توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    منظور شاعر از بلند شدن به وسیله ی دانش چیست

    1 بازدید

    منظور شاعر از بلند شدن به وسیله ی دانش چیست را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    منظور شاعر از بلند شدن به وسیله ی دانش چیست صفحه 33 فارسی پنجم

    منبع مطلب : nexload.ir

    مدیر محترم سایت nexload.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب درس سوم فارسی پنجم ( رازی و ساخت بیمارستان)

    جواب درس سوم فارسی پنجم ( رازی و ساخت بیمارستان)

    گام به گام فارسی پنجم درس 3

    جواب درک مطلب | درست و نادرست | فارسی پنجم

    درس 3 :: رازی و ساخت بیمارستان

    درست و نادرست صفحه ۳۰ فارسی پنجم

    ۱- بیمارستان نزدیک خانه طبیب بزرگ شهر ساخته شد.
    نادرست

    ۲- پس از جمع‌آوری گوشت‌ها، طبیب متوجّه شد که تمامی گوشت‌ها خشکیده و فاسد شده‌اند.
     نادرست

    ۳- هوشمندی طبیب باعث شد تا مشکل آن شهر حل شود.
     درست

    ۴- طبیب، گوشت‌ها را برای شناسایی محلّ مناسبی جهت ساخت بیمارستان می‌خواست.
     درست

    ۵- محمّد تا چیزی را نمی‌فهمید، به سادگی از آن دست نمی‌کشید.
     درست

    درک مطلب صفحه ۳۰ فارسی پنجم

    ۱- چرا طبیب برای تعیین مکان بیمارستان، چند تکّه گوشت تازه خواست؟
     زیرا می‌خواست بداند که کدام قسمت شهر هوای پاکیزه‌تری دارد و برای بیمارستان مناسب‌تر است.

    ۲- به نظر پزشک، بیمارستان باید در چه مکانی ساخته می‌شد؟
     در جایی که هوای تمیزتر و پاک‌تری داشته باشد.

    ۳- طبیب بزرگ در جوانی، چگونه می‌خواست دنیای خود را بهتر بشناسد؟
     با خواندن کتاب‌های زیاد و شرکت در کلاس‌های درس استادان

    ۴- تفاوت طبیب با سایر مردم در یافتن مکان بیمارستان چه بود؟
     طبیب به جای منفعت و سلیقه شخصی به فکر منافع مردم و کار درست و عقلانی بود.

    ۵- با توجّه به متن درس، جمله‌ها را به ترتیب رویدادها، شماره‌گذاری کنید.
    – گوشت‌ها را در چند نقطه‌ی شهر از شاخه‌ی درخت آویزان کردند.  ۲
    – بزرگان شهر، پس از پرس‌وجو و گفت‌وگو، تصمیم گرفتند که نظر طبیب بزرگ شهر را بپرسند. ۱
    – چند روز دیگر به شما خواهم گفت، بهترین جا برای ساختن بیمارستان کجاست. ۳
    – بعضی از گوشت‌ها خشکیده و بعضی فاسد و بدبو شده بودند. ۴
    – آن نقطه شهر که این گوشت در آن آویزان بوده است، هوای پاکیزه تری دارد.  ۵

    واژه آموزی صفحه ۳۱ فارسی پنجم

    جمله‌های زیر را بخوانید و به کلمه‌های مشخّص شده و معنای آنها، توجّه کنید.
    * برای خرید، نزد زرگر رفتم.
    زرگر: کسی است که با زر یا طلا، چیزهایی مثل انگشتر، گردن بند و … می‌سازد.
    * صبح که به مدرسه می‌آمدم به رفتگر، سلام کردم.
    رُفتگر: کسی است که کوچه و خیابان را تمیز می‌کند.
    * پروردگار مهربان، به ما نعمت‌های فراوانی داده است.
    پروردگار: آفریننده ی جهان هستی.
    * محمّد زکریای رازی با رودکی هم روزگار بود.
    روزگار: به دوره‌ای از زمان می‌گویند.

    واژه آموزی صفحه ۳۱ فارسی پنجم

    حالا تو بگو
    کارگر: کار + گر= کسی که کار می‌کند.
    آموزگار: آموز + گار= کسی که آموزش می‌دهد.
    ماندگار: ماند + گار= چیزی یا کسی که یادش در ذهن ما باقی می‌ماند.

    خوانش و فهم صفحه ۳۳ فارسی پنجم

    ۱- در بیت سوم، منظور شاعر «بلند شدن به وسیله دانش» چیست؟
     یعنی انسان به کمک دانش می‌تواند بسیار پیشرفت کند و به جایگاه بزرگ و مهمی دست پیدا کند.

    ۲- چرا در مصراع «خِرد، دست گیرد به هر دو سرای» بعد از واژه خرد، نشانه «،» گذاشته شده است؟
     زیرا با توجه به معنی شعر «عقل و اندیشه در هر دو جهان (دنیا و آخرت) به تو کمک خواهد کرد» پس از خرد نیاز به مکث و درنگ کوتاه در خواندن می‌باشد. بنابراین نشانه درنگ ‌نما «،» آمده است.

    منبع مطلب : hamgamdars.com

    مدیر محترم سایت hamgamdars.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معنی شعر خرد رهنمای و خرد دلگشای

    معنی شعر خرد رهنمای و خرد دلگشای

    معنی شعر خرد رهنمای و خرد دلگشای

    شعر خرد رهنمای و خرد دلگشای از جمله شعرهایی است که با استخراج بخش هایی از شعر فردوسی در مورد ستایش خرد است و با نام هایی مانند : “به نام خداوند جان و خرد” و “توانا بود هر که دانا بود” نیز شناخته می شود. در این مطلب از موج باز این شعر به همراه متن کامل آن آورده شده است.

    به نام خداوند جان و خرد
    کزین برتر اندیشه برنگذرد

    به نام خداوندی که جان (جسم و روح) و خرد (قدرت فکر و اندیشه) را آفرید که از این بالاتر ذهن انسان درک نمی کند.

    خرد رهنمای و خرد دلگشای
    خرد دست گیرد به هر دو سرای

    اندیشه و تفکر انسان را در زندگی راهنمایی می کند و باعث شادتر بودن انسان می شود و اندیشه در هر دو دنیا (هر دو جهان) باعث نجات و خوشبختی انسان می شود.

    به دانش گرای و بدو شو بلند
    چو خواهی که از بد نیابی گزند

    اگر می خواهی از شر و بدی آسیب و صدمه ای نبینی باید به سمت آگاهی و دانش بروی و با علم داشتن خود را بالا بکشی (به مقام بالاتر برسی)

    زنادان , بنالد دل سنگ و کوه
    اَزیرا ندارد بَرِ کس,شکوه

    از دست افراد نادان حتی دل سنک و کوه هم می نالد و ناراحت است (اشاره به اینکه افراد نادان به همه چیز و همه کس آسیب می زنند)، و به همین دلیل افراد نادان پیش هیج کسی ارج و قرب و احترام ندارند.

    توانا بود هر که دانا بود
    ز دانش دل پیر , بُرنا بود

    کسی که دارای اندیشه و دانش باشد و شخص دانایی بشود، به وسیله ی دانایی اش توانمند می شود چرا که دانش دل انسان را جوان می کند.

    فردوسی

    به نام خداوند جان و خرد … کزین برتر اندیشه برنگذرد
    خداوند نام و خداوند جای … خداوند روزی ده رهنمای
    خداوند کیوان و گردان سپهر … فروزنده ماه و ناهید و مهر
    ز نام و نشان و گمان برترست … نگارندهٔ بر شده پیکرست
    به بینندگان آفریننده را … نبینی مرنجان دو بیننده را
    نیابد بدو نیز اندیشه راه … که او برتر از نام و از جایگاه
    سخن هر چه زین گوهران بگذرد … نیابد بدو راه جان و خرد
    خرد گر سخن برگزیند همی … همان را گزیند که بیند همی
    ستودن نداند کس او را چو هست … میان بندگی را ببایدت بست
    خرد را و جان را همی سنجد اوی … در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی
    بدین آلت رای و جان و زبان … ستود آفریننده را کی توان
    به هستیش باید که خستو شوی … ز گفتار بی‌ کار یکسو شوی
    پرستنده باشی و جوینده راه … به ژرفی به فرمانش کردن نگاه
    توانا بود هر که دانا بود … ز دانش دل پیر برنا بود
    از این پرده برتر سخن‌ گاه نیست … ز هستی مر اندیشه را راه نیست
    کنون ای خردمند وصف خرد … بدین جایگه گفتن اندرخورد
    کنون تا چه داری بیار از خرد … که گوش نیوشنده زو برخورد
    خرد بهتر از هر چه ایزد بداد … ستایش خرد را به از راه داد
    خرد رهنمای و خرد دلگشای … خرد دست گیرد به هر دو سرای
    ازو شادمانی وزویت غمیست … وزویت فزونی وزویت کمیست
    خرد تیره و مرد روشن روان … نباشد همی شادمان یک زمان
    چه گفت آن خردمند مرد خرد … که دانا ز گفتار از برخورد
    کسی کو خرد را ندارد ز پیش … دلش گردد از کردهٔ خویش ریش
    هشیوار دیوانه خواند ورا … همان خویش بیگانه داند ورا
    ازویی به هر دو سرای ارجمند … گسسته خرد پای دارد ببند
    خرد چشم جانست چون بنگری … تو بی‌چشم شادان جهان نسپری
    نخست آفرینش خرد را شناس … نگهبان جانست و آن سه پاس
    سه پاس تو چشم است وگوش و زبان … کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان
    خرد را و جان را که یارد ستود … گر من ستایم که یارد شنود
    حکیما چو کس نیست گفتن چه سود … ازین پس بگو کافرینش چه بود
    تویی کردهٔ کردگار جهان … ببینی همی آشکار و نهان
    به گفتار دانندگان راه جوی … به گیتی بپوی و به هر کس بگوی
    ز هر دانشی چون سخن بشنوی … از آموختن یک زمان نغنوی
    چو دیدار یابی به شاخ سخن … بدانی که دانش نیاید به بن

    در موج باز بخوانید :

    منبع مطلب : mojbaz.com

    مدیر محترم سایت mojbaz.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    اندیشه 6 روز قبل
    1

    چرا جواب رو ندادید

    ناشناس 1 ماه قبل
    -1

    خیلی ممنون

    دانشمند 8 ماه قبل
    0

    ۱۱ سالمه از آذربایجان غربی ، خوی جواب

    بلند مرتبه شدن وار ز شمند شدن

    دانشمند 8 ماه قبل
    2

    جواب خوانش وفهم صفحه ۳۳ : بلند مرتبه شدن وار ز شمند شدن

    متین 1 سال قبل
    3

    سلام من خودمم بلد نیستم کسی بلد

    مهدی 1 سال قبل
    2

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید