توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    گوهر خیراندیش و مهران مدیری چه نسبتی دارند

    1 بازدید

    گوهر خیراندیش و مهران مدیری چه نسبتی دارند را از سایت هاب گرام دریافت کنید.

    ماجرای ناراحتی گوهر خیراندیش از پیشنهادی که مهران مدیری به او داد

    ماجرای ناراحتی گوهر خیراندیش از پیشنهادی که مهران مدیری به او دادبه گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، خیراندیش که چندی پیش در سریال «هیولا» به کارگردانی مهران مدیری در شبکه نمایش خانگی به ایفای نقش پرداخته بود درباره این سریال نیز در توضیحاتی بیان کرد: من قبل از این در فیلم «توکیو بدون توقف» با مهران مدیری همکاری کرده بودم و همکاری خوبی هم داشتیم، اما فکر می‌کنم این سریال به نوعی کارستان بود و هر روز سر کار همه از حضور در این پروژه لذت می‌بردیم.

    از بازی در سریال «هیولا» ترس داشتم

    وی که در نقش «مادر هوشنگ شرافت» در این سریال به ایفای نقش پرداخته بود درباره نقش خود و قصه ازدواج با یک جوان عنوان کرد: من ابتدا از بازی این نقش ترس داشتم و به آقای مدیری می‌گفتم خوشحال نیستم که این نقش را ایفا کنم و این زن در چنین سنی ازدواج کند، چون نگران بازخورد‌ها بودم، اما آقای مدیری به من اطمینان داد این نقش به شخص گوهر خیراندیش لطمه نمی‌زند و اتفاقاً تصویرگر زنانی است که فرهنگ جامعه خود را فراموش کرده، می‌خواهند همه چیز را عوض کنند و به شخص دیگر تبدیل شوند.

    بازیگر «هیولا» اضافه کرد: من اعتقاد دارم انسان‌ها باید همدم و مونس خود را در سطح فرهنگی و سن خود انتخاب کنند و من در ابتدا با این اختلاف سنی کنار نمی‌آمدم، ولی خدا را شکر مردم اینقدر هوشمند بودند که متوجه شدند این فقط یک نقش است و از مردم بابت درکشان ممنونم.

    بازیگر سریال‌های «میوه ممنوعه» و «سفر سبز» در پایان به نمایش کاریکاتوری از واقعیات جامعه در سریال «هیولا» اشاره کرد و گفت: ما کاریکاتوری از واقعیات جامعه را نشان دادیم اینکه این مادر در سن بالا به سولاریوم می‌رود و یا در پی ازدواج با فردی جوان است به شکل کمدی نگاه شد و خدا را شکر مردم متوجه این تصویر کاریکاتوری شدند.

    منبع: مهر

    انتهای پیام/

    ماجرای ازدواج جنجالی گوهر خیراندیش

    ماجرای ازدواج جنجالی گوهر خیراندیش

    خبر فوری و جنجالی : ویدیوی لو رفته از حمله تند و جنجالی مهدی یراحی به سپاه پاسداران در کنسرتش + فیلم

    بیوگرافی گوهر خیراندیش و همسرش جمشید اسماعیل‌ خانی + خانواده

    گوهر خیراندیش متولد 1 شهریور 1333 در شیراز، بازیگر و گوینده است

    فارغ التحصیل لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنری های زیبا است، در رادیو چندین برنامه حضور داشته و تجربه تدریسدر ورک شاپ های معروف خارج از ایران را نیز دارد

    شروع فعالیت + ازدواج

    جمشید اسماعیل خانی، بازیگر تئاتر و سینمای ایران راه گوهرخیراندیش را ابتدا به عرصه هنر و بعد به عرصه خصوصی زندگی اش باز کرد

    آقای اسماعیل خانی او را برای نقش عذرا بند انداز در نمایش عروس، انتخاب کرد، او در این نقش خوش درخشید و همین آغازگر فعالیتش با گروه تئاتر فارس شد، کلاس یازده دبیرستان بود که دل به جمشید اسماعیل خانی داد و با وجود مخالفت های خانواده، با او ازدواج کرد

    بعد از مدتی فعالیت خانوم خیراندیش به استخدام اداره فرهنگ و هنر شیراز در آمد

    از پزشکی تا هنر

    خیراندیش در سه رشته زبان انگلیسی، بازیگری و پزشکی برای دانشگاه پذیرفته شد

    اولین باری که خون از دست امید پسرش جاری شد، فهمید که برای پزشکی ساخته نشده است. می گوید اتفاقی با یکی از دوستانش که دانشجوی دانشکده هنرهای دراماتیک بود، برخورد کرد و او تشویقش کرد که رشته بازیگری را انتخاب کند

    گوهر خیراندیش و دخترش آزاده اسماعیل خانی

    از شیراز تا تهران

    با قبولی در دانشگاه تهران رشته بازیگری در سال 1357 به همراه همسر و فرزندانش به تهران مهاجرت کرد و در کنار تحصیل بعنوان کارشناس امور هنری در وزارت ارشاد استان تهران مشغول بود

    بیوگرافی جمشید اسماعیل‌ خانی

    جمشید اسماعیل‌ خانی متولد 1329 در داراب استان فارس، بازیگر بود

     بازی در تئاتر را از سال ۱۳۴۹ شروع کرد، همچنین آغاز کار او در سینما به سال 1368 در فیلم زیر بام‌ های شهر به کارگردانی اصغر هاشمی بر میگردد، وی در سال ۱۳۸۱ دار فانی را وداع گفت

    فرزندان

    گوهر خیراندیش و زنده یاد جمشید اسماعیل‌ خانی صاحب یک پسر بنام امید و دو دختر بنام آزاده وآناهیتا هستند، که آناهیتا همسو با پدر و مادر خود وارد عرصه بازیگری شده است

    گوهر خیراندیش و همسرش جمشید اسماعیل‌ خانی 

    سینما و سریال گوهر خیراندیش

    با فیلم روزهای انتظار به کارگردانی اصغر هاشمی در سال 1365 وارد سینما شد، با فیلم بانو در سال 1377 که سنگین ترین گریم شناسنامه کاری او محسوب می شود به کارگردانی داریوش مهرجویی درخشید و نظر مثبت بسیاری از منتقدان سخت گیر سینما را به خود جلب کرد

    با سریال آئینه نیز در سال 1364 وارد قاب تلویزیون شد، همچنین چندین سال در برنامه صدای عبرت شبکه سراسری رادیو حضور داشت

    ماجرای ممنوع التصویری شدن

    گوهر خیراندیش، بعد از درگذشت همسرش جمشید اسماعیل خانی، در جشنواره فیلم های دینی در یزد، صورت کارگردان جوانی که قصد بوسیدن دستش را داشت، بوسید. او یکی از شاگردان قدیم همسرش بود. این کار باعث شد او مدتی ممنوع التصویر شود

    دو سال بعد از آن در جشن خانه سینما، گوهر خیراندیش با دست کش به محمدرضا شریفی نیا، بازیگر سینما دست داد و باز هم برای مدتی ممنوع التصویر شد

    سانحه در سر فیلم برداری

    در ۲۹ مهرماه ۱۳۹۲، در هنگام ایفای نقش در فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران، به کارگردانی بهروز افخمی بر اثر سانحه تصادف دچار مصدومیت شد و از ناحیه سر و استخوان ترقوه دچار شکستگی شد سپس در ادامه بعلت مشکلاتی که برای وی در آمبولانس رخ داد موجب آسیب جدی به مهر های وی شد

    تدریس در آمریکا

    به آمریکا سفر کرده بودم تا برای جراحی که قرار بود که روی کمرم انجام شود تحت درمان قرار بگیرم. در نتیجه صدمه ای که دیده بودم ترمیم شد. من از دانشگاه های زیادی برای تدریس دعوتنامه داشتم یک بار در دانشگاه برکلی و در فیلادلفیا ورک شاپ برگزار کردم و ورک شاپی هم در دانشگاه سانتاباربارا با حضور من برگزار شد

    ضمن اینکه در برخی از ایالات دیگر آمریکا نیز به تدریس پرداختم

    دمیل + تردمیل + ورزشکار حرفه ای

    من از نوجوانی ورزشکار بودم. در دوران دبیرستان و دانشگاه ورزش می کردم و هنوز هم آن را رها نکرده ام. عادت به ورزش در خانواده ما و در فرزندانم هم وجود دارد و هرکدام به 3 – 2 ورزش علاقه دارند

    می توانم بگویم دستگاه های ورزشی که در خانه ما وجود دارد، جنبه دکوری ندارد و هر روز در حال تمرین و ورزش هستم. حتی این ابزارها را مثل مبل در محل پذیرایی قرار داده ایم تا دم دست باشد من دمبل ها و تردمیل ها را کنار مبل ها گذاشته ام، این وسایل ابزار اصلی زندگی ام شده اند

    دوبله

    من تجربه دوبله هم دارم البته در بسیاری از کارها جای خودم حرف زدم

    همچنان که در کلاه پهلوی در کنار استاد مسلم دوبله ایران آقای منوچهر اسماعیلی بودم. قبلاً هم با آقای ناصر طهماسب و دیگر دوستان کار کرده بودم. یا مثلاً در روزی روزگاری جای خودم حرف زدم

    حتی جای دیگران هم حرف زده ام، خلاصه اینکه از پس کارهای خودم در این عرصه برآمدم

    عکس گوهر خیراندیش و پسرش امید اسماعیل خانی

    رد پیشنهادات خارجی

    از طرف برخی از کارگردانان ایرانی شاغل در هالیوود پیشنهادهایی برای بازی داشتم

    وقتی فیلمنامه هایشان را مطالعه کردم زیاد آنها را نپسندیدم. مثلا نقش هایی به من پیشنهاد شد که می توانستم با حجاب هم ظاهر شوم اما از آنجایی که نمی توانستم از کلیت مسائلی که قرار است در فیلم اتفاق بیفتد باخبر شوم آنها را نپذیرفتم

    افتخارات + جوایز

    ● سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم رسم عاشق‌ کشی (جشنواره فجر بهمن ۱۳۸۲)
    ● دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم ارتفاع پست (جشنواره فیلم فجر، ۱۳۸۰)
    ● تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم دعوت (جشن خانه سینما، ۱۳۸۷)
    ● تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم دنیا (جشن خانه سینما، ۱۳۸۲)
    ● تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم واکنش پنجم (جشن خانه سینما، ۱۳۸۲)
    ● بهترین بازیگر نقش مکمل زن سال برای فیلم ارتفاع پست (منتخب نویسندگان و منتقدان، ۱۳۸۱)

    عکس گوهر خیراندیش و دخترش آناهیتا در آمریکا

    هم پدر بودم هم مادر

     هیچ وقت هیچ زنی نمی تواند جای مرد و پدر خانواده را بگیرد اما من تمام تلاشم را کردم که بتوانم هم نقش پدر را به خوبی بازی کنم و هم نقش مادر. در تمام این سال ها اعتبار اسماعیل خانی پشتوانه من قرار گرفت و چه در سینما و چه در تلویزیون سعی کردم بهترین باشم

    بچه هایم به من انرژی دادند تا بتوانم خوب باشم و زندگی را به سمت و سویی هدایت کنم که لایقمان باشد و نبودن پدر حس نشود

    مصاحبه خواندنی و جالب با گوهر خیراندیش 

    سریال «دیوار به دیوار۲» ساخته سامان مقدم به تهیه‌کنندگی حمید رحیمی‌نادی، آخرین اثر تلویزیونی خیراندیش است که این روزها به روی آنتن شبکه سوم سیماست و توجه مخاطبان را به خود جلب کرده است. گوهر خیراندیش که در سری اول این سریال نیز حضور داشت در همکاری مجددش با سامان مقدم با بازیگرانی چون فرهاد آئیش، ویشکا آسایش، رویا تیموریان و پژمان جمشیدی همبازی است.

    این هنرمند درباره چگونگی حضور دوباره‌‌اش در تلویزیون و همکاری مجددش با سامان مقدم و نقشش در سریال «دیوار به دیوار» با روزنامه «صبا» به گفت‌وگو نشست.

    در انتخاب یک نقش، کدام عنصر برای شما از همه مهم‌تر است؟ فیلمنامه؟ کارگردان یا عوامل اثر؟

    به این سوال‌ها بارها پاسخ داده‌ام اما درباره «دیوار به دیوار» موضوع کمی متفاوت است. قبلا به فیلمنامه اهمیت زیادی می‌دادم و برایم در اولویت بود؛ این‌که نقش پیشنهادی چقدر به نقش‌‌های دیگر من نزدیک یا دور است و چه جذابیتی دارد؛ و ای‌که، هیچ‌گاه حجم نقش برایم ملاک نبوده و آن را وجب نمی‌کنم، به این دلیل که فکر می‌کنم هر نقش کوچک نیز برشی کوتاه از یک زندگی بلند است بنابراین کوتاه یا بلندی نقش برایم فرقی نمی‌کند.

    و اولویت‌‌های دیگرتان؟

    پس از نقش، کارگردان و توانایی‌‌هایش برایم مهم است. البته سن و سوال کارگردان برایم ملاک نیست زیرا دیده‌‌ایم که جوانان این روزها واقعا خلاقیت و توانمندی‌هایشان را با آثاری که ساخته‌اند نشان داده‌اند.

    به‌جز مواردی که گفتید، ملاک انتخاب کارگردان برای شما چیست؟

    با کارگردان وارد مذاکره می‌شوم و با او درباره فیلمنامه و شیوه ساختش صحبت می‌کنم تا به آگاهی و توانمندی‌‌هایش پی ببرم.

    عوامل یک اثر چقدر برایتان اهمیت دارد؟

    با این‌که انتخاب عوامل با من نیست اما مسلما خوشحال‌تر می‌شوم که با درجه‌یک‌‌ها و کاربلدها همکاری کنم.

    برویم سراغ «دیوار به دیوار» و چگونگی پذیرش پیشنهاد دوباره بازی در این سریال.

    راستش اصلا نمی‌خواستم دوباره در این سریال بازی کنم زیرا شیوه نویسندگی آقای الوند روزبه‌روز است. حال نمی‌دانم مشکل چیست؟ یا این‌که ایشان وقت ندارند یا این‌که روش نوشتاری ایشان به این شکل است؛ یا شاید از قبل قراردادی برای نگارش با ایشان بسته نمی‌شود. به هرحال این روش کار کردن برای من بازیگر عذاب‌آور بود که جلوی دوربین بنشینم و منتظر باشم تا فیلمنامه برسد.

    یعنی شما از قبل فیلمنامه را نخواندید و از کلیت آن چیزی نمی‌دانستید؟

    نمی‌دانستم که قصه به کجا ختم می‌شود و سرنوشت خانواده من در سریال چه می‌شود. در ضمن سرنوشت همه شخصیت‌‌ها به این شکل بود. این‌گونه بود که همه بازیگران منتظر می‌شدند تا متن حاضر شود. وقتی به دستمان می‌رسید تازه با مخالفت یا موافقت کارگردان و بازیگران روبه‌رو می‌شد. این بدترین شرایط سریال‌سازی در شبکه است.

    شما به این شیوه اعتراض نکردید؟

    چرا قبلا به مدیران محترم صداوسیما این مورد را گوشزد کرده بودم. به آن‌ها گفته بودم که چرا در زمان ساخت آثار مناسبتی متن‌ها زودتر به دست ما نمی‌رسد! مثلا در زمان ساخت سریال «میوه ممنوعه» جلوی دوربین بودم و همان موقع حذفیات و رتوش‌‌ها انجام می‌شد. حتی یادم هست که بارها جلوی دوربین بودیم که تلفن زده می‌شد و از کارگردان می‌خواستند که بخش‌‌هایی سانسور شود.

    این روال به بازی بازیگر آسیب نمی‌زند؟

    به‌شدت به بازی بازیگر آسیب می‌زند زیرا این بی‌نظمی روی اجرا و احساس و نوع طراحی نقش توسط بازیگر تأثیر می‌گذارد.

    برگردیم به «دیوار به دیوار».

    از دیگر دلایلی که نمی‌خواستم در «دیوار به دیوار» حضور داشته باشم، زمان طولانی، رساندن متن‌‌ها درست در زمان ضبط و عمل نکردن به تعهدات مالی بود؛ اما با این‌که با آقای اوجی برای سریالشان قرارداد بسته بودم با شروع «دیوار به دیوار۲» مجبور شدم قرارداد ایشان را پس بدهم. با این حال وجود آقای سامان مقدم به‌عنوان کارگردان باعث شد باز هم در کار حضور پیدا کنم و به ایشان نه نگویم.

    از این موضوع نگران نبودید که سری دوم «دیوار به دیوار» به‌خوبی سری اول نباشد و نتواند نظر مخاطب را جلب کند؟ و درنهایت کار خوبی در رزومه شما به حساب نیاید؟

    نه. زیرا به توانمندی، هوشمندی و خلاقیت سامان مقدم ایمان داشتم و باید با تأکید بگویم که نقشم را در «دیوار به دیوار» هم سری اول و هم سری دوم بسیار دوست دارم.

    کمی درباره نقشتان و جذابیت‌‌هایش توضیح دهید.

    در سری دوم سریال «دیوار به دیوار» که خانواده ما در آن نقش پررنگ‌تری دارد، نقش زنی را بازی می‌کنم که هم در خانه کار می‌کند و هم خانواده را با درآمد کترینگ اداره می‌کند. این زن که مهری نام دارد شخصتیی است مهربان، دلسوز، خانواده‌دوست و ساده‌دل. بسیار فعال است و در زندگی‌‌اش با آسیب‌‌های اجتماعی و مشکلات اقتصادی مواجه است. همسر مهری از کار اخراج شده و کلا خانواده‌‌اش درگیر معضلاتی هستند که زندگی آن‌ها را سخت‌تر کرده است. پسر مهری سرباز است و آینده مشخصی ندارد و در فیلمنامه نیز آینده مشخصی برایش نمی‌بینیم. دخترش نابغه ریاضی است و با ماشینی در شهر می‌چرخد و کافی و مسقطی می‌فروشد. از طرفی این خانواده همه دارایی خود را به یک بسازبفروش داده‌اند و حال آواره‌اند. در سریال «دیوار به دیوار» علاوه بر آن‌که سعی کرده‌‌ایم خنده بر لب مخاطب بنشانیم به مشکلات جامعه نیز می‌پردازیم؛ معضلاتی که مابه‌ازای آن‌ها را در جامعه می‌بینیم. به همین دلیل است که سریال «دیوار به دیوار» را خیلی دوست دارم.

    نقش شما در ابتدا شخصیت بود یا تیپی بود که شما آن را کامل کردید؟

    از همان ابتدا خودم پذیرفتم که مهری شخصیت باشد تا بتوانم ابعاد مختلف شخصیتی او را نشان دهم.

    شما استاد تبدیل کردن تیپ به شخصیت هستید و این اغراق نیست.

    این نظر لطف شماست. واقعیت این است که خیلی نخواستم به فانتزی نزدیک شوم در عین این که لحظاتی کمدی و طنز براساس زودباوری و خوش‌قلبی این شخصیت را طراحی کردم؛ به این شکل که او براساس سادگی خود حرف‌‌هایی می‌زند که خنده بر لب مخاطب می‌نشاند.

    چگونه است که حتی تیپ‌‌های تکراری را به شخصیت تبدیل می‌کنید؟ این ایجاد تفاوت‌‌ها از کجا می‌آید؟ و این جزئی‌نگری شما در ایجاد شخصیتی جدید از کجا نشأت می‌گیرد؟

    من به جامعه و آدم‌های آن خوب و دقیق نگاه می‌کنم. به تعداد آدم‌های کره زمین معلم، مادر، دکتر و پرستار وجود دارد. شاید وقتی می‌گویم پرستار یک الگوی مشخص به ذهن ما می‌رسد در حالی که به تعداد همه انسان‌ها خصوصیت‌‌های متفاوت وجود دارد. به همین دلیل به آدم‌های جامعه دقیق نگاه می‌کنم. مادری که در سریال «میوه ممنوعه» معلم است پس از آن ارتقا پیدا می‌کند و مدیر می‌شود و خانواده را می‌چرخاند با مهری سریال «دیوار به دیوار» زمین تا آسمان متفاوت است و این تفاوت را من ایجاد می‌کنم.

    این تفاوت‌‌ها را چگونه ایجاد می‌کنید؟ لطفا جزئی‌تر توضیح دهید.

    من نقش را طراحی می‌کنم. بیان، فیزیک، حرکات بدنی و تنالیته صدا عناصری هستند که به‌وسیله آن‌ها نقش را باورپذیر می‌کنم. برای کامل کردن شخصیت مهری لهجه شیرازی را در نظر گرفتم. مهری زن زحمت‌کشی است که در عین خانواده‌دوست بودنش ادای آدم‌های روشنفکر را درنمی‌آورد. براساس موقعیت‌‌های به وجود آمده عصبانی می‌شود، دعوا می‌کند و زمانی که خوشحال می‌شود بدون ملاحظه می‌خندد. در حالی که مثلأ قدسی سریال «میوه ممنوعه» با سیاست‌‌هایی که دارد جلوی بچه‌‌هایش قهقهه نمی‌زند و سادگی نمی‌کند، اما با هوشمندی هرچه تمام‌تر هم زندگی‌‌اش را حفظ می‌کند و هم خانواده‌‌اش را مدیریت می‌کند. این‌گونه بگویم که در سریال «دیوار به دیوار» تلاش کرده‌ام تمام مدت به رئالیته زندگی نزدیک شوم و حرف دل بسیاری از مادران جامعه را در قالبی طنزگونه و گاه اشک‌‌انگیز ارائه کنم.

    باتوجه به این‌که این چندمین همکاری شما با سامان مقدم است از شیوه کارگردانی و ویژگی‌‌های او در تعاملش با بازیگر بگویید.

    پیش از آن‌که شیوه کارگردانی سامان مقدم و ویژگی‌‌های او را در نوع ارتباطش با بازیگر توضیح دهم باید از شخصیت خوب ایشان بگویم که چقدر نگاهشان به کار انسانی است و این‌که چقدر به گروهشان احترام می‌گذارند. برای ایشان سلامتی و آرامش و حال خوب گروه خیلی مهم است. سامان مقدم بین اعضای گروهش تفاوت و تبعیض قائل نمی‌شود و همه اعضای گروه را در نظر می‌گیرد. ایشان حاضرند از جیبشان هزینه کنند تا گروه راضی و در آرامش باشند. به همین دلیل زمانی که کار به درازا می‌کشید صرفا به خاطر کار نمی‌ماندیم بلکه به خاطر کارگردان و دستیاران دلسوزش به کار ادامه می‌دادیم؛ زیرا ایشان و اعضای گروهشان را دوست داشتیم. گروه و عوامل آقای مقدم بی‌حاشیه و نادرترین گروهی هستند که تاکنون با آن‌ها همکاری کرده‌ام. در کل خوشحالم که بعد از همکاری با ایشان در فیلم سینمایی «مکس» باز هم با ایشان همکاری کردم. پس از آن بارها قرار شد با ایشان همکاری کنم که یا قسمت نشد یا ایران نبودم، اما هرگاه ایشان پروژه‌ای داشته باشند با کمال میل در کنارشان خواهم بود زیرا صبور، باشعور، مهربان و فرهیخته است و از همه مهم‌تر این‌که در طی کار خلاقیت دارد و ریتم را می‌شناسد و طنز را بلد است.

    با این‌که از نوع سیاست‌‌های تلویزیون و شیوه تولید آثار راضی نیستید چگونه است که به‌صورت مداوم با تلویزیون همکاری می‌کنید؟ دلیل این تمایل چیست؟

    برای من مخاطب مهم است و مخاطبان من بیش از آن‌که در سینما باشند در تلویزیون هستند و هیچ‌گاه دلم نمی‌خواهد آن‌ها را از دست بدهم. گاه دل‌زده و دلگیر و عصبانی می‌شوم یا قهر می‌کنم و نمی‌خواهم با تلویزیون کار کنم، همان‌طور که پیش از «دیوار به دیوار» دوست نداشتم با تلویزیون همکاری کنم؛ اما زمانی که مدیران شبکه و تهیه‌کننده محترم تماس گرفتند دوباره بازگشتم؛ هرچند از ضرب‌العجل‌‌ها و بدحسابی‌‌ها راضی نیستم و تغییر مداوم خط قرمزها و سانسورها آزارم می‌داد زیرا مشخص نبود که حد و حدودها کجاست و متر و معیارها چیست؟! با شرایط موجود در تلویزیون واقعأ نمی‌دانستم چطور با مردم روبه‌رو بشوم؛ زیرا اگر با آن‌ها روراست نباشیم و از معضلات جامعه دور شویم، مخاطب باورمان نمی‌کند و ما را پس می‌زند، آن هم در حالی که نمی‌توانستم انتقاد سازنده و بجا کنم. با خودم می‌گفتم وقتی نمی‌توانم از مشکلات حرف بزنم و انتقاد سازنده کنم برای چه باید به تلویزیون بروم تا این‌که سیاست‌‌های تلویزیون تغییر کرد و از کارگردان‌‌های سینما دعوت به عمل آمد و اعتماد کردم و به تلویزیون بازگشتم اما بازهم می‌بینم آن عدم مدیریت در پخش وجود دارد و تلویزیون خودزنی می‌کند و با سیاست‌‌هایش گل به خودی می‌زند..

    منظورتان از خودزنی چیست؟

    مثلا امسال تمام شبکه‌‌ها تلاش کردند با آثار خوش‌ساخت به خانه مردم بروند و آثار خوبی تولید شد و به همه همکارانم در شبکه‌‌های مختلف سیما سریال‌های ویژه نوروز بابت این موفقیت تبریک می‌گویم؛ اما هم‌زمانی پخش باعث می‌شود که مخاطبان نتوانند آثار را دنبال کنند و درنهایت به‌علت تداخل پخش برخی از کارها را از دست می‌دهند و زحمات این عزیزان دیده نمی‌شود. به‌طور مثال من که عاشق «کلاه قرمزی» هستم نمی‌توانستم آن را ببینم زیرا هم‌زمان با «دیوار به دیوار» پخش می‌شد. زمانی که می‌خواستم سریال «تعطیلات رویایی» را به‌دلیل این‌که نقد آن را خوانده بودم و قرار بود در این سریال بازی کنم متأسفانه به‌علت تلاقی‌‌اش با «پایتخت۵» نمی‌توانستم ببینم، در حالی سریال «پایتخت» را هر سال دنبال می‌کنم.

    و زحمات عوامل را ببینم و «پایتخت» را تماشا کنم نمی‌توانم. این چه سیاستی است؟ دلیل این همه تداخل چیست؟ این ظلم شبکه را نسبت به عواملش نمی‌بخشم و با عمل نکردن به تعهدات مالی‌شان خستگی را به تن همه گروه گذاشتند. جوابگو کیست؟ اگر قرار است مخاطب جذب کنید با این بی‌نظمی‌‌ها راه به جایی نمی‌برید. بنابراین مدیریت پخش به زحمات همه عوامل سازنده لطمه زد و هیچ کس جوابگو نیست.

    از فعالیت‌‌های دیگرتان چه خبر؟

    با خانم تینا پاکروان که قبلا «کلاه پهلوی» و «نیمه شب اتفاق افتاد» را کار کرده‌ام، فیلمی دارم به نام «لس‌آنجلس-تهران» به نویسنده و کارگردانی ایشان. در این اثر، در کنار آقای پرویز پرستویی که سال‌ها در نقش کمدی ظاهر نشده بودند حضور دارم و با خانم مهناز افشار و ماهایا پطروسیان هم‌بازی هستم. این فیلم در دو کشور ایران و آمریکا فیلمبرداری شد و من در آن دو نقش را بازی کردم که یکی از آن‌ها در آمریکا بود و دیگری در ایران. امیدوار بودم در ایام عید اکران شود که نشد و منتظرم تا به روی پرده سینماها برود. فیلمی هم دارم که کارگردان آن کریم امینی است و تهیه‌کنندگی آن را محمدحسین فرحبخش به عهده دارد و نامش «دشمن زن» است. به‌جز این‌ها، پیشنهادهایی دارم که هنوز درباره‌شان تصمیمی نگرفته‌ام.

    عکس جنجالی گوهر خیراندیش در بغل مهران مدیری در پشت صحنه سریال هیولا + عکس و بیوگرافی

    عکس جنجالی گوهر خیراندیش در بغل مهران مدیری در پشت صحنه سریال هیولا + عکس و بیوگرافی

    رکنا نوشت: «گوهر خیراندیش» ، بازیگر نام آشنای سینمای ایران، تصویری از روی پایانی فیلمبرداری سریال «هیولا» ، درکنار مهران مدیری را در صفحه شخصی خود منتشر کرده است که در ادامه می بینید.

    بیشتر بخوانید : 

    تجاوز جنجالی و وحشیانه به دختر زیبا در خانه دوست پسرش + عکس

    خبر داغ :

    ویدیوی لو رفته از سوتی عجیب و جنجالی بازیگر سریال ستایش + فیلم

    بیوگرافی مهران مدیری

    مهران مدیری متولد 18 فروردین 1346 در تهران، بازیگر است

    تحصیلات دانشگاهی را بخاطر حضور در جنگ تحمیلی ناتمام گذاشتد، حالا مشهورترین هنرمند و کارگردان طنز بوده و فدرتمندترین هنرمند سیاسی فرهنگی ایران است.

    جالب است بدانید او سید نیز می باشد.

    شروع از نوجوانی

    مهران مدیری در خانواده ای هنردوست به دنیا آمده بود

    فعالیت های هنری خود را از نخستین سال های نوجوانی شروع کرد و تا قبل از ورود به رشته تئاتر در دانشگاه، چندین اثر نمایشی به عنوان بازیگر حضور داشت

    ترک دانشگاه

    تحصیلات آکادمیک او در رشته تئاتر به دلیل حضورش در جبهه های جنگ ناتمام ماند اما عشق او به هنرهای نمایشی بار دیگر او را به عرصه نمایش در تئاتر و رادیو کشانید.

    فعالیت های تئاتری

    از سال 1362 در 16 سالگی تا سال 1372 با نمایشهای زیادی روی صحنه رفت و در این دوران با بسیاری از بزرگان تئاتر کشور چون قطب الدین صادقی و میکائیل شهرستانی همکاری کرد.

    خانواده + گویندگی

    مهران مدیری آخرین فرزند خانواده است و 3 برادر بزرگتر دارد.

    سال 1368 در 22 سالگی به رادیو رفت و در برنامه داستان شه به مدت 6 سال گویندکی کرد و در سال 1372 وقتی 26 ساله بود به همراه داریوش کاردان اولین برنامه طنز را برای نوروز ساخت.

    شهرت

    شروع شهرت مدیری با اولین کار خود بود، او با برنامه طنز نوروز 72 در قامت بازیگر و کارگردان به شهرت رسید سپس با سریال پرواز 57 در سال 72 دوباره سر زبان ها افتاد.

    سریال ساعت خوش شانس سال 73 و مجموعه های نوروز 76 و جنگ 77 از دیگر آثار موفق اش بود که پایش را در عرصه طنز سفت تر کرد.

    ازدواج و همسرش

    مهران مدیری سال هاست ازدواج کرده و متاهل است دو فرزند دارد، پسزش فرهاد موزیسین و دخترششهرزاد مدیری طراح لباس شباهت عجیبی به پدر دارد.

    همسرش از چهره های هنری نیست گرچه به اشتباه بسیاری از سایت های از عکس فریبا متخصص بعنوان همسر وی نام می برند که کذب است.

    شغل همسر مهران مدیری

    همسر مهران مدیری فارغ التحصیل رشته هنر و ادبیات است او خانه‌ دار است و برای خودش مینویسد و هیچ وقت دغدغه انتشار نوشته‌ هایش را نداشته است.

    اسم فرهاد را هم مادرش انتخاب کرده و بعد از آن مهران مدیری زیاد از این اسم در شخصیت‌ های تلویزیونی‌ اش استفاده کرده است.

    فرزندان مدیری

    فرهاد مدیری متولد 18 اردیبهشت 1370 می باشد.

    در هنرستان موسیقی یاد گرفته و سپس در خارج از کشور به دانشگاه رفته است؛ او حالا یک گروه موسیقی دارد و اغلب در کارهایش پدرش بعنوان آهنگساز حضور دارد.

    شهرزاد مدیری متولد 13 بهمن 1375 در تهران، طراح است.

    فارغ التحصیل رشته طراحی لباس است، علاقه ای به بازیگری ندارد به همراه دوستانش یک برند طراحی لباس بنام لورلای دارد که صفر تا 100 طراحی و دوخت را برعهده دارند.

    کودکی مهران مدیری

    کودکی مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود.

    دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی می کرد دوست داشت تنها در اتاق نشسته و کتاب هایش را ورق بزن، اسم هایشان را حفظ کند و عکس هایشان را نگاه کند.

    ماجرای علاقه به زیست شناسی

    برادر مهران مدیری رشته اش زیست شناسی بود و همین باعث شد که او به زیست شناسی هم علاقمند شود و کتاب های زیادی در این زمینه بخواند

    تنفر از ریاضی و جبر !

    می گوید در ریاضیات همیشه خنگ بود.

    هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمی داند، یعنی به نظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالاتر از 2 در این درس نگرفت.

    به عقیده او ریاضی فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است.

    آدم غمگینی هستم

    خیلی ها می گویند آدم غمگینی هستی. خیلی وقت ها درست است.

    در طول روز غمگینی ام به شادی هایم می چربد، زود هم خودش را نشان می دهد به قول یکی از دوستان، غم اگر به جاهای ناجور نکشه، چیز خیلی بدی نیست می تواند منشا خلاقیت هم باشد.

    ظاهرا در شرق برای غم نسبت به شادی اصالت بیشتری قائلند.

    سه سال در جنگ ایران و عراق

    حامد بهداد درباره مهران مدیری می گوید : چند وقت پیش مهران را دیدم، فهمیدم که او سه سال در جبهه جنگیده، من این را نمی دانستم؛ شگفت زده شدم.

    بیستمین قدرتمند ایران

    مهران مدیری سال 2009 در مقاله نیوزویک بعنوان بیستمین فرد قدرتمند از نظر فرهنگی و سیاسی ایران انتخاب شد، او رابطه بسیار صمیمی با جواد ظریف نیز دارد.

    خداحافظی با ساخت سریال

    حوصله ندارم. خیلی وقت است که حالم خوب نیست و از این نوع کار خسته و اشباع شده ام، نیاز به یک دگردیسی دارم، دوست دارم از تلویزیون و سینمای خانگی فاصله بگیریم و سالانه یک یا دو کار سینمایی بسازم.

    سیگاری

    در 4 شهریور 1395 در نشست خبری اولین فیلم خود بنام ساعت 5 عصر در هتل هما به سوالات خبرنگاران پیرامون فیلم جدید خود پاسخ داد.

    طی این نشست خبری، وی اقدام به سیگار کشیدن کرد که این کارش واکنش‌ های گسترده‌ ای را در پی داشت، او از بازیگران سیگاری است که هنوز هم حاضر به ترک آن نشده است.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    عالی 2 ماه قبل
    0

    عالی

    سحر 10 ماه قبل
    0

    چه جالب

    ۱۳۹ 12 ماه قبل
    0

    ههههه

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید