معنی
واژه قیام در اصل به معنای بلند شدن و ایستادن (در برابر نشستن) است. این کلمه در گذر زمان به مفاهیم گستردهتری مانند شکلگیری یک جنبش اجتماعی یا ایستادن در نماز برای عبادت نیز اطلاق شده است.
یعنی چه
اصطلاحاً وقتی مردم یا گروهی علیه یک قدرت حاکم یا برای احقاق حق خود دست به اعتراض و حرکت گسترده میزنند، میگویند قیام رخ داده است. در متون دینی نیز به معنای عزم و اراده برای انجام فرمان الهی است.
مترادف
این کلمات در بافتهای سیاسی، اجتماعی و ادبی میتوانند به جای قیام استفاده شوند.
متضاد
مهمترین متضاد لغوی قیام، قعود به معنی نشستن است و در مفاهیم اجتماعی، تسلیم و انفعال نقطه مقابل آن هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی «ق و م» مشتق شدهاند و مفاهیمی نظیر ایستادن، برپا داشتن و استواری را در خود دارند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. در ریشه اصلی خود به معنای ایستادن، برپا شدن و اقدام کردن است که پس از ورود به فارسی، توسعه معنایی سیاسی و اجتماعی پیدا کرده است.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «برخاستن»، «انقلاب» یا «خیزش»، کلمه ۴ حرفی «قیام» یک جواب دقیق است.
به انگلیسی
برای مفاهیم سیاسی و اجتماعی از واژههایی مانند Uprising استفاده میشود، در حالی که برای حالت فیزیکی ایستادن، اصطلاح Standing به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قیام
واژه «قیام» در اصل و ریشه لغوی خود به معنای ایستادن و برخاستن فیزیکی است که در مناسک عبادی مانند نماز نیز به همین شکل (ایستادن) به کار میرود. با این حال، در سیر تحول زبان و فرهنگ، این واژه به یک اصطلاح پرکاربرد سیاسی و اجتماعی تبدیل شده و امروزه معنای خیزش، نهضت و انقلاب علیه ظلم و ستم را ذهن متبادر میکند.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، قیام اهمیت ویژهای دارد و علاوه بر دعوت به بیداری و ایستادگی در برابر ستم، با مفاهیمی همچون «قیام به عدالت» (پایداری در مسیر حق) و «روز قیامت» (برپایی دادگاه عدل الهی) گره خورده است. این واژه در ادبیات فارسی نمادی از آگاهی، عزم راسخ، مقاومت و آغاز تحولات بنیادین در جامعه محسوب میشود.