توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    نقاشی درباره ضرب المثل هنوز دو قورت و نیمش باقیست

    1 بازدید

    نقاشی درباره ضرب المثل هنوز دو قورت و نیمش باقیست را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    قصّه‌ی یک ضرب‌المثل : هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده!

    قصّه‌ی یک ضرب‌المثل : هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده!

    قصّه‌ی یک ضرب‌المثل

    هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده!

    می‌گویند حضرت سلیمان زبان همه‌ی جانوران را می دانست، او یک بار از خدا خواست تا یک روز، تمام مخلوقات او را دعوت کند .

    از خدا پیغام رسید: «مهمانی خوب است، ولی هیچ‌کس نمی‌تواند از همه‌ی مخلوقات خدا، یک وعده پذیرائی کند.»

    حضرت سلیمان به همه‌‌ی آن‌هایی که در فرمانش بودند، دستور داد تا برای جمع آوری غذا بکوشند و قرار گذاشت که در یک روز، کنار ساحل دریا، مهمانی برگزار کند.

    روزی که مهمانی بود، به‌اندازه‌ی یک کوه، خوراکی جمع شده بود. در شروع مهمانی، یک ماهی بزرگ سرش را از آب بیرون آورد و گفت: خوراک مرا بدهید .

    یک گوسفند در دهان ماهی انداختند. ماهی گفت: من سیر نشدم. بعد یک شتر آوردند، ولی ماهی سیر نشده بود .

    حضرت سلیمان گفت: او یک وعده غذا مهمان است؛ آن‌قدر به او غذا بدهید تا سیر شود .

    کم‌کم هر چه خوراکی در ساحل بود، به ماهی دادند ولی ماهی، سیر نشده بود. خدمت‌کاران از ماهی پرسیدند: مگر یک وعده غذای تو چقدر است ؟

    ماهی گفت: خوراک من در هر وعده، سه قورت است و این چیزهائی که من خورده‌ام، فقط به اندازه‌ی نیم قورت بود و هنوز دو قورت و نیمش باقی‌مانده است.

    ماجرا را برای حضرت سلیمان تعریف کردند و پرسیدند چه کار کنیم؟ هنوز مهمان‌ها نیامده‌اند و غذاها تمام شده و این ماهی هم هنوز سیر نشده است .

    حضرت سلیمان در فکر بود که مورچه‌ی پیری به او گفت: ران یک ملخ را به دریا بیاندازید و اسمش را بگذارید آبگوشت و به ماهی بگوئید دو قورت و نیمش را آبگوشت بخورد...!!!

    ضرب‌المثل «هنوز دو قورت و نیمش باقی است» به این معنا است:

    اگر فردی به قصد خیرخواهی به کسی محبّت کند و فرد محبّت شونده طمع کند و مانند طلب‌کار ها  رفتار کند، می‌گویند: عجب آدم طمع‌کاری است؛ تازه هنوز دو قورت و نیمش هم باقی است ...

    منبع مطلب : www.kanoon.ir

    مدیر محترم سایت www.kanoon.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    دو قورت و نیمش باقی است

    دو قورت و نیمش باقی است

    دو قورت و نیمش باقی است

    ضرب المثل بالا دربارۀ کسی به کار می رود که حرص و طمعش را معیار و ملاکی نباشد و بیش از میزان قابلیت و شایستگی انتظار تلطف و مساعدت داشته باشد. عبارت مثلی بالا از جنبۀ دیگر هم مورد استفاده و اصطلاح قرار می گیرد و آن موقعی است که شخص در ازای تقصیر و خطای نابخشودنی که از او سرزده نه تنها اظهار انفعال و شرمندگی نکند بلکه متوقع نوازش و محبت و نازشست هم باشد.
    در این گونه موارد است که اصطلاحاً می گویند:"فلانی دو قورت و نیمش باقی است." یعنی با تمتعی فراوان از کسی یا چیزی هنوز ناسپاس است.
    اکنون ببینیم این دو قوت و نیم از کجا آمده و چگونه به صورت ضرب المثل درآمده است.
    چون حضرت سلیمان پس از مرگ پدرش داود بر اریکۀ رسالت و سلطنت تکیه زد بعد از چندی از خدای متعال خواست که همۀ جهان را درید قدرت و اختیارش قرار دهد و برای اجابت مسئول خویش چند بار هفتاد شب متوالی عبادت کرد و زیادت خواست.
    در عبارت اول آدمیان و مرغان و وحوش. در عبادت دوم پریان. در عبادت سوم باد و آب را حق تعالی به فرمانش درآورد.
    بالاخره در آخرین عبادتش گفت:"الهی، هرچه به زیر کبودی آسمان است باید که به فرمان من باشد."
    خداوند حکیم علی الاطلاق نیز برای آن که هیچ گونه عذر و بهانه ای برای سلیمان باقی نمانده هرچه خواست از حکمت و دولت و احترام و عظمت و قدرت و توانایی، بدو بخشید و اعاظم جهان از آن جمله ملکۀ سبا را به پایتخت او کشانید و به طور کلی عناصر اربعه را تحت امر و فرمانش درآورد.
    باری، چون حکومت جهان بر سلیمان نبی مسلم شد و بر کلیۀ مخلوقات و موجودات عالم سلطه و سیادت پیدا کرد روزی از پیشگاه قادر مطلق خواستار شد که اجازت فرماید تا تمام جانداران زمین و هوا و دریاها را به صرف یک وعده غذا ضیافت کند! حق تعالی او را از این کار بازداشت و گفت که رزق و روزی جانداران عالم با اوست و سلیمان از عهدۀ این مهم برنخواهد آمد. سلیمان بر اصرار و ابرام خود افزود و عرض کرد:
    "بار خدایا، مرا نعمت قدرت بسیار است، مسئول مرا اجابت کن. قول می دهم از عهده برآیم!"
    مجدداً از طرف حضرت رب الارباب وحی نازل شد که این کار در ید قدرت تو نیست، همان بهتر که عرض خود نبری و زحمت ما را مزید نکنی. سلیمان در تصمیم خود اصرار ورزید و مجدداً ندا در داد:
    "پروردگارا، حال که به حسب امر و مشیت تو متکی به سعۀ ملک و بسطت دستگاه هستم، همه جا و همه چیز در اختیار دارم چگونه ممکن است که حتی یک وعده نتوانم از مخلوق تو پذیرایی کنم؟ اجازت فرما تا هنر خویش عرضه دارم و مراتب عبادت و عبودیت را به اتمام و اکمال رسانم."
    استدعای سلیمان مورد قبول واقع شد و حق تعالی به همۀ جنبدگان کرۀ خاکی از هوا و زمین و دریاها و اقیانوسها فرمان داد که فلان روز به ضیافت بندۀ محبوبم سلیمان بروید که رزق و روزی آن روزتان به سلیمان حوالت شده است.
    سلیمان پیغمبر بدین مژده در پوست نمی گنجید و بی درنگ به همۀ افراد و عمال تحت فرمان خود از آدمی و دیو و پری و مرغان و وحوش دستور داد تا در مقام تدارک و طبخ طعام برای روز موعود برآیند.
    بر لب دریا جای وسیعی ساخت که هشت ماه راه فاصلۀ مکانی آن از نظر طول و عرض بود:"دیوها برای پختن غذا هفتصد هزار دیگ سنگی ساختند که هر کدام هزار گز بلندی و هفتصد گز پهنا داشت."
    چون غذاهای گوناگون آماده گردید همه را در آن منطقۀ وسیع و پهناور چیدند. سپس تخت زرینی بر کرانۀ دریا نهادند و سلیمان بر آن جای گرفت.
    آصف بر خیا وزیر و دبیر و کتابخوان مخصوص و چند هزار نفر از علمای بنی اسراییل گرداگرد او بر کرسیها نشستند. چهار هزار نفر از آدمیان خاصگیان در پشت سر او و چهار هزار پری در قفای آدمیان و چهار هزار دیو در قفای پریان بایستادند.
    سلیمان نبی نگاهی به اطراف انداخت و چون همه چیز را مهیا دید به آدمیان و پریان فرمان داد تا خلق خدا را بر سر سفره آورند.
    ساعتی نگذشت که ماهی عظیم الجثه ای از دریا سر بر کرد و گفت:"پیش از تو بدین جانب ندایی مسموع شد که تو مخلوقات را ضیافت می کنی و روزی امروز مرا بر مطبخ تو نوشته اند، بفرمای تا نصیب مرا بدهند."
    سلیمان گفت:"این همه طعام را برای خلق جهان تدارک دیده ام. مانع و رادعی وجود ندارد. هر چه می خواهی بخور و سدّ جوع کن." ماهی موصوف به یک حمله تمام غذاها و آمادگیهای مهمانی در آن منطقۀ وسیع و پهناور را در کام خود فرو برده مجدداً گفت:"یا سلیمان اطعمنی!" یعنی: ای سلیمان سیر نشدم. غذا می خواهم!!
    سلیمان نبی که چشمانش را سیاهی گرفته بود در کار این حیوان عجیب الخلقه فرو ماند و پرسید:"مگر رزق روزانۀ تو چه مقدار است که هر چه در ظرف این مدت برای کلیۀ جانداران عالم مهیا ساخته ام همه را به یک حمله بلعیدی و همچنان اظهار گرسنگی و آزمندی می کنی؟" ماهی عجیب الخلقه در حالی که به علت جوع و گرسنگی! یارای دم زدن نداشت با حال ضعف و ناتوانی جواب داد:
    "خداوند عالم روزی 3 وعده و هر وعده یک قورت غذا به من کمترین! می دهد. امروز بر اثر دعوت و مهمانی تو فقط نیم قورت نصیب من شده هنوز دو قورت و نیمش باقی است که سفرۀ تو برچیده شد. ای سلیمان اگر ترا از اطعام یک جانور مقدور نیست چرا خود را در این معرض باید آورد که جن و انس و وحوش و طیور و هوام را طعام دهی؟" سلیمان از آن سخن بی هوش شد و چون به هوش آمد در مقابل عظمت کبریایی قادر متعال سر تعظیم فرود آورد.
    منبع:isfahanportal.ir

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    هنوز دو قورت و نیمش باقی است

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    دارا 9 ماه قبل
    1

    سلام من درباره این چیزی نمی دونم فقط ضرب المثل اش رو می دونم که میگه هنوز دو قورت و نیمش باقی است

    خواهر 9 ماه قبل
    0

    آدمی که حرص هست هنوز اون چیزایی که دارع بازم حریص است

    ناشناس 9 ماه قبل
    0

    اسلا خوب نیس😤😤😤😤😤😤😤

    ناشناس 9 ماه قبل
    -2

    من نقاشی نیاز دارم

    0
    نیما 9 ماه قبل

    یک نقاشی درباره ضربالمثل دوقورت ونیمش باقیست کجااتفاق افتاد

    ناشناس 10 ماه قبل
    -2

    سلام ممنون

    آرشیدا خوش رخ 10 ماه قبل
    -1

    به نظرم زیاد طولانی شده . آدم رو خسته می‌کنه . ما فقط الن داستان مثل(هنوز ۲ قورت و نیم باقیست) رو میخوایم اگر فقط بگین که چه اتفاقی افتاده که این مثل بوجود آمده کافی هست

    ناشناس 10 ماه قبل
    -2

    مهدی 10 ماه قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید