توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    وقتی درباره ی مطلبی به طور غیرمستقیم صحبت میکنیم به آن چه می گویند

    1 بازدید

    وقتی درباره ی مطلبی به طور غیرمستقیم صحبت میکنیم به آن چه می گویند را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    سوالات مربوط به یادآوری فارسی ششم ابتدایی - دبستان آزادگان قونسولکندی

    انواع جمله(از نظر محتوا):

    -     جمله خبری : جمله ای است که خبری را بیان می کند.مانند: باد بهاری وزید.

    -     جمله پرسشی:جمله ای است که در آن پرسشی وجود دارد.مانند: بلبل و قمری چه خواند؟

    -     جمله امری : جمله ای است که در آن خواهشی یا فرمانی بیان می شود.مانند: خیز و غنیمت شمار

    -     جمله عاطفی:جمله ای است که بیانگر احساس شگفتی و عاطفه باشد.مانند:چه گل زیبایی!

                      ************************************

    درس دوم

    کلمات هم خانواده :

    به این دسته از کلمه ها که از یک ریشه و خانواده هستند.هم خانواده می گوییم.مثل( شاهد،مشهد،شهید،شهادت)

                  ************************************

    درس سوم

    زبان چند شکل یا چهره دارد که عبارت اند از : آوا و صدا خط اشاره

    خط دشواری بیش تری دارد زیرا نوشتن در اصل به کارگرفتن قواعد تعیین شده در هر جامعه است.

    در زبان فارسی بعضی کلمات به دو شکل نوشته می شوند که هر دو صورت آن صحیح است.مثل( کتاب خانه – کتابخانه)

                         ************************************

    درس چهارم

    تعریف مبالغه: گاه شاعران و نویسندگان برای افزودن بر تأثیر و قدرت سخن خود رویدادها را بسیار بیش تر  از آن چه هست توصیف می کنند.به این گونه بزرگ نمایی در بیان حوادث مبالغه می گویند.

    مثال: خروشید و جوشید و برکند خاک           ز سمّش زمین شد چاک چاک

    تعریف کنایه:

    وقتی درباره ی مطلبی به طور غیر مستقیم صحبت می کنیم، به آن کنایه می گوییم.کنایه سخنی است که دو مفهوم دور و نزدیک دارد و مقصود گوینده ، معنای دور آن است.

    مثال: (( از هفت خان رستم گذشته است.)) یعنی فرد توانسته است مراحل دشواری را پشت سر گذاشته به موفقیّت برسد.

    درس پنجم

    تعریف تشبیه: مانند کردن کسی یا چیزی به کسی یا چیز دیگر را تشبیه می گویند.مثل: شهید چون شقایق،سرخ است.

    تشبیه یکی از ابزارهایی است که نوشته را زیبا و گیرا و اثر گذارتر می کند و ذهن را به پویایی و آفرینش نزدیک می سازد.

    درس ششم

    با افزودن (بی) به آغاز کلمه واژه جدیدی ساخته شده است: بی نهایت ؛ بی شمار ؛ بی غایت

    اضافه شدن (نا) به کلمه هایی مانند شناس،سازگار،شنوا نیز کلمه های جدیدی پدید آورده که معنای مخالف با اصل کلمه دارند: ناشناس ،ناسازگار، ناشنوا

    درس هفتم

    همی طلب یعنی : بطلب           همی دار یعنی: بدار        دوست همی طلب: برای خود دوست انتخاب کن

    درس نهم

    شخصیت بخشی :

    گاهی شاعر یا نویسنده برای اثر بخشی بیش تر،زیباتر ساختن و ساده تر کردن مفاهیم شعر و نوشته ی خود از زبان موجودات و اشیا سخن می گوید و اعمال انسانی را به آن ها نسبت می دهد مانند (گل به خنده گفت ) به این کار شخصیت بخشی می گویند.

    مناظره :

    گاهی در یک نوشته یا شعر ، شخصیت های انسانی و یا غیر انسانی به صورت پرسش و پاسخ و یا بحث و مجادله به گفت و گو می پردازند ، به این کار مناظره می گویند.

    درس دهم

    روش های پیدا کردن کتاب در یک کتا ب خانه :

    روش اول: با توجّه به اسم کتاب در فهرست عناوین نام کتاب را پیدا می کنیم.

    روش دوم : اگر اسم کتاب مشخص نباشد با استفاده از فهرست پدیدآورندگان کتاب مورد نظر را پیدا می کنیم.

    روش سوم: اگر نام کتاب و نام نویسنده مشخص نباشد و تنها به دنبال مطلبی با موضوعی خاص هستیم می توانیم از فهرست موضوعی استفاده کنیم.

    منبع مطلب : www.vahidteacher.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.vahidteacher.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جزوه آموزشی فارسی ششم - قسمت دوم و سوم و چهارم

    به نام خدا

    جزوه‌ی آموزشی ادبیات فارسی پایه ششم

    فصل‌های دوم، سوم، چهارم

    1-                         زبان سه شکل یا سه چهره دارد که عبارتند از:

    الف) آوا و صدا

    ب) خط

    ج) اشاره

    * نکته *

    دشوارترین شکل زبان یادگیریِ خط است.

    * نکته *

    خط یا نوشتن یعنی به کار گرفتن قواعد و قرار دادهای تعیین شده، در هر جامعه.

    2- حروف ربط:

    حروف ربط، حروفی هستند که دو کلمه یا دو عبارت یا دو جمله را به هم پیوند می‌دهد و آن‌ها را هم نقش می‌سازد.

    بعضی از حروف ربط عبارتند از:

    اگر، امّا، ولی، نیز، پس، تا، زیرا، که، لیکن، نه، و، هم،یا،چون و ...

    مثال: کاغذ و قلم را برداشتم تا نامه نامه بنویسم، ولینتوانستم.

    3-   حروف اضافه:

    حروف اضافه، حروفی هستند که کلمه یا گروهی از کلمات را به فعل یا قسمت‌های دیگر جمله نسبت می‌دهند و آن کلمه یا کلمات را متمّم قرار می‌دهند. از این جهت است که به کلمه‌ای که بعد از حروف اضافه قرار می‌گیرد متمّم می‌گویند.

    بعضی از حروف اضافه عبارتند از:

    با، به، از، بر، برای، بدون، بی، تا، چون، در،غیر،مانند،مگر، مثل و...

    مثال:من با اتوبوس از خانه به مدرسه رفتم.

    * نکته *

    حرف‌های " تا " و " چون " هم به صورت حرف اضافه قرار می‌گیرند و هم به صورت حرف ربط. بدین صورت که حرف " تا " اگر معنی فاصله را نشان دهد حرف اضافه است ولی اگر دو جمله را به هم ربط دهد، حرف ربط است.

    مثال1: او با قطار از مشهد تا تهران را طی کرد.(حرف اضافه)

    مثال2: او به مدرسه می رود تا درس بخواند.(حرف ربط)

    و حرف " چون " اگر به معنی مثل و مانند باشد، حرف اضافه است ولی اگر دو جمله را به هم ربط دهد، حرف ربط است.

    مثال1: صورت او چون گل است.(حرف اضافه)

    مثال2: او محبّت دارد چون یک مادر است.(حرف ربط)

    4- مبالغه:

    شاعران و نویسندگان وقتی می‌خواهند سخنانشان اثر بیشتری داشته باشد، رویدادها را خیلی بیشتر از آنچه بوده توصیف می‌کنند، که به این کار بزرگ نمایی یا مبالغه می‌گویند.

    مثال:

    خروشید و جوشید و بر کند خاک   

                                ز سمّش زمین شد همه چاک چاک

    که در این بیت، شاعر در جوش و خروش اسب مبالغه کرده  که گفته است : به دلیل کوبیدن سمّ اسب زمین چاک چاک شده.

    *نکته*

    بیشتر اشعار فردوسی دارای صنعت مبالغه است.

    5- کنایه:

    اگر در باره ی مطلبی به طور غیر مستقیم صحبت شود، به آن کنایه می‌گویند. کنایه سخنی است که دو مفهوم دور و نزدیک دارد و مقصود گوینده همیشه معنای دور آن است.

    مثال: وقتی می‌گوییم: هر که بامش بیش، برفش بیشتر.

    معنای نزدیک آن یعنی هر که خانه‌ی بزرگتر دارد، پشت بامش بزرگ‌تر است و هنگام زمستان باید برف بیشتری را پارو کند، ولی معنای دور آن یعنی هر که ثروت و مسؤولیّت بیشتری دارد مشکلاتش نیز بیشتر است.

    *نکته*

    تمام ضرب المثل ها کنایه هستند.

    6-  تشبیه:

    مانند کردن کسی یا چیزی به کسی یا چیز دیگری را تشبیه می‌گویند.

    شاعر و نویسنده برای این که شعر یا نوشته‌اش زیبا‌تر و اثرگذارتر شود از تشبیه  استفاده می‌کند.

    *نکته*

    جمله‌ی تشبیهی چهار قسمت دارد.

    مثال: نوزاد مثل گل است. که در این جمله نوزاد قسمت اوّل و گل قسمت دوم است.

    لطیف بودن گل قسمت سوم و کلمه‌ی " مثل " قسمت چهارم است.

    *نکته*

    در بعضی از جملات تشبیهی قسمت چهارم جمله که شامل کلمه‌‌های: مثل، مانند، چون، چو، همچون، همچو، شبیه و ... می‌باشد، می‌تواند حذف شود.

    مثال: نوزاد گل است. که در این جمله نوزاد قسمت اوّل و گل قسمت دوم و لطیف بودن نیز قسمت سوم می‌باشد و قسمت چهارم در این جمله حذف شده است.

    7-  مشخّص کردن تعداد جملات در یک متن

    برای یافتن تعداد جمله‌های یک متن به فعل‌های آن متن دقّت می‌کنیم، زیرا در هر متن به تعداد فعل‌هایی که در آن وجود دارد، به همان تعداد نیز جمله وجود دارد.

    *نکته*

    هر فعل در متن به تنهایی نیز یک جمله محسوب می‌شود.

    8-  حرف‌های مخالف ساز:

    اگر حرف‌های " بی، نا، نَـ " را به اوّل بعضی کلمه‌ها اضافه کنیم، کلمه‌های مخالف آن کلمات به دست می‌آید.

    مثال: بینا = نابینا                  انتها = بی انتها

          رفتن = نرفتن                افتادن = نیفتادن

    9-  مشخّص کردن فاعل و مفعول و فعل در جمله

    فاعل همیشه در جمله کسی یا چیزی است که کاری را انجام می‌دهد.

    مفعول کسی یا چیزی است که کار روی آن انجام شده است و معمولاً با نشانه‌ی " را " همراه است. فعل کاری است که فاعل آن را انجا م داده است.

    مثال: حمید دوستش را دید.

    حمید = فاعل   ،     دوستش = مفعول   ،     دید = فعل

    مثال: باد شیشه را شکست.

    باد = فاعل    ،    شیشه = مفعول    ،      شکست = فعل

    در جملات بالا کلمه‌های حمید و باد کسی و چیزی هستند که انجام دهنده‌ی کار هستند، پس فاعل می‌باشند.

    کلمه‌های دوستش و شیشه هم کسی و چیزی هستند که کار دیدن و شکستن روی آن‌ها انجام شده است، پس مفعول می‌باشند.

    کلمه‌های دید و شکست هم کارهایی است که توسط حمید و باد انجام شده است، پس فعل می‌باشند.

    *نکته*

    گاهی اوقات کلمه‌های مفعول در جمله بدون نشانه‌ی " را" به کار برده می‌شود و ما باید از مفهوم جمله، مفعول را تشخیص دهیم.

    مثال: کودک غذا را خورد. که این جمله را می‌توان به این صورت نوشت: کودک غذا خورد. یعنی حرف " را " بعد از مفعول می‌تواند حذف شود.

    10-ئمطابقت فعل با فاعل

    فعل باید از نظر شخص با فاعل خود مطابقت داشته باشد یعنی مثلاً اگر فعل اوّل شخص مفرد بود فاعل آن نیز باید اوّل شخص مفرد (من) باشد. و یا مثلاً اگر فاعل دوم شخص جمع (شما) بود، فاعل نیز باید دوم شخص جمع باشد.

    مثال1:

     من رفتم، تورفتی، او رفت، ما رفتیم، شما رفتید، آن‌ها رفتند.

    مثال2:

    من می‌روم، تو می‌روی، او می‌رود، ما می‌رویم، شما می‌روید، آن‌ها می‌روند.

    11- زمان فعل

    فعل در زمان فارسی دارای سه زمان است :

    الف- گذشته (ماضی) ، ب- حال (مضارع) ،ج- آینده(مستقبل)

    مثال الف): فعل زمان گذشته فعلی است که از انجام آن مدّتی گذشته باشد واین مدّت می‌تواند از یک ثانیه قبل تا قرن‌ها پیش باشد. فعل زمان گذشته نشانه‌ی مخصوصی ندارد و باید از مفهوم فعل به گذشته بودن آن پی برد.

    مثال: بودم ، رفتم ، شنیدم ،خوردم ، آمدم ، گفتم و...

    مثال ب): فعل زمان حال فعلی است که هم اکنون در حال انجام شدن باشد. نشانه‌ی فعل زمان حال "می " در اوّل فعل است.

    مثال :می‌باشم ، می‌روم ، می‌شنوم ، می‌خورم ، می‌آیم ، می‌گویم و...

    *نکته*

    اوّل بعضی از فعل‌های زمان گذشته نیز دارای "می" است ولی ما باید با دقّت درمفهوم آن به گذشته بودن زمان آن پی ببریم.

    مثال :می‌بودم ، می‌رفتم ،می‌شنیدم ، می‌خوردم ، می‌آمدم ، می‌گفتم و...

    مثال ج ) فعل زمان آینده فعلی است که هنوز زمان انجام آن فرا نرسیده است و می‌تواند از یک ثانیه‌ی بعد تا قرن‌ها بعد باشد.

    نشانه‌ی فعل زمان آینده کلمه‌ی "خواهم ، خواهی ، خواهد ، خواهیم ، خواهید ، خواهند " است که در اوّل

    فعل قرار می‌گیرد.

    مثال :خواهم بود ، خواهی رفت ، خواهد شنید ، خواهیم خورد ، خواهید آمد ، خواهند گفت و...

    12- جان بخشی به اشیا (شخصیّت بخشی یا تشخیص)

    گاهی شاعر یا نویسنده برای زیبا‌تر ساختن و ساده‌تر کردن مفاهیم و یا اثر بخشی بیشتر، از زبان اشیا و موجودات سخن می‌گوید و کارهای مخصوص انسان را به آن‌ها نسبت می‌دهد، که به این کار " جان بخشی به اشیا " یا " شخصیّت بخشی " و نیز " تشخیص " هم می‌گویند.

    مثال: گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است. که در این عبارت، خندیدن که مخصوص انسان است به گل نسبت داده شده است.

    13- مناظره

    هرگاه در یک شعر یا نوشته‌ای، شخصیّت‌های انسانی و یا غیر‌انسانی به صورت پرسش و پاسخ و یا بحث و مجادله به    گفت و گو بپردازند، به آن مناظره می‌گویند.

    مثال: گفتم غم  تو  دارم                           گفتا غمت سر آید

           گفتم که ماه من شو                         گفتـا اگر بـر آید

    منبع مطلب : mahallati-12.blogfa.com

    مدیر محترم سایت mahallati-12.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    سونیک 10 روز قبل
    0

    عالی

    ناشناس 9 ماه قبل
    0

    درباره مطلبی بحث کردن

    ناشناس 9 ماه قبل
    0

    درباره مطلبی بحث کردن

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید