توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    کدام پادشاه ساسانی نامه پیامبر را پاره کرد

    1 بازدید

    کدام پادشاه ساسانی نامه پیامبر را پاره کرد را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    خسروپرویز نامه پیامبر(ص)‌ را با «خاک» پاسخ داد/ ماجرای مسلمان‌شدن ایرانیان یمن

    خسروپرویز نامه پیامبر(ص)‌ را با «خاک» پاسخ داد/ ماجرای مسلمان‌شدن ایرانیان یمن

    به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، بیش از 14 قرن قبل و در چنین روزهایی آخرین فرستاده الهی به دنیا آمد تا جهانیان را به خیر و نیکی دعوت کند. چنانکه حضرت در احادیثی فرموده‌اند:

    ـ من پیامبر کسانی هستم که با من به سر می‌برند و [نیز] کسانی که بعد از من به دنیا می‌آیند. (الطبقات الکبری: ج 1 ص 191)

    ـ من به سوی همه مردم فرستاده شده‌ام و سلسله پیامبران به من ختم شده است. (الطبقات الکبری: ج 1 ص 192)

    ـ پیش از من هر پیامبری به زبان قوم خود به سوی امّتش فرستاده شده است؛ ولی خداوند مرا به زبان عربی به سوی هر سیاه و سفیدی فرستاده است. (الأمالی للطوسی: ص 57 ح 81)

    ـ پنج چیز به من داده شده که به هیچ یک از پیامبران پیش از من، داده نشده است. [یکی از آن پنج چیز، این است که] من به سوی سیاه و سفید و سرخ فرستاده شده‌ام. (الأمالی للطوسی: ص 484 ح 1059)

    بنابراین به تصریح خود حضرت، مأموریت ایشان جهانی بود و در همین راستا نامه‌هایی به امرا و پادشاهان آن زمان نوشتند و آن‌ها را به دین اسلام دعوت کردند. به همین منظور، 6 سفیر مأمور رساندن نامه‌های پیامبر به 6 منطقه مختلف شدند.

    * پیام پیامبر(ص) برای پادشاه ایران

    سومین سفیری که پیامبر(ص) اعزام کرد، حامل نامه‌ای برای «کسری» بیست و چهارمین پادشاه ساسانی و فرمانروای وقت ایران‌زمین بود. در جلد نخست کتاب «الطبقات الکبری» که از کهن‌ترین و اصلی‌ترین منابع پژوهش و مطالعه درباره تاریخ صدر اسلام و زندگی و سیره پیامبر(ص) به شمار می‌رود، ماجرا چنین شرح شده است:

    پیامبر خدا، عبدالله‌بن حُذافه سهمی را برای دعوت کردن خسرو به اسلام، همراه نامه‌ای نزد او روانه کرد. عبدالله می‌گوید: نامه پیامبر خدا را تسلیم خسرو کردم. چون نامه را برای او خواندند، آن را گرفت و پاره کرد. وقتی این خبر به پیامبر خدا رسید، فرمود: «پروردگارا! [نظامِ ] پادشاهیِ او را از هم بگسل!»

    خسرو، طی نامه‌ای به «باذان» کارگزار خود در یمن، دستور داد که: دو مرد چابک‌سوار را نزد این مرد در حجاز بفرست تا خبری از او برای من بیاورند.
    باذان، پیشکار خود و یک نفر دیگر را با نامه‌ای فرستاد. آن دو، وارد مدینه شدند و نامه باذان را به پیامبر(ص) دادند. پیامبر خدا لبخندی زد و آن دو را که به خود می‌لرزیدند، به اسلام دعوت کرد و فرمود: «امروز بروید و فردا پیش من بیایید تا آنچه را که لازم است، به شما بگویم».
    روز بعد، آن دو، نزد پیامبر آمدند. پیامبر به آنان فرمود: «به ارباب خود بگویید که خداوند من، دیشب، هفت ساعت از شب گذشته، خدایگان او، خسرو را کُشت». آن شب، شب سه‌شنبه دهم جمادی اوّلِ سال هفتم هجرت بود. [پیامبر اضافه فرمود که] «خدای متعال پسر خسرو، شیرویه [قباد دوم] را بر وی چیره گردانید و او خسرو را به قتل رساند».
    آن دو فرستاده با این خبر نزد باذان باز گشتند و [و وقتی به حقانیت پیامبر پی بردند] باذان و تمام ایرانیانی که در یمن بودند، مسلمان شدند.

    یزید‌ بن حبیب متن نامه رسو‌ل‌الله(ص) را چنین نقل کرده است:

    «به نام خداوند مِهر گستر مهربان. از محمّد، فرستاده خدا، به کسری، پادشاهِ فارس. درود بر کسی که از راه راست پیروی کند و به خدا و فرستاده او ایمان آورد !.... من تو را به دعوت خداوند عزوجل فرا می‌خوانم؛ زیرا من فرستاده خدا به سوی همه مردم هستم، تا آن را که زنده است، هشدار دهم و سخن حق برای کافران، معلوم شود. پس، اسلام بیاور تا به سلامت مانی و اگر امتناع ورزی، گناه مجوسیان به گردن توست». (بحار الأنوار : ج 20 ص 389 ح 8)

    همین ماجرا با اندکی تغییر در جلد نخست «الخرائج و الجرائح» نقل شده است:

    خسرو به فیروز دیلمی نوشت: این بنده‌ای را که نام خودش را پیش از نام من می آورَد و گستاخانه مرا به دینی غیر از دین خودم دعوت می‌کند، نزد من روانه کن.
    فیروز، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: خداوند من، مرا دستور داده که تو را نزد او ببرم.
    پیامبر خدا فرمود: «خداوند من، مرا خبر داد که خداوند تو، دیشب کشته شد».
    در این هنگام، خبر رسید که فرزند او، شیرویه، در آن شب بر وی حمله بُرده و او را کشته است. پس، فیروز و همراهانش اسلام آوردند.

    * «خاک» پاسخ خسروپرویز به نامه پیامبر(ص)

    ابن شهرآشوب نیز در کتاب «المناقب» به نقل از ابن‌مهدی مامطیری ماجرا را چنین نقل کرده است:

    پیامبر(ص) به کسری [عربی‌شده «خسرو» است و عرب‌ها آن را به طور کلی برای شاهان ایران به کار می‌بردند] نوشت: «از محمّد، فرستاده خدا، به کسری، پورِ هرمز. امّا بعد، اسلام بیاور تا به سلامت بمانی، وگرنه با خدا و فرستاده‌اش اعلام جنگ نما. درود بر کسی که از راه راست، پیروی کرد!»
    چون نامه به کسری رسید، آن را پاره کرد و بدان بی‌احترامی نمود و گفت: این کیست که مرا به دین خود فرا می خواند و نامش را پیش از نام من می‌آورد؟! و مُشتی خاک برای پیامبر(ص) فرستاد.
    پیامبر(ص) فرمود: «خداوند، مُلک او را پاره کند که نامه مرا پاره کرد! بدانید که به زودی، شما مُلک او را متلاشی خواهید کرد. و برایم مشتی خاک فرستاد؛ بدانید که به زودی، خاک او را تصرّف خواهید کرد».
    و چنان شد که ایشان فرمود.

    منبع:فارس

    انتهای پیام/

    بازگشت به صفحه سایر رسانه ها

    منبع مطلب : www.tasnimnews.com

    مدیر محترم سایت www.tasnimnews.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    بررسی کامل نامه پیامبر به خسرو پرویز

    بررسی کامل نامه پیامبر به خسرو پرویز

    دوست عزیز سلام من مطالب شما را خواندم و استفاده کردم

    اما جواب؛

    ۱- همه مورخین به غیر از یعقوبی این بحث رو حتمی می دونند.

    ۲-خسرو پرویز گفت دو نفر را بفرست و می دونید که بعید هست منظور از دو نفر ۲ تا سرباز صفر باشند بلکه منظور دو فرمانده و ۲فرد سرشناس هست که مطمئنا هر فرمانده دارای چند مشاور و چندین سرباز هست، پس منظور از دو نفر هم روشن شد.

    ۳-خسرو وقتی به باذان دستور داد شاید باذان شخص درخور این کار رو پیدا نکرده باشه و دید لازم هست خودش هم به عنوان شخص سرشناس پیش پیامبر برود.

    ۴-همه ما از تشریفات دربار پادشاهان آگاهی داریم اما این که شما پیامبر و فرستاده او را به عنوان فرد ناشناس و عرب بیابانی معرفی می کنید دور از انصاف است چون در آن موقع پیامبر در مقام پادشاه عربستان بوده چون تعدادی از شهرهای بزرگ عربستان رو بدون جنگیدن تسخیر کرده بود.

    ۵- و پاره کردن نامه به دست خود خسرو پرویز هم چیز عجیبی نیست چون وقتی آدم عصبانی میشه هر کاری می کنه حالا اینکه یک نامه رو با دست خودش پاره بکنه اصلا دور از ذهن نیست.

    پس میشه گفت پاره شدن نامه توسط خسروپرویز از اخبار معتبر و مسلّم تاریخی است و تقریبا همه مورخین قدیمی به غیر از یعقوبی آن را تأیید کرده‌اند به علاوه انتساب نامه موجود به پیامبر به طوری جدّی مورد شک و تردید هست و بر فرض صحّت انتساب منافاتی با پاره شده آن توسط خسروپرویز و ترمیم مجددش ندارد.

    منبع مطلب : tamadonema.ir

    مدیر محترم سایت tamadonema.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    اهورا 1 ماه قبل
    0

    خسروپرویز نامه ی پیامبر اکرم را پاره کرد

    فاطمه 3 ماه قبل
    0

    من هم هیچی نمیدونم

    غزل 3 ماه قبل
    0

    جواب منو لطفا بدید این چه طرزشه

    غزل 3 ماه قبل
    0

    سلام جواب ها کامل نیست من متن نمیخوام یک کلمه پاسخ میخوام وقتی نمیزنم یک چیزی باید شما دقیق همون چیزی که من میخوام رو بیارید من اصلا انتظارندارم گوگل خیلی بعد شده

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    0
    غزل 3 ماه قبل

    بله

    برای ارسال نظر کلیک کنید