توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    چهار مورد از ویژگی های دوستان خدا را بیان کنید

    1 بازدید

    چهار مورد از ویژگی های دوستان خدا را بیان کنید را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    خبرگزاری حوزه

    خبرگزاری حوزه

    به گزارش خبرگزاری«حوزه»، آیت الله مصباح یزدی در رمضان 1435 پیرامون موضوع «محبت خدا» سخنانی را در دفتر مقام معظم رهبری ایراد کردند که گزیده ای از این مباحث در شماره های مختلف خدمت علاقمندان عرضه خواهد شد.

    * جلسه سوم: اقسام محبت

    - ویژگی‌های دوستان خدا در کلام خدا

    گفتیم محبت خدا در فرهنگ اسلام و تشیع جایگاه بسیار والایی دارد، ولی متأسفانه ارزش آن، آن طور که باید و شاید شناخته نشده است. در جلسات گذشته چند آیه و روایت درباره اهمیت و جایگاه محبت خدا تلاوت کردیم تا از نورانیت آن‌ها استفاده کنیم و مقداری درباره چگونگی به‌دست آوردن و شرایط و آثار این گوهر عظیم بیاندیشیم. در این جلسه نیز از حدیث دیگری که مرحوم مجلسی رضوان‌الله‌علیه از کتاب مسکّن الفؤاد شهید ثانی[1] نقل کرده است، بهره می‌بریم: أَوْحَی‏ اللَّهُ‏ إِلَی بَعْضِ‏ الصِّدِّیقِینَ[2] أَنَّ لِی عِبَاداً مِنْ‏ عَبیدی یُحِبُّوننی وَ أُحِبُّهُمْ[3]؛ خداوند به یکی از پیغمبران خود وحی کرد که من در میان مخلوقات، بندگانی دارم که مرا دوست می‌دارند و من نیز آن‌ها را دوست دارم. آن‌ها مشتاق من‌ و من نیز مشتاق آن‌ها هستم. مرا یاد می‌کنند و من نیز آن‌ها را یاد می‌کنم. من چنین بنده‌هایی دارم. اگر راه آن‌ها را بشناسی و از آن‌ها پیروی کنی، تو را دوست خواهم داشت، اما اگر از راه آن‌ها انحراف پیدا کنی، بر تو غضب خواهم کرد؛ فَإِنْ أَخَذْتَ طَرِیقَهُمْ أَحْبَبْتُکَ وَإِنْ عَدَلْتَ عَنْهُمْ مَقَتُّک.

    این پیامبر صدیق از خداوند پرسید: علامت‌ این بندگان چیست؟ خداوند در پاسخ، علامتی ذکر فرمود که برای ما خیلی غریب می‌نماید. فرمود: همانند شبان مهربانی که هنگام چراندن گوسفندان دائما مراقب آن‌هاست که از نظرش دور نشوند، این‌ افراد تمام روز را به سایه‌ها نگاه می‌کنند تا این‌که نزدیک غروب می‌شود و سایه‌ها همه‌جا را می‌گیرد و هوا تاریک می‌شود. در این‌هنگام همانند پرندگان که وقت غروب به سوی آشیانه‌شان می‌روند و آن‌جا آرام می‌گیرند، این افراد نیز حالت انسی با غروب پیدا می‌کنند. مثل این‌که اصلا در طول روز منتظر بوده‌اند تا شب فرا رسد و در گوشه‌ای آرام بگیرند. فَإِذَا جَنَّهُمُ اللَّیْلُ وَاخْتَلَطَ الظَّلَامُ وَفُرِشَتِ الْفُرُشُ وَنُصِبَتِ الْأَسرَّةُ وَخَلَا کُلُّ حَبیبٍ بحَبیبهِ؛ وقتی روشنایی اول شب می‌رود و تاریکی بر عالم سایه می‌اندازد و بسترها برای استراحت گسترده می‌شود[4] و هر کس با محبوب خود خلوت می‌کند، این بندگان تازه به نماز می‌ایستند و در پیشگاه من به سجده می‌افتند، صورت‌هایشان را روی خاک می‌گذارند و با من با سخن خودم مناجات می‌کنند؛ نَاجَوْنِی بکَلَامِی؛ مثلا قرآن می‌خوانند ولی با آیات قرآن با من سخن می‌گویند. تَمَلَّقُونِی بأَنْعَامِی؛ با یاد نعمت‌های من، در پیشگاه من متملقانه[5] صحبت می‌کنند. برخی اشک از چشمان‌شان جاری است. برخی فریاد می‌کشند. برخی آه می‌کشند و برخی از صبر بر فراق من گله می‌کنند. برخی به نماز ایستاده‌اند و در حال تفکر و توجه‌اند. برخی در حال رکوع‌اند و برخی در حال سجده. بعَیْنِی مَا یَتَحَمَّلُونَ مِنْ أَجْلِی؛ این کارهایی که به خاطر من انجام می‌دهند، از چشم من دور نیست و من توجه دارم که به خاطر محبت من چه سختی‌هایی را تحمل می‌کنند. وَبسَمْعِی مَا یَشْکُونَ مِنْ حُبِّی؛ گوش من پای ناله‌ و شکایت‌های آن‌ها از فراق و جدایی من است.

    رفتار خدا با دوستان خود

    تا اینجا، علامت‌های دوستان خدا را خواندیم. حال ببنیم خدا با این‌ها چه می‌کند؛ أَوَّلُ مَا أُعْطِیهِمْ ثَلَاثاً؛ خداوند می‌فرماید: اول چیزی که به این‌ بندگان می‌دهم سه چیز است: أَقْذفُ مِنْ نُورِی فِی قُلُوبهِمْ فَیُخْبرُونَ عَنِّی کَمَا أُخْبرُ عَنْهُمْ؛ نوری در دل‌هایشان قرار می‌دهم که با آن همان‌گونه که من از دل آنان خبر دارم، از دل من باخبرند. مثل این‌که دل‌ها با هم مربوط می‌شود و از یک‌دیگر باخبرند.

    دومین چیز این‌است که اگر همه آسمان‌ها و زمین‌ها و آنچه مابین آن‌هاست را به آن‌ها بدهم، باز هم آن را برای آن‌ها کم می‌دانم؛ لَوْ کَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرَضُونَ وَمَا فِیهِمَا مِنْ مَوَارِیثِهِمْ لَاسْتَقْلَلْتُهَا لَهُمْ؛ اگر همه هستی را در اختیار آن‌ها قرار بدهم، باز هم می‌گویم استحاقشان بیشتر است. خداوند بلوف نمی‌زند. مگر این‌ها را به اهل‌بیت علیهم‌السلام عنایت نفرمود؟! مگر همه عالم را در اختیار سیدالشهدا قرار نداد؟! وَالثَّالِثُ أُقْبلُ بوَجْهِی عَلَیْهِمْ؛ سومین‌ چیزی که به دوستانم می‌دهم این است که رویم را به طرف آن‌ها می‌کنم؛ توجه‌ام را به آن‌ها معطوف می‌کنم. ما نمی‌فهمیم معطوف شدن توجه خدا به بنده‌اش به چه معناست. از این‌رو خدا خود می‌فرماید: فکر می‌کنی هیچ کس می‌داند چه به دوستانم می‌دهم؟! این سؤال استنکاری است و به این‌معناست که هیچ کس نمی‌داند؛ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْیُنٍ.[6] در روایات دیگر نیز اشارات و رموزی درباره نتایج این اقبال الهی آمده که ان‌شاءالله اگر حیات و توفیقی بود در جلسات بعد اشاره ‌می‌کنیم.

    بازکاوی تعریف محبت

    در جلسه گذشته گفتیم برای تحقیق و بحث درباره هر موضوعی باید تعریفی از مفهوم و حقیقتی که به دنبالش هستیم داشته باشیم. بهترین تعریف نیز از راه بررسی مصادیق و شناسایی لوازم ذاتی آن‌ها به‌دست می‌آید. درباره محبت نیز تقریبا به این نتیجه رسیدیم که محبت نوعی انجذاب (کشیده شدن) آگاهانه است که در آن، دل متوجه محبوب می‌شود و می‌خواهد به او نزدیک بشود و هیچ فاصله‌ای بین او و محبوب نماند. در این تعریف محبت مادر به فرزند را مثال زدیم که وقتی فرزند را به آغوش می‌گیرد به هیچ چیز مگر چسباندن او به خودش قانع نمی‌شود و از این ارتباط با او لذتی می‌برد که با لذت‌های محسوس قابل مقایسه نیست.

    گفتیم مفروض این تعریف از محبت این است که محب غیر از محبوب است، همان‌طور که مفهوم متعارف‌ در علم نیز این‌گونه است و وقتی انسان می‌گوید می‌دانم، به معنای دانستن چیزی غیر از خودش است و نوعی تعدد بین قوه درک کننده با آن چه علم به آن تعلق گرفته است، وجود دارد. ولی به لطف تحلیل‌های عقلی و براهین و ادله وحیانی، اثبات می شود که روح به خودش عالم است، و بالاتر از این‌ درباره خدای متعال می‌گوییم: علم خداوند عین ذاتش است؛ وکمال الاخلاص له نفی الصفات عنه[7]. این مسأله درباره محبت نیز جاری است؛ محبت ما انسان‌ها به معنای این است که کسی دیگری را دوست می‌دارد، اما تحلیل‌ها به جایی می‌رسد که کسی خودش را دوست می‌دارد و بالاترین مصداق آن محبتی است که خدای متعال نسبت به ذات خودش دارد.

    محبت بالذات و بالعرض

    دلیل این‌که انسان چیزی را دوست می‌دارد امتیازی است که در آن می‌بیند. به تعبیر متعارف، محبوب کمالی دارد که ممکن است محسوس یا نامحسوس باشد. این کمال گاهی دیدنی یا شنیدنی است که به آن جمال می‌گویند و گاهی کمالات دیگری مانند علم، تقوا و امثال آن باعث محبت می‌شوند. مثلا بنده خاص خدا را خیلی دوست می‌داریم در حالی‌که ممکن‌ است هیچ امتیاز ظاهری نیز نداشته باشد، ولی دارای امتیاز معنوی و روحی است و یک کمال یا جمال معنوی را در او احساس می‌کنیم که به طرف او کشیده می‌شویم.

    نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشیم این است که ما گاهی چیزی را به‌خاطر خودش دوست ‌داریم و از خود او لذت می‌بریم، ولی گاهی چیزی را به‌خاطر این‌که وسیله رسیدن به یک محبوب است، دوست می‌داریم. مثلا همه ما دوست داریم به کربلا برویم. حال اگر کسی هزینه سفر کربلا‌یمان را قبول کند یا بگوید: فردا با یک ماشین شخصی شما را از در خانه به کربلا می‌برم و برمی‌گردانم، او را چقدر دوست می‌داریم؟ اگر این کار را نکرده بود، این‌قدر دوستش نمی‌داشتیم، اما چون وسیله‌ای برای رسیدن به یک محبوب اصلی است، او را نیز دوست می‌داریم. در واقع این محبت یک محبت بالعرض است، محبت بالذات مربوط به امام حسین است، ولی از آن‌جا که این فرد، مقدمه‌ای برای رسیدن به محبوب اصلی است، او را را نیز دوست می‌داریم.

    محبت اصیل و بالتبع

    تقسیم دیگری نیز در این‌جا برای محبت می‌توان فرض کرد و آن محبت متعلقات محبوب است. مثلا از آن‌جا که ما حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها را دوست داریم، شهر قم را نیز به‌خاطر این‌که مدفن ایشان است، دوست داریم. روشن است که شهر قم خودبه‌خود برای ما جاذبه‌ای ندارد و اگر قم را دوست داریم به‌خاطر این‌است که حضرت معصومه این‌جا دفن هستند. حتی صحن و حرم ایشان را از آن جهت که متعلق به ایشان است، دوست داریم و این‌که دوست داریم ضریح ایشان را ببوسیم، به‌خاطر تعلق آن به ایشان است. این نوع از محبت مضمون همان شعری است که به مجنون نسبت می‌دهند که می‌گوید: امرّ علی الدیار دیار لیلی/ اُقبّل ذا‌ الجدار وذا الجدارا؛ وارد شهری می‌شوم که مسکن لیلاست و دیوارهای آن شهر را دست می‌کشم و می‌بوسم. وما حبّ الدیار شغفن قلبی / ولکن حبّ من سکن الدیارا؛ در و دیوار برای من جاذبه‌ای ندارد، این محبت لیلاست که باعث دوست‌داشن و بوسیدن در و دیوار شهرش شده است. وقتی انسان با کسی رابطه دوستی عمیقی دارد، خانه، کتاب، و لباسی که متعلق به اوست را نیز دوست دارد. این لازمه محبت است که پرتوی محبت به آن‌چه متعلق به محبوب است، می‌تابد. البته این دوست‌داشتن به اختلاف مراتب متفاوت است و هر قدر آن چیز بیشتر جلوه‌گاه محبوب باشد، دوست‌داشتنی‌تر است، ولی بالاخره کمترین انتساب به محبوب، به همان اندازه موجب دوست داشتن می‌شود. این محبت، محبت بالتبع است. به این معنا که محب واقعا لباس محبوب را نیز دوست می‌دارد، اما نه به خاطر خودش، بلکه به‌خاطر این‌که لباس محبوب است. این‌که شیعیان به اهل‌بیت علاقه دارند و در و دیوار حرم آن‌ها را می‌بوسند و خاکش را به سر و چشمشان می‌کشند، چیزی طبیعی است و آن‌هایی که این مطلب را نمی‌فهمند، از محبت چیزی نمی‌دانند و احساس‌شان ضعیف و روح‌شان خشن و خشک است. اگر کسی عاطفه قوی‌ و سالمی داشته باشد درک می‌کند که این محبت، محبتی طبیعی است و نمی‌شود نباشد.

    ان‌شاءالله در بحث‌های آینده به این نتیجه می‌رسیم که عالی‌ترین و اصیل‌ترین مرتبه محبت، باید به اصیل‌ترین محبوب تعلق بگیرد که دارای اصیل‌ترین کمالات است و آن ذات مقدس پروردگار است و همه چیز دیگر بالتبع محبوب است. داستان گفت‌وگوی آن پسر بچه با پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله را بارها شنیده‌اید که در باره مقایسه محبتش به پیامبر و محبتش نسبت به خداوند گفت: اللَّهَ اللَّهَ اللَّهَ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَیْسَ‏ هَذَا لَکَ‏ وَ لَا لِأَحَدٍ فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِّ اللَّه‏؛ [8] این محبت مخصوص خداست و اصلا ربطی به شما و هیچ کس دیگر ندارد. ما اگر معرفت درستی پیدا کنیم، همین گونه باید بشویم و پیغمبر را چون پیغمبر خداست، دوست بداریم. اگر این طور نیستیم، از نقص معرفت ماست که جای محبت اصیل و بالتبع را عوض کرده‌ایم. باید معرفتمان را تصحیح کنیم و در راه شناخت کمال اصلی بکوشیم و ببینیم آن‌که ذاتاً دوست‌‌داشتنی است، کیست و بدانیم دیگران به تبع او مورد محبت قرار می‌گیرند.

    مقام فنا و لذت

    عمق محبت به لذت محب تعلق می‌گیرد و فرد از آن‌جهت که لذت خودش را دوست دارد، متعلق این لذت را نیز دوست می‌دارد. این لذت‌‌دوستی گاهی آگاهانه است و فرد خود توجه دارد که به دنبال لذتش است؛ مانندمحبت‌های مجازی که افراد خودشان می‌دانند که طرف مقابل به دنبال کیف و لذت خودش است و اکنون از دیدن او لذت می‌برد و فردا عاشق دیگری می‌شود. ولی گاهی محب آن چنان در محبوب فانی می‌شود و تمام توجه‌اش به او معطوف می‌شود که اصلا به چیزی دیگر توجه ندارد؛ حتی دیگر به خودش هم توجه ندارد. این حالتی است که برخی از اهل معرفت از آن به فنا تعبیر می‌کنند؛ البته چیزی فانی معدوم نمی‌شود، بلکه محب حالتی پیدا می‌کند که توجهی به چیز دیگر ندارد. با بازکاوی این حالت به این نتیجه می‌رسیم که حتی همین محب نیز در عمق دل، باز طالب لذت خودش است، ولی نه به خودش توجه دارد و نه به لذت خودش. این‌ها مقامات و حالاتی است که ما هنوز در قدم اولش مانده‌ایم. اگر چنین مقاماتی وجود داشته باشد و ما نیز بتوانیم بهره‌ای از آن ببریم، ولی در عین حال از آنها بی‌بهره بمانیم، کلاه بزرگی سرمان رفته است!

    وصلی‌الله علی محمد وآله ‌الطاهرین.

    پاورقی:

    [1] . شهید ثانی همانند شهید اول بر گردن طلبه‌ها حق بسیاری دارد و گویا رازی در این نهفته است که پس از ایشان، همه علما و فضلای شیعه، ریزه‌خوار نعمت ایشان هستند و در همه حوزه‌ها از کتاب شرح لمعه ایشان استفاده می‌کنند. این کتاب که متنش را شهید اول و شرحش را شهید ثانی نگاشته، یادآور جایگاه شهادت در فرهنگ تشیع است؛ البته شهید ثانی رحمة‌الله‌علیه غیر از شرح لمعه، کتاب‌های بسیار مفید دیگری نیز دارند. از جمله کتاب منیة ‌المرید که مراجعه و استفاده از آن برای طلاب بسیار لازم است.

    [2] . مقام صدیقین مقامی بسیار بلند است که خداوند برای بیان عالی بودن مقام برخی از پیامبران به کار می‌برد و می‌گوید إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَّبیًّا (مریم، 41و 56). در سوره مائده آیه 75 نیز این مقام را درباره حضرت مریم می‌آورد؛ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ. اجمالا این مقام به این معناست که اثری از کذب، مجاز وامثال آن در وجود صدیق نیست، سراپا صدق است و بین گفتار و رفتارش هیچ اختلافی وجود ندارد.

    [3] . بحار الأنوار، ج‏67، ص 26، به نقل از مُسَکِّنُ الْفُؤَاد لِلشَّهِید الثَّانِی.

    [4] . در گذشته مانند این زمان نبوده که اول شب تازه اول کار، گردش و تفریح باشد. آن روزها هنگام غروب کسی به فکر بیرون ماندن از خانه نبود. شب‌ها کوچه‌ها تاریک بود. فقط اول غروب فانوسی در بازار یا کوچه‌ها روشن می‌کردند تا بازار یا کوچه‌ها خیلی تاریک نباشد.

    [5] . تملق به‌هر اندازه و برای هر کسی نامطلوب است، ولی اعلی مراتب تملق نزد خدا مطلوب و پسندیده است.

    [6] . سجده، 17.

    [7] . نهج‌البلاغه، ص39.

    [8] . إرشاد القلوب إلی الصواب (للدیلمی)، ج‏1، ص161.

    منبع مطلب : www.hawzahnews.com

    مدیر محترم سایت www.hawzahnews.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ویژگی های دوستان خدا

         دوستان خدا، آن هایی هستند که گام در راه سعادت و خوشبختی بر می دارند و مسیر خویش را، الی الله می دانند. آنانی که سربلند و بهشتی اند. آن کسانی که نامه ی اعمالشان در دست راستشان است، سرافراز و سرحال و شادمانند. در حقیقت اینگونه افراد مطیع محض خدایند. وقتی که انسان این چنین شد، لطف و رحمت واسعه الهی نیز بر او سرازیر خواهد شد. اینان دارای ویژگی ها و خصوصیاتی هستند. اینک به برخی از ویژگی های دوستان خدا پرداخته می شود :

    الف ) امر به معروف و نهی از منکر :

    معروف چیست و منکر کدام است؟ معروف یعنی شناخته شده. امر به معروف یعنی دستور به انجام کارهای شایسته و آنچه رضایت خدا در آن است. نهی از منکر یعنی باز داشتن از انجام کارهای زشت و ناپسند و آمر به معروف کسی است که اولاً خود شناخته شده ها را خوب بشناسد و بدان عمل کند و ثانیاً دیگران را به انجام آن وا دارد. چنانکه ناهی از منکر به کسی گفته می شود که اولاً خود ناشناخته ها را خوب شناخته و از انجام آنها پرهیز نماید و ثانیاً دیگران را نیز از انجام آن باز دارد. عبدبن حمید و ابوشیخ و طبرانی و ابن مردویه از ابن مسعود نقل می کنند که وی گفته است رسول خدا (ص) فرمود : بنی اسرائیل وقتی دست به گناه و نافرمانی زدند علمایشان آنان را توبیخ و تنبیه نموده و از گناه نهی کردند و لیکن در عین حال با ایشان همنشین می کرده و با هم می خوردند و می آّّّّشامیدند تو گویی اینان نبودند که دیروز گناه می کردند وقتی خدای تعالی چنین دید به دلهایشان اختلاف انداخته و به زبان یکی از پیامبران آنان را لعنت کرد  پس رسول خدا (ص)روی با ما کرد و فرمود : به خدا سوگند شما هم یا این است که امر به معروف و نهی از منکر می کنید یا آنکه بطور مسلم بین شما تنافر و دشمنی می اندازد و نیز بطور مسلم شما را هم لعنت و از رحمت خود دور خواهد نمود همانطوری که آنها را لعنت کر.

        امر به معروف و نهی از منکر از جایگاه ویژه ای در دین مبین اسلام برخوردار است. می توان گفت : تمام واجبات به واسطه احیاء امر به معروف و نهی از منکر بپا داشته می شود. اهمیت این امر به گونه ای است که به نظر می رسد از جهاد در راه خدا ، حج ، روزه و حتی نماز مهمتر است.

        زیرا جهاد زمانی بر ما واجب خواهد شد که کشوری و دولتی و گروهی بر ما حمله ور شوند. آن زمان بر ما واجب خواهد شد که از کشور و دین و ناموس خودمان دفاع کنیم. وقتی که جنگی و حمله ای نباشد، دفاع کردن معنا پیدا نمی کند. و اما حج زمانی بر ما واجب می شود که مستطیع شویم اگر کسی استطاعت پیدا نکند، حج بر او واجب نخواهد شد (ماه ذیحجه). و روزه نیز فقط یک ماه مبارک رمضان بر ما واجب است. اگر کسی غیر از ماه مبارک رمضان روزه نگیرد، بازخواست نخواهد شد. مثلاً اگر کسی روزه مستحبی نگیرد، نمی گویند: چرا فلان روز روزه نگرفتی. پس فقط در یک ماه و آن هم ماه مبارک رمضان واجب می شود.

    اما نماز :

     نمازهای واجب عبارتند از : نماز یومیه ، نماز آیات، نماز میت، نماز طواف خانه خدا، نماز قضای پدر و مادر که بر فرزند بزرگ تر واجب می شود، نمازی که بواسطه نذر و قسم واجب می شود.  در این میان غیر از نماز یومیه بقیه نمازها، به واسطه هایی واجب می شود مثلاً نماز آیات بواسطه کسوف، خسوف، زلزله و بادهای سرخ و سیاه که اکثر مردم بترسند واجب می گردد. یا نماز میت بواسطه از دنیا رفتن یک نفر خوانده می شود ولی نماز یومیه ، همیشه بر ما واجب است و آنهم در 5 وعده، باید اقامه گردد : صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء. اگر کسی غیر از این 5 وعده نماز نخواند به او نمی گویند که نماز نخواندی مثلاً نمی گویند چرا نمار غفیله را نخواندی و در روز قیامت هم باز خواست نخواهد شد اما امر به معروف و نهی از منکر نه زمان می شناسد و نه مکان. در هر زمان و در هر مکانی باید امر به معروف و نهی از منکر گردد. البته با شرایط و مراحل خاص خودش و نیز باید آگاهانه ، دلسوزانه ، عاقلانه و حتی المقدور مخفیانه باشد. آیات فراوانی درباره این امر مهم در قرآن آمده است. از جمله :

    «وَلتَکُن مِنکُم اُمَّهٌ یَدعُونَ اِلَی الخَیرِ وَ یَامُرونَ بالمَعروفِ وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَ اُولئِکَ هُمُ المُفلِحون:» و باید برخی از شما مسلمانان، خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند. و امر به کارهای شایسته و نهی از بد کاری کنند و اینها رستگارانند. و در آیه 110 همین سوره آمده است :


    «کُنتُم خَیرَ اُمَّهٍ اُخرِجَت لِلنّاس تَامُرونَ بالمَعروفِ وَ تَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَ تُؤمِنونَ بالله» شما (مسلمانان حقیقی) نیکوترین امتی هستید که پدیدار گشته اید و مردم را به نیکوکاری امر می کنید و از کارهای زشت باز می دارید و ایمان به خدا دارید. امر به معروف و نهی از منکر نشانه عشق به مکتب و مردم، علاقه به سلامت جامعه، آزادی بیان، غیرت دینی، ارتباط دوستانه بین مردم، فطرت بیدار، نظارت عمومی و حضور در صحنه است. امر به معروف و نهی از منکر سبب تشویق نیکوکاران، آگاه کردن افراد جاهل، هشدار برای جلوگیری از خلاف و ایجاد نوعی انضباط اجتماعی است. مولی الموحدین، امیر المومنین حضرت علی (ع) می فرماید: امر به معروف و نهی از منکر مصلحت عامه است. قیام امام حسین (ع) برای امر به معروف و نهی از منکر بوده است. انسان باید هم در دل از انجام گناه ناراحت باشد، هم با زبان آن را نهی کند و هم با اعمال قدرت و قانون مانع انجام آن شود. اگر کسی را به کار نیک دعوت کردیم، در پاداش کارهای خوب او شریک هستیم ولی اگر در برابر فساد، انحراف و گناه ساکت نشستیم به تدریج فساد رشد می کند و افراد فاسد بر مردم حاکم خواهند شد. سکوت و بی تفاوتی در مقابل گناه، سبب می شود که گناه کردن عادی شود. پیامبر اکرم (ص) می فرماید : خداوند دشمن می دارد مؤمن ناتوانی را که دین ندارد. از آن حضرت سؤال شد: یا رسول الله ! چنین شخص کیست؟ فرمودند: کسی که نهی از منکر نمی کند.

    ب) نماز

    از ویژگیهای دوستان خدا، اقامه نماز است. نماز یک رابطه است. رابطه انسان با خالق خود. نماز زیباترین، عمیق ترین و در عین حال ساده ترین رابطه انسان با خداست. این رابطه در همه ادیان آسمانی بوده و اختصاص به دین مبین اسلام ندارد. نماز عبادتی است که بنده ی ناچیز با معبود همه چیز، سخن می گوید. با او راز و نیاز می کند، با حضرت حق نجوا می کند. حرف های دلش را به او می گوید. نماز، عبادتی است که در روز قیامت، قبل از هر چیز، از انسان سؤال می شود. اگر قبول شد بقیه ی اعمال در پی آن قبول می شود و اگر مردود شد، اعمال دیگر انسان نیز تباه می گردد.   

    نماز به قدری مهم است که حضرت ابراهیم (ع) زن و فرزندش را در صحرای بی آب و گیاه مکه، نگه می دارد تا نماز را اقامه کند.

    قرآن کریم، به ابراهیم خلیل الله و فرزندش اسماعیل ذبیح الله دستور می دهد که مسجد الحرام را برای نماز گزاران پاک نموده و آماده سازد.

    نماز کلید قبولی اعمال است . نماز یاد خداست و یاد خدا نیز آرام بخش دلهاست.

    لقمان حکیم نیز به فرزندش که خیلی دوستش دارد می گوید : یا بُنَیَّ اَقِمِ الصَّلو ای فرزند عزیزم نماز بخوان . در حقیقت یکی از وظایف بسیار مهم پدر و مادر نسبت به فرزندان، سفارش به نماز است. نماز بازسازی روحی است. چه زیباست کسی که نماز را در مسجد بخواند. پیامبر اکرم (ص) در بیانی فرمودند : نماز کسی که بدون عذر در مسجد حاضر نمی شود نماز نیست. البته همین روایت در تهذیب الاحکام نیز آمده است. نماز عبادتی است که سفارش شده قبل از آن، خوش صداترین افراد ندای اذان را سر دهند یعنی با اذان، سکوت را بشکنند و دلهای خفته را بیدار کرده تا برای انجام یک واجب بپا خیزند.

    ج) روزه :

    روزه نیز عبادتی است که دوستان خدا آن را انجام می دهند یعنی، از اذان صبح تا اذان مغرب نه می خورند و نه می آشامند و نه مرتکب خلاف و گناهی می شوند. خداوند متعال در قرآنش می فرماید: یا اَیُّهَاالَّذینَ امَنوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقون. خدا در این آیه روزه را واجب نموده است. از واژه کُتِبَ به معنای نوشته شده در می یابیم روزه واجب شده است. روزه دومین موضوع است که در فروع دین ما آمده است. روزه سپری است در برابر آتش جهنم. روزه فقط برای ما مسلمان نیست، بلکه با توجه به همین آیه: کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِن قَبلِکُم، معلوم می شود که روزه بر امت پیشین هم واجب شده بود. در دین مبین اسلام، ماه مبارک رمضان که ماه بندگان خداست، روزه گرفتن واجب شده است. و این امر که ماه رمضان را باید روزه گرفت از آیه قرآن روشن می شود : شَهرُ رَمَضانَ الَّذی اُنزلَ فیهِ القُرآنُ هُدًی لِلنّاس وَ  بَیِّنَاتٍ مِنَ الهُدی وَ الفُرقان.  ممکن است گفته شود : این آیه نشان می دهد که قرآن در ماه رمضان نازل شد و ربطی به روزه گرفتن ندارد. ولی اگر به ادامه آیه توجه کنیم می بینیم که به روزه گرفتن در ماه رمضان اشاره دارد : فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهرَ فَلیَصُمه: پس هر که در یابد ماه رمضان را، باید آن را روزه بدارد.

    راستی آیا خداوند به نماز و روزه نیاز دارد که فرمان به اقامه نماز و گرفتن روزه می دهد؟ اگر خدا به نماز و کلاً به عبادت ما نیاز دارد چرا خودش را اَللهُ الصَّمَد یعنی بی نیاز معرفی می کند؟ اگر نیاز ندارد چه لزومی دارد که عبادت کنیم؟

    با مثال پاسخ سؤال داده می شود : اگر همه ی انسان ها، خانه های خودشان را رو به خورشید بسازند، چیزی از خورشید کم نمی شود و اگر هیچ یک از مردم ، خانه های خویش را به سوی خورشید نسازند چیزی بر خورشید اضافه نمی گردد یعنی خورشید نیاز ندارد که کسی خانه خویش را رو به سوی آن بسازد یا نسازد. خورشید هم روشنایی می دهد و هم گرما می بخشد بلکه این نیاز انسانهاست که خانه های خود را رو به خورشید درست کنند تا هم از روشنایی او بهره مند گردند و هم از گرمای آن برخوردار شوند.

    آری خدا هیچ نیازی به عبادت ما ندارد. خدا نیاز ندارد از اینکه کسی او را عبادت کند. نماز بخوانیم یا نخوانیم، روزه بگیریم یا نگیریم. بلکه این ما هستیم که به الطاف و عنایات او نیازمندیم. این ما هستیم که عبادت انجام می دهیم تا در روز قیامت به دردمان بخورد. البته خدای متعال آنقدر مهربان است که در دنیا هم دست ما را می گیرد و بسیاری از مشکلات و گرفتاری هایی را که در مسیر داریم، همه را برطرف می کند. آری خدا ارحم الراحمین است. 

    د) تقوی و پرهیزگاری :

    از دیگر ویژگی های دوستان خدا ، تقوی و پرهیزگاری است. دوستان خدا آن کسانی هستند که از محرمات و انجام منکرات دوری و پرهیز می نمایند. تقوی، یک نیروی قوی و بازدارنده ای است که خداوند سبحان در دل انسانها به ودیعه گذاشته تا انسانها از گناهان فاصله گرفته و نفرت داشته باشند. کسانی که این نیروی عظیم را در وجودشان حفظ کنند به آنها می گویند متقین.

    آیت الله جوادی آملی می گوید: قرآن کریم یک درجه از تقوا را به عنوان اصل ایمان معرفی می کند که همان انجام واجبات و ترک محرمات است. این تقوا، تقوای عمومی است و تحصیل آن بر همه مردم واجب است. مرحله بالاتر از آن که تقوای خاص نامیده می شود آن است که مستحبات را انجام و مکروهات را ترک کند.
    قرآن کریم ، خصوصیات و ویژگی های متقین را در ابتدای سوره مبارکه بقره چنین بیان می فرماید : اَلَّذینَ یُؤمِنونَ بالغَیب وَ یُقیمونَ  الصَّلوهَ وَ مِمّا رَزَقناهُم یُنفِقون : کسانی که  به  عالم  غیب  ایمان  دارند  و  نماز می خوانند و آنچه که روزیشان کردیم انفاق می کنند. وَ الَّذینَ یُومِنونَ بما اُنزلَ اِلَیکَ وَ ما اُنزلَ مِن قَبلِکَ وَ بالاخِرَهِ هُم یُوقِنون. و کسانی که ایمان آوردند به آنچه به تو و آنچه به پیامبران پیش از تو فرستاده شد و آنها به عالم آخرت یقین دارند. حال که این ویژگی ها را دارا شدند خداوند بزرگ نیز به آنها جایزه می دهد. جایزه خدا در این آیه آمده: اُولئکَ عَلی هُدًی مِن رَبّهِم وَ  اُولئکَ هُمُ المُفلِحون آنان از لطف پروردگارشان به راه راستند و آنها به حقیقت رستگارانند. چه جایزه ای بالاتر از این که خدا آنها را هدایت کرده و آنان را رستگاران عالم نماید. اصلاً هدف از دستورات الهی آن است که در انسان روحیه تقوی پیدا شود خداوند می فرماید: اُعبُدوا رَبَّکُم ... لَعَلَّکُم تَتَّقُون  پروردگار خویش  را بپرستید  شاید  تقوی  پیشه کنید. تقوی زمینه پذیرش هدایت است: هُدًی لِلمُتَّقین.

    تقوی وسیله دریافت رحمت الهی است. تقوی وسیله ی قبولی عمل است. خداوند به متقین وعده داده که هرگز در بن بست قرار نگیرند. تقوی راه نجات از خطرات قیامت است. تقوی باعث خوش عاقبتی و رسیدن به رستگاری است.       

    ﻫ) احترام به والدین :

    یکی از ویژگی های دوستان خدا، احترام به والدین است. والدین، در دین مبین اسلام از قداست خاصی برخوردارند. خداوند، در آیات کریمه اش بارها و بارها، نسبت به نیکی به پدر و مادر سفارش کرده است. گاهی خداوند نیکی و احترام به والدین را در کنار تشکر از خودش آورده است. مثلاً در آیه 14 سوره مبارکه لقمان چنین آمده است : وَ وَصَّینَا الاِنسانَ بوالِدَیهِ حَمَلَتهُ اُمُّهُ وَهناً عَلی وَهنٍ وَ فِصالُهُ فی عامَینِ اَنِ اشکُرلی وَلِوالِدَیکَ اِلَیَّ المَصیر : در این آیه اگر دقت شود می بینیم خدا فرمود: اَنِ اشکُرلی. یعنی اول از من تشکر کنید و شکر مرا بجا آورید و سپس فرمود: وَ لِوالِدَیک یعنی نسبت به والدین خویش همین کار را انجام دهید.

    و) برادری ، صلح و آشتی:

        از ویژگی های دوستان خدا در قرآن کریم، برادری و برقراری صلح و آشتی است. دوستان واقعی خدا، کسانی هستند که همیشه، خود را به عنوان برادر دیگران معرفی می کنند. 


        باید گفت : همانگونه که والدین به فرزندان و فرزندان بر والدین و استاد بر شاگرد و شاگرد بر استاد حقی درند، مسلمان بر برادر مسلمانش حقوقی دارد از جمله : دفاع از او، پنهان نگه داشتن اسرار، عمل به وعده ها، تقدیر و تشکر از او، تنها نگذاشتن او در حوادث، آنچه را که برای خود می خواهد برای او نیز بخواهد، تشیع جنازه، حفظ ناموس او، پاسخ دادن به سلام او، احترام به سخن او، دوست داشتن دوستان او و دشمنی نکردن با آنها. انسان ، با ایمان کامل می تواند در مدار اولیاء الهی قرار گیرد.

    ز) صبر و شکیبایی :

    صبر و شکیبایی، نقش بسیار مهم و سازنده ای در زندگی انسانها دارد و همه ی انسانها به آن نیازمندند. کسانی که این صفت را در وجود خویش داشته باشند، خدای متعال نیز آنان را به عنوان دوستان خود معرفی کرده است : وَاللهُ یُحبُّ الصّابرین. و خدا دوست می دارد صبر پیشه کنندگان را.  

    منبع مطلب : www.zahra_bashirtajari.lxb.ir

    مدیر محترم سایت www.zahra_bashirtajari.lxb.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    در قرآن چه ویژگی‌هایی برای دوستان خدا آمده است‌؟

    درقرآن کریم ویژگی های مختلفی برای دوستان خدا ذکر شده است که به نمونه هایی از آن اشاره می کنم:

    «أَلاَ إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللّه ِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ * الَّذینَ آمَنُوا وَ کَانُوا یَتَّقُونَ«.(1)

    «آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین می شوند. همانان که ایمان آورده و پرهیزگاری ورزیده اند».رسولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله ـ لَمّا سُئلَ عَن قَولِهِ تعالی: «ألاَ إنَّ أ: هُمُ الّذینَ یَتَحابُّونَ فی اللّه ِ» .(2)
    پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ـ در پاسخ به سؤال از دوستان خدا فرمود : کسانی که هرگاه دیده شوند خدا به یاد آورده شود.عنه صلی الله علیه و آله ـ لَمّا سُئلَ عَن أولِیاءِ اللّه ِ ـ: الّذینَ إذا رُؤوا ذُکِرَ اللّه ُ .(3)
    پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ـ در پاسخ به سؤال از آیه «بدانید که بر دوستان خدافرمود : آنان کسانی هستند که در راه خدا به یکدیگر محبّت می ورزند

    یؤمنونَ باللهِ و الیَومِ الآخِرِ و یأمرونَ بالمَعروفِ و یَنهَونَ عَنِ المنکَرِ و یُسارِعونَ فِی الخَیراتِ و اولئکَ مِنَ الصّالِحِین و مایَفعَلُوا مِن خیرٍ فَلَن یُکفَرُوهُ و اللهُ علیمٌ بالمتَّقِین(1) 
    »
    به خداوند و روز قیامت ایمان دارند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و در کارهای نیک از دیگران پیشی می‌گیرند و در حقیقت آنان از صالحین هستند. و هر کار نیکویی که انجام می‌دهند، هرگز درباره‌ی آن ناسپاسی نبینند و خداوند با متقین است«.بنابراین بر اساس آیه‌ی شریفه ویژگی دوستان خدا به شرح زیر است-1 ایمان به خدا و روز قیامت دارند: یؤمنونَ باللهِ و الیَومِ الآخِرِ
    -2 امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند: یأمرونَ بالمَعروفِ و یَنهَونَ عَنِ المنکَرِ
    -3 سبقت گیرنده در نیکی‌ها هستند: یُسَارِعُونَ فی الخَیراتِ
    -4 کار ایشان مورد تقدیر خداوند قرار می‌گیرد: و مایَفعَلُوا مِن خیرٍ فَلَن یُکفَرُوه
    -5 باتقوا و پرهیزگارند: و اللهُ علیمٌ بالمتَّقِین.

    یا أیـُّها الذین ءامَنُوا، مَن یرتَدَّ مِنکُم عَن دینهِ فَسَوفَ یأتِی اللهُ بقَومٍ یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَه أذلةٍ عَلی المؤمنینَ أعِزَّةٍ علی الکافرینَ یُجَاهِدُونَ فی سَبیلِ اللهِ و لایُخَافُونَ لومَة لائِم ذلک فضلُ اللهِ یُؤتِیهِ مَن یَشاءُ و اللهُ واسعٌ عَلِیم(1)
    «
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر کس از شما از آیین خود باز گردد (به خداوند زیانی نمی‌رساند) خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آن‌ها را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند. آن‌ها در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامت‌گری هراس ندارند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد و شایسته ببیند، می‌دهد و (فضل) خداوند وسیع و داناستآیه‌ی مبارکه، ویژگی دوستان خدا را این گونه ترسیم می‌کند:
    -1 
    آن‌ها عاشق خدا بوده و جز به خشنودی او نمی‌اندیشند: یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَه: خداوند آنان را دوست دارد و آنان او را دوست دارند.2-دوستی با دوستان خدا: أذلّةٍ علی المؤمنینَ: در برابر مؤمنان، متواضع و فروتن هستند.
    -3
    دشمنی با دشمنان خدا: أعِزَّةٍ علی الکافرینَ: در برابر کافران سرسخت و نیرومند هستند.4-مجاهد در راه خدا: یُجَاهِدُونَ فی سَبیلِ اللهِ: در راه خدا جهاد می‌کنند.
    -5
    استوار و ثابت قدم: لایُخَافُونَ لومَة لائِم: از سرزنش هیچ ملامت‌گری هـراس ندارند.

    همچنین دوستان خدا از شاخصه‌های برخوردار بوده‌اند که به سعادت دوستی با خدا نائل شده‌اند کهقرآن کریم این شاخصه‌ها و معیارها را اینگونه بر می‌شمرد:

    1- نیکوکاری:«وَ أَحْسنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسنِینَ»[1] نیکی کنید، که خداوند، نیکوکاران را دوست می‏دارد.-2 وفای به وعده و پرهیزکاری:«مَنْ أَوْفی‏ بعَهْدهِ وَ اتَّقی‏ فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ»[2] کسی که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری پیشه نماید، (خدا او را دوست می‏دارد، زیرا) خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.

    -3 استقامت داشتن:

    منابع:

    1 . 
    بقره 195
    2 . 
    آل عمران76
    3 . 
    آل عمران 146
    4 . 
    آل عمران 159

    منبع مطلب : doosti-ba-khoda.blogfa.com

    مدیر محترم سایت doosti-ba-khoda.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    Aynaz 9 ماه قبل
    0

    پیروی دین و مذهب پیامبر(ص)، مؤمن و نیکوکار، خداپرست و مهربانو دلسوز🙂

    مهدی 11 ماه قبل
    2

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید