توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    وقتی پیامبر به دنیا امد چه اتفاقی افتاد

    1 بازدید

    وقتی پیامبر به دنیا امد چه اتفاقی افتاد را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    آیا در هنگام تولد حضرت محمد(ص) معجزاتی همچو خاموش شدن آتشکده ها رخ داده است؟

    آیا در هنگام تولد حضرت محمد(ص) معجزاتی همچو خاموش شدن آتشکده ها رخ داده است؟

    شفقنا-حوادث شگفتی در آستانه میلاد پیامبران یا پس از آن و پیش از ادعای نبوت‌ به وقوع می‌پیوندد که از نبوتِ آنان در آینده حکایت دارد، تا مردم با مشاهده آن امور، آماده شنیدن دعوت انبیا‌(ع) شوند
    سوالی که درباره تولد حضرت محمد(ص) به وجو دمی آید این است که آیا فرو ریختن ایوان کسری یا خاموش شدن آتشگده فارس حقیقت دارد؟سایت اسلام کوئست به این پرسش اینگونه پاسخ داده است:
    پرسش
    هنگام ولادت نبی اکرم(ص) چه حوادثی در دنیا اتفاق افتاد؟ آیا روایت بیانگر این اتفاقات را می‌توان پذیرفت؟
    پاسخ اجمالی
    گزارشی در کتاب‌های تاریخ وجود دارد که از اتفاقات خارق العاده‌ای؛ مانند فرو ریختن ایوان کسری، خاموش شدن آتشکده فارس، و خشک شدن دریاچه ساوه. در زمان تولد پیامبر اسلام(ص) خبر می‌دهد.
    این روایت هرچند از جهت حدیث‌شناسی، سند ضعیفی دارد، ولی باید گفت؛ اولاً: درباره برخی از گزارشات تاریخی نباید به دنبال سند صحیح بود، بویژه اگر با قرائن و شواهد دیگری همراه شوند مانند این روایت که نوعی تواتر معنوی در گزارش‌های تاریخی، روایات و اشعار در مورد آن وجود دارد. ثانیاً: این حوادث، جزو «ارهاصات» و هشدارها است که به اذن الهی صورت می‌گیرد؛ یعنی حوادث شگفتی در آستانه میلاد پیامبران یا پس از آن و پیش از ادعای نبوت‌ به وقوع می‌پیوندد که از نبوتِ آنان در آینده حکایت دارد، تا مردم با مشاهده آن امور، آماده شنیدن دعوت انبیا‌(ع) شوند.

    پاسخ تفصیلی
    بر اساس گزارش‌های تاریخی؛ اتفاقات خارق العاده‌ای همزمان با تولد پیامبر اسلام(ص) رخ داده است. یکی از این گزارش‌ها چنین است:
    در شب میلاد پیامبر(ص) ایوان کسری به لرزه درآمد و شکست برداشت و چهارده کنگره آن فرو ریخت، آتشکده فارس که هزار سال پیوسته روشن بود خاموش شد، دریاچه ساوه خشکید و مؤبد بزرگ در خواب دید که شتران تنومند همراه اسب‌های عربی از دجله گذشتند و در سرزمین ایران پراکنده شدند.
    انوشیروان سخت به وحشت افتاد و هر چند خواست شکیبایی کند نتوانست، و مصلحت در این دید که موضوع را با وزیران و فرماندهان نظامی و مرزبانان در میان نهد، ایشان را فرا خواند و در حالی که تاج بر سر نهاده و بر تخت نشسته بود به ایشان گفت: می‌دانید برای چه شما را خواسته‌ام؟ گفتند: نه! در همین هنگام از فارس خبر خاموشی آتشکده هم رسید و مایه افزونی غم و اندوه انوشیروان گشت، او موضوع را به اطلاع حضار رساند، مؤبد بزرگ هم خواب خود را اظهار داشت.
    خسرو از او پرسید نظر تو در این‌باره چیست؟ گفت: خیال می‌کنم بین اعراب حادثه مهمی اتفاق افتاده است، و یا برای ما از طرف ایشان پیش‌آمدی خواهد کرد، خسرو، نامه‏ای به نعمان بن منذر نوشت و از او خواست عالِمی از خواب‌گزاران پیش او بفرستد تا از او پرسش‌هایی انجام دهد.
    نعمان مردی به نام عبد المسیح را که از قبیله غسان بود به دربار فرستاد، خسرو به او گفت: آیا می‌دانی که چه می‌خواهم از تو بپرسم؟ عبد المسیح گفت: پرسش‌های خود را طرح کن و به من بگو، اگر چیزی دانستم می‌گویم و اگر ندانستم می‌توانم ترا به شخصی راهنمایی کنم که خواهد دانست. خسرو پرسش‌های خود و موضوع خواب مؤبد بزرگ را طرح کرد، عبد المسیح گفت: دایی من در بلندی‌های شام زندگی می‌کند و نام او سطیح است و خواهد توانست که پاسخ لازم بدهد، انوشیروان گفت: پیش او برو و از معنای این امور بپرس و باز گرد.
    عبد المسیح با شتاب به راه افتاد اتفاقاً هنگامی نزد سطیح رسید که او در حال مرگ بود، عبد المسیح به دایی خود سلام داد و درود فرستاد و چون پاسخی نشنید اشعاری خواند.
    سطیح چون اشعار را شنید چشم گشود و گفت: عبد المسیح تو هستی که بر شتری تیزپا سواری و پیش سطیح آمدی، اما هنگام مرگ او رسیدی، پادشاه ساسانی ترا فرستاده است برای لرزه ایوان و خاموش شدن آتش‌ها و خواب مؤبد بزرگ که خواب دیده شتران تنومند اسبان تازی را با خود می‌کشند و از دجله عبور کردند و در همه شهرهای او پراکنده شدند، ای عبد المسیح هنگامی که تلاوت بسیار شود و صاحب عصا ظاهر گردد و رودخانه سماوه جاری گردد و دریاچه ساوه فروخشکد و آتش پارسیان خاموش گردد، دیگر شام، شام سطیح نباشد.
    همانا از ساسانیان چند زن و مرد به عدد کنگره‌هایی که فرو ریخته است پادشاهی می‌کنند و هر چه آمدنی باشد خواهد آمد: این بگفت و هماندم مرد.
    عبد المسیح بر شتر خویش پرید و اشعاری را خواند. اما نمی‌دانست که پادشاهی ده نفر از ایشان فقط چهار سال خواهد بود و بقیه هم فقط تا روزگار عثمان بن عفان پادشاهی کردند.[۱]
    اکنون به بررسی سند و محتوای این روایت خواهیم پرداخت:
    الف. بررسی سندی
    ۱. در سند این روایت، افرادی هستند که از دیدگاه خود اهل سنت مجهول‌اند و در کتاب‌های رجالی و تراجم آنها شرح حالی -هرچند کوتاه- از آنها ننوشته‌اند؛ این افراد عبارتند از: ابو أیوب یعلی بن عمران البجلی‏، و مخزوم بن هانئ المخزومی.[۲] ‏افزون بر این‌که در منابع، تنها زمانی از این افراد نام برده می‌شود، که در صدد نقل همین روایت باشند[۳] و همین نشانگر آن است که این افراد مجهول تنها همین روایت را نقل کرده‌ و روایت دیگری نیز از آنان نقل نشده است.
    ۲. ظاهراً نخستین کسی که در کتاب خود از این حوادث سخن گفته؛ احمد بن أبی‌یعقوب (متوفی: ۲۸۴ یا ۲۹۲ هـ.ق) مشهور به یعقوبی است[۴] که از نویسندگان دوره عبّاسی به شمار می‌رود. امّا یعقوبی برای این سخن، سندی نشان نداده و مدرکی را بازگو نکرده است، جز آن‌که او نیز به رسم برخی از نویسندگان قدیم، در سرآغاز کتابش می‌نویسد: «ما در این کتاب به گردآوری سخنان و روایات پرداخته‌ایم؛ زیرا دیده‌ایم که مورّخان گذشته در حدیث‌ها و خبرهای خود اختلاف دارند و نیز در تاریخ سال‌ها و کارها روایات گوناگون آورده‌اند و برخی از آنان، چیزی را افزوده و برخی کاسته‌اند. از این‌رو خواستیم همه آنچه را که هر کدام آورده‌اند و به ما رسیده جمع کنیم».[۵] یعقوبی نیز مانند طبری به گردآوری أخبار برخاسته و با تصریح بر این‌که خبرها با یکدیگر ناسازگارند، همه را ضبط کرده است و هرگز درستی مجموعه روایات خود را ضمانت ننموده و مُهر تصدیق بر پای تمام آنها ننهاده است و این شیوه علمای اسلامی در قدیم بوده که آثار را در کتاب‌ها گرد می‌آوردند تا اهل استنباط بدان‌ها بپردازند و سره را از ناسره جدا کنند.
    همچنین ابن سعد واقدی(م ۲۳۰ق) مورّخ و سیره‌نویس مشهور بغداد و مؤلف کتاب «الطبقات الکبری‏» که معاصر یعقوبی بوده است؛ درباره حوادث خارق‌العاده هنگام حمل و تولد رسول خدا‌(ص)، با عنوان «ذکر علامات النبوه فی رسول الله‌(ص) قبل أن یُوحی الیه»[۶] گزارش‌هایی را در این‌باره، نقل کرده است، اما این روایت را نیاورده است.
    ۳. این روایت در برخی از منابع روایی اولیه شیعی نیز آمده است؛ مانند: «أمالی»[۷] و «کمال الدین و تمام النعمه»[۸] شیخ صدوق(م ۳۸۱ق)، «اعلام الوری» طبرسی(م ۵۴۸ق)،[۹] و «الخرائج و الجرائح»[۱۰] قطب الدین راوندی(م ۵۷۳ق). در سند این روایت در همه این کتاب‌ها –غیر از سند ارائه شده در کتاب امالی شیخ صدوق- مخزوم بن هانئ المخزومی قرار دارد که در منابع رجالی شیعه نیز مجهول است. برخی از راویان سند ارائه شده در امالی شیخ صدوق نیز ضعیف هستند؛ از این‌رو با آن‌که بیان این خبر در منابع شیعی، ارزش استنادی آن‌را بالاتر می‌برد، اما بر اساس دانش رجال، نمی‌توان روایات موجود در این منابع را روایاتی صحیح قلمداد کرد.
    ۴. البته نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که؛ این روایت از گزارشات تاریخی است و درباره بیشتر گزارشات تاریخی نباید به دنبال اثبات صحت سند بود؛ از این‌رو بررسی محتوای آن لازم است.
    ب. بررسی دلالی
    برخی نویسندگان معاصر، وقوع چنین حوادثی را با این استدلال مورد تردید قرار دادند که ولادت پیامبر اسلام(ص) رحمت است و نه نقمت که مثلاً دریاچه ساوه را خشک کند! ضمن این‌که تاکنون کسی بررسی نکرده که واقعاً در منطقه ساوه دریاچه‌ای بوده که خشک شود یا خیر؟!
    اگر این نقل واقعیت داشته باشد ‌که در آن شب، همه بت‌های مکه سرنگون شدند، این موضوع در میان بت‌پرستان متعصّب مکه، انعکاس وسیعی ‌یافته و به این سادگی از ذهن آنان پاک نمی‌شد!
    در مورد ایران، اگر گفته شود؛ اتفاقات در مناطقی رخ داده که نشانه‌ای از کفر و اقتدار پادشاهان مشرک آن منطقه بود، باید گفت؛ مردم ایران نمی‌توانستند میان تولّد نوزادی الهی در مکّه و خاموش‌شدن آتشکده‌ای در ایران رابطه‌ای علّی و معلولی برقرار کنند. و … .
    در این زمینه باید گفت که تردید و تشکیک از جهاتی که گفته شد، قابل نقد است زیرا:
    ۱. این حوادث، جزو «ارهاصات» است که به اذن الهی صورت می‌گیرد؛ یعنی حوادث خارق‌العاده و شگفتی است که در آستانه میلاد پیامبران یا پس از آن و پیش از ادعای نبوت‌ به وقوع می‌پیوندد و از نبوتِ آنان در آینده حکایت دارد تا مردم با مشاهده آن امور، آماده شنیدن دعوت انبیا‌(ع) شوند.[۱۱] با مطالعه و بررسی در زندگی انبیای الهی، دانسته می‌شود که ارهاصات از اموری است که کم و بیش در زندگی آنان پیش از پیامبریشان اتفاق افتاده است، اما به نظر می‌رسد با توجه به آن‌که پیامبر(ص) آخرین فرستاده خدا و آیینش فراگیر بود، ارهاصات و هشدارهای بیشتر و قوی‌تری رخ داده است؛ لذا متکلمان شیعه[۱۲] و اهل سنت؛[۱۳] برای امکان ارهاص، به وقوع معجزات پیامبر‌(ص) پیش از نبوت استدلال کرده و سپس به برخی از موارد ارهاص، از قبیل شکست و نابودی اصحاب فیل، شکاف برداشتن ایوان کسری، خشک شدن دریاچه ساوه و خاموش شدن آتشکده فارس(روایت مورد بحث) که نزدیک یا هنگام ولادت حضرت روی داده و سایه افکندن ابر بر سر حضرت و حرکت آن با او و سلام کردن سنگ‌ها بر ایشان پیش از بعثت، اشاره کرده‌اند. و آن‌را به عنوان یک مبنای کلامی و عقیدتی پذیرفته‌اند. لذا این روایت مطابق این مبنای کلامی می‌باشد.
    ۲. این نوع اتفاق‌های غیر عادی مخصوص پیامبر گرامی اسلام(ص) نیست، بلکه تولّد پیامبران دیگر نیز با این نوع حوادث مقارن و همراه بوده است.
    علاوه بر قرآن؛ تاریخ امت‌ها و ملت‌های یهود و مسیح، این نوع سرگذشت‌ها را درباره پیامبران خود نقل کرده‌اند.
    در همین راستا، وقوع چنین حوادثی، حس کنجکاوی جباران و ستمگران را که ملت‌ها را به بند کشیده‌اند، تحریک می‌کند که درباره دلیل آن بیندیشند.
    اصولاً لازم نیست که حوادث در همان روز وقوع، مایه عبرت و وسیله پند و اندرز گردد؛ بلکه کافی است که حادثه‌ای در سالی رخ دهد و پس از سالیان درازی از آن بهره‌برداری شود. حوادث شب میلاد پیامبر اسلام(ص) می‌تواند از این مقوله باشد؛ زیرا هدف از آنها ایجاد تکان و توجه در قلب‌های مردمی بود که در بت‌پرستی و ظلم و بیدادگری غرق شده بودند.
    مردم عصر رسالت و یا کسانی که پس از آن آمده‌اند؛ وقتی ندای مردی را می‌شنوند که با تمام قدرت به ضدیّت با بت‌پرستی و ظلم و بیدادگری برخاسته است، آن‌گاه که سوابق زندگی او را مطالعه و بررسی می‌کنند، ملاحظه می‌کنند که در شب میلاد این مرد، حوادثی رخ داده است که با دعوت او کاملاً هم آهنگ است. طبعاً تقارن این دو نوع حادثه را، نشانه راست‌گویی او می‌گیرند و به تصدیق او برمی‌خیزند.
    وقوع این نوع حوادث، در میلاد پیامبران؛ مانند ابراهیم، موسی، مسیح و محمد(ص)، کمتر از بروز در دوران نبوّت آنها نیست و همگی از لطف الهی سرچشمه گرفته و برای هدایت مردم و جذب آنان به دعوت برانگیختگان خود، صورت پذیرفته است.[۱۴]

    [۱]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ۲، ص ۱۶۶- ۱۶۹، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
    [۲]. ر. ک: فالوجی اثری، أکرم بن محمد، المعجم الصغیر لرواه الإمام ابن جریر الطبری، ج ۲، ص ۵۴۱ و ۷۵۱، اردن، قاهره، الدار الأثریه، دار ابن عفان، بی‌تا.
    [۳]. ر. ک: ذهبی، شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد، سیر أعلام النبلاء، سیره ۱، ص ۴۲، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ سوم، ۱۴۰۵ق؛ ابن اثیر جزری، أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد، أسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج ۵، ص ۳۵۷، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
    [۴]. یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب‏، تاریخ الیعقوبی، ج ‏۲، ص ۸، بیروت، دار صادر، چاپ اول، بی‌تا.
    [۵]. تاریخ ‏الیعقوبی، ج ‏۲، مقدمه مؤلف، ص ۵.
    [۶]. ر. ک: ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج ۱، ص ۱۱۹ – ۱۳۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
    [۷]. شیخ صدوق، الامالی، ص ۲۸۵، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
    [۸]. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۱، ص ۱۹۱ – ۱۹۲، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق.
    [۹]. ر. ک: طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، ص ۱۱، تهران، اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۹۰ق.
    [۱۰]. قطب الدین راوندی، سعید بن عبد الله، الخرائج و الجرائح، ج ‏۲، ص ۵۱۰، قم، مؤسسه امام مهدی(عج)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
    [۱۱]. ر. ک: تهانوی‏، محمد علی، موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ‏۱، ص ۱۴۱، بیروت، مکتبه لبنان ناشرون‏، چاپ اول، ۱۹۹۶م؛ ابو الحسن شعرانی،‏ شرح فارسی تجرید الاعتقاد، ص ۴۹۱،‏ تهران، انتشارات اسلامیه‏، بی‌تا؛ فیاض لاهیجی‏، سرمایه ایمان در اصول اعتقادات، ص ۹۴، تهران، انتشارات الزهراء، چاپ سوم‏، ۱۳۷۲ش.
    [۱۲]. برای نمونه؛ ر. ک: فاضل مقداد، اللوامع الإلهیه فی المباحث الکلامیه، ص ۲۸۴، قم، دفتر تبلیغات اسلامی‏، چاپ دوم‏، ۱۴۲۲ق؛ سرمایه ایمان در اصول اعتقادات، ص ۹۴؛ استر آبادی‏، محمد جعفر، البراهین القاطعه فی شرح تجرید العقائد الساطعه، ج ‏۳، ص ۳۳، قم، مکتب الأعلام الإسلامی‏، چاپ اول‏، ۱۳۸۲ش؛ مقدس اردبیلی، الحاشیه علی إلهیات الشرح الجدید للتجرید، ص ۱۷۴، قم، دفتر تبلیغات اسلامی‏، چاپ دوم‏، ۱۴۱۹ق.
    [۱۳]. برای نمونه؛ ر. ک: سعد الدین تفتازانی،‏ شرح المقاصد، ج ‏۵، ص ۱۲ – ۱۳، افست قم، الشریف الرضی‏، چاپ اول‏، ۱۴۰۹ق.
    [۱۴]. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت‏، ص ۱۴۷ – ۱۴۸، قم، بوستان کتاب‏، چاپ بیست و یکم‏، ۱۳۸۵ش.

    منبع مطلب : fa.shafaqna.com

    مدیر محترم سایت fa.shafaqna.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به دنیا آمد، چه اتفاقاتی در عالم افتاد؟

    با میلاد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، خاتم پیامبران (علیهم السلام)، پرونده نبوت برای همیشه مختومه شد و سلسله أنبیاء (علیهم السلام) برای همیشه بسته شد. تمام أنبیاء (علیهم السلام)، از حضرت آدم (علیه السلام) تا حضرت عیسی (علیه السلام)، بشارت آمدن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را به پیروان‌شان داده بودند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در هم‌چنین ایامی قدم به عرصه گیتی نهاد.

    ما معتقدیم که این ولادت در 17 ربیع الأول سال 470 میلادی بود و برادران أهل سنت معتقدند که در 12 ربیع الأول می‌دانند. مرحوم شیخ مفید (ره) در الإرشاد، جلد 1، صفحه 439 نسبت به روز میلاد نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) مفصل سخن گفته است. هم‌چنین آقای یعقوبی از مورخان نامی اسلام، در تاریخ الیعقوبی، جلد 2، صفحه 7 در این زمینه مفصل سخن گفته است.

    در اتفاقاتی که به هنگام ولادت نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) رخ داد، چه شیعه و چه سنی، مطالب زیادی نقل کرده‌اند و من به نمونه‌هایی اشاره می‌کنم.

    اتفاقاتی که هنگام ولادت نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) رخ داد

    1. بسته شدن درهای آسمان بر ابلیس

    مرحوم إبن شهر آشوب که از مورخان نامی و استوانه‌های علمی شیعه است، در کتاب مناقب آل أبی طالب، جلد 1، صفحه 31 و علامه مجلسی (ره) در بحار الأنوار، جلد 15، صفحه 257 از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کنند:

    ابلیس به 7 آسمان می‌رفت و أخبار 7 آسمان را شنود می‌کرد. وقتی حضرت عیسی (علیه السلام) به دنیا آمد، 3 آسمان از این 7 آسمان به روی ابلیس بسته شد و وقتی نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) متولد شد، تمام درهای آسمان به روی ابلیس مسدود شد.

    ابلیس، به دست‌اندرکارانش دستور داد که بروند به کره زمین و ببینند که چه اتفاقی رخ داده که از ورود به آسمان‌ها محروم شده است. رفتند و گشتند و آمدند و گفتند خبری نیست. خودش بلند شد آمد و وقتی به مکه رسید، دید نوری از مکه به طرف آسمان تلألو می‌کند. از جبرئیل سؤال کرد:

    چه خبر است؟

    جبرئیل هم فرمود:

    امشب محمد بن عبد الله (صلی الله علیه و آله) به دنیا آمده است.

    ابلیس گفت:

    آیا من می‌توانم در او هم نفوذ کنم.

    جبرئیل فرمود:

    حاشا.

    ابلیس گفت:

    آیا به امت او می‌توانم نفوذ کنم؟

    جبرئیل فرمود:

    بله.

    ابلیس گفت:

    همین برای من بس است.

    2. فرو ریختن ایوان کسری و خاموش شدن آتشکده فارس و خشک شدن دریاچه ساوه

    إبن کثیر دمشقی سلفی (متوفای 774 هجری) که از علماء أهل سنت و شاگرد ذهبی (متوفای 748 هجری) و معاصر إبن تیمیه (متوفای 728 هجری) است، در کتاب البدایة و النهایة، جلد 2، صفحه 327 مفصل بحث می‌کند که وقتی نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) به دنیا آمد:

    ایوان کسری که بزرگ‌ترین سلطنت و کاخ پادشاهی کره زمین بود، لرزید و 14 کنگره‌اش فرو ریخت و آتشکده فارس که هزار سال و اندی برافروخته بود، خاموش شد و یکی از علماء بزرگ مجوسی در آن شب خواب دید که شترانی بودند که یک شخص عرب بر آن سوار شد و از دجله گذشت و به طرف بلاد ایران و فارس وارد شد.

    بحار الأنوار للعلامة المجلسی، جلد 15، صفحه 257

    إبن کثیر دمشقی اضافه می‌کند:

    طاق کسری دو نیم شد و آب دجله شکافته شد و در قصر او جاری شد و نوری از طرف حجاز ظاهر شد و سراسر کره زمین را فرا گرفت و هر بتی که در سراسر عالم بود، بر رو افتاد و دریاچه ساوه برای همیشه خشکید و وادی سماوه که سالها به خود آب ندیده بود، آب در آن جاری شد.

    البدایة و النهایة لإبن کثیر الدمشقی، ج 2، ص 328 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسی، جلد 15، صفحه 257

    3. گفتن شهادتین توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

    إبن هشام که از مورخان بنام أهل سنت است و تاریخش سرچشمه‌ای بود برای مورخان بعد از خودش، در السیره النبویة، جلد 1، صفحه 103 تا 107 نقل می‌کند که وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از مادرش به دنیا آمد، مادرش حضرت آمنه (سلام الله علیها) می‌فرماید:

    فرزندم دست به طرف آسمان بلند کرد و شهادتین را بر زبان جاری کرد و به اطرافش نگاه کرد و نوری از او ساطع شد و همه جا را فرا گرفت و دیدم از آن نور صدایی خطاب به من بلند شد و گفت: ای آمنه! فرزندی را به دنیا آوردی که بهترین انسان است و نام او را محمد بگذار.

    4. افتادن بت‌های کعبه

    آقای إبن شهر آشوب در مناقب آل أبی طالب، جلد 1، صفحه 31 از أمیر المؤمنین (علیه السلام) نقل می‌کند:

    وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) متولد شد، تمام بت‌هایی که در کعبه آویزان بود، بر زمین افتادند و مردم این صدا را بدون منادی شنیدند:

    وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا

    سوره إسراء / آیه 81

    منبع مطلب : www.ofogh720.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.ofogh720.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید