توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    چو مرغ شب خواندی و رفتی محمد ابراهیم جعفری

    1 بازدید

    چو مرغ شب خواندی و رفتی محمد ابراهیم جعفری را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    خبرگزاری شبستان

    خبرگزاری شبستان

    به گزارشخبرگزاری شبستان،سراینده این ترانه خود در این باره می گوید:« ترانه‌های من ابتدا با تاثیر از ملودی‌ها و موسیقی محلی و فولکلوریکِ نواحی مختلف ایران شکل گرفت و حاصل سال‌ها سفر، جست‌وجو و تجربۀ خوانندۀ آنهاست. به طور مثال ترانۀ «رقص شمشیر» یا «جوونای قلعۀ پیر» بر روی آهنگی نشست که جوانان در زمان‌های دور تمرین شمشیر بازی می‌کردند و امروز با قطعه‌ای چوب گرداگرد هم حرکاتی موزون انجام می‌دهند. داستان این جوان‌ها و ترانه‌ای که بر زندگی آنها سروده شد تحت تاثیر موسیقی و تصاویری که در ذهن من شکل می‌گرفت به کلام تبدیل شد کلامی فارسی ولی چون حامل تصاویر محلی هستند ترانه‌ای محلی به نظر می‌رسند.»

    جوونای قلعۀ پیر

    همه روزها به نخجیر

    شبا در پای آتیش

    همه‌اش در رقص شمشیر…..

    تعدادی از ترانه‌ها هم تحت تاثیر آهنگ هایی سروده شده که قبلا کلام داشته‌اند ولی من بر اساس احساس و حال و هوای خودم که متاثر از آن موسیقی بوده ترانه‌ای کاملا متفاوت سروده‌ام مانند ترانۀ: گل باران….

    چو مرغ شب خواندی و رفتی

    دلم را لرزاندی و رفتی

    تو اشکِ سردِ زمستان را

    چو باران افشاندی و رفتی

    و یا ترانۀ «خان‌ جان» که تحت تاثیر داستان «خان جان» سروده شد که پهلوانی است بسیار قوی که حامی ضعیفان است، فضایی که در این ترانه خلق شده متاثر از داستان «خان جان» است:

    همه ببرهای سیاه صیدِ کمندت

    پناه آهوا سایۀ بلندت

    شب و ابر سیاه کوه‌هایِ سنگی

    ستاره بارد از سُمّ سَمَندِت

    و یا ترانۀ دارم امیدی:

    دارم امیدی…. در آسمانت دیده‌ام ابرِ سپیدی

    ای ابر دلکش… ای اسب سرکش ….دستی به یالت ….می‌نشیند تک‌سواری…

    به یاد دارم روزی به دیدار زنده‌یاد اخوان ثالث رفتم تا ترانه‌های تازه‌ام را بشنود .. شنیدن صدای مهربان و لحن شاعرانه‌اش به من امید و جانی تازه داد، آن روز با خود عهد کردم که جز «دست در دستِ تجسمِ خلاق» هرگز ترانه‌ای نسرایم…

     نشر مشکی اثر حاضر راچاپ و روانه بازارنشر کرده است.

    چو مرغ شب،خواندی و رفتی (ترانه های محمدابراهیم جعفری)

    چو مرغ شب،خواندی و رفتی (ترانه های محمدابراهیم جعفری)

    کتاب چو مرغ شب، خواندی و رفتی نوشته محمد‌ابراهیم جعفری نقاش و شاعر پارسی زبان بروجردی است. محمد‌ابراهیم جعفری در سال 1319 در بروجرد متولد شده است و پدرش بازرگان و باغدار بوده است و در سال 1397 بر اثر بیماری در تهران درگذشته است.

    دبستان را در مدسه فردوسی تحصیل کرده است و در دبیرستان ادبیات خوانده است. در همان سنین تحت تاثیر نقاشی قهوه‌خانه‌ای به نقاشی روی آورده است و اولین اثر خود را خلق کرده است. دبیر هنر او از مشوق های او برای نقاشی بوده است.

    در نوجوانی شروع به سرودن اشعار کرده است. در ادامه به دارالفنون رفته است و با مفاهیم روز نقاشی و ادبیات آشنا شده است.

    سال 1338 وارد یکی از پردیس‌های هنر دانشگاه تهران شده و تحصیلات خود را در رشته نقاشی ادامه داده است. در نهایت در سال های بعد یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه هنر تهران شد.

    شعر « آهوی زخمی » از کتاب چو مرغ شب، خواندی و رفتی محمد‌ابراهیم جعفری

    من آهوی زخمی     تو سایه گیاهی

    منم ابرِ شیطان     تو فصلِ گناهی

    من احساس برخوردِ باران به خاکم

    منم شوقِ مستی که در جانِ تاکم

    گیاهم که تشنه نسیمِ پگاهم

    کویرم که از عشقِ باران هلاکم

    من آهوی زخمی     تو سایه گیاهی

    منم ابرِ شیطان     تو فصلِ گناهی

    من از رنگِ بی‌رنگیم در ملالم

    تو سرخی و سبزی سپیدی سیاهی

    من اینم که هستم همینم

    در این صف که می‌بینی عاشق‌ترینم

    چو مرغ شب خواندی و رفتی

    لینک های مفید

    فرصت های شغلی 30 بوک

    راهنمای خرید

    سوالات متداول

    ثبت شکایات

    قوانین و مقررات

    سیاست حفظ حریم خصوصی

    خرید عمده

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید