توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    نامه امیر سعیدی افضل به رهبر انقلاب

    1 بازدید

    نامه امیر سعیدی افضل به رهبر انقلاب را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    نامه سرگشاده فعالین عدالتخواهی به رهبر انقلاب درباره حوادث آبان ۹۸

    یادداشت جلیلی درخصوص نامه موسوی خوئینی‌ها| گزارش گرانی را کدام رفیقتان به شما رسانده است؟

    یادداشت جلیلی درخصوص نامه موسوی خوئینی‌ها| گزارش گرانی را کدام رفیقتان به شما رسانده است؟

    به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، وحید جلیلی با انتشار  یادداشتی به نامه اخیر حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها به رهبر معظم انقلاب پرداخته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:

    "اکنون کشور عزیز ما در بن بست و بحرانی از سختی و ناخشنودی دست و پا می زند ...ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی رسیده است". این بخشی از نامه سرگشاده جمعی از اعضای نهضت آزادی در تبیین وضع کشور است.  

    در همین نامه آمده است : "اتخاذ هدفهای احساساتی افراطی،...، سیاستهای نابخردانه و بالاخره ناتوانی مسوولین و نادرستی روشهای پیروی شده در سیاست خارجی، کشور پرافتخار ایران را به بدترین انزوای سیاسی انداخته است، بدنامی و بی‌اعتباری بین‌المللی را نصیبمان کرده است و ما را در معرض دائمی توطئه‌های "تلافی گرانه" قرار داده است. علاوه بر اینها از ارتباط و احترام و استفاده از جریانهای بین‌المللی محروم گشته‌ایم."

    پای این نامه را ؛ مهندس بازرگان ، دکتر یزدی ، مهندس صباغیان ، مهندس معین‌فر و ...امضا کرده اند.

    جماعتی که امضایشان پای نامه است؛ معتقد بودند فارغ از زندگی دینی ِفردی،  با "دانسته‌هایی از مبادی غیرمتعارف" نمی توان حکمرانی درستی داشت. منظور آنها از دانسته هایی از مبادی غیر متعارف، ایمان به محاسباتی در عالم بود که حقایقی مثل خدا وقرآن و  نبوت و امامت را هم در بر می گرفت.

    مهم ترین جزء این نامه البته ؛ مهم تر از اسامی معتبرِ امضاکنندگان ؛  تاریخ انتشار آن است: اردیبهشت 1369. به ادعای نهضت آزادی؛ سی سال پیش، جمهوری اسلامی در بن بست و در لبه پرتگاه و در آستانه ویرانی و نابودی بوده است.

    دوباره بخوانیم:

    " اکنون کشور عزیز ما در بن بست و بحرانی از سختی و ناخشنودی دست و پا می زند ...ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی رسیده است".

    بر همین مبنا هم بود که ؛ امضا کنندگان نامه اردیبهشت شصت و نه، یازده سال قبل از آن، در اعتراض به تسخیر لانه جاسوسی از دولت استعفا دادند و حاضر به ادامه همراهی با امام نشدند.

    ***

    محور اصلی اشغال سفارت آمریکا، موسوی خوئینی‌ها بود ؛ که " اکنون" (اردیبهشت69) از رهبران برجسته جناحی بود که مجلس شورای اسلامی را با ریاست مهدی کروبی بطور کامل در اختیار داشت، کاندیدایش در انتخابات ریاست جمهوری رای آورده بود، و از کرسی های اصلی دولت؛  وزارت کشور به عبدالله نوری و وزارت ارشاد به سید محمد خاتمی از اعضای مجمع روحانیون رسیده بود. مصطفی معین منتخبِ ائتلاف "مستضعفین و محرومین" در انتخابات مجلس سوم ، سکان وزارت آموزش عالی را به دست گرفته بود ، بسیاری از جایگاههای کلیدی دولت در اختیار جناح چپ بود و از دیدگاه پیشکسوتانی مثل مهندس بازرگان،  در دوره مسئولیت این عزیزان،  " ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناکِ ویرانی و نابودی " رسیده بود.

    ******

    اکنون در حالی که سی سال (سه تا ده سال و شش تا برنامه پنجساله)  از نامه " لبه پرتگاه" بهار 69 گذشته،  نامه دیگری در تابستان 99 با همان مضمون، این بار با امضای موسوی خوئینی ها! منتشر شده است.

    ****

    در این سی سال،  جمهوری اسلامی توانسته است از مملکتی که به گواهی کارشناسان و صاحب نظران معتبر و باتجربه ای همچون مهندس بازرگان در" بن بست" و در " لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی " بوده است، کشوری بسازد که در برخی صنایع و فناوری های مهم دنیای امروز از هوا-فضا و هسته ای گرفته تا زیست فناوری و سلول های بنیادی تا نانوتکنولوژی و صنایع موشکی و پهپادی و ... جزو هشت یا پنج یا سه کشور اول جهان است.

    در چالش های منطقه ای،  آمریکا را با هفت هزار میلیارد دلار هزینه در غرب آسیا  از سوریه بیرون انداخته ،در یمن ناکام گذاشته،در لبنان به زوزه واداشته، در عراق رسما محکوم به خروج کرده و در ماجرای اسرائیل  از جنگ 33 روزه به جنگ  22 روزه و جنگ 8 روزه کشانده است.

    در همین سی سال ناقابل که در پیش بینی قاطع و قریب الوقوع عقلا و دنیادیدگانِ نهضت آزادی تاخیری مختصر ! پیش آمده، جمهوری اسلامیِ در  لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی ؛  حدودا بیست و پنج انتخابات سراسری با صدها میلیون رای برگزار کرده که متوسط مشارکت در آنها از بسیاری کشورهای اروپایی و آمریکایی بیشتر بوده است.

    در این سی سال "دهها هزار"  روستا ؛ در ایران از جاده یا برق یا گاز یا همه اینها  برخوردار شده و میلیون ها جوان ایرانی از تحصیلات عالی  با کیفیت بالاتر از همه کشورهای منطقه و در موارد زیادی قابل رقابت با جوامع صنعتی غرب،برخوردار شده اند که  فقط بخشی از آنها اکنون بیش از 4000شرکت دانش بنیان را اداره می کنند که یک قلم موفقیتشان صادرات لوازم درمانی و پزشکی در بحران کرونا به آلمان و ساخت پتروپالایشگاه ستاره خلیج فارس و صدور بنزین تولیدی آن به امریکای لاتین است.

    و در همین جمهوری اسلامی که سی سال پیش به خاطر "  اتخاذ هدفهای احساساتی افراطی، و سیاستهای نابخردانه در سیاست خارجی"  در  لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی بوده! ؛ همین چند ماه پیش دهها میلیون ایرانی از زن و مرد و پیر و جوان و نوجوان با فریاد انتقام سخت به خیابان ها آمده اند  تا میزان تَره ای که این ملت برای ترّهات عقلا و صاحبان دانسته های متعارف و منکران مبادی غیرمتعارف معرفت و خِرد؛ خُرد می کنند را به نمایش بگذارند.

    ********** 

    برگردیم به نامه هفت تیر 99 آقای موسوی خوئینی ها

    اولا تاکید کنیم؛ ما که بخیل نیستیم، دم آقای خوئینی‌ها هم گرم، ان شاء الله سی سال بعد هم، در پاییز 1429؛ بزرگوار دیگری احساس وظیفه کند و ملت ایران را در لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی نشان بدهد. مگر نامه سی سال پیش مرحوم مهندس بازرگان با آن "اکنون" و آن  الفاظ غلاظ و شداد و اعلام بن بست و پیش بینی نابودی قریب الوقوع ایران و ایرانی ، ضرری به کسی رساند؟

    تا باشد از این نامه ها. "یبدّل الله سیئاتهم حسنات"؛ ان شاء الله روح مرحوم بازرگان به خاطر ادخال سرور در قلوب مومنین بابت مرور نامه سی سال پیش ایشان،  مشمول رحمت الهی قرار گیرد و از این منظر؛ نامه آقای موسوی خوئینی ها را هم می شود نوعی باقیات الصالحات دانست. کس نیارد ز پس تو پیش فرست!

    البته ما که معتقدیم موسوی خوئینی ها حتی اگر از این جنس باقیات الصالحات هم از خودش به جا نگذارد؛ به خاطر نقش بی بدیلش در تسخیر لانه جاسوسی شیطان بزرگ به دو شرط جایش وسط بهشت است.

    یکی اینکه نفرین پیرمرد‌های مستجاب الدعوه ای  مثل تاج‌زاده و عباس عبدی و سعید حجاریان (که مشت های‌گره‌کرده‌شان را به سینه می‌کوبند و تسخیرکنندگان لانه را لعنت می‌کنند) او را نگیرد و دوم آنکه خودش به درگاه شیطان توبه نکند و مشمول احباط نشود.

    ***

    در نامه بهار 69 نهضت آزادی به "وعده‌های به مستضعفین و شعارهای پرطنین" اشاره شده بود که قاعدتا نقطه اوجش در آن روزگار؛ "ائتلاف مستضعفین و محرومین" مجلس سوم؛ با شعار "جنگ فقر و غنا" و "مرگ بر اسلام آمریکایی" بود.

    ائتلافی که موسوی‌خوئینی‌ها مغز متفکر و از ستون های‌اصلی آن بود.

    ***

    سه سال بعد از "پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودیِ" نهضت آزادی؛ من آقای موسوی خوئینی ها را برای اولین و آخرین بار از نزدیک دیدم: میتینگ ائتلاف نیرو‌های خط امام در دانشگاه شهید بهشتی. قبل از مرحله دومِ انتخابات مجلس چهارم.

    مجمع روحانیون "مبارز" از رقیب عقب افتاده‌ بود و امید داشت در مرحله دوم انتخابات جبران کند. آقای‌کروبی که آن زمان رئیس مجلس بود، نفر سی و یکم تهران شده‌ بود و آمار شهرستانها هم از این بهتر نبود.

    منِ دانشجوی یک‌لاقبا که برخلاف استادمان آقای مهدوی‌کنی و رفیقش آقای کروبی قائل به حذف صددرصدی رقیب نبودم و نه نفیسه فیاض بخش و محمود صابر همیشگی را برای مجلس بهتر از مرضیه دباغ و  حاجاقا رحیمیان می دانستم و نه از آن سو حاضر بودم به جای عمید زنجانی  نام سعید حجاریان  را بنویسم ؛ نگران از غلبه فلّه‌ای جناح راست،  رفته‌بودم به همایش انتخاباتی نیرو‌های خط امام! و موسوی خوئینی‌ها ، کاندیدای ناکام مرحله اول،  سخنران جلسه بود.

    از جمعیت تُنُک حاضر در سالن و حرف‌های ناامیدانه خوئینی ها می‌شد فهمید که مخالفانِ عصبانی ِ "استکبار و اسلام آمریکایی" ، شانس چندانی برای پیروزی ندارند و همین هم شد.

    جناح چپ که موسوی خوئینی‌ها از رهبران موثر و اصلی اش به شمار می‌آمد،  برخلاف چهارسال قبلش که توانست فهرست "مهدوی کنی" را با اتهام " اسلام آمریکایی" و "ضد ولایت مطلقه فقیه" از گردونه خارج کند این بار خودش در انتخابات کنار رفت.

    در مجلس سوم؛  خوئینی ها و جناحش معتقد بودند که "راستی‌ها " (اصولگرایان بعدی) : « با ولایت مطلقه فقیه مشکل دارند و نظرات ولی فقیه را به مولوی و ارشادی تقسیم می‌کنند و اختیارات ولی‌فقیه را در حد اختیارات رسول الله نمی‌دانند و به اندازه کافی با آمریکا دشمن نیستند و حتی ممکن است خیال مذاکره  و سازش به ذهنشان خطور کند » و این گناهی بود از دیدگاه خوئینی‌ها و کروبی و تاج‌زاده و سعید حجاریان و عباس عبدی ومیردامادی و رجب مزروعی و ...؛ نابخشودنی. کار به جایی رسید که مریدان کروبی و خوئینی‌ها، شیخ محمد یزدی را در مسجد ارگ با فریاد  مرگ بر ضد ولایت فقیه و مرگ بر اسلام آمریکایی از منبر به زیر کشیدند و از مسجد بیرون کردند چون او را لایق نمایندگی در مجلس انقلابی و پیرو ولایت مطلقه فقیه نمی‌دانستند و البته چند روز بعد که امام ؛ آقای یزدی را به عضویت شورای نگهبان منصوب کرد سوت زنان خودشان را به  کوچه علی چپ انداختند ، اگر چه در خلوت دلخور بودند که چرا نتوانسته اند امام را جوگیر تبلیغات خودشان کنند.

    چهارسال بعد  اما،  اما آن تب تند به عرق نشسته بود و "ائتلاف مستضعفین و محرومین" که به رهبری کروبی و خوئینی‌ها و سید محمد خاتمی و عبدالله نوری، توانسته بود در انتخابات مجلس سوم، اسلامِ سازشکارِ جناح راست را رسوا و خانه‌نشین کند؛ خودش در آستانه خانه‌نشینی بود.

    ***

    از همایش دانشگاه شهید بهشتی و سخنرانی آقای خوئینی‌ها تنها جمله‌ای که به خاطرم مانده این بود که "من که خانواده‌ام بازاری بوده‌اند مخالف بازارم؟" (قریب به همین مضامین).

     جو انتخابات،  خوئینی‌ها را گرفته بود و داشت سیگنال‌های متفاوتی می‌داد. دیر شده بود البته و انتخابات مرحله دوم هم آمد و رفت و جوگیر‌ها را جا گذاشت.انتخابات تمام شد اما جوگیری حضرات چپ  تمام که نشد هیچ؛وارد ابعاد  عجیب و غریبی شد و سال ها بعد، از ابراز ارادت به بازاری های متدین به اظهارچاکری و نوکری به درگاه سرمایه داری لائیک و پذیرش ولایت مطلقه شیطان بزرگ بر دنیای متعارف ، رسید.

    ***

    خوئینی‌ها اگرچه از سوی مردم کنار گذاشته شد؛ هنوز کرسی "مشاور سیاسی رهبری"  را داشت.

    آیت الله خامنه‌ای او را که از معدود روحانیون مخالف رهبری او ؛ در مجلس خبرگان بود در حکمی به مشاورت خود منصوب کرده بود.

    این حکم در شرایطی صادر شده‌ بود که احمق‌های بسیاری؛  تمام مشکلات کشور را به تسخیرلانه جاسوسی نسبت می‌دادند و عده نه چندان کمی، موسوی خوئینی‌ها را به سبب نقش بی‌بدیلش در آن ماجرا ؛ جاسوس شوروی یا رهبر اصلی گروه فرقان یا سرچشمه تندروی و افراط در کشور معرفی می‌کردند و در این ادعا هم بسیار مصر بودند و حکم رهبری ( که جو گیر فضاسازی های آن ها نشده بود)  برایشان موجب تعجب و حتی دلخوری بود.

    شاید خود موسوی خوئینی‌ها هم متعجب بود. بالاخره هرچه که باشد او به عنوان یک چهره ضد آمریکایی و مخالف اسلام لیبرال سرمایه دارها، شرعا نتوانسته بود خودش را قانع کند که به رهبری آقای خامنه‌ای رای بدهد. چه بسا خامنه‌ای از نگاه او به اندازه کافی انقلابی نبود و ممکن بود در غیاب امام؛ راه نفوذ آمریکا و اسلام لیبرال و غرب‌زده‌ها و سازشکارها گشوده‌شود و او و دوستان خط امامی‌اش مهدی کروبی و سید محمد خاتمی و هادی غفاری و عبدالله نوری و غلامحسین کرباسچی واسحاق جهانگیری و  ... وظیفه داشتند از انقلاب در برابر این خطر محافظت کنند!  

    ***

    به نامه اخیر برگردیم.

    تفاوت نامه آقای خوئینی‌ها با نامه مرحوم بازرگانِ منزوی و بی مسئولیت ، در آن جاست که در روزهایی این نامه را منتشر کرده که رفقا و مریدانش لااقل در دو قوه سکان دار بوده اند. مجلس تَکرار پس از 4سال، تازه چند روزی است بارش را زمین گذاشته و دولت "تَکرار" در هفتمین سال استقرار ،همچنان سر کار است.

     اسحاق جهانگیری؛ اصلاح طلب مشهور و مرید قدیمیِ خوئینی ها و  صاحبِ جمله طلاییِ و تاریخیِ "یادتان هست؟"؛ همچنان مدیر ارشد  قوه مجریه  است.

    آخوندی مسئول ارشد ستاد میرحسین موسوی که قرار بود از 88 تدابیرش در حوزه مسکن را اجرایی کند ؛  در 92 رسید به جایی که میرحسین می‌خواست برساندش و رساند وضع مسکن را به جایی که می‌خواست برساند.

    آرزوی آخوندی البته این بود که 88 به قدرت می‌رسید و می‌توانست جلوی ساخت میلیونی مسکن در عرض 4 سال 88-92 توسط حزب اللهی های جوان  را بگیرد و سیاستی مبتنی بر  دانسته های مبادی متعارف اعمال کند   اما اگر چه در آن مقطع ناکام ماند پس از آن توانست به شکل تحسین برانگیزی جبران کند و به پاس خدماتش به جای دو بار، پنج بار از مجلس محترم  رای اعتماد بگیرد!

    "یادتان هستِ" جهانگیری را که یادتان هست آقای خوئینی‌ها؟

    "تَکرار" رفیق گرمابه و گلستانتان را چطور؟

    ***

     در نامه فرموده اید که گرانی نگرانتان می‌کند. می شود بپرسیم گزارش گرانی را دقیقا کدام رفیقتان به شما رسانده است؟

    آنکه در خانه 50 میلیاردی می‌نشیند؟ یا آن پرچمدار جنگ فقر و غنا که از عرش انقلاب،  فقط یک خانه خیابان فرشته برایش مانده و از مبارزه‌اش با آمریکا فرش قرمزی زیر پای برجامیان؟

    گرانی روی ابراهیم اصغرزاده فشار آورده یا هدایت آقایی یا مری ابتکار و سید هاشمی که شام عروسیشان  خوراک لوبیا بود؟

    یا سید محمد خاتمی و سلبریتی های دور و برش که از توی جکوزی پنت هاوسشان در تهرانجلس  یا از متلشان در اُتاوا برای فلاکت مملکت توئیت می کنند؟    

    راستی از شیخ غلامحسین کرباسچی نماینده امام در ژاندارمری چه خبر؟

    وظیفه مرزبانی‌اش را خوب انجام می‌دهد؟ شنیده‌ام شبانه‌روز مواظب است کسی از مرزهای جُردَن؛  به قلعه جنگ فقر و غنایتان نفوذ نکند.

    بچه های روزنامه سلام کجا هستند راستی آقای مدیر مسئول! بگذریم.

    ***

    اسم محسن حججی به گوشتان خورده است حاج آقا؟ حسین حریری، مصطفی صدرزاده، محمد جاودانی، عباس دانشگر، محمودرضا بیضایی،حسن قاسمی دانا، ... .

    الو! حاج آقا! معنایی دارد این اسم‌ها برایتان؟و صدها و هزار ها و دهها و صدها هزار اسم دیگر که به اندازه شما بصیرت نداشتند که با "دانسته هایی از آن مبادی که برای دوستان غربزده و سکولار  نامتعارف است  " نمی شود جان خود را فدا کرد. حیف شد؛ اجازه نگرفته بودند از مبادی عرفی شما برای این که جانشان را بدهند تا شما امنیت داشته باشید با امامشان به زبان طعن سخن بگویید.

     اسم  قنات ملک را شنیده‌اید؟ روستایی نزدیک راور.

    بی‌بی‌سی که زیاد نگاه  می‌کنید،  حتماً باید آشنا باشد آن بچه دهاتی برایتان که پرزیدنت ترامپ این روزها اسمش را زیاد می‌برد. یادتان نیامد؟

    بیشتر فکر کنید. همان که سال 78 به رفیق "تَکراری"تان نامه نوشت و گفت به مریدان ایرانیِ شهید آبراهام‌ لینکلن زیاد دل خوش نکند، آنها هزار تایشان هم به یک موی محسن حججی معتقد به دانسته های "غیرمتعارف برای ِدنیای آزاد و بی بحران ! غرب" ،  نمی ارزد.

    یادتان نیامد؟ همان که دُم آن سگ زرد را گرفت و از سوریه بیرونش انداخت. ببخشید حاج آقا به آمریکا توهین شد. اشکال شرعی نداشته باشد خدای نکرده ؛، به دولت آمریکا بد گفتیم .مثل رفیق سابق ما  قلبتان درد نگیرد.او هم مثل شما و رفیق جدیدش ترامپ محترم (که نباید او را تخریب کرد!)؛  حاج قاسم را سمبل "سلطه جویی منطقه ای"! می دانست.  در هر صورت خوب شد به تشییع جنازه  نیامدید وگرنه ممکن بود با دانسته هایی از مبادی غیر متعارف مواجه بشوید.حاجاقا! آن دهها میلیون نفری که در آن مراسمات شرکت کردند احتمالا  خیلی بیش از رفقای میلیاردر و قالتاق شما گرانی را حس نمی کردند ؟ دیده اید فیلم بعضی رفقای عزیزقدیمی میلیاردرتان را که چطور به حاج قاسم طعنه می زنند و بد و بیراه می گویند؟

    حاجاقا یادتان هست تیتر می‌زدید: اسلام ابراهیمی، اسلام آبراهامی!

    راستی بچه‌ها از آمریکا خبری برایتان نمی‌فرستند؟

    زیادند که دست‌پرورده‌هایتان، ما شاءالله در هر ایالت آمریکا چند تا پناهنده از پرچمدارانِ جنگ فقر و غنا! و دشمنان اسلام آمریکایی!  دارید. بعضی‌هایشان در بازدید از کلوپ همجنس بازها مضامین نامه شما را توییت می‌کنند و بعضی زیر اعلامیه ازدواجِ سفیدشان.

    ***

    حاج آقا یادتان هست چه قشقرقی به پا کردید سر ولایت مطلقه؟

     و رفقای‌تان گفتند آقای خامنه‌ای ولایت مطلقه فقیه را قبول ندارد! و می خواستند امام را هم حتی جوگیر کنند.

    که  زد توی دهنشان که : «خامنه‌ای خورشید انقلاب است!“ که اگر قرار بود ولی فقیه هم جوگیرِ فضاسازی های امثال شما بشود که ولی فقیه نبود دیگر.کسی بود مثل کاهنان سلف شما که آنها بگویند: "مملکت در پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی است"  و او تقدیم کند جمهوری اسلامی را به تمدن سکولار و کارآمد و شکوفا و حقوق بشریِ غرب که به جای مبادی نامتعارف؛دانسته هایش را از مبادی متعارف می گیرد و این روزها شکوفایی و کارامدی و حقوق بشرش را بیش از هر دوره دیگری در خیابان های آمریکا شاهدیم.

    ***

    آقای خوئینی های عزیز! خبر از آینده می دهید؟ چرا در کنار پیشگویی از آینده کمی به گذشته نگاه نکنیم؟   

    نگران نباشید. شما گذشته را شفاف کنید ؛ آینده- به هر دومعنا-  روشن خواهد شد. اما نگرانی شما ازآینده نیست،از گذشته تان است که حالا زیر نورافکن نگاه مردم است.

    آینده وقتی در خطر خواهد بود که امثال شما بتوانید برای بار صدم نعل وارونه بزنید و در جمع بندی درست گذشته،  اخلال کنید و گرنه امام حکیم ما آن روز که گفت: " جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر" ؛ می دانست چه می کند.  هدف آن بزرگ این بود که امید بدهد : "  اوضاع غیرقابل‌دوام‌ " است.

    اگر چه خواسته اید ما را از اوضاع غیر قابل دوام بترسانید ولی ناخواسته نوید داده اید.

     چرا  هرگاه ملت در آستانه جمع بندی های بزرگ قرار گرفته و موقعیت مکاران و ساده لوحان در خطر افتاده و غیر قابل دوام بودن وضعشان آشکار شده به تکاپو افتاده اند تا " لبه پرتگاه"  بسازند .

    یادتان هست آن نامه مشعشع قبلی  را!

     یادتان هست پیش‌بینی‌های‌تان را؟ مجلس ششم از خاطرشما هم رفته باشد از یاد ما نرفته است. چیزی مشابه شورای شهر اول تهران که آن هم دربست در اختیار اصلاح طلبان بود و چیزی در مسخره و شامورتی بازی از مجلس اصلاحات کم نداشت.

    سیزده سال بعد از نامه اردیبهشتی نهضت آزادی؛  این بار نوشتن نامه اردیبهشتی برای جهنم خواندن ایران بر دوش گروه دیگری افتاده بود.

    اول بخش هایی از نامه را با هم بخوانیم و بخندیم :

    " آنچه ما را بر آن داشت تا بدین صورت مصدع اوقات شویم؛ حساسیت شرایط، "فرصت اندک" ؛ و بزرگی خطریست که پیش روی کشور است ...شاید در تاریخ پر فراز و نشیب معاصر ایران، هیچ زمانی را به حساسیت امروز نتوان یافت.... با این حال و روز کشور، فرصت چندانی باقی نمانده است. غالب ملت ناراضی و نا امید، اکثریت نخبگان ساکت یا مهاجر، سرمایه های مادی گریزان و نیروهای خارجی از هر طرف کشور را احاطه کرده اند." راستش من همین الانش هم که می خوانم جوگیر می شوم وبی درنگ دنبال تلفن می گردم که به کاخ سفید زنگ بزنم که ما رو نخور.اینقدر انرژی دارد این نامه.

    این ادخال السرور و  باقیات الصالحات دوم مربوط می شود به نمایندگان مجلس ششم  و اردیبهشت 1382.

    برای تغییر ذائقه؛  اسامی بعضی امضا کنندگان نامه " فرصت اندک!" را مرور کنیم؟

    سرکار خانم حقیقت جو نماینده اصلاح طلب دوره ششمِ مجلس شورای اسلامی که فعلا مقیم ایالات متحده بوده  و بنا به اعلام خودشان با افتخار به  ازدواج سفید مشغول هستند.

    جناب نورالدین پور موذن که ایضا در آمریکا تشریف دارند وفقط سرچ نامشان در گوگل کافیست کمالاتشان را آشکار کند.

    جناب رجب علی مزروعی فعلا ساکن بلژیک و همکار اپوزیسیون.

    جناب علی اکبر موسوی خوئینی پناهنده به ایالات متحده و جنابان  میثم سعیدی ، محسن صفایی فراهانی ، جمیله کدیور ،محسن میردامادی و ... . که یکی در کیش بیزنس دارد،دیگری در لندن و ... و البته همگی غمخوار فقرا و نگران گرانی.

    **

    "لبه پرتگاه" نهضت آزادی و "فرصت اندک "مجلس ششم و "اوضاع غیر قابل دوام" شما ؛ همگی از یک جنس است.

    هم نهضت آزادی در لبه پرتگاه بود ، هم مجلس ششم فرصت اندکی داشت و هم اوضاع شما غیر قابل دوام است و البته هر سه ترجیح دادید فرافکنی کنید.خود را مساوی "جمهوری اسلامی" گرفتید .و هنر و مزیت  خامنه ای در  این است که او  همچون شما، خود را معادل جمهوری اسلامی نگرفته بلکه همچون سلف صالحش عمیقا به "جمهوری" اسلامی معتقد است.

    او مثل شما نیست که اگر رای بیاورید آن چنان سرمست می شوید که دیگر خدا را هم بنده نیستید و اگر رای نیاورید فتنه به پا می کنید و از ولی فقیه و شورای نگهبان خواستار وتوی رای جمهور می شوید و اگر بوی رای نیاوردن به مشامتان بخورد نه خود را که ملک و ملت را در لبه پرتگاه می خوانید و می خواهید .

    خامنه ای همچون خمینی ؛ مدافع جمهوریتی است که از پس هزاران سال مردم را برکشید و به آنها فرصت آزمون و خطا و تجربه داد. جمهوریت در نگاه "خواصی از بندگان خدای متعال" ترجمه "حول حالنا الی احسن الحال "  است. و جماعت " من النور الی الظلمات" را که ولایت طاغوت ، برگزیده اند چه رسد که ادعای کهانت کنند.

     به برکت جمهوری اسلامی ، فرجام پیش بینی های ِمدعیان؛ از بازرگان و بنی صدر تا منتظری و خوئینی ها همیشه پیش روست.

    نامه تان را 7 تیر منتشر کرده اید. نمی دانم تعمدی در انتخاب این روز داشته اید یا خیر اما بنی صدر هم در 7 تیر ادعا و شوق "غیرقابل دوام بودن اوضاع" را داشت  اما  وقتی با دانسته هایی از منابع متعارف ؛ زیر ابرویش را برداشت و در پاریس،  رجوی او  و دخترش را در کنار گرفت عاقبتِ " انقلاب اسلامی" پشت کرده به ولایت فقیه  آشکار شد و معلوم شد انقلابیگری منهای امامت چقدر دوام می آورد و چه فرجامی دارد.  

     نامه‌هایتان دیگر تَکراری شده است حاج آقا!

    راستی چطور است که هر وقت از چشم ملت می‌افتید نامه نوشتن‌تان گل می‌کند.

     البته در مواجهه با شما و جریان‌تان ، دیگر عادت کرده‌ایم به چرخش‌های 180 درجه .

    عادت کرده ایم که رفقای بالای دیوارتان  را در حال لیس زدن چکمه‌های بوش و ترامپ ببینیم، عادت کرده‌ایم که پرشورترین عدالتخواهان جنگ فقر و غنایتان در جکوزی برج هایشان غمخواری‌ برای ملت را توییت کنند.

     عادت کرده‌ایم دشمنان بخش خصوصی و سینه‌چاکان بخش ِتعاونی و دولتی را ؛ امروز درچکادِ سرمایه‌داری و بانکداریِ رانتی ایران ببینیم، عادت کرده ایم دل دادن و قلوه گرفتن آمریکا را با دشمنان  قدیمی و شیفتگان و موالیان امروزی‌اش ببینیم اما نامه اخیر، برگ برنده شما در ربودن گوی سبقت از چرخش‌های 180 درجه رفقا و  دست پروردگانتان است.

    "تا نشان سمّ اسبت ‌گم‌ کنند        ترکمانا نعل را وارونه زن"

    درد سرتان ندهم حاج آقا!

     از جمهوریت کینه دارید چرا به ولایت سنگ می زنید؟ جمهوری ؛ اوضاعتان را غیر قابل دوام می کند دیگر. نمی شود یک بار سوار شد و برای همیشه از گرده ملت سواری گرفت. و از ولایت به همین خاطر مکدرید که پشتیبان جمهوریت است.بین خودمان باشد بعضی از رفقای اصولگرایتان هم همین گلایه را از ولایت دارند. تقاضایی که شما سال 88 از رهبری داشتید بعضی رفقای راستی تان خرداد 76 داشتند و هردوتان تو دهنی خوردید، هم از مردم هم از رهبری.

    از مردم ترسیده اید اقای خوئینی ها.نه به خاطر تورم و گرانی.نگرانیتان از گرانی نیست از آگاهی است.

      یادتان هست برای بزک برجام ؛ از صدر تا ذیل‌تان چه تدلیس ها کردید؟عبای پیامبر به دوش گرفتید و به مشاطگی شیطان مشغول شدید.

     حالا مردم دارند می بینند فرجام پیشگویی هایتان را که : "  باغ برجام چه سیب ها و گلابی هایی خواهد داد!"

    تاوانِ برجام عزیزتر از جانتان را رهبری باید بدهد؟!

    اگر کدخدا ، خَدویی هم کف دست رفقای ذوق‌زده‌تان نیانداخت ؛ تلافی‌اش را سر نظام می‌خواهید در بیاورید؟

    جناب مفسر قرآن! بیشتر تلاش می‌کردید شاید می‌توانستید کذب بودن قرآن (این منبع دانسته های نامتعارف!) را ثابت کنید و دروغ بودن «انهم لا اَیمان لهم»  را به مردم  نشان بدهید. نشد؟  چرا فحشش را به خامنه‌ای می‌دهید؟

    خامنه‌ای چه کند که آیه قرآن(این منبع دانسته های نامتعارف) غلط در نیامده؟

    که  اقیانوسی که  به ملت نشانش دادید سراب بوده و کابوس‌تان شده؟

    "امضای کری تضمین بود " و قسم موکد پروردگار که " ان تنصروا الله ینصرکم" تضمین نبود!

     با عمامه‌های سیاه و سفیدتان به منبر رفتید که مردم! وعده‌های خدا پوچ است به وعده شیطان دل ببندید!

    کلید مشکلات شما در دست کدخدای  مودب و باهوش - همانکه آن پیرمرد شیطان بزرگش می‌نامید -  است.

    حالا که « یَعِدُهُمْ وَیُمَنِّیهِمْ ۖ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلَّا غُرُورًا  »  آشکار شده  چنگ به چهره  آقا می‌اندازید؟

    خامنه‌ای گفت بروید در خانه‌های 50 میلیاردی بنشینید و دم در کاخ سفید ختم امن یجیب بگیرید و دنبال کلید بگردید تا مشکلات حل بشود ؟

    ختم امن یجیب جواب نداد؟ کنسرت بگذارید، ؛ شاید جواب داد.بلدید که.

    از این شعبده‌ها که زیاد در آستین دارید، چند تایش را رو کنید. سلبریتی هم که علی‌برکت‌الله تا دلتان بخواهد دارید. بگویید کمکتان کنند.در ایران هم که لازم نیست باشند حتماً.

    از همان کانادا یا لس‌آنجلس یا پاتایا یا آنتالیا هم می‌توانند توییت کنند دلسوزی تان را. «النصیحت لائمه المسلمین»تان را و از تیرانا البته.

    حساب کرده اید احتمالاً رویشان: «نعم العون علی طاعه الله»!

    خدا برکت بدهد به بن سلمان. تا دلتان بخواهد رسانه درست کرده برایتان و سلبریتی خریده برای دلسوزی هایتان.

    بن سلمان را که یادتان هست؟ برادرزاده ملک خالد و ملک فهد. به دنیا نیامده بود هنوز آن روز که راهپیمایی وحدت و تظاهرات برائت از مشرکین راه افتاد در مکه و مدینه. امیرالحاج بودید حاج آقا یک زمان‌هایی. چه راه درازی را آمده اید حاجاقا تا تیتر یکِ بی بی سی و عیران عنترنشنال. خسته نباشی دلاور.خداقوت پهلوان!

    حاج آقا خیلی زور دارد و زر دارد و تزویر دارد حرف‌هایتان.

    برائت را که فروختید و به جایش دوستانتان در  ولایت شیطان بزرگ، ذوب ، بلکه بخار شدند. حالا وحدت را آماج کرده اید؟ ستون خیمه را می خواهید بزنید که مبادا جمهوریت ؛اوضاع غیر قابل دوامتان را به رخ شیطان بزرگ بکشد؟  

    چقدر طناز هم شده‌اید حاج آقا! قلمتان هم بزنم به تخته بدک نیست. به نائب امام زمان تیکه می‌اندازید؟

    « إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»؟

    یک کتابی در خانه ایرانی‌ها هست که از دیدگاه شما ممکن است  از "مبادی غیر متعارف معرفت" شناخته شود. در آن کتاب نوشته: « اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ».

     همان کتابی که عمامه های سیاه و سفید ، دروغ اعلام‌ کردن آیاتش را کمر بستند. « لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا »یش را به سخره گرفتند.

    و « قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ »اش را قمار کردند و مدال "محور شرارت" گرفتند .

    " وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِکَ خَیْر " را بیرون آوردند وبه خلعت almost nothing شان فخر فروختند.

    برای " مالکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین"اش شعار " نه غزه نه لبنان" ساختند و .. و .... و..   .

    عالیجناب از پس پرسه‌های پرثمر جناحتان در کاباره‌های متعارفِ دیپلماسی ِالتماسی ؛ حالا که مست و عور و تلوتلو خوران با اردنگی پس فرستاده شدید و سیاست ورزی تخیلی و رمانتیک‌تان مضحکه خاص و عام شده،  بر سفره جمهوری اسلامی آروغ عقلانیت می‌زنید و ایمان مومنان را به سخره می‌گیرید که زمین کج بود وگرنه خوش رقصی رفقای ما،  مو ، لای درزش نمی رفت؟

    بهتر است به جای تراژدی سازی برای کشور؛ کمدی خودتان را ادامه بدهید .و در این کمدی-تراژدی؛ پرده آخر هر چه باشد فرار رندانه شما نخواهد بود.   

    شیطان سر کارتان گذاشت؛انتقامش را از دین خدا می خواهید بگیرید ؟

    جناب خوئینی های عزیز ! "نتیجهٔ محاسبات متعارف و براساس آراء و تحلیل‌های شناخته‌شده در حکم‌رانی " را هفتصد سال بعد از آغاز رنسانس ؛ امروز در خیابان های آمریکا و فرانسه با سابقه دو قرن و نیم حکمرانی مدرن ببینید. اگر  دانسته های متعارف یوتوپیایِ سکولار شما می توانست حقوق بشر و اشتغال و عدالت و آزادی بیاورد امروز دست پروردگانتان که در فرار از جمهوری اسلامی به سیاتل و واشنگتن و نیویورک و لس انجلس گریخته اند مجبور نبودند بهت زده به تماشای امنیت و عدالت و آزادی آمریکایی بنشینند و برای تشفّی دل داغدارشان نامه شما را شیر کنند که : " اگر آمریکا بدون جنگ و تحریم و ترور و نفوذ و  با آن همه ادعا،  قاراشمیش است و اوضاعش دوامی ندارد ،ایران هم بحمدالله با مساعی مشکورِ برجامیان ، و برنامه ریزی موفق اصلاح طلبان ،هم چرخ سانتریفوژهایش ایستاد و هم چوب حراجی که به ارزشهای انقلاب زدند لای چرخ اقتصادش  گیر کرده و به مردم فشار می آورد تا زمینه لازم برای تحقق بقیه آرزوهای غرب پرست ها فراهم شود." هم دلداری آنها به خودشان قابل درک است و هم وقاحت مثال زدنی شما ، اما توصیه می کنم روزی دو بار قبل از ناهار و بعد از شام دانسته های متعارفِ " لبه پرتگاه" و " فرصت اندک" را مرور کنید .

    خدا را شاهد می گیرم هرگز دوست نداشتم جناب موسوی خوئینی ها را  این چنین مورد خطاب قرار دهم ولی بس است هر چه : " ما را به رندی افسانه کردند      پیران جاهل شیخان گمراه"

    این رندی شیخ پیر از حد تحمل بیرون بود.  

    ما نیز همچون ایشان معتقدیم "اوضاع امروز غیرقابل‌دوام‌ " است و به قول یکی دیگر از مبادیِ دانسته هایِ غیر متعارفِ ما ایرانیان یعنی حضرت حافظ

    "دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور"

    و همان مبادی ایضا تاکید می کنند : ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند

    چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

    انتهای پیام/

    منبع مطلب : www.tasnimnews.com

    مدیر محترم سایت www.tasnimnews.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    نامه سرگشاده و تکرار جریان حکمیت

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، بعد از نامه سرگشاده موسوی خوئینی‌ها، روحانی معلو‌م الحالی که در سالهای نه چندان دور در نظام مقدس جمهوری اسلامی مناصب بزرگ و کلیدی را پذیرفته است؛ اولین مطلبی که در مورد این مسائل به ذهنم رسید، این سؤال است که طرح مسائل این چنینی توسط برخی افراد معلوم‌الحال با چه هدفی صورت می‌گیرد؟ و شاید برای رسیدن به بهترین جواب باید با نگاه به آینده در گذشته تأمل کرد که البته جواب‌های دیگری را هم می‌توان با استفاده از اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران از جمله قانون اساسی و نیز با استفاده از اتفاقاتی که برخی در قالب پروژه و برخی در قالب پروژه در حال وقوع است، ارائه کرد که در ادامه تقدیم می‌شود.

    در وهله اول با نوعی نگاه خوش‌بینانه این احتمال را بررسی می‌کنیم که شاید هنوز شخصی با این همه سابقه کاری و سال‌ها حضور در مناصب بزرگ خدمتی (عضو شورای سرپرستی سازمان صدا و سیما، رئیس کمیسیون اصل نود قانون اساسی، نایب اول رئیس مجلس شورای اسلامی، دادستان کل کشور، مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک و . . .) آگاهی و آشنایی کافی با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و نیز مبانی و مباحث حقوقی مطرح شده در اسناد بالادستی نظام نداشته باشد که در جوابِ این احتمال یادآور می‌شوم که، اولاً ایشان مصداق این روایت نبوی است که فرموده‌اند: «مَنْ تَقَدَّمَ عَلی قَومٍ مِنَ الْمُسْلِمینَ وَ هُوَ یَری أَنَّ فیهِمْ مَن هو افضلُ منه فقد خانَ اللَّه‏ و رسولَه و المُسلمیِن»؛ «هر كس جلودار - مسئول- عده‏‌ای از مسلمانان گردد در حالی كه می‏داند در بین مسلمین ‏فردی بهتر از او وجود دارد پس خائن به خدا، رسولش و مسلمانان خواهد بود».(الغدیر، ج 8 ، ص 291، نقل از: التمهید للباقلانی، ص 190)

    دوماً جهت آگاهی ایشان و هر کسی که با این درجه از آگاهی مسؤولیت می‌پذیرد، می‌گویم: طبق نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مسؤولیت تمام مسائل اقتصادی و اجتماعی به خصوص مسائلی‌که به طور مستقیم به معیشت مردم مربوط می‌شود، بر عهده قوه مجریه و شخص رئیس جمهور است و ناظر بر این مسأله، مجلس شورای اسلامی است، حال اگر دولتی به نام تدبیر و امید بر سر کار آمد و با سوء تدبیر خود، چنان‌که امیر المومنین علی(ع) فرمودند: « سوء التدبیر سبب التدمیر؛ سیاست نادرست موجب نابودی است» و نیز با هم دستی با مجلسی (مجلس دوره قبل) که اکثریت نمایندگان آن افرادی ضعیف‌النفس و دنیاطلب بودند، کشور را در مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... با مشکل مواجه کرد، این دولت و مجلس همکار و همراه ایشان است که باید پاسخگو باشند نه رهبر انقلاب که در مواقع مختلف صراحتا نظر خودشان را در حمایت از مردم و نیز در توجه به مسائل مختلف کشور بیان کردند.

    نکته دیگری که باید به این افراد یادآور شد این است که طبق اصل نود قانون اساسی «هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضائیه داشته باشد، می‌تواند شکایت خود را کتبا به مجلس شورای اسلامی عرضه کند.» و نوشتن نامه سرگشاده آن هم به رهبر معظم انقلاب، آنهم با این مضمون که تمام مشکلات به ایشان بر می‌گردد، کاملا مغرضانه و با خباثت تمام صورت گرفته است.

    در وجه تاریخی این مسأله باید گفت: این اولین و آخرین بار نیست که مسائل این چنینی اتفاق افتاده است؛ چرا که امیرالمومنین(ع) فرمودند: گزاره‎های تاریخی تکرار می‌شوند و فقط بازیگران آنها عوض می‌شود، با مراجعه به تاریخ اسلام می‌بینیم در جریان حکمیت وقتی حضرت(ع) مالک اشتر را به عنوان حَکَم معرفی کردند خوارج بر ایشان(ع) فشار آوردند و بالاجبار ابوموسی اشعری را به عنوان حَکَم معرفی کردند و زمانی که خسارت عظیمی به اسلام وارد کردند بر امیرالمومنین علی(ع) شمشیر کشیدند که اگر تو عالم به غیب بودی، چرا اجازه دادی این مشکل به وجود بیاید؟ و شعار« لاحّکَم الا لله» را سر دادند.

    هدف از طرح این مسأله این است، کسانی که تا دیروز شعار مذاکره می‌دادند امروز و بعد از نزدیک به هفت سال معطلی کشور و نظام و نیز به تأخیر انداختن رشد کشور در مسائل مختلف علمی و غیر علمی، مدعی شده و در یک حرکت مکارانه و مغرضانه، به بهانه دلسوزی برای مردم، رهبری معظم انقلاب را مقصر اصلی معرفی می‌کنند.

    این در حالی است که اگر رهبر معظم انقلاب در برخی موارد حمایت خود را از دولت اعلام کرده بودند، اولاً این حمایت در قاموس حمایت از منتخب مردم صورت گرفته است و ثانیاً ایشان به کرّات هم در خفا و هم به صورت علنی به صورت ارشادی و مولوی مطالب خود را کاملا مدبّرانه بیان می کردند و خطوط قرمز را نیز کاملا شفاف بیان می‌کردند، حال اگر قوه مجریه کوتاهی کرده و مجلس که ناظر بر این قوه است وظیفه خود را به درستی انجام نداده است؛ آیا باید رهبری را در این قضیه مقصر دانست؟!

    و بالاخره مهمترین مطالبی که باید بیان شود تا مشخص شود که این حرکت جناب خوئینی‌ها، کدام قسمت از پازل نیمه تمام ایشان و نیز کدام قسمت از سناریوی طراحی شده جبهه اصلاحاتی است که این شخص معلوم الحال لقب پدر معنوی این جبهه را به خود اختصاص داده است، این است که با صراحت به ایشان و هم فکران و موافقان مسلک و مشی سیاسی ایشان بگوییم زندگی سیاسی ایشان مملو از دروغ، فساد و خیانت و تظاهر به تبعیت از ولایت و قوانین مصوب جمهوری اسلامی است.

    در توضیح این مطلب باید گفت: اول اینکه گویا رویه سیاسی‌ و شاید پایه فکری و اعتقادی‌ این شخص این است که همیشه کوتاهی‌ها و به نوعی فسادها و شاید بتوان به جرأت گفت خیانت‎های خود و هم حزبی‎ها و هم مسلک‌های خود را به گردن دیگران بیاندازند، چرا که در تاریخ ثبت شده است که در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، ایشان چمدانی را از سفارت آمریکا خارج می‌کند که حاوی اسنادی بوده است که هیچ کس آنها را ندیده و حتی وقتی اسنادی از جاسوس بودن بنی صدر، به دست نیروهای انقلاب می‌افتد، ایشان با سوء استفاده از جایگاهی که دارد با افشای اطلاعات، آن هم قبل از انتخاباتی که بنی صدر در آن کاندید شده بود، مخالفت می‌کند تا بنی صدر با اکثریت آراء بر صندلی ریاست جمهوری بنشیند و خیانتی را به ملت ایران کند که امام(ره) فرمود: «خیانتی که بنی صدر به ملت ایران کرد رضا شاه هم نکرد»، حال سؤال این است که آیا جناب خوئینی‌ها در خیانت بنی صدر عامدانه و عالمانه شریک نیست؟

    موضوع دوم پرونده انفجار دفتر نخست وزیری است که بعد از دستگیری چند نفر از جمله خسرو تهرانی، حسن کامران، تقی محمدی، بهزاد نبوی و سعید حجاریان به عنوان مظنون، ایشان اجازه بازجویی از نبوی و حجاریان را نمی‌دهد و حتی وقتی با مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی خدمت امام(ره) برای ارائه گزارش کار می‌رسند؛ علی‌رغم اینکه حضرت آیت الله موسوی اردبیلی با صداقت مسأله را به حضرت امام(ره) گزارش می‌دهند، جناب خوئینی‌ها با وقاهت تمام می‌گوید مسأله این گونه نیست.

    وی که در سمت دادستان انقلاب اسلامی است از ارجاع چهار کیفر خواست صادر شده به دادگاه خودداری می‌کند و به آیت الله رئیسی که در آن زمان هم در قوه قضائیه مسؤولیت داشتند، دستور می‌دهد که به مطبوعات اعلام کنند این پرونده مختومه شده که آیت الله رئیسی، این کار را انجام نمی‌دهند و خود جناب خوئینی‌ها این کار را انجام می‌دهد.

    سوم، طراحی و مدیریت برنامه‌ها و نقشه‌های جبهه اصلاحات از لحظه شکل‌گیری این جبهه تا به امروز است که به برخی از موارد آن به اختصار اشاره می‌شود؛ اول اینکه سؤال می‌کنیم آیا می‌شود کسی که پرچم دانشجویان پیرو خط امام را در تسخیر لانه جاسوسی بر عهده داشته، چند سال بعد و در دهه 70 به سمت لیبرالیسم سیاسی چرخش پیدا کند؟

    می‌توان گفت این شخص در ادعای اولیه خود دروغ می‌گفته است و اقدام ایشان در زمان تسخیر صرفا جهت حمایت از برخی از افراد از جمله آقای بنی صدر خائن بوده است، دوم، وقتی در فتنه 88 وی سید محمد خاتمی را به تقابل مستقیم با رهبر معظم انقلاب دعوت و ایشان استنکاف می‌کند و به نقش پایین‌تر در این فتنه اکتفا می‌کند، جناب خوئینی‌ها به سراغ میرحسین موسوی می‌رود و مشوّق وی برای نقش آفرینی در این سناریوی از پیش طراحی شده است و در جریان همین انتخابات است که آقای خوئینی‌ها مسأله محدودیت دوره تصدی مقام رهبری را مثل ریاست جمهوری مطرح می‌کند که در واقع به دنبال حذف ولایت فقیه است و شعار تقلب در انتخابات را مطرح می کند که در واقع بنا بر اعترافات خودشان قصد عبور از رهبری و از اصل نظام را داشتند؛ چرا که کلام خائنانه وی در بهمن 87 در تاریخ ثبت شده است که گفت: «ما باید بیاییم و توان بگذاریم تا به هر قیمتی رهبری را از تخت پایین بکشیم، او باید بفهمد که مملکت آن‌طور نیست که ایشان هر جور بخواهد به هر سمت بکشد؛ خاتمی و یارانش الان کلی تجربه دارند».

    حال سؤال ما این است که این اقدام جناب خوئینی ها در قالب طرح جامعه مدنی جناب سید محمد خاتمی بوده، یا در دایره مانیفست جمهوری خواهی اکبر گنجی یا طرح نجات ملی جناب تاجزاده‌ای است که این روزها فساد و دروغ و باند بازی او خانه ملت را به خود مشغول کرده است، مجلسی که تصمیم و کمر همت به خدمت به مردم بسته است.

    گویا این طرح و نقشه تکراری است که با یک سری ادعاهای پوپولیستی همراه با فشار از بالا و به ارکان نظام هر چند وقت یک بار از سرعت حرکت قطار انقلاب کاسته و آب به آسیاب دشمن ریخته است، تا ذهن جامعه را از خیانت و خباثت هم حزبی‌ها و هم فکری‌های خود منحرف کنند و در کمال خباثت بر علی زمان شمشیر کشیده و گناه خود و حَکَمی که معرفی کرده‌اند را به گردن وی بیاندازند.

    از انصاف به دور است فردی که بیش از 40 سال بر سر سفره نظام و بیش از 30 سال زیر سایه رهبر فرزانه به آلاف و الوف رسیده، در هر مقطعی و با هر فرصتی که پیش می آید جهت ضربه زدن به این دو رکن استفاده کند که صد البته بعید نیست جناب خوئینی‌ها با افرادی همچون تاج‌زاده در راستای طرح‌های بزرگ خائنانه خود، هم سفره باشند و در مواقع مختلف از یکدیگر حمایت کنند.

    در پایان اگر به موارد فوق که بیانی مختصر و به اجمال از زندگی سیاسی خوئینی‌ها بود، مواردی از قبیل هم‌نشینی با اعضای گروهک فرقان در مسجد جوستان نیاوران، ارتباط با اکبر گودرزی سرکرده این گروه، مخالفت صریح  با شهید مطهری و امام موسی صدر و شهید بهشتی، اقدامات ضد امنیت ملی در روزنامه سلام و دهها مورد دیگر را بیافزاییم، قطعا خوانندگان محترم خود قضاوت آگاهانه‌ای در مورد اقدام اخیر این شخص خواهند داشت./908/ی704/ق

    رضا محبوب، استاد سطح عالی حوزه علمیه قم

    منبع مطلب : rasanews.ir

    مدیر محترم سایت rasanews.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    خدا : فقط میتونم بهت بگم ای پدر سوخته دیگه بس

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    احمد 2 ماه قبل
    0

    چمممم

    محمد عبدی 3 ماه قبل
    -1

    سر بلندشدن هرکشور ی به دو چیز بستگی دارد رهبری خردمندانه دوم ملتی فهیم و صبور و شجاع که شکر خدا برای فاقد شدن بر هر گره و مشکلی ایران این دو موعلفه را دارد . و حالا نوبت دولت مردان کشور است که برای چنین مردمی ورهبری با تمام وجود خدمت رسانی کند وقدر دان باشد

    بدبخت 3 ماه قبل
    0

    بیش از ۴۲سال است که ما انقلاب کردیم دراین مسیر همه برای پیروزی تلاش کردند شهید دادیم محروح دادیم جانباز دادیم وخیلی ها هنوز درد ورنج ناشی از جنگ تحمیلی واسارت وغیره راتحمل می کنند .زمانی که مردم برای پیروزی انقلاب واردمیدان شدند مشکل اقتصادی نداشتند ، تورم نداشتند ، این همه اختلاس واحتکار نداشتندفقط برای حفظ نوامیس ودین امدند وبعد از آن همه شهید ومجروح وجانباز امروز واقعا نگران وناراحتند از امکانات جامعه فقط یک عده خاص استفاده می کنند ، مشکلات اقتصادی ، تورم ؛ گرانی ، بیکاری ، بالابودن سن ازدواج وصدها مشکل دیگر جامعه ما رافرا گرفته ومردم هر ۴سال وارد بحث انتخابات می شوند وعلارغمی که به افراد موردتایید نظام رای می دهند متاسفانه بهبودی درشرایط مملکت ایجاد نمی شود ؛ انشاالله که محور کار مسئولین خدمت به مردم وحل مشکلات باشد.از خروج سرمایه های مملکت به خارج واقعا جلوگیری شود .بحران ها فقط باتدبیر وبرنامه ریزی قابل حله ولاغیر موفق باشید.

    ایرانی 3 ماه قبل
    2

    من کاری به اینکه نامه را چه کسی نوشته کاری ندارم، وتو ۴تا عملیات هم در جنگ شرکت کردم.ولی اینو می بینم که کمر مردم درزیر فقر و گرانی داره خرد میشه و هیچ مسئولی هم بفکر مردم نیست.وهر روزمان بهتر از فردا و فردایمان بدتر امروز شده.یعنی یکسال دیگر آروزی امسال رامی کنیم.

    حسن هادی پور 6 ماه قبل
    0

    ای کاش دوستان ودشمنان مطالبشون روبدون ترس وبدون قرض ومرض واضح میگفتن تاآدم بهتربتونه متوجه مطالب ودرست ونادرستیشون بشه.بامتلک وتولفافه گفتن خیلی هاروگیج میکنه.ممنون ازهمه عزیزان.به امیدروزی که جوری زندگی کنیم که لایق ایرانیه

    حسن هادی پور 6 ماه قبل
    -2

    خیلی عالی بودفقط یک مسئله رابرای نامه های بعدی اگررعایت کنندموضوع برای افرادی مثل من شیرین ترمیشود.کمی خلاصه تر.واضحتر.رک وبی پرده تر.چراکه من ۵۰سالمه وسوادم درحدسیکل هست.همه این آقایون رانمیشناسم.اطلاع کامل ازاوضاع کشورم ازاول انقلاب تاالان راندارم ولی عاشق کشورم ورهبرعزیزوسپاه جانبرکفم هستم وعلاقه مندبه اوصاع کشورم وبرای پشتیبانی ازاین عزیزان بایدبه اوضاع واحوال کشورآگاه باشم که این امربه آگاه سازی دوستان رسانه ای انقلابی بستگی داردوروانترگفتن ونوشتن ایشان( تامن وامثال من که تعدادمان درامورکشورکم نیست)درنهایت تشکرمیکنم ازجواب ای عزیزبه کسانی که ارزشهای انقلاب رابه خوشی های کاذب دنیافروختندامیدوارم اینگونه پرده برداری ازاعمال آنهابیشترشده ولااقل درمقابل اینهمه رسانه ضدانقلاب برابری کند.اگرروزی من وامثال من که نه سواددانشگاهی داریم نه سیاستمداریم مسیررااشتباه رفتیم شایدمقصربیش ازخودمان افرادآگاه جامعه وانقلابی باشندکه عرصه رابرای صدانقلاب بازگذاشتند.به امیدآگاه تر شدن ملت ایران وخداقوت برای آگاهسازان ملت

    ناشناس 8 ماه قبل
    0

    کمر مردم خم شده ، چیزی به نام عزت ملی کنار رفته و از آن طرف چپاول گران در حال تاراج جان و مال و ناموس مردم هستند ، ایران به کره شمالی دوم آسیا و ونزویلا دوم جهان در حال تبدیل است و از طرف دیگر مسئولان همه را به نافهمی و بی بصیرتی متهم می کنند طوری که انگار این مردم بیچاره مسئول این همه فلاکت و بدبختی هستند. آخر به کدامین جرم؟؟؟

    ناشناس 8 ماه قبل
    0

    من بانظرشمامخالفم همین فقط رهبر همه خفه شید

    0
    ناشناس 6 ماه قبل

    خفه شدی گوساله ساندیس خور

    عباس 9 ماه قبل
    0

    به تو کم رسیده یا کلا دورت زدن ؟؟؟؟؟

    غفوری 11 ماه قبل
    0

    سلام! نوشته‌اید: «نامه امیر سعیدی افضل به رهبر انقلاب را از سایت نکس 98 دریافت کنید.» ؛ ببخشید! چیزی پیدانمی‌کنم؛ دقیقاً از کجای تارنمای شما؟

    ناشناس 11 ماه قبل
    0

    لکم الملک الیوم...لمن الملک الیوم؟لله الواحد القهار

    فرهاد 12 ماه قبل
    -1

    ضمن تشکراز مطالب عالی نگارنده محترم،یاداورمیشوم روستای قنات ملک زادگاه سرداردلها درشهرستان رابر است نه راور.

    مهدی 12 ماه قبل
    3

    مهم نیست این نامه رو کی نوشته، تنها چیزی ک‌ هم مهمه و هم روشن، اینه که هیچ کدوم از اون بالایی ها بفکر مردم نیستن، نه رهبری، نه دولت، نه مجلس، هر روز مردم فقیرتر میشن و خودشون پولدارتر.

    رسول جوادی 1 سال قبل
    2

    ✅ پاسخ

    این شبهه ماهها قبل از تاریخ مندرج در متن فوق در فضای مجازی منتشر شده و توسط کانال https://gap.im/shobhe_shenasi به آن جواب داده شده است.

    اما اخیراً به یکی از دو دلیل زیر با اسم جدیدی در حال انتشار مجدد است:

    ۱. نامه را به نام خیالی و جعلی کسی که ادعا می‌شود سردار سپاه است بازنشر کرده‌اند تا تاثیر بیشتری در سیاه‌نمایی داشته باشد.

    ۲. انتخاب این نام یا تصادفی بوده ویا احتمال دارد صاحب اسم فوق که رئیس یک موسسه حقوقی است برای تبلیغ نام خود این شبهه را به این شکل بازنشر داده است. چون طبیعتاً بسیاری از افراد برای کسب حقیقت این نام را جستجو کرده و با او و موسسه اش آشنا خواهند شد.
    3. این احتمال هم هست که شخص سومی برای تبلیغ یا تخریب آقای امیر سعیدی افضل این نامه را به اسمش منتشر کرده که البته در این حالت انتظار می رود ایشون بطور رسمی این نامه را تکذیب کند تا کسی از اسم او سو استفاده نکند.
    من خودم این اسم رو جستجو کردم و سایت ایشون رو دیدم .
    به هر حال دروغ بودن این نامه واضح و روشنه
    ممنون که وقت گذاشتید و مطالعه کردید.

    معرفت 1 سال قبل
    0

    خوشحالم که حتی یک نفر برانداز تو امثال این سایت‌های مزخرفات و خزعبلات نویس شما نیست

    و البته اگر هم حوصله شرح دادن، براتون داشتند، کامل مینوشتند از کدام در خورده اید و از کجا به بیراهه میزنید !!!!!!

    سلام 1 سال قبل
    -2

    این ترسو ها که اسم عقلانیت میارن دلسوز نیستن شهدا که خونشون رو دادن واقعا دلسوز ایرانن

    4
    خدا 1 سال قبل

    فقط میتونم بهت بگم ای پدر سوخته دیگه بس

    سلام 1 سال قبل
    2

    فقط برا معروف شدن ... خودشو بجای سردار سپاه جا زده ... دلش برای مردم که نمیسوزه مرفه بیدرد مطمئنم مث سلبریتیا

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید