توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    چرا باید بیشتر از آنچه حرف میزنیم گوش دهیم

    1 بازدید

    چرا باید بیشتر از آنچه حرف میزنیم گوش دهیم را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    چرا باید مهارت گوش دادن را افزایش دهیم؟

    چرا باید مهارت گوش دادن را افزایش دهیم؟

    چرا باید مهارت گوش دادن را افزایش دهیم؟ چگونه شنونده‌ای خوب باشم؟ با هر کس طوری برخورد کن که گویی مهمترین فرد در جهان است. بنظر شما شنونده خوب بودن چه فوایدی برای ما خواهد داشت؟  باید شنوده خوبی باشیم زیرا گوش دادن باعث ایجاد حس وفاداری افراد نسبت به ما می‌شود. گوش دادن ایده خلق می‌کند. گوش دادن آگاهی شما را بالا می‌برد. گوش دادن، روابط را می‌سازد. گوش دادن نشانه‌ی احترام به طرف مقابل است. پس باید مهارت گوش دادن را افزایش دهیم.

    زمانی ادگار واتسون (خوب گوش دادن در موفقیت‌هایشان اثری شگرف دارد. توانایی شنیدن ماهرانه یکی از پایه‌های ایجاد ارتباط سازنده با دیگران است. زمانی که لیندن بی. جانسون (Lydon B,Johnson) یک سناتور تازه کار از ایالت تگزاس بود، بر سر در دفتر کارش تابلویی با این مضمون نصب کرده بود با این مضمون: «تا زمانی که صحبت می‌کنید و گوش نمی‌دهید چیزی نمی‌آموزید.»

    وقت خود را بیهوده تلف نکنید، مردم فقط آنچه را دوست دارند می‌شنوند و در این‌باره یکی از بزرگان نیز می‌گوید: «گوش یک رهبر باید با صدای مردم زنگ بخورد.»

    چرا گوش دادن مهم است؟

    اشتباهی که افراد اغلب در ارتباط با دیگران مرتکب می‌شوند، این است که می‌کوشند در هر حال برطرف مقابل تأثیر بگذارند و فردی باهوش، شوخ‌طبع یا سرگرم‌کننده جلوه کنند؛ اما اگر به دنبال ارتباطی خوب با دیگران هستید باید روی آنچه آنان برای عرضه کردن دارند تمرکز کنید و مجذوب و تحت تأثیر باشید، نه جذاب و تأثیرگذار.

    به گفته‌ی رالف والدو امرسون: «به هرکس که برمی‌خورم به نوعی از من برتر است و می‌توانم چیزهای بسیاری از او بیاموزم.»
    به گفته‌ی آندره ژید: «همه چیز گفته شده؛ ولی چون گوش شنوایی نبوده پیوسته باید آن‌ها را از نو گفت.»

    گوش دادن، روابط را می‌سازد

    بنابر توصیه‌ی دیل کارنگی (، بیش از آنچه در طول دو سال جالب بودن می‌توانید، دوست خواهید یافت.»
    کارنگی به طور شگفت‌انگیزی در زمینه‌ی دوستیابی و ارتباطات بااستعداد بود. او به این نتیجه رسیده بود افرادی که خودمحور بوده و مدام در مورد خود و علایقشان صحبت می‌کنند به ندرت قادر به برقراری ارتباط درست با دیگران هستند.

    دیوید شوارتز در کتاب معجزه فکر بزرگ می‌گوید: «افراد بزرگ گوش دادن را در انحصار خود درمی‌آورند و افراد کوچک، حرف زدن را.» با تبدیل شدن به یک شنونده‌ای خوب قادر به برقراری ارتباط بهتر با دیگران خواهید بود. به ویژه در سطوح بالاتر و مستحکم‌تر یا حتی عمیق‌تر؛ چراکه با این روش به نیاز طرف مقابل پاسخ داد داید.»
    به گفته‌ی نویسنده‌ای به نام نیل استریت: «هرکس به فردی نیاز دارد که به خوبی به حرف‌هایش گوش دهد.» زمانی که آن شنونده‌ای مهم شما باشید به آن فرد کمک کرده‌اید.

    گوش دادن آگاهی شما را بالا می‌برد

    به گفته‌ی ویلسون میزنر: «یک شنونده‌ی خوب نه تنها همه جا مورد توجه است، بلکه مدتی بعد دانش فراوانی درباره‌ی مسائل گوناگون کسب می‌کند.»

    جالب است بدانید که هنگام گفتگو درباره‌ی دوستان و فامیل و شغلتان و محلی که در آن کار می‌کنید و حتی خودتان، چنانچه خوب گوش فرا دهید چیزهای بسیاری آموخته‌اید و به معلومات‌تان افزوده شده است. اما هیچ‎کس به این مسئله توجه نمی‌کند. برای مثال یکبار داستانی درباره‌ی یک مربی تنیس شنیدم که مشغول آموزش به شاگردش بود. وی پس از مشاهده‌ی ضربه‌های شاگرد به او گفت که دیگر ضربه نزند تا جهت بهبود آن‌ها شیوهای به او بیاموزد. اما هربار که می‌کوشید نکات لازم را به شاگرد یادآور شود، وی حرف استاد را قطع می کرد و نظرات خودش را راجع به شکل مورد نظر بیان می‌کرد. پس از آن که شاگرد چند بار این حرکت را تکرار کرد، استاد به نشانه‌ی تأیید سرش را تکان داد و گفته‌های او را تصدیق کرد. خانمی که شاهد ماجرا بود، پس از پایان درس پرسید: «چرا با ایدههای احمقانه‌ی آن مرد متکبر موافقت کردید؟»
    مربی خندید و پاسخ داد: «از سال‌ها پیش یاد گرفته‌ام آموزش به کسی که فقط در پی دریافت انعکاس صدای خود است، اتلاف وقت است!»

    مراقب باشید به این حسی دچار نشوید که همه چیز را می‌دانید. هرگاه چنین احساسی داشتید، بدانید در خطر هستید، چون کسی که خود را در کاری متخصص و متبحر می‌داند، به هیچ وجه گمان نمی‌کند نیازمند یادگیری است. همه‌ی کسانی که بیشتر می‌دانند بیشتر گوش می‌دهند. مشکل عمده‌ی کسانی که از پست و مرتبه‌ای بالا برخوردارند این است که به ندرت به کسانی که با آنها در ارتباط هستند گوش می‌دهند. هرچه بالاتر بروید، نیازتان به بقیه کمتر می‌شود؛ اما درواقع نیاز شما به تقویت مهارت خوب گوش دادن شما نیز بیشتر می‌شود. هرچه از خط مقدم دورتر باشید نیازتان به اطلاعات دیگران بیشتر است.

    تنها هنگامی که بتوانید مهارت گوش دادن را در خود پرورش دهید قادر خواهید بود از اطلاعاتی که دیگران در اختیارتان می‌گذراند به خوبی بهره ببرید. در طول زندگی و هنگام کسب موفقیتهای فراوان هرگز نیاز به رشد و بقای خود را از یاد نبرید و به یاد بسپارید که گوش ناشنوا نشان دهنده‌ی ذهن بسته است.

    گوش دادن ایده خلق می‌کند

    شهرت شرکت‌های خوب در گوش دادن به افرادشان است. شرکت برینکر اینترنشنال صاحب رستوران‌های زنجیره‌ای مانند شیلی، رومانو ماکارونی گریل و سایر رستوران‌های زنجیرهای، براساس گزارش نشریه‌ی «رستوران‌ها و مؤسسات» از لحاظ مدیریت، یکی از بهترین شرکت‌های زنجیره‌ای در زمینهی خدمات غذا در ایالت متحده است. تقریباً 80 درصد از مواردی که در فهرست‌های غذایی این رستوران‌ها مشاهده می‌شود، نتیجه‌ی پیشنهادات مدیران واحدها بوده است. هرچه برای شرکت‌ها سودمند و کارآمدتر باشد برای تک تک افراد هم سودمند است.

    تا زمانی که برای شنیدن ایده‌های دیگران گوش شنوا دارید هرگز ضرر نمی‌کنید. مردم، عاشق کمک و همیاری هستند، به ویژه وقتی بفهمند در اعتبار آن شریک می‌شوند. اگر به افراد فرصت داده شود که شما را در تفکراتشان سهیم سازند و با روی باز پذیرای شنیدن ایده‌های برخاسته از ذهن بازشان باشید، میزبان جریانی از خلاقیت‌ها خواهید بود و اگر ایده‌ای کارآمد نبود باز با شنیدن آن می‌توان به‌نحوی خلاقانه ایده‌هایی جدید آفرید. شما هرگز نمی‌دانید چقدر به یک ایده چند میلیون دلاری نزدیک هستید، مگر این که بخواهید گوش دهید.

    گوش دادن موجب حس وفاداری افراد نسبت به شما می‌شود

    زمانی که شما به حرف‌های دیگران گوش نمی‌دهید، اتفاقی جالب رخ می‌دهد؛ دیگران این کار را برای آن‌ها انجام می‌دهند. وقتی کارمندان، همسر، فرزندان، همکاران یا دوستان شما به این نتیجه برسند که برای حرف‌هایشان ارزش قایل نیستید، به دنبال کسی می‌روند که به سخنانشان گوش دهد و پایان یک دوستی، از دست رفتن اقتدار در محل کار، کاهش نفوذ والدین بر فرزندان و از هم پاشیدن یک ازدواج از نتایج فاجعه‌بار آن است. پس رابطه‌تان را مستحکم‌تر و اطلاعاتی ارزنده کسب کنید و درک از خود و دیگران را افزایش دهید.
    از سوی دیگر، تمرین برای تقویت مهارت خوب گوش دادن موجب جذب دیگران می‌شود. همه‌ی افراد شنونده‌های خوب را دوست دارند و از بودن با آنها لذت می‌برند و اگر شما همیشه شنونده‌ی خوبی باشید و برای دیگران ارزش قایل باشید، آنها نیز نسبت به شما وفادار خواهند ماند، حتی زمانی که پستی رسمی نداشته باشید (رئیس نباشید).

    گوش دادن روشی عالی جهت کمک به خود و دیگران است

    بنا به گفته‌ی راجر جی. ایمهوف(Roger G. lmhoff): «اگر اجازه دهید دیگران به شما اعتماد کنند، شاید کمکی به حال شما نباشد؛ اما به حتم کمک بزرگی به حال آنان است.» ممکن است در نظر اول گوش دادن به دیگران تنها برای آنها مفید باشد؛ اما زمانی که شنونده‌ی خوبی می‌شوید می‌بینید که برای خودتان نیز ارزنده و سودمند است، چراکه با این شیوه رابطه‌تان را مستحکم‌تر کرده و اطلاعاتی ارزنده به دست آورده و درک از خود و دیگران را بیشتر می‌کنید.

    منبع مطلب : zoomlife.ir

    مدیر محترم سایت zoomlife.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    چرا مهارت گوش دادن مهم‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید و چطور بهتر گوش دهیم؟

    چرا مهارت گوش دادن مهم‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید و چطور بهتر گوش دهیم؟

    چقدر به دنیای اطرافتان گوش می‌دهید؟
    جهانی که در آن زندگی می‌کنیم پر است از سر و صداهای جور و واجوری که گاهی گوش خراش و گاهی دل‌نشین هستند. شاید فکر کنیم که در طول روز به صداهای زیادی گوش می‌دهیم. اما گوش دادن با شنیدن خیلی فرق دارد. اگر در طول روز، تمام صداهایی را که از زبان مردم، تلویزیون، اینترنت یا رادیو می‌شنیدیم، گوش می‌دادیم حتما تا به حال دیوانه شده بودیم.

    » ذهن، گوش را خاموش می‌کند

    مغز برای محافظت از ما خیلی از اطلاعات را وارد پروسه فهمیدن نمی‌کند. این هم خوب است و هم بد. چون کم کم ما بخش زیادی از آگاهی خود را از دست می‌دهیم و نسبت به اتفاق‌های زیادی در اطرافمان خنثی می‌شویم. در واقع ذهن، هنگام دریافت بخشی از صداها، گوش را خاموش می‌کند. می‌پرسید چطور؟ اجازه بدهید با یک مثال این موضوع را روشن‌تر کنم.

    این مورد شبیه ماجرایی است که وقتی ما شروع به یاد گرفتن چیزی می‌کنیم برایمان اتفاق می‌افتد. مثلا رانندگی را در نظر بگیرید. زمانی که شروع به آموختن رانندگی می‌کنیم در ابتدای کار باید مراقب بسیاری از چیزها باشیم: فرمان، پدال گاز، ترمز، کلاچ و عابرانی که از جاده می‌گذرند. باید حواسمان را شش دانگ جمع کنیم تا بتوانیم درست رانندگی کنیم. به تدریج که در رانندگی به مهارت می‌رسیم، دیگر لازم نیست به چیزی فکر کنیم چون همه کارها خود به خود صورت می‌گیرد.

    حالا در حین رانندگی با خیال راحت می‌توانیم به موسیقی گوش دهیم، به چیزهای زیادی فکر کنیم، با دوستانمان حرف بزنیم و خلاصه هر کاری می‌توانیم بکنیم. اکنون بخش مربوط به رانندگی به کمترین توجه نیاز دارد. وجود چنین فرآیندی لازمه حیات است وگرنه توانایی انجام بسیاری از کارها را نداشتیم.

    بنابراین، قسمت خودکار ذهن، انجام بسیاری از کارهای تکراری روزانه ما را بر عهده می‌گیرد تا ما بتوانیم از حواس خود برای واکنش نشان دادن به چیزهای غیر تکراری که در طول روز ممکن است با آنها مواجه شویم استفاده کنیم.

    در این بین، قسمت خودکار ذهن، تصمیم می‌گیرد که شنیدن برخی چیزها نیز باید به این بخش منتقل شوند. به همین دلیل است که وقتی مشغول انجام کاری دقیق هستیم و همزمان نیز یک آهنگ در حال پخش است، کم کم دیگر صدای آهنگ را نمی‌شنویم. انگار گوش ما از داخل خاموش شده و تمام تمرکز ما در خدمت انجام کاری که به آن مشغولیم درآمده است.

    در زندگی روزمره، قسمت خودکار ذهن، ما را از پردازش‌های بیهوده و تکراری زیادی نجات می‌دهد. با سپردن کارها به بخش خودکار ذهن، رفته رفته آن بخش بزرگ‌تر و بزرگ‌تر و در مقابل، آگاهی ما کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شود.

    انسان‌ها هزینه زیادی را بابت گوش ندادن می‌پردازند. تنها کافی است تلویزیون را روشن کنیم یا سری به روزنامه‌ها بزنیم تا متوجه شویم که چگونه آدم‌ها، کشورها و فرهنگ‌ها شنونده‌ای بیش نیستند و این شنیدن تنها در موارد اندکی به گوش دادن منتهی می‌شود.

    گوش دادن مهم است چون ما 85 درصد آنچه را که می‌دانیم با گوش دادن یاد گرفته‌ایم. اما رسیدن به این 85 درصد خیلی برایمان طول کشیده است. چون محققان ثابت کردند که انسان‌ها 75 درصد زندگی‌شان را در ناآگاهی و حواس پرتی می‌گذرانند.

    به زبان دیگر، ما 75 درصد عمرمان را به دست عملکردهای ذهن خودکارمان سپرده‌ایم و همان 25 درصد آگاهی‌مان باعث شده تا چیزهایی که الان می‌دانیم را یاد بگیریم. خب، حالا حساب کنید اگر این 25 درصد به 50 یا 70 درصد برسد چه اتفاقی برای ما می‌افتد؟ شگفت انگیز خواهد بود!

    حتما شما نیز با این ماجرا مواجه شدید که کسی درخواستش را برایتان می‌گوید و شما با گفتن یک «باشه» خیال طرف را راحت می‌کنید. بعد که زمان انجام آن «باشه» فرا می‌رسد اصلا چیزی به یاد نمی‌آورید. معمولا در این گونه موارد به خودتان می‌گویید: ای بابا، من این روزها چقدر فراموش‌کار شدم! در حقیقت، شما هیچ عیب و ایرادی ندارید و کاملا سالم هستید.

    شما به یاد نمی‌آورید که پشت آن «باشه» چه بوده چون اصلا به حرف آن بینوا گوش نداد‌ه‌اید. در آن لحظه که جسمتان وانمود می‌کرده به دقت در حال گوش دادن به سخنان طرف مقابل است در واقع یا در زمان گذشته بوده یا در آینده قدم می‌زده است. شما آنجا بودید ولی حضور نداشتید.

    تحقیقات ثابت کرده که انسان‌ها فقط 20 درصد چیزهایی را که می‌شنوند به یاد می‌آورند. می‌پرسید چرا؟ چون با وجود اینکه در هر دقیقه حدود  125 تا 250 کلمه را می‌شنویم اما در همان زمان به چیزی حدود 1000 تا 3000 کلمه فکر می‌کنیم. بنابراین در حالی ‌که دیگران مشغول پاره کردن حنجره خودشان هستند ما در حال فکر کردن به چیزهای بسیار متفاوتی هستیم.

    علم ثابت کرده که چیزهای زیادی در این جهان نمی‌توانند در یک زمان و مکان رخ دهند. مثلا  فکر کردن و گوش دادن با هم ممکن نیست. خواندن و گوش دادن، رویابافی کردن و گوش دادن، نوشتن و گوش دادن، موافقت‌کردن و مخالفت کردن. بحث کردن و تفسیر کردن، تمرین کردن و برنامه‌ریزی کردن و حتی گوش دادن و گوش دادن با هم رخ نمی‌دهند. چون گوش دادن به توجه کامل و متمرکز روی شخص مقابل نیاز دارد.

    در کتابی خواندم:

    فرد عاشق به مفهوم جمله‌ها اهمیت می‌دهد و به معنی واقعی، گوش می‌دهد. او حضور دارد. با در نظر گرفتن این مهم، می‌توانیم چند راهکار را برای افزایش توانایی گوش دادن خود به کار بگیریم:

    وقتی کسی با ما سخن می‌گوید تمام حواس خود را به او و مفهومی که در قالب واژه‌ها می‌خواهد به ما بفهماند، متمرکز کنیم.

    گاهی با شنیدن یک واژه از طرف مقابل، در ذهنمان یک جلسه تمام عیار تشکیل می‌دهیم تا زمانی که حرف‌های گوینده از دهانش بیرون آمد آن را تفسیر و تحلیل کنیم. حتی گاهی برایمان جنبه بازی هم پیدا می‌کند، مثلا در ذهنمان حدس می‌زنیم که جمله بعدی که می‌خواهد بگوید در مورد چیست؟! پس به جای این همه آشوب و جلسه، سعی کنیم در آن چند دقیقه کوتاه، به چیزی فکر نکنیم و به قول قدیمی‌ها، سراپا گوش باشیم.

    یکی از راه‌های پیشرفت در مهارت گوش دادن، گوش دادن است! به صداهایی که در زندگی‌تان وجود دارد گوش دهید. در هر جایی که هستید، برای یک دقیقه چشمانتان را ببنید و به صداهایی که در اطراف شما می‌گذرد گوش دهید. می‌توانید این کار را هر روز انجام دهید. برای اینکه متوجه شوید چقدر در این کار مهارت پیدا کردید می‌توانید هر صدایی که در آن یک دقیقه می‌شنوید را جایی یادداشت کنید.

    کم کم خواهید دید که هر روز تعداد صداهای بیشتری را نسبت به روز قبل یادداشت کردید و جهان، درب تازه‌ای را به روی شما باز کرده است. دری به سمت شنیدن یک دنیا!

    در همین زمینه بخوانید:

    منبع مطلب : sookhtejet.com

    مدیر محترم سایت sookhtejet.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    السا وآنا 21 روز قبل
    0

    نمی آورد

    خوب بود 21 روز قبل
    0

    ولی نمی‌آورد

    ناشناس 21 روز قبل
    0

    عالی بود

    s...p 11 ماه قبل
    0

    ما الان اینارو چیکار کنیم

    نا شناس 12 ماه قبل
    0

    ایکاش خودتون بگین

    عالیا دهانی 1 سال قبل
    3

    چرا بعضی از انسان ها کم حرف می زنند

    السا 2 سال قبل
    2

    خوب

    اوا 2 سال قبل
    3

    واقعا واقعا راست میگی-_-👍

    ... 2 سال قبل
    -1

    میشه بگید واقعا مطالبتون شبیه سوال نیست خیلی مزخرفه😬😪

    0
    ناشناس 23 روز قبل

    راست میگی

    0
    اوا 2 سال قبل

    واقعا راست میگی

    مهدی 2 سال قبل
    2

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید