تلمیح دارد به آیة « تُعزُّ مَن تشاء و تُذلُّ مَن تشاء»  و آیة «علی کل شیءٍ قدیر»

    *بیت، آرایة ترصیع نیز دارد. (ویژة انسانی)

    معنی بیت: خداوندا! همة امور پنهان ما را می­دانی (عالم­الغیب هستی) و همة عیب های ما را از نظر دیگران می پوشانی (ستارالعیوب هستی) و همة کم و زیاد شدن­ها به دست توست.

    ۷- لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید             مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

    *سنایی: تخلص شاعر           *سنا: روشنایی، فروغ، بلندی، رفعت          * مگر: به معنی «امید است» ، «شاید» (قید)

     *« ـَ ش » در «بوَدَش» نقش متممی دارد. (برای او باشد)                *روی: امکان، چاره، راه (نهاد جمله)            

    *لب و دندان: مراعات نظیر و مجاز از همة وجود                       *مراعات نظیر: آتش، دوزخ / لب و دندان، روی

     *روی: ایهام تناسب دارد: 1- چاره، امکان   2- چهره، ه با لب و دندان تناسب دارد.        * همه: قید تاکید (فقط)

    *این بیت تکرار و تاکید توحید است و مرحلة «طلب مغفرت» از تحمیدیّه را در خود دارد.

    *معنی بیت: سنایی با تمام وجود تو را به یگانگی می­ستاید. به این امید که برای او از آتش دوزخ، امکان رهایی باشد.

    ارتباط معنایی دارد با این بیت سعدی:

    - خود نه زبان در دهان عارف مدهوش / حمد و ثنا می کند، که موی بر اعضا

    منبع مطلب : baharegazal.blogfa.com

    مدیر محترم سایت baharegazal.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    سعید جعفری

    سعید جعفری

    جمله پایانی به دو صورت معنی می‌گردد:

    ۱- که تو راهنمای من هستی [ تو: نهاد / راهنما: مسند/ ام(من): مضاف الیه / یی: مخفف”هستی”]

    ۲- که تو به من راه را نمایی (نشان دهی ) [تو: نهاد/ ام(من): متمم/ راه: مفعول/ نمایی: فعل]

    بازگردانی: ای پادشاه (خداوندا) نام تو را بر زبان می‌آورم؛ زیرا تو پرورگار پاک هستی. فقط در راهی که تو به من نشان می‌دهی گام می‌گذارم.

    پیام: یادکرد خداوند

    ۲- همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم / همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

    قلمرو زبانی: همه: فقط، تنها / درگاه: بارگاه / جستن: جستجو کردن (بن ماضی: جست، بن مضارع: جو) / فضل: بخشش، کرم / پوییدن: تلاش، رفتن، حرکت به سوی مقصدی برای به دست آوردن و جست و جوی چیزی / توحید: یکتایی / سزا: سزاوار و شایسته (بن ماضی: سزید، بن مضارع: سز)  / قلمرو ادبی: جویم، پویم، گویم: جناس ناهمسان / سجع / همه، تو: تکرار، واژه آرایی / واج آرایی: تکرار صامت “ت”

    بازگردانی: فقط بارگاه تو را جست وجو می‌کنم. تنها در پی فضل و بخشش توام. فقط توحید و یگانگی تو را بر زبان می‌آورم؛ زیرا که تو سزاوار توحید و یگانگی هستی.

    پیام: یادکرد صفات خداوند

    ۳- تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی / تو نماینده فضلی تو سزاوار ثنایی

    قلمرو زبانی: حکیم: دانا به همه چیز، دانای راست کردار / عظیم: سترگ / کریم: بخشنده، بزرگ منش / رحیم : بسیار مهربان / نماینده: نشان دهنده،. نشانه، نماد / ثنا: ستایش، سپاس(هم آوا: ثنایی، سنایی) / قلمرو ادبی: تو: تکرار / واج آرایی: تکرار صامت “ت” و مصوت‌های “و” و “ی”

    بازگردانی: تو حکیم و بزرگ و بخشنده هستی.تو دارای فضل و بخشش بی نهایت و سزاوار حمد و ستایش می‌باشی.

    پیام: یادکرد صفات خداوند

    ۴- نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

    قلمرو زبانی: وصف: توصیف / فهم: درک، دریافت / شبه: مانند / وهم: گمان، پندار، خیال / قلمرو ادبی: آرایه “موازنه “، رشته انسانی / فهم، وهم: جناس ناهمسان / جمله “نتوان شبه تو گفتن “: تلمیح به “لیس کمثله شیء”

    بازگردانی: توصیف تو را نمی‌توانم برشمرد؛ زیرا در فهم و ادراک محدود انسان نمی‌گنجی. نمی‌توان مانندی برایت آورد؛ زیرا تو حتی به وهم و خیال نیز در نمی‌آیی.

    پیام: وصف ناپذیری خداوند

    ۵- همه عزّی و جلالی همه علمی و یقینی / همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

    قلمرو زبانی: همه: فقط، سراسر ‌/ عزّ: عزیز شدن، ارجمندی / جلال:  بزرگواری، شکوه، از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد / یقین: امری که واضح و ثابت شده باشد / سرور:  شادی، خوشحالی / جود: بخشش، سخاوت، کرم / جزا: پاداش کار نیک / قلمرو ادبی: ترصیع، رشته انسانی  / همه: تکرار / واج آرایی: تکرار مصوت “ای” و مصوت کوتاه “و”

    بازگردانی: تو تمامی عزّت و بزرگواری و علم و یقین و نور و شادمانی و بخشش و پاداش هستی.

    پیام: یادکرد صفات خداوند

    ۶- همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی /  همه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزایی

    قلمرو زبانی: غیبی: پنهان / غیبی، عیبی: جناس ناهمسان /  همه غیبی تو بدانی: اشاره به “عالم الغیب”بودن خداوند / پوشیدن: پوشاندن (فعل دووجهی) / همه عیبی تو بپوشی: اشاره دارد به “ستار العیوب ” بودن خداوند / بیشی: افزونی. زیادی / بکاهی: از مصدر “کاستن”: کم کنی(بن ماضی: کاست، بن مضارع: کاه)  / فزایی: بیفزایی. زیاد و افزون کنی / قلمرو ادبی:  بیشی، کمی: تضاد  / بکاهی، فزایی: تضاد /  ترصیع، رشته انسانی  / همه، تو: تکرار / تلمیح به آیه ” تعزّ من تشاء وتذلّ من تشاء”(خداوند)هر که را بخواهد عزیز می‌گرداند وهر که را بخواهد ذلیل) / واج آرایی: تکرارمصوت”ای”

    بازگردانی: (خداوندا) تو به تمام امور غیبی و ناپیدا آگاه هستی و همه عیب‌ها را می‌پوشانی. کم و زیاد شدن‌ها به دست توست.

    پیام: دانایی و پرده پوشی خداوند

    ۷- لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید / مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

    قلمرو زبانی: مرجع “ش” در “بودش”: سنایی (جهش ضمیر) / بود: باشد (بن ماضی: بود، بود: بو) / قلمرو ادبی: لب و دندان: تناسب، مجاز از “کل وجود”/  سنایی: نام هنری سراینده / مگر: ایهام، امید است، شاید / آتش، دوزخ: تناسب / / روی: چاره، امکان، راه، ایهام تناسب

    بازگردانی: همه وجود سنایی یگانگی تو را می‌گویند. امید است (شاید) برای او (سنایی) از آتش دوزخ [راه]رهایی باشد.

    پیام: ستایش خداوند

    حکیم سنایی غزنوی (۴۷۳-۵۴۵ قمری)

    منبع مطلب : www.jafarisaeed.ir

    مدیر محترم سایت www.jafarisaeed.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ملِکا! ذکر تو گویم که تو پاکیِ و خدایی نروم جز به همان ره که توام راه نمای

    ملک: مناداست و (ا) حرف ندا.

    منادا: کلمه­ای­است که بعد یا قبل از حروف ندا قرار گرفته و مخاطب جمله­ی وابسطه به خود می­شوند. منادا در شمار جمله­ی کامل محسوب می­شود و بیت فوق، شش جمله دارد: ملِکا! ذکر تو گویم که تو پاکیِ(پاک هستی) و خدایی(خدا هستی)/ نروم جز به همان ره که توام راه نمایی.

    شناخته­ترین حروف ندا، عبارتند از: ای، یا، ا، ایا و ... . مثال: سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟ ...

    تحمیدیه: به معنای حمد و ستایش خداوند و در اصطلاح عبارت است از مقدمه­ای که در آغاز کتاب­ها در ستایش خدا و برشمردن نعمات و صفات او آورده می شود. و اکنون نمونه هایی از سرآغاز تحمیدیه ها را در ادب فارسی جهت استفاده همکاران می آوریم :

    بسم الله الرحمن الرحیم فاتحه آرای کلام قدیم

    **

    بسم الله الرحمن الرحیم تاج سخن راست چو در یتیم

    تاج سخن چیست ثنای خدا کوست به جانی و به گر نی به جای

    **

    بسم الله الرحمن الرحیم مطلع دیوان علی عظیم

    منبع مطلب : ghorbani527.blogfa.com

    مدیر محترم سایت ghorbani527.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    فاطمه 27 روز قبل
    1

    خیلی ممنون عالی

    مهدی 12 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید